:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103737

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف
    موضوع

    خبرگزاري فارس: نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.

    اصلاح الگوي مصرف و توجه عمومي مردم به دوري از اسراف و تبذير امري است كه اگر با بسترسازي و تمهيدات لازم انجام پذيرد موجب حل مشكلات بسيار فردي و اجتماعي مردم مي شود.
    نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.
    مذمت اسراف
    «مسئله» اسراف و غيرمنطقي بودن رفتار مصرفي جامعه، از مدت ها قبل مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامي بوده است.
    از زواياي متعدد و مختلف به ويژه از منظر «جوشش چشمه اي» آن را مطرح و مورد مطالعه قرار داده اند. به عنوان نمونه در تاريخ 5/9/1375 با مخاطب قراردادن مسئولين مي فرمايند: «البته بالاترين و واجب ترين زهدها اين است كه انسان از حرام پرهيز كند؛ پارسايي كند؛ دامن را پاك نگه دارد و زهد بورزد.» (بسيج و تفكر بسيجي، ص 51)
    اسراف يكي از مصاديق حرام است و در تاريخ
    5/6/1380 در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت مي فرمايند: «عزيزان من! اين نكته را در اين جا بگويم؛ از جمله چيزهايي كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مي كند، نمود اشرافي گري در مسئولان بالاي كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافي گري دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است. عيب اول اشرافي گري اسراف است- اشرافي گري حلال را مي گويم؛ يعني آن چيزي كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده- اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگسازي مي كند، يعني چيزي براي مسابقه دادن همه درست مي كند.»
    (همان، ص 483- 484)
    از طرفي ايشان موضوع عدالت را همواره گوشزد كرده اند و اكنون دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه تحقق عدالت خوانده اند، در تايخ 1/1/1376 در حرم امام هشتم عليه السلام مي فرمايند: «نظام اسلامي، نظام عدالت است» (همان، ص 244)، مطالبه عدالت يعني بايد همواره اين مهم را مطالبه كرد و براي تحقق آن خاموش نشد! و در طليعه دهه چهارم انقلاب اسلامي اصلاح الگوي مصرف تسهيل كننده مسير عدالت و پيشرفت مي دانند.
    مصرف و اسراف
    معني مصرف، «جاي صرف و خرج كردن و محل خرج» است، همانجايي كه بايد براي آن مايه گذاشت! اين مايه هم مي تواند مادي باشد و هم معنوي.
    به تعبير ديگر؛ مصرف، همانجايي است كه بايد انجام شود و اسراف زياد از حد خرج كردن يا صرف كردن و نابه جا خرج و صرف كردن است. آيا همه به طور كامل مي دانيم عمر و مالمان، فرصت و تجهيزات در اختيارمان، منابع طبيعي و غيرطبيعي تحت مسئوليتمان و... را در جاي خود خرج و صرف كنيم؟! با طرح موضوع «اصلاح الگوي مصرف» از سوي رهبر معظم انقلاب، به اين نتيجه مي رسيم كه در ادبيات، فرهنگ و رفتار آحاد جامعه داراي مشكل و معضل هستيم!
    با درك معني مصرف و اسراف و موضوع شدن آن براي اصلاح الگوي آن به اين نتيجه مي رسيم كه وضعيت كنوني مشكل دارد. در نتيجه بايد به شناخت زمينه هاي شكل گيري وضعيت موجود توجه داشت، آن را مطالعه كرد، تحليل نمود و عوامل ظهور و بروز آن را مشخص نمود.
    عوامل و زمينه هاي شرايط موجود
    براي تحقق اصلاح الگوي مصرف و شناخت بستر و راه و روش هاي آن، نيازمند شناسايي عوامل و زمينه هاي وضع موجود هستيم. در بررسي و شناخت عوامل و زمينه ها لازم است به تفكيك بخش ها و حوزه هاي آن پرداخت.
    الف) عوامل و زمينه هاي دروني
    خانواده، ادبيات اجتماعي، گروه ها و انجمن هاي صنفي، تخصصي، آيين هاي ملي و قومي، اقليم، نظام آموزشي، ساختار ارتباطي و...
    ب) عوامل و زمينه هاي بيروني
    تجاوز و اشغال،نفوذ و رخنه فرهنگي،تهاجم سياسي و رسانه اي،الگوي اقتصادي تحميلي، مدرنيته، توريست و ترددهاي ديگر ،الگوي آموزشي، تبليغات تجاري و...
    مطالعه در ابعاد و سطوح، اين مهم را نمايان خواهد كرد. سطوح و ابعادي كه اگرچه حسرت و اندوه سنگيني را درپي خواهد داشت، اما يقيناً در شناخت بستر و طراحي روش و شيوه هاي اصلاح موثر خواهد بود. در بررسي و پژوهش هاي دروني و بيروني عوامل و زمينه هاي شكل دهنده به شرايط موجود بايد ماهيتي برخورد كرد نه سطحي و قشري!
    بايد با معيارهاي دقيق علمي پي برد كه ماهيت و ذات كدام فرهنگ و تمدن مصرف گراست! آن تمدني كه براي بشر تعالي و كمال همراه با رفاه و آسايش مي خواهد يا تمدني كه تجميع سرمايه براي عده اي ولو به هر قيمتي را دنبال مي كند؟! از اين منظر، گفتمان تمدني و ادبيات آن را بايد با مقوله بندي موضوعات مختلف تجزيه و تحليل كرد تا روشن شود كه آيا به مصرف دامن مي زند، يا به تعادل دعوت مي كند. اين حركت به تقويت و ارتقا هويت ملي در زندگي اجتماعي سرعت خواهد بخشيد، چيزي كه قوام بخش امنيت و دوام دهنده حركت رو به كمال فرهنگ و تمدن خواهد بود. در اين قله، افق هاي روشن آينده اهل معرفت و افق هاي تيره ديگران را به خوبي مي توان ديد.
    بسترشناسي
    براي تحقق اين هدف مهم، نياز به تحرك همه جانبه و فراگير است، با بخش گرايي يا قشربندي نمي توان قدم درخوري برداشت! با نگاهي كل نگرانه جزء بين و يا با جزءبيني كل نگرانه بايد به سطحي از طراحي رسيد كه ضريب خطاي آن به كمتر از ده درصد برسد.
    در شكل گيري رفتار اجتماعي كه برآيند درك و فهم و رفتار فردي وخانوادگي است فرايندي وجود دارد. اين فرايند است كه حركت به سمت هدف را ممكن مي سازد و تا به ا ين فرايند توجه لازم صورت نگيرد، قدر مسلم، آن اتفاقي كه مورد انتظار است رخ نمايان نخواهد كرد.
    با اين شرح، دهه چهارم انقلاب اسلامي كه داراي گفتماني با نام «عدالت و پيشرفت» است پيش نيازي لازم دارد كه «مسئله» ملي است، پيش نيازي تحت عنوان «اصلاح الگوي مصرف».
    اصلاح الگوي مصرف را بايد در بستر و فرايند روشمند تحقق قرار داد و با چشم هاي تيزبين پژوهش و مطالعه همواره آن را رصد كرد تا از هرگونه خطا و انحراف مصون ماند و به سمت هدف پيش برود.
    گفتمان و ادبيات
    گفتمان عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف اولين لازمه اش ادبيات است.
    برخاست گاه هاي ادبيات منطبق با اين گفتمان را بايد با مطالعه مورد بررسي قرار داد، شناخت و استخراج كرد و منتشر نمود. عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف، به خودي خود نمي توانند حركت كنند، رنگ و بوي جامعه را تغيير دهند و اهداف مورد نظر را تامين نمايند. در زبان شناسي، بر تاثير حرف و واژگان تاكيد مي شود، استخدام واژگان متناسب با گفتمان و اهداف گفتماني، يكي از روش هاي اساسي براي به حركت در آوردن كاروان عدالت و پيشرفت است.
    پس شكل گيري ادبيات مناسب با گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامي اولين بستر مناسب در به حركت درآوردن اين كاروان است.
    سرچشمه هاي ادبيات مورد نياز، دين و دانش و فرهنگ عمومي يا همان فرهنگ عامه است. اين ادبيات داراي سه سطح است كه ابعاد مختلف گفتمان را پاسخ گويي مي كند:
    الف) سطح علمي آموزشي؛ ادبيات در اين سطح كاركرد آموزشي دارد، آموزش در مدارس و دانشگاه ها و ديگر مراكز آموزشي، همچنين مسئوليت برقراري ارتباط فراملي را به عهده مي گيرد و تبادل دانش و فن لازم براي شرايط جديد جامعه را مساعدت مي كند. در مقابل هجمه و تهديدات احتمالي عليه گفتمان مددرساني كرده و شرايط لازم براي دفع آن ها را مي سازد.
    ب) سطح ساختار ارتباطي ازطريق رسانه ها؛ ادبيات در اين جايگاه تسهيل كننده زمينه براي شكل گيري پيام هاي مختلف رسانه اي است. رسانه ها اگرچه از ادبيات بالادستي (علمي آموزشي) بهره برمي گيرند و نيازهاي خود را از ادبيات عامه نيز تامين مي كنند، اما خود داراي ويژگي ها و اقتضائاتي اند كه سطحي از ادبيات را شكل مي دهند و با آن فعاليت مي كنند.
    اين ادبيات توانايي انتقال دو طرفه پيام از سطح علمي به سطح عامه و از عامه به سطح علمي را داراست.
    ج) سطح عامه؛ ادبيات در زبان و زندگي عمومي يك جامعه داراي سطح و جايگاه خاص خود است، اين ادبيات توانايي بيشتر و بهتري براي حمل احساسات، عواطف، هيجانات و جنبه هاي عاطفي ارتباطات اجتماعي افراد داراست. اين سطح از ادبيات امكان بهره گيري از گويش ها، آيين ها و توانمندي هاي بومي اقوام و گروه هاي مختلف يك جامعه را بيشتر از سطوح ديگر دارد.
    اگرچه در نگاه پيشرفته به نظام و ادبيات علمي آموزشي، صاحب نظران بر اين باورند كه بهره گيري از سطح ادبيات عامه برتري خود را نشان داده است و بايد از آن غفلت نكرد. اما به هويت مستقل آن نمي توان بي اعتنا بود، بلكه با نگاه و توجه به هويت مستقل، مي توان از آن در سطح علمي آموزشي بهترين بهره را گرفت.
    از اين رو لازم است در برنامه ريزي هاي مختلف، لايه هاي سه گانه را درنظر داشت. يعني صرفاً اين مراكز علمي محض در سطح كلان نباشند كه دسترسي به اعتبار، امكانات و فرصت هاي مختلف را براي انجام كار داشته باشند و مراكز ديگر از هيچگونه امكاني بهره مند نگردند. لازم است فرصت سازي براي تحرك مراكز و گروه ها در تمام سطوح صورت بگيرد وهيچ بهانه اي براي سلب مسئوليت از كسي وجود نداشته باشد تا همه استعداد و امكانات و توانمندي ها در اين راه بسيج شوند و پوشش همه جانبه اي در تمام سطوح به وجود آيد.
    ادبيات موردنظر اين گفتمان بايد تبيين كننده مباني نظري و عملي آن باشد و پاسخ گويي به نيازهاي نظري و اجرايي و عملي آن را همراه با هم پي بگيرد. به عبارتي اين ادبيات بايد از فكر تا رفتار را پوشش دهد و همه جانبگي خود را به رخ بكشد و همواره تسهيل كننده حركت بوده و درون زايي در روش عمل را ممكن سازد.
    گفتمان و فرهنگ
    ادبيات چند سطحي به وجود آمده از متون و منابع ديني،علمي و فرهنگ عمومي جامعه، مولد نوعي از فرهنگ خواهد بود. فرهنگي كه مؤلفه هاي اصلي آن برآمده از چارچوب هاي گفتمان است. و حركت رو به جلو گفتمان را روان سازي و نشاط بخشي مي كند. تحقق عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف زماني ممكن مي شود كه فرهنگ و ادبيات جامعه رنگ و بوي آن را بگيرد و آيين هاي ويژه آن كه سطوح و ابعاد مختلف از فرد، خانواده، سازمان تا جامعه را درگير خود مي كند نمايان شود.
    جوشش همگاني مطالبه در لطافت فرهنگي ظهور بيابد و در جغرافياي فكري، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ارضي كشور جاري و ساري شود. شكل گيري و به جريان درآمدن يك فرهنگ، ملزوماتي دارد و به روش هايي نيازمند است. ملزومات آن برآمدن از منابع و مباني اعتقادي، تاريخ، فرهنگ عمومي، نظام اجتماعي و آموزه هاي اخلاقي و... آن جامعه است. يعني آن فرهنگ بايد الزاماً داراي سكونت گاه  ......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 30 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    حذف يارانه انرژي نگاهي ديگر به كاهش مصرف
    موضوع

    خبرگزاري فارس:در سالي كه به نام سال اصلاح الگوي مصرف نام‌گذاري شده بد نيست بر نحوه مصرف انرژي و سرانه آن در ايران نقبي بزنيم و اين سؤال را مطرح كنيم كه به كدام سمت در حركت‌ايم! نهيبي لازم است كه اذهان عمومي را از اين خواب غفلت مصرف‌گرايي مفرط بيدار كند را وضعيت نامعلوم انرژي را سر و سامان بدهد.

    در ايران به علت سياست‌هاي نادرست مصرف به خصوص مصرف انرژي، به ازاي هر هزار دلار توليد ناخالص ملي 2/7 بشكه نفت خام مصرف مي‌شود در حالي كه اين ميزان در چين (كه تقريباً 20 برابر ما جمعيت دارد) 5/5 بشكه است. تبليغات گسترده و نصب بيلبردهاي فراوان در خيابان‌ها و بزرگراه‌هاي شهر براي مصرف بهينه انرژي متأسفانه هنوز هم شاهد هدر رفت مقدار زياد انرژي در بخش‌هاي مختلف علي‌الخصوص بخش ساختمان هستيم. مدت مصرف و هدررفت آن منحصر به زمان و فصل خاصي نيست بلكه در تمامي زمان‌ها اين اتفاق نامبارك مي‌افتد و كسي هم توجهي ندارد.
    در اروپا شدت مصرف انرژي را از 29 به 19 درصدي تقليل داده‌اند كه اين تغيير درصدي قابل تأمل است و البته نبايد چشم بر روي واقعيت‌ها بست. در خصوص مديريت مصرف انرژي كشور ما نيز گام‌هايي هر چند كوچك برداشته است كه از آن جمله مي‌توان به تأسيس شركت بهينه‌سازي مصرف سوخت و تصويب قوانين و آيين‌نامه‌هاي ساختماني همانند مبحث 19 و 14 اشاره كرد.

    ميزان سرانه مصرف برق در ايران تا قبل از شروع تغيير فرهنگ مصرف 2900 كيلووات ساعت بوده كه اكنون اين مقدار به 2600 كيلووات ساعت رسيده است اين در حالي است ميزان سرانه مصرف برق در جهان حدود 900 كيلووات ساعت است

    شركت بهينه‌سازي مصرف سوخت كه به همت شركت نفت در سال 1371 تأسيس گرديد، وظيفه اصلي نظارت كافي و عالي بر كيفيت ساخت و ساز، اجراي مبحث19 و در كل مديريت مصرف دارد وليكن متأسفانه آن طور كه شايسته است به اين مسأله پرداخته نشده. در همايش اجراي مبحث19 كه با عنوان عزم ملي برگزار گرديد يكي از مسوولان اين امر اعلام كرد اجراي اين مبحث در ساختمان‌ها 19درصد است كه با توجه به خيل عظيم ساخت و ساز اين رقم بسيار ناچيز است.
    حذف يارانه انرژي نگاهي نو به مديريت انرژي است با اين تفاوت كه اين عمل خوشايند بسياري از مصرف‌كنندگان نيست چرا كه مصرف سرانه آن در ايران براي هر نفر بيش از پنج برابر مصرف سرانه انرژي در اندونزي و دو برابر كشور چين است كه در صورت حذف يارانه انرژي و به تبع آن افزايش قيمت، خانوارها بايد هزينه زيادتري را براي مصرف انرژي پرداخت كنند.
    با ادامه روند افزايشي مصرف انرژي، در آينده‌اي نزديك به يكي از واردكنندگان انرژي در دنيا تبديل خواهيم شد. لازم است در اينجا از سرنوشت نامعلوم انرژي براي آيندگان هم ياد كنيم و اين سوال را مطرح نماييم كه «آيندگان چي؟»
    يكي از راهكارهاي حفظ انرژي براي آيندگان به كارگيري حذف يارانه از حامل‌هاي سوخت و انرژي است كه مي‌تواند پاسخ مثبتي در مقابل افزايش مصرف انرژي باشد و به مدد اين طرح كاهش مصرف انرژي را در تمامي بخش‌ها شاهد باشيم.
    به تازگي طرحي مبني بر «الزام تكميل سيستم سرمايش و گرمايش براي صدور پايان كار» در شوراي شهر به تصويب رسيده كه سازندگان ساختمان‌ها را ملزم به اجراي مبحث14 نموده كه در صورت چشم‌پوشي مهندسان و ... از اين مبحث پايان كار ساختمان داده نمي‌شود.
    با استناد به مطالعات صورت گرفته در مركز تحقيقات مسكن و ساختمان 63 درصد ساختمان‌ها بدون سيستم گرمايشي و 71درصد بدون سيستم سرمايشي بودند كه جاي بسي «تأثر» دارد. چطور ممكن است ساختماني باشد كه سيستم سرمايش و گرمايش نداشته باشد.

    طرح اصلاح الگوي مصرف تا چه حدي مي‌تواند مؤثر.......



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 30 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    قرآن و بهينه سازي مصرف
    موضوع

    خبرگزاري فارس:آموزه هاي قرآني بر اين نكته تأكيد مي كند كه براي دست يابي به شكوفايي اقتصادي و تمدني و انجام شكر و سپاسگزاري واقعي مي بايست روندي از توليد تا مصرف طي شود كه همه چيز به درستي و كمالي آن مورد استفاده و بهره برداري قرار گيرد و به هيچ عنوان كفران نعمتي نشود.

    آموزه هاي قرآني بر اين نكته تأكيد مي كند كه براي دست يابي به شكوفايي اقتصادي و تمدني و انجام شكر و سپاسگزاري واقعي مي بايست روندي از توليد تا مصرف طي شود كه همه چيز به درستي و كمالي آن مورد استفاده و بهره برداري قرار گيرد و به هيچ عنوان كفران نعمتي نشود.
    در اين ميان نقش دولت در نظارت آن از توليد تا توزيع و مبادله تا مصرف، بسيار حياتي و مهم است؛ به ويژه آن كه اسلام با اقتصاد سرمايه داري و بازار، مخالف است و برآن محدوديت هاي چندي را تعيين و اعمال كرده است. براين اساس، حضور قوي و مديريت و نظارت دولت در بخش هاي مختلف به قصد شكر نعمت، به عنوان يكي از اصول اصلي اقتصاد اسلامي مطرح مي شود؛ زيرا مفهوم شكر در برابر كفران نعمت، به معناي استفاده درست و كمالي از هر نعمتي از نعمت هاي خدادادي است تا امكان دست يابي انسان به كمال مطلق و خلافت الهي را فراهم آورد.
    اگر به آيات قرآني توجه شود به آساني مي توان دريافت كه قرآن بي عدالتي را عامل توزيع نامناسب ثروت مي داند و با اشاره به جايگاه و اهميت ارزشي نهاد دولت در نقش مديريت و نظارت و تأثير آن در اجراي عدالت بر اين باور است كه براي دست يابي به گردش سالم ثروت و اقامه عدالت در جوامع، لازم است تا دولت نه تنها بر گردش سرمايه نظارت كند بلكه با اعمال مديريت و اجراي احكام و قوانين سخت گيرانه نسبت به سرمايه داران، زمينه گردش سالم سرمايه و توزيع عادلانه ثروت را در ميان همه افراد جامعه فراهم آورد. اين گونه است كه تشريع و تقنين قوانيني چون انفال و انفاق و زكات و خمس و مانند آن موردتوجه قرار گرفته است و از دولت و امت خواسته شده تا در جامعه چنان فرهنگ سازي شود تا همه مردم از ثروت و منابع سرمايه اي بهره مند گردند.
    اين درحالي است كه در جهان امروز به يژه نظام سرمايه داري، ثروت و منابع دريايي و معدني و مانند آن در اختيار گروه سرمايه داران قرار گرفته است و آنان معادن عظيم از نفت و گاز و صيد و چوب هاي جنگلي را دراختيار دارند و شركت هاي عظيم سرمايه داري با سهام هاي بخش خصوصي با حضور همان ده درصد از كل جمعيت جهان، به چپاول آن چه انفال ناميده مي شود اقدام مي كنند و روز به روز بر سرمايه و ثروت خويش مي افزايند و روزبه روز بر فقر مردم دامن مي زنند.
    در بسياري از كشورهاي جهان به ويژه آفريقايي، معادن بزرگ نفت و كاني هاي مهم چون الماس و مس و مانند آن، با همكاري دولت هاي وابسته، از سوي همين ده درصد جمعيت جهان غارت مي شود و فقر و بدبختي تنها سهم عموم مردم آن سامان مي باشد.
    دولت مي بايست در همه حوزه ها نظارت و مديريت داشته باشد. البته اعمال نظارت بايد در همه بخش ها از امور كلي و جزيي باشد، ولي اعمال مديريت تنها در بخش كلان و كلي صورت پذيرد.
    دولت براي توليد همه كالاها و خدمات موردنياز و پاسخ گويي درست و مناسب مي بايست برنامه، سياست و خط مشي مشخص و تعيين شده اي داشته باشد. در آيات سوره يوسف به اين مسئله پرداخته شده و حتي چگونگي انبار و نگهداري كالا و ايجاد سازه هاي مناسب براي آن موردتوجه قرار گرفته است.
    مديريت آب و ارايه راهكارهايي براي استفاده بهينه از آن ازطريق سدسازي و جدول كشي و تقسيم و توزيع آب در آيات بسيار موردتوجه است كه ازجمله اين آيات مي توان به آياتي اشاره كرد كه به تمدن شكوفا و پيشگام سبا مي پردازد و علل و عوامل شكوفايي و انحطاط آن را مورد تحليل و تبيين قرار مي دهد.
    مديريت كشاورزي در آيات و روايات
    در برخي از روايات به سيره امير مؤمنان علي(ع) اشاره مي شود كه متوجه تغيير در روش هاي بهره وري و بهينه سازي به كارگيري زمين در بخش توليدات باغي است. در اين روايات آمده است كه امير مؤمنان(ع) برخلاف شيوه متداول آن روزگار، هنگام كشت دانه خرما براي ايجاد نخلستان جديد،دانه ها را نزديك تر از آن چه معمول بوده است كشت كرد. هنگام اعتراض ديگران، به اين نكته اشاره كرد كه مي توان به اين طريق هم در زمان و هم توليد صرفه جويي كرد؛ زيرا نخل ها زماني بسيار مي برد تا به درختي كامل تبديل شود. ولي پس از آن كه نخل ها روييده شد، مي توان برخي را فروخت تا به اين وسيله فرصت بيشتري براي توسعه نخلستان فراهم آيد و نيز مبلغي به عنوان سرمايه كار اندوخته شود.
    درختان، زمان طولاني مي طلبند تا بزرگ شوند. ايجاد خزانه هايي به اين طريق و همچنين بهره گيري از ميوه آنها تا رسيدن به حجم هاي بزرگ، خود نوعي صرفه جويي در زمين است. در ميان باغداران ايراني اين شيوه بسيار به كار مي رود و آنان درختان زودبازده با عمر كوتاه را در ميان درختان ديربازده با عمر طولاني مي كارند تا به اين شيوه از زمان و زمين بهترين استفاده را كرده باشند.
    در داستاني كه قرآن از مديريت كشاورزي حضرت يوسف گزارش مي كند اين معنا بيان شده است كه براي حفظ و نگه داشت محصولات كشاورزي در زمان بيشتر چون بيش از هفت سال، پيشنهاد مي شود تا گندم و جو خرمن نشود و با خوشه هاي آن انبار شود. اين شيوه براي بهينه سازي روش حفظ و نگه داشت كالا و محصولات از ابتكارات حضرت يوسف(ع) و تحت نظارت و مديريت آن حضرت(ع) انجام مي شود و جامعه از امنيت غذايي براي دوره خشكسالي و قحطي سود مي برد.
    قرآن گزارش مي كند كه حضرت يوسف(ع) از توليد تا توزيع و تا مصرف كالا بر همه امور نظارت و اعمال مديريت مي كرد و گاه به سبب مسايل و بحران هاي مقطعي حتي در جزئيات اجراي قوانين و اعمال مديريت خود حضور مستقيم داشت. (يوسف آيات 46 تا 49 و نيز 59 و 60 و آيات ديگر)
    حضرت شعيب(ع) به عنوان رهبر قوم و جامعه خويش در بازارها مي گشت و به تبيين شيوه هاي درست و مناسب مبادله كالا مي پرداخت و ضمن آموزش ، بر اعمال و اجراي آن نظارت و مديريت مي كرد كه همين مسئله موجب تنش و اختلاف وي با سرمايه داران و گرانفروشان و كم فروشان كالا شد و حتي او را تهديد به بيرون كردن از شهر و كشور و يا قتل وي كردند. (هود آيات 84 تا 88 و آيات ديگر)
    حضرت اميرمؤمنان علي(ع) براي اعمال قوانين و اجراي درست آن و نيز نظارت و مديريت بر گردش سرمايه و كالا و خدمات، در بازارهاي كوفه مي گشت و ضمن ارائه رهنمودها و توصيه ها به كاسبان و بازاريان، نسبت به اجراي قوانين، نظارت مستقيم مي كرد. در روايات مي توان بسياري از داستان ها در اين باره را يافت كه به صراحت بر شيوه نظارتي و مديريت دولت اسلامي بر گردش سرمايه و كالا و خدمات درهمه مراحل توجه مي دهد و آن را سيره و سنت دولت اسلامي مي داند.
    وضعيت نابسامان جامعه امروز
    برخي گمان كرده اند كه اصلاح الگوي مصرف به معناي مصرف نكردن و زهدگرايي و يا تشويق و تنبيه مردم در اين حوزه با اعمال قوانين سخت گيرانه و اجحافي است. اين در حالي است كه مراد از اصلاح الگوي مصرف، اصلاح فرهنگ مصرف و بهينه سازي مصرف در راستاي بهره گيري بيش تر و بهتر ازسرمايه ها و نعمت هاست كه اين مهم بيش از آن كه متوجه ملت باشد متوجه دولت است؛ زيرا دولت مي بايست با اتخاذ شيوه هاي مديريتي و نظارتي، در توليد كالاي با كيفيت، بكوشد و زمين و آب را با شيوه اي ابتكاري و نوين به شكل دقيق تري به دست مردم برساند.
    به عنوان نمونه براي اين كه برق به طور بي رويه مصرف نشود و الگوي مصرفي مردم در اين حوزه تغيير يابد، دولت موظف است تا به كيفيت ها بينديشد. بدين منظور مي بايست از توليد لامپ هاي پرمصرف جلوگيري كند و يا براي توليد و خريد تلويزيون هاي با مصرف كم تر برق رو آورد و اجازه توليد كالاهاي پرمصرف را ندهد.
    در حقيقت وظيفه و مسئوليت دولت آن است كه به جاي تقنين قوانين سخت گيرانه به تشويق مبتكران و نوآوران و صاحبان كارخانه بپردازد تا آنان به توليد كالاهايي برقي اقدام كنند كه مصرف را كم كند.
    خداوند در آياتي چون آيات 12 و 13 سوره سبا گزارشي از دولت حضرت سليمان(ع) و تشويق صنعت گران براي توليد كالاهاي رفاهي و شكوفايي اقتصادي و تمدني ارائه مي دهد. در اين گزارش آمده است كه آن حضرت(ع) با بهره گيري از دانش خود و ديگر صاحبان علم و كتاب، فن آوريهاي جديد را مورد توجه و تشويق قرار داد. از جمله مي توان به توليد شيشه و آبگينه اشاره كرد كه حتي براي بهسازي محيط و معماري و ديگر سازه هاي تمدني از آن بهره گرفت. اين كه وي در كاخ خويش از طرح آبگينه اي استفاده كرد و با بهره گيري از شيشه، نهري را در زير محيط زيست خانگي خويش ايجاد كرد كه حتي ملكه سبا را با آن تمدن پيشرفته اش به شگفتي انداخت (نمل آيه 44)، خود دليل آن است كه وي مي كوشيد تا نظارت خود را در همه عرصه ها گسترش دهد  ........



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 30 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ براي اصلا‌ح الگوي مصرف چه مي‌كنيم؟
    موضوع

    براي اصلا‌ح الگوي مصرف چه مي‌كنيم؟


     
     
       ● نويسنده: حميده سادات - هاشمي

    منبع: روزنامه - جام جم  - تاريخ شمسی نشر 31/01/1388

     
     

    با تاكيد مسوولان كشوري بر اصلاح الگوي مصرف در سال جديد اين موضوع با اهميت كه به فراموشي سپرده شده بود، جان تازه‌اي گرفت تا مديران با حساسيت ويژه‌اي در برنامه‌هاي خود به آن توجه كنند.

    به نظر مي‌رسد يكي از مهم‌ترين راهكارهاي كنترل و كاهش مصرف انرژي در كنار روش‌هاي استفاده از سوخت‌ها و انرژي‌هاي جايگزين، اصلاح الگوي مصرف باشد؛ به نحوي كه اين عنوان ساده شايد با پيچيدگي‌هايي روبه‌رو باشد كه براحتي محقق نشود؛ اما بي‌شك توجه در سطح كلان به اين موضوع مي‌تواند گره‌گشاي بخشي از مشكلات مصرف انرژي در كشور بويژه در سطح شهري و صنعتي باشد. خوشبختانه توان علمي و كارشناسي براي تحقق اين شعار در كشور وجود دارد و بايد ديد براي اجراي اين مبحث در عمل چقدر كارآمد و اثرگذار برنامه‌ريزي خواهد شد.

    تعاملات موجود ميان انسان و محيط زيست، سازمان‌ها و نهادهاي اجتماعي را به سوي برنامه‌ريزي‌هاي سازگار با محيط زيست سوق داده است؛ زيرا تاكنون آشكار شده است كه توسعه بدون برنامه‌ريزي ميسر نخواهد بود و هر قدر برنامه‌ريزي بيشتر مبتني بر واقعيت‌هاي عيني و توان‌هاي بالقوه طبيعي باشد، حصول به اهداف از‌پيش‌تعيين‌شده آن ممكن‌تر مي‌شود.

    بر همين اساس و در راستاي برنامه‌ريزي هدفمند براي حفاظت از محيط زيست، مديريت صحيح و نظارت بر عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي، تدوين الگويي مناسب مصرف ضروري به نظر مي‌رسد.

    عميد مرندي، عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران در اين رابطه مي‌گويد: براي تدوين الگوي مناسب مصرف و قابل اجرا بهترين راهكار رجوع به تجربيات، عملكردها و دستورالعمل‌هايي است كه تاكنون مورد استفاده بوده و راه‌حل‌هاي كليدي از آنها سرچشمه مي‌گيرند، به طوري كه مديريت محيط زيستي در اجراي موثر وظايف خود، متكي به برخي اصول علمي و روش‌هاي كاربردي است كه از طريق آنها مي‌تواند به اهداف عالي اصلاح الگوي مصرف نائل آيد.

    وي با اشاره به اين‌كه مديريت محيط زيستي موثر در راستاي اصلاح الگوي مصرف، به كسب و كار و تجارت معنا مي‌بخشد، مي‌افزايد: سازمان‌هاي موفق و كارآمد هم‌اكنون مديريت محيط زيستي را جدي گرفته‌اند‌ و همسو با اصلاح الگوي مصرف بويژه در بخش انرژي كه از چالش‌هاي اساسي كشور است، به نحوي عكس‌العمل نشان مي‌دهند كه آينده خود و عوامل وابسته به خود را تضمين مي‌كنند.

    وي تاكيد مي‌كند: بايد توجه كرد كه فشارهاي محيط زيستي و واقعيت‌هاي عيني از طريق قانون، پيشرفت‌هاي فني و تغييرات بازار و حتي مصرف‌كنندگان اعمال مي‌شوند، به نحوي كه انتخاب براي بخش صنعت جز حركت در مسير جهاني ميسر نخواهد بود.

    به اين ترتيب، كارشناسان براي اصلاح الگوي مصرف تاكيد مي‌كنند كه براي اعمال مديريت محيط زيست بايد فاكتورهاي گوناگوني را در نظر گرفت و با اصلاح روش‌هاي مصرف يا استفاده از آنها به سرمنزل مقصود رسيد.


    مديريت مصرف انرژي

    مديريت محيط زيست درساده‌ترين شكل خود بايد 3 وظيفه را شامل تشخيص اهداف، تعيين امكان تحقق آنها و تدوين و اجراي راهكارها براي انجام اموري كه براي اصلاح الگوي مصرف امكان‌پذير باشد، در نظر بگيرد.

    به اعتقاد عميد مرندي، براي اجراي راهكارهاي نوين مديريت محيط زيستي بايد توجه كرد كه در محيط كار همه چيز قابل تغيير است؛ از تمايلات دست‌اندركاران محيط زيست گرفته تا نظرات عمومي و قابليت‌هاي بشري، لذا مدير محيط زيستي بايد انعطاف‌پذير، سازشگر و با ذكاوت باشد. وي مي‌گويد: مديريت محيط زيستي علاوه بر پيش‌بيني‌هايي كه در زمينه اجراي موارد مورد نظر كارشناسي دارد، بايد متكي بر دستاوردهاي پذيرفته شده علمي، استفاده از تكنيك‌هاي مدل‌سازي، شبيه‌سازي و تخمين باشد و به اين وسيله مساله را شناسايي و مكانيسم‌هاي جبراني را محقق كند.

    عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران مي‌افزايد: هم‌اكنون مديريت محيط زيستي مي‌تواند با ابزارهاي مديريتي نوين، فرآيندهاي نظارت، جمع‌آوري اطلاعات، ارزيابي ميزان اثرات، پردازش اطلاعات، تصميم‌گيري و ارتباطات وضعيت مصرف انرژي و ديگر منابع را بهبود بخشد. به طوري كه مديران محيط زيستي همواره با مسائل در حال رشدي روبه‌رو هستند و به اين دليل نياز به امكانات كمكي بيشتري دارند.

    دنياي امروز كه بدون حفظ منابع زيستي معني ندارد، به سمتي پيش مي‌رود كه مديران محيط‌زيستي بايد هر چه بيشتر از روش‌هاي تصميم‌گيري سنتي دور شده و به روش پيش‌بينانه نزديك شوند. اين در حالي است كه امروزه در جوامع بشري، توسعه با به كارگيري انرژي بيشتر ميسر مي‌شود و در روند توسعه، انسان خصوصيات فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي، اجتماعي و سنتي محيط خود را دگرگون مي‌كند و اين امري اجتناب‌ناپذير است.

    توليد، انتقال و مصرف انرژي، اثرات مهمي را در محيط زيست زمين برجاي مي‌گذارد. امروزه سياست‌هاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقه‌اي، نقش محوري را به عهده دارند. بنابراين ضرورت تعيين رابطه پيچيده مسائل محيط‌زيستي با انرژي، بيش از پيش ملموس شده است.

    مرندي، كارشناس ارشد محيط زيست مي‌گويد: پيشرفت و توسعه جوامع پيشرو با استفاده از انرژي در مقياس وسيع به منظور تقويت سيستم توليد مدرن ميسر شده است به طوري كه انرژي زيربنايي قوي‌اي را براي پيشرفت اقتصادي بنا مي‌نهد و نقش تعيين‌كننده‌اي در بهبود زندگي بشر دارد.

    از آغاز تاريخ، بشر در مقياس جهاني بار فراواني را به محيط زيست تحميل كرده و نبايد اجازه داد كه صدمه به محيط زيست جهاني كه بشر بقا و حيات خود را مرهون آن مي‌داند به نقطه‌اي برسد كه راه بازگشت و جبراني وجود نداشته باشد و بهترين راهكار اصلاح الگوي مصرف از طريق مباني علمي و پژوهشي مي‌باشد.


    به اين ‌سبب است كه توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان انرژي بايد درخصوص نقشي كه انرژي براي دستيابي به توسعه پايدار به عهده دارد، عميقا تفكر كنند. در اين خصوص حفظ محيط زيست كه قابل جايگزيني نيست، بايد دقيقاً مد نظر قرار گيرد و سعي شود چرخه نابهنجاري كه بيشتر به دليل مصرف ناصحيح به شكل چرخه رشد اقتصادي، استفاده از انرژي و مشكلات محيط زيستي رشد يافته، از ميان برود.

    امروزه سياست‌هاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقه‌اي نقش محوري را به عهده دارندعضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران، مي‌افزايد: انرژي در حيات اقتصاد صنعتي جوامع، نقش زيربنايي را ايفا مي‌كند، به اين معنا كه هرگاه انرژي به مقدار كافي و بموقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادي نيز ميسر خواهد بود.

    مرندي معتقد است: منابع خدادادي دركشور ايران با قيمت‌هايي به مراتب نازل‌تر از ديگر كشورها و با سهولت بيشتري به مصرف‌كننده عرضه مي‌شود. ميزان مصرف و اتلاف انرژي در ايران به مراتب بالاتر از كشورهاي صنعتي است و وضعيت مصرف انرژي در كشور ايران با اصول مربوط به ارتقاي بهره‌وري و بازدهي انرژي در جهان، مغايرت دارد.

    اين كارشناس ادامه مي‌دهد: ‌آيا اين بهره‌برداري به اين شكل ادامه خواهد داشت يا مسوولان دلسوز نظام بايد به دنبال راهكارهايي در راستاي اصلاح الگوي مصرف باشند؟ مسلماً منابع انرژي‌ مانند تمامي پديده‌هاي طبيعي ديگر در حال كاهش هستند و از آنجايي كه ديگر حتي تصور زندگي عادي انسان امروزي بدون استفاده از منابع انرژي ممكن نيست، بحران احتمالي را قبل از وقوع بايد از طريق مديريت محيط زيستي اصلاح الگوي مصرف علاج كرد و همزمان با توسعه فناوري‌هاي نوين به سرمايه‌گذاري در روش‌هاي استفاده بهينه از انرژي و گسترش آنها فكر و سپس عمل كرد.


    بهينه‌سازي مصرف انرژي

    هيچ يك از اعمال انسان، بازدهي صد درصد ندارد از اين رو استفاده بهينه و ممانعت از هدر رفتن امكانات امري اساسي است. اين نكته هنگامي اهميت بيشتري پيدا مي‌كند كه موضوع انرژي مطرح شود. منظور از بهينه‌سازي مصرف انرژي، انتخاب الگوها و اتخاذ و به كارگيري روش‌ها و سياست‌هايي در مصرف درست انرژي است كه از نقطه نظر اقتصاد ملي مطلوب باشد و استمرار وجود و دوام انرژي و ادامه حيات و حركت را تضمين كند.

    به گفته مرندي، در اين چارچوب تعيين سهم صورت‌هاي مختلف انرژي در سبد انرژي هر جامعه با توجه به امكانات درازمدت آن جامعه صورت مي‌گيرد.

    همچنين به كارگيري پربازده‌ترين شيوه استفاده از آنها كه متضمن كاهش تخريب منابع انرژي و نيز كاهش تأثيرات سوء ناشي از استفاده ناصحيح از انرژي است، بر عوامل ديگر حيات و محيط زيست مدنظر است، اين استفاده درست و بجا از انرژي، نه‌تنها متضمن استمرار حيات و توسعه پايدار جامعه است، بلكه به بقاي انرژي براي همگان و نسل‌هاي آتي و مانعي براي توليد و گسترش آلودگي‌هاي زيست‌محيطي ناشي از مصرف نادرست انرژي منجر خواهد بود.

    علاوه بر بار اقتصادي عوامل ديگري نيز وجود دارد كه ضرورت اصلاح الگوي مصرف انرژي را تبلور مي‌بخشد كه استفاده بي‌رويه از انرژي‌هاي فسيلي و افزايش آلودگي‌هاي محيط زيستي و بالا بودن رشد جمعيت و نياز به تقاضاي بيشتر انرژي از آن جمله است.

    بايد توجه كرد كه منابع انرژي به دليل تجديدناپذير بودن آن محدوديت دارند و امروزه وجود سيستم بازيافت انرژي يكي از ضرورت‌هايي است كه كشورهاي توسعه يافته به آن سو در حال حركت هستند.

    متاسفانه علاوه بر بخش خانگي كه نيازمند اصلاح الگوي مصرف هستند، شايد صنايع و كارخانجات فرسوده نيازمند توجه بيشتري براي تغيير فناوري و تكنولوژي‌هاي خود هستند تا از هدررفت انرژي جلوگيري شود و تنها به اقتصاد ملي و درآمدهاي نفتي متكي نباشند.

    افزايش گازهاي گلخانه‌اي و باران‌هاي اسيدي تنها بخش كوچكي از اثرات زيست محيطي استفاده نادرست از انرژي است كه به توليد آلاينده‌هاي زيست محيطي منجر مي‌شود و در سطح كلان اثرات زيست محيطي ناشي از مصرف ناصحيح انرژي جبران‌ناپذير خواهد بود.

    كارشناسان معتقدند مصرف درست و كارآمد علاوه بر اين‌كه از هدر رفتن ذخاير با ارزش انرژي پيشگيري مي‌كند، آلودگي را نيز كمتر و محيط زيست را سالم‌تر مي‌كند.

    در حقيقت اصلاح الگوي مصرف به طور غيرمستقيم نيز مي‌تواند مفيد فايده واقع شود. به طور مثال، كاهش ناراحتي و بيماري‌هاي مجاري تنفسي، سرفه، سردرد افزايش توان كاري بدن، كاهش ناراحتي‌هاي قلبي و گردش خون در انسان سبز شدن برگ‌ها، رشد و نمو گياهان و افزايش محصولات در نباتات از اثرات كاهش و از بين رفتن اكسيدهاي گوگرد و نيتروژن و مونواكسيد كربن كه آلاينده‌هاي حاصل از مصرف نادرست سوخت‌هاي فسيلي هستند، بر انسان‌ها و گياهان تاثير ميگذارد.

    از طرف ديگر كاهش و از ميان رفتن گازهاي گلخانه‌اي و نيز باران‌هاي اسيدي كه باعث از بين رفتن مناطق سبز و گونه‌هاي گياهي و جانوري و گرم شدن هواي زمين مي‌شود، نمونه‌اي ديگر از اثرات اصلاح الگوي مصرف و بهينه شدن استحصال و مصرف انرژي است.

    به اين ترتيب، ضرورت اصلاح الگوي مصرف در تمام بخش‌ها بويژه انرژي بر كسي پوشيده نيست و بايد در انتظار سياست‌هاي برنامه‌هاي عملي دولت و مسوولان براي تحقق اين شعار ارزشمند بود.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 30 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    جوان و اصلاح الگوي مصرف
    موضوع

    خبرگزاري فارس:بسياري از جوانان، خريد كالاي خارجي را نشانه تثبيت موقعيت اجتماعي خود مي‌دانند و مصرف كالاهاي خارجي را بر توليدات داخلي ترجيح مي‌دهند. درباره علت اين رفتار، دلايل فراواني عنوان مي‌شود كه مي‌توان به تبليغات جهانى، سودجويي برخي از توليدكنندگان داخلي و كيفيت پايين كالاهاي داخلي اشاره كرد.

    ج) مُد و مُدگرايى
    اگر به چهره افرادي كه در خيابان‌ها مي‌بينيم، دقت كنيم، بارها افرادي را با ابروهاي تيغ‌زده، موهاي سيخ‌سيخى، شلوارهاي تنگي كه تا ديروز آن‌قدر گشاد بود كه به زور به كمر بسته مي‌شد، بلوزهاي تنگ با مارك‌ها و شكل‌هاي عجيب، شال‌هايي كه فقط وسط سر را مي‌پوشانند، مي‌بينيم. سخني كه آنها مي‌گويند اين است كه "مُد است ".
    شايد بتوان ريشه تاريخي مُدگرايي را به زمان قاجار رساند. از اوايل سلطنت فتحعلي شاه قاجار كه پاي مستشاران خارجي به ايران باز شد، پديده‌هاي نوظهور غربي نيز به تدريج به ايرانيان شناسانده شد و آداب و رسوم فرنگي كه ابتدا از سوي خاندان سلطنتي تقليد شده بود، به مرور در طبقات زيرين اجتماع نيز نفوذ پيدا كرد.
    ناصرالدين شاه، نخستين شاه ايران بود كه به طور رسمي به فرنگ سفر كرده و توانسته بود مظاهر نوپاي تمدن غربي را از نزديك ببيند. او با هديه‌هايي كه از سفر اروپا براي حرم‌سراي خود آورد، تغييري در پوشش بانوان طبقات بالاي جامعه داد. سلطنت پنجاه‌ساله اين شاه مستبد، سرآغاز آشنايي ايرانيان با تمدن غربي بود. فرستادن افرادي به فرنگ براي تحصيل از سوي عباس ميرزا و بازگشت آنها پس از اتمام تحصيل به ايران، آشنايي ايرانيان و به‌ويژه دربار با ماشين‌آلات صنعتي و غربى، آمدن سينما توگراف، تأسيس مدرسه جديد دارالفنون و روزنامه‌ها، همه و همه مؤلفه‌هاي اين آشنايي بودند.
    اين جريان تا زمان سلطنت ديكتاتوري رضاشاه ادامه يافت. رضاشاه كه با كمك انگليس توانسته بود نظام حاكم را در دست گيرد، در تنها سفر خود به تركيه، تحت‌تأثير مظاهر و فرهنگ غربي قرار گرفت و به اين نتيجه رسيد كه تنها راه پيشرفت ايران، ملبس شدن و متظاهر شدن به تمامي ظواهر فرنگي است. رضاشاه با فرمان كشف حجاب و متحدالشكل شدن لباس، نخستين گام را در راه مبارزه با سنت ايراني و اسلامي برداشت. روند تحول به تدريج در ظاهري‌ترين شئون فرهنگى و اجتماعى، يعني نوع پوشش مردان و زنان اثر همه‌جانبه‌اي گذاشت كه يكي از پي‌آمدهاي آن، شيوع مد و مدگرايي در ايران است.[47]
    مدها، الگوهايي فرهنگي هستند كه از سوي بخشي از جامعه پذيرفته مي‌شوند و دوره زماني نسبتاً كوتاه دارند و سپس فراموش مي‌گردند.[48] بنابراين، مدگرايي آن است كه فرد، سبك لباس پوشيدن و شيوه زندگي و رفتار خود را براساس آخرين الگوها تنظيم كند و به محض آنكه الگوي جديدي در جامعه رواج يافت، از آن پيروي كند.[49]
    امروزه، پيروي از مد نه‌ تنها در نوع پوشش جوانان، بلكه در بخش‌هاي مختلف زندگي افراد تأثير دارد. از سبك لباس و آرايش‌هاي ظاهري گرفته، تا وسايل منزل و حتي گرايش‌ها و علاقه‌هاي خاصي كه در قشري از جامعه ناگهان بيش از ديگر علايق مورد پسند قرار مي‌گيرد، مانند روي آوردن به ورزش يوگا و ايروبيك تقاضا براي جراحي‌هاي پلاستيك و سفر به دبى.
    مُد به خودي خود بد نيست، ولي آنجا كه شكل افراطي به خود مي‌گيرد، خطرناك است. مدگرايى افراطى، نشان‌دهنده تزلزل و بحران هويت افراد جامعه است. در اين وضعيت، جامعه دچار انحراف شده است و افراد مي‌كوشند خود را به يك نوع مدل و گرايش خاصي نسبت دهند. مدگرايى افراطى، سبب از بين رفتن اراده مدگرايان مي‌گردد؛ آنگاه كه آنان در انتخاب نوع پوشش از خود اختياري ندارند و مطيع مد مي‌شوند.
    جواني كه شيفته مد و فرهنگ كشور ديگر مي‌شود، حاضر نيست در مقابل آن كشور بايستد و از خاك خود دفاع كند. حتي گاهي اوقات ديده مي‌شود كه جوانان، لباس‌هايي به تن مي‌كنند كه پرچم كشور بيگانه يا نام آن كشور بر آن نقش بسته است. مُد و مدگرايي مظاهري در جامعه داشته است.

    مظاهر مُد و مدگرايي
    خريد اجناس مارك‌دار و مصرف كالاهاي ساخت خارج، از آن نمونه‌اند كه اينك به آنها مي‌پردازيم.

    1) خريد اجناس مارك‌دار
    يكي از مظاهر مصرف‌گرايي در ميان جوانان، استفاده از پوشاك مارك‌دار است. منظور از لباس‌هاي مارك‌دار، لباس‌هايي هستند كه به نحوي مانند نحوه دوخت از جهت گشادي و تنگى، تركيب رنگ، كوتاهي و بلندي و نوشته‌هاي روي آن، نشانه فرهنگ غرب است. امروزه، رنگ و شكل و مارك اجناس است كه قيمت آنها را مشخص مي‌كند و گران‌پوشي و خريد لباس‌هاي مارك‌دار، به امري عادي تبديل شده است.
    اگر سري به مراكز اصلي خريد تهران بزنيم، با قيمت‌هاي باورنكردني روبه‌رو مي‌شويم كه به قول فروشنده، تنها پول مارك اين اجناس را مي‌پردازيم.
    حتي در برخي مراكز، مانتوهاي ترك و ايتاليايي عرضه مي‌شوند. اما جاي اين سؤال باقي است كه چگونه بازار ايران كه يكي از بزرگ‌ترين توليدكنندگان مانتو و چادر در ميان كشورهاي اسلامي است، از مانتوهاي ايتاليايي(!) اشباع شده است.
    حتي در نمايشگاه بين‌المللي مد و لباس كه چندي پيش در محل دايمي نمايشگاه‌هاي بين‌المللي تهران برپا شد، با وجود ادعاي برگزاركنندگان آن كه سعي داشتند از نهادهاي ايراني و اسلامي بهره بگيرند، اجناس مارك‌دار عرضه شد. اين نمايشگاه، بيشتر معرف پوشش و‌آرايش مدل‌هاي ماهواره‌اي بود؛ به‌‌ويژه در مورد پوشاك آقايان كه عمدتاً لباس‌هاي مارك‌دار خارجي با تبليغ گسترده عرضه مي‌شد.
    شايد يكي از دلايل عمده‌اي كه توليدكنندگان و طراحان خارجي توانسته‌اند در سطح جهاني براي خود جايي باز كنند، آشنايي آنها با مباني روان‌شناختي تأثيرگذاري و به‌كارگيري روش‌ها و اصول فني مناسب در كار است.

    2) مصرف كالاهاي ساخت خارج
    در حال حاضر، بيشتر بيلبوردهاي سطح شهر تهران در تسخير شركت‌هاي خارجي است و حتي از ورودي شهر و محل پرداخت عوارض مي‌توان اين فضا را مشاهده كرد. فضاي تبليغاتي تهران و ديگر كلان‌شهرها، اعم از تابلوهاي اعلانات خيابانى، بدنه اتوبوس‌ها و ايستگاه‌هاي مترو را تبليغ كالاهاي خارجي پُر كرده است. اگر هم تبليغي از كالاهاي داخلي صورت مي‌گيرد، مربوط به كالاهايي است كه تركيبي از كالاهاي خارجي است مانند چاى، كه تنها بسته‌بندي آن داخلي است. بسياري از جوانان، خريد كالاي خارجي را نشانه تثبيت موقعيت اجتماعي خود مي‌دانند و مصرف كالاهاي خارجي را بر توليدات داخلي ترجيح مي‌دهند. درباره علت اين رفتار، دلايل فراواني عنوان مي‌شود كه مي‌توان به تبليغات جهانى، سودجويي برخي از توليدكنندگان داخلي و كيفيت پايين كالاهاي داخلي اشاره كرد.
    اين گرايش به حدي شديد است كه حتي كودكان نيز بسته‌بندي‌هاي پرزرق و برق اسباب‌بازي‌ها و آدامس‌هاي خارجي را مي‌پسندند؛ معضلي كه به‌ويژه درباره دختران مشهود است و هنوز عروسك‌هاي ملي نتوانسته‌اند جايگزين عروسك غربي "باربي " شوند.
    در اين ميان، برخي از توليدكنندگان داخلي نيز كالاهاي خود را با انواع مارك‌هاي خارجي به فروش مي‌رسانند. اين روند، آثار نامطلوبي بر جاي خواهد گذاشت و ممكن است اين باور در ذهن همگان شكل گيرد كه غرب از هر جهت بهتر است و بنابراين، رواج خوراك، پوشاك و آداب و رسوم و نوع تربيت فرزندان به شيوه غربي پسنديده است.[50]

    عوامل و زمينه‌هاي مدگرايي در جوانان
    عوامل و زمينه‌هاي مدگرايي در ميان جوانان عبارتند از:

    1) نوگرايى
    يكي از ويژگي‌هاي دوره جوانى، نوگرايي و تمايل به تجدد است. جوان به دنبال چيزهايي است كه نو هستند و چيزهاي تازه را انتخاب مي‌كند. به دليل اين روحيه در جوانان، آنان به اشعار تازه و نو علاقه‌مند هستند و به سمت اجناسي كشيده مي‌شوند كه به روش تازه‌اي معرفي و عرضه مي‌گردند.
    تمايل به امروزي شدن و نوگرايي در هر جواني وجود دارد و نشان‌دهنده نياز او به شكستن قالب‌هاي موجود و فاصله گرفتن از هنجارهاي گذشته است تا از اين راه هويت مستقلي به دست آورد.
    جوانان بنا به ميل ذاتي خود، تنوع‌طلب و خواهان تغيير و تحول هستند. بنابراين، آنها علاقه دارند خود را به شكل افراد و گروه‌هاي محبوب اجتماعي يا سوپراستارهايي درآورند كه تبليغات زيادي روي آنها صورت مي‌گيرد.

    2) چشم و هم‌چشمى
    رقابت و چشم و هم‌چشمى، از ديگر زمينه‌هاي رواج مدگرايي در ميان جوانان است. اگر رقابت در جهت صحيح صورت گيرد، سبب پيشرفت و تكامل انسان مي‌شود، اما اگر به سمت امور مادي و مدپرستي هدايت شود و فرد بكوشد با نوع پوشش و آرايش خود از ديگران عقب نماند، سرانجام خوبي نخواهد داشت.[51]
    گاهي اوقات افراد طبقه پايين سعي مي‌كنند هرچه بيشتر شبيه افراد طبقات بالا شوند. از ديگر سو، افراد طبقات بالا كه مي‌بينند بين آنان و افراد ديگر طبقات تفاوتي نيست، مي‌كوشند با خريد كالاها و لباس‌هاي گران‌قيمت، مانع شبيه شدن افراد طبقات پايين شوند.[52]
    يكي از صاحب‌نظران مي‌گويد كه مُد، يكي از ويژگي‌هاي هم‌رنگي با جماعت است كه سعي مي‌كند افراد را با يكديگر هم‌رنگ كند. او معتقد است كه مد، برعكس تشريفات، سبب مي‌شود افراد شبيه اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقيقت نوعي رقابت بين افراد است.
    طبقات متوسط و پايين با مشاهده ولخرجي‌هاي ثروتمندان، خود را در دام مصرف غيرمنطقي گرفتار مي‌كنند و مصرف را نوعي منزلت اجتماعي مي‌پندارند. هم‌چشمي سبب مي‌شود كه فرد مانند افراد فاميل، همسايه يا دوست يك لباس بخرد كه نياز واقعي به آن ندارد يا مراسم ازدواج و مهماني دوستانه خود را طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار كند.
    ممكن است چنين فردي به تغيير دكورخانه، خريد لوازم لوكس و غيرضرور دست بزند كه اصلاً به آنها نياز ندارد. اين امر به زندگي اقساطي مي‌انجامد و در حقيقت، درآمدي را كه بايد به مصرف بازسازي اقتصادي مي‌رسيد، به جيب آرايشگران و فروشندگان مي‌ريزد.[53]

    3. پي‌آمدهاي روند مصرف‌گرايي در كشور
    امروزه عوامل متعددي مانند رسانه‌هاي جمعي و تبليغات فراگير و توده‌اي سبب شده است نيازهاي كاذب در جامعه نمودار شود و افزايش يابد. در چنين شرايطى، استفاده از مدهاي لباس، اجناس لوكس و حتي افكار و عقايد مختلف به نحو فزاينده‌اي بروز مي‌كنند.
    يكي از صاحب‌نظران مي‌گويد كه امروزه فرهنگ توده‌اى، عوام‌گونه، مصرف‌گرا، غير خلّاق و منفعل است.[54] بايد توجه كرد كه ادامه اين روند، عواقب خطرناكي را در پي خواهد داشت كه وابستگي فرهنگى، اقتصادي و بحران هويت از جمله اين پي‌آمدهاي شوم است.

    الف) وابستگي اقتصادى
    پس از انقلاب صنعتي و نياز روزافزون صنايع غرب به مواد اوليه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق ديگر انسان‌ها، تسلط بر سرزمين‌هاي ديگر را در برنامه خويش قرار دادند و با استفاده از طرح‌هاي كارشناسي دقيق، كنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدين ترتيب، سيل مواد اوليه از شرق به غرب سرازير شد و در نتيجه، غرب به پيشرفتي بي‌نظير دست يافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت.
    در اين جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع كشورهاي جهان سوم بسنده نكردند، بلكه با تحميل سياست تك‌محصولى، اقتصاد اين كشور را به نابودي كشاندند و هر يك از سرزمين‌هاي غرب را به صورت انبار ارزان يكي از محصولات مورد نياز خود درآوردند. به اين ترتيب، برزيل، انبار قهوه؛ آرژانتين، انبار گوشت و پشم؛ كشورهاي نفت‌خيز ،انبار انرژي و بوليوى، گنجينه قلع شد. اين‌ها از نظام سلطه غرب، اختاپوسي هزارپا پديد آورد كه با حرص و طمع به بلعيدن منابع جهان مشغول است.
    از ديگر سو، سردمداران غرب، فرهنگ مولّد و پوياي جوامع را به فرهنگي نامتحرك و مصرفي تبديل كرده‌اند. آنان مي‌كوشند با تبليغات فرهنگى، مصنوعات خود را جايگزين كالاهاي محلي كنند و اين‌گونه القا مي‌كنند كه كالاهاي خارجي به علت مرغوبيت و بادوام بودن، براي ديگر جوامع مقرون به صرفه‌تر است.

    ب) وابستگي فرهنگى
    دوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است. اگر كشوري در پاسداري از فرهنگ خود كوشا نباشد، بدون ترديد افزون بر پذيرش سلطه فرهنگي بيگانگان، ناچار است سلطه‌هاي سياسي و اقتصادي و نظامي آنان را نيز بپذيرد؛ زيرا فرهنگ، مايه شكوفايي ذهن‌هاي خلاق و مستعد است و در سايه فرهنگ زنده و پوياست كه افراد جامعه به رشد و استقلال سياسي اقتصادي مي‌رسند.
    سرمايه‌داران غرب پس از سال‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه مهم‌ترين مانع توسعه‌طلبي آنها در ديگر كشورها، قدرت فرهنگي اين ملت‌هاست و تا زماني كه باورهاي مذهبي جامعه‌اي پايدار باشد، چپاول آن كشورها مشكل خواهد بود. بنابراين، تلاش كردند سلطه فرهنگي خود را پي بگيرند.
    اگر سلطه فرهنگي گريبان‌گير جوانان كشور شود، احساس حقارت و پوچي و ناتواني در روح آنان ايجاد مي‌شود و آنها به اين باور دروغين مي‌رسند كه قدرت هيچ كار مهمي را ندارند يا تنها با استفاده از كالاها و مدهاي غربي مي‌توانند به تشخّص و موفقيت برسند.
    آنان كه از ناحيه فرهنگ اسلامي احساس خطر مي‌كنند، با پوچ‌انگاري و نفي فرهنگ‌هاي بومى، به گسترش فرهنگ مصرفي خود مي‌پردازند. آنان كالاهايي را صادر مي‌كنند كه افسونگري خاصي دارند. اين كالاها بر اثر توانايي‌هاي فن‌آورى، با جذابيت بالايي كه دارند، جوانان را مسخ مي‌كنند و به ذهن آنان چنين القا مي‌كنند كه چون صادركنندگان اين كالاها از قدرت علمي و فني بالايي برخوردار هستند، از نظر روابط اجتماعي و معنوي زندگي و رفتارهاي خانوادگي و غيره نيز بهترند.[55]
    بيشتر تهاجم‌هاي فرهنگي در جوامع ديني صورت مي‌گيرد؛ چرا كه عامل اصلي و محوري در جلوگيري از سودجويي و سوداگري و سلطه‌جويي دشمنان، دين و فرهنگ ديني است. دين اسلام كه حامي شخصيت و استقلال بشر است، به انسان اجازه نمي‌دهد خود را در برابر ديگران ذليل كند.
    دشمنان از حقارت برخي از افراد سوءاستفاده مي‌كنند و روح استقلال‌خواهي را با انبوه تبليغات از يك جامعه مي‌گيرند. آنان با بهره‌گيري از اين افراد، بازار مصرف‌گران و كارگران ارزان را از بين جوانان براي خود فراهم مي‌آورند و با كمال تأسف، جوانان، اولين و بيشترين فريب‌خوردگان اين مسئله هستند.

    ج) بحران هويت
    گراهام اي فولر، معاون پيشين شوراي اطلاعاتي امنيت ملي در سازمان سيا مي‌گويد: "اسلام و نهضت‌هاي اسلامي در زمان ما، منبع كليدي كسب هويت را براي اقوامي فراهم مي‌آورند كه قصد دارند هم‌بستگي اجتماعي خود را در مقابله با تهاجم فرهنگي غرب تقويت كنند. "[56] براساس اين برداشت، چندي پيش مؤسسه امور امنيت ملي يهوديان در واشنگتن در كنفرانسي به صراحت اعلام كرد: "بايد هويت ديني مسلمانان را از آنان بگيريم ".[57]
    فقر شخصيتى، مهم‌ترين آسيب اجتماعي......
     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 29 بهمن 1388   نظرات5نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :86
    •    
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • 9  
    • 10  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------