:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103751

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    تجربه 7 كشور جهان درباره هدفمند كردن يارانه ها
    موضوع

    خبرگزاري فارس:قيمت هاي پايين سوخت باعث ناكارآيي در مصرف سوخت مي شود. بنابراين براي محافظت از فقرا در مقابل قيمت هاي فزاينده محصولات نفتي، اعطاي يارانه هاي همگاني انرژي معقول و مقرون به صرفه نيست زيرا اين گونه يارانه ها به ناچار دچار نشت اساسي منافع به سمت اغنياي جامعه مي شوند. بنابراين هدف گيري يارانه ها و اصلاح قيمت حامل هاي انرژي و ساير كالاهاي يارانه اي ضروري است.

    نتايج بررسي تجربه 9 كشور در هدفمند كردن يارانه ها نشان مي دهد كه حذف يارانه ها به صورت دفعي و عمومي آثار زيان باري به جاي مي گذارد، لذا بايد اين كار به صورت تدريجي ومرحله اي صورت گيرد، هم چنين بررسي تجربه اين كشورها نشان مي دهد كه هر يك از آن ها متناسب با شرايط خاص خود روش و يا تركيبي از شيوه هاي مختلف را براي هدفمندسازي يارانه ها مورد استفاده قرار داده اند. وزارت رفاه و تامين اجتماعي در گزارشي با عنوان «هدفمندسازي يارانه ها، تجربه كشورها» به بررسي تجربه 9 كشور لهستان، بلغارستان، اندونزي، چين، تركيه، الجزاير، مصر، تونس و يمن پرداخت كه تجارب برخي كشورها مورد اشاره قرار گرفته است.

    اصلاح نظام يارانه ها در جهان از سال 1980 كليد خورد
    دفتر يارانه هاي معاونت هدفمند كردن يارانه ها و رفاه اجتماعي وزارت رفاه و تامين اجتماعي در گزارش خود آورده است: در دهه 1980 به دنبال بحران بدهي ها و ركود جهاني و تقابل تجربه كشورهاي شرق آسيا، آمريكاي لاتين، جنوب آسيا و صحراي آفريقا، تاكيد راهبردهاي توسعه به سمت بهبود مديريت اقتصاد و پذيرفتن نقش بيشتر نيروهاي بازار تغيير كرد كه در چارچوب اين رويكرد جديد اكثر كشورها نسبت به اصلاحات در برنامه يارانه ها اقدام كردند.

    لهستان تورم 2 هزار درصدي را به 35 درصد كاهش داد
    هدفمندسازي يارانه انرژي در لهستان بخشي از برنامه اصلاحات اقتصادي را پس از فروپاشي نظام سوسياليستي تشكيل مي داد كه موفق ترين برنامه در گروه كشورهاي بلوك شرق بود. براساس بسته مذكور، پرداخت يارانه صنايع به روش شوك درماني قطع شد. انضباط مالي دولت تحت كنترل شديد قرار گرفت، رشد تورمي دستمزدها متوقف شد و نرخ بهره افزايش يافت و برنامه خصوصي سازي به همراه آزادسازي قيمت ها اجرا شد. هم چنين قوانين تجارت خارجي به منظور تسهيل صادرات و جذب سرمايه گذاري خارجي اصلاح شد.آثار كوتاه مدت حاصل از اجراي برنامه مذكور كاهش 24 درصدي توليدات صنعتي.....



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 28 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    الگوي مصرف و هويت فرهنگي
    موضوع

    خبرگزاري فارس: الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست .

    قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر "روشنگري " از ديگر قرون متمايز مي‌شود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعارlesse faire ( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده مي‌شوند، بايستي ارزيابي مي‌شدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته‌اي وخيم در مقابل فرآورده‌هاي نوين مقاومت نشان مي‌داد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنت‌ها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور مي‌كردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شخصيت سناسي كمك مي‌گرفت، انجام مي‌شد. در اينجا يكي از مسائلي كه باعث "بحران هويت " مي‌شد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه‌ها، عرف‌ها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال مي‌برد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل ‌كالاهاي مصرفي در مي‌آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نمي‌شد. كار هنگاهي مصيبت‌بارتر مي‌شد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي‌دهد .
    الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات....



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 28 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري
    موضوع

    هاي اصلاح اداري پرداخته مي‎شود. اميد است امسال، دولت علاوه‎ بر توجه به فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري به احكام فصل دوم نيز توجه كند، چرا كه اجراي فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احكام فصل دوم امكان پذير نيست.

    قانون مديريت خدمات كشوري با اهداف زير تدوين شده است:
    1- بهبود نظام بوروكراسي اداري؛ 2- افزايش رضايت مردم و ارباب رجوع؛ 3- سرعت و دقت شفافيت در ارايه خدمات براي مردم؛ 4- كاهش ساختارها و پيچ و خم اداري؛ 5- عدالت در نظام پرداخت؛ 6- ارتقاي نقش دولت از تصدي‎گري به نقش سياست‎گذاري، هدايت و نظارت؛ 7 - مشاركت تعريف شده مردم؛ 8- دفاع از حقوق پرسنل و كاركنان در بخش دولتي و خصوصي؛ 9- توسعه دولت الكترونيك و خدمات الكترونيكي؛
    نتيجه تحقق اين اهداف، رضايت مديران، مردم و كاركنان خواهد بود. تحقق اين اهداف در برخي احكام قانون مديريت خدمات كشوري زمينه اصلاح الگوي مصرف و افزايش بهره‎وري را فراهم خواهد كرد. بي‎شك اگر نظام اداري اصلاح شود، زمينه اصلاح بسياري از بخش‎ها مساعد خواهد شد. درست است كه اصلاح الگوي مصرف نياز به يك حركت همه جانبه فرهنگي و اقتصادي دارد، اما پاشنه آشيل اين حركت، اصلاح نوع مديريت بخش عمومي و دولتي است. اگر دولت در سياست‎گذاري، نظارت و انجام اموري كه برعهده دارد، «اصلاح الگوي مصرف» را رعايت كند، آثار مستقيم و غير مستقيم آن در ساير بخش‎هاي اجتماعي ديده خواهد شد. به عبارت ديگر براي حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف، اول بايد از نظام اداري شروع كرد.
    در اين مقاله با مروري در فصل دوم قانون مديريت خدمات كشوري، به روش‎هاي اصلاح اداري پرداخته مي‎شود. اميد است امسال، دولت علاوه‎ بر توجه به فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري به احكام فصل دوم نيز توجه كند، چرا كه اجراي فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احكام فصل دوم امكان پذير نيست. اگر اجراي فصل دهم به تنهايي مورد توجه قرار گيرد، جز افزايش هزينه‎هاي پرسنلي، تفاوت فاحش حقوق كاركنان دولتي و خصوصي و نارضايتي، چيز ديگري نخواهد داشت.
    اما مروري بر احكام و آثار فصل دوم (راه‎بردها و فن‎آوري انجام وظايف دولت): بر اساس ماده 127، اموري مانند آموزش و پرورش عمومي، فني حرفه‎اي، علوم و تحقيقات، درمان، توان‎بخشي، تربيت بدني و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومي و امور فرهنگي هنري و تبليغات اسلامي از طريق شيوه‎هاي زير توسط مردم انجام مي‎گردد:
    1- اعمال حمايت‎هاي لازم از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
    2- خريد خدمات از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
    3- مشاركت با بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
    4- واگذاري واحدهاي دولتي به خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
    امسال دولت بايستي با استفاده از اين ظرفيت قانوني كه در قانون بودجه نيز براي آن اعتبار در نظر گرفته شده است، در جهت اداره مستمر كارهايي كه از طريق مشاركت مردم انجام مي‎گيرد، بهره‎وري را افزايش دهد و الگوي مصرف را اجرا كند.
    از سوي ديگر با اجراي درست، كامل و دقيق سياست‎هاي اصل 44، زمينه ايجاد رقابت، تأمين حقوق عادلانه توليد كنندگان و مصرف كنندگان، رشد و توسعه و امنيت سرمايه‎گذاري، عدالت و رفع بي‎كاري را فراهم نمايد.
    براي اجراي اين ماده هم چنين لازم است دستگاه‎هاي دولتي، فعاليت‎هاي قابل واگذاري يا مشاركت با بخش خصوصي را احصاء و با يك برنامه زمان‎بندي اجرا كنند و مجلس شوراي اسلامي و نهادهاي نظارتي نيز با بررسي و نظارت دقيق و استفاده از سيستم تشويق و تنبيه، دولت را در اين هدف مهم ياري كنند.
    اما فعلا لازم است بخشي از فعاليت‎ها، به هر دليل قانوني يا شرايط اجتماعي، توسط بخش دولتي اداره شود. افزايش بهره‎وري، موضوعيت دارد. قانون مديريت خدمات كشوري بر اساس ماده 16 براي افزايش بهره‎وري و استقرار نظام كنترل نتيجه و محصول و جلوگيري از تمركز تصميم‎گيري، اختيارات لازم را به مديران اداره واحدهاي تحت سرپرستي داده است.
    ابتدا بايد براي هر واحد آموزشي، پژوهشي، بهداشتي، درماني، خدماتي، توليدي و اداري، متناسب با كيفيت، محل جغرافيايي ارايه خدمت يا فعاليت، متوسط قيمت تمام شده محاسبه و تعيين شود. سپس شاخص‎هاي هدفمند و نتيجه‎گرا و استانداردهاي كيفي خدمات و پيش نياز سازوكارهاي نظارتي براي كنترل كيفيت و كميت طراحي شود. همچنين با مديران واحدها بر اساس حجم فعاليت و قيمت تمام شده، قرارداد عقد شود و اختيارات لازم براي جابه‎جايي فصول اعتبارات اداري و مالي براي مديريت روان و درست داده شود.
    نهايتا اعتبارات بر اساس قيمت تمام شده در اختيار واحدها قرار مي‎گيرد، شاخص‎هاي عمل‎كرد مشخص شده است و فرد يا افراد موظف‎اند متناسب با هزينه‎هايي كه دريافت مي‎كنند، خدماتي را بر اساس استانداردها ارايه كنند. مديريت هم در مقابل مردم و نهادهاي نظارتي مسئول است.
    اين ساز و كار فضاي مديريت، خلاقيت، پاسخ‎گويي، اصلاح الگوي مصرف و بهبود بهره‎وري را به دنبال مي‎آورد.
    به عنوان مثال اداره مدرسه‎اي از طرف آموزش و پرورش به يك يا چند نفر از نيروهاي متعهد، توانا و با سابقه آموزش و پرورش واگذار خواهد شد. پس بايد شهريه دانش‎آموزان به صورت سرانه در اختيار آن‎ها قرار گيرد و در مقابل دريافت اين شهريه، والدين و مديران ستاد آموزش و پرورش نظارت مؤثر داشته باشند و فرآيند كار را پي‎گيري كنند تا آموزش و پرورش متناسب با استانداردهاي مورد انتظار در قانون بودجه سال 88 انجام گيرد. به آموزش و پرورش اجازه داده شده است تا چهار درصد از كل اعتبارات را به اين طريق هزينه كنند. حتي علاوه بر اين اعتبارات، آموزش و پرورش مي‎تواند نيروي انساني و مكان در اختيار اين افراد.....



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 28 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    اخلاق رسانه اي در نگاه اهل بيت (عليهم السلام)
    موضوع

    خبرگزاري فارس: حضور و مشاركت فراوان امامان معصوم(ع) در مراسم نماز جمعه به عنوان خطيب و نيز در جماعات و مراسم حجّ و اجراي خطابه هاي محرك و مورد نياز، جهت آگاهي و هدايت مردم و براندازي حكومت‌هاي طاغوتى، گواه حركت زيباي فرهنگي آنان در راستاي حاكميت اخلاق و ايمان بر رسانه هاي جمعي و تبلور آن بوده است.

    طليعه
    ترويج جهان بيني الهى، فضائل اخلاقي و كرامات انساني در هر اجتماع، از جمله نيازهاي فطري است كه هر كس آن را مي پسندد و دنبال تحقق عمومي آن مي باشد. اين رسالت اساسى، همان هدف والايي است كه همه انبيا و اوصيا آن را دنبال مي كردند و در تحقق آن تلاش وصف ناپذيري از خود نشان مي‌دادند. رسول گرامي اسلام(ص) فرمود:

    «إنّما بُعِثتُ لاُتَمِّم مَكارِمَ الأخلاقِ؛ همانا مبعوث شدم تا اخلاق انساني را كامل كنم».[1]

    «إنّما بُعِثتُ لاُتَمِّم محاسن الأخلاق؛ به رسالت برانگيخته شدم تا زيباييهاي اخلاقي را به اتمام برسانم».[2]

    شايد بتوان ادّعا كرد چنانچه انبياي عظام و اولياي الهي به رسانه‌هاي جمعي دسترسي پيدا مي‌كردند، يك لحظه از آن غافل نمي‌شدند؛ حضور و مشاركت فراوان امامان معصوم(ع) در مراسم نماز جمعه به عنوان خطيب و نيز در جماعات و مراسم حجّ و اجراي خطابه هاي محرك و مورد نياز، جهت آگاهي و هدايت مردم و براندازي حكومت‌هاي طاغوتى، گواه حركت زيباي فرهنگي آنان در راستاي حاكميت اخلاق و ايمان بر رسانه هاي جمعي و تبلور آن بوده است.

    پيامبر رحمت، خطاب به جانشين خود اميرمؤمنان(ع) فرمود:

    «لأن يهدي الله بك رجلاً واحداً خيرٌ من أن يكون لك حُمر النعم؛[3] چنانچه خداوند با دست تو انساني را هدايت كند، بهتر است از اين كه مالك شتران سرخ موي شوي» كنايه از سرمايه ناب و فوق العاده است.

    از اين رو، آناني كه مي توانستند با خطابه‌هاي زيبا و شيواي خويش و يا اشعار و قصيده هاي تكان دهنده در ميان مردم حركت شايسته و بزرگي را به وجود آورند و يا تأييد كنند، مورد محبت اهل بيت(ع) بوده اند.

    تكريم شاعراني همچون: كميت بن زيد اسدى، ابوفراس (فرزدق) و دعبل خزاعي از سوي معصومان(ع) گواه توجه به اخلاق رسانه‌اي و نقش رسانه گردانان جمعي آن روز است.

    نقش رسانه ها در شناساندن شايستگي ها
    تأسيس و اصلاح مراكز اطلاع رسانى، گماشتن انسانهاي متعهد و دلسوز و طرح و اشاعه «محاسن اخلاقي» سبب مي شود فرهنگ شايسته سالاري حاكم شود و حاكمان جامعه و مردم، خود را با آن تطبيق دهند و بالاترين الگوي عملي اجتماعي شوند؛ زيرا رسانه‌هاي حكومتي و جمعى، زبان گوياي ملت و حكومت هستند و همان گونه كه در احاديث وارد شده است: «النّاسُ عَلي دينِ مُلُوكِهِم» مردم، دين و راه خود را بر اساس مشي حاكمان خويش انتخاب خواهند نمود و خود را با آن الگو تطبيق مي نمايند.

    القاء مسائل درست سياسى و روشن نمودن جريان‌هاي انحرافى، مي‌تواند به جامعه قدرت انتخاب بدهد؛ جامعه و آحاد آن با آگاهي همه توان خود را جهت مصالح عمومي به كار مي‌گيرند و چنانچه هزينه‌اي دربر داشته باشد، آن را پذيرفته و در برابر دشمنان خويش ايستادگي و مقاومت مي‌نمايند.

    هدف گرائي
    فعاليت رسانه‌هاي جمعي با توجه به مخاطبان گوناگون از جهت سنى، سطح دانش و بنيادهاي اعتقادي و باور دينى، برنامه ريزي مي‌شود و در هر مقطعي با معيارهاي مربوطه، آنها را بررسي مي‌كنند كه آيا اهداف از پيش تعيين شده، تحقق پيدا كرده؟ در......
     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی چهارشنبه 28 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    زنان و خانواده، كانون عملياتي اصلاح الگوي مصرف
    موضوع

    چنانچه اصلاح فراگير الگوي مصرف را امري متوقف بر يك تحول فرهنگي عميق و ماندگار بدانيم و خانواده را اساسي‌ترين زمينه براي جهت‌دهي و تحقق اين تحول فرهنگي، براي هدفمند نمودن اين جريان و دستيابي به حداكثر نتيجه، بايد زنان به‌عنوان محوري‌ترين عضو در عرصه‌ي مناسبات تربيتي خانواده در نظر بگيريم .

    درهم تنيدگي مسائل هريك از عرصه‌هاي اقتصاد، سياست، فرهنگ و فرد، خانواده، جامعه و... راه را براي محدود كردن حوزه‌ي مسؤوليت آحاد مرتبط با هريك از اين عرصه‌ها مشكل و شايد غيرممكن مي‌سازد. به همين دليل داوري در اين خصوص كه اصلاح الگوي مصرف امري مرتبط با كدام يك از اين زمينه‌هاست بسيار دشوار است و تعيين سهم مسؤوليت هريك دشوارتر؛ اما بررسي ابعاد مختلف مسأله‌ مي‌تواند به تسهيل اين امر دشوار بيانجامد .

    اصلاح، تغييري جهت‌گيري شده يا كاهشي غيرهدفمند

    بي‌گمان كاهش حجم و تنوع مصرف، نخستين برداشتي است كه از شعار اصلاح الگوي مصرف به ذهن متبادر مي‌شود. اين در حالي است كه اساساً صرف كاهش، بدون در نظر گرفتن جهت‌گيري كلان جريان اصلاح، مي‌تواند موجب آسيب‌رساني به اين تلاش اصلاحي شود. براي نمونه چنانچه الگوي مصرف بسياري از مواد غذايي تعيين كننده در سلامت در كشور ما، با استانداردهاي علمي پذيرفته شده‌ي جهاني آن‌ها مقايسه شود، مي‌تواند زمينه‌ي شناسايي علل شيوع بسياري از بيماري‌هايي شود كه صرف نظر از همه‌ي پيامدهايش، هزينه‌ي مادي گزافي بر اقتصاد جامعه تحميل مي‌كند؛ سرانه‌ي پايين مصرف لبنيات و نقش آن در بيماري‌هاي دهان و دندان يا پوكي استخوان و مصرف پايين استفاده از گوشت سفيد و تأثير آن در افزايش بيماري‌هايي چون فشار خون و مشكلات قلبي و عروقي در كشور، مثال‌هاي روشني در اين زمينه هستند. روشن است كه تفسير سطحي واژه‌ي "اصلاح " به صِرف "كاهش "، در چنين مواردي اتفاقاً آثار مخرب بيشتري در پي خواهد داشت، در حالي كه اصلاح به معناي تغيير هدفمند، مي‌تواند به معناي افزايش مصرف در زمينه‌هايي باشد كه در نهايت دستيابي به اهداف مطلوب را در درازمدت به دنبال دارد .

    اصلاح الگوي مصرف كالا يا ثروت

    مفهوم "كَنْز " در ادبيات قرآني و به تبع آن در اقتصاد اسلامي به ثروتي اشاره دارد كه از جريان متعادل و متعارف توليد و مصرف خارج شده و به شكلي غيرمولد و تنها در خدمت ارضاء حس طمع‌ورزي و تكاثرِ افرادي با ضمير بيمار قرار گرفته، ميل به تفاخر را در آنان اشباع مي‌كند. مخالفت فرهنگ ديني با چنين شيوه‌اي در استفاده از ثروت، نشان مي‌دهد كه توجه به الگوي مصرف تنها مربوط به نوع استفاده از كالاهاي مصرفي روزمره نيست، بلكه شيوه‌هاي بهره‌برداري از منابع ثروت نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. پيشنهاد رهبر معظم انقلاب به سرمايه‌گذاري مازاد امكانات مادي در مسيري مولد- حتي اگر مايل به انفاق آن‌ها نيستيم- در واقع اشاره‌اي دقيق به لزوم بازنگري افراد و خانواده‌ها و البته دولت به شيوه‌هاي به‌كارگيري ثروت‌ خصوصي و عمومي است .

    توليد، توزيع و مصرف، حلقه‌هايي از فرايند واحد

    در برنامه‌ريزي براي عملياتي نمودن جريان اصلاح الگوي مصرف، تفكيك حلقه‌ي مصرف از ساير بخش‌هاي فرايندي كه شامل توليد و توزيع نيز مي‌گردد، مي‌تواند خطايي جدي به‌شمار آيد. تعابيري چون اسراف و تبذير در فرهنگ ديني ما مي‌تواند در موارد مربوط به هريك از اين حلقه‌هاي به هم پيوسته صدق كند؛ همچنان‌كه وجود الگوهاي ناسالم در جريان تحقق و اجراي هريك از آن‌ها به روشني ممكن است .

    شرايط حاكم بر نظام توليد و سازمان توزيع به‌عنوان اساسي‌ترين مقدمات مصرف- كه البته خود نيز متوقف بر مقدمات بسيارند- در موارد فراوان شرايطي اجتناب‌ناپذير را بر جريان مصرف تحميل نموده، شكل‌گيري الگويي نامتوازن در آن را موجب مي‌گردد؛ الگويي كه به‌سرعت شكلي نسبتاً پايدار يافته، تغيير و اصلاح آن مشكل، زمان‌بَر و پرهزينه مي‌گردد. شرايط نامناسب توليد نان يا جريان ناصحيح توزيع بسياري ديگر از موادغذايي در كشور از جمله‌ي اين مواردند. اصلاح اين بخش‌ها به‌طور طبيعي- اگرچه شايد نه در كوتاه‌مدت- به اصلاح اساسي الگوي مصرف در اين موارد ميانجامد .

    الگوي توليد و الگوي مصرف؛ تأثير يا تأثر

    به‌سختي مي‌توان نوع و ميزان تعامل ميان قالب‌هاي نسبتاً پايدار هريك از بخش‌هاي توليد و مصرف را بر يكديگر معلوم نمود. اگر توليد و عرضه‌ي محصول به جامعه، پاسخي به خواست پيدا و پنهان مصرف‌كنندگان باشد، الگوي توليد را نيز تحت تأثير الگوي مصرف خواهيم دانست. در عين حال نمي‌توان از نظر دور داشت كه الگوي عرضه شده از جانب توليدكننده، نقش غيرقابل انكاري در شكل‌گيري نوع و حجم مطالبات جامعه‌ي مصرف‌كنندگان داشته و مي‌تواند هوشمندانه آن را در جهت منافع اقتصادي(يا غيراقتصادي) خود برانگيزد. جريان مد و اثرگذاري بر سليقه و ذائقه‌ي مصرف‌كننده اساساً در همين راستا شكل مي‌گيرد و مصرف‌كننده به‌سوي استفاده و مصرف شكل، نوع و حجمي از كالا سوق مي‌يابد كه برنامه‌ريزان نظام توليد آن را پيش‌بيني كرده، در آن جهت گام برداشته‌اند؛ برنامه‌ريزي‌اي كه معمولاً به مدد شيوه‌هاي تبليغ آشكار و پنهان، به توفيقات جدي دست مي‌يابد. بنابراين تلاش براي اصلاح الگوي مصرف، بايستي با توجه به اين تعامل دوسويه صورت گيرد .

    مصرف، پاسخ به نيازهاي واقعي يا كاذب

    بعيد به نظر مي‌رسد بتوان مصرف‌كننده‌اي را وادار كرد كه به غيرضروري بودن مصرف آنچه مورد استفاده قرار مي‌دهد، اعتراف نمايد. اين نكته به آن معناست كه ما اصولاً معتقديم الگوي مصرف ما مبتني بر نوع، شكل و حجم نياز ماست. اما به‌راستي كدام نياز؟ نيازي واقعي و مستند به شواهد و دلايل عقلي و علمي كه طبعاً مورد تأييد دين هم قرار مي‌گيرد؟ يا احساسي متكي بر عادت، زياده‌طلبي و تلاش براي پاسخ به خلأهاي شخصي و شخصيتي، و يا حتي همراهي با هنجارهاي عرفيِ راه به خطا برده؟ به تعبير دقيق‌تر، كدام نياز؟ واقعي يا كاذب؟ از همين‌جا نقش تعيين‌كننده‌ي نظام تربيت و ساختار فرهنگ، آشكار گرديده و اصلاح الگوي مصرف متوقف بر يك جريان طولاني از اصلاح نگره‌هاي فرهنگي و الگوي تربيتي مي‌شود .

    اركان نظام تربيت

    تربيت امري است كه به‌گونه‌اي تدريجي و غالباً ناخودآگاه شكل مي‌گيرد و شكل‌گيري آن طبيعتاً متأثر از عوامل و زمينه‌هاي متعدد و متنوعي است. نقش خانواده، سازمان‌هاي رسمي آموزشي و تربيتي، رسانه‌هاي جمعي و دستگاه‌هاي تبليغاتي در تحقق يك الگوي نسبتاً پايدار تربيتي، غيرقابل انكار و طبعاً لزوم پاسخگويي آن‌ها در قبال شرايط فرهنگي موجود، اجتناب‌ناپذير است. لازم است هريك از اين مجموعه‌ها- بي‌آن‌كه با فرافكني، قصد شانه خالي كردن از زير بار مسؤوليت خود را داشته باشند- به ارزيابي نقش مثبت يا منفي خود در اين شرايط بپردازند و نيز سهم خود را در مسؤوليت اصلاح الگوي تربيتي و فرهنگي كلان موجود و به‌طور خاص الگوي فعلي مصرف بازشناسند .

    براي نمونه نقش رسانه‌ي ملي در معرفي، تأييد و ترويج قالب‌هاي متنوع مصرف‌زدگي، رفاه و تجمل- چه در قالب پخش پيام‌هاي بازرگاني كه بنا بر ضرورت نيازهاي مالي رسانه توجيه مي‌شود و چه در قالب ساخت برنامه‌هاي نمايشي كه ضرورت ايجاد جاذبه‌هاي بصري را بهانه‌ي بازنمايي آن مي‌سازند- در افزايش انتظارات غيرواقع‌بينانه‌ي مردم به‌ويژه جوانان از زندگي، رفاه، تنوع و تكثر قالب‌هاي مصرف و... بسيار مؤثر است. ادامه‌ي اين روند مي‌تواند مخاطره‌آميز و مانعي جدي در مسير اصلاح الگوي مصرف تلقي گردد. البته اين مثال نبايد موجب كوچك شمردن اثر ساير بخش‌هاي نظام تربيت و ناديده انگاشتن نقش تعيين‌كننده‌ي آنان- از جمله مراكز متولي تعليم و تربيت رسمي در جامعه مانند آموزش و پرورش و ساير بخش‌ها- شود .

    الگوي مصرف ديني، يا الگوي مصرف برخي متدينان

    متأسفانه گاه اشكالي از برداشت‌هاي ديني يا برداشت‌هاي تحميل شده به فكر و فرهنگ ديني نيز به كمك توجيه اين نيازهاي كاذب مي‌آيند. مانند آن‌كه در صورت كسب درآمد از راه حلال، برخورداري از حداكثر رفاه و آسايش، ممنوعيت يا محدوديتي ندارد؛ يا در صورتي كه برخورداري از حداكثر اين رفاه و حتي تجمل، موجب ارتكاب معصيتي نشود، منعي نخواهد داشت؛ يا حتي ميان ملاحظه‌ي شأن و شؤونات فرد يا خانواده و سطح اجتماعي خاص با آموزه‌هاي ديني تعارضي نيست! ...همين است كه حتي در ميان لايه‌هاي اجتماعي متدينان و متشرعان جامعه، مي‌توان شكل‌گيري نوعي اشرافيت ديني يا اشرافيت متظاهر به تدين را بازشناخت كه علاوه بر گناه اسراف و تبذير و بي‌توجهي به اقشار دردمند جامعه، بايد گناه بدنما ساختن دين و اخلاق ديني و وارونه‌نمايي آموزه‌هاي ديني را نيز به كارنامه‌ي اعمال آنان افزود .

    به‌راستي آيا آموزه‌هاي ديني تنها به توجه دادن انسان مسلمان نسبت به كسب حلال اكتفا نموده و به نوع مصرف اين امكانات برآمده از حلال بي‌توجهي نموده‌اند؟ مرز رفاه مشروع و به تعبير قرآن نصيب حلال از دنيا، با تجمل و اسراف و دنيازدگي چيست؟ استفاده نكردن از ثروت و امكانات در راه حلال يعني چه؟ بي‌توجهي به نيازمندان و محرومان و بهره‌برداري حداكثري از تجمل و رفاه و تلذذ، در ادبيات ديني ما گناه شمرده مي‌شود يا خير؟ و اساساً در جامعه‌اي كه بسياري از مردم از انواع محدوديت و محروميت رنج مي‌برند، تكيه زدن انحصاري بر سرمايه‌هاي گسترده‌ي مادي به بهانه‌ي ملاحظه‌ي شؤون فردي و خانوادگي چه معنايي دارد؟ طبعاً دانشمندان علوم ديني و به‌خصوص خطبا و مبلغاني كه در ارتباط نزديك با افكار عمومي متدينان قرار دارند، بيش از همه مي‌توانند در رفع چنين بدفهمي‌ها يا سوء تفاهم‌هايي مؤثر واقع شوند .

    خانواده و اصلاح الگوي مصرف

    بي‌آن‌كه بشود نقش مؤثر بخش‌هاي ديگر نظام تربيت را انكار نمود يا كوچك انگاشت، بايد نقش خانواده را در جهت‌دهي به هر جريان فكري، تربيتي و فرهنگي، بي‌بديل دانست و اعتراف نمود كه برغم ادعاي بسياري از خانواده‌ها كه پررنگ شدن ميزان تأثير مناسبات اجتماعي در زندگي فرزندانشان را مانع پويايي و اثربخشي فرايند تربيتي خانواده مي‌دانند، خوشبختانه در نظام اجتماعي كشور ما هنوز هم خانواده از نقشي تعيين‌كننده در نظام تربيت و ساختار فرهنگ برخوردار است؛ البته به شرط آن‌كه متوجه ظرفيت بالاي اثربخشي خود بوده، استفاده‌ي درست از اين ظرفيت ارزشمند را مورد غفلت قرار ندهد. نبايد فراموش كرد كه حتي ذخيره‌ي انساني و سرمايه‌ي فكري موجود در ساير بخش‌هاي نظام فرهنگي- مثلاً مديران دستگاه‌هاي آموزش رسمي و دست‌اندركاران رسانه و...- نيز خود پيش از هر چيز محصول فرايند تربيتي يك خانواده بوده‌اند. بنابراين بايد خانواده را چتري فراگير دانست كه مي‌تواند بسياري ديگر از عرصه‌هاي آموزش و تربيت را تحت تأثير قرار دهد .

    مادر، محور تحقق تربيت و تحول فرهنگ

    چنانچه اصلاح فراگير الگوي مصرف را امري متوقف بر يك تحول فرهنگي عميق و ماندگار بدانيم و خانواده را اساسي‌ترين زمينه براي جهت‌دهي و تحقق اين تحول فرهنگي، براي هدفمند نمودن اين جريان و دستيابي به حداكثر نتيجه، بايد زنان به‌عنوان محوري‌ترين عضو در عرصه‌ي مناسبات تربيتي خانواده، كانون توجه كساني قرار گيرند كه وظيفه‌ي برنامه‌ريزي كلان در جهت عملياتي كردن شعار اصلاح الگوي مصرف را به‌عهده دارند .

    روشن است كه اين لزوم توجه به زنان در برنامه‌ريزي‌هاي آتي، نه به دليل نياز ويژه‌ي آنان به اين توجه، كه به دليل نياز جامعه به مداخله‌ي مؤثر زنان در اين حركت تعيين‌كننده‌ي اجتماعي است. كساني كه چشم‌پوشي از ظرفيت بالاي آنان در اثرگذاري بر تحولات فكري، تربيتي و فرهنگي در خانواده- و البته خارج از خانواده- مي‌تواند از دست رفتن يك سرمايه‌ي ارزشمند و بي‌بديل انساني و اجتماعي تلقي شود. بنابراين آموزش، فرهنگ‌سازي، فعال‌سازي و حمايت از زنان در جريان اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند راهبردي اساسي در اين زمينه تلقي شود .

    نويسنده: دكتر فهيمه فرهمندپور

    منبع فارس



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی دوشنبه 26 بهمن 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :62
    •    
    •   
    • 20  
    • 21  
    • 22  
    • 23  
    • 24  
    • 25  
    • 26  
    • 27  
    • 28  
    • 29  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------