مرتبط با:همت و کار مضاعف در کارآفرینی و کسب وکار
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده: ماریا کیریاکیدو برگردان: مینا شادمند یادداشتها: Rosanda, ۱۹۸۰: ۲۰۲. ۲ همان جا، .۲۰۵ ۳ این اثر را ببینید: Sadhna, ۲۰۰۰. ۴ Connell, ۱۹۹۰: ۵۲۳-۵۳۱. ۵ برای برداشتِ کلی و موردِ خاص اسکاندیناوی Hernes, ۱۹۸۷: ۲۳ را ببینید. ۶ یکی از جلوههای آن فمینیسمِ دولتی است. فمینیسمِ دولتی اغلب به کارِ مشروعیتبخشی به قدرت دولتی میآید که گرچه وانمود میکند که به نیازهای زنان پاسخ میدهد ولی سلسلهمراتبِ اجتماعی و سیاسیِ جنسیتی را به طور ریشهئی دگرگون نمیکند یا حتی آن سلسله مراتبِ جنسیتی را به چالش نیز نمیکشد. برای نقدِ فمینیسم دولتی این کتاب را ببینید: Waylen, ۱۹۹۸. ۷ Connell, ۱۹۹۰: ۵۳۱-۵۳۳. ۸ McKinnon, ۱۹۸۲: ۵۱۵-۵۴ و Waylen, ۱۹۹۸: ۱-۳. ۹ Poulantzas, ۲۰۰۱: ۲۵-۲۹. ۱۰ Stromberg, ۲۰۰۱: ۱۱۵-۱۳۹. Bendix et al. ۱۹۹۲: ۱۰۰۸. ۲ Althousser et al., ۱۹۸۰: ۶۲-۶۵. ۳ Carnoy, ۱۹۹۰: ۳۵۶-۳۵۷. ۴ Althousser et al., ۱۹۸۰: ۵۳-۶۰. ۱۵ Connell, ۱۹۹۰: ۵۱۰-۵۱۶، البته در این جا دیدگاه پولانزاس دربارهی حضور عملیِ دولت در مناسبات تولید و بازتولید آمده است،Poulantzas, ۲۰۰۱: ۲۲ . ۶ غرض در این مورد، یافتنِ آن دسته از تضادهای دولت است که از حدّ ساز و کار سیاسیِ به زور تعیین شده فراتر میرود. برای مطالعهی بیشتر، دیدگاههای بالیبار را در کتاب Balibar in Althousser et al., ۱۹۸۰: ۳۴ ببینید. ۷ Connell, ۱۹۹۰: ۵۱۵. ۸ Kerfoot and Knights, ۱۹۹۴: ۶۷-۷۰. ۹ Connell, ۱۹۹۰: ۵۱۴-۵۱۹. ۲۰ Waylen, ۱۹۹۸: ۷. ۲۱ &#۹۲۴;ies, ۱۹۸۶. ۲۲ Connell, ۱۹۹۰: ۵۰۸. ۲۳ Connell, ۱۹۹۰: ۵۱۳-۵۱۶. ۲۴ Squires, ۱۹۹۹: ۵۰-۵۳. ۲۵ Fellmeth, ۲۰۰۰: ۶۶۳ و Appleton, ۱۹۹۵. ۲۶ Yuval-Davis and Anthias, ۱۹۸۹: ۴-۶، در دو دههی اخیر، همراه با پیدایشِ عاملِ جنبشهای اجتماعی، مسائل نوینی طرح شدند که با رویکردِ بدیعی درتعریف و تعیین شهروندی و تحولات ناشی از تحلیلهای نظری دربارهی دولت مرتبط اند. برخی از این جنبشها آشکارا علیه دولت عمل میکنند و برخی به صورت حزبهای سیاسی نوع جدیدی تحول مییابند، اما همهی آنها از افراد فعالی تشکیل شدهاند که خواه به شکل فردی یا جمعی اغلب هم در دولت و هم در جنبشها درگیر اند. چنین واقعیتی مرز میان نهادها و جنبشها را تیره میکند، Banaszak, ۲۰۰۲: ۱-۵. از این رو، دولت دیگر عاملی هنجارین شمرده نمیشود که بتواند دستهبندیهای جدیدی از مناسبات جنسیتی ایجاد کند. دولت میتواند موقعیتهای تاریخیِ نوینی فراهم آورد اما در عین حال میتواند آن موقعیتها را نابود نیز سازد. به سبب چنین قدرتی، دولت به وجه مشترکی برای ایجاد گروههای منفعت و بسیج شهروندان مبدل میشود،Connell, ۱۹۹۰: ۵۲۳-۵۳ . ۲۷ اثر مربوطهی Connell, ۱۹۹۰: ۵۰۹-۵۱۰ از چنین رویکردی الهام گرفتهاند. ۲۸ Waylen, ۱۹۹۸: ۷. ۲۹ Bendix et al., ۱۹۹۲: ۱۰۰۸-۱۰۱۳، بیشتر نظریههایِ مربوط به سرچشمههای تاریخی دولت، از جمله McElroy, ۱۹۹۸: ۲۲۳-۲۲۷، حتی اگر با عبارتها و اصطلاحهای متفاوت عنوان شده باشند، به مناسبات میان دولت و جامعه اشاره دارند. افزون بر این، بیشتر نظریههای سیاسی قلمرو خصوصی و عمومی را کاملا جدا از هم میدانند و در تحلیلشان از دولت برای این دیدگاه اهمیت اساسی قائل اند. چنین طرز فکری مشکلآفرین است زیرا کنش سیاسی اغلب به صورتی تنگنظرانه به مثابهی کنشی مرنبط با دولت قلمداد میشود و دیدگاهی را که دولت را تقریبا برابر با قلمرو عمومی میشمارد، گسترش میدهد. در چنین حالتی زنان سنتا از قلمرو عمومی کنار گذاشته میشدند و زیر فرمان و قدرتِ دولتِ قیّمِ مردسالار در میآمدند: Staeheli and Clarke, ۱۹۹۵: ۶-۷. ۳۰ برای مطالعهی نظام رفاه اجتماعی از دیدگاه پسامدرنیسمِ فمینیستی Leonard, ۱۹۹۷ را ببینید. ۳۱ Fellmeth, ۲۰۰۰: ۶۶۸. ۳۲ Stasinopoulou, ۱۹۹۰: ۱۹. ۳۳ همان جا، ۱۹-۲۱. ۳۴ Gravaris, ۱۹۹۴: ۲۵. ۳۵ همان جا، ۲۸. ۳۶ Pierson, ۱۹۹۹: ۱۷۶. ۳۷ Marx and Engels, ۱۹۴۸: ۳۸. ۳۸ تبادل نظر میان میلیباند و پولانزاس، به ویژه، بر طرح این مسائل اثر گذاشت. یکی از راههایی که دولت به مدد آن استقلال نسبی به دست می-آورد تقسیم کار میان آنهایی است که دست به انباشت ثروت میزنند و آنهایی که ساز و کار دولتی را اداره میکنند، Quadagno, ۱۹۸۷: ۱۱۶-۱۱۷. ۳۹ Pierson, ۱۹۹۹: ۱۷۷-۱۸۰. ۴۰ Tsoukalas, ۱۹۹۱: ۳۹۸. ۴۱ چنین دیدگاهی به آن دسته از رویکردهای مارکسیستی شباهت دارد که نظام رفاه اجتماعی را "اسب تروا"ی سوسیالیسم میشمارند. ۴۲ Orloff, ۱۹۹۶: ۵۳. باید همین جا گوشزد کنم که گرچه این دو رویکرد مغایر همدیگر به نظر میرسند، اما همواره در مخالفت کامل با هم نیستند زیرا یک رویکرد از "نابرابریها" سخن میگوید در عین حال که دیگری از "سلسلهمراتب جنسیتی" صحبت میکند. این دو رویکرد جلوی همدیگر را نمیگیرند، به ویژه آن که یک رویکرد اصطلاحِ "برابری" (و "نابرابری") را به کار می-گیرد تا از برابریِ نهادینی سخن براند که اساسا منطبق با قانون اساسی و مشروع است ولی با واقعیتهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی سازگاری ندارد. منتقدانِ حقوقی فمینیست از قوانینی پشتیبانی میکنند که به جای آن که بر اساس الگویی حقیقتا خنثی و عینی استوار باشد معمولا الگوی رفتاریِ مردمحور را بر زنان تحمیل میکند. در حقیقت، با توجه به نابرابری-های یادشده، نظام حقوقی هر چه بیشتر میکوشد خنثی جلوه کند، بیشتر به مردسالاری که در ساختار دولت و ساختمان آن ریشه دوانده است، خدمت میرساند. Connell, ۱۹۹۰: ۵۱۷. به سخن دیگر، دولت از راه سیاستهای رفاه اجتماعی خود میتواند برابری حقوقی را فراهم آورد ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که با همان اقدامات بتوان به سلسلهمراتبِ جنسیتی پایان داد. ۴۳ Mousourou, ۲۰۰۰. ۴۴ از نظر ساختار اجتماعیِ اقتدارگرا، خانواده نهادی مهم به شمار میآید: &#۹۲۴;antsina, ۱۹۸۳: ۱۲۱۳ و Comei, ۱۹۸۳: ۱۷-۱۸ . ۴۵ برای مورد آلمان این منبع را ببینید: Beck-Gernsheim, ۲۰۰۲: ۸۳-۸۵. نویسنده میخواهد بداند که آیا دولتهای معاصر مایل اند چنین راه حلی را پیش ببرند یا آن که کوششهای آنها در حدِ "خواب و خیال" باقی می-ماند. ۴۶ Mousourou, ۲۰۰۰: ۷۳-۷۴, ۲۵. ۴۷ برای دانستن تاثیر منفیِ "انعطاف در کار"، به ویژه در مورد یونان، Kyriazis, ۲۰۰۰: ۵۰-۵۲ and Lyberaki, ۱۹۹۹: ۶۸ را ببینید و برای مباحث بینالمللی در اینباره به Beck-Gernsheim, ۲۰۰۲: ۴۰ مراجعه کنید. ۴۸ Gonzales et al., ۲۰۰۰: ۱۱. ۴۹ همان جا ۱۰۹-۱۱۰, ۳۲۵-۳۲۹, ۳۴۶. ۵۰ برای نمونه، بحث و جدلی را ببینید که در دههی ۱۹۷۰ نخست در نییو لفت ریوییو انتشار یافت: Bryson, ۲۰۰۵: ۳۱۶-۳۱۹. ۵۱ برای آشنایی با بحث و جدلها و دیدگاههای مخالف با چنین سیاستها این دو نوشته را ببینید: Putnam Tong, ۱۹۹۸: ۱۰۵-۱۱۴ و Agacensci, ۲۰۰۰: ۹۶-۷. ۵۲ Ioakeimoglou, ۱۹۸۴. ۵۳ دلفی راه حل را در لغو امتیازهای مردان ازدواجکرده میداند، امتیازهایی در رابطه با دستمزد، بیمه و مالیات: Delphy, ۲۰۰۳: ۴۷-۷۱. در این اثر دلفی استدلال میکند که بنا بر حزب کمونیست فرانسه (و حزبهای کمونیست دیگر) کار زنان برای سرمایهداری مفید است. کارِ زنان به دولت امکان میدهد تا کارگران را با ساعتهای کار بیشتر و پرداختِ کمتر استخدام کند (زیرا کارگران از خدمات خانگی به طور مجانی بهرهمند میشوند)، این نکته به آن معناست که سود بیشتری نصیبِ دولت و کارفرماها میشود. دلفی بر این باور است که این استدلال چندین نکتهی معین را به نادرست مسلم فرض میکند: نخست آن که در صورتی که کارگران زنی نداشته باشند تا خدمات خانگی را به طور مجانی عرضه کند، کارفرمایان و دولت دستمزد بیشتری به کارگران خواهد پرداخت ، حال آن که زنان یا مردان مجردی که کارهای خانه را خودشان انجام میدهند دستمزد بیشتری دریافت نمیکنند. فرض نادرست دیگر آن است که همهی کارگران زنی در خانه دارند، یعنی هنگامی که از کارگران صحبت میکنیم فرض میگیریم همگی مرد اند. آیا این نکته به آن معناست که دولت باید برای جبران این ضرر مبلغ بیشتری بپردازد؟ فرض عمومی دیگر آن است که مردان در خانه کار نمیکنند زیرا ساعتهای طولانی در بیرون از خانه کار میکنند و دیگر "وقتی ندارند"، اما فراموش میشود که نیمی از نیروی کار زنانی هستند که در "اوقات فراغت"شان به کارهای خانه میپردازند (همان جا). ۵۴ همان جا. ۵۵ Bryson, ۲۰۰۵: ۲۷۵-۲۷۶. ۵۶ زیرا اقتصادهای سرمایهداری از این نوع کار، فارغ از آن که مردی یا زنی آن را انجام دهد، همچنان بهرهکشی خواهند کرد: Ioakeimoglou, ۱۹۸۴. ۵۷ تعریفِ کلاسیک از کار که آن را فعالیتی میداند که مردم در ازای دریافت پول آن را انجام میدهند، کار خانگی را که عموما از سوی زنان انجام می-شود نادیده میگیرند: Boris and Kleinberg, ۲۰۰۳: ۹۲. ۵۸ Leisink and Coenen, ۱۹۹۳: ۸. ۵۹ Kravaritou, ۱۹۹۲: ۱۲. ۶۰ همان جا، ۱۶۲, ۲۱۶. ۶۱ Gürtler, ۲۰۰۵: ۱۱۹-۱۳۱. این شانِ انسانی مرتبط به کار را میتوان در پژوهشهایی دربارهی بیکاریِ طولانی مدت یافت، پژوهشهایی که نتایج گستردهیی بر بررسی مشکلات سیاسی و اجتماعیِ معاصر دارد. از دیدگاه مارکس "انسان حیوانی کارکُن است ... کار ذاتِ انسان" و "اساسِ جامعه [است]": Callinicos, ۱۹۹۵: ۶۶-۶۷. ۶۲ Leisink and Coenen, ۱۹۹۳: ۱۱-۱۳ را ببینید که هر دو نویسنده به طور یکسانی از کاهشِ ساعتهای کارِ دستمزدی دفاع میکنند. ۶۳ Gorz, ۱۹۹۹: ۷۹. ۶۴ Beck, ۲۰۰۰: ۱۲۷-۱۲۸. بِک نیز اظهار میکند که کارِ مدنی "هنرِ فعالیت و فعال شدن را در مرکز همه چیز قرار میدهد ... زندگی اجتماعی شورانگیزتر و بحثانگیز میشود و این امر مستلزم بهرهگیری اساسیتری از آزادی سیاسی میگردد": همان جا، ۱۲۶-۱۲۷. ۶۵ Alexandropoulos, ۱۹۹۶: ۱۳۴-۱۳۶. ۶۶ برای خواندنِ پیشنهادی مرتبط با این مطلب German, ۱۹۸۱ را ببینید. ۶۷ چنین دیدگاههایی دربارهی آیندهی کار و الزامات آن برای مناسباتِ جنسیتی در Beck, ۲۰۰۰ بیان شده است. ۶۸ پژوهشهای فمینیستی بسیاری دربارهی این نکته صورت گرفته است که آیا کار خانگی و مراقبت از اعضای خانواده شکلهای "تولیدیِ" کار را تشکیل میدهند " یا "غیرتولیدیِ" آن را: Evans, ۲۰۰۴: ۵۵. ۶۹ Frazer, ۱۹۹۴ و Gonzales et al. ۲۰۰۰: ۸-۱۰ را ببینید. ۷۰ Gürtler, ۲۰۰۵: ۱۳۱. ۷۱ Beck-Gernsheim, ۲۰۰۲: ۸۳-۸۵. ۷۲ برای تحلیل انتقادی از این دیدگاه و پیآمدهای سیاسی آن این نوشته را ببینید: Varikas, ۲۰۰۰: ۳۶۵-۳۷۷. ۷۳ برای نقد متقاعدکنندهیی از الگوی دموکراسیِ کمونی و "اخلاقیات سیاسی" پژوهش Mouffe, ۲۰۰۴ و برای دانستنِ تفاوتهای میان آن و فمینیسم Phillips, ۱۹۹۶: ۱۴۲ را ببینید. ۷۴ Young, ۱۹۹۷: ۱۹۷. ۷۵ &#۹۱۳;lexandropoulos, ۱۹۹۶: ۱۳۱-۱۳۲, ۱۳۳ (تاکید در متن اصلی آمده است). ۷۶ Althousser et al., ۱۹۸۰: ۵۳-۶۰. منابع &#۹۱۳;gacinsci, Sylviane (۲۰۰۰). Gender politics, Greek translation by Mary Filippakopoulou, (Athens: Polis). &#۹۱۳;lexandropoulos, Stelios (۱۹۹۶). ‘The problem of the contradictory criteria of acting in public/private space and the crisis of political theories’, in the working papers of the ۱۵th Panteion conference, ۲۳-۲۶ &#۹۲۵;ovember ۱۹۹۴, Limits and Relations between the private and the public (Athens): ۱۲۵-۱۳۷. &#۹۱۳;lthousser, L., Balibar, E., Poulantzas, N. and Edelman, B. (۱۹۸۰). Discussion for the state, Greek transl. (&#۹۱۳;thens: Agonas). Appleton, Lynn M. (۱۹۹۵). ‘The gender regimes of American cities’, in Garber, Judith A. and Turner, Robyne S. (eds.) Gender in Urban Research, Urban Affairs Annual Review ۴۲ (Thousand Oaks, London and New Delhi: Sage): ۴۴-۵۹. Banaszak, Lee Ann (۲۰۰۲). ‘Inside and outside the state: Movement insider status, tactics and public policy achievements’, paper presented in the Workshop for the social movmenets and the public administration, January ۲۰۰۲, Laguna Beach, California. Beck, Urlich (۲۰۰۰). The Brave New World of Work (Cambridge: Polity Press). Beck-Gernsheim, Elisabeth (۲۰۰۲). Reinventing the Family. In Search of New Lifestyles (Cambridge: Polity Press). Bendix, John, Ollman, Bertell and Sparrow, Bartholomew H. (۱۹۹۲). ‘Going beyond the state?’, The American Political Science Review, ۸۶/۴: ۱۰۰۷-۱۰۱۷. Boris, Eileen and Kleinberg, S.J. (۲۰۰۳). ‘Mothers and other workers. (Re)Conceiving labor, maternalism, and the state’, Journal of Women’s History, ۱۵/۳: ۹۰-۱۷. Bryson, Valerie (۲۰۰۵). Feminist Political Theory, Greek transl. by Eleanna Panagou (Athens: Metaichmio). Callinicos, Alex (۱۹۹۵). The revolutionary ideas of Karl Marx, (London and Syndey: Bookmark). Carnoy, Martin (۱۹۹۰). State and political theory, Greek trasl. (Athens: Odysseas). Connell, R.W. (۱۹۹۰). ‘The state, Gender, and Sexual Politics: Theory and Appraisal’, Theory and Society, ۱۹/۵: ۵۰۷-۵۴۴. Delphy, Christine (۲۰۰۳). ‘Par où attaquer le “partage inégal” du “travail ménager”?’, Nouvelles Questions Féministes, ۲۲/۳ : ۴۷-۷۱. Evans, Mary (۲۰۰۴). Gender and social theory, Greek translation by Al. Kioupkiolis (Athens: Metaichmio). Fellmeth, Aaron Xavier (۲۰۰۰). ‘Feminism and international law: Theory, methodology, and substantive reform’, Human Rights Quarterly, ۲۲/۳: ۶۵۸-۷۳۳. Frazer, Nancy (۱۹۹۴). ‘After the family wage: Gender equity and the welfare state’, Political Theory, ۲۲/۴: ۵۹۱-۶۱۸ German, Lindsey (۱۹۸۱). ‘Theories of Patriarchy’, International Socialism, archived article re-published in number ۱۱۶, cited in http://www.isj.org.uk/index.php۴?id=۲۴۰. Gonzalez, Maria Jose, Jurado, Teresa and Naldini, Manuela (۲۰۰۰). ‘Introduction: Interpreting the transformation of gender inequalities in southern Europe’, in Gonzalez, Maria Jose, Jurado, Teresa and Naldini, Manuela (eds). Gender inequalities in Southern Europe. Women, work and Welfare in the ۱۹۹۰s (London and Portland: Frank Cass): ۴-۳۴. Gorz, André (۱۹۹۹). Reclaiming Work. Beyond the Wage-Based Society, translated by Chris Turner, (Cambridge: Polity press). Gravaris, Dionysis (۱۹۹۴). ‘Theory crisis and welfare state crisis. Trends and problems in modern theories for the welfare state, in the Working Papers of the Panteion Conference, ۴-۶/۱۰/۱۹۸۹, The functions of the State in times of crisis. Theory and the Greek Experience, ۲nd ed. (Athens: Sakis Karagiorgas foundation): ۲۴-۳۲. Gürtler, Sabine (۲۰۰۵). ‘The ethical dimension of work: a feminist perspective’, Hypatia, ۲۰/۲: ۱۱۹-۱۳۵. Hernes, Helga Maria (۱۹۸۷). Welfare State and Woman Power. Essays in State Feminism (Oxford and New York: Oxford University Press). Ioakeimoglou, Ilias (۱۹۸۴). ‘The socialization of domestic work’, Theseis, no. ۹ cited in http://www.theseis.com/۱-۷۵/theseis/t۰۹/t۰۹f/koinonikopoiisi.htm Kerfoot, Deborah and Knights, David (۱۹۹۴). ‘Into the realm of the fearful: Power, identity and the gender problematic’, in Radtke, H. Lorraine and Stam, Henderikus J. (eds.). Power/Gender. Social Relations in Theory and Practice (Thousand Oaks, London and New Delhi: Sage): ۶۷-۸۸. &#۹۲۲;omei, Marina (۱۹۸۳). ‘From the ۱۹۷۰s critic to the contemporary transformations’, in Drakopoulou, Toula (ed.), Ten feminist articles (&#۹۱۳;thens: Okeanida): ۱۵-۲۲. &#۹۲۲;ravaritou, Giota (۱۹۹۲). Work and Women’s Rights. Aspects of the gendered social relations, (Thessaloniki: Sakkoulas editions). Kyriazis, Nota (۲۰۰۰). ‘Women’s flexible work and family responsibilities in Greece’, in Gonzalez, Maria Jose, Jurado, Teresa and Naldini, Manuela (eds). Gender inequalities in Southern Europe. Women, work and Welfare in the ۱۹۹۰s (London and Portland: Frank Cass): ۳۵-۵۳. Leisink, Peter and Coenen, Harry (۱۹۹۳). ‘Work and citizenship in the New Europe’, in Coenen, Harry and Leisink, Peter (eds.), Work and citizenship in the New Europe (Aldershot: Edward Elgar): ۱-۳۲. Leonard, Peter (۱۹۹۷). Postmodern Welfare. Reconstructing an Emancipatory Project (Thousand Oaks, London and New Delhi: Sage). McElroy, Wendy (۱۹۹۸). ‘Defining the state and society’, The Freeman, ۴۸/۴: ۲۲۳-۲۲۷. McKinnon, C. (۱۹۸۲). ‘Feminism, Marxism, Method and the State: An Agenda for Theory’, Signs, ۷: ۵۱۵-۵۴۴. &#۹۲۴;antsina, Claudia (۱۹۸۳). ‘Will the institution of the family always exist?’, in Drakopoulou, Toula (ed.), Ten feminist articles (&#۹۱۳;thens: Okeanida): ۷-۱۴. Marx, Karl and Engels, Frederick (۱۹۴۸). Manifesto of the Communist Party (New York ): ۳۸. Mies, C. (۱۹۸۶). Patriarchy and Accumulation on a World Scale (London: Zed Books). Mouffe, Chantal (۲۰۰۴). &#۹۳۲;he democratic paradox, Greek transl. by Al. Kioupkiolis, (Athens: Polis). &#۹۲۴;ousourou, Loukia (۲۰۰۰). Sociology of contemporary family, ۴th reprint (Athens: Gutenberg). Orloff, Ann (۱۹۹۶). ‘Gender in the Welfare State’, Annual Review of Sociology, ۲۲ (۱۹۹۶): ۵۱-۷۸. Pierson, Chris (۱۹۹۹). ‘Marxism and the Welfare State’, (۱۷۶-۱۹۵), in Gamble, Andrew, Marsh, David and Tant, Tony (eds.), Marxism and Social Science. Phillips, Anne (۱۹۹۶). ‘Dealing with difference: A politics of ideas or a politics of presence?’, in Benhabib, Seyla (eds.), Democracy and Difference: Contesting the Boundaries of the Political (Princeton: Princeton University Press): ۱۳۹-۱۵۲. Poulantzas, Nicos A. (۲۰۰۱). &#۹۳۲;he state, Power and Socialism, ۳rd ed. (&#۹۱۳;thens: Themelio). Putnam Tong, Rosemarie (۱۹۹۸). Feminist thought, ۲&#۹۵۱; &#۹۴۱;&#۹۵۴;&#۹۴۸;. (Boulder, CO: Westview Press). Quadagno, Jill (۱۹۸۷). ‘Theories of the Welfare State’, Annual Review of Sociology, ۱۳: ۱۰۹-۱۲۸. Rossanda, Rossana (۱۹۸۰). Women and Politics, Greek transl. by Gianna Nicolitsa (Athens: Odysseas). Sadhna, Arya (۲۰۰۰). Women, Gender Equality and the State (Delhi: Deep and Deep). Squires, Judith (۱۹۹۹). Gender in Political Theory (Cambridge: Polity Press). Staeheli, Lynn A. and Clarke, Susan E. (۱۹۹۵). ‘ Gender, Place and Citizenship’, in Garber, Judith A. and Turner, Robyne S. (eds.) Gender in Urban Research, Urban Affairs Annual Review ۴۲ (Thousand Oaks, London and New Delhi: Sage): ۳-۲۳. Stasinopoulou, Olga (۱۹۹۰). Welfare state. Historical development-Contemporary theoretical approaches (&#۹۱۳;thens: Gutenberg). Stromberg, Joseph R., ‘Toward an autopsy of the Marxist theory of the state’, Telos, ۱۱۹, ۲۰۰۱: ۱۱۵-۱۳۹. &#۹۳۲;soukalas, Constantinos (۱۹۹۱). Idols of Civilisation. Freedom, Equality and Brotherhood in Modern Polis (&#۹۱۳;thens: Themelio). Varikas, Helene (۲۰۰۰). With different face. Gender, difference and the ecumenical (&#۹۱۳;thens: Katarti). Waylen, Georgina (۱۹۹۸). ‘Gender, feminism and the state: An overview’, in Randall, Vicky and Waylen, Georgina (eds.), Gender, Politics and the State (London and New York: Routledge). Young, Iris (۱۹۹۷). ‘The ideal of impartiality and the civic public’, in Kemp, Sandra and Squires, Judith (eds.), Feminisms (Oxford and New York: Oxford University Press): ۱۹۳-۱۹۸. Yuval-Davis, N. and Anthias, F. (eds.), (۱۹۸۹). Women-Nation-State (London: Mcmillan). |
||||
| فصلنامه سامان نو |

نویسندگان :