خلبان گمنام،مهمان معراج شهداست

مسیرش را همه می دانند؛ خیابانی به نام بهشت و کوچه ای با نام معراج که ختم می شود به درب بزرگی که شاید همه با دیدنش اشک در چشمانشان جمع می شود و با ذکر صلوات وارد سالنی می شوند که بیشتر مواقع تابوت های گمنامی را در درون خود جای داده است.

شاید گاهی مادرانی را ببینی که چشم انتظار پیدا شدن فرزندشان به درب های معراج چشم می دوزند و گاهی هم اشک شوق مادرانی که با آزمایش های مکرر فرزندشان را در آغوش می گیرند. صحنه هایی که در معراج شهدا می بینی را هیچ نقطه ای از تهران نمی توان درک کرد. اینجا همه چیز بوی شهید می دهد، درها، پنجره ها و حتی آدم ها ....
در میان ۱۲۱ شهید گمنامی که خاک عراق تفحص شده و چند روزی است مهمان معراج شهدا هستند تا در ایام فاطمیه در کشور تشییع شوند یک خلبان شهید گمنام هم حضور دارد که شهید گمنام نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران است. شهیدی که تابوتش در بالای همه شهدای گمنام قرار گرفته است و کلاه خلبانیش در میان تابوت شیشه ای می درخشد.

قرار است شهدای گمنام تا ایام فاطمیه در معراج شهدا مانده و مراحل آزمایش های DNA طی شود و شهدایی که شناسایی نشدند به عنوان شهید گمنام تشییع و به خاک سپرده شوند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 29 بهمن 1393  ] [ 7:40 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات1 ]

اگر پسرم شهید نیست، نبش قبرش کنید!

گروهی از اعضای مجمع خبرنگاران و فعالان رسانه ای دفاع مقدس، عصر روز دوشنبه ۲۶ بهمن ماه ضمن حضور در منزل شهید علیرضا ستاری که سال گذشته بر اثر جراحات وارده در جریان فتنه ۸۸ به شهادت رسیده بود، از مادر وی «فاطمه محمدعلی» دلجویی کرده و یاد او را گرامی داشتند.

در این نشست، خبرنگارانی از رسانه های فارس، مشرق، جهان نیوز، ایکنا، برنامه تلویزیونی «از آسمان»، شهدای ایران، همشهری پایداری، دیده بان و انتشارات یازهرا(س) حضور داشتند و پدر شهید ذوالعلی (از شهدای فتنه۸۸) نیز این جمع را همراهی می کرد.

وی همچنین از مسئولان سپاه پاسداران نیز خواست که حمایت های حقوقی و معنوی را از خانواده علیرضا ستاری دریغ نکنند.

مادر شهید ستاری به تدفین فرزندش در قطعه ۵۰ بهشت زهرا(س) که ویژه شهداست اشاره کرد و گفت: با این وجود، عجیب است که هنوز علیرضا را جزو شهدا نمی دانند و اگر علیرضا شهید نبوده، می خواهیم که او را نبش قبر کرده و به قطعات عادی منتقل کنند!

خانم «فاطمه محمدعلی» همچنین به تماس یکی از خبرنگاران ضد انقلاب از شبکه وی او ای امریکا با وی اشاره کرد و گفت: در جواب او که می خواست مشکلات ما را رسانه ای کرده و به نفع اهداف خود استفاده کند، جواب رد دادم و گفتم حاضر نیستم خون فرزندم را که در راه انقلاب و ولایت فقیه بوده را پایمال کنم.

پدر شهید ستاری نیز که به خاطر مشکلات جسمی امکان ملاقات با او وجود نداشت نیز مدتی است در بستر بیماری است و حاضران در این دیدار برای شفای عاجل وی نیز دعا کردند.

مجمع خبرنگاران و فعالان رسانه ای دفاع مقدس، قاب عکسی از بازسازی تابلوی عصر عاشورا و یک جلد کتاب من زنده ام را به خانواده شهید ستاری اهدا کردند.



خانم «فاطمه محمدعلی» مادر شهید ستاری در این دیدار ضمن گلایه از مسئولان بنیاد شهید و امور ایثارگران که به رغم جانبازی ۷۰ درصد علیرضا ستاری او را به عنوان شهید معرفی نکرده اند، از رسانه ها خواست با انعکاس این مشکل، مسئولان را به این موضوع متوجه کنند تا حق فرزندان خرد سال شهید ستاری پایمال نشود.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 29 بهمن 1393  ] [ 7:38 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

وصیت شهید «نوروزی» به فرزندش

شهید مهدی نوروزی اهل کرمانشاه در تاریخ ۲۰ دی ماه امسال و در دفاع از حرمین عسکریین در سامرا توسط گروهک تروریستی داعش به شهادت رسید.

پیکر مطهر این شهید در ۲۴ دی ماه ۹۳ در کرمانشاه تشییع و به خاک سپرده شد. حسین نوروزی، برادر شهید مهدی نوروزی در مورد نحوه شهادت او می‌گوید: «مهدی از یک سال پیش بنا‌بر وظیفه‌ای که داشت برای دفاع از مردم عراق و مقابله با تروریست‌ها به‌عنوان نیروی مستشاری عازم عراق شد که یکی از تیراندازان داعش به‌سمت ایشان شلیک می‌کند؛ شهید تا دقایقی نفس می‌کشیده اما به‌دلیل اینکه ایشان دیر به عقب کشیده می‌شود، به مقام والای شهادت نایل می‌آیند. کسانی که به‌هنگام زخمی‌شدن و البته در لحظاتی که ایشان آماده شهادت بود، بالای سرشان بودند می‌گویند، شهید دایم زیر لب می‌گفت: «لبیک یا‌حسین».

مریم عظیمی همسر این شهید والامقام نیز در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم با اشاره به اینکه همسرش فدایی مقام معظم رهبری بود، می‌گوید: در بهترین لحظات عمرم از زمان عقد تا به آغوش گرفتن تنها فرزندم بنا به خواسته همسرم همواره برای شهادت او دعا می‌کردم. آخرین دیدار ما در بازگشت از سفر کربلا و کاظمین بود. هنگام بازگشت از کاظمین تا رسیدن به مرز مهران شهید نوروزی وصایای خود را به من می‌گفت و چون با ناراحتی من روبه‌رو می‌شد می‌گفت، گفتن وصیت عمر انسان را زیاد می‌کند. همسرم نسبت به تربیت تنها فرزندم محمدهادی و نگهداری مادرش بسیار سفارش می‌کرد. زندگی ۳۲ماهه ما ثمره یک زندگی ۲۰ساله باکیفیت را داشت.

شهید مهدی نوروزی چند صباحی قبل از شهادتش در سامرا، تنها فرزند و کودک شیرخواره خود «محمدهادی نوروزی» را در آغوش گرفته و وصیت خود با او را میان خانواده و مقابل دوربین بیان می‌کند. فیلم و متن این وصایا و دعاهای پدرانه شهید مدافع حرمین سامرا در آستانه اربعین شهید برای نخستین بار منتشر می‌شود و در ادامه می‌آید:

«اگر ما یک روزی شهید شدیم و آقا محمدهادی این فیلم را دید ان شاء الله منتقم خون امام حسین(ع) است. ان شاء الله آمده است انتقام حضرت زهرا(س) را بگیرد. ان شاء الله یار امام زمان(عج)، یار رهبر و یار آقای سید علی خامنه‌ای باشد. ان شاء الله همیشه مدافع نظام باشد، مدافع انقلاب باشد. تهدید بزرگی برای دشمنان نظام، انقلاب و اهل‌بیت(ع) باشد. وجودش خود تهدید [برای دشمنان] باشد».


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 29 بهمن 1393  ] [ 7:28 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

17 ساله‌ای که الگویی برای بسیاری بزرگان شد

بعضی عکسها را که می بینی، آداب و ترتیب فراموشت می شود، فقط بغض می کنی. فقط سینه ات تنگ می شود. فقط احساس خفگی می کنی. شاید هم این حس مختص به من باشد، نمی دانم ولی این عکس با من همین کار را کرد. این عکس را از پایگاه "مهدیرجه" برداشتم. عکس مربوط می شود به مراسم تشییع شهید "مسعود عموزاده مهدیرجی" . ایشان 20 دی 1365 در 17 سالگی در "شلمچه" به شهادت رسید. مادر شهید نفر اولی است زیر تابوت پسرش را گرفته. شکوه عجیبی در هیبت این مادر موج می زند. وصیتنامه پسر را که می خوانی، دیدن عکس بیشتر آتشت می زند:

"..خدا! چه خوب و زیباست روزی که در آن گناه نباشد و بتوان با تو دیدار و ملاقات کرد .
خدایا! مرا از بلای غرور و خود خواهی نجات ده،تا حقایق وجودت را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم . پروردگارا!به سوی تو می آیم ،و از عالم و عالمیان می گریزم ،و تو مرا در جوار رحت خود سکنی بده.

آفریدگارا! یاری ام ده تا از آن کسانی باشم که سرمایه وجودشان را به پیشگاه تو تقدیم داشته و ارزش خویش را باز یافته اند و بر سر بیعت خود پا بر جا و استوار ایستاده‌ا‌ند و بی تزلزل و تردید ندای محبت تو رابا انتخاب قرب جوارت پاسخ مثبت داداه اند.

بارالها! ،توفیقم اعطا کن که پویایی راه آن شهیدانی باشم که به حیات جاوید تو در زیر پرچم حق و هدایت قدم برداشته اند و بی تزلزل جام گوارا و شیرین شهادت را نوشیدند . غصه دارد و در دوره شهادت با مرگی غیراز شهادت دنیا را ترک کردن... "

شیر مادرت حلالت برادرم. معلوم است که از این مادر، چنین پسری توقع می رود.
 خدا از سر تقصیرات ما خواهد گذشت؟ رسیدن به این جوانک، از پس ما برمی آید؟


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 29 بهمن 1393  ] [ 7:27 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

"هادی" در آسمان "سامراء" اوج گرفت

یکی دیگر از مدافعان حریم "آل الله(ص)" در "سامراء" شربت شهادت نوشید.

به گزارش خبرنگار "جهان نیوز"، طلبه بسیجی "هادی ذوالفقاری" روز 26 بهمن ماه، در جریان نبرد با تروریست های وهابی برای دفاع از حرمین "امامین عسکریین(ع)" به فیض عظمای شهادت نایل گردید.
اخبار تکمیلی متعاقبا اضافه خواهد شد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 29 بهمن 1393  ] [ 7:25 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

وداع مظلومانه با "مدافع حرم" در بهشت زهرای تهران

ظهر دیروز، 28 بهمن ماه، پیکر مطهر مدافع حرم حضرت زینب کبری(س) در بهشت زهرای تهران، تشییع و تدفین شد.

شهید "نقیب الله هزاره" از رزمندگان "تیپ فاطمیون" پند روز قبل در جریان نبرد با تروریست های تکفیری در سوریه، شربت شهادت نوشید. پیکر پاک او، با حضور جمعی از بستگان، آشنایان و همرزمانش، در قطعه 50 از گلزار شهدای بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

"تیپ فاطمیون" یگانی است که مجاهدانِ افغان تبار، برای دفاع از حرم زینبی، به عضویت آن درمی آیند. این تیپ از فعالترین یگانهای شرکت کننده در جنگ علیه تروریست های تکفیری است. متاسفانه شهدای "تیپ فاطمیون" در تهران، بسیار مظلومانه و در سکوت رسانه ای تشییع و تدفین می شوند. در مراسم تشییع شهید هزاره نیز تنها تعداد محدودی از بستگان و آشنایان وی حضور داشتند.

شهید نقیب الله هزاره

پدر شهید هزاره هنگام دفن فرزندش

مزار شهید هزاره پس از پایان مراسم تدفین


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 29 بهمن 1393  ] [ 7:22 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

دست‌خط "مغنیه"7روزقبل ازشهادت

تصویری که پیش رو دارید، دست خطی است از «عماد مغنیه» که هفت روز پیش از شهادتش به رشته تحریر درآمده است. در این نوشته، «حاج عماد» مخاطب خود را به صبر توصیه می کند


ادامه مطلب
[ یک شنبه 26 بهمن 1393  ] [ 8:07 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

آیا ما نیز خواسته ی او را داریم

عکسی که می بینید در اواخر دی ماه 1357 در تهران گرفته شده است.
آن روزها هنوز کمتر کسی بود که باور داشته باشد رژیم پهلوی به این زودی ها رفتنی باشد. علی رغم خروج شاه، هنوز امیدی به بازگشت امام نبود و تقریبا غاطبه تصور عمومی بر این بود که به زودی متحدان شاه برای بازگرداندن او به تاج و تخت، وارد عمل خواهند شد و باید برای مبارزه با ارتش و مزدوران شاه برای زمانی طولانی آماده شد. هیچ کس در ادامه مبارزه به رهبری امام خمینی تردید نداشت اما این که کمتر از یک ماه بعد، انقلاب اسلامی به پیروزی برسد، در مخیله کسی نمی گنجید.

در این معرکه، هر کس به فراخور توان و حال خود، به مبارزه یاری می رساند. شعار نویسی روی دیوارها، تراکت نویسی و پخش پوسترهای ابتدایی و ساده انقلابی، از رایجترین روش های توده مردم جهت حفظ فضای انقلابی و مخالفت با رژیم پهلوی بود.

عکس این بانوی تهرانی هم که در ابتدای کوچه ای بن بست، با مقوایی شعارنویسی شده ایستاده است، از یادگارهای همان روزها است


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 بهمن 1393  ] [ 7:48 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

کوچه هایمان مزین است به خون شهدا!!!!

در اواخر پاییز سال ۱۳۵۷، تظاهرات و تیراندازی خیابانی در تهران، به اتفاقی رایج تبدیل شده بود. خصوصا در ساعات حکومت نظامی، تیراندازی های پراکنده در سطح شهر از سوی نیروهای نظامی و امنیتی به مردم، شدت بیشتری می گرفت. بعضی از این گلوله ها، با هدفگیری دقیق، به قلب یا سر مردمی که شعار می دادند اصابت می کرد و سنگفرش خیابان ها به خون گرمشان آغشته می شد. البته این گونه هدفگیری های منجر به قتل، معمولا از سوی عوامل ساواک انجام می گرفت و سربازان و درجه داران ارتش غالبا به تیراندازی هوایی اکتفا می کردند.

عکسی که می بینید، در یکی از همان روزهای پرالتهاب گرفته شده است. خون پاک مبارزی بر زمین ریخته و مردم خشمگین بر گرد آن جمع شده اند و ابراز احساسات می کنند. این قبیل صحنه ها، با نزدیک شدن به روزهای خروج شاه از کشور، به تعداد بیشتری در کوچه و خیابان های شهر خلق می شد و بر خشم عمومی دامن می زد.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 19 بهمن 1393  ] [ 7:46 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

1

سردار سرتیپ حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران بعدازظهر امروز سه‌شنبه در مراسم بزرگداشت سردار شهید محمدعلی الله‌دادی و شهدای مقاومت که چندی پیش به دست صهیونیست‌ها در قنیطره سوریه به شهادت رسیدند با گرامیداشت یاد و خاطره شهید الله‌دادی گفت: این شهید مرزهای جغرافیایی را با هدف تقویت مقاومت نادیده گرفت.

وی افزود: الله‌دادی دارای غیرت، تعصب، همت، شور و شعور و تراکم فشرده یک عمر جهاد در مکتب اهل بیت بود.

سلامی با یادآوری مجاهدت‌های شهید الله‌دادی پس از جنگ و نقش سازنده او در تقویت قدرت زمینی سپاه پاسداران گفت: شهید الله‌دادی فردی مؤمن، صاحب تدبیر، شکیبا و آرام در قلب حوادث و تندیسی از همه فضیلت‌ها بود؛ او آرامش، مهربانی، اخلاص، صداقت و ایمان را توأمان داشت و به آنچه لیاقت داشت رسید.

وی پیام آمیخته شدن خون شهید الله‌دادی با خون جوانان مقاومت لبنان را گذشتن انقلاب اسلامی از مرزها عنوان کرد و تصریح کرد: این اتفاق نشان داد که دیگر مرزهای جغرافیایی تفکیک‌کننده هویت مسلمانان نیست.

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با تأکید بر اینکه شهید الله‌دادی، شهید جهاد مغنیه و همرزمان‌شان نشان دادند که مسیر عزت مسلمین از جهاد می‌گذرد گفت: ما خلق نشده‌ایم که از یهود و نصارا فرمان ببریم.

وی با اشاره به اینکه دشمنان عادت کرده بودند ده‌ها سال‌ سرمایه‌های مسلمانان را به یغما ببرند خاطرنشان کرد: امروز جهان اسلام بیدار شده است و دشمنان نمی‌توانند آرام و مطمئن در یک خیابان قدم بردارند.

سلامی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز واقعیت هایی رخ داده است که ذهن ما هنوز قادر به درک آن نیست اما آمریکا و اروپا هر روز مرگ جدیدی را تجربه می‌کنند.

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه درهم آمیختن خون شهید الله دادی با جوانان حزب الله نشان می دهد که دیگر مرزها تفکیک کننده هویت مسلمانان نیستند گفت: انتقام خواهیم گرفت و صهیونیست‌ها منتظر باشند.

وی اظهار داشت: آمریکا هر زمان اراده می‌کرد یک کشور اسلامی را اشغال می‌کرد اما امروز دیگر قادر به این کار نیست چرا که دیگر تحولات سیاسی و انسانی تابع اراده‌های آنها نیست و اراده آنها به حاشیه رانده شده است.

جانشین فرمانده کل سپاه با اشاره به اینکه اراده اصلی امروز از‌ آن انقلاب اسلامی و تفکرات ملهم از آن است گفت:‌ آمریکا نتوانست از شکست رژیم صهیونیستی در چهار جنگ جلوگیری کند. آنها نتوانستند در سوریه مداخله نظامی کنند در حالی که همواره تهدید خود را اعلام کرده و سپس اعمال می‌کردند.

وی از تشکیل ارتش بزرگ مردمی در لبنان و سوریه سخن گفت و آن را نشانه قدرت یافتن جهان اسلام خواند و تصریح کرد: این نشانه افول آمریکاست.

سردار سلامی در پایان تأکید کرد: ما خلق نشده‌ایم که دشمنان فرزندان ما را از بین ببرند و بعد از آن راحت بخوابند؛ ما انتقام می‌گیریم و آنها منتظر باشند اما زمان و مکان آن را ما تعیین می‌کنیم.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 8 بهمن 1393  ] [ 2:12 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

شهدای روستای کوهدشت لرستان

"ضرونی" نام طایفه‌ای در جنوب "کوهدشتِ لرستان" در ایران است. زبان این طایفه لری و جمعیت آن در  ۷ روستا ساکن می باشند. این روستاها عبارت‌اند از: پشت باغ -سرچشمه- کره - انبار - میانرود(قنبربگ) - گنجینه - پریان ضرونی

از میان این هفت روستا، "پریان ضرونی" در ۱۴ کیلومتری غرب "کوهدشت" قرار دارد. جمعیت این روستا امروز کمتر از ۵۰ نفر است. با این حال، این روستا در طول دفاع مقدس، دو نفر شهید داده است. یعنی یک بیست و پنجم جمعیت امروز. این رقم برای چنین روستایی بسیار قابل توجه است.

شهدای این روستا، عزیزان، "غلامعباس ضرونی" و "چراغعلی ضرونی" هستند.

شادی ارواح مطهر شهدای روستای "پریان ضرونی" صلوات


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 8 بهمن 1393  ] [ 2:07 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

رزمنده کنار حاج قاسم کیست؟

[ چهارشنبه 8 بهمن 1393  ] [ 2:05 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

جمله‌ای که موجب شهادت یک پسر در مقابل پدرش شد

به نقل از فارس، عباس اسلامی پور در وبلاگ روشنای صبح نوشت: چهارشنبه ۲۷ دی سال ۱۳۵۷ مردم شهر عزیزم در حال که از فرار شاه خشنود بودند، مجسمه شاه را در میدان راه آهن پایین کشیدند و همین موضوع خشم عوامل رژژیم شاه را بدنبال داشت و کشتار خونین چهارشنبه سیاه را رقم زد. دو خاطره زیر از نوجوانان آن روز است که با هم این دو خاطره را می‌خوانیم و بر روح شهدای این واقعه درود می‌فرستیم:

آن روز عصر به همراه برادرم در مغازه بودم، مغازه فروش کالای خانه که مقابل سینما تاج قدیم بود.

یک دفعه همهمه‌ای در شهر پیچید و خبر درگیری نیروهای رژیم ستمشاهی با مردم در دزفول شدت یافته و نیروها به سمت اندیمشک در حال حرکت هستند. مغازه را بستیم که درگیری در اندیمشک هم شروع شد همان طور که در حال حرکت به سمت منزل بودم صدای تیراندازی و الله‌اکبر مردم فضای شهر را به تسخیر درآورده بود.

همسایه‌ما نگران پسرش بود به اتقاق راهی خیابانه شدیم تا نشانی از «عبدالرضا» بیابیم، او در درگیری‌ها گم شده بود و از هرکس هم سراغ او را می‌گرفتیم اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد.

سرانجام «عبدالرضا» را در جایی که تیر به پایش خورده بود یافتیم، او را به منزل بردیم... این جوان نا آرام روزهای انقلاب «عبدالرضا بصیری پور» نام داشت که به همراه برادرش «منصور» در عملیات والفجر هشت به فیض شهادت نایل آمد. (راوی:علیرضا الهام)

روز چهارشنبه سیاه تیراندازی زیادی در شهر بود من نوجوان بودم از صدای آنها اندکی هراسان؛ هنگام غروب بود که یکی از دوستان مرحوم پدرم هنگام عبور از کنار منزل ما به پدرم گفت: بیایید از شهر خارج شویم قرار است نیروهای شاه با تانک به مردم حمله ور شوند، مادرم که صدای این مرد را شنید از درون منزل گفت: ما در شهر می‌مانیم و نیروهای زژیم هم هیچ غلطی نمی‌کنند.

شهر یکپارچه جولانگاه تانک‌های رژیم بود و جلوی هرکس را می‌گرفتند باید می‌گفت «جاوید شاه» تا او را آزاد کنند.

سید اردشیر موسوی جوان خوش سیمایی که منزل آنان در همسایگی منزل ما بود به اتفاق پدرش به وسیله مینی بوس در مسیر اندیمشک-دزفول امرا معاش می‌کردند، آن روز سید اردشیر عکس امام را در مینی بوس نصب کرده بود و در مقابل گفتن «جاوید شاه» هم مقاومت کرده بود. این مقاومت به مذاق دژخیمان خوش نیامده بود و سید اردشیر را در مقابل دیدگان پدر به شهادت رساندند. (راوی: محمد صادق جمشیدی)


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 بهمن 1393  ] [ 7:56 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

عکسی دیده نشده از «امام» و «آقا»

به نقل از مشرق، نمایی که پیش رو دارید، در سال های نخست از «دفاع مقدس» به ثبت رسیده است(حد فاصل سال های ۶۰ و ۶۲ شمسی). هیچ توضیح دیگری برای این تصویر ناب، گویا به نظر نمی رسد، الا آن غزل زیبای حضرت حافظ :

روزِ وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد! آن روزگاران یاد باد!
کامم از تلخیِ غم چون زَهر گشت
بانگ نوش باده خواران یاد باد
گرچه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
اين زمان در کس وفاداری نماند
زان وفاداران و ياران ياد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حق‌گزاران یاد باد
گر چه صد رود است از چشمم روان
زنده رود باغِ کاران یاد باد
راز حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا! رازداران یاد باد!


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 بهمن 1393  ] [ 7:55 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

«عماد» و «جهاد» در آغوش آقا

[ سه شنبه 7 بهمن 1393  ] [ 7:52 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

مراسم عقد زوج دانشجو در جوار «مزار شهدای گمنام»

به نقل از تسنیم، چندی است شاهدیم زوج‌های جوان مراسم عقد خود را در کنار مزار شهدای گمنام آغاز می‌کنند تا بدین ترتیب علاوه بر متبرک کردن زندگی خود، به خاطر شرایط سخت و موانع پیش رو برای ازدواج، پیام «ازدواج آسان» را برای خانواده‌ها داشته باشند.

بر همین اساس مراسم عقد یک زوج دانشجو چهارشنبه هشتم بهمن‌ماه در جوار مزار پنج شهید گمنام در «دانشگاه شهید بهشتی» برگزار می‌شود و این زوج زندگی خود را با حضور در این قطعه متبرک آغاز می‌کنند.

این زوج جوان با حضور در کنار مزار شهدای گمنام و پس از غبار روبی و عطرافشانی مزار آنان، پس از قرائت خطبه عقد زندگی خود را با تجدید میثاقی در جوار قبور مطهر شهدا آغاز خواهند کرد.

این مراسم عقد با حضور مسئولان دانشگاه شهید بهشتی، اساتید، دانشجویان و با سخنرانی «حجت‌الاسلام کاظم صدیقی» امام جمعه موقت تهران برگزار می‌شود.

پیش از این مراسم‌های زیادی در قالب جشن‌های ساده عقد در جوار مزار شهدای گمنام دانشگاه‌های مختلف برگزار شده است.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 بهمن 1393  ] [ 7:50 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

باریکلا، باریکلا!

روضه نیوز نوشت:
المومن کالجبل الراسخ
 
پیرمرد نجار اصفهانی برای ساخت تابوت جهت شهدا به معراج شهدای اهواز آمده بود.
 
هر روز شهید می آوردند...
 
پیرمر، دست تنها بود اما سخت کار میکرد و کمتر وقتی برای استراحت داشت.
 
روزی از روزها همین که داشت لابلای پیکرمطهر شهدا عبور می کرد، شهید نظرش راجلب کرد؛ کمی بالای سر شهید نشست روبه شهید کرد و با همان لهجه ی شیرین اصفهانی گفت:
 
باریکلاااا، باریکلاااا، و بلند شد و به کارش ادامه داد.
 
یک نفر که شاهد این قضیه بود، سراغ پیرمرد رفت و جویاشد.
 
پیرمرد نجار تمایلی به صحبت کردن نداشت. همان یک نفر، سماجت کرد، تا ببیند قضیه ی باریکلا گفتن های پیرمرد چه بوده است.
 
پیرمرد با همان آرامش گفت: پسرم بود.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 بهمن 1393  ] [ 9:31 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

به افتخار جوان‌هایی که نه 90 دقیقه بلکه 8 سال دفاع کردند

[ دوشنبه 6 بهمن 1393  ] [ 9:29 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

اولین شهیدان پدر و پسر در حزب الله

این روزها به دنبال شهادت "جهاد مغنیه" بازار شهدای پدر و پسر گرم است، یادکردی از اولین شهید "پدر و پسر" در حزب الله خالی از لطف نیست.

شهید "حاج احمد عنیسی" مغازه داری ساده از اهالی روستای "شحور" در جنوب لبنان (حوالی شهر صور) بود. وی متولد سال ۱۳۳۰ و دارای پنج فرزند بود. "حاج احمد" برخلاف بسیاری از هموطنانش، بسیار دیر به میدان جنگ با اشغالگران وارد شد. او در سال ۱۳۷۵ در حالی که ۴۵ ساله بود، به "مقاومت اسلامی لبنان" پیوست اما با با اعزام پسر جوانش "علی" به خطوط مقدم مقاومت، جبران مافات کرد. "علی" متولد ۱۳۶۶ است و زمانی که تنها ۱۶ سال داشت لباس رزم پوشید.

این پدر و پسر، در جنگ ۳۳ روزه (۱۳۸۴)، از نیروهای درگیر با دشمن، در خط مقدم جنگ بودند و از قضای محتوم الهی، به فاصله بسیار کمی از یکدیگر، و در بیست و هفتمین روز جنگ، با آتش مستقیم متجاوزان صهیونیست، هر دو در خون خویش غلتیدند و نخستین شهیدان "پدر و پسر"  در تاریخ مقاومت اسلامی شدند.

شادی روحشان صلوات
شهید حاج احمد عنیسی
 
شهید علی عنیسی

ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 بهمن 1393  ] [ 9:27 AM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
[ نظرات0 ]

گمشده ای که پیدا شد

یکی از سخت ترین لحظات رزمنده گان در سال های دفاع مقدس، پیدا کردن دوست، همرزم یا برادر بعد از عملیات بود. بی خبر از سرنوشت عزیزی، در مناطق آزاد شده یا در میان یگانها، می گشتی تا بفهمی فلانی کجاست. وقتی هم که نا امید می شدی، تازه دلت می آمد سری به "واحد تعاون" بزنی که دیگر آخر خط بود و خدا خدا می کردی  آنجا هم پیدایش نکنی، به این امید که اسیر شده باشد یا زخمی.

البته بعضی ها همان اول کار، گم شده خود را، افتاده بر خاک پیدا می کردند. چه سخت بود برایشان دیدن دوست یا برادری که شب عملیات از هم خداخافظی کرده بودند. حالا او با صورتی بی رنگ و چشمانی بسته در برابرشان خوابیده بود. اگر عملیات زیاد هم طول کشیده بود، خشکی جسد، چقدر دل این بچه ها را می شکست. کنار جسد زانو می زدند و فقط نگاه بود و سکوت و غوغایی در سینه که دیگران از آن بی خبر بودند.

عکسی که پیش رو دارید و در جبهه خوزستان گرفته شده است، یکی از همان لحظات سخت است.

شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

ادامه مطلب