خاکسپاری شهیدمان در دانشگاه امیرکبیر موجب سرفرازی من و بچههایش است
همسر شهید سلمانی:
خاکسپاری شهیدمان در دانشگاه امیرکبیر موجب سرفرازی من و بچههایش است/ به همسرم میگفتم شفاعتم کن و برایم دعا کن
به گزارش خبرنگار دانشگاه "خبرگزاری دانشجو" روزها و ساعتهای سی و دو سال از زندگی ملیحه ترابی در مرور خاطرات 6 سال زندگی مشترکش گذشت ، 32 سال انتظار کشید و در لحظههای انتظار شیرینی ثانیههای 6 سال زندگی با شهید رضا سلمانی کرد آبادی را مرور کرد.
هرچند که دیگر او را نمیدید ولی خاطراتش را در حافظه حفظ کرد و با عکس او سالهایش را سپری کرد . ثمرات زندگی مشترکشان را بر روی چشم بزرگ کرد تا همسرش را همیشه با خود همراه داشته باشد و حالا بعد از سی و دو سال شهید گمنام دانشگاه امیر کبیر شناسایی شده و ملیحه ترابی از اصفهان برای دیدار با همسرش در دانشگاه امیر کبیر به تهران میآید.
ادامه مطلب
شرمنده ایم همین!
پیرو امامت
شهدای قرآنی پرچمداران بصیرت
«شهدای قرآنی پرچمداران بصیرت» شعار دومین یادواره سورههای سرخ
در ابتدای این مراسم قربانی به ارائه گزارشی از روند برگزاری یادواره شهدای قرآنی پرداخت و گفت: این برنامه از ابتدای سال گذشته آغاز و از همان زمان دیدار با خانوادههای معظم شهدای قرآنی تهران در دستور کار قرار گرفت.
امسال هم هیئت قرآنی چهارشنبه هرهفته با یکی از خانوادههای شهدا دیدار و مراسم یادواره سورههای سرخ با شعار «شهدای قرآنی پرچمداران بصیرت» در روز ۹ دیماه ۱۳۹۳ در مصلای امام خمینی(ره) برگزار میشود.

زکیلو استاد قرآن کریم با اشاره به توصیف خداوند از شهدا گفت: در وصف شهدا همین بس که خداوند فرمود: مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مردهاند بلکه آنها زنده هستند و نزد پروردگارشان روزی میخورند. آنچه در این آیه مهمتر است این است که شهدا نزد پروردگار روزی میخورند.
ادامه مطلب
دیشب حنا بستند و رفتند
دستنوشته ای که می بینید، متعلق است به شهید "محمد مجازی" از اعضای گردان حمزه سیدالشهدا(ع) از لشگر۲۷ محمد رسول الله(ص). ظاهرا این نوشته، پیش از اعزام رزمندگان لشگر ۲۷ به منطقه عملیاتی "والفجر ۸" نوشته شده است و نشان از لحظه شماری آنان برای رفتن به سمت "خط" دارد.
"محمد مجازی" دو سال پس از نوشتن این متن، خود نیز حنا بست، راهی "عملیات مرصاد" شد و به یاران شهیدش پیوست.

حنا بندان
آرامش در کنار خواهر
عکسی که میبینید، در سالهای نخست از دفاع مقدس، در گلزار شهدای خرمشهر گرفته شده است.
در عکس، مزار شهیدان "شهناز حاجیشاه" و برادرش "ناصر حاجیشاه" دیده میشود. "شهناز حاجیشاه" از نخستین حملات ارتش بعث به خرمشهر، به عنوان امدادگر و نیروی پشتیبانی، در کنار برادرانِ سپاهِ خرمشهر حاضر بود تا این که کمتر از ۱۰ روز بعد از آغاز رسمی جنگ، بر اثر اصابت ترکش، در سن ۲۶ سالگی به شهادت رسید و جسم خونینش، زیر آتش دشمن، به دست برادرش "ناصر" در گلزار شهدای خرمشهر دفن شد.
برادر کوچکش "محمدحسین حاجیشاه" که از پاسداران خرمشهر بود، حدود یک ماه بعد، در نبرد برای دفاع پلِ خرمشهر شربت شهادت نوشید و پیکرش هرگز به دست همرزمانش نرسید.
او در زمان شهادت، ۱۸ سال داشت. برادر بزرگتر "شهناز" و "محمد حسین"، دو سال بعد، در نبرد با متجاوزان بعثی به شهادت رسید و پیکر پاکش به خرمشهر منتقل شد و در کنار خواهرش، آرام گرفت.

آرامش
دعایی که صیاد شیرازی در قنوت میخواند
عمار ذابحی نوشت:
دوستش می گفت:
«ما که توی نماز قنوت می گیریم ، از خدا می خواهیم که خیر دنیا و آخرت را به ما اعطا کند
و یا هر حاجت دیگری که برای خودمان باشد.
اما صیاد توی قنوتش هیچ چیزی برای خودش نمی خواست.
بارها می شنیدم که می گفت :
... اللهم الحفظ قائدنا الخامنه ای ...
بلند هم می گفت ،
از ته دل ...
شهید صیاد شیرازی
صیاد دلها
شاهرودی هایی که همسفرکربلا شدند
شهرستان شاهرود در طول سالهای دفاع مقدس، شهیدان فراوانی را تقدیم کرده است.
سرداران شهید "منصور جلالی" و "حسن عامری" دو ستاره درخشان در آسمان شهدای شاهرود هستند. فرماندهان "گردان کربلا" که گرچه هفت سالی با هم فاصله سنی داشتند اما مقدر بود که به فاصله یک روز از یکدیگر، در "عملیات بدر"شربت شهادت بنوشند.
رفیقانی که میادین جهاد و شهادت را با هم طی کردند و در سفر آسمان نیز همدوش و همسفر بودند. ابتدا "حسن عامری" که جانشین فرماندهی گردان بود، با خون خود وضو گرفت و فردای آن روز "منصور جلالی" به وی ملحق شد.

همسفر
گمشده
شهادت مردی از خاندان "نصرالله" در عراق +عکس

به گزارش گروه مقاومت جهان نیوز، "حسن محمد نصرالله" از رزمندگان مقاومت اسلامی لبنان، روز گذشته در دفاع از حریمِ "اسلام ناب محمدی(ص)" در عراق و نبرد علیه تکفیریانِ مشرک، شربت شهادت نوشید. این شهید بزرگوار، علاوه بر آن که از اهالی زادگاه :سید حسن نصرالله" دبیرکل حزب الله لبنان می باشد، همنام با رهبر مقاومت اسلامی نیز هست.
شادی روح پاکش صلوات


سید حسن
برنامه روزانه آیت الله بهجت
این برنامه روزانه برداشتی است از خاطرات حجتالاسلام«علی بهجت فومنی» فرزند آیتالله بهجت
،یکی دوساعت پیش از اذان: برخاستن از خواب، ادای نماز شب و قرائت قرآن
بعد از اذان صبح: پیادهروی تا مسجد «فاطمیه» قم و اقامه نماز جماعت در این مسجد و بهجاآوردن تعقیبات تا حدود یک ساعت بعد از نماز. این برنامه از سال ۵۹تا ۸۴هرروز ادامه داشت.
۷صبح: پیادهروی برای تشرف به حرم حضرت معصومه(سلامالله علیها) و زیارت ایشان. قرائت هرروزه زیارت عاشورا با ۱۰۰سلام و ۱۰۰لعن. معمولا در مسیر رسیدن به حرم هم دعاهای خاصی میخواندند، ازجمله دعای «سیفی صغیر»
۳۰/۸صبح: بازگشت از حرم مطهر به منزل و قرائت دعاهایی همچون «دعای صباح»
۹صبح: صرف صبحانه شامل چای، نان و پنیر و در ماههای آخر هم مقداری شیر.
۳۰/۹تا حدود ۱۰: استراحت بهصورت نشسته
۱۰تا حوالی ۱۱: مطالعه و گاهی سرودن شعر و یادداشت کردن آن
۱۱: رفتن به مسجد برای تدریس و اتمام درس حدود ۱۵دقیقه مانده به اذان ظهر برای استراحت
اذان ظهر: اقامه نماز ظهر و عصر، انجام تعقیبات، صحبت با مردم و دعا برای مشتاقان دعا و سپس عزیمت به منزل
یک ساعت پس از اذان: صرف ناهار با حضور تمامی اعضای خانواده. خوش و بش با اهالی خانه و احوالپرسی از بستگان
ساعت ۱۴:۳۰: استراحت
ساعت۱۵: مطالعه و آمادگی برای تدریس مباحث روز در کلاس
یک ساعت مانده به اذان مغرب: آغاز کلاس درس بهمدت ۴۵دقیقه
اذان مغرب: ادای نماز جماعت مغرب و عشا و پس از آن رفتن به اتاق شخصی برای انجام عبادات و تعقیبات دیگر
ساعت ۲۱: صرف شام مختصر با نان و دوغ، نان و شربت آبلیمو و یا نان و چای
ساعت ۲۱:۳۰: آمادگی برای استراحت. قرائت قرآن(سوره واقعه، آیت الکرسی و ۴قل) و حدیث کساء
ساعت ۲۲:۳۰: استراحت شبانه
منبع:شجره صالحین
آیت الله بهجت
شیوه جالب جذب فرزند سیدحسن نصرالله به حزب الله

به گزارش جهان به نقل از فارس؛ سحرگاه سرد روز چهار شنبه نوزدهم ژانويه سال ۱۹۷۹ در روستاي بازوريه، پدر، اولين فرزند خود را گرم در آغوش ميگيرد و در گوش او اذان اقامه ميكند: «حي علي الفلاح، حي علي خير العمل». از بدن نوزاد، شبنم ميتراود و بوي عطرآگين او با نسيم سحر درهم ميآميزد و در بلندترين قله «جبل الرفيع» مسكن ميگزيند.
ادامه مطلب
اقدام جالب شیخ رجبعلی خیاط در حمایت از مستأجر
شیخی که بدون اینکه به مکتبی برود و یا اینکه دوره خاصی رابگذراند پا جای پای بزرگانی گذاشت که عرفان را به خوبی می شناختند.اگر چه از شیخ رجبعلی خیاط خاطرات و ویژگی های زیادی نقل شده است که در عصر امروز کم نظیر و شاید بی نظیر باشد، اما با توجه به وضعیت اقتصادی حاکم بر کشور و با توجه به فشار اقتصادی بر مردم مخصوصا در بحث مسکن که از آن به عنوان بزرگترین مانع به منظور افزایش جمعیت خانواده ها یاد می شود، ذکر خاطره زیر از این شیخ بزرگوار به مناسبت سالگردش خالی از لطف نیست.
شیخ رجبعلی زندگی ساده ای داشت ، خودش خیاطی می کرد و با دسترنج خودش به سختی روزگار می گذراند ، شیخ مستاجری داشت که در قسمتی از خانه ی او ساکن بودند ، زن و شوهر جوانی بودند که احتیاج به منزل داشتند ، 20 ریال هم ماهیانه به شیخ اجاره می دادند.
پس از مدتی مستاجر شیخ رجبعلی خیاط صاحب فرزند شد ، مرد مستاجر به خانه ی شیخ رفت ،شیخ در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپ اقامه گفت و برای فرزندش دعا کرد.
مادر و پدر نوزاد خوشحال از جای خودشان برخاستند تا به خانه بروند که شیخ به پدر نوزاد گفت: کمی صبر کن باهات کار دارم ...
مرد مستاجر کنار شیخ نشست ، شیخ گفت:
" داداش جون فرزند دار شدی خرجت بالاتر رفته ، از این ماه به جای 20 ریال 18 ریال اجاره بده ، 2 ریالشم واسه فرزندت خرج کن ، این 20ریال رو هم بگیر اجاره ی ماه گذشته ایه که بهم دادی ، هدیه ی من باشه برای قدم نوزادت"
روحش شاد و یادش گرامیباد.
شیخ
فرماندهان "مدافعان ذوالفقاری" +عکس

سرویس مقاومت جهان نیوز ـ عکسی که می بینید، شهید "سید مجتبی هاشمی" را در کنار مرحوم "شیخ صادق خلخالی" نشان می دهد.
شهید "سید مجتبی هاشمی" از کسبه مبارز و مورد اعتماد تهران بود که در نخستین روزهای تجاوز رژیم بعثی عراق، بدون وابستگی به هر سازمان و نهادی، تعدادی از دوستان و همکارانش را با خود همراه کرد به با ابتدایی ترین امکانات، به خوزستان رفت و پس از مدتی، دفاع از محور "کوی ذوالفقاری" در آبادان را بر عهده گرفت.
این گروه از مدافعان "کوی ذوالفقاری"، نام خود را "فدائیان اسلام" گذاشتند و تا اواخر سال 60، از مهم ترین نیروهای مدافع در جبهه خوزستان به شمار می رفتند. آیت الله "شیخ صادق خلخالی" که آن روزها از نفوذ بسیاری در نظام برخوردار بود، توانست با توجه به کم لطفی هایی که به نیروهای خودجوشِ مدافع انقلاب می شد، تا حد زیادی پشتیبانی و تقویت این نیروها را بر عهده بگیرد و از این رو در میان مردم معروف شد که نیروهای "فدائیان اسلام" تحت فرماندهی ایشان هستند.
گرچه فرمانده اصلی و بلافصل این نیروها تنها بر عهده "سید مجتبی" بود و این نیروها با روحیات و شیوه رزمی خاص خود، تنها از آن سیدِ شجاع و فرزانه فرمان می بردند، اما به هر حال، آن روزها، این دو در کنار هم به عنوان مسئولان "مدافعان کوی ذوالفقاری" شناخته می شدند.
سید مجتبی هاشمی در سال 1364 و در محل کار خود واقع در خیابان وحدت اسلامی، توسط عوامل گروهک منافقین ترور شد و به شهادت رسید و آیت الله صادق خلخالی نیز در سال 1382 و در قم، چشم از جهان فرو بست.
یادشان گرامی باد

سیدمجتبی
خاطره از شهدای گمنام
| خاطره از شهدای گمنام |
|
شش ماهي بود ميرفت جبهه. من منتظر ماندم تا امتحانها تمام بشود و تابستان همراهش بروم. بعضي حرفهايش را نميفهميدم. ميگفت: «خمپارهها هم چشم دارند.»
كتابهايش را جلد كرده بود، با روزنامه. نميخواست بقيه بفهمند او فقط يك محصل است.
از مدرسه برگشته و برنگشته، ديدم مسجد محل شلوغ است. رفتم خانه. نهار ميخوردم كه آبجي زهرا با چشمهاي خيس آمد داخل. |
گمنامان سلام
خاطره از شهدای گمنام
| خاطره از شهدای گمنام |
|
بغض كرده بود. از بس گفته بودند: «بچه است؛ زخمي بشود آه و ناله ميكند و عمليات را لو ميدهد.»
«بچه! اين چه وضعشه؟ صبح ميري هنرستان، بعد ميري معلوم نيست كجا كار ميكني، شبها هم كه اين حاج ابوالقاسم مقدس رو ول نميكني توي مسجد. تلف ميشي پسر جون! مگه من مادرت نيستم؟ پس چرا حرفم رو گوش نميكني؟»
فرمانده داشت با شور و حرارت صحبت ميكرد. وظايف را تقسيم ميكرد و گروهها يكي يكي توجيه ميشدند. يك دفعه يادش آمد بايد خبري را به قرارگاه برساند. سرش را چرخاند؛ پسر بچهاي بسيجي را توي جمع ديد. گفت: «تو پاشو با اون موتور سريع برو عقب اين پيغام رو بده.» |
خاطره شهدا
خاطره از شهدای گمنام
خاطره از شهدای گمنام |
|
يك تانك افتاده بود دنبالش. معلوم نبود چطوري آن جلو مانده؛ آرپيچيزنها را صدا زدند.
داخل كه شديم، ديدم بسيجي نوجواني توي ستاد فرماندهي نشسته. گفتم: «بچه بلند شو برو بيرون. الان اينجا جلسهاس.»
كنكور كه داديم، آمد در خانهمان و گفت برويم. دستم را گرفت و برد. ثبت نام و بعد هم اعزام. توي منطقه، وقتي پرسيدند كجا ميخواهيد برويد، زود گفت: «تخريب».
جيبهايش را گشتند. فقط يك قرآن، يك زيارت عاشورا و يك عكس كه همگي خوني بودند. غلامرضا ١٧ سال بيشتر نداشت.
ته خاكريز. هركس ميخواست او را پيدا كند، ميرفت ته خاكريز. جبهه كه آمد، گفتند بچه است؛ امدادگر بشود. |
شهید گمنام
خاطره
| خاطره ای از شهید |
|
وقتي ميرفت جبهه، چند روز مانده بود چهارده ساله بشود. چنان شناسنامه را دستكاري كرده بود كه خودم هم توي سن و سالش شك كردم. يك برگه آورد و گفت: «مادر! امضاء كن». وقتي امضاء ميكردم، ميخواستم از خنده بتركم. جلوي خودم را گرفتم كه به خاطر اين جعل پر رو نشود.
خسرويِ من، اولين نفري بود توي منطقهي «واجرگاه» كه رفت جبهه. بعد از امتحانهاي نهايي سوم راهنمايي. قبلش كسي جرئت نميكرد؛ ولي بعد از خسرو، دل و جرئت بعضيها زياد شد و رفتند.
وي اولين اعزام چهارده ساله بود. قبولش نميكردند. دست برد توي شناسنامهاش و براي اينكه لو نرود، آن را هم با خودش برد. |
خاطره
گمنام ترین گمنامان عالم امکان...

ای شهید گمنام!
من و تو در گمنامی با هم شریکیم
تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را
تو پلاکت را گم کردی و من همه چیزم را
تو پلاکت را گم کردی و من خدا را
به راستی چقدر زیبا مادرت زهرای اطهر سلام الله علیها را درک کردی
که از خدا خواستی گمنام بمانی ...
آری!
ما هویتمان را گم کرده ایم
ما گمنام ترین گمنامان عالم امکانیم
پس ای شهید!
گمنام
عملیات والفجر ۲
عملیات والفجر ۲ به کارگیرى نیروى اندک
***************************************
عملیات والفجر ۲
پس از عملیات والفجر مقدماتى، بار دیگر شرایط جنگ به نحوى مطرح شد که به نظر مى رسید با افزایش توانایى هاى نظامى دشمن، بدون تغییرات اساسى در شیوه نبرد، ادامه جنگ مشکل خواهد بود. از این رو، تا رسیدن به آن نقطه لازم بود روند عملیات ها ادامه یافته تا از رکود جبهه به مدت زیاد جلوگیرى شود.
بدین ترتیب، پس از بحث و بررسى مناطق مختلف مقرر شد، عملیات هاى والفجر ۲, ۳ و ۴ انجام شود. مهم ترین مسأله اى که در این عملیات ها مورد نظر بود، به کارگیرى نیروى اندک، دادن تلفات کم و جلوگیرى از وارد شدن ضربه اساسى به توان یگان ها و تضمین موفقیت عملیات بود.
اهداف عملیات
عملیات والفجر۲ در منطقه غرب پیرانشهر ، در حد فاصل بین ارتفاعات قمطره و تمرچین ، با اهداف زیر تدارک دیده شد :
۱ – انهدام نیروی دشمن و گرفتن اسیر
۲ – تجزیه نیروی دشمن
۳ – تصرف ارتفاعات سرکوب منطقه
۴ – تصرف پادگان حاج عمران و تسلط بر شهر چومان مصطفی
موقعیت طبیعی و اهمیت منطقه:
پادگان حاج عمران در موقعیتی سوق الجیشی واقع شده است ؛ بدین ترتیب که از شمال به ارتفاعات چنارستان و کلاشین ، از جنوب به ارتفاعات بسیار مرتفع سکران و کدو و از شرق به ارتفاعات تمرچین و شهر مرزی پیرانشهر ، و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفی عراق ، محدود می شود .
آنچه بر اهمیت منطقه و ضرورت تصرف آن می افزود ، اساسا تبعات بعدی آن بود که قسمتی از آن چنین است :
۱ – تسلط بر تردد ضدانقلاب و کنترل آن
۲ – ایجاد تسهیلات و پشتیبانی لازم از اکراد مسلمانان و مبارز عراقی
۳ – فراهم سازی امکان گسترش عملیات نامنظم در خاک عراق
۴ – حفظ پیرانشهر از هرگونه تهاجم و تجاوز نیروهای عراقی
۵ – زمینه سازی نزدیکی بیشتر به شهر و تاسیسات نفتی کرکوک
موقعیت دشمن در منطقه
دشمن در سراسر منطقه، سه رده خط پدافندى داشت که هر رده آن پوشیده از موانع و استحکامات بود و همچنین استعداد دشمن در حدود ۲ تیپ پیاده و یک گردان زرهى، به عنوان نیروى درگیر و یک تیپ پیاده و آتشبار مختلف و مجموعاً ۳۰ یگان در منطقه بود.
مأموریت و طرح مانور
مبناى طرح مانور، عملیات تک دورانى (دور زدن دشمن) بود تا بدین وسیله هرگونه فرصت عکس العمل از دشمن گرفته شود، بدین ترتیب که ۴ گردان سمت راست و ۳ گردان سمت چپ وارد عمل مى شدند و پس از دور زدن ارتفاعات، در تنگه دربند الحاق مى نمودند و نهایتاً پاکسازى به طور کامل انجام مى پذیرفت. سازمان رزم و نحوه ادغام نیروهاى سپاه و ارتش بدین شکل بود که مجموعاً ۱۶ گردان از سپاه و ۶ گردان پیاده و یک گردان
مکانیزه از نیروى زمینى ارتش در عملیات شرکت داشتند.همچنین پشتیبانى عملیات از سوى هوانیروز، با توجه به موقعیت منطقه و صعب العبور بودن ارتفاعات پیش بینى شد.
شرح عملیات
در ساعت ۱ بامداد روز ۲۹تیر ۱۳۶۲ عملیات والفجر ۲ با رمز «یا الله» آغاز شد. قسمتى از نیروهاى خودى ۲۴ ساعت قبل از آغاز تک، به منظور دور زدن دشمن، از خط عزیمت خود حرکت نمودند و پس از ۲ ساعت راهپیمایى موفق شدند خود را به مناطق تعیین شده رسانده، براى شروع عملیات اعلام آمادگى کنند.
به رغم این که نیروها پس از ۲ ساعت تأخیر در تمامى محورها، با دشمن درگیر شدند، لیکن پیشروى قابل توجهى صورت گرفت. اما از آن جا که دشمن بر ارتفاعات سرکوب منطقه تسلط داشت، آتش شدید توپخانه اش عملاً مانع از تکمیل و دستیابى به تمامى اهداف عملیات شد، به طورى که همچنان ارتفاعات «کینگ»، ،۲۵۱۹ «بردسر» و «دربند» را در اختیار داشت.
در ادامه عملیات در صبح روز ۳مرداد ۶۲ روستاى رایات به دست نیروهاى خودى تصرف شد و ضمن محاصره چند روستاى دیگر، گمرک جاده پیرانشهر-حاج عمران آزاد گردید. همچنین پس از آن که نیروهاى خودى بر قسمتى از ارتفاعات ۲۵۱۹ تسلط یافتند، دشمن طى دو نوبت به ارتفاعات یاد شده پاتک نمود که در نوبت اول مجبور به عقب نشینى شد و در نوبت دوم توانست بر قسمتى از آن تسلط یابد. اما پس از آن که هوانیروز امکان یافت که نیروهاى خودى را تدارک کند، مابقى نیروهاى دشمن پاکسازى شدند و بدین ترتیب ارتفاعات ۲۵۱۹ به طور کامل به تصرف نیروى خودى درآمد.
همچنین دشمن در تاریخ ۵مرداد۱۳۶۲ با ۱۶ فروند هلیکوپتر و با استفاده از هلى برد به یال ارتفاعات کلو حمله کرد که در پى آن ۶ فروند هلى کوپتر خود را از دست داد. یکى از این هلیکوپترها مملو از نیرو بود.
نیروى دشمن که در پاتک ها شرکت داشتند، مجموعاً تیپ ۶۶ نیروى مخصوص، تیپ ۵ و تیپ ۹۱ پیاده و نیز تیپ ۱۱۳ و ۴۳۳ پیاده کوهستانى را شامل مى شد.
دستاورد و نتایج عملیات
عملیات حاج عمران، با آزادسازى ۲۰۰ کیلومترمربع از خاک دشمن و تسلط بر قسمتى از ارتفاعات سرکوب منطقه، به پایان رسید. طى این عملیات، مناطق زیر به تصرف نیروهاى خودى درآمد: پاسگاه مرزى تمرچین عراق، پادگان حاج عمران، گمرک مرزى، سلسله ارتفاعات «کلو» و قله استراتژیک (۳۰۰۰ مترى) آن، ارتفاعات ۲۵۱۹ (گردمند)، «سرسول»، ««آزادى» ۳۷۰۰ «سلمان»، ۲۴۰۰ «شیوه کارتا»، «بردزرد»، همچنین آزادسازى روستاهاى زینو «ممى خلان»، «رایات»، «شیوش»، «خوارو»، «میوتان بالا» و میوتان پایین، از نتایج این عملیات بود. تسلط رزمندگان اسلام بر شهر چومان مصطفى و حومه آن نیز قسمت دیگرى از دستاوردهاى این عملیات محسوب مى شد.
تلفات دشمن و غنائم
مجموع کشته ها و زخمى هاى دشمن به بیش از ۴ هزار نفر رسید، ۲۰۰ نفر به اسارت گرفته شدند و نزدیک به ۵۰ پایگاه دشمن منهدم و یا تصرف گردید.
همچنین از مقر تیپ ۹۱ که مأمور حفظ پادگان و منطقه بود مدارک و اسناد بیشمارى به دست آمد که حاکى از روابط عمیق گروهک هاى کومله و دمکرات با حکومت عراق بود.در میان غنائم، چندین قبضه توپ ۱۲۲ م. م، بیش از ۲۰ دستگاه تانک، ده ها دستگاه تفنگ ۱۰۶ با ماشین، انواع مختلف ادوات و نیز مقدار معتنابهى سلاح و مهمات، که از انبار پادگان حاج عمران به دست آمده بود، به چشم مى خورد.
لشکر ۶۴ پیاده ارومیه با هدایت قرارگاه عملیاتی شمال غرب و تیپ ویژه شهدا به فرماندهی شهید سردار محمود کاوه نقش بسیار بارزی در عملیات والفجر ۲ داشت.
پس از طی موفقیت رزمندگان اسلام درعملیات والفجر۱ که در جبهه های میانی اجرا شد و طی آن ، ضربات سختی به نیروهای عراقی وارد آمد ، در شمال غرب و درمناطق سخت و صعب العبور کوهستانی در حد فاصل بین ارتفاعات قمطیره و تمرچین که مأمنی برای اشرار و گروهک های ضد انقلاب داخلی نیز بود، منطقه عملیات والفجر دو انتخاب گردید. دراین منطقه عملیاتی، پادگان حاج عمران که از اهمیت سوق الجیشی برخوردار است قرار دارد ، این پادگان از شمال به ارتفاعات چنارستان و کلاشین، از جنوب به ارتفاعات بسیارمرتفع سکران وکدو، از شرق به ارتفاعات تمرچین و شهر مرزی پیرانشهر و از غرب به تنگه دربند و شهر چومان مصطفی (عراق) محدود می شود.
خلاصه گزارش عملیات
نام عملیات: والفجر۲
زمان اجرا : ۴/۲۹ /۱۳۶۲
مدت اجرا : ۱۴ روز
تلفات دشمن (کشته، زخمی و اسیر) :۴۲۰۰
رمز عملیات: یا الله – یا الله – یا الله
مکان اجرا: منطقه مرزی پیرانشهر – حاج عمران
ارگانهای عملکننده: نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی
اهداف عملیات: انهدام نیروی دشمن، تجزیه آنها و فتح چندین ارتفاع مهم در منطقه و خارج ساختن شهرهای مرزی از زیر آتش توپخانه عراق،گشودن جبهه جدید در شمالغرب و بستن یکی از راه های اصلی تردد ضد انقلاب به داخل کشور
جبهه : شمال غرب
موقعیت : غرب پیرانشهر
نوع تک : نیمه گسترده
فرماندهی : مشترک
سازمان : مشترک
استعداد نیروهای درگیر :
ایران : ۲۴ گردان پیاده و مکانیزه
عراق : ۳۶ گردان پیاده و کماندویی
تلفات انسانی عراق : ۴۱۶۴ نفر
توضیحات : این عملیات با موفقیت انجام گرفت و منطقه عمومی حاج عمران که مهمترین پادگان نظامی عراق در شمال شرق این کشور بود به تصرف نیروهای ایران در آمده و آتش توپخانه دشمن از شهر پیرانشهر دور گردید . مصطفی ردانی پور ، فرمانده روحانی مشهور اصفهان در پایان این عملیات به شهادت رسید و پیکرش هیچگاه یافت نشد .
کتابشناسی عملیات والفجر ۲
بیست و نهم تیر، بیست و ششمین سالروز آغاز عملیات والفجر ۲ (۱۳۶۲) است.
پس از عملیات والفجر مقدماتی، رژیم صدام تبلیغاتی به راه انداخت و ادعا کرد که ایران دیگر نخواهد توانست حملهای موثر در جبههها انجام دهد.
از سوی دیگر فرماندهان نظامی ایران برای به دست گرفتن ابتکار عمل و خنثی کردن تبلیغات دشمنان، عملیاتی را به نام والفجر ۲ طراحی کردند که در ادامه عملیات والفجر یک به اجرا درآمد.
عملیات والفجر ۲ در ۲۹ تیرماه ۱۳۶۲ و در منطقه عملیاتی حاج عمران با اهداف خارج کردن شهرهای کردنشین میهن اسلامی از محدوده آتش دشمن، آزادسازی ارتفاعات مهم منطقه، مسدود کردن راه ضدانقلاب و تصرف پادگان مهم حاج عمران، توسط نیروهای ایرانی متشکل از سپاه و ارتش آغاز شد.
مهمترین کتابهایی که تاکنون درباره عملیات والفجر ۲ منتشر شده، عبارتند از:
ـ انا فتحنا … ۶۲ (جلد ۳: عملیات والفجر اول، دوم، سوم و چهارم) / سروش (صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران) / ۱۳۶۲.
ـ معراج سرخ (یادنامه شهید دکتر علیرضا کاظمیان، شهید عملیات والفجر ۲ در تیر ماه ۱۳۶۲) / خانواده شهید / ۱۳۶۳.
ـ ستاره بدر / جلال محمدی / کنگره بزرگداشت سرداران شهید آذربایجان و کنگره بزرگداشت سرداران شهید آذربایجان شرقی / ۱۳۷۴.
ـ کارنامه توصیفی عملیاتهای هشت سال دفاع مقدس / علی سمیعی / سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی زمینی، نمایندگی ولی فقیه، معاونت تبلیغات و انتشارات / ۱۳۷۶.
ـ روزها و رویدادها (جلد ۲) / علی بری دیزجی / نشر رامین / ۱۳۷۸.
ـ خاطرات سردار شهید رضا نورمحمدی/ رضا نورمحمدی؛ مقدمه و تصحیح محمد عزیزی / نشر شاهد / ۱۳۷۸.
ـ چشمهای شکفته در باران / منوچهر ذوقی / کنگره بزرگداشت سرداران شهید استان فارس و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل استان فارس / ۱۳۷۸.
ـ تاریخ انقلاب، برای کودکان و نوجوانان (کتاب ۸: ۱۳۶۲ ـ به سوی پیروزی) / با اهتمام مصطفی خرامان / نشر تاریخ و فرهنگ / ۱۳۷۸.
ـ سیری در جنگ ایران و عراق (جلد ۲: خرمشهر تا فاو) / محمد درودیان / مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ / ۱۳۷۸.
ـ اطلس جنگ ایران و عراق (فشرده نبردهای زمینی ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ـ ۲۹ مرداد ۱۳۶۷) / مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ / ۱۳۷۹.
ـ اطلس نبردهای ماندگار / مجتبی جعفری / ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی، معاونت عملیات / ۱۳۸۳.
ـ لوح فشرده اقلیم مقاومت و پیروزی / بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس / ۱۳۸۶.
ـ حماسه ایران (تاریخ هشت سال دفاع مقدس) / فرهاد حسنزاده و مصطفی خرامان / نشر لکلک / ۱۳۸۶.
ـ برای امنیت (لشکر ۶۴ پیاده ارومیه در شمال غرب) / فرضالله شاهینراد / ایران سبز / ۱۳۸۶.
نقشه عملیات

یاد شهدا





