چشمان باز
وقتی این شهید بزرگوار را در قبر گذاشته بودند مادرش بالای قبر ایستاده بود..گفت خدایاچشمای علی اکبر من شب دامادی خیلی قشنگ شده بود ،میخوام برای آخرین بار ببینمشون.و گفت خدایا تو رو به علی اکبر امام حسین (ع)قسم میدم یکبار دیگه چشمای علی اکبرم رو ببینم! چشمای قشنگ این شهید بزرگواربرای لحظاتی باز شد و دوباره بسته شدند....
فدای چشمان قشنگت بشم شهید..
شهید علی اکبر صادقی
[ یک شنبه 26 مهر 1394 ] [ 12:50 PM ] [ شهید جاوید الاثر اکبر محمدی خالد ]
