حضرت عباس علیه السلام
نام مشهور آن حضرت عباس است . به آن حضرت ابوالفضل ، ابوالقربة . قمربنی هاشم ، باب الحوائج ، عبد صالح و سقا می گویند (2) . پدرشان حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام و مادرشان حضرت ام البنین فاطمه دختر حزام کلابیه است .
آن حضرت خوش سیما و زیبا رو بود و به همین جهت به ماه بنی هاشم ملقب شد . قامتی بلند و بازوهایی قوی داشت و بر اسب که می نشست و پا در رکاب می نمود زانوی آن حضرت تا گردن اسب می رسید . مظهر جلال و جبروت حضرت کردگار بود و در شجاعت و صفات بعد از امام حسین و حسین علیهما السلام سرآمد اولاد امیرالمومنین علیه السلام بود . آن حضرت سپهسالار و علمدار مظلوم کربلا بود (3)
روزی امام سجاد علیه السلام به عبیدالله فرزند حضرت عباس نگاه کرد و اشک چشمان مبارکش را فرا گرفت و فرمود : ((روزی بر رسول خدا سخت تر از احد نبود که عمویش همزه در آن شهید شد ، و بعد از آن موته بود که عموزاده اش جعفربن ابی طالب شهید شد)). سپس فرمود : ((ولایوم کیوم الحسین و... )) ((روزی چون روز حسین نبود که سی هزار مرد که گمان می کردند از این امتند دور او را گرفتند و هر کدام با کشتن او به خدا تقرب می جستند و او خداوند را به آنها یادآوری می نمود ولی پند نمی گرفتند تا او را به ستم و ظلم و عدوان کشتند )) . آنگاه فرمود ((خداوند عباس را رحمت کند که جانبازی کرد و خوب امتحان داد و در راه برادر خود را مبتلا ساخت و خود را فدای برادر نمود تا دو دستش قطع شد . خداوند در عوض به او دو بال داد که با فرشتگان در بهشت پرواز می کند پنان که به جعفر بن ابی طالب عطا نمود . حضرت عباس علیه السلام نزد خداوند متعال منزلت و مقامی دارد که تمام شهدای اولین و اخرین در روز قیامت تمنای مقامش را می نمایند)) (4) .
در زیارت وارده از حضرت صادق علیه السلام خطاب به آن حضرت می گوییم ((سلام الله و سلام ملائکته المقربین و انبیائه المرسلین و عباده الصالحین و جمیع الشهداء و الصدیقین ... علیک یابن امیرالمومنین ...و لعن الله من جهل حقک و استخف بحرمتک و لعن الله من حال بینک و بین ماء الفرات ...)(5)
پاورقی :
1-حصائص العباسیه :ص66 . قمر بنی هاشم (مقرم) :ص18 ، از انیس الشیعة . مستدرک سفینة البحار : ج5ص211 . الوقایع و الحوادث :ج محرم ص400 .
2-العباس قمربنی هاشم : ص164 . مرحوم مقرم به نقل از مدارک تاریخی گفته که لقب آن حضرت سقا بوده است .
3-بحارالانوار : ج45ص39 . مقاتل الطالبین :ص56 .
4-امالی صدوق :ص547 . بحارالانوار :ج44ص298 . خصال :ص68 . انوارالعلویة :ص442 . مقتل الحسین (ابی مخنف) :ص176 .
5-کامل الزیارات :ص440 . بحارالانوار :ج98 ص217-277 . مزار شیخ مفید :ص121 . مصباح المجتهد :ص668 . تهذیب الاحکام :ج6ص66
ادامه مطلب
،
معاویة بن ابیسفیان
معاویة بن ابی سفیان ، نخستین حاکم اموی است که پس از صلح امام حسن تا سال ۶۰ق، حدود بیست سال، در دمشق خلافت کرد. او در فتح مکه اسلام آورد و از طلقاء بود. او در زمان ابوبکر در فتح سرزمین شام حاضر بود و در زمان عمر بن خطاب!! استاندار اردن و سپس استاندار تمام سرزمین شام شد. در شورش علیه عثمان بن عفان ، علی رغم درخواست عثمان ، به یاری او نشتافت. در زمان خلافت امام علی (ع) به اسم خونخواهی عثمان، جنگ صفین را به راه انداخت. پس از شهادت امام علی (ع)، در معاهده صلح با امام حسن (ع)، خلافت مسلمین را به دست گرفت و دمشق را پایتخت حکومت خود کرد. در زمان او، فتوحات بیشتر در سرزمین های غربی و شمال آفریقا بود و در سرزمین های شرقی به تثبیت فتوحات پیشین تاکید داشت. معاویه خلافت را به سلطنت تغییر داد و برای بیعت گرفتن برای پسرش یزید ، تلاش های فراوان کرد. برای اداره کشور، دیوان های جدیدی را بنا نهاد. او با شورش های خوارج و شیعیان مواجه بود و آن ها را سرکوب کرد.
ادامه مطلب
،
شـهـر کـربــلا
کربلا از شهرهای زیارتی کشور عراق و از سرزمین های مقدس و پر اهمیت نزد شیعیان است. اهمیت این شهر برای شیعیان به سبب وقوع شهادت امام حسین (ع) و یارانش در واقعه عاشورا در محرم سال ۶۱ هجری قمری و نیز وجود حرم امام حسین (ع) و حرم حضرت عباس (ع) در آن است. شیعیان در مناسبت های گوناگون از سرتاسر جهان برای زیارت به این شهر می آیند. اوج این حضور در ایام عزاداری محرم و صفر و بویژه در مراسم اربعین است.
ادامه مطلب
،
زندگی نامه و شخصیت عبیدالله بن زیاد
زندگی نامه و شخصیت عبیدالله بن زیاد
عبید الله بن زیاد بن ابیه مشهور به ابن زیاد (۳۳ - ۶۷ق)، فرمانده نظامی مشهور امویان و از عوامل اصلی شهادت امام حسین (ع) و همراهانش. عبید الله والی بصره بود و یزید او را در سال ۶۰ق پس از آشفتگی اوضاع کوفه، با حفظ سمت به امارت این شهر گماشت و سرکوب قیام امام حسین (ع ( را به او سپرد. او در سال ۶۵ق نیز قیام توابین را سرکوب کرد. عبید الله به سبب نقشی که در واقعه کربلا داشت، از شخصیت های منفور نزد شیعیان است.
ادامه مطلب
،
۷ محرم-ملاقات امام حسین (ع) با ابن سعد

در شب هفتم امام حسین (ع) با عمر سعد ملعون ملاقات و گفتگو کردند. خولى بن یزید اصبحى چون عداوت شدیدى با امام حسین (ع) داشت ماجرا را به ابن زیاد گزارش داد و آن ملعون نامهاى براى عمر سعد نوشت و او را از این ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد.[۱]
[1] قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 63. معالى السبطین : ج 1 ص 315.
عمر سعد
,سعد ابن ابی وقاص
,دشمنان امام حسین
,قاتلین امام حسین
,کربلا
,آب
,سیدالشهداء
ادامه مطلب
،
مروری کوتاه بر زندگی عمربن سعد
مروری کوتاه بر زندگی عمربن سعد
عمر سعد
,سعد ابن ابی وقاص
,دشمنان امام حسین
,قاتلین امام حسین
,کربلا
,آب
,سیدالشهداء
ادامه مطلب
،
بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پس
ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقم
با سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم
زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشت
من خاموش سراپا همه خاکستر داغم
بین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم-
که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم
بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پس
آشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم
حرف چشمان تو مانند غزل های ملمع *
واژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم
-
* شعری که در آن یک مصرع عربی و یک مصرع فارسی و یا یک بیت عربی
ویک بیت فارسی باشد(فرهنگ فارسی معین).
شعر
,برقعی
,امام حسین
,رباب
,علی اکبر
,علی بن الحسین
,عاشورا
,کربلا
,حضرت زینب
,سید الشهدا
ادامه مطلب
،
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت
شاید زبان حال حضرت زینب (س) با سیدالشهدا
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید
شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده
زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-
جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت
مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده، پلکی بزن، یا حی یا قیوم
خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی
خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی
تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم
تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد
حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته
برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته
بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من
تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود
شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید
شعر
,برقعی
,امام حسین
,رباب
,علی اکبر
,علی بن الحسین
,عاشورا
,کربلا
,حضرت زینب
,سید الشهدا
ادامه مطلب
،
مي ايستم امروز خدا را به تماشا
به شوق حضرت علی اکبر علیه السلام
مي ايستم امروز خدا را به تماشا
اي محو شکوه تو خداوند سراپا
اي جان جوان مرد به دامان تو دستم
من نيز جوانم، ولي افتاده ام از پا
آتش بزن آتش به دلم، کار دلم را
اي عشق مينداز از امروز به فردا
آتش بزن آتش به دلم اي پسر عشق
يعني که مکن با دل من هيچ مدارا
با آمدنت قاعده ي عشق به هم خورد
ليلاي تو مجنون شد و مجنون تو ليلا
تا چشم گشودي به جهان ساقي ما گفت:
"المنته لله که در ميکده شد وا"
ابروي تو پيوسته به هم خوف و رجا را
چشمان تو کانون تولا و تبرا
اي منطق رفتار تو چون خلق محمد(ص(
معراج براي تو مهياست، بفرما!
اين پرده اي از شور عراقي و حجازي است
پيراهن تو چنگ و جهان دست زليخا
لب تشنه ي لب هاي تو لب هاي شراب است
لب وا کن و انگور بخواه از لب بابا
دل مانده که لب هاي تو انگور بهشتي است
يا شيرخدا روي لبت کاشته خرما
عالم همه مبهوت تماشاي حسين است
هر چند حسين است تو را محو تماشا
"چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان"
شد گوشه ي شش گوشه براي تو مهيا
از گوشه ي شش گوشه دلم با تو سفر کرد
ناگاه درآورد سر از گنبد خضرا
مجنون علي شد همه ي شهر ولي من
مجنون علي اکبر ليلام به مولا
ادامه مطلب
،
اصلا چرا باید رباب ، با آب هم قافیه باشد

با خودم فکر می کنم
اصلا چرا باید رباب ، با آب هم قافیه باشد
روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند
حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود
هدف های روشنی داشت
چشم عباس گلوی تو سینه ی حسین
تنها تو بودی که خوب فهمیدی
استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی
خون تو جاذبه ی زمین را بی اعتبار کرد
حالا پدرت یک قدم سوی خیمه می رود بر می گردد
می رود بر می گردد
می رود...
با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد
تادیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند
رباب می رسد از راه
با نگاه
با یک جمله ی کوتاه
آقا خودتان که سالمید ان شاالله.
سیدحمیدرضا برقعی
ادامه مطلب
،




