امام المسلمین

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود....سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

عید ولایت

 

از نظر شیعه شناخت "ولّى اللَّه" و گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‏ها و احکام او بر همگان واجب است و هر کس از این امر سرباز زند، در واقع توحید و نبوت را نپذیرفته است و به عبارت دیگر: لازمه پذیرش وجود خدا و توحید و عدالت او، پذیرش نبوت و پذیرش این دو مستلزم پذیرش ولایت ولّى مى‏باشد. این مطلب از آیات قرآن، همچنین حدیث ثقلین که "عترت" را قرین قرآن کریم مى‏نماید، به وضوح مستفاد است و به واسطه حدیث شریف نبوى (صلی الله علیه و آله) "هر کس که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است". تأکید مى‏شود.

 

ولایت از ریشه ولی در لغت معانی گوناگونی دارد، یکی از این معانی اولی بالتصرف است (کسى که از جهاتى بر تصرف در امور شخصى دیگرى، از خود او شایسته‏تر است). در اصطلاح، مراد از "ولایت" تسلط و اشراف بر دخل و تصرف در امور سایر انسان‏ها، در ابعاد مختلف است، بدون این که حق اختیار و انتخاب و گزینش یا مالکیت از سایرین سلب شود.

از نظر شیعه شناخت "ولّى اللَّه" و گردن نهادن به اوامر و نواهى و قضاوت‏ها و احکام او بر همگان واجب است و هر کس از این امر سر باز زند، در واقع توحید و نبوت را نپذیرفته است و به عبارت دیگر: لازمه پذیرش وجود خدا و توحید و عدالت او، پذیرش نبوت و پذیرش این دو مستلزم پذیرش ولایت ولّى مى‏باشد. این مطلب از آیات قرآن، همچنین حدیث ثقلین که "عترت" را قرین قرآن کریم مى‏نماید، به وضوح مستفاد است و به واسطه حدیث شریف نبوى (صلی الله علیه و آله) "هر کس که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است" تأکید مى‏شود. در ضمن لازم به ذکر است که پذیرش ولایت سبب می شود که انسان هیچ گاه از مسیر هدایت گمراه نشود و در غیر این صورت انسان ها در خطر خروج از راه حق اند، و اساسا این اهل بیت (علیهم السلام) هستند که راه حق را مشخص می سازند و مسیر رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را روشن می کنند.

 

 




ادامه مطلب
[شنبه 18 مهر 1394 ]  [1:08 AM]  [رسول ایمانی]

 

حدیث ثقلین

روایاتى که در آن «کتاب الله و سنتى» آمده غالباً بدون سند ذکر شده و یا در سند آن ها شخصیت هایى چون اسماعیل بن ابى اویس، صالح بن موسى طلحى، سیف بن عمر تمیمى قرار دارند که غالب علماى رجال اهل سنت آنان را تضعیف کرده اند. از طرف دیگر «کتاب الله و عترتى» به تواتر نقل شده ولى کتاب الله و سنتى خبر واحد است.

 

در این مقاله به طرح دو سوال در حوزه بحث های امامت می پردازیم و به آنها اجمالا پاسخ می گوییم:

سوال اول: در حدیث ثقلین بعضى ها «کتاب الله و عترتى» مى خوانند و برخى «کتاب الله و سنتى» کدام یک صحیح است؟ توضیح دهید.

حدیث ثقلین به هر دو شکل نقل شده است در این باره توجه به چند نکته لازم است:

1. روایاتى که در آن «کتاب الله و سنتى» آمده غالباً بدون سند ذکر شده و یا در سند آن ها شخصیت هایى چون اسماعیل بن ابى اویس، صالح بن موسى طلحى، سیف بن عمر تمیمى قرار دارند که غالب علماى رجال اهل سنت آنان را تضعیف کرده اند. از طرف دیگر «کتاب الله و عترتى» به تواتر نقل شده ولى کتاب الله و سنتى خبر واحد است.

2. هیچ مانعى ندارد که هر دو دسته روایات از پیامبر صلى الله علیه و آله صادر شده باشد، زیرا همان طور که اهل بیت عصمت نقش مرجعیت دینى پس از پیامبر را دارند، سنت آن حضرت نیز یکى از منابع مهم دینى است و براى همگان حجت است. بنابراین چنین روایاتى معارض یکدیگر نیستند؛ بلکه کاملاً با یکدیگر هماهنگ و همخوان اند. اعتبار سنت پیامبر و دیگر معصومین در کنار قرآن به عنوان بیانگر و تفسیر کننده کتاب الهى همان چیزى است که شیعه بر آن پاى مى فشرد و براى همه مسلمانان قابل اخذ و پیروى است.

سوال دوم: آیا قرآن به مسأله امامت پرداخته است؟ در مهندسى فکرى قرآن امامت چه جایگاهى دارد؟




ادامه مطلب
[شنبه 18 مهر 1394 ]  [1:04 AM]  [رسول ایمانی]

 

کتاب

نویسنده کتاب امام شناسی علامه آیة الله حاج محمد حسین حسینی تهرانی نیمی از این مجموعه 18 جلدی را به صورت سخنرانی و درس در ماه مبارک رمضان برای مخاطبین خود و نیم دیگر این مجلدات را بعدا به رشته تحریر در آورده است.

 

امام شناسی

مجموعه ای مهم از مباحث تفسیری، فلسفی، روایی، تاریخی و اجتماعی پیرامون مسائل کلی امامت و ولایت، چون خصوصیات امام و شرایط امامت و زعامت، لزوم عصمت و مطالب خاص امامت و ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام و ائمه معصومین و لزوم عصمت آنها است. در ضمن بحث کاملی از شرایط نبوت و لزوم عصمت انبیا و آثار و خواص پیامبران در این کتاب شده که "نبوت عامه" را شامل گشته است. هم چنین مباحث استدلالی علمی، برگرفته از قرآن مجید و روایات وارده از خاصه و عامه و ابحاث حلی و نقدی پیرامون ولایت و امامت آن بزرگواران مطرح شده است. نویسنده آن علامه آیة اله حاج محمد حسین حسینی تهرانی از علما و فقهای بزرگ قرن 15 هـ ق (معاصر) که نیمی از این مجموعه 18 جلدی را به صورت سخنرانی و درس در ماه مبارک رمضانی برای مخاطبین خود و نیم دیگر این مجلدات را بعدا به رشته تحریر در آورده است. هر جلد از این مجموعه به نام «امام شناسی» از دوره علوم و معارف اسلام، نامگذاری شده است.

 

معرفی اجمالی نویسنده

علامه آیة اله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی، فرزند مرحوم آیة الله حاج سیدمحمد صادق، در 24 محرم 1345 هجری قمری، در طهران به دنیا آمد. دوران کودکی را تحت تربیت پدر بزرگوارش بود و تحصیلات ابتدائی مدرسه و بعد دوره آموزش متوسطه را در رشته مکانیک و ماشین سازی به اتمام رساند. با وجود پیشنهادهای زیادی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور و پذیرش مسئولیت های مهم در رشته های مختلف لیکن او تحصیلات علوم دین و حوزوی را انتخاب و در سن 19 سالگی به شهر مقدس قم عزیمت کرد. در همان سال های اول جزو اولین شاگردان علامه طباطبائی شد و در درس حکمت و عرفان عملی و تفسیر از خواص یاران ایشان گردید. مدت 7 سال در سطوح مختلف علمی از اساتید بزرگ بهره ها برد و در سال 1371 هـ ق در سن 26 سالگی برای ادامه تحصیل به عراق رفت و در نجف اشرف ساکن شد. دروس فقه و اصول و حدیث و رجال را از محضر علمای اعلام چون آیة اله حاج شیخ حسین حلی، سیدابوالقاسم خوئی، حاج سیدمحمود شاهرودی و آیة الله آقا بزرگ طهرانی، بهره مند بود.




ادامه مطلب
[جمعه 17 مهر 1394 ]  [12:59 AM]  [رسول ایمانی]

امامت

 در مقالات گذشته به مسئله امامت از دیدگاه شیعه پرداختیم. گفتیم از دیدگاه ما شیعیان، همانطور که خداوند برای هدایت انسان ها پیامبرانی فرستاده است، بعد از پیامبران، امامانی را نیز منصوب کرده است تا شریعت الهی از تحریف و تغییر مصون بماند. مقام امامت یک استعداد و شایستگی عینی ویژه ای است که محصول عطا و عنایت الهی است و لذا اکتساب شخص، یا انتخاب و انتصاب مردم در تحقق آن نقشی ندارد علمای امامیه برای این مطلب، علاوه بر دلایل نقلی، دلایل عقلی هم ذکر کرده اند که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

یکی از دلایل عقلی که علمای امامیه برای اثبات اصل امامت ذکر کرده اند بر مبنای قاعده لطف است. اگر بخواهیم یک تعریف کلی از قاعده لطف بگوییم می توانیم به تعریفی اشاره کنیم که در بیشتر کتب کلامی با اندکی تغییر به آن اشاره شده است؛

«لطف، آن است که مکلّف، با آن، به فرمان برداری نزدیک تر و از انجام گناه دورتر شود.»

شیخ مفید نیز در تعریف قاعده لطف می گوید: لطف، عبارت است از آن چه که مکّلف، با آن، به فرمانبری نزدیک و از گناه دور می شود و در اصل توان مکلّف بر انجام تکلیف، مؤثّر نبوده و به حدّ اجبار نرسیده باشد:

«اللطف هو ما یقرب المکلف معه الی الطاعة و یبعد عن المعصیه و لاحظ له فی التمکین و لم یبلغ الالجاء» (شیخ مفید، النکت الاعتقادیه، ص 35)

شیخ طوسی نیز مشابه همین تعریف را برای قاعده لطف ذکر می کند؛ لطف، عبارت است از آن چه که انسان را به انجام دادن واجب فرا می خواند و از فعل قبیح باز می دارد:

«هو ما یقرب العبد من الطاعة و یبعده عن المعصیه » (خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، بیروت، دار الاضواء، ص 342)  1

مطابق این تعریف ها، لطف چیزی است که از سویی بنده را به اطاعت از مولی نزدیک تر کند و از سویی این عمل به حد اجبار و اکراه نیانجامد. ممکن است گفته شود، مطابق اصل تکلیف (بقره/ 286: لا یکلّفُ اللهُ نفسا إلاّ وسعها» و طلاق/ 7: «لا یکلّف الله نفسا إلاّ ما آتاها)، خداوند بندگان را به اندازه وسع خود مکلف می کند. اوامر و نواهی لازم را بیان کرده است و به این ترتیب حجت بر بندگان تمام است. کسانی که به اوامر عمل کنند و از نواهی دوری کنند به درگاه الهی تقرب می جویند. در این صورت دیگر چه ضرورتی در اعتقاد به قاعده لطف وجود دارد؟




ادامه مطلب
[جمعه 17 مهر 1394 ]  [12:56 AM]  [رسول ایمانی]

 

امام علی

از این رو اعتراف به عجز در پیشگاه مقدس و با عظمت آن حضرت برای همگان بهتر است. سَروری كه رسول خدا صلی ‌الله علیه و آله در خطابی درباره ‌اش فرمود: «در وجود على فضایلى است كه اگر یكى از آنها در سایر مردم باشد كفایتشان كند.(2)

همو كه بعضی اصحاب همچون عمر بن خطاب در فراوانی فضائلش گفته ‌اند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ كس به اندازه امام علی(علیه السلام) به كسب فضایل نایل نیامده است، فضایل آن حضرت به اندازه‌ ای است كه هر كس به حقیقت آن برسد، او را به راه راست هدایت می‌كند و از گمراهی رهایی می ‌بخشد.(3)

و در جای دیگری خطاب به آن حضرت فرمود: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، اگر نه این بود كه گروهى از یاران من درباره تو همان را مى گفتند كه نصاری درباره مسیح گفتند، همانا سخنى درباره تو مى گفتم كه بر هیچ گروهى عبور نكنى جز آنكه خاك پا و آب وضویت را براى تبرك و شفا برگیرند، ولى همین تو را بس كه تو از منى و من از تو. (4)

فضایل و مناقب امیرالمۆمنین على علیه السلام  به اندازه ‌اى است كه یكى از بزرگان در پاسخ به سۆالى در مورد آن حضرت، گفت:

«چه بگویم درباره كسى كه دشمنانش از روى حسد و كینه، و دوستانش از ترس جان خود، مناقب او را مخفى كردند و در عین حال فضایل او عالم را پر كرده است».

گرچه بحث پیرامون شخصیت بزرگ مردى هم چون امیرمۆمنان علیه السلام كارى بس دشوار است، لكن در حد توان، نگاهى گذرا به زوایایى از وجود این نمونه كامل «خلیفة الله» خواهیم داشت تا از این رهگذر، بر معرفت خود نسبت به آن حضرت بیفزاییم. چرا که ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت كرده است كه فرمود:

«خداوند این مردم را عذاب نمی ‌كند مگر به خاطر گناه دانشمندان ایشان، آنها كه حق را كتمان كردند و فضایل علی و عترت طاهرین او را بیان نكردند. بدانید راه نمی ‌رود بر روی زمین بعد از پیغمبران و رسولان كسی كه مقامش برتر از شیعیان و دوستان علی باشد، آنهایی كه امر ولایت آن حضرت را ظاهر می ‌كنند و فضایل او را منتشر می ‌كنند، رحمت الهی سر تا پای وجود آنها را فرا می‌ گیرد و فرشتگان برای آنها استغفار می‌ كنند، و بدبختی به تمام معنا نصیب كسانی می ‌شود كه فضایل او را كتمان می ‌كنند و امر او را پنهان می ‌دارند چگونه می ‌خواهند در آتش پایداری كنند.(5)

آن سَرور اسوه‌ جانفشانی و در نصرت حق و اقامه عدل، یگانه و در اعلاء كلمة الله فوق العاده بود. با ضعفا ترّحم و با فقرا مواساتی عظیم داشت. از خدای متعال خوفی فراوان بر دل داشت. و افصح و ابلغ همگان بود و در خوراك و پوشاك و در تمامی احوال و افعال با عظمت بود

 

 




ادامه مطلب
[پنج شنبه 16 مهر 1394 ]  [1:30 AM]  [رسول ایمانی]

اثبات امامت فقط با یک کتاب!!

درباره امام عصر(عج) آثار و کتب فراوانی وجود دارد امّا شاید مراجعه به قدیمی‌ترین آثار در این باره زوایای گوناگون و موثقی را بدست دهد. از جمله این آثار ارزشمند کتاب غیبت نعمانی و کتاب کمال الدین است که در این نوشتار برآنیم تا با آنها بیشتر آشنا شویم:

 

کتاب نعمانی

کتاب غیبت نعمانی

کتاب غیبت نعمانی از کتاب‌های قدیمی است که نزد همه علمای شیعه موثق بوده و از کتاب‌های گرانقدر به شمار می‌رود. در جلالت این کتاب همین کافی است که شیخ مفید در کتاب ارشاد خود در آخر باب سوّم در ذکر امام قائم(عج) فرمودند: هر کس اخبار غیبت امام عصر(عج) را می‌خواهد به کتاب غیبت نعمانی رجوع کند که در این باب کتاب جامعی است. 

این کتاب دارای بیست و شش باب است و در هر باب به ذکر احادیث و روایات از اهل بیت (علیهم‌السلام) درباره حضرت حجت(عج) پرداخته است. همچنین به بررسی آیات قرآنی در این باره و احادیث نبوی(صلی الله علیه و آله) اهتمام فراوان دارد. مقدمه کتاب به قلم توانای مصنف کتاب شیخ نعمانی است که درباره غیبت امام زمان(عج) به نکات ارزنده‌ای اشاره دارد. به گفته برخی از علمای گرانقدر شیعه فقط همین کتاب غیبت نعمانی در اثبات امامت و غیبت امام زمان (عج) کافی است.

امام زمان(عج) در خواب به من فرمودند: چرا کتابی درباره غیبت تصنیف نمی کنی؟ پس از آن از خواب بیدار شدم و تا طلوع فجر به دعا و گریه و بی تابی به سر بردم و در صبح همان روز آغاز به تألیف این کتاب نمودم

 




ادامه مطلب
[چهارشنبه 15 مهر 1394 ]  [12:45 AM]  [رسول ایمانی]

ذهنیت‌های غوغاسالار

مصلحان دینی، سیاسی و اجتماعی ما، با این ذهنیت‌ها برخورد داشته‌اند. با کسانی برخورد داشته‌اند که فکر می‌کردند این ذهنیت‌ها، ذهنیت‌هایی اسلامی هستند. در حالی که این ذهنیت‌ها، آنارشیستی هستند و عملکردشان نیز می‌تواند غوغاسالارانه باشد. از این رو همیشه تأکید کرده‌ایم که باید اسلامی تربیت شویم. فرهنگ ما باید اسلامی باشد و بر اساس منابع اصیل اسلامی حرکت کنیم. باید انسانی مسلمان باشیم که آگاه و بازاندیش است، نه اینکه پایبند غرایز باشد و غوغاسالارانه رفتار کند.

شاید وقتی که امام علی(ع) مردم را به سه دسته تقسیم می‌کند، منظورش همین باشد. می‌فرماید: «اَلنّاسُ ثَلاثَةٌ فَعالِمٌ رَبّانی وَ مُتَعَلِّمٌ عَلی سَبیلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ اَتْباعُ کُلِّ ناعِقٍ یَمیلونَ مَعَ کُلِّ ریحٍ لَمْ یَسْتَضیئوا بِنورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَؤُوا اِلی رُکْنٍ وَثیقٍ.» [1] مردم سه گروهند: دانشمند خدا‌شناس(عالم است و دانش خود را از منابع اصیل گرفته است. منابعی که به خاطر مصدر مطمئن و دلالت‌های دقیقشان، به خداوند مرتبط هستند. این انسان فقط بر اساس بررسی دقیق عالمانه حرکت می‌کند. از این رو دچار تحریف، فزونی و کاستی نمی‌شود) و دانشجوی در راه رستگاری(کسی که مدارج علمی را طی می‌کند. او به خاطر حرکت در راه راست، در پی دانشی است که عقل و قلب او را آکنده سازد و در زندگی‌اش جریان یابد. این انسان، دانشجوی راه نجات است. نمی‌خواهد شخصیت خود را بزرگنمایی کند. با دانش خود تجارت نمی‌کند. نمی‌خواهد خود را در چشم مردم بزرگ کند تا اموالشان را غارت نماید. در پی دانش است تا زندگی خود را بر اساس نور و روشنایی پی ریزی کند و زندگی خود را با روشنایی به پایان برد؛ زیرا تمام حرکت پیامبران در جامعه اسلامی و حرکت قرآن در معارف اسلامی در این کلمه خلاصه می‌شود: «یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» [2] در فرهنگ قرآنی و نبوی، نقش اسلام این است که عقل تو را نورانی کند و تو را از تاریکی‌هایی که نفس بر عقل تحمیل می‌کند، رهایی بخشد. نقش اسلام این است که قلب تو را نورانی نماید و کاری کند که قلبت در فرایند احساس و عاطفه، بر اساس نور و روشنایی حرکت کند، نه تاریکی‌های غرایز. این انسان وقتی در عرصه‌های زندگی گام می‌نهد، بر اساس نور الهی حرکت می‌کند و از هدایت‌های کتاب و سنت بهره‌مند می‌گردد.) و فرومایگانی بی‌اراده و سرگردان که هر دعوتی را اجابت می‌کنند(اینان دانش کافی ندارند تا بر اساس آن مسائل را سبک و سنگین کنند. نه شخصیت عالم را دارند و نه شخصیت دانشجو را. بلکه بر اساس احساسات و عواطف رفتار می‌کنند؛ چون فاقد فکر و اندیشه هستند. لذا به مجرد اینکه صدایی در اطرافشان بلند شود، به دنبال صدا می‌دوند.) و به هر طرف که باد بیاید به‌‌ همان طرف می‌روند. از نور دانش روشنایی بهره نمی‌گیرند و به پایگاه محکمی پناه نمی‌برند. اینان مبنا و تکیه‌گاه قابل اعتمادی ندارند که در پذیرش‌ها و دعوت‌های خود، به آن‌ها تکیه کنند.

 




ادامه مطلب
[دوشنبه 13 مهر 1394 ]  [11:53 PM]  [رسول ایمانی]

 

امام علی(ع) كه در مسجد كوفه به سوی پروردگارش عزيمت نمود، در سالروز شهادتش بايد با بلندای امام علی(ع) والايی بجوئيم تا آن گونه كه او اسلام را حفظ كرد ما نيز حفظ كنيم و آن گونه كه او نسبت به خدا و پيامبرش وفادار بود،وفادار باشيم و تمام كوشش ما كسب رضايت الهی باشد. از تمامی تعصبّات و حساسيت‌ها دور شويم؛ زيرا او از همه ملتزمان به خط اهل بيت(ع) مي‌خواهد كه مسؤولانه عمل كنند. هر مؤمن برادر مؤمن باشد و نسبت به مشكلات و مصايب مؤمنان توجه داشته باشد. از تفرقه بپرهيزيد و از تعصّبات فاصله بگيريد. خداوند ماه رمضان را ماه رحمت و مغفرت قرار داده است، گناهانمان را مي‌بخشد. پس بياييد ما نيز يكديگر را ببخشيم و به يكديگر رحم كنيم. به وضعيت سختی كه داريم رحم كنيم و با تعصّبات طائفی و مذهبی و حزبی بر مشكلات آن نيفزاييد، بياييد به سوی خدا برويم و رضای او را بجوئيم و هيچ چيز جز رضای خداوند ارزش ندارد. بيائيد آن گونه علی(ع) خدا را دوست داشت ما نيز خداوند را دوست بداريم: «فهبنی يا الهی صبرت علی عذابك فكيف اصبر علی فراقك و هبنی يا الهی صبرت علی حرّ نارك فكيف اصبر عن النظر إلی كرامتك أم كيف أسكن فی النار و رجائی عفوك» بيائيد همراه علي(ع) به سوی خدا برويم تا به خدا نزديك شويم.

 




ادامه مطلب
[دوشنبه 13 مهر 1394 ]  [11:53 PM]  [رسول ایمانی]

تا اينجا ديديم كه امام علي(ع) از مسائل فردی خود صحبتی نفرمود و فقط از مسائل عمومی مسلمانان سخن راند. مسائلی كه به زندگی اجتماعی و مسؤوليت‌های دينی ايشان مربوط مي‌شد. از اينجا به بعد روی سخن با طائفه خود دارد، اينان از نظر دينی و اجتماعی درباره خون آن حضرت مسؤول هستند كه خداوند فرمود: «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطاناً فلا يسرف فی القتل إنه كان منصوراً»(إسراء/33). امام(ع) مي‌خواهد كه قانون خداوند در مسأله او اجرا شود و بهاقدامات انتقام جويانه رايج يا احكام قبيله‌ای و مانند آن دست زده نشود.

امام علي(ع) مي‌فرمايد: «يا بنی عبدالمطلب لا ألفينّكم تخوضون دماء المسلمين خوضاً – مبادا جوی خون راه بيندازيد، برای اينكه – تقولون قتل اميرالمؤمنين الا لايقتلن بی إلّا قاتلی – در امر قصاص طبقه گرايی وجود ندارد. فقط بايد قاتل با هر جايگاه سياسی يا اجتماعی كه مي‌خواهد داشته باشد كشته شود – انظروا إذا أنا متّ من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة– اگر من با اين ضربه مُردم فقط به او يك ضربه بزنيد؛ زيرا خداوند فرموده است: «فمن اعتدی عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدی عليكم»(بقره/194). در زندگی خود بايد به اين دستور عمل كنيم.

- ولا يمثل الرجل – او را مثله نكنيد، دست و پای او را نبريد – فإنی سمعت رسول الله(ص) يقول: اياكم و المثلة و لو بالكلب العقور» از مثله كردن بپرهيزيد و لو كه سگ ديوانه باشد. علي(ع) در اوج قرار دارد و ديگران در برابر او خيلی كوچك به نظر مي‌رسند. علي(ع) در فرازها سير مي‌كند؛ زيرا علي(ع) با خدا زندگی مي‌كند نه با نفس خود او حتی با مردم پيرامون خود نيز نيست. «رضای خداوند رضای ما اهل بيت است. به آنچه خداوند را راضی كند راضی مي‌شويم؛ به قضای پروردگار صبر مي‌كنيم كه او پاداش شكيبايان را به تمامی به ما مي‌دهد».

با اينكه علي(ع) با سخت‌ترين دشواري‌ها روبه‌رو بود ولی صبر كرد ولی از بودن با خداوند احساس شادمانی مي‌نمود؛ زيرا حبيب خدا و وليّ خدا بود. مي‌فرمود: «آگاه باشيد كه پيشوای شما از دنيای خود به دو جامه كهنه و از غذای آن به دو قرص نان بسنده نمود. آگاه باشيد كه شما چنين نمي‌توانيد ولی مرا كمك كنيد با ورع – از حرام – و كوشش – در اطاعت پروردگار – و پاكدامنی – از همه معاصی پروردگار – و استواري» در رای و اظهار نظر.

آيا به وصايای امام علي(ع) گوش جان سپرديد؟ شما اوصيای امام علي(ع) هستيد. «فمن بدّله بعد ما سمعه فإنما إثمه علی الذين يبدّلونه»(بقره/181). درود خداوند بر او، روزی كه به دنيا آمد، روزی كه به شهادت رسيد و روزی باز دوباره زنده شود.

 




ادامه مطلب
[دوشنبه 13 مهر 1394 ]  [11:52 PM]  [رسول ایمانی]

علي(ع) هميشه با حق است

علي(ع) حق دارد كه او را بررسی كنيم، او را بفهميم و به او اقتدا كنيم و او را وارد تعصبات، فرقه‌گرايي‌ها و مذهب‌گرايي‌های رايج نكنيم؛ زيرا علي(ع) بسيار والاتر از اينها بود. پيامبر(ص) درباره او فرمود: «فردا پرچم را به دست مردی مي‌دهم كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش او را دوست دارند.» او خدا و پيامبرش را دوست داشت و فانی در آنها بود؛ زيرا همه چيزش را برای خدا و پيامبر داد. اگر چه علي(ع) در ميان مردم مي‌زيست ولی همزيستی او برای اين بود كه به سوی خدا اوج بگيرد و در بين آنها خدايی بينديشيد. او مردم را برای خود نمي‌خواست از اين رو فرمود: «كار من و شما يكی نيست؛ من شما را برای خدا مي‌خواهم و شما مرا برای خودتان مي‌خواهيد.» در راه خدا و پيامبر خدا هميشه در كنار حق بود. در راه اسلام و اداره زندگی مردم نيز هميشه در كنار حق بود. لذا رسول خدا(ص) فرمود: «علی مع الحق و الحق مع علی يدور معه حيثما دار»

پس ما نيز بايد در كنار حق باشيم و در كنار باطل قرار نگيريم. هر قدر كه باطل با مال و سيطره و تعصب خود خواست ما را بفريبد، فريب نخوريم؛ زيرا پيش از آخرت، باطل در همين دنيا از بين خواهد رفت و حق باقی خواهد ماند: «ذلك بأن الله هو الحق و أن ما يدعون من دونه هو الباطل»

بايد با حق باشيم؛ زيرا حق ما را به خدا نزديك مي‌كند و ما را جزو پيروان حقيقی محمد و علی و اهل بيت پاك او قرار مي‌دهد وقتی امام علي(ع) [در اثر ضربت شمشير] سه روز خون ريزی داشت و در حال احتضار بود، يكی از ياران آن حضرت خواست آن حضرت را ببيند اطرافيان نگذاشتند ولی بعد از آن كه داد و فرياد كرد و گريست امام(ع) به او اجازه داد. اصبغ بن نباته مي‌گويد: حضرت تكيه داده بود و سرش با دستمال زردرنگی بسته شده بود. در اثر خونريزی صورت آن حضرت زرد شده بود. نفهيمدم صورت آن حضرت زردتر بود يا عمامه، به سويش رفتم و او را بوسيدم و گريستم. به من فرمود: ای أصبغ گريه نكن كه به خدا قسم آن بهشت است [كه در انتظار من مي‌باشد]. گفتم: فدايت شوم، مي‌دانم به خدا سوگند! تو به سوی بهشت مي‌روی ولی من در از دست دادن تو ای امير المؤمنين مي‌گريم.

از اين رو وقتی سالروز شهادت امام علي(ع) ياد او را گرامی مي‌داريم، اوج اسلام، بلندای معنويت و علم و جهاد و همه فضيلت‌ها را يادآور شده‌ايم.

 




ادامه مطلب
[دوشنبه 13 مهر 1394 ]  [11:50 PM]  [رسول ایمانی]
تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7