امام المسلمین

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود....سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

عید قربان

دعای فرزند

تمام زندگی چشم به انتظار فرزد بود در سن هشتاد و شش سالگی در حالت بیم و امید به دربار خداوندی برای فرزندی صالح دست به دعاء شد «رب هب لی من الصالحین» بار الها! مرا فرزند صالحی از بندگان شایسته عطا فرما.

خداوند نیز این دعا را مستجاب کرد و فرزند صالحی همچون اسماعیل به او بشارت داد.

«فبشرناه بغلام حلیم» پس ما او را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم.

قربانی فرزند

به زبان قرآن این داستان شگفت انگیز چنین آمده است:

«فلما بلغ معه السعی قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ما ذا تری»

زمانی که فرزند به مقام سعی و کوشش رسید یعنی به مرحله ای رسید که می توانست در مسائل مختلف زندگی با تلاش و کوشش پدر را یاری کند  بنا به گفته بعضی مفسران در آن وقت سیزده ساله بود.

در آن برهه از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام خواب عجیب و شگفت انگیزی دید (خواب انبیاء در حکم وحی الهی است) و آن خواب حیرت انگیز بیانگر شروع یک آزمایش بزرگ دیگر بود. در خواب می بیند که از سوی خداوند به او دستور رسیده است تا فرزند برومند و یگانه اش را با دست خود قربانی کند و سر ببرد. ابراهیم که بارها از کوره داغ امتحان الهی سر افراز بیرون آمده بود این بار نیز باید دل به دریا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد.

پدر تمام ماجرا را برای فرزند بیان می کند آن گفتمان تاریخی تا روز قیامت در کتاب جاویدان مرقوم گشته است و این بار نیز ابراهیم از آزمایش سر افراز و کامران بیرون آمد و این غالبا سخت ترین و آخرین امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام بود که در آن هم مانند کوهی ثابت قدم ماند.




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [3:57 AM]  [رسول ایمانی]

رسول خداصلى الله عليه وآله در سال دهم بعثت، تصميم گرفت عمل حج به جاى آورد و آن را به مسلمانان اعلام فرمود.

عده زيادى به مدينه آمدند تا در ركاب آن حضرت حج به جاى آورند و به او تأسى كنند. آن حج را حجةالوداع، حجةالاسلام، حجةالبلاغ و حجةالكمال ناميده‏اند. رسول خداصلى الله عليه وآله از هجرت تا رحلت جز آن حج، حج ديگرى نياورده است.

پيامبرصلى الله عليه وآله پنج يا شش روز به ماه ذى‏حجه مانده، از مدينه خارج شد... . آن گاه اعمال حج و عمره به هدايت خود ايشان انجام گرديد و عملى را كه تا قيامت بايد به جاى آورده شود، عملاً به مردم نشان داد. پس از پايان حج، از مكه به طرف مدينه خارج شد؛ در حالى كه جماعت ياد شده در محضرش بودند.
روز پنج شنبه هجدهم ماه ذى حجه با آن جمعيت انبوه به «غدير خم» در جحفه رسيد. در آنجا جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: «يا اَيُّها الرَّسُول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعصِمُكَ مِنَ النّاس اِنَّ اللَّهَ لا يَهدِىَ القَومَ الكافِرينَ»؛ مائده، آيه 67..

بدين طريق خدا به پيامبرش امر كرد تا على‏عليه السلام را در جاى خويش نصب ولايت وجوب طاعت او را ابلاغ كند. در آن وقت طليعه كاروان به جحفه نزديك شده بود، حضرت فرمان داد تا آنهايى كه از محل گذشته بودند، برگردند و آنانى كه در محل بودند، توقف كنند. در آنجا پنج درخت كنار هم بود، فرمان داد كسى زير سايه آنها ننشيند. جمعيت همه در جاى خود قرار گرفتند، زير آن درخت‏ها را پاك كردند، آن گاه اذان نماز ظهر گفته شد.




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [3:40 AM]  [رسول ایمانی]

عید قربان

قربانی یک عبادت مالی و از شعائر اسلام است و در مقابل دیگر عبادت های مالی  ویژگیهای خاصی در بر دارد، با توجه به آن ویژگیهای قربانی بین عبادت های دیگر جایگاه و اهمیت ممتازی را حائز است.

 

مفهوم و معنی قربانی

از نظر معنای لغوی «قربانی» از لفظ «قربان» ماخوذ است، هر آن چیزی که ذریعه و وسیله تقرب و نزدیکی الله تعالی باشد آن را «قربانی» می گویند، آن چیز خواه ذبح حیوان باشد یا دیگر صدقات.

بعضی از علماء هر نیکی و عمل خیر را که باعث قرب و رحمت الهی باشد «قربانی» می نامند.

البته در عرف عام به آن حیوان مخصوص «قربانی» گفته می شود که به خاطر رضای الله در روزهای معین عید الاضحی- عید قربان- مسلمانان آن را ذبح می کنند و کلمه قربانی از لفظ قربان گرفته شده  و چندین بار در قرآن مجید آمده است، در اکثر مواقع مراد از آن «حیوان مذبوحه» است

قربان عبارت از کارهای نیکی است که انسان بوسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیک کند، بنابراین عمل نیکی که انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیک سازد آن کار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اکرم(ص) که فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیکی هر پرهیزکار به رحمت پروردگار است.

بدیهی است که مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مکانی نیست چرا که بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلکه منظور آن است که از راه طاعت و انجام کارهای شایسته می تواند مشمول الطاف الهی قرار گرفته و به رحمت او نزدیک شود.




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [2:24 AM]  [رسول ایمانی]
امام علی

 


مولای متقیان علی علیه السّلام الگوی تمام نمای سیره رفتاری پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله است. امـام عـلى عـلیـه السـّلام تـلاش مـى كـرد تـا چـونـان رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله بـخـورد و بـیـاشـامـد و زنـدگـى كـنـد. 

سفره ای ساده و بی ریا

امام على علیه السّلام تهیدست نبود، از دسترنج خود تولید فراوانى داشت وقتى فقراء و یـتـیـمـان را دعـوت مـى كرد، بر سر سفره انواع غذاهاى رنگارنگ مى گذاشت ، و همگان را دعوت به تناول غذاها مى كرد، امّا خود بر سر همان سفره ، نان خشك مى خورد.

احنف بن قیس مى گوید:

روزى بـه دربار معاویه رفتم ، وقت نهار آن قدر طعام گرم ، سرد، ترش و شیرین پیش من آوردند كه تعجّب كردم .

آنگاه طعام دیگرى آوردند كه آنرا نشناختم .

پرسیدم : این چه طعامى است ؟

معاویه جواب داد: ایـن طـعـام از روده هـاى مـرغـابى تهیّه شده ، آن را با مغز گوسفند آمیخته و با روغن پسته سرخ كرده و شكر نِیشكر در آن ریخته اند.

احنف بن قیس مى گوید: در اینجا بى اختیار گریه ام گرفت و گریستم .

معاویه با شگفتى پرسید: علّت گریه ات چیست ؟

گفتم : به یاد على بن ابیطالب علیه السّلام افتادم ، روزى در خانه او بودم ، وقت طعام رسید. فرمود : میهمان من باش .آنگاه سفره اى مُهر و مُوم شده آوردند.

امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى یـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشید. درخت مى كاشت ، با دلوِ آب ، باغ دیگران را آبیارى مى كرد و مُزد مى گرفت

گفتم : در این سفره چیست ؟

فرمود: آرد جو .

گفتم : آیا مى ترسید از آن بردارند یا نمى خواهید كسى از آن بخورد ؟

فـرمـود: نـه ، هـیـچ كدام از اینها نیست ، بلكه مى ترسم حسن و حسین علیهماالسلام بر آن روغن حیوانى یا روغن زیتون بریزند.

گفتم : یا امیرالمۆمنین مگر این كار حرام است ؟

حضرت امیرالمۆمنین علیه السّلام فرمود:

نه ، بلكه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعیف باشند تا فقر باعث طغیان فقرا نگردد. هـر وقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگویند: بر ما چه باك ، سفره امیرالمۆمنین نیز مانند ماست .

مـعـاویـه گـفـت : اى احـنـف مـردى را یـاد كـردى كـه فـضـیـلت او قابل انكار نیست.(1)

همچنین ابورافع مى گوید :

روز عـیـدى خـدمت امام على علیه السّلام رسیدم ، دیدم كه سفره اى گره خورده در پیش روى حضرت امیرالمۆمنین علیه السّلام است ، وقتى آن را باز كرد دیدم نان جوین است .

گفتم : چرا گره مى زنى ؟

فرمود : براى اینكه بچه ها دوغى یا روغنى بر آن نیافزایند.

امام على علیه السّلام بیشتر از سبزیجات استفاده مى فرمود و اگر غذاى بهترى مى خواست شیر شتر میل مى كرد. گوشت بسیار كم مى خورد و مى فرمود :

«شكم ها را مدفن حیوانات نكنید». با این همه، از همه قدرتمندتر و قوى تر بود. (2)

 

ساده زیستی

 

ساده زیستى در كمال توانائى

امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى یـك الگـوى كامل بود، كار مى كرد و زندگى را با كار روزانه اداره مى فرمود، مشك آب درماندگان راه را بر دوش مى كشید. درخت مى كاشت، با دلوِ آب، باغ دیگران را آبیارى مى كرد و مُزد مى گرفت. هـیـزم جـمـع مـى كـرد و در بازگشت به منزل، پُشته هیزم را بر دوش ‍ مى كشید، تا با آن تنور را براى پختن نان آماده كنند. در كار خانه كمك مى كرد. خانه را جاروب مى زد، هر كس به حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام نزدیك مى گشت، مـى فـهمید كه دور از هرگونه خود بزرگ بینى، چون دیگر اقشار جامعه، بلكه همچون محرومین زندگى مى كند.(3)

اصبغ بن نباته مى گوید:

امام على علیه السّلام خطاب به مردم كوفه فرمود:

من در شهر شما با مختصر توشه و وسائل زندگى وارد شدم، اگر به هنگام خارج شدن از شهر شما بیش از آنچه كه با خود آورده ام ببرم خیانتكار خواهم بود.(4)

در صورتى كه قدرت داشت تا انواع امكانات را براى خود فراهم آورد.

 

پیراهن وصله دار

امام على علیه السّلام الگوى كامل فرهنگ ساده زیستى بود. از لباس هاى معمولى كه عموم مردم مى پوشیدند استفاده مى كرد. شـخـصـى در كوفه خدمت امام على علیه السّلام رسید، دید كه لباس هاى حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام كم قیمت و ساده و وصله داراست ،

با شگفتى به امام على علیه السّلام نگریست و گفت:

چرا لباس شما وصله دارد؟

امام على علیه السّلام در جواب فرمود:

«یَخشَعُ لَهُ القَلب ، وَتَذِلُّ بِهِ النَّفس وَیَقتَدى بِهِ المُۆ مِنُونَ؛ با این لباس دل خاشع و نفس اماره، خوار مى گردد، و الگوى مۆ منان مى شود».(5)

همچنین نقل شده است که علاء بن زیاد گفت:

یا امیرالمۆمنین از برادرم عاصم بن زیاد به شما شكایت مى كنم.

فرمود: چه شكایتى؟

عـرض كـرد: عـبـائى پـوشیده و كار عبادت و رهبانیّت پیشه كرده و دست از كار دنیا كشیده است .

امام على علیه السّلام فرمود: او را پیش من بیاورید.

لباس هاى على علیه السّلام در فرهنگ آن روز بد منظره نبود و انگشت نما نمى شد، اگر الان بود و همان لباس ها را مى پوشید، انگشت نما مى شد، گـرچـه قـائم مـا وقـتـى ظهور مى كند همان لباس على علیه السّلام را پوشیده به روش على علیه السّلام رفتار مى كند

چون عاصم آمد، حضرت به او فرمود:

«اى دشـمـنـك جان خویش، شیطان سرگردانت كرده، آیا تو به زن و فرزندانت رحم نمى كـنـى؟ تـو مـى پـنـدارى كـه خـداونـد نـعـمـتـهـاى پـاكـیـزه اش را حـلال كـرده امـّا دوسـت ندارد تو از آنها استفاده كنى ؟ تو در برابر خدا كوچك تر از آنى كه اینگونه با تو رفتار كند».

عاصم گفت: اى امیرمۆ منان، پس چرا تو با این لباس خشن ، و با آن غذاى ناگوار بسر مى برى ؟

حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام فرمود:

واى بـر تـو، مـن همانند تو نیستم ، خداوند بر پیشوایان حق واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند، تا فقر و ندارى ، تنگدست را به هیجان نیاورد، و به طغیان نكشاند.(6)

 

جایگاه ساده پوشى

امامان عادل هر قدر در ساده پوشى دقّت كنند ارزشمند است، امّا دیگران آزادند و مى توانند بـراى زن و فـرزنـد خـود لباس هاى قیمتى و نرم بخرند، كه دیگر امامان معصوم علیهم السـّلام نـیـز چـون رهـبـرى امـّت را در دسـت نـداشـتند گرچه از انواع لباس ها استفاده مى كردند، امّا در ساده زیستى همواره الگو بودند.

شخصى به امام صادق علیه السّلام اعتراض كرد كه شـمـا كـه از سـاده پـوشـى حضرت امیرالمۆمنین على علیه السّلام فرمودید، خودتان چرا لباس نرم و زیبا دارید؟

امام صادق علیه السّلام فرمود:

لباس هاى امام على علیه السّلام در فرهنگ آن روز بد منظره نبود و انگشت نما نمى شد، اگر الان بود و همان لباس ها را مى پوشید، انگشت نما مى شد، گـرچـه قـائم مـا وقـتـى ظهور مى كند همان لباس امام على علیه السّلام را پوشیده به روش امام على علیه السّلام رفتار مى كند.(7)

 


پی نوشت:

1) اصل الشّیعه و اصُولُها، ص 65 .

2) شرح ابن ابى الحدید، ج 1 ، ص 7.

3) كامل مبرّد، ص 153.

4) بحارالانوار، ج 40، ص 327 و 325.

5) شرح خوئى، ج 21، ص 152 ؛ نهج البلاغه، حكمت 103.

6) نهج البلاغه، خطبه 209.

7) اصـول كـافـى، ج 1، ص 411 ؛ وسائل الشیعه، ج 1، ص 279.                                                                              

 




ادامه مطلب
[جمعه 3 مهر 1394 ]  [12:05 AM]  [رسول ایمانی]

 

انسان موحد كه به حكم وقوف در عرفات و مشعر به مقام والای معرفت الله و خداشناسی كامل رسیده و تمام تمایلات نفسانی در نظرش خاك و سنگ آمده و غرق در دریای محبت خالق بی همتا و مهربان شده، طبیعی است كه از كشتن و سربریدن هر موجودی كه سر راه بر او گرفته و مانع رسیدن به قرب الهی ست، دریغ و مضایقه نخواهد داشت. اگر چه آن موجود فرزند عزیز و یا جان خود و خواهشهای درونش باشد.

  نام دیگر عید قربان، عید اضحی و عید خون است. روز اثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی، روز آزمایش و امتحان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیه السلام كه از آن سربلند بیرون آمدند.1

 

فَلَمّا اَسْلَما وَتَلّهُ لِلجَبینِ وَنادَیناهُ اَنْ یا اِبراهیم، قَد صَدّقتَ الرُّؤیا اِنّا كَذلِكَ نَجزِی المُحسِنین2

...هان ای ابراهیم به خوبی انجام وظیفه كردی و ما نیكوكاران را اینچنین پاداش خواهیم داد

 




ادامه مطلب
[پنج شنبه 2 مهر 1394 ]  [4:00 AM]  [رسول ایمانی]

 

مقدمه

هفتاد روز از حادثه بسیار مهم و تاریخى غدیر خم گذشته بود كه رسول مكرم اسلام صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم دیده از جهان خاكى فرو بست و روح مطهرش به عالم ملكوت عروج كرد. ارتحال پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم موجى از غم و اندوه در فضاى جامعه نوپاى اسلامى ایجاد كرد. بار مصیبت چنان سنگین شد كه بسیارى در حیرت فرو رفته و از خود بی خود گشتند و از تصمیم‏گیرى مناسب و شایسته باز ماندند. جمعى نیز كه از قبل خود را آماده چنین روزى كرده بودند، حال و هواى جامعه را براى ایجاد گرد و غبار، مناسب یافتند و با گِل آلودن نمودن آب، به دنبال گرفتن ماهى مراد خود رفتند. ستاره امیدى كه در غدیر خم طلوع كرده و آرام‏بخش دل‏هاى مؤمنان گشته بود، در لابلاى گرد و غبار فتنه، از دیدگان كم فروغ، محو شد. در میان ظلمت ارتحال آفتاب، شب‏پره‏ها به تكاپو افتادند و با هجوم به خانه وحى، تلاش مذبوحانه‏اى را براى فرونشاندن نور خدا آغاز كردند؛ غافل از آن كه نور خدا با آن دسیسه‏ها خاموش شدنى نیست.

گر چه در این حمله و هجوم، آتش به كاشانه تنها یادگار رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله‏ افتاد، و گل محمّدى صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله ‏و سلم مظلومانه در پشت در، پرپر گشت، سینه دریایى‏اش شكافت و پهلویش بشكست؛ اما در عین حال، او، قدِ خمیده از ظلم و ستم را برافراشت و با دست الهى خود به دامن ولایت آویخت و با تمسك به حبل الله المتین و با صلابت و شهامتى بى‏نظیر از حقانیت امیرمؤمنان علیه‏السلام سخن‏ها گفت، و از غربت او نشان‏ها داد.




ادامه مطلب
[پنج شنبه 2 مهر 1394 ]  [2:55 AM]  [رسول ایمانی]
 

در نهج‌البلاغه و دیگر مجموعه‏هاى حدیثى مطالب بسیارى از امام على علیه السلام در خصوص سیاست‏هاى كلى اقتصادى به چشم مى‏خورد كه اگر هر فرد و یا حكومتى در آنها تأمل و سپس عمل نماید، دستاوردهاى درخشانى در جهت رونق اقتصادى به دست خواهد آورد كه در این جا به بعضى از آنها اشاره مى‏كنیم:

 

1) جهت‏گیرى كلى در برنامه‏ریزى اقتصادى

آن حضرت در قسمتى از نامه‏اش به مالك اشتر مى‏فرماید:

« وَاعلَم أنَّ الرَّعیَّة طَبقاتٌ لا یَصلُحُ بَعضُها إلّا بِبعض ولا غِنى‏ بِبعضِها عَن بَعض: فَمِنها جُنُودُ اللَّهِ، و مِنها كُتَّابُ العامَّةِ والخاصَّةِ، وَ مِنها قُضاةُ العَدلِ، و مِنها عُمَّالُ الإنصافِ والرِّفقِ، و مِنها أهلُ الجِزیَةِ والْخَراجِ مِن أهلِ الذِّمَّةِ و مُسلِمَةِ النَّاسِ، و مِنها التُّجَّارُ و أهلُ الصِّناعاتِ، و مِنها الطَّبقةُ السُّفلى‏ مِن ذَوى الحاجَةِ والمَسكَنَةِ و كُلّاً قَد سَمَّى اللَّهُ سَهمَهُ، وَ وَضَعَ عَلى حَدِّهِ فریضَةً فِى كتابِهِ أو سُنَّةِ نَبیَّه - صلَّى اللَّه علیهِ وآلِه - عَهداً مِنهُ عِندَنا مَحفُوظاً... ؛ و بدان كه ملت آمیزه‏اى است از قشرهاى گوناگون كه هر جزء آن جز در پیوند با جزء دیگر سامان نمى‏یابد و بخشى بى‏نیاز از بخش دیگر نیست. بخشى لشكریان خدایند و گروهى دبیران دیوانى و مردمى، برخى بر پاى دارندگان دادند و جمعى كارگزاران انصاف و ارفاق بعضى اهل ذمّه‏اند و جزیه‏پرداز و شمارى مسلمان و خراج گذار، بعضى تاجرند و برخى دیگر پیشه‏وران و صنعتگران و سرانجام، گروهى از قشرهاى پایین جامعه‏اند كه نیازمند و زمینگیرند. و خداوند سهم خاص هر یك را در كتاب خود و سنت پیامبر- كه درود خدا بر او خاندانش باد - مشخص كرده و در جایگاه بایسته‏شان نشانده است كه به عنوان پیمانى از او در نزد ما محفوظ است.

پس لشكریان با رخصت حق، دژهاى ملت، آرایه زمامداران، شكوه دین و راه‏هاى تحقق امنیتند و ملت جز با تكیه بر آن بر پاى خود نمى‏تواند بایستد. و بر پاى ماندن سپاهیان وابسته به بهره‏اى است كه خداوند از خراج به آنان اختصاص داده است تا با پیكار با دشمنان نیرو بگیرند، در سامان بخشیدن به زندگى بر آن تكیه كنند و برآوردن نیازمندى‏هایشان را پشتوانه‏اى باشد.

پس نیروهاى مسلح و كارگزاران خراج نیز توان بودنشان نیست جز با تكیه بر داوران و كاركنان و دبیران كه بستن قراردادها، فراهم كردن درآمدها و جلب اعتماد جامعه در امور شخصى وعمومى بر عهده آنهاست. و تمامى این اصناف نمى‏توانند بر پا بمانند جز با تكیه بر بازرگانان و صنعت‏داران و نیازمندى‏هاى روزانه‏اى كه برآورده مى‏كنند و بازارهایى كه به پا مى‏دارند و به نیروى دست و بازوى خویش، نیاز دیگر اصناف را به گونه‏اى برمى‏آورند كه تلاش دیگران به مرز آن نمى‏رسد و سرانجام، آن پایین‏ترین قشر، یعنى نیازمندان و زمینگیران، حق این است كه همه از یارى دیگران بهره‏مند شوند.

در نظام خدایى، همگان در راحت و گشایشند و هر یك را بر زمامدار حقى است برابر آنچه وضع او را سامان دهد و زمامدار مسلمانان نمى‏تواند از زیر بار وظیفه‏اى كه در این خصوص خداوند بر دوش او نهاده است به شایستگى بیرون آید جز با تلاش و كمك گرفتن از خدا و آماده كردن خود بر پایبندى به حق وصبر در تمامى موارد، چه سبك باشد و چه سنگین.» (1)

 

 

 




ادامه مطلب
[پنج شنبه 2 مهر 1394 ]  [2:40 AM]  [رسول ایمانی]
تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7