امام المسلمین

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود....سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

حبيب خدا و پيامبر

خداوند متعال مي‌فرمايد: «و من الناس من يشری نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤوف بالعباد» (بقره/207).

آن گونه كه در كتابهای تفسير آمده است مقصود اين آيه علي‌بن‌أبي‌‌طالب(ع) است كه امانت‌دار الهی در زمين، حجت خداوند در بين بندگان، جانشين پيامبر(ص) و بزرگترين شخصيت اسلامی پس از پيامبر (ص) است. او تمام زندگی خود را به پای اسلام ريخت و در اعماق جان و عقل خدود هميشه به خدا و پيامبرش مي‌انديشيد. او به خدا و پيامبرش ايمان داشت، آن دو را دوست مي‌داشت. او همان گونه بود كه پيامبر مي‌فرمود: خدا و پيامبرش را دوست دارد و وقتی به خداوند و پيامبرش عشق مي‌ورزد، خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند.

تمام زندگی علی (ع) محراب عبادت بود. در كعبه محراب عبادت الهی به دنيا آمد. او تنها موجودی بود كه در خانه خدا به دنيا آمد و كودكی بود كه با پيامبر (ص) به نماز ايستاد. خود او مي‌فرمايد: « خدايا! من اولين كسی هستم كه شنيد و اجابت كرد و باز‌گشت، هيچ كس جز رسول خدا در نماز از من پيشی نگرفت» او اولين كسی بود كه در كودكی خود با پيامبر نماز گزارد، حتی پيش از آنكه پيامبر به نبوت برانگيخته شود. با اخلاق و معنويت های پيامبر زندگی كرد تا اينكه شخصيت او از شخصيت پيامبر(ص) كاملاً تأثير پذيرفت.

 




ادامه مطلب
[دوشنبه 13 مهر 1394 ]  [11:46 PM]  [رسول ایمانی]

بايد آن طوري كه حضرت امير فرمود، كفگير انقلاب، محتويات ديگ سيستم حكومت و جامعه را بهم بزند.«حتي يعدو اسفلكم اعليكم و اعليكم اسفلكم». فرمود در حكومت من، من اوضاع را به هم ‌مي‌ريزم. گفت: كاري مي‌كنم مثل اينكه كفگير توي ديگ مي‌رود و پايين‌ها را مي‌آورد بالا و بالاييها را مي‌برد پايين، من همه‌تان را به هم مي‌ريزم. اين طور نيست كه بگويم شماها همانطور كه بوديد هستيد وما همانطور مثل بقيه مي‌آييم حكومت مي‌كنيم، برويم جلو ببينيم چه مي‌شود. چرا خطر حذف موجه ارزشهاي انقلابي هميشه بعد از پيروزي و استقرار يك انقلاب، دوباره يك خطر جدي، تهديد‌كننده و زنده است؟ چرا؟ علي‌بن ابي طالب دو و نيم دهه بعد از رحلت پيامبر وقتي وارد حكومت شد، با تمام وجودش اين فاجعه را لمس كرد و خواست اوضاع را برگرداند. خواست تغيير در سيستم ايجاد بكند و سه تا جنگ داخلي بر او تحميل كردند. دوستان سابق خودش. براي اينكه حتي اگر هيئت حاكمه بعد از انقلاب، فاسد نشود و فاسد نباشد ـ كه خيلي‌ها‌يشان آدمهاي درستي و خوبي بوده و هستند ـ ولي طبقه حاكم كه غير از هيئت حاكمه است و از قبل از انقلاب در جامعه سيستم سازي كرده، گلوگاه‌هاي جامعه ونظام را مي‌شناسند و دوباره مي‌آيند آنجا سوار مي‌شوند. يعني ضد حمله ضد انقلاب به انقلاب، بعد از 10، 20 سال بعداز پيروزي انقلاب. نه با تركش و خونريزي. جنگ سرد و بدون سر و صدا و با كار نرم‌افزاري همه چيز را دوباره پس مي‌گيرند. دوباره تاكيد مي‌كنم طبقه حاكم غيراز هيئت حاكم است. هيئت حاكمه يك گروه سياسي است كه بر اهرمهاي رسمي مديريت، مسلط است و ظاهراً آنها تصميم مي‌گيرند؛ اما طبقه حاكم آن گروه اجتماعي‌اند كه سلطه‌شان سلطه اعتباري و قانوني نيست. رسمي نيست. اما سلطه حقيقي و عملي است. يعني در واقع سلطه دست آنهاست، نه دست انقلابيوني كه فقط براي پستها آمده‌اند و آن نوك هرم نشسته‌اند.




ادامه مطلب
[یک شنبه 12 مهر 1394 ]  [6:32 PM]  [رسول ایمانی]

  

 

در روايت ديگري فرمود: بدترين حاكمان و دولتمردان آنها هستند كه حب‌الفخر دارند. حب‌الفخر يعني همين جاه‌طلبي، شهرت‌طلبي ، شهرت پرستي و خود را از مردم بالاتر ديدن. فرمود در حكومت اسلامي حاكمان حق ندارند از بالا به مردم نگاه كنند و مردم را پايين‌تر از خودشان بدانند و ببينند. فرمود:من با حاكمان متكبر نمي‌توانم كنار بيايم و همه آنها را يا اصلاح و يا حذفشان مي‌كنم. بعد رو كرد به مردم: اما شما مردم! من خدا را اطاعت مي‌كنم ولي شما من را اطاعت نمي‌كنيد. در حالي كه معاويه خدا را اطاعت نمي‌كند اما مردمش او را اطاعت مي‌كنند. هر چه به شما دستور مي‌دهم همين طور در هوا يخ مي‌زند و به مقصد نمي‌رسد. بعد فرمود كه: پس اصلاً معلوم هست كه شماها با چه نيتي با من بيعت كرديد؟ دولت ارزشها و عدالت، مشروعيتش گره خورده است به اينكه مسؤولينش دنبال عدالت اجتماعي و پاسدار ارزشهاي انقلابي و ديني و انساني هستند يا نيستند.




ادامه مطلب
[یک شنبه 12 مهر 1394 ]  [6:31 PM]  [رسول ایمانی]

بسم الله الرحمن الرحیم

گرچه علي روح بزرگي بود در كالبد تنگ جهان و جامعه دوران علي شايستگي ايشان را نداشت و او بزرگتر از آن جامعه و فراتر از ظرفيت آن مردم بود، اما وقتي نام رفتار علوي يا دولت علوي را مي‌شنويم، بايد متوجه باشيم كه سخن از يك شخص، هر چند بزرگ، در ميان نيست؛ بلكه گفتگو از يك مكتب است كه علي نمونه بارز و برجسته تربيت شده اين مكتب مي‌باشد. مكتبي كه بنيانگذارش پيامبر بزرگ خدا بود و ايشان شاگرد برجسته آن مكتب. او از پيامبر آموخت كه جامعه ديني جامعه‌اي است كه بدون لكنت زبان بشود حق ضعفا و محرومين را و طبقات پايين جامعه راـ كه معمولا قدرت مطالبه حقوق خود را ندارند ـ از صاحبان قدرت و ثروت گرفت.

روايت از ايشان نقل شده كه فرمودند: «اني سمعت رسول الله..يقول في غير مره» من شنيدم كه به شكل متواتر در موقعيت‌هاي مختلف، پيامبر اين نكته را به زبان آورد كه: «لن تقدس امه لا يوخذ للضعيف فيها حقه من القوي غير متتعتع» آن امت و جامعه‌اي كه حق ضعيفان را نشود بدون لكنت زبان و بدون ترس از اقويا و صاحبان قدرت و ثروت مطالبه كرد، قابل تقديس و پاكيزه نيست. اينها در واقع تعريف جامعه ديني است. از زبان پيامبر اكرم كه استاد و مربي علي بن‌ابي طالب است وحضرت علي فرمود: «اناعبد من عبيد محمد(ص) ». يعني من بنده‌اي از بندگان محمدم و مثل برده در برابر محمدم. يعني هر چه دارم از اوست. در قاموس علي‌بن‌ابي‌طالب (ع) دولت ديني، ضامن عدالت ديني، ضامن حدود خدا، قوانين خدا و حقوق مردم است. حريم مردم، حريم خداست و حق‌الله؛ منتهي با تعريف دينيش نه با تعريف ماترياليستي، تعريف ليبرالي و تعريف ماركسيستي‌اش. تجاوز به حريم انسانها و حقوق مسلم آنها، تجاوز به حريم خداست.




ادامه مطلب
[یک شنبه 12 مهر 1394 ]  [6:30 PM]  [رسول ایمانی]
در زبان عربی، به سرزمين‌هایی كه در مسير سيلاب قرار دارند و آب سيل‌ها با عبور از ميان آن‌ها به دريا می‌ريزد "وادی" گفته می‌شود. در اين مسيرها، آب‌گيرهایی طبيعی به وجود آمده كه پس از عبور سيل از آن‌ها، آب‌های باقی‌مانده در آن جمع می‌شوند. به چنين گودال‌ها و آب‌گيرهایی در عربی "غدير" می‌گويند. منطقه‌ی "غدير خم" نيز در مسير سيلاب‌هایی واقع شده است كه پس از عبور از غدير به "جُحْفه" می‌رسند و سپس تا دريای سرخ ادامه پيدا می‌كنند و آب سيل‌ها را به درياها می‌ريزد.
در مناطق مختلف عربستان، غديرهای زيادی در مسير سيل‌ها وجود دارد كه با نام‌گذاری از يكديگر شناخته می‌شوند. اين غدير هم برای شناخته شدن از غديرهای ديگر، به نام "خم" نامگذاری شده است.
غدیر در ۳ يا ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه (يكی از ميقات‌های 5 گانه) نيز در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود. غدیر خم به علت وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود. اين سرزمين گرمایی طاقت فرسا و شدید دارد.
جبرئيل در اين محل بر پيامبر نازل شد و به حضرت محمد(ص) فرمود:
"ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‌ای"
در نقشه‌های زير، مسير حركت پيامبر(ص) و امام علی(ع) در حجة‌الوداع و موقعيت غدير خم و ... نمايش داده شده است.
 

 




ادامه مطلب
[یک شنبه 12 مهر 1394 ]  [6:24 PM]  [رسول ایمانی]
حضرت على عليه السّلام فرموده است : 

3943 - وَقَالَ إِسْحَاقُ: أخبرنا أَبُو عَامِرٍ الْعَقَدِيُّ، عَنْ كَثِيرِ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ [عُمَرَ] بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ الله عَنْه قَالَ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَضَرَ الشَّجَرَةَ بِخُمٍّ، ثُمَّ خَرَجَ آخِذًا بِيَدِ عَلِيٍّ رَضِيَ الله عَنْه قَالَ: " أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أن الله تبارك وتعالى رَبُّكُمْ؟ " قَالُوا: بَلَى. قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ وأن الله تعالى وَرَسُولَهُ أَوْلِيَاؤُكُمْ؟ ". فَقَالُوا: بَلَى. قَالَ: " فَمَنْ كَانَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مَوْلَاهُ فَإِنَّ هَذَا مَوْلَاهُ، وَقَدْ تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كتاب الله تعالى، سَبَبُهُ بيدي، وَسَبَبُهُ بِأَيْدِيكُمْ، وَأَهْلُ بَيْتِي ". هَذَا إِسْنَادٌ صَحِيحٌ

، وَحَدِيثُ غَدِيرِ خم قد أخرج النسائي مِنْ رِوَايَةِ أَبِي الطُّفَيْلِ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، وَعَلِيٍّ، وَجَمَاعَةٍ من الصحابة رَضِيَ الله عَنْهم، وَفِي هَذَا زِيَادَةٌ لَيْسَتْ هُنَاكَ، وَأَصْلُ الْحَدِيثِ أَخْرَجَهُ التِّرْمِذِيُّ أَيْضًا.


رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟ در پاسخ گفتند : آرى ! فرمود:مگر نه اين‌ است كه گواهى مي‌دهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟ گفتند : آرى ! فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست. اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها مىگذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا مىباشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است.ابن حجر بعد از نقل اين روايت بر صحت آن تصريح كرده و به طرق آن نيز اشاره كرده و مي‌گويد :سند اين روايت صحيح است . حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است.

ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) المطالب العالية زوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ .
 

 




ادامه مطلب
[یک شنبه 12 مهر 1394 ]  [6:21 PM]  [رسول ایمانی]

 ابن قتيبه دينوري در كتاب المعارف مي‌نويسد :

... سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَى مِنْبَرِ الْبَصْرَةِ يَقُولُ: أَنَا الصِّدِّيقُ الْأَكْبَرُ، آمَنْتُ قَبْلَ أَنْ يُؤْمِنَ أَبُو بَكْرٍ، وَأَسْلَمْتُ قَبْلَ أَنْ يُسْلِمَ.

المعارف ج1 ص169 المؤلف: أبو محمد عبد الله بن مسلم بن قتيبة الدينوري (المتوفى: 276هـ)، تحقيق: ثروت عكاشة، الناشر: الهيئة المصرية العامة للكتاب، القاهرة، الطبعة: الثانية، 1992 م، عدد الأجزاء: 1.

البداية والنهاية ج11 ص33 المؤلف: أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي البصري ثم الدمشقي (المتوفى: 774هـ)، تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان، الطبعة: الأولى، 1418 هـ - 1997 م، سنة النشر: 1424هـ / 2003م، عدد الأجزاء:21 (20 ومجلد فهارس).

تهذيب الكمال في أسماء الرجال ج12 ص18 المؤلف: يوسف بن عبد الرحمن بن يوسف، أبو الحجاج، جمال الدين ابن الزكي أبي محمد القضاعي الكلبي المزي (المتوفى: 742هـ)، المحقق: د. بشار عواد معروف، الناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1400 - 1980، عدد الأجزاء: 35.


معاذه دختر عبد الله ‌گويد كه از علي بن أبي طالب عليه السلام شنيدم كه بر بالاي منبر بصره مي‌فرمود : من صديق اكبر هستم ، ايمان آوردم قبل از آن كه ابوبكر ايمان بياورد ، اسلام آوردم قبل از آن كه ابوبكر اسلام بياورد .


صدیق اکبر


صدیق اکبر کیست


صدیق اکبر کیست

 




ادامه مطلب
[یک شنبه 12 مهر 1394 ]  [6:20 PM]  [رسول ایمانی]
 
حديث " انا مدينه العلم و على بابها، منم شهر علم على در آن شهر است " 

و قال رسول الله انى مدينه من العلم و هو الباب و الباب فاقصدى

و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت كه من شهرى از علمم و على درب آن شهر است پس در را قصد كن،


اين فضيلت را طبرى و ابن معين و حاكم و خطيب و سيوطى تصحيح كرده و صحيح دانسته اند و آن را جمع بسيارى از حفاظ و پيشوايان حديث نقل نموده اند و به ان احتجاج كرده اند و آنرا بطور قطع و مسلم نسبت به پيامبر داده و گفته ياوه سرايان و مخالفين را از آن دفع كرده اند. 

1- حافظ ابوبكر عبد الرزاق بن همام صنعانى فوت شده 211 حاكم نيشابورى در مستدرك ج 3 ص 127 از او حكايت نموده. 

2- حافظ يحى بن معين ابو زكريا بغدادى فوت شده 236 چنانچه در مستدرك حاكم و تاريخ خطيب بغدادى آمده، 

3- ابو عبد الله" ابو جعفر" محمد بن جعفر قيدى فوت شده 236 روايت كرده ابن معين از او. 

4- ابو محمد سويد بن سعيد هروى فوت شده 240 يكى از مشايخ مسلم و ابن ماجه. ابن كثير در تاريخش ج 7 ص 358 نقل كرده از وى. 

5- امام حنبلى ما احمد بن حنبل فوت شده 241 آنرا در مناقبش نقل كرده. 

 




ادامه مطلب
[شنبه 11 مهر 1394 ]  [6:19 PM]  [رسول ایمانی]

خداوند در اين آيه فرمان ابلاغ امر مهمي را مي‌دهد كه از نظر اهميت همتراز با اصل رسالت آن حضرت است كه اگر انجام نمي‌داد ، اصل رسالت آن حضرت از جانب خداوند زير سؤال مي‌رفت .


رواياتي در كتاب‌هاي اهل سنت وجود دارد كه ثابت مي‌كند ، اين آيه قبل از واقعه غدير و در باره ولايت امير مؤمنان عليه السلام نازل شده است :

1 . إبن أبي حاتم (متوفاي 327 هـ) از أبو سعيد خدري :

اين آيه در شان علي بن ا ابي طالب نازل شده است.

إبي أبي حاتم الرازي ، عبد الرحمن بن محمد بن إدريس ، تفسير ابن أبي حاتم ،

تصحيح روايات تفسير ابن ابي حاتم :

وي در مقدمه تفسير خود ، تمام روايات كتابش را در تفسير آيات ، صحيح‌ترين روايت‌هاي ممكن مي‌داند :

صحيح ترين اخبار را از جهت سند و متن انتخاب كردم ؛ پس اگر از رسول خدا صلي الله عليه و آله سخني در تفسير ديدم و صحابه نيز سخني داشته‌اند سخن رسول را ترجيح دادم ، و اگر از صحابه سخني در تفسير نقل كردم صحيح‌ترين آن را از جهت رتبه و درجه نقل كردم و نام موافقان آن را با حذف سند آورده‌ام .

إبي أبي حاتم الرازي ، عبد الرحمن بن محمد بن إدريس ، تفسير ابن أبي حاتم ، ج 1 ، ص14

 




ادامه مطلب
[شنبه 11 مهر 1394 ]  [6:18 PM]  [رسول ایمانی]
عوامل متعددي سبب شدند که علی(ع) در شوراي شش نفره‌اي که عمر پيش از مرگ خود ترتيب داده بود که نحوه چينش و ماهيت آن هيچ تناسبي با خليفه بلافصل پيامبر(ص) نداشت، شرکت نمايند؛ عواملي همانند: دوري نمودن از بروز اختلاف در جامعه‌اي اسلامي، بر ملا کردن تناقض در گفتار و رفتار عمر، بيان  فضائل و حقانيت خود در جمع حاضر و گرفتن بهانه از طرف مقابل که علی(ع) خود، رغبتي به خلافت و رهبري امت اسلامي نداشت.                                       

 عمر پس از یک دوره حکومت به دلیل برخی تبعض‎ها مانند: «مقدم داشتن مهاجرین و قریش بر دیگران و عرب بر غیر عرب [تاريخ اليعقوبي، ج2، ص437، ایام عمر بن الخطاب؛ شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد، ج8، ص111.]» عاقبت به دست غلام مغیرة بن شعبه (فیروز به ابولؤلؤ  به قتل رسید.


[ابولؤلؤ، برادر (عبدالله بن ذكوان القرشى، أبو عبد الرحمن المدنى، المعروف بـأبى الزناد.) است، او جزء اساتید صاحب کتب صحاح سته است و با عباراتی همانند «ثقة، حجة، فقه اهل المدینة» از او یاد شده است. ر.ک: تهذيب الكمال، يوسف بن الزكي عبدالرحمن أبو الحجاج المزي، ج14، ص476؛ سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج5، ص449، ش199.])

او پیش از مرگ خود خلافت را در شورایی مرکب از شش نفر (امیرالمؤمنین(ع)، عثمان، طلحه، زبیر، سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف) خلاصه کرد و برای آن شرایطی گذاشت که با قطع نظر از ترکیب ناهمگون و علت تشکیل و ماهیت این شورا، نوشتار حاضر در صدد روشن کردن این مطلب است که (چرا حضرت علی علیه السلام در چنین شورایی شرکت نمودند؟)

نهج البلاغه، خ3، «...حَتَّى إِذَا مَضَى لِسَبِيلِهِ جَعَلَهَا فِي جَمَاعَةٍ زَعَمَ أَنِّي أَحَدُهُمْ فَيَا لَلَّهِ وَ لِلشُّورَى مَتَى اِعْتَرَضَ اَلرَّيْبُ فِيَّ مَعَ اَلْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ اَلنَّظَائِرِ لَكِنِّي أَسْفَفْتُ إِذْ أَسَفُّوا وَ طِرْتُ إِذْ طَارُوا...»؛ سپس عمر خلافت را در گروهی قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان می‎باشم، پناه به خدا از این شورا! در کدام زمان من با اعضای شورا برابر بودم که هم اکنون مرا همانند آنها پندارند و در صف آنان قرارم دهند؟ لکن (برای مصلحت) در فراز و نشیب‎ها از آنها پیروی کردم... (حضرت علي (عليه السلام) در اين خطبه به ترکيب ناهمگون شورا و همچنين علت مداراي خود با خلفاء، اشاره مي‌نمايند)

 

 

با مراجعه به سخنان علی(ع) و همچنین تهدیدات عمر قبل از تشکیل شورا، جواب این پرسش روشن خواهد شد که به چند نمونه اشاره خواهیم کرد:

 




ادامه مطلب
[شنبه 11 مهر 1394 ]  [6:17 PM]  [رسول ایمانی]
تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7