راننده اي كه ماشينش در تصادف له و لورده شده بود، كنار خيابون نشسته و مي گفت؛ ديدي چه خاكي بر سرم شد! ماشينم درب و داغون شده! افسر راهنمايي بهش گفت؛ اينقدر به خاطر ماشينت سر و صدا مي كني كه انگار متوجه نيستي دست چپت قطع شده؟ و يارو كه داغ دلش تازه شده بود؛ فرياد زد؛ آخ ساعت مچي ام!!

 شخصي كه خيلي دلش را براي غذاهاي آنچناني صابون زده بود ميهمان يك آدم خسيس شد. صاحبخانه به او گفت؛ مرغ هم داريم ها، تعارف نكن! ميخواي بهش بگم برات تخم كنه؟!

 شخصي يك اسكناس 50 توماني به گداي سر كوچه داد و گفت؛ دعا كن از بيماري سختي كه دچارش شده ام نجات پيدا كنم، گداي سر كوچه نگاهي به سر و روي او كرد و گفت؛ رنگت بدجوري پريده، سودا و صفرايت بدجوري با هم قاطي شده، من دعا مي كنم اما گمان نمي كنم براي شفاي مرض تو از 50 تومان دعا كاري ساخته باشد!! يارو پرسيد؛ بگو چي بايد بدم كه راحت بشم. گدا گفت: جان!

شخصي ادعا كرد كه قصد دارد با يك سفينه فضايي به آسمان رفته و خورشيد را فتح كند.به او گفتند: مرد ناحسابي! قبل از اين كه به چند هزار كيلومتري خورشيد برسي، ذوب ميشي و يارو كه خودشو خيلي زرنگ مي دونست جواب داد: شب ميرم!

 شيادي زير پتو دراز كشيده و همكارش براي گدايي از رهگذران مي گفت ؛ اين رفيق ما مرده و پول كفن و دفن ندارم. ناگهان يكي از رهگذران پتو را كنار زد و ديد يارو يواشكي دارد نخود و كشمش مي خورد. با عصبانيت به شياد ديگر گفت؛ اين كه نمرده! و يارو جواب داد؛ يعني مي خواستي آنقدر بميرد كه حتي نتواند يك مشت نخود و كشمش هم بخورد؟!

 افسر راهنمايي، راننده اي را متوقف كرد و گفت 180 كيلومتر سرعت داشتي. راننده گفت؛ 180 كيلومتر؟ جناب سروان، من فوقش 150 كيلومتر مي رفتم! افسر گفت 150 كيلومتر هم خيلي زياده و يارو گفت؛ ببخشيد منظورم اين است كه 100 كيلومتر مي رفتم. اصلا 80 كيلومتر و شايد هم 50 كيلومتر و... افسر با دلسوزي گفت؛ مواظب باش! اينطوري كه داري سرعت كم مي كني، الان يكي از عقب بهت مي زنه.

 يارو به دوستانش مي گفت از غول چراغ جادو يك عقل بزرگ و چاق و چله و يك بدن باريك خواسته بودم ولي فلان فلان شده اشتباه كرد و آرزوهايم را جابه جا برآورده كرد!

يارو به دوستش مي گفت؛ مادربزرگم گفته وقتي كف دستت خاريد، پول به دست مي آوري! وقتي كف پات به خارش افتاد بدان كه به مسافرت مي روي! وقتي... دوستش بهش گفت؛ مردك اين مزخرفات چيه! همه اينها نشون ميده كه بدنت خيلي كثيف شده! پاشو برو حموم!

شخصي رفته بود مسابقه 20 سؤالي و رفقايش به او گفته بودند جواب سؤال تو «تراكتور» است ولي همان اول نگو تا كسي متوجه نشود جواب را قبلاً به تو گفته ايم! با شروع مسابقه، طرف از مجري پرسيد؛ توي جيب جا ميگيره؟ مجري گفت؛ نه! و طرف گفت؛ خب! معلومه ديگه، تراكتوره!

يارو افتاده بود توي چاه و فرياد مي زد «كمك! كمك!» و آدم خل و چلي كه از آنجا رد مي شد بهش گفت؛ مرد حسابي! مگه كنار پياده رو چه عيبي داشت كه براي گدايي رفته اي ته چاه؟! 

يارو به جاي قرص، سكه دوزاري قورت داده بود، تا چند هفته «بوق آزاد» مي زد!

 درون يك مزرعه چند تا گاو مشغول چريدن بودند، يكي از آنها با ديدن علف هاي تازه سرش را بالا آورد و با صداي بلند گفت؛ مآااا... گاوهاي ديگر جواب دادند؛ ما بيشتر!!

سرگروهباني مشغول آزمايش تيراندازي سربازانش بود و با كمال تعجب ديد كه تير هيچكدام از آنها به هدف نمي خورد. سرهنگ فرمانده پادگان وقتي اين وضع را ديد رفت و كنار سيبل(تابلوي هدف) نشست. سرگروهبان با ناراحتي گفت؛ قربان! جاي خطرناكي نشسته ايد و سرهنگ گفت؛ با اين نشانه گيري مزخرفي كه سربازان تو دارند، امن ترين نقطه همين جاست!
يارو ماشينش را بيمه كرده بود. نماينده شركت بيمه به او گفت؛ اميدوارم هيچوقت از اين بيمه استفاده نكني و يارو كه نمي دانست بيمه چيست! با عصبانيت گفت؛ من هم اميدوارم پولي كه گرفته اي كوفتت شود و هرگز از آن استفاده نكني!





لينک مطلب
 توسط   در یک شنبه 29 خرداد 1390  ساعت 5:40 PM نظرات 1

بسم الله الرحمن الرحیم

قسمت اول

حجاب چرا؟

این سؤال برای خیلی ها پیش آمده حتی برای کسانی که خود در عمل به آن پایبند هستند. 

شاید مهمترین مسئله ای که امروزه عده ای آن را علت ارتجاع مکتب اسلام می شمرندهمین مسئله حجاب است

اما جواب این سؤال چند گونه است زیرا کسانی که حجاب را نفی می کنند یا نسبت به آن شبهه ای دارند چند دسته اند 

1.گروهی اصلا فلسفه آن را نمی دانند یا انکار می کنند.

2.عده ای حجاب را قبول دارند اما تربیت خانوادگی آن ها به گونه ای بوده که چندان التزامی به آن ندارند.

3.بعضی به خصوص گروهی از جوانان وضعیت پوشش در کشورهای غربی را که می بینند چون در ظاهر جاذبه فراوانی برایشان دارد نظیر آن را در کشور خود هم آرزو و دنبال می کنند 

4.برای بعضی هم نفی حجاب در مقام صحبت، و ترک آن در مقام عمل جنبه سیاسی دارد و چون با نظام فعلی مشکل دارند برای دهن کجی به آن دست به این کار می زنند

البته ما در اینجا به برخی از انگیزه های ترک حجاب اشاره کردیم اما به همین اندازه معلوم شد قائلین به حجاب باید جواب هر دسته را متناسب با خود بدهند.

شاید اگر جوابی در خور، به گروه اول داده شود گروه دوم و سوم هم به جوابشان برسند.

البته اینجانب تعصبی به گفته های خود ندارم اگر شما خواننده گرامی نقد منطقی به آن دارید از آن استقبال می کنیم 

اما فلسفه حجاب :

قبل از آن که حجاب یک دستور دینی باشد یک امر عقلی است یعنی پوشاندن بدن حتی در گذشته های دور مورد اتفاق بوده است برای اثبات این مطلب کافی است به یافته های باستان شناسان نگاه کنیم آنجا که تصویری از انسانهای به اصطلاح ما قبل تاریخ به دست آورده اند هیچ تصویری که نشان دهنده برهنگی کامل انسان ها باشد نمی یابید.

ممکن است کسی اشکال کند که خوب برهنگی خلاف دستور عقل است اما این سبک از پوشش در اسلام که دیگر عقلی نیست .ان شاءالله به این مطلب هم می رسیم . ما الآن در صدد اثبات اصل عقلی بودن پوشش هستیم هنوز به حدود آن نرسیده ایم.

حتی غربیان که در این امور گوی سبقت را از همه ربوده اند اگر به فیلم ها و تصاویرشان در چند ده سال قبل مراجعه کنید اثری از برهنگی امروزی در آن نیست.

شاهد دیگر که برای ما ایرانیان می تواند مهم باشد آثار بجا مانده از هخامنشیان است تصاویری که از زنان و مردان آن زمان بر روی سنگها حکاکی شده نشان از پوشش کامل و زیبای آنان دارد.آنها که مسلمان نبوده اند.پس می توان ادعا کرد اصل این کار قبل از دینی بودن یک امر عقلی و مورد قبول عقلاست....

 


 

قسمت دوم

علاوه بر عقلی بودن مسئله پوشش این کار یک امر فطری نیز هست . به این معنا که اگر انسانی به حال خود رها شود و تحت تأثیر آموزشهای غلط نباشد به سوی پوشش گرایش دارد شاید مهمترین شاهد در این زمینه داستان حضرت آدم و حوا باشد .

وقتی که آن دو از میوه ممنوعه تناول کردند به نقل قرآن کریم پوشش خود را از دست دادند و برهنه شدند اما بدون اینکه از طرف خدای متعال یا ملائکه دستوری دریافت کنند خود را با برگ درختان پوشاندند،گویا زشتی این حالت را کسی از درون به آنها فهمانده بود ، این همان فطرت پاکی است که خدای متعال بدون استثناء به تمام انسانها عطا کرده است .

حال پس از ذکر این دو مقدمه نوبت به بیان حکمت های این دستور دینی می رسد:

خود این مطلب بخشهای مختلفی دارد.مثلا پوشش یک سری جنبه های ارزشی دارد که می تواند علت واجب شدن آن باشد

از طرف دیگر ترک پوشش مفاسدی به دنبال دارد که آنها هم بی تأثیر در این فرمان نیستند.

ما ان شاء الله به هر دو بخش می پردازیم .

ابتداءا نگاه اسلام به امر پوشش را بررسی می کنیم :از دیدگاه اسلام در ارزش های انسانی و رسیدن به کمال ، فرقی بین زن و مرد نیست یعنی به تعبیر بهتر روح انسان به دو جنس زن و مرد تقسیم نمی شود.

بنابر این ارزش جنس مؤنث از نگاه اسلام همان مقدار است که جنس مذکر .

از طرفی اسلام همان طور که برای مردان مسئولیتهایی مشخص کرده برای زنان نیز . و همین دستور حجاب خود بهترین دلیل بر این مطلب است .زیرا اگر قرار بود زن کنج خانه زندانی شود(همان طور که بعضی روشنفکرهای غربزده ادعا می کنند) نیازی به حجاب نبود، چون مردانی که در خانه با زن مرتبطند غالبا از محارم او هستند نظیر پدر، برادر، پسر ، شوهر و ...

پس حجاب زمانی معنی می دهد که زن بتواند در اجتماع حضور پیدا کند.

با توجه به این مطلب اسلام می گوید وقتی زن در اجتماع حاضر می شود از پوشش مناسب استفاده کند تا قبل از آنکه جنسیتش 

برای بینندگان نمایان شود شخصیت انسانی او نمایان شود . اسلام نمی خواهد کرامت و شخصیت والای زن تحت الشعاع جاذبه های جنسی او قرار بگیرد این موضوع به نفع زن است یا به ضرر او ؟

البته به ضرر افراد هوسران است که جلوه گری های زنان را وسیله ای برای ارضای هوسهای خود قرار می دهند....

ادامه دارد 





لينک مطلب
 توسط   در چهارشنبه 11 خرداد 1390  ساعت 9:51 AM نظرات 2


POWERED BY RASEKHOON.NET

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت



ساخت فلش مديا پلير