1- از آنجا كه مذاكره با آمريكا، مقدمه خيلي چيزهاي ديگر، من جمله رابطه با آمريكاست، مي توان در ايالات متحده، چند واحد دانشگاه آزاد تأسيس كرد و عنداللزوم، «م.ه» را رهسپار آن ديار، براي رسيدگي به مشكلات شعبه مذكور نمود!
2- مي توان به بهانه مذاكره با آمريكا، «ميدان آزادي» را وقف «برج آزادي» كرد، اما به نام نزد!!
3- هنگام مذاكره با آمريكا، بايد تصريح كرد؛ ما از همان قبل انقلاب... يعني ببخشيد؛ قبل از كشف آمريكا توسط كريم پوست كلفت، خواهان رابطه با كاخ سفيد بوديم، اما در عين حال، چيزي به نام مان نبود!
4- بايد مدنظر داشت كه حتي المقدور، ناگفته هاي ما از مذاكره با آمريكا، خيلي بيشتر از گفته هاي ما در اين زمينه باشد! بايد مثل بلبل، حرف بزنيم، ولي تاكيدمان بر اين باشد كه عاقبت، روزي سكوت را خواهيم شكست! حالا يا الهام بخش وحدت، يا الهام بخش غفلت!!
5- در مقوله مذاكره با آمريكا، مي بايست به جاي ديدن امام در بيداري، امامعلي رحمانف را در خواب، زيارت كنيم!! پرواضح است جناب رحمانف در عالم خواب، بايد نكات زير را مدنظر داشته باشد.
5/1: رحمانف بايد آگاه باشد كه به خواب چه كسي آمده است.
5/2: صحبت هاي رحمانف در عالم رويا نبايد مخل «خر و پف سرگشاده» باشد!
5/3: رحمانف در عالم خواب، اگر احياناً چيزي پيدا كرد، بايد بياورد تا به نامش بزنيم!!
5/4: اگر رحمانف در خواب، و در جواب ما سكوت كرد، اين سكوت بايد نشانه رضايت ايشان از مذاكره با آمريكا تلقي شود. با اين همه آمديم و امامعلي رحمانف در مخالفت با ما حرف زد؛ در چنين حالتي، جامعه را منتظر ناگفته هاي خود نگه مي داريم، اما تذكرات لازم را به رحمانف خواهيم داد!
5/5: جناب رحمانف، جز براي همراهي و اعلام رضايت، نبايد وارد عالم خواب ما شود!
5/6: بر محافظين فرض است هنگام تردد رحمانف در اطراف خواب ما، خودشان را به جليقه ضدگلوله، سپر دفاع ضدموشكي، تانك، پنجه بكس، و غفلت مولوكوف(!) مجهز كنند!!
6- از محسنات ويژه مذاكره با آمريكا، پول گرفتن از شيطان بزرگ، بدون واسطه ملك عبدلي است! هنگام دست دادن به ابليس، هرچه دست، كمتر باشد، ضمن كمك به توليد ملي، درجه آخر به سود مصرف كننده تمام مي شود!!
7- مذاكره با «شيطان بزرگ» مي تواند مقدمه تعامل با «شيطان رجيم» باشد! جذب حداكثري بايد شامل حال هر 2 شيطان شده، در پروسه برگردان شيطان رجيم به بهشت، نقش بازيگر مكمل زن را بازي كند!! از درگاه عادل بايد خواست ضمن الگوگيري از خاندان اشراف، به جاي محاكمه ابليس، از در مذاكره با وي درآيد!! محل اين مذاكره مي تواند منچستر انگليس، پرسپوليس، آناپوليس يا هر جاي ديگري باشد!
8- كتاب «ناگفته هاي مذاكره با آمريكا» بايد قبل از مذاكره با آمريكا، توسط «نشر معارف ضدانقلاب»، پيش بيني و چاپ شود!
9- جمعه ها بايد در برنامه «يك و يك و يك»، ميان جريان انحرافي و راس فتنه، مسابقه طناب كشي مذاكره با آمريكا برگزار شود. در اين شيرين كاري، هر كه برنده شد، مجري «مسابقه محله» بايد وي را از ناحيه چيز، ماچ كند!
10- اگر مذاكره با آمريكا از نظر بزرگان، در حكم معامله با آمريكاست، هيچ عيبي ندارد؛ در اين معامله، مي توان «پسته خندان» به آمريكا داد، اما به نام نزد!! اينطوري، ضمن رفع دغدغه بزرگان، ابرقدرتي كاخ سفيد هم به بازي گرفته مي شود!
11- مهم ترين حسن مذاكره با دولت آمريكا، تودهني زدن به مردم آمريكا در مسئله جنبش تسخير وال استريت است! روشن است اگر مردم يك كشور، ضعيف شوند، دولت آن كشور هم ضعيف مي شود؛ لذا مذاكره با آمريكا، در اصل، مقابله با كاخ سفيد است!! اين نكته ظريف، متاسفانه از ديد حكيمانه بزرگان دوره مانده!!
12- از آنجا كه در نوروز، بنا به گفته ليدر جريان انحرافي؛ «دست و پاي شيطان، در غل و زنجير است»، مي توان نزديكي اين ايام به ايام نوروز را به فال نيك گرفت و ضمن مذاكره با شيطان، دست و پاي وي را از غل و زنجير باز، عاشقي با ابليس را آغاز، بر بلنداي كاخ سفيد، پرواز، و اوج علاقه خود به اتاق بيضي را ابراز كرد!
درك مطلب2: چه هنگامي از سال، دست و پاي شيطان در غل و زنجير است؟!
الف) هنگام سمنوپزون عمه ليلا در ميدان تجريش!
ب) هنگامي كه بعضي ها و ليدر جريان انحرافي، جفت شان در يك ساعت، در يك ساحت، و در يك مساحت(!) خوابيده باشند.
ج) هنگام ساندويچ خوردن «ف. ه» در خيابان انقلاب اسلامي
د) هنگام مذاكره با آمريكا





لينک مطلب
 توسط   در شنبه 26 فروردین 1391  ساعت 11:00 PM نظرات 0


نمي دانم چرا، اما اخبار ماه فروردين هر سال، به خصوص از بعد سيزده به در تا روز 25 فروردين، به شكل طنزآميزي شبيه هم است. به حدي كه مي شود، اخبار سال پيش يا حتي 10 سال پيش را عينا براي اخبار سال نو بازخواني كرد. اين حس را كه سالهاست دارم، اما ديروز براي اطمينان بيشتر، رفتم و نيم نگاهي انداختم به آرشيو جرايد موجودم و ديدم در مقطع زماني فوق الذكر اخبار امسال، عينا همان اخبار سال گذشته است و اخبار سال گذشته، دقيقا همان اخبار سال 89 و اخبار فروردين ماه سال 89 تحقيقا تكرار اخبار سال قبلش يعني سال 88! فلذا آنچه در اين نوشته مي خوانيد، پيش بيني اخبار روز 22 فروردين سال 1392 است. با ما باشيد، همين مي شود ديگر! لااقل يك سال جلوتر از روزگاريد. به هر حال، «خبرگزاري چيزنا» كم غولي نيست براي خودش!
اعتراض به افزايش نرخ كرايه تاكسي/ سخنگوي هيئت دولت با انتقاد از مصوبه اخير شوراي شهر، هرگونه افزايش نرخ كرايه ها را غيرمنطقي و نادرست خواند. وي كه در پايان جلسه چهارشنبه به جمع خبرنگاران آمده بود، افزود: شهروندان مي توانند هرگونه تخلفي را به شماره موبايل وزير اقتصاد پيامك كنند! سخنگوي هيئت دولت ادامه داد: پيامك كردن تخلفات، از مشاجره و احيانا دست به يقه شدن با راننده تاكسي، بهتر و كم هزينه تر است! مثلا اگر شهروندي متوجه شد راننده تاكسي خط سيدخندان -بهارستان، از او 50 تومان بيشتر گرفته، بايد عينا جملات زير را به موبايل وزير اقتصاد پيامك كند؛ «با سلام و احترام خدمت وزير محترم اقتصاد و تبريك ديرهنگام سال جديد و آرزوي بهروزي و پيروزي در اين بهار فرخنده. يك راننده تاكسي از من 50 تومان، نسبت به سال قبل بيشتر گرفت. بي معرفت، من كه حلالش نمي كنم. باشد كه شما هم از وي نگذريد. ايام به كام!»
يادداشت روز حسين شريعتمداري/ مدير مسئول كيهان با انتشار يادداشتي تحت عنوان «مگر اين خرمگس چقدر سمنو مي خورد؟!» نسبت به گراني لجام گسيخته برخي كالاها واكنش نشان داد. نامبرده كه هر سال در چنين روزي، چنين مطلبي مي نويسد، در بخشي از يادداشت خود آورده است: «هر چند در اين باره گفتني هاي ديگري هست، اما براساس شواهد و قرائن موجود كه فقط مشتي از خروارهاست، و ان شاءالله كيهان در روزهاي آتي به لايه هاي ديگري از اين مصيبت- يواشكي بخوانيد معصيت!- اشاره خواهد كرد، فرياد اقشار آسيب پذير از موج گراني ها بلند است... و بالاخره لازم است فصلي هم درباره برخي از ناهنجاري ها و قانون شكني ها در ميان شماري از مسئولان گشوده شود كه به فرصتي ديگر مي گذاريم.» گفتني است حسين شريعتمداري در اين يادداشت به دليل كمبود جا، به پيروي خرمگس معركه در ماجراي گراني هاي اخير، از آخرين فرمول جين شارپ، اشاره اي نكرده است!
دور جديد مذاكرات هسته اي/ سعيد جليلي گفت: هشت هزار و نهصد و سي و پنج راديكال پانزده مميز دوازده به توان هشتصد به عبارتي مي كند كوفت هزارمين دور مذاكرات هسته اي ميان ايران و «1+5» فردا نه پس فردا در يكي از 3 شهر جابلسا، قابلسا يا ممفيس، به ميزباني تفليس، اگر نشد پرسپوليس، در ورزشگاه آزادي برگزار مي شود. كوفي عنان نيز كه به تهران آمده بود، تصريح كرد: بركناري رئيس جمهور هيچ كشوري، محور مذاكرات ما با ايران نيست و اصلا هرچي ايران بگويد! كوفي عنان كه نخواست نامش فاش شود، ادامه داد: روزگاري سران نظام سلطه، اتاق خواب پادشاهان ايران را تعيين مي كردند، اما الان گزينه هاي روي ميز اتاق بيضي، بستگي مستقيم به آخرين سخنان رهبر انقلاب اسلامي دارد! وي به وجود يك آينه دستي روي ميز اوباما اشاره كرد و بيان داشت: اوباما به من گفت؛ روي ميز اتاق بيضي، نه خبري از گزينه نظامي است و نه گزينه تحريم! في الواقع تنها گزينه موجود روي ميز كار من، «گزينه بوزينه» است!
فاز سوم هدفمندي يارانه ها/ سخنگوي گروه اقتصادي دولت با طبيعي خواندن اقدام بانك مركزي در برداشتن پول از حساب ساير بانك ها چند ثانيه قبل از سال تحويل گفت: از رسانه ها مي خواهيم لااقل در سال جديد، چيز لاي چرخ دولت نگذارند! وي افزود: در فاز سوم هدفمندي يارانه ها، از هر حسابي كه عشق مان بكشد، همين طور كشكي كتره اي مي ريزيم توي حساب خلق الله! وي عواقب اين كار را در بلندمدت به سود اقتصاد كشور خواند و از توضيح بيشتر درباره اهداف سند چشم انداز خودداري كرد!
رسانه ملي/ رئيس سازمان صداوسيما در نشستي با بيان اينكه؛ براساس آخرين نظرسنجي ها 99درصد مردم از برنامه هاي نوروزي رسانه ملي در بهار 92 كيفور شده اند، گفت: رسانه ملي براي تحقق فرهنگ سازي در شعار امسال، آماده هرگونه همكاري با ساير دستگاه هاست. در اين نشست، يكي ديگر از مسئولان از افزايش چشمگير نفر- سفر در نوروز 92 نسبت به نوروز 91 خبر داد و گفت: از ابتداي نوروز تا روز طبيعت، شاهد كاهش چشمگير تصادفات در محور جاده چالوس حد فاصل تونل اميركبير تا اونجايي كه ملت، براي خوردن آش رشته نگه مي دارند، بوديم!! وي از سازمان هواشناسي به دليل استقرار آب و هواي متعادل در روز سيزده به در تشكر كرد!
اعتراض فردوسي به احمدي نژاد/ رئيس قوه مجريه در جمع تعدادي از سيزده به درشناسان و متخصصين سبزه گره زني، با اشاره به جايگاه بالاي حكيم ابوالقاسم فردوسي در سده هاي قبل از ميلاد، در اظهار نظري عجيب، تصريح كرد: اگر فردوسي 2 ماه بيشتر عمر مي كرد، آتش جهنم بالكل خاموش مي شد!! لازم به ذكر است بعد از سخنان رئيس جمهور، حكيم ابوالقاسم ضمن آمدن به خواب دكتر حداد عادل، گفت: خوب است دكتر احمدي نژاد يك جوري از من تعريف كند كه لااقل در شاهنامه بگنجم!! نه به آن «سلطان محمود» كه مي خواست چيز به تنم نباشد، نه به اين «دكتر محمود» كه در وصف ما غلو مي كند!! كاتب شاهنامه ادامه داد: هرچند «بسي رنج بردم در اين سال سي، عجم زنده كردم بدين پارسي»، اما به اين نيازي ندارم كه جريان انحرافي بخواهد براي من پارسي كولا باز كند، چرا كه من پيرو مكتب اسلام و مريد تشيع علوي هستم و قبلا هم سروده بودم كه «به گفتار پيغمبرت راه جوي، دل از تيرگي ها، بدين آب شوي؛ چه گفت آن خداوند تنزيل و وحي، خداوند امر و خداوند نهي؛ كه من شهر علمم، علي ام در ست، درست اين سخن قول پيغمبر است؛ گواهي دهم كاين سخن ها ز اوست، تو گويي دو گوشم پرآواز اوست؛ علي را چنين گفت و ديگر همين، كزيشان قوي شد به هر گونه دين؛ نبي آفتاب و صحابان چو ماه، به هم بسته يكدگر، راست راه؛ منم بنده اهل بيت نبي، ستاينده خاك پاي وصي». فردوسي به ديدار خود با كورش اشاره، و خاطرنشان كرد: در اين ملاقات، كورش به من گفت؛ اگر اينقدر كه مكتب ايراني، هواي ما را دارد، كمبوجيه هواي ما را داشت، سلسله هخامنشيان عمرا با مشكل كمبود بودجه در آخرين ساليان عمرش مواجه مي شد!!
اما بعضي ها/ يكي از رجل سياسي كشور، ضمن اشاره به بازتاب مصاحبه اش با ويژه نامه نوروزي چيزنامه مطالعات، با ساده فرض كردن ملت، گفت: قصد من از آن گفت وگو، فقط بيان خاطرات بود و اصلا به شرايط روز جامعه منظوري نداشتم!! ايشان در گفت وگوي جنجالي خود، ضمن دعوت از نكير و منكر به حفظ وحدت، خواهان مذاكره فرشتگان با ابليس رجيم شده بود!! پيش بيني مي شود نامبرده روز سوم خرداد، بخش ديگري از ناگفته هاي خود درباره فتح خرمشهر را بگويد، روز 14 خرداد، از آخرين خواب شان با حضور امام، رونمايي كند، شب 15خرداد، به بيان جديدترين ناگفته هاي خود از نقش خاندان اشراف در پيروزي انقلاب اسلامي بپردازد و... همين طور برو تا آخراي شهريور و ناگفته هاي ايشان از كل جنگ!! خودت سررسيد داري ديگه!!
حسين قدياني





لينک مطلب
 توسط   در شنبه 26 فروردین 1391  ساعت 6:18 PM نظرات 0


چند تن از عناصر تشكيل دهنده نفت خام با نوشتن يك نامه سرگشاده به باراك اوباما، خطاب به رئيس جمهور آمريكا آورده اند: وقتي نظام سلطه، زورش به رهبر انقلاب اسلامي و ملت شريف ايران نمي رسد، پس غلط مي كند با سرنوشت خانواده بزرگ هيدروكربن بازي مي كند!! مشروح اين نامه بدين شرح است:
خدمت رئيس جمهور آمريكا
اينجانبان به نمايندگي از قشر كثير خانواده بزرگ هيدروكربن هاي آلكان، بدون هيچ حاشيه روي نكاتي را به استحضار مي رسانيم.
يك: قبل از تحريم جديد جمهوري اسلامي ايران در سال 90 موسوم به «تحريم هوشمند» كه شامل نفت هم شد،«CnH2n+2» از خانواده پارافين هاي مقيم خليج هميشه فارس، قصد ازدواج با دختر عموي خود به نام «CnH2n» از خانواده آلكن هاي اطراف آلمان را داشت و خوشبختانه بعد از آزمايش هاي مطول پزشكي، معلوم شد كه اين ازدواج فاميلي، مشكلي نخواهد داشت. مع الاسف با تحريم نفت ايران، ازدواج اين 2 هيدروكربن عاشق، امري غيرممكن مي نمود، چرا كه نفت موجود در خليج فارس، ديگر نمي توانست وارد خاك كشورهاي اروپايي من جمله آلمان شود.
دو: با موافقت بزرگ خاندان هيدروكربن؛ جناب ابوموسي خان هيدروكربني، تصميم 2 خانواده بر آن شد كه ضمن كنار آمدن با «جبر روزگار»، «CnH2n+2» بي خيال «CnH2n» شود. لذا ننه مرده را با هر زحمتي بود راضي كرديم با يكي از عناصر تشكل دهنده گاز شهري يعني اتان «c2h6» ديدار و از ايشان خواستگاري كند. همه چيز داشت خوب پيش مي رفت و حتي قرار مراسم بله برون را در روز طبيعت گذاشتيم، تا اينكه چند روز پيش، و دقيقاً بعد از سخنراني رهبر انقلاب اسلامي در مشهد، خبر آمد تعدادي از كشورهاي اروپايي، تقريباً همه شان از شمول تحريم نفت ايران، مستثني شدند. بعد از اين خبر، «CnH2n+2» گفت: حالا كه كشورهاي اروپايي از تحريم نفت ايران، آزاد شده اند، من فقط با همان عشق اولم يعني «CnH2n» ازدواج مي كنم.
سه: اما جناب اوباما! نكته دردآور ماجرا آنجا بود كه «CnH2n» وقتي از خواستگاري «CnH2n+2» از «اتان c2h6» باخبر شد، دست به خودكشي زد! اين اما تنها نكته دردآور ماجرا نبود، چرا كه
«اتان c2h6» هم وقتي فهميد «CnH2n+2» قصد دارد او را ول كند و با عشق اولش زندگي كند، نامه اي پر از ناسزا به جناب ابوموسي خان هيدروكربني نوشت و موجبات تيرگي روابط عناصر تشكيل دهنده گاز و نفت را فراهم آورد.
چهار: و متأسفانه، اينها همه درد ما نيست؛ چند روزي است كه «CnH2n+2» از اينجا رانده و از آنجا مانده، از خانه فرار كرده و تا الان كه به لانه... يعني ببخشيد؛ لوله خود بازنگشته است. ما خواستيم به روزنامه ها آگهي گمشده همراهي با مژدگاني بدهيم و حتي متن آن را بدين شرح تنظيم كرديم: «توجه! توجه! يك هيدروكربن به شدت آلكان گم شده است. هر كس اين عنصر را پيدا كرد، به او 100 ليتر بنزين، به عنوان مژدگاني مي دهيم»، اما مسئله اينجا بود كه ايام عيد، روزنامه اي نبود كه بخواهيم اين آگهي را به آن بدهيم!
پنج: آري جناب اوباما! وقتي يك روز برمي داري ايران را تحريم هوشمند مي كني، روز بعدش وقتي سخنان رهبر ايران را در جمع ملت ايران مي شنوي، عملاً تحريم را منتفي مي كني، اينگونه بازي مي شود يا حيثيت خانواده بزرگ نفت و گاز. حالا ما «CnH2n+2» را از كجا پيدا كنيم؟! مرض داري وقتي زورت به انقلاب اسلامي نمي رسد، الكي دم از تحريم نفت ايران مي زني؟! رهبر ايران با يك سخنراني، اين ور سال، گزينه نظامي را از ميز تو برمي دارد، با يك سخنراني، هنگام سال تحويل، كاري مي كند تعداد مهمي از كشورها از ليست تحريم نفت ايران خارج شوند، با يك سخنراني، اون ور سال، گزينه تحريم را عملاً و رسماً از ميز تو برمي دارد؛ سؤال اينجاست كه ميز اتاق بيضي، اگر مال كاخ سفيد است، پس چرا چينش گزينه هايش رسماً دست جمهوري اسلامي است؟! اين وسط، گناه ما چيست كه تو پيش جمهوري اسلامي، سوسك هستي؟! يك روز نفت ايران را تحريم مي كني، روز بعدش اغلب كشورها را از اين تحريم، معاف مي كني؟! فكر آبروي خودت را نمي كني، فكر آبروي ما را بكن لااقل. اسم ما نفت خام است، ليكن آنكه خام و نپخته دارد عمل مي كند، في الواقع شمايي!
شش: استاد! اين درست كه «تغيير» شعار شما بود، اما مي خواهم ببينم اين «تغيير»، آيا حد و حدودي ندارد؟! «بارباپاپا» اينقدر عوض نمي شد كه تو دم به ساعت عوض مي شوي! اينكه تو داري مي كني، اسمش «تغيير» نيست، اسمش يك چيز ديگر است كه بعداً در يك نامه خصوصي اسمش را به تو مي گويم!!
هفت: جناب اوباما! هم ما و هم شما، روي مان سياه است، اما ما پيش خدا روسفيديم، چرا كه ما بخشي از بقاياي مفيد موجودات قبلاً زنده و فعلاً خفته در زمين هستيم، كه به بشريت بيدار در زمين، گرما، حرارت و انرژي مي دهيم وسوخت خودروهاي شان را با فرآورده هاي خود نظير گازوئيل و بنزين تامين مي كنيم، اما تو چي؟! تو چه سودي داري براي بشريت؟! تو سوخت گودرز را تامين مي كني يا سوخت شقايق را؟!
هشت: نظر به اينكه قصه فوق الذكر، مشتي از خروارهاست، ما عناصر تشكيل دهنده نفت و گاز، با استعانت از خداي متعال كه آفريننده ماست، از اين پس براي نظام سلطه، بد خواهيم سوخت. گذشت دوره آبي سوزي! اين اولين گام ما در راه «نافرماني نفتي» است. در اين راه، از فرآورده مهم خود، جناب بنزين خواسته ايم خودش را مبدل به كابوس نظام سلطه كند، و مي بينيم كه كرده است. بنزين، بنزين نيست اگر حيثيت نظام سلطه را لكه دار نكند! ازدواج اعضاي خانواده ما را بهم مي زني؟! با آبروي ما بازي مي كني؟! موجبات خودكشي «CnH2n» را فراهم مي كني؟! باعث شوريدن «اتان c2h6» مي شوي؟! ما را در به در «CnH2n+2» مي كني؟! ما كي همچين چيزهايي داشتيم در خانواده بزرگ هيدروكربن ها؟!هيدروكربن نيستيم اگر كاري كنيم كه نفت در علاء الدين خانه هانري كربن اينا(!) بهتر بسوزد، تا گازوئيل در موتورخانه مايكل لدين!!
يعني اوباما! تو آن روي نفت ما را بالا آوردي...
امضا: سيكلو پارافين، آروماتيك، استيلن، نرمال پارافين، هگزان، اتان، متان و پسران!
حسين قدياني





لينک مطلب
 توسط   در سه شنبه 15 فروردین 1391  ساعت 11:14 PM نظرات 0

خيلي بي معرفتيم!!!
توضيح ضروري:
قبل از آن كه متهم به برخي انگ هاي نچسب شوم، لازم به توضيح است كه حقير نگارنده نيز معتقد به حفظ حرمت مادي و معنوي تمامي قهرمانان كشور عزيزمان مي باشم.
علي دايي براي همه ايران دوست ها قابل احترام است، زيرا او آقاي گل جهان شناخته شده است. هر چند كه بابت هر گلي كه زده است چند گل هم نزده! زيرا هر گل او با همكاري تيمي حاصل شده و هر گل او با سكه هاي طلا جبران شده است.
علي دايي متولد 1348 است و دايي علي هم متولد .1348
دايي علي سال 1360 دندانه اي ناقابل به زير هشت (8) تاريخ تولد شناسنامه اش اضافه كرد تا مجوز حضور در جبهه هاي جنگ تحميلي را در سن 12 سالگي دريافت كند.
همزمان كه علي دايي سرش را مقابل توپ قرار مي داد براي اعتلاي ورزش كشورش، دايي علي نيز براي حفظ سرحدات مرزي كشور سرش را مقابل توپ و خمپاره و... قرار مي داد.
نتيجه اين شد كه علي دايي با بيش از 100 گل زده، شده آقاي گل جهان، و دايي علي با شكار بيش از 100 تانك متجاوز عراقي شد جانباز و خانه نشين...
هم اكنون علي دايي به علت سهل انگاري و صدمات وارده در تصادف در بيمارستان بستري است و دايي علي هم به دليل عارضه هاي شيميايي و...
خبر بستري شدن علي دايي به عنوان قهرمان ملي در تمامي بخش هاي مختلف خبري (دقت بفرماييد تمام بخش هاي خبري نه بخش خبرهاي ورزشي!) پخش شد! ولي خبر بستري شدن دايي علي را هيچ كس متوجه نشد!
همزمان با خبر تصادف علي دايي، سه نفر از رزمندگان دلاور لشكر علي ابن ابيطالب(ع) براي كمك رساني به مردمشان جانشان را فدا كردند، ولي هيچكس اين خبر را هم نديد!
ركورددار سني جانبازان شهيد شد، كسي نفهميد! زيرا متوليان فرهنگي از جمله صدا و سيما نخواستند بفهمند كه علي دايي و امثال او مديون جانفشاني دايي علي و امثال او هستند! شايد هم فهميدند و نخواستند روحيه عشق و ايثار قدري فضاي بهاري كشور را عطرآگين كند!
شايد مي خواهند نسل جديد به جاي آن كه مانند دايي علي لنگ هزينه هاي درماني اش در شب عيد باشد، غصه ساعت رولكس چند ده ميليوني اش را بخورد!!!
براي علي دايي هلي كوپتر جهت انتقالش به خصوصي ترين و ايضاً بهترين بيمارستان تهران اعزام مي شود و كل هزينه هاي سهل انگاري او را حضرات دست در كيسه بيت المال تقبل مي كنند، ولي امثال دايي علي بايد با همان امدادهاي غيبي روزگار خود را سر كنند! هر چند كه ديگر نه طلايي باقي مانده و نه فرشي و نه ...، تا غيب شود و هزينه هاي زندگي او تامين!!!
خيلي بي معرفتيم!!!
در هنگام تحويل سال 1391 از چند ساعت قبل تمامي شبكه هاي صدا و سيما حتي خواننده ها و هنر پيشه هاي دست چندم و فوتباليست هاي از رده خارج شده را به برنامه خود آورده بودند ولي دريغ از...
براستي چه جريان فكري مانع از بروز و گسترش فرهنگ ناب عاشقي در كشور اسلامي ما گرديد، آيا دشمن در نفوذ عوامل بدلي خود تا اين حد موفق عمل كرده است كه سراسر شبكه هاي تلويزيوني، راديويي و رسانه اي ما را در اختيار گرفته و به هر مناسبت چهره هايي را در منظر ديد نسل جوان كشورمان قرار مي دهد كه يا فوتباليست است يا خواننده، يا هنرپيشه، و... چرا به جاي الگو قرار دادن اينگونه افراد براي نسل جوان، نمي آييم شهداي زنده را مطرح كنيم؟!
چرا به جاي قهرمان ملي خطاب كردن فلان فوتباليست و معاف كردن او از خدمت سربازي، و دادن نشان افتخار و لياقت به اينگونه افراد، نمي آييم به شهداي زنده بها بدهيم؟! چرا همگام با دشمن سعي در فراموش كردن فرهنگ عاشقان سفر كرده را داريم؟!
وقتي مي آييم فلان خواننده و هنرپيشه مرد را كه زير ابرو برداشته است، و يا فلان هنرپيشه زن بزك كرده را كه در جامعه به عنوان افراد فاسد الاخلاق شهرت يافته اند، براي نسل جوان چهره و الگو مي كنيم، چه توقعي براي رعايت هنجارهاي ديني و اخلاقي جامعه، توسط نسل جوان داريم؟!
وقتي مي آييم فلان ورزشكار فاسدالاخلاق را الگوي جوانانمان قرار مي دهيم كه حتي در ميادين ورزشي نيز بويي از جوانمردي نبرده است، از جوانانمان چه توقعي داريم؟!
وقتي مي آييم ارزش خدمت به كشور و كسب افتخارات ملي را با سكه و ماشين برابر مي دانيم، ديگر جايي براي عرق ملي و ارزش هاي والاي مذهبي و اخلاقي باقي نمي ماند. و نتيجه آن مي شود همان ورزشكاري كه با نام مقدس ائمه سلام الله عليه، به موفقيت ورزشي رسيده است، اكنون براي تداوم افتخارآفريني هايش ، ماشين و خانه و ماديات دنيوي طلب مي كند! براستي كجا رفت آن فرهنگ عاشقي و آن زرنگي هاي عاشقانه؟!
كجا رفت آن فضاي عشق و ايثار؟! كجا رفت رضاي خدا در تمامي امورمان؟! كجا رفت سوز دعاهايمان؟! كجا رفتند خادمان بي ادعا؟! كجا رفت لحظه هاي ناب معاشقه؟!
براستي! اگر اكنون يكي، تنها يكي از آن سبكبالان عاشق از ما سؤال كند كه: ما براي حفظ ناموس اين كشور رفتيم، شما بعد از ما حتي به ناموس همسايه ديوار به ديوار خودتان هم رحم نكرديد! چه پاسخي داريم؟!
تصور بفرمائيد اگر اين فرهنگي كه الان حاكم شده است كه هركس در هر مقام و منصب، براي اداي وظيفه اش به كشور، درخواست ماديات دنيوي مي كند، اگر در زمان دفاع مقدس نيز اين اخلاق حاكم بود چه مي شد؟ در زماني كه براي تهييج به اصطلاح قهرمانان كشتي، وعده تحويل خودرو در فرودگاه داده مي شود! در زماني كه ركوردشكني، جايزه اش خانه و ماشين و ساير ماديات مي باشد! در زماني كه گل زدن در يك بازي فوتبال، مدال شجاعت و لياقت و قهرمان ملي، ارمغان مي آورد! اگر همين رويه در زمان دفاع مقدس حاكم بود، چه مي شد؟! تصور بفرماييد:
پشت ميدان مين رزمندگان زمينگير شده اند، آيا وعده خودرو و خانه مي تواند عاملي براي رفتن بر روي مين باشد؟! آيا با اين انگيزه هاي مادي، مي توان زرنگترين عشاق را داشته باشيم؟! يا برعكس در آن شرايط زرنگي ها هم رنگ عوض مي كند و تبديل به بزدلي مي شود؟!
شما جناب مسئول فرهنگي! شما جناب مسئول سياسي! شما متوليان امر! چه كرديد كه دشمن را در اجراي اهداف خود آنچنان گستاخ نموده ايد كه حماسه هشت سال جانفشاني عاشقان مرد را از ياد برده، و در پشت مرزهاي كشورمان به رجزخواني افتاده است.
بگذريم...
بيان غفلت ها و اشتباهات گذشته، به جز آنكه عرق شرم بر پيشاني وجدانهاي بيدار بنشاند، كار ديگري انجام نمي دهد.
بياييد منبعد در هر كجا كه هستيم، در هر پست و مقامي كه هستيم، در هر وضعيتي كه هستيم، با هر توان و امكاناتي كه داريم؛ سعي كنيم دشمن از غفلت هايمان سوء استفاده نكند.
بياييد منبعد امكانات و مقدورات نظام اسلامي كشورمان را در جهت اهداف دشمن مورد استفاده قرار ندهيم.
بياييد منبعد بوي كباب واقعي را به كباب خوران بيت المال بچشانيم!
بياييد منبعد به جاي چهره كردن هنرپيشه، خواننده، ورزشكار، و... شهداي زنده را به جامعه جوان و تشنه فرهنگ ناب عاشقي معرفي كنيم.
بياييد منبعد به جاي اعطاي نشان هاي پرزرق و برق دنيايي به افرادي كه بويي از فرهنگ عشق و ايثار نبرده اند؛ نگاهي به شهداي زنده كه در گوشه آسايشگاه ها يا كنج غربت، لحظه ها را براي رسيدن زمان وصال معشوق، سر مي برند؛ اهداءكنيم.
بياييد منبعد حداقل قدرشناسان خوبي براي پاسداران نواميسمان در هشت سال دفاع مقدس باشيم.
بياييد منبعد براي نسل جوان فعلي، بجاي عشق هاي مجازي و منحرف دنيايي، عشق واقعي را تعريف و الگو قرار دهيم.
نگوييد چگونه؟! درست به همان صورت كه در اين چند سال گذشته فرهنگ ناب عاشقي و عشق بازي سبكبالان عاشق را با فرهنگ مدگرايي، چهره پرستي هنرپيشگان، خوانندگان، و ورزشكاران معاوضه كرديم.
نگوييد چگونه؟! درست همان گونه كه در اين چند سال گذشته، آن فضاي پاك و زلال عاشقانه را اينگونه مسموم و زهرآلود كرده ايم.
نگوييد چگونه؟! همانگونه كه در اين چند ساله، مداحان اهل بيت سلام الله عليه را خواننده كرديم!
اگر دقت كنيم، راه كار در عملكرد اين چند ساله خودمان مستتر است! تنها به جاي چهره نمودن برخي...، عاشقان حقيقي و شهداي زنده را جايگزين كنيد. همه چيز خود به خود در مسير الهي قرار مي گيرد...
بياييد... بله! شما بياييد، آنها آمده اند. تنها يك ياعلي مي خواهد تا عشق دگرباره آغاز شود. زيرا:
فرهنگ شهدا، فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي است.
فرهنگ شهدا، فرهنگ خدمت به خلق خدا در بالاترين حد است.
فرهنگ شهدا، فرهنگ مبارزه با منفعت طلبي و خودخواهي هاي فردي است.
فرهنگ شهدا، فرهنگ عدالت علي(ع)، صبوري حسن(ع) شجاعت حسين(ع) و فرياد رساي زينب(س) است.
فرهنگ شهدا، فرهنگ مبارزه با هر فسادي، تحت هر عنواني، و از سوي هر فردي مي باشد.
فرهنگ شهدا...
جان كلام، بيائيد از جبهه ها به همراه پيكر مطهر شهدا، فرهنگ ناب عاشقي آنان را به شهرها بياوريم.
والسلام علي من اتبع الهدي
ابوالفضل درخشنده





لينک مطلب
 توسط   در دوشنبه 14 فروردین 1391  ساعت 10:14 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت



ساخت فلش مديا پلير