علي عبدالله صالح با اگزوز موتور، حسني مبارك با دم شتر، ديويد كامرون با سم اسب، پليس لندن با شيهه شلاق، زوزه روباه پير، با قلاده، با چند راس اسب، با هينده، پتيكو پتيكو پتيكو بر سينه دانشجويان انگليسي! با وحشت! با ماشين آب پاش! با تفنگ گلوله پاش! پليس ضدشورش با سگ هار، اوباما با سيلي بدون پشتوانه، قابيل با بيل، زنبيل با شنود، ملك عبدالله با نفت، گوساله سامري با تلمود، بزغاله هاي اسرائيل با تحريف، نمرود با آتش، ساركوزي با سانسور، آل خليفه با آلت قتاله، قذافي با قتل، بن علي با تانك، و نتانياهو با صحنه جرم، ساكت مي كنند مردمان شان را. اين همه كه گفتم، «ببرهاي قابيل»اند. فرزندان ناخلف آدم. مخالفان حوا. شيرمادر بزرگ، حرام شد بر حراميان. آه آدم گرفت دامن نابرادران يوسف را. عزيز مصر، فرزند يعقوب است و فراعنه مصر، حواريون ابليس. آه از اصحاب تثليث. ارباب لفت و ليس. چكمه پوشان انگليس. شياطين سرخ! تهمت زنندگان به مريم. به مردم. به شكم هاي بي غذا. به قحطي زدگان بور. به شهروندان نمودار خودكشي. همان آزاردهندگان عيسي. اذيت كنندگان موسي. اپوزيسيون نانجيب نوح. بت هاي زمان ابراهيم. ابوسفيان هاي آخر الزمان. طعنه زنندگان با زبان. خوارج از راه عدل. خرس گنده هاي «قطب جنون». كركس هاي ناكس. شاهين هاي بي ترازو... دم شتر و سم اسب و شيهه شلاق و داغ دروغ... جمهوري اسلامي اما با مردمش، تاكيد مي كنم با مردمش، باز هم تاكيد مي كنم با مردمش، با يوم الله 9دي، با قشنگ ترين چهارشنبه همه تاريخ، در خيابان انقلاب اسلامي، سيلي مي زند به آمريكا و اسرائيل. «آقا»، اين رهبر عاشورايي ما كه لب تر كند، جان ناقابل مي دهيم برايش، اخيرا گفت: «انقلاب اسلامي در بين تمام انقلاب ها يك استثناست»، آري! جمهوري اسلامي هم در بين همه نظام ها يك استثناست. پليس ضدشورش اين نظام الهي، يك ملت عاشورايي است كه وقتي بسيج مي شود، از حادثه آشوب، حماسه عاشورا مي سازد: يوم الله 23تير و يوم الله 9دي. جمهوري اسلامي با مردمش بر دهان اغتشاش مي زند. اينجا كه لندن نيست؛ مردم دوست دارند نظام شان را. انگليس «
WEDNESDAY» دارد، اما اين قدرت را ندارد كه از چهارشنبه هايش «9دي » بسازد. «9دي» دليل استثناي جمهوري اسلامي از هر نظامي در هر گوشه جهان است. جمهوري اسلامي ملت دارد، ولي انگليس ملت ندارد. در جنگ سانديس و انگليس، باز هم بي بي سي باخت. «بي بي سي فارسي» ندا را كشت و «بي بي سي انگليسي»اطلاع رساني آزاد را، اما دنيا ديد كه دست ديويد كامرون آلوده شد به خون جوانان انگليسي. ديويد كامرونوويچ! قصاب بالكن سلطنتي! جنايتكار شهر جنگ زده لندن. شهر شيشه هاي شكسته. شهر غارت. شهر دست برد به سوپر ماركت ها. سرقت از بانك ها. شهر ارواح گرسنه. طياره هاي يونيسف به جاي شمال آفريقا، بايد بر فراز شهر لندن بچرخند و براي قحطي زدگان چشم آبي، ساندويچ بفرستند پايين. اشغال گران قدس از كودكان غزه گرسنه ترند. اسرائيل دارد در فلسطين اشغالي، شهرك مي سازد، تا وقتي كودكان غزه بزرگ شدند و به سرزمين مادري شان برگشتند، براي خانه سازي، نيازي به عمله و بنا نداشته باشند. به به! دنيا تازه دارد زيبا مي شود. ما برخلاف تمدن غرب هرگز به پايان تاريخ فكر نمي كنيم. براي ما تازه تاريخ دارد آغاز مي شود. مردم انگليس، مرغ عزا و عروسي اند؛ عروسي سلطنتي. حكومت نظامي سلطنتي. قتل سلطنتي. سگ سلطنتي. اسب سلطنتي. لعنت به سلطنت ديكتاتورها. مرگ بر اين سلطنت انگلي. بنازم خداي خامنه اي را كه چه جاي حقي نشسته است. ما كه داريم از چوب خدا لذت مي بريم؛ بكش كامرون، بكش! تير برگشت به صاحب كمان، در ماه مرداد. همان ماه 28مرداد. انگليس اصلا از جنس كودتاست، اما چون روباه قصه ما پير شده است، حالا عليه مردم خود كودتا مي كند اين پير خرفت! كشتن مردم كه هنر نيست. حالا فلان روزنامه غربي، به لندن مي گويد «شهر جنگ زده» كامروني ها شاكي هستند از نام فاميلي ديويد. داوود پيامبر خوش الحاني بود؛ اين صدا، كاريكاتور آن صداست! من عاشق «ربناي داوود» هستم. به ديو مي زند اين نخست وزير ديوانه. صداي سم اسب. صداي نكره عرعر! سرهنگ زرد برادر ديكتاتور سبز است. سرهنگ ديويد كامرون(!)، سرهنگ قذافي را عامل اغتشاش انگليس مي داند!! نگو جنگ خرچنگ ها، بگو جنگ سرهنگ ها! خدايا! تو را شكر كه احمق اند جملگي دشمنان ما. لندن كار قذافي بود! بيرمنگام كار ايمن الظواهري! منچستر كار ببرهاي تاميل! ليورپول كار گاليور! اگر سرهنگ ديويد كامرون راست مي گويد؛ پس خاك بر سر حكومتي كه از ديشب نه پريشب در استاديوم آزادي بوقچي پرسپوليس عجب شعار قشنگي مي داد:«منچستر انگليس، خاك بر سر انگليس»!! بعد از بهار عربي، پس از پائيز عبري، حالا اين تمدن غرب است كه درون قفس نشسته است. جوجه را اما آخر پائيز بايد شمرد. اقتصاد ما را تحريم مي كنند، دلار خودشان سقوط مي كند. سياست ما را تهديد مي كنند، خودشان فرو مي پاشند. در معجزه بودن انقلاب اسلامي چه كسي شك دارد؟!رهبرا! اي امام خوبي ها! اي سالار! اي اشبه الناس به سيماي روح الله! اي حضرت ماه! اي فرزند زهرا! اي دليل بودن ما! اي امام سيدحسن نصرالله! اي صاحب پلاك، ملاك، راه و چفيه شهدا! اي جانباز! اي عباس نگهدار! هر چقدر هم خدا را بابت شما، بابت نعمتي به نام «خامنه اي» شكر كنيم، كم است. «آقا»! حق با شماست؛ الحق كه انقلاب اسلامي يك استثناست. در فتنه 88 كلمه به كلمه ات، «حمايت همراه با هدايت» بود، و اين هر 2 همراه با «بصيرت». اين فقط ملت شماست و اين فقط ملت خميني و خامنه اي، ملت ماست كه مي تواند «9دي» خلق كند. دهه فجر ما از 12 بهمن 57 شروع شد، اما هنوز ادامه دارد. «اين بانگ آزادي» هنوز هم دارد «كز ناي جان» مي خيزد. روزي در مصر، روزي در مصراته، هم اينك در قلب اروپا. اين بار مردم مغرب زمين، از مسلمين، «علم مبارزه» دارند مي آموزند. دانشجويان آكسفورد، فقط رازي به كاشف الكل نيستند؛ شيعه و سني براي شان شده اند كاشف اعتراض. كاشف قيام. با اتوبوس و سانديس و مرخصي و تبليغات هم كسي حاضر نيست خودش را هزينه سرهنگ ديويد كامرون كند! اما اينجا ما عشق مي ورزيم به خامنه اي. حتي سانديس اين نظام هم براي ما مقدس است. دشمن بخواهد حرف مفت بزند، به او مي گوييم: «چهارشنبه اتوبوسي كه ما را آورد راهپيمايي، همان اتوبوسي بود كه پدرم را برد جبهه»، اما انگليس بهتر است سربازان خود را از عراق و افغانستان فرابخواند، براي لندنستان و منچسترستان! نيروهاي ناتو، حالا يك چشم شان به قلب اروپاست!! يونيسف بايد سفير صلح بفرستد به لندن. ديده بان حقوق بشر بايد مجازات كند قاتل لندن را. حكومت نظامي توهين به كرامت شهروندان انگليسي است. قاليباف بايد به شهردار لندن نامه بنويسد. علي لاريجاني بايد نامه بنويسد به مجلس نشينان انگليس، كه وكيل سلطنت ايد يا نماينده مردم؟! احمدي نژاد بايد دعوت به آرامش كند سرهنگ ديوانه را. سرهنگ ديويد كامرون! ما هم مي خواستيم بي جنبه بازي درآوريم، همين «حاج حسين» در همين «كيهان» بايد تيتر مي زد: «انگليس هفته بعد سقوط مي كند»، ولي ما بي جنبه نيستيم. در انگليس، هفته قبل، كرامت انساني سقوط كرد!! ما اين را گفته بوديم سال ها پيش كه «مرگ بر انگليس». انگليس به جاي سم اسب، به جاي سگ هار، اگر مي تواند با ملتش به جنگ اغتشاش طلبان برود. كوكاكولا هم بدهند، ما قبول مي كنيم! مرخصي هم! اتوبوس هم! انگليس اما «9دي» ندارد. آمريكا براي دلار مفلوك، «9دي» ندارد. بي پشتوانه تر از پول غرب، تمدن غرب است. بي پشتوانه تر از دلار، سرهنگ باراك اوباماست! باراك اوباماوويچ! قصاب گوآنتانامو! كاخ سفيدوويچ! قصاب هيروشيما! آمريكاوويچ! قصاب ناكازاكي! كراوات زده هايي كه از قذافي هم سرهنگ ترند! حكومت نمي ماند با تفنگ. با سم اسب. با سگ هار. ملتي اگر داريد، بفرستيد. تير نكشيد عليه ملت خود. جنايت كار نخوانيد ملت تان را. اين آشوب طلبان، ملت خودتان اند. اگر نيستند، ملت شما كجاست؟! سرهنگ ساركوزي! در آشوب چند وقت پيش پاريس، ملت تو كجا بود؟! انگليس بايد به جاي لقب «سر»، لقب «سرهنگ» بدهد به ديويد كامرون! آن جا لندن است. هنوز هم شيشه هاي شهر جنگي شكسته اند. اينجا اما تهران است. اينجا ام القراي جهان اسلام است. اينجا ايران است. اينجا جمهوري اسلامي است. اينجا يك استثناست. اينجا «9دي» دارد. اينجا «سيدعلي» دارد. اينجا ما مي ميريم براي امام مان. «آقا»ي مان. اينجا كه كوفه نيست. اينجا عشق تكرار مي شود؛ مشروطه مشروعه معشوقه! اينجا به كوري چشم «ايالت عيش»، «ولايت عشق» است... گفت: رهبرا! شايد از حادثه مي ترسيديم؛ تو به ما جرئت طوفان دادي.

حسين قدياني





لينک مطلب
 توسط   در دوشنبه 31 مرداد 1390  ساعت 2:39 PM نظرات 2


يكشنبه شب هفته جاري، رهبرمعظم انقلاب در جمع كارگزاران نظام، ضمن تبيين حكيمانه «گفتمان واقع بيني» و ضرورت فراگيري آن، به شماري از «بايد»ها و «نبايد»ها و نمونه هايي از «همت»ها و «غفلت» ها اشاره فرمودند كه هر چند تمامي آنها در زير مجموعه «گفتمان واقع بيني» آمده بودند ولي هر كدام از آن هشدارها مي تواند و بايد سرفصل يك بررسي و كاوش جداگانه با هدف عبرت گيري و درس آموزي باشد. از سوي ديگر، نگاهي به دغدغه هاي آقا و مروري بر هشدارهاي بر زمين مانده رهبري نشان مي دهد برخي از كاستي ها و يا به فرموده ايشان، «نقطه ضعف»ها، فقط ناشي از «غفلت» نيست، بلكه دست هاي ديگري نيز به كينه يا خيانت در پس ماجرا بوده است و در مواردي، هنوز هم هست.
و اما، يادداشت امروز را به مناسبت روز خبرنگار و سالروز «خون نگاري» برادر شهيدمان «محمود صارمي»، به يكي از دغدغه هاي بارها اعلام شده حضرت آقا كه در سخنان يكشنبه شب معظم له نيز آمده بود، اختصاص مي دهيم. ايشان در فهرست غفلت ها، به «غفلت از نفوذ دشمن در فضاي رسانه اي كشور» اشاره كردند كه مروري گذرا بر سابقه ماجرا مي تواند چگونگي غفلت از اين دغدغه آقا و پي آمدهاي ناگوار بي توجهي به آن را نشان بدهد. در بسياري از موارد ديگر نيز، ماجرا، كم و بيش اينگونه بوده است كه هر كدام فصل جداگانه اي را مي طلبد.
درباره نفوذ دشمن به فضاي رسانه اي كشور، گفتني است كه سابقه هشدارهاي رهبرمعظم انقلاب نسبت به جدي بودن تهاجم و شبيخون فرهنگي دشمن به دو دهه قبل بازمي گردد ولي داستان اين وجيزه را از دهه گذشته آغاز مي كنيم؛
1-بيش از 11 سال قبل-12 ارديبهشت 1379- رهبرمعظم انقلاب در مراسم باشكوه «گردهمايي جوانان عاشورايي» كه با حضور پرشور و كم نظير جوانان و نوجوانان در مصلاي تهران برپا شده بود، در بخشي از سخنان خويش خطاب به آنان فرمودند؛
«من قلبا از بعضي از پديده هايي كه در كشور هست، رنج مي برم، من نمي خواهم آن چيزي كه براي من رنج آور است با افكارعمومي مطرح كنم. اما آن داستان غم انگيز را مي گويم من دو سال قبل از اين در يكي از خطبه هاي نمازجمعه گفتم كه دستگاههاي استكباري دنيا و آمريكا از تبليغات براي ساقط كردن و ايجاد اغتشاش در كشور استفاده مي كنند و البته به آن دستگاههاي تبليغي گفتم اينكه شما سرنوشت كشورهاي اروپاي شرقي را در ايران دنبال كنيد خيال خام است. اما متاسفانه همان دشمني كه به وسيله تبليغات خود همتش اين است كه كشور را ساقط كند، امروز در داخل پايگاه پيدا كرده است. بعضي از مطبوعات پايگاه دشمن شده اند. من نه با آزادي مطبوعات مخالفم و نه با تنوع مطبوعات. اگر به جاي 20 روزنامه، 200 روزنامه هم در بيايد بنده خوشحالتر خواهم شد و از زيادي روزنامه ها احساس بدي ندارم. اگر مطبوعات آنگونه كه در قانون اساسي است مايه روشنگري باشند، به نفع مردم و دين قلم بزنند، اين مطبوعات هرچه بيشتر باشند بهتر است اما وقتي مطبوعاتي پيدا مي شوند كه همه همتشان تشويش افكارعمومي، ايجاد بدبيني مردم به نظام است، 5 تا 10روزنامه گويا از يك مركز هدايت مي شوند، تيترهايي مي زنند كه هركس نگاه كند، فكر مي كند همه چيز در كشور از دست رفته است! اميد را در جوانان مي ميرانند، روح اعتماد به مسئولين را در مردم تضعيف مي كنند، نهادهاي رسمي را تضعيف مي كنند، مدل اينها كيست؟ مطبوعات غربي هم اينگونه نيستند؛ اين يك شارلاتانيزم مطبوعاتي است».
نكته در خور توجه ديگر آن كه حضرت آقا بعد از بيان گلايه ياد شده، خطاب به خيل عظيم جوانان و نوجوانان عاشورايي مي فرمايند؛
«من بعد از آن كه با مسئولين و رئيس جمهور در ميان گذاشتم، به عنوان يك «شكوه» اين را با شما در ميان مي گذارم» ايشان بلافاصله براي پيشگيري از سوءاستفاده دشمنان تاكيد مي ورزند كه «مبادا برخلاف قانون دست به كاري بزنيد.» و اين سوال پيش مي آيد كه پس، گلايه آقا نزد جوانان و نوجوانان عاشورايي براي چيست؟ ايشان در پاسخ به اين سوال مقدر و ناپرسيده مي فرمايند:
«مراقب نفوذيها باشيد. فقط خواستم شما بدانيد و افكارعمومي بدانند كه دشمن در كشور چكار مي كند و هدف دشمن از اين كارها، بي ايمان كردن مردم و ايجاد گسست بين نسل كنوني و گذشته است».
آيا رهبرمعظم انقلاب از مسئولان وقت نااميد شده بودند كه مي فرمودند «بعد از آن كه با مسئولين و رئيس جمهور - خاتمي- در ميان گذاشتم، به عنوان يك «شكوه» اين را با شما در ميان مي گذارم.»... بگذريم، بخوانيد.
2- بعد از سخنان آقا در جمع جوانان عاشورايي كه بازتاب گسترده اي داشت و با حمايت پي در پي اقشار مختلف فرهنگي، دانشجويي و حوزوي روبرو شد، آقاي عطاءالله مهاجراني وزير وقت ارشاد كه خود يكي از سرشاخه هاي عوامل نفوذي دشمن بود، مصاحبه اي با راديو فرانسه ترتيب داد(!) و در پاسخ به سوال خبرنگار درباره تبديل برخي مطبوعات به «پايگاه دشمن» گفت؛ «اين صحت ندارد! مديران مسئول مطبوعات مي پذيرند كه برخي از خدشه ها در كارشان باشد ولي پايگاه دشمن نيستند.» مهاجراني بعد از پايان جلسه ماهانه اش با مديران مسئول مطبوعات، در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي از قول مديران مسئول! گفت؛ «مديران مسئول به خود حق مي دهند كه از اين بخش از بيانات مقام معظم رهبري كه «برخي مطبوعات به پايگاه دشمن تبديل شده اند» گله مند باشند» اين اظهارنظر مهاجراني در حالي صورت مي گرفت كه در جلسه وزير ارشاد با مديران مسئول مطبوعات، نگارنده فهرستي از عوامل نشان دار گروههاي سلطنت طلب، رابطين «سيا» و اعضاي گروهك هاي تروريستي را به آقاي مهاجراني ارائه داده و گفتم؛ اين عده كه در فلان روزنامه و فلان هفته نامه و... - با ذكر نام- حضور فعال دارند، نمونه هايي از نفوذ عوامل بيگانه به مطبوعات كشور هستند كه به قول آقا، برخي از مطبوعات را به پايگاه دشمن تبديل كرده اند. و آقاي مهاجراني، ضمن تائيد نظرنگارنده- كه با توجه به مستند بودن آن، نمي توانست تائيد نكند- گفت؛ «اتفاقاً شب گذشته خدمت آقاي رئيس جمهور- آقاي خاتمي- بودم و ايشان هم نسبت به دو نفر از افراد ليست شما از جمله هزارخاني و اسماعيل خويي اعتراض داشتند و قرار شد به روزنامه هاي مربوطه تذكر داده شود»! و مي دانستيم كه دروغ مي گويد و او خود يكي از عوامل دشمن است. اما، از شما چه پنهان مانند امروز كه به انگليس پناهنده شده و آشكارا با آيپك و MI6 همكاري مي كند از وابستگي او باخبر نبوديم.
3- در همان سال ها، برخي از روزنامه ها مستقيماً - تأكيد مي شود كه مستقيماً- از آن سوي آب ها اداره مي شدند. مدير مسئول فلان روزنامه زنجيره اي - كه مثل بقيه هم قماشي هاي خود خيلي پيچ و تاب نداشت- آشكارا تهديد كرده بود كه اگر روزنامه مرا توقيف كنيد، ايتاليا فلان قرارداد تجاري خود با ايران را لغو مي كند! آن روزنامه زنجيره اي ديگر، مقالات سايت فارسي بي بي سي را با تغيير نام نويسنده، به نام خود منتشر مي كرد، آن ديگري از فلان مفسد اقتصادي پول مي گرفت و مطالب ديكته شده او را چاپ مي كرد، دلارهاي آمريكايي با واسطه و بي واسطه ميان برخي از گردانندگان نشريات زنجيره اي پخش مي شد كه كيهان به چند نمونه از آن با ذكر سند اشاره كرده بود. كشف جاسوس آمريكا و موساد در برخي مطبوعات و...
4- سه هفته بعد از ابراز نگراني رهبر معظم انقلاب درباره تبديل برخي مطبوعات به پايگاه دشمن، حجت الاسلام يونسي كه در آن هنگام وزير اطلاعات بود، طي مصاحبه اي گفت: «پيرو فرمايشات مقام معظم رهبري، نفوذي هاي مطبوعاتي دشمن را شناسايي كرده ايم» و افزود «هنوز افراد شناسايي شده به دادگاه معرفي نشده اند» و تا ماه ها بعد از آن هم علي رغم آن كه برخي مطبوعات، آشكارا در خدمت اهداف اعلام شده دشمنان بيروني قرار داشتند، وقتي از حجت الاسلام يونسي وزير اطلاعات وقت سؤال مي شد كه، كار نفوذي هاي شناسايي شده به كجا انجاميد؟ پاسخي شنيده نمي شد و سرانجام در مقابل فشار افكار عمومي كه مي پرسيدند اگر نفوذي ها شناسايي شده اند، چرا به دادگاه معرفي نمي شوند؟ جناب يونسي، توضيحي- بخوانيد بهانه اي- ارائه كرد كه... بخوانيد؛
«وقتي يك تشكيلات اطلاعاتي در يك سيستم نفوذ كند مي تواند از آن پس اهداف ديگري براي خود تعريف كند، مثلا مديريت آن باند را به عهده بگيرد و در مواردي همين كار صورت مي گيرد؛ در مورد جريان هاي سياسي كه هدف ماجراجويي و شيطنت ندارند، بلكه اهداف سياسي منحرفي دارند و افراد هم معمولا گمراه شده اند، اگر بتوانيم در همان موقع با مديريت صحيح، سر شبكه را اوت كنيم، يعني اگر رياست آن گروه به دست وزارت اطلاعات بيفتد، آن موقع يك كار رواني حساب شده را شروع مي كند كه چطور اين تشكيلات از هم بپاشد تا نيازي به دستگيري نباشد و افراد انگيزه شرارت و انگيزه تروريستي را از دست بدهند؛ از اين گونه موارد زياد داريم»!!
... و با همين توجيهات كه مي فرمودند «زياد داريم»! خطر حضور دشمن در رسانه هاي كشور را ناديده گرفته و عمدا بر زمين نهادند. واقعيت آن بود كه «عوامل دشمن» تحت حمايت دولت اصلاح طلب به برخي از مطبوعات نفوذ كرده بودند و وزير وقت اطلاعات درباره انتشار خبر شناسايي نفوذي ها ناپرهيزي كرده بود!
5- داستان پرماجراي نفوذ دشمن در مطبوعات، با بي توجهي عمومي همچنان ادامه يافت تا نوبت به فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 رسيد. دشمن در جريان فتنه 88، بسياري از عوامل نفوذي- و تا آن هنگام پنهان- خود را به ميدان آورد و نه فقط آنها را سوزانيد، بلكه تبديل به زغال كرد. باور نمي فرمائيد؟! فقط يك نيم نگاهي به روزنامه نگاران و مديران مطبوعاتي و مشاوران و نزديكان خاتمي و موسوي و كروبي كه بعد از فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 به آمريكا، انگليس و ساير كشورهاي اروپايي پناهنده شده و امروز رسما به خدمت سازمان هاي اطلاعاتي اين كشورها درآمده اند، بيندازيد!
و اما، امروز، همان خط سياسي و فرهنگي كه نفوذي هاي به خارج گريخته دنبال مي كردند، در برخي از مطبوعات و شماري از برنامه هاي راديو و تلويزيون به وضوح ديده مي شود و حاكي از آن است كه دشمنان بيروني كماكان برخي از رسانه ها و يا بخش هايي از برخي رسانه ها را به عنوان «پايگاه تبليغاتي» و «عمليات رواني» در اختيار دارند. پالايش رسانه ها از نفوذ عوامل دشمن برخلاف آنچه به عمد تبليغ مي شود، چندان دشوار نيست و مسئولان مربوطه به جاي آن كه در پاسخ به بيانات حكيمانه رهبر معظم انقلاب، زبان به تمجيد و تقدير بگشايند- كه جاي تقدير فراوان نيز دارد- بايستي براي رفع دغدغه آقا كه دغدغه همه مردم مسلمان اين مرز و بوم است كمر همت ببندند.
و بالاخره، اين نكته نيز گفتني و البته خنديدني نيز هست كه اين روزها برخي از نشريات زنجيره اي به مناسبت روز خبرنگار درباره «مطبوعات مستقل»! قلم فرسايي مي كنند.
در اين باره و برخي ديگر از دغدغه هاي اعلام شده آقا، گفتني هاي ديگري نيز هست كه به بعد موكول مي كنيم.
حسين شريعتمداري





لينک مطلب
 توسط   در شنبه 22 مرداد 1390  ساعت 12:32 PM نظرات 1

هنگامي كه حضرت موسي عليه السلام، پس از تحمل رنج و مرارت هاي فراوان، توانست بني اسرائيل را از چنگال ظلم و ستم فرعون رهايي بخشد و يك حكومت جهاني تشكيل دهد، مقرر گرديد براي دريافت فرامين الهي، به مدت 30 روز به كوه طور برود.
            
حضرت موسي(ع) به همين منظور، هارون ،برادرش را بعنوان جانشين در ميان قوم گذاشته و به كوه طور رفت، اما توقف ايشان در طور، ده روز تمديد شد و در اين هنگام، سامري كه يكي از عناصر فتنه گر در ميان قوم حضرت موسي(ع) بود، با استفاده از غيبت ايشان، با رد خداپرستي و توحيد، زيورآلات مردم را گرفت و با استفاده از هنر شيطاني خود، گوساله اي از طلا ساخت و با استفاده از خاك معجزه آساي زير پاي جبرئيل، باعث ايجاد صدا در دهان اين گوساله شده و با اين تزوير، مردم را فريب داد و بخش زيادي از آنها را گوساله پرست كرد.
حضرت موسي(ع) پس از 40 روز به ميان قوم بازگشت و پس از مشاهده ي اين وضعيت، بشدت ناراحت شد و اقدام به محاكمه ي سامري نمود.
در اين مسير، حضرت موسي(ع) به سامري گفت: حكم من براي فتنه گري تو چند شاخه دارد. اول آنكه در زندگيت تا پايان عمر، حق ارتباط با مردم را نداري و بايستي در انزوا بوده و هيچگونه تماسي از سوي مردم با تو حاصل نشود. دوم آنكه گوساله ات را كه تاكنون بعنوان ابزار فتنه گري در دستان تو قرار داشته از تو گرفته و با شدت، تمام اجزاي آن منهدم و سوخته شده و ذرات آن را به دريا خواهم ريخت كه البته اين فقط، مجازات دنيوي توست و در آخرت نيز بايد منتظر عذاب سنگين الهي باشي.





لينک مطلب
 توسط   در دوشنبه 17 مرداد 1390  ساعت 1:00 PM نظرات 5

                                                        

مقدمه: كساني كه به رئيس جمهور هتك حرمت مي‌كنند، گمان نكنند از رئيس جمهور عبور كرده‌اند؛ آنها از رهبري عبور كرده‌اند.

 

فتنه را بايد شكافت و چشم فتنه را در آورد. جواب مطالب آشكار، پاسخ‌هاي آشكار است‌! فتنه پاسخ ندادن به مطالب آشكار است‌. مناظره حتي با رئوس ملحدين از شيوه امامان ششم و هشتم (عليهما السلام) است‌.

 

در آينده نه چندان دور اين شيوه زنده خواهد شد، چون اسلام هنوز زنده است و به حيات خود ادامه مي‌دهد.

 

به عنوان شروع كار در پاسخ به مطرح كننده بحث مكتب ايراني مطلبي نگاشته‌ام. مطالب ايشان را مدت‌ها قبل شنيده‌ايد، مطالب ما را هم بشنويد.

 

"الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ " الزمر ۱۸

 

محي‌الدين حائري شيرازي‌. بيمارستان نمازي شيراز . سوم‌ /رمضان المبارك برابر ۱۳/مرداد ماه /۹۰

 

 

جناب آقاي مشائي دوست نزديك دومين شخصيت جمهوري اسلامي

 

سلام عليكم
نامه اول قبل از تقديم به جناب‌عالي اطلاع رساني شده بود و شما ملاحظه نكرده بوديد و چون نامه مطلب محرمانه‌اي نداشت، رسانه‌اي شد. اين نامه قبل از رسانه‌اي شدن تقديم حضور‌تان‌ مي‌گردد.

 

علت نامه‌نگاري مجدد اصرار شما بر اصول استنباط خودتان است. شما مي‌گوئيد امروزه موسيقي علمي است كه بشر به آن دست يافته و آن نيست كه در گذشته منشأ فساد اخلاق بوده است.

 

وقتي مي‌خواهيد از آن چه امروز به كار گرفته مي‌شود، دفاع كنيد مي‌گوئيد چون زيباست. چرا ما در عالم متهم به تحريم زيبائي شويم، اسلام ضرر مي‌كند، اسلام را بايد تبرئه كنيم.

 

بحث در نيت نيست، بحث در روش است. نيت خير به روش جامع، وحدت‌آفرين است. نيت خير با روش غير جامع ناخواسته فرا‌افكني مي‌كند.
براي اثبات مدعا موردي را كالبد‌شكافي مي‌كنم. جريان نهضت حضرت امام حسين عليه السلام و اين همه اهميتي كه امامان ما براي اقامه عزاي ايشان قائل بودند؛ مرحوم حجة‌الاسلام حاج شيخ نعمت‌الله صالحي را بر آن داشت كه كتاب شهيد جاويد را بنويسد. در اين كتاب ايشان علت اهميت نهضت آن حضرت را تلاش آن حضرت براي براندازي حكومت جور و ظلم و تأسيس حكومت عدل و حق معرفي كرد. تا اينجا مشكلي در كار نبود، ايشان براي تكميل برداشت‌ خود لازم ديد بگويد ايشان شهادت خود را پيش‌بيني نمي‌كرد و ادله‌اي كه براي اثبات علم به شهادت آن حضرت بود را تضعيف نمود وقتي چنين شد، به خصوص وقتي كتاب به تعريظ دو عالم مبارز و برجسته آن زمان رسيد، آيت‌الله العظمي صافي را بر آن داشت كه كتاب شهيد آگاه را بنويسد. هر دو احساس تكليف كرده بودند و هردو نيت خير داشتند اما سرانجام طرفداران شهيد جاويد دستشان به خون مخالفين آلوده شد. شهادت مرحوم آيت‌الله شمس‌آبادي و موارد ديگر نيازي به توضيح ندارد

 

مشكل برخورد غير جامع براي اثبات حقانيت مطلب حق بود، امام راحل در نوروزي كه مصادف با سوم شعبان بود، چنين گفت: حسين بن علي براي براندازي حكومت جور و تأسيس حكومت حق قيام كرده بود و از شهادت خود مطلع بود(۱).

 

اينجانب مورد به مورد اموري راكه براي دفاع از اسلام و راه انساني اسلامي، جناب آقاي رئيس جمهور را قانع كرده‌ايد و بعد از آن بيان نموده‌ايد، ذكر مي‌كنم. در تمام موارد مدعا مطلب ناحقي نيست بحث در عدم جامعيت دليل است. رئيس جمهور كه از گفتن هيچ مطلب حقي استيحاش ندارد و از رد هيچ مطلب غير حقي وحشت ندارد، مرعوب هيچ قدرتي نيست و به هيچ وجه احساس اضطراب نمي‌كند، كسي كه در قلب جهان صهيونيستي دانشگاه كلمبيا از محو شدن اسرائيل از نقشه جغرافيائي به نوعي دفاع مي‌كند كه تحسين مخاطبين را در پي دارد، از كسي واهمه ندارد.

 

مسأله مكتب ايراني و مسأله منشور كورش، ريشه هردو بر مي‌گردد به احياء ميراث فرهنگي و اينكه به اهل عالم بگوئيم ما ملت ريشه‌داري هستيم. جوان ايراني ريشه با عظمت خود را بشناسد و به آن ببالد تا وزانت پيدا كند و در مقابل امواج فرهنگي مخالف بايستد.

 

مطلق ديدن ميراث فرهنگي برخورد غير‌جامع است و نتيجه آن تقسيم جامعه به مخالف و موافق است. عينا كتاب شهيد جاويد و شهيد آگاه. برخورد جامع عينا مانند اظهارات امام راحل كه فرمود حسين بن علي براي تأسيس حكومت عدل و حق و براندازي حكومت ‌جور قيام كرده بود و از شهادت خود مطلع بود. اظهارات جامع امام راحل قضيه را چنان حل كرد كه گوئي ابدا وجود نداشته است.

 

ما از منشور كوروش دفاع مي‌كنيم و از ميراث فرهنگي خود حفاظت مي‌كنيم، چون پايه مليت ماست. پايه وحدت ملي ماست. استخوان فرهنگ ماست. ما سرمان را بالا مي‌گيريم و به اهل عالم مي‌گوئيم بالاترين چيزي كه شما امروز به آن رسيده‌ايد، ما هزاران سال قبل پرچم آن را برافراشته‌ايم. در حالي كه ديگران با سركوب ساير ملت‌ها قدرت و عزت و ابهت خود را مطرح مي‌كردند، ما از عزت براي همه، سلامت براي همه، آزادي براي همه دم مي‌زديم. تا جوان دانش‌آموز و محصل دانشگاهي ما بگويد ديگران چه دارند كه اين همه سر و صدا مي‌كنند. بحث در دليل است و بحث در جامع‌نگري است. براي اثبات ريشه اهميت دادن به ميراث فرهنگي از قرآن استفاده كنيم. قرآن مي‌گويد: "ملة ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين من قبل " مي‌گويد اسلام براي شما تازگي ندارد، شما از دوره ابراهيم مسلمان بوده‌ايد. شرك در شما ريشه ندارد. شما فرزند توحيديد. فرزند اسلاميد. اسلام دين اجدادي شما است. به ما مي‌آموزد از ميراث فرهنگي بهره‌‌برداري كنيد. اين مطلب حقي است كه رئيس جمهور ‌مي‌پسندد و شما مي‌خواهيد آن را جابياندازد.

برخورد جامع با ميراث فرهنگي است كه شكاف‌ها را به هم مي‌آورد برخورد جامع در مقابل مطلق‌نگري ميراث فرهنگي مهم است.

 

كتاب آئين مزديستي و ترجمه‌هاي كتب قبل از اسلام در دسترس ما است. هر انسان شرافتمندي نكات افتخار‌آفرين را در آن‌ها مي‌بيند غير از كتب تخت جمشيد و نقوش حرف مي‌زنند در حالي كه در تمام ميراث‌هاي فرهنگي يونان، روم، افريقا، چين و هند مجسمه و نقوش زنان برهنه غوغا مي‌كند. اما در هزاران نقش تخت جمشيد، برهنگي نيست. حيا و عفت غيرت و پاكدامني فرياد مي زند(۲). نامه خشايار‌شاه و صحبت‌هاي منوچهر كه در كتاب تجارب‌الامم ابن مسكويه آمده است، بزرگواري و عدالت‌گرائي آن افتخار آفرين است. اما نبايد ميراث فرهنگي را مطلق ديد.

 

در كنار اين همه خوبي‌ها يك استثناء هم داشته‌اند و آن اينكه مشاغل بايد موروثي باشد(۳) و اين رنگ مذهبي داشته است. به بينيد اين يك اشتباه چه كاري به دست ما داده است. اين افسانه نيست كه يك كفش گر حاضر شد قسمتي از هزينه جنگ با روم را بپردازد، در عوض فرزند او به جاي كفش‌گري به شغل دبيري پذيرفته شود. انوشيروان سمبل عدل و قانون نمي‌پذيرد اين كار را خيانت به مذهب مي‌داند و از پذيرفتن كمك بلا‌عوض صرف‌نظر مي‌كند. نتيجه اين كار چه شد؟

 

سقراط‌ها، افلاطون‌ها و ارسطوهاي ما كجا هستند؟ بعد از اسلام فارابي‌ها، بوعلي سينا‌ها و ديگران آن اندازه بزرگ و بي‌شمارند كه نام روستاها در تاريخ آمده، با آن‌كه آن روستاها به اندازه‌اي كوچك بوده كه نامشان در جغرافيا نيامده است.

 

ما، قبل از اسلام، در زندان ممنوعيت از تعليم و تعلم بوديم، اسلام در اين زندان را شكست و ما را آزاد كرد و از همه دنيا جلو افتاديم. حتي ده كتاب اصلي عالم اسلام؛ صحاح سته و كتب اربعه نويسندگان آن‌ها بالاتفاق ايراني هستند.

 

اگر ما به عالم گفتيم مكتب ايراني، يعني حتي با مشاغل موروثي يا بدون آن، اگر گفتيم احياء مير اث فرهنگي يعني حتي موروثي شدن مشاغل يا بدون آن.

 

خدمات كورش را به بينيم خدمت اسلام را هم ببينيم. اين نگاه جامع است. منشور كوروش را چنين ديدگاهي از انزوا خارج مي‌كند. علما مي‌گويند اسلام ما را آزاد كرده ما تابع قرآنيم در مسأله موسيقي هم بحث در دليل است و بحث در جامعيت است انشاء‌الله براي فرصتي ديگر

والسلام

محي‌الدين حائري‌شيرازي

۱۵/ديماه برابر ۳۰/محرم الحرام

 

پاورقي ها:

 

۱. صاحب كتاب شهيد جاويد مي‌گفت معلوم نيست حضرت علم به شهادت داشته، حضرت بر روال عادي قصد براندازي بني‌اميه در او مشي و منعقد مي‌شد.

۲. مي‌داند شهيد مي‌شود، قصد ديگري ندارد.

امام مي‌گويد براندازي نسل همه ستمكاران و روي كار‌ آوردن همه حق جويان در نيت حسين بن علي متجلي بود. نه تنها براندازي يزيد و حاكم شدن خود، بلكه براندازي همه شروران و روي كار آوردن همه صالحان در نظر آن حضرت بوده و به همين دليل اين همه بر برپائي مراسم آن حضرت تأكيد مي‌شود كه روح براندازي ظلم و روح برپا كردن حكومت عدل را، در عزادار، احيا مي‌كند و مي‌گويد حتي با علم به شهادت هم به مبارزه ادامه دهيد و بر اين تأسيس حكومت عدل تلاش كنيد.

 

۳. اعلام كنيم عفاف و پاكدامني و حجاب مترقي مظهر مليت ماست و كساني كه هرگز گرد هرزه گي غربي بر دامن پاكشان ننشسته بايد به كورش بگويند آسوده بخواب كه ما بيداريم، نه خانواده سلطنتي پهلوي كه بوي آلودگي و فساد و تعفن هرزگي آن‌ها مشام اهل عالم را متأذي مي‌كند. خانواه شهدا بازماندگان كورش هستند كه عزت را در جامعه ما نهادينه كردند نه وطن فروشان و امضا كنندگان اسناد واگذاري كشور به اجانب. مكتب ايراني بايد شعار زن و مرد بسيجي باشد كه هم مظاهر عفت‌اند در تربيت خانوادگي و هم مظاهر استقلال و شرافتند در دفاع از هويت ايراني‌. قرآن به مردم مخاطب مي‌گويد اسلام ميراث فرهنگي شماست. ما به مردم كشورمان بگوئيم حجاب و عفاف ‌و دفاع از عزت و اقتدار ميراث فرهنگي چند هزار ساله شماست. اين پرچم ميراث فرهنگي را، ما طرفداران حجاب خانواده و ايثار در ميدان دفاع، بايد بلند كنيم، نه غرب زدگان بي هويت.

 

۴. وقتي همه مشاغل موروثي شد سلطنت هم يكي از مشاغل است. وقتي هيچ كس نمي‌تواند وارد شغل ديگر شود، سلطنت در يك خانواده موروثي مي‌ماند و وقتي چنين امري رنگ مذهبي داشته باشد، اين‌كه طفل در شكم مادر به سلطنت مي‌رسد و تاج سلطنت بر بالاي بستر مادر قرار مي‌گيرد، امري حساب شده است. هركس به سلطنت رسيد حق سلطنت مخصوص فرزندان اوست نه ساير شاهزادگان اين‌كه اين آئين در سطح اهل كتاب به صراحت تأييد نشده، اگر‌چه مؤيداتي جهت اهل كتاب بودن دارند، به احتمال قوي به دليل همين مسأله مذهبي شدن انحصار مشاغل در ارث است تا بتواند سلطنت از دستبرد مدعيان محفوظ بماند، در نتيجه احتمال اينكه سلاطين چنين مطلبي را در مذهب گنجانده باشند، منتفي نيست و شبهه دين دولتي نه دولتي ديني تقويت مي‌شود.





لينک مطلب
 توسط   در یک شنبه 16 مرداد 1390  ساعت 2:36 PM نظرات 0

گزیده هایی از فرمایشات مقام معظم رهبری (دام ظله)

.

ما دو غفلت داريم: يكى غفلت از اين كه قرآن وسيله‌ى اجتماع ما مسلمانهاست. دوم، غفلت از باور به مفاهيم قرآنى و اعتراف به آنچه كه خداى متعال به ما در قرآن كريم وعده كرده است. وعده‌هاى الهى را هم بايد باور كنيم. اگر وعده‌هاى الهى را باور كرديم، آن وقت راه به سوى عزت، به سوى وحدت، به سوى اقتدار در مقابل امت اسلامى باز خواهد شد، امت اسلام از عقب‌ماندگى نجات پيدا خواهد كرد. همين آياتى كه الان اين استاد محترم مصرى تلاوت كردند: «ان ينصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(1) اگر خدا شما را نصرت بكند، هيچ قدرتى بر شما غلبه نخواهد كرد. «و ان يخذلكم فمن ذالّذى ينصركم من بعده»؛(2) اگر خدا شما را نصرت نكند، كمك نكند، كى به شما كمك خواهد كرد؟ يك سطر درخشان است. اين را ملتها بنويسند، پرچم كنند، بزنند جلو چشمشان، بالاى سرشان. «ان ينصركم‌اللَّه فلا غالب لكم»؛ اگر خدا شما را يارى كند، هيچ قدرتى بر شما غلبه نميكند. چه كار كنيم كه خدا ما را يارى كند؟ اين يك مسئله است. چه كار كنيم كه نصرت خدا شامل حال ما بشود؟ اين را هم خود قرآن به ما گفته: «ان تنصروااللَّه ينصركم»(3)، «و لينصرنّ‌اللَّه من ينصره»(4)؛ شما خدا را نصرت كنيد، دين خدا را نصرت كنيد، براى خدا قيام كنيد، خدا شما را نصرت خواهد كرد. هر جا ملتها براى دين خدا قيام كردند، نيروشان را آوردند وسط صحنه، خداى متعال آنها را نصرت كرد. و وقتى خدا آنها را نصرت كرد، ديگر هيچ كس نتوانست بر آنها غلبه پيدا كند. ما نمونه‌اش را در خودمان ديديم. ما آزموديم، تجربه كرديم كه «انّ اللَّه لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم»(5). اين را ما ملت ايران آزمايش كرديم؛ اين را در عمل آزموديم. در خودمان تغيير ايجاد كرديم، خداى متعال هم اوضاع ما را تغيير داد. عجيب هم اين است كه اگر يك قدم ما برداريم، خدا ده قدم برميدارد. ما اندكى خودمان را تغيير داديم، خدا مبالغى به ما كمك كرد، اوضاع ما را تغيير داد


1) آل‌عمران: 160
2) همان‌
3) محمد: 7
4) حج: 40
5) رعد: 11





لينک مطلب
 توسط   در یک شنبه 16 مرداد 1390  ساعت 1:43 PM نظرات 3

 

سكولارهاي داغدار مصر !

تحولات منطقه خاورميانه و شمال آفريقا هر چند طي هفت ماه گذشته با فراز و نشيب هايي همراه بوده اما آنچه كه همواره بيش از همه قابل تأمل و توجه ويژه است، حضور پررنگ و پايدار مردم و افكار عمومي در صحنه مبارزه عليه سياست هاي آمريكايي و رژيم صهيونيستي و حاكمان مستبد و مرتجع و دست نشانده بوده است.
گزارش هاي منتشره نشان مي دهد كه توده هاي مردم و انقلابيون كمترين ترديدي در ادامه مسير انقلاب ها به خود راه نداده اند و ذره اي از آرمان ها و تحقق خواسته ها و مطالبات شان عقب ننشسته اند. در اين ميان وضعيت مصر و انقلاب 25 ژانويه مردم اين كشور طي روزهاي اخير وارد فاز جديدي شده و همچنانكه در تجمعات و راهپيمايي ها و شعارها تجلي يافته به روشني نشان مي دهد انقلابيون مصري توانسته اند بر ترفندها و كارشكني هايي كه آمريكا و متحدانش براي دستبرد به قيام و انقلاب آنها تدارك ديده بودند فائق شوند.
در چند روز اخير دو رويداد مهم و بيرون از خواست آمريكا، غرب و رژيم صهيونيستي از سوي انقلابيون مصري در قاهره رقم خورده است.
ابتدا جمعه گذشته انقلابيون در تظاهراتي گسترده و ميليوني در ميدان التحرير خواستار برقراري حكومت اسلامي شدند. اتفاقي در خور توجه و پرمعنا تا جايي كه خبرنگار تلويزيون بي بي سي فارسي در ارتباط زنده از تجمع انقلابيون مصري در ميدان التحرير به اين شبكه گزارش مي دهد: «نكته جالبي كه در اين تجمع مي توان مشاهده كرد شعار «لاشرقيه، لاغربيه؛ اسلاميه اسلاميه» مي باشد كه يادآور شعار «نه شرقي، نه غربي انقلاب اسلامي ايران است.» همچنين يك روز بعد از طنين فرياد اسلامگرايان و اكثريت مردم مصر مبني بر به كرسي نشاندن حاكميت اسلامي بر مصدر حكومت، معاون وزير دادگستري مصر بطور رسمي اعلام مي كند چهارشنبه هفته جاري حسني مبارك محاكمه خواهد شد.
البته از 22 بهمن سال گذشته- كه از قضا مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي ايران بود- در پي پيروزي انقلاب ملت مصر و سقوط دولت حسني مبارك سوگيري تحولات نشان مي داد مصري ها مصرانه خواسته ها و مطالبات شان را پيگيري مي كنند اما دو اتفاق اخير حكايت از آن دارد كه دو خواسته اصلي و برجسته آنها يعني از يك سو تشكيل حكومت اسلامي و از سوي ديگر؛ محاكمه و مجازات حسني مبارك در آستانه تحقق يافتن است كه علاوه بر آن حاوي نكات ديگري نيز هست:
1- اولين نشانه دو رويداد مورد اشاره اين است كه آمريكايي ها و صهيونيست ها در هدف گذاري شان براي مديريت و مصادره انقلاب ملت مصر كه به نوعي در ميان انقلاب ها و قيام هاي منطقه نقش تعيين كننده و ممتازي دارد شكست خورده اند.
آمريكايي ها با سقوط دولت مبارك از همان روزهاي نخست مواضع متغير و متضادي در پيش گرفتند بطوري كه در فاصله كمتر از 10 روز چهار مقام ارشد آمريكايي مواضع مختلف و ناهماهنگي را علني كردند. جو بايدن معاون رئيس جمهور آمريكا حسني مبارك را همپيمان واشنگتن دانست و خواهان در قدرت ماندن او شد. به فاصله كوتاهي اوباما و كلينتون از انتقال قدرت سخن گفتند و جالب اينكه در همين چرخه موضع گيري هاي عجيب وغريب، «فرانك وايزنر» نماينده ويژه اوباما در امور مصر بار ديگر بر باقي ماندن «مبارك» در صحنه قدرت تاكيد كرد.
بعد از اين استيصال و سردرگمي مقامات آمريكايي، آنها كمتر به اعلام موضع درباره انقلاب مصر پرداختند و طبيعي بود كه تمام توان و ظرفيت خود را به كار گيرند تا خواسته هاي انقلابيون شكل نگيرد و شعله نكشد بنابراين آنچه كه بر اين مبنا و در راستاي اين فرمول روشن دنبال مي شد منحرف كردن انقلابيون مصمم مصري از بستر اصلي انقلاب و آرمان اصيل آن ها بود بخصوص كه مقامات تل آويو كه منافع گره خورده اي با آمريكايي ها دارند در تمامي اين مدت به عجز و لابه و واهمه از شكل گيري يك انقلاب اسلامي در مصر پرداخته بودند.
از همين روي، دو رويداد مورد اشاره به وضوح دلالت بر آن دارد كه آمريكايي ها قافيه را باخته اند.
اينجاست كه روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز با اشاره به تجمعات ميدان التحرير در جمعه گذشته و خواسته حكومت ديني در مطلبي با عنوان «اسلام گرايان در ميدان تحرير قدرت نمايي كردند» مي نويسد: «اسلامگرايان قوي ترين گروه سياسي اين كشور هستند و عرض اندام آنها به مثابه ضربه اي قوي به سكولارها [جريان مورد حمايت آمريكا] است. شعار مردمي تظاهرات ميليوني روز جمعه حمايت از اسلام و مخالفت با سكولارها و ليبرال ها بود... روز به روز بر قدرت اسلامگرايان افزوده مي شود.»
2- با توجه به خواسته انقلابيون مصري درباره محاكمه و مجازات حسني مبارك كه قرار است به زودي جامه عمل بپوشد و همچنين تاكيد مردم مصر بر تشكيل حكومت اسلامي، به وضوح مي توان نتيجه گرفت كه آمريكايي ها در عرصه ديپلماسي عمومي -Public Diplomacy- نيز شكست خورده اند، چرا كه در ديپلماسي عمومي آمريكايي ها، آنها سعي داشتند با ابزارهاي غيررسمي بر افكار عمومي منطقه تاثير بگذارند و به اصطلاح به آنها جهت بدهند و به سمتي كه مي خواهند هدايت شان بكنند.
البته اين توضيح ضروري است كه ديپلماسي عمومي آمريكا تنها بر پايه پروپاگانداي رسانه اي و ارتباط آنها با حاكمان مرتجع عربي بوده و بنابراين از آنجايي كه با مردم و ملت ها ارتباط نداشته اند با افول حاكمان سرسپرده و دست نشانده با يك وضعيت بن بست در حوزه ديپلماسي عمومي مواجه شده اند.
نفرت و انزجار افكار عمومي منطقه از آمريكا و اذنابش كه خيزش و خروش اسلامي ملت هاي منطقه بهترين گواه آن است باعث شده است حتي مبالغ هنگفت و نجومي كه شوراي مديران پخش برنامه هاي برون مرزي آمريكا براي انحراف افكار عمومي مردم مصر هزينه كرده اند نيز كارگر واقع نشود.
شوراي مديران پخش برنامه هاي برون مرزي آمريكا (BBG) تنها در سال 0201 بيش از 070 ميليون دلار بودجه دريافت كرده بود تا ديپلماسي عمومي آمريكا را تقويت كند.
بودجه درخواستي «بي بي جي» حتي براي سال 2201 افزايش يافته است. اما علي رغم همه اين هزينه ها امروزه به وضوح مي توان ديد كه جريان سكولار مورد حمايت آمريكا در مصر جايگاهي ندارد و حسني مبارك متحد استراتژيك رژيم صهيونيستي و آمريكا در آستانه محاكمه و مجازات است و اين رويدادها مبتني بر خواست و اراده توده مردم به سرانجام رسيده است و اين به مفهوم آن است كه ديپلماسي عمومي آمريكا با شكست سنگيني روبرو شده است.
علاوه بر حجم انبوه كدها و نمونه ها در اين زمينه، اشاره به تحليل واشنگتن پست كه در شماره 4 روز پيش -82 ژولاي- اين روزنامه آمريكايي منتشر شده است نيز خواندني است. واشنگتن پست تصريح مي كند: «مردم مصر به دنبال سياست خارجه جديدي هستند كه با خطوط استراتژيك آمريكا فاصله دارد.»
3- نكته ديگري كه بايد به نكات قبلي علاوه كرد اين است كه دو رويداد مورد اشاره حاوي يك شكست ديگر براي آمريكايي ها است و آن اين كه قدرت روزافزون و فزاينده اسلامگرايان در مصر و از سوي ديگر به بند كشيدن مبارك براي محاكمه و مجازات به عنوان يك مهره آمريكايي- صهيونيستي، نشان مي دهد كه نقشه هاي آمريكايي ها براي به حاشيه راندن عنصر اسلام خواهي نقش بر آب شده است و طرح ها و پروژه هايي كه آنها در دهه گذشته به صحنه آورده اند تا ترور اسلام را عملياتي كنند به شكست انجاميده است. فراموش نمي شود كه آمريكا پس از حادثه خود ساخته 11 سپتامبر به افغانستان و عراق- در 1200 و 3200- قشون كشي كرده، دو طرح خاورميانه بزرگ و جديد را كليد زده، در ادامه دو جنگ 33 روزه و 22 روزه از سوي صهيونيست ها رقم خورده و پروژه «اسلام هراسي» و سپس «اسلام ستيزي» را نيز چاشني كار خود كردند و تمامي اين جنگ ها، طرح ها و پروژه ها هدفي جز حذف عنصر اسلام خواهي در گستره منطقه خاورميانه و جلوگيري از الگوگيري از انقلاب اسلامي ايران نبود ولي به ثمر نرسيد و اگر در ابتداي انقلاب مصر كمال الهلباوي عضو ارشد اخوان المسلمين گفت كه آرزوي ما تشكيل حكومتي اسلامي مانند جمهوري اسلامي است امروز صداي ميليون ها مصري بر پهنه منطقه طنين انداز شده است كه؛ «لا شرقيه، لا غربيه؛ اسلاميه اسلاميه».
4- و بالاخره بايد خاطر نشان كرد كه؛ اگر امروز علي رغم تمامي تلاش جبهه استكبار و نظام سلطه ملت بزرگ مصر خواستار حكومت اسلامي و اجراي شريعت اسلامي در صحنه اجتماع و سياست است اين اتفاق مبارك به بركت الگوگيري و الهام پذيري از انقلاب اسلامي ايران است. همچنانكه درصدر اين نوشته اشاره شد گزارش خبرنگار بي بي سي از راهپيمايي و تجمعات جمعه گذشته ميدان التحرير و اعتراف او مبني بر اينكه شعار «نه شرقي نه غربي انقلاب اسلامي» برگرفته از جمهوري اسلامي ايران است تنها نمونه اي غيرقابل انكار بر اين واقعيت است كه قيام هاي منطقه از جمله قيام مردم مصر در بستر بيداري اسلامي و با الهام پذيري از انقلاب اسلامي ايران شكل و قوام گرفته است.
محاكمه و مجازات حسني مبارك نيز تنها يك اقدام قضايي و در راستاي عدالت نيست بلكه گوياي يك حقيقت است كه نظم جديد منطقه بر پايه شاخصه هايي چون اسلامي بودن، ضد آمريكايي و ضد اسرائيلي بودن و مردمي بودن در حال عينيت يافتن است و آمريكا و رژيم صهيونيستي نيز ناتوان از منحرف كردن آن هستند و اگر جز اين بود امروز بايد جريان هاي سكولار و وابسته جولان مي دادند كه در گوشه انزوا خزيده اند و مجبورند كه صداي «اسلاميه، اسلاميه» را گوش دهند.
حسام الدين برومند





لينک مطلب
 توسط   در سه شنبه 11 مرداد 1390  ساعت 11:30 AM نظرات 2

مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود، چشم بیدار را نفهمیدند
مرد شب‌گریه‌های نخلستان، مرد پیكار را نفهمیدند

وصله‌های لباس و پاپوش‌اش، و یتیمان مست آغوش‌اش
راز آن كیسه‌های بر دوش‌اش، در شب تار را نفهمیدند

مردمِ دل‌بریده از بعثت، كه فقط فكر آب و نان بودند
مثل اشراف عهد دقیانوس، قصه غار را نفهمیدند

با تبر باغ را درو كردند، حالی از باغبان نپرسیدند
خم به ابروی‌شان نیاوردند، در و دیوار را نفهمیدند

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، كوچه را خیس اشك می‌كردند
گفت مولا كه زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند

لات‌هایی كه عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند
بعد از آن هم كه یاعلی گفتند، «أین عمّار» را نفهمیدند

آخر قصه‌اش بهاری بود، سوره انفطار جاری بود
عالمان قرائت و تفسیر، شوق دیدار را نفهمیدند

كودكانی كه باخبر بودند، از همه روزه‌دارتر بودند
بس كه لب‌تشنه سحر بودند، وقت افطار را نفهمیدند

                                                                   احمد علوی





لينک مطلب
 توسط   در شنبه 1 مرداد 1390  ساعت 7:10 PM نظرات 4


POWERED BY RASEKHOON.NET

امارگیر حرفه ای سایت

سایت خدماتی نایت اسکین - امارگیر سایت



ساخت فلش مديا پلير