ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

منابع مقاله:
 

مجلات، مشکوة، شماره 79، هادی سعیدی رضوانی؛

 


 

 

مقدّمه

در بین وقایع مختلف تاریخ اسلام واقعه ای به گستردگی، نفوذ و ماندگاری عاشورا به ندرت می توان یافت. اکنون مراسم سوگواری عاشورا علاوه بر ایران و عراق که مرکز تجمّع شیعیان هستند، در لبنان، مصر، افغانستان، پاکستان، قفقاز و آذربایجان، هند، کشورهای حوزه خلیج فارس، یمن، ترکیه و حتّی کشورهای جنوب شرقی آسیا همه ساله با شور و شکوه فراوان برگزار می شود(1). چنین واقعه ای با نقش وسیعی که در حیات دینی کنونی بسیاری از جوامع مسلمان دارد شایسته آن است که از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار گیرد تا هر چه بهتر شناخته شود.

ما در این نوشتار می کوشیم از زاویه ای نسبتا جدید یعنی از دید «جامعه شناسی» به این جنبش بنگریم. به طور کلی ابعاد مختلف مطالعه قیام عاشورا به این قرار است:

بُعد تاریخی: تاریخ می کوشد اصل ماجرا را آن طور که اتفاق افتاده روایت کند. در واقع این بُعد، مهم ترین وجه در هر مطالعه قیام عاشورا است، چرا که اکنون این قیام، واقعه ای تاریخی محسوب می شود و هرگونه مطالعه درباره آن، کاملاً نیازمند اطلاعاتِ تاریخی صحیح و کافی است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390  توسط محمدعلی حاجیان

منابع مقاله:
 

مجله حوزه و دانشگاه، شماره 33، داداش نژاد، منصور؛

 


 

 

چکیده

در این نوشتار با بررسی واژه های به کار رفته در حادثه ی عاشورا و پی گیری سابقه ی تاریخی آنها کوشش شده است بستر وقوع این حادثه و زمینه های آن شناسایی شود . با ره گیری مفاهیم استفاده شده در این حادثه و بیان پیشینه ی تاریخی آنها مشخص می شود، که حادثه ی کربلا صرفا یک حادثه ی نظامی نبوده و یک باره به وقوع نپیوسته است، بلکه به نحوی امتداد اختلافات و درگیرهای گذشته است . تمایز افکار و عقاید دو طرف از خلال بررسی معنای نهفته در واژه های به کار رفته و روشن ساختن مراد کاربران آنها مشخص گردیده است .

در این مقال با بررسی واژه های شیعه ی علی، شیعه ی عثمان و دین علی و دین عثمان نشان داده ایم که حادثه ی عاشورا نقطه ی عطفی برای تمایز شیعیان اعتقادی از دیگر گروه ها بوده است و با بررسی واژه های سنت و بدعت، و امام، وصی و ذریه به پشتوانه ی اعتقادی این دو جریان پرداخته و در ادامه با بررسی واژه های مربوط به فرمان برداری، همچون: سمع، طاعت، خروج، عصیان و فتنه، به انحرافی که به نفع قدرتمندان در برداشت از این واژه ها راه یافته اشاره کرده ایم . در پایان با بررسی مفاهیمی هم چون: ذمه، ثار، نصر و صله ی رحم روشن کرده ایم که جامعه ی اسلامی پس از پیامبر به سوی ارزش های دوره ی جاهلی گام برداشته و این کلمات را نه در معنای تغییر یافته ی دوره ی اسلامی، بلکه در همان معنای سابق به کار برده است .

واژه های کلیدی: مفاهیم عاشورا، شیعه، بدعت، طاعت، خروج، فتنه، ذمه، ثار .

مقدمه

برخوردی که در روز عاشورا به وقوع پیوست، بیش از آن که یک برخورد نظامی باشد، یک رویارویی فکری و فرهنگی بود این را از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته در دو جبهه می توان دریافت . شناخت ریشه ها و زمینه های تاریخی این اصطلاحات و مفاهیم در درک صحیح آنها بسیار مؤثر است .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
راویان نینوا

بررسی قدیمی ترین منابع تاریخی که درباره حادثه عاشورا وجود دارد
تاریخ، روشن ترین گواه دلاوری ها و مظلومیت های امام حسین(ع ) است. بسیاری از مورخان، در آثار خود به واقعه کربلا اشاره کرده اند و پس از شرح مختصر یا مفصل اتفاقات آن، پیامدها و اثرات تاریخی، سیاسی و مذهبی این واقعه را شرح داده اند. آشنایی با چند منبع معتبر و مقتل قابل رجوع در این زمینه، می تواند محققان و فرد فرد مردمان جامعه را هر چه بیشتر با این واقعه، آشنا کند و گسترش سنت رجوع به مقاتل، یکی از بهترین راه های جلوگیری از تحریف واقعه جان سوز عاشوراست. آنچه در این یادداشت گرد آمده، گزارشی از اصیل ترین و متقدم ترین منابع تاریخی درباره واقعه عاشورا و کربلاست؛ منابعی که بعدها بزرگانی چون سید بن طاووس در کتاب لهوف از آن ها بهره جسته اند و آثار برجسته ای پدید آورده اند.
مقتل الحسین(ع) ابومخنف
لوط بن یحیای ازدی، معروف به ابومخنف در نیمه دوم قرن اول هجری به دنیا آمد و در سال
۱۵۷ هجری قمری درگذشت. پدر وی، یحیی بن سعید از یاران امام علی(ع) بود و جدش، مخنف بن سلیم، نیز از یاران پیامبر(ص) و علی(ع) بود. او یکی از مورخان نام دار صدر اسلام و جزو نخستین کسانی است که در کتابی مستقل به وقایع زندگانی امام حسین(ع) پرداخته است. برخی او را شیعه و عده ای دیگر او را اهل سنت می دانند البته قول قوی این است که او اهل سنت بوده و به اهل بیت ارادت داشته است. او در حدود ۴۰ کتاب نوشته که مهم ترین آن برای شیعیان «مقتل الحسین» است. این کتاب تا حدود قرن چهارم هجری موجود بوده و طبری نیز در تاریخ خود از آن نقل هایی آورده است اما کتاب بعدا از بین رفته و هیچ نسخه ای از آن در دسترس نیست. البته امروز، کتاب هایی با نام مقتل ابومخنف در بازار موجود است اما همه پژوهشگران متفق القول بر این عقیده اند که این کتاب ها در قرن ششم هجری نوشته شده اند و هیچ کدام نسبتی با کتاب اصلی ندارند. البته گروهی از پژوهشگران بخش هایی از این کتاب را که طبری نقل کرده، گردآورده اند و این نسخه، معتبرترین یادگار مقتل ابومخنف است.
طبقات الکبری ابن سعد
طبقات الکبری کتابی تاریخی و معتبر است که در جلد هشتم خود با عنوان «ترجمه الامام الحسین علیه السلام و مقتله» به زندگانی حضرت امام حسین(ع )پرداخته است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

   
 
 
فلسفه اینکه روز عاشورا و تاسوعا را به این نام نهادند چیست ؟

فلسفه اینکه روز عاشورا و تاسوعا را به این نام نهادند چیست ؟آیا تاسوعا و عاشورا قبل از قیام کربلا وجود داشتند؟
در پاسخ این سؤال باید توجه کرد که: «تسع» در عربی به معنای نٌه و تاسع و تاسوعا به معنای نهم می باشد. چنانکه «عشر» به معنای ده و عاشورا به معنای دهم می باشد.
اطلاق کلمه «عاشورا» بر دهم ماه محرم، پس از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین و یاران آن حضرت، صورت پذیرفته است و در دوره پیش از اسلام بر دهم ماه محرم عاشورانمیگفتند.کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز دوم محرم به سرزمین مقدس کربلا فرود آمد و تا روز عاشورا در آن سرزمین بودند به لحاظ آن که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد این دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا یعنی روز نهم و دهم محرم الحرام نامیدند.
ابن اثیر در کتاب «نهایه» میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی است» و ابن درید میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی» است و در دوره جاهلیت به این نام معروف نبود، (
۱).
در «مجمع البحرین» نیز آمده است: «عاشورا یک اسم اسلامی است» آنچه پیش از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین علیه السلام بود این بود که هم پیامبر اسلام(ص) و هم حضرت علی علیه السلام شهادت امام حسین علیه السلام را در کربلا پیشگویی کرده بودند و حتی امام حسین علیه السلام نیز شهادت خود را پیشگویی کرده بود و به برخی از پیامبران پیشین هم شهادت آن حضرت وحی شده بود، (۲). ولی پیش از اسلام دهم محرم را عاشورا نمیگفتند. ولی پس از آنکه حضرت امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسید، آن روز در میان مردم به روز عاشورا معروف گردید و شیعیان علی علیه السلام آن روز را روز عزا و عزاداری قرار دادند و در مقابل آنان بنی امیه و پیروانشان آن روز را روز جشن و سرور قرار دادند و به تدریج دشمنان شیعه درباره عاشورا احادیثی ساختند تا آن روز را با فضیلت نشان بدهند در حالی که آن روز، روز غم و اندوه است و روز مصیبت و نکبت است، روزی است که بهترین انسان را کشته اند، جگر رسول خدا را پاره کرده اند و زنان و کودکان پیامبر را به اسارت برده اند، آیا اینگونه روز میتواند روز مبارکی باشد؟!
شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان میگوید: روز دهم ماه محرم روز شهادت امام حسین است، روز مصیبت و حزن ائمه اطهار و شیعیان آنان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارهای دنیوی نگردند و مشغول گریه و نوحه باشند و زیارت عاشورا بخوانند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

اربعین حسینی
من چــله نشین غـم هجران حسینم              از روز ازل والــه و حیـــران حسینم
از مـکتب عاشـوری او درس گـرفتم               من مـات به استادی ایمـان حسینم
آزادگی و عـزت و غیرت ز حسین است           من هم قسم بیعت و پیمان حسینم
هرکس به سـرخـوان کریمی بنشسته              من ریزه خـور سفره ی احسان حسینم
شعــری نبود گر پی آن شــور نباشد               من شاعـر شـوریده ی بسـتان حسینم
دشمن چه جـفـا بر پسـر آل عبا کـرد              زین ماتم عظماست که گریان حسینم
هرکس به دلش نور حسینی است بداند           من مشتعلِ شعــله ی تابان حسینم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
علت نامگذاری ماه محرم

علت نامگذاری این ماه آن بود که در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند. در دوم ماه محرم الحرام سال ۶۱ هجری کاروان حضرت امام حسین (ع) وارد کربلا شد و سپاهیان دشمن که هر روز بر تعدادشان افزوده می شد در روزهای تاسوعا و عاشورا که روز نهم و دهم محرم می باشد، او و یارانش را به شهادت رساندند. پیشوای هشتم شیعیان امام رضا (ع) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می شد و در آن نمی جنگیدند ولی در این ماه، خونهای ما را ریختند و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند و خیمه ها را آتش زدند و غارت کردند و حرمت پیامبر (ص)را در باره ذریه اش رعایت نکردند... به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (ع) از اول محرم، محافل و مجالس را سیاهپوش کرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می پردازند. شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 3 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

فراموش نکردن ارزش ها

اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا که حسین حسین می کنید و به سر خودتان می زنید، چه می خواهید بگویید؟ باید بگوییم ما می خواهیم حرف آقایمان را بگوییم. ما هر سال می خواهیم تجدیدحیات بکنیم؛ «یا ایها الذین آمنوا استجیبو الله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم»باید بگوییم عاشورا روز تجدید حیات ماست. در این روز می خواهیم در کوثر حسینی شست وشو بکنیم، تجدید حیات بکنیم، روح خودمان را شست وشو بدهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو، مبادی و مبانی اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق بکنیم. ما نمی خواهیم حس امر به معروف و نهی از منکر، احساس شهادت، احساس جهاد، احساس فداکاری در راه حق در ما فراموش بشود،



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
محرم در مدرسه ما

وارد مدرسه که شدم ، شور و حال دیگری بود .خوب یادم است که همه بچه ها در نمازخانه اجتماع کرده بودند و مراسم عزای ابا عبدالله (ع)را بر پا کرده بودند ، مراسم تمام شده بود و بچه ها با چشمانی گریان نماز خانه را ترک می کردند.هنوز صدای نوحه بگوش می رسید:
ای مومنان برسر زنید ماه محرم آمده
ماه علی ،ماه حسین،ماه ابوالفضل آمده
ای شیعیان بر سر زنید ماه شهادت آمده
ماه عزای فاطمه، دخت پیمبر آمده
همه با جنب و جوش مشغول پذیرایی از دیگر دوستانشان بود بچه های فعالتر منتظر فرصت مناسب بودند تا خودی نشان بدهند این باور قشنگ در همه دیده می شد که هر کس برای ابا عبدالله (ع)کاری انجام دهد ،گناهانش آمرزیده می شود. در اثر دعا رافتی در همه بوجود آمده بود ،گویی قلبها طلا شده بود می درخشید و حسابی صیقل خورده بود .بچه هایی که با هم قهر بودند دوباره دست در دست شده بودندو با صمیمیت وصف ناپذیری حرفهایی را که بهم نگفته بودند را بازگو می کردند. انگار سالها بود که حرفشان را نگه داشته بودند و حالا در این فرصت کم می خواستند تمام آن را یکجا بگویند.
در میان همهمه و شلوغی یکباره چشمم به خانم مدیر افتاد .ایشان با آرامش و وقار خاصی جلوی در نمازخانه با تواضع ایستاده بودند مثل همیشه آرام و مهربان بنظر می رسید .چنان با جمع بچه ها یکی شده بودند که بزحمت می شد ایشان را در جمع تشخیص دا د.بچه ها دورش را گرفته بودند و با کنجکاوی نگاهش می کردند.شاید تا بحال اینچنین صمیمی او را در جمعشان ندیده بودند.رفتار خانم مدیر با آنها با محبت بود و احترام به بچه ها که دوره اش کرده بودند مثل طلای ناب ،واقعی واقعی بود و همین بچه ها را دلگرم کرده بود و بر شورشان می افزود.
جلو رفتم و سلام کردم با لبخند گرم همیشگی پاسخ دادند.گفتم چرا شما پذیرایی می کنید؟ خواهش می کنم ظرف را به من بدهید. خانم مدیر پاسخ دادند : نه شما هم بفرمایید در نمازخانه پذیرایی شوید .آخر عزای سرورمان حسین است .با لبخندی پذیرفتم ودر دلم این همه صمیمیت را تحسین کردم.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
علت نامگذاری ماه محرم

علت نامگذاری این ماه آن بود که در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند. در دوم ماه محرم الحرام سال ۶۱ هجری کاروان حضرت امام حسین (ع) وارد کربلا شد و سپاهیان دشمن که هر روز بر تعدادشان افزوده می شد در روزهای تاسوعا و عاشورا که روز نهم و دهم محرم می باشد، او و یارانش را به شهادت رساندند. پیشوای هشتم شیعیان امام رضا (ع) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می شد و در آن نمی جنگیدند ولی در این ماه، خونهای ما را ریختند و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان ما را اسیر کردند و خیمه ها را آتش زدند و غارت کردند و حرمت پیامبر (ص)را در باره ذریه اش رعایت نکردند... به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (ع) از اول محرم، محافل و مجالس را سیاهپوش کرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می پردازند. شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند. این عناوین عبارتند از



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

تعزیه، تراژدی ایران

از میان همه هنرهای نمایشی در ایران تعزیه یا شبیه خوانی شکل جامعی از هنر نمایشی دینی است. اگر به جستجوی ریشه های نمایش مذهبی باشیم مجبوریم به دوران پیش از اسلام و به حماسه های اوستایی، پهلوی، تاریخی و به مراسمی همچون شهادت سیاوش بازگردیم.
اما ریشه تعزیه را به شکلی که امروزه می شناسیم باید در فاجعه تاریخی مذهبی کر بلا و شهادت امام حسین و یارانش در جنگ با سپاهیان یزید، خلیفه اموی جستجو کرد. با فرمانی که معزالدوله دیلمی در قرن چهارم هجری صادر کرد مراسم تعزیه با حادثه کربلا رسمیت داده شد و از آن پس هر ساله این مراسم در سوگ امام حسین و یارانش در گوشه و کنار کشورمان برگزار شد، مراسم وعظ برپا شد و اندک اندک تعزیه یا مراسم شبیه تکامل یافت. درست از آغاز قرن نوزده میلادی در ایران مانند کشورهای دیگر به مناسبت مراسم مذهبی نمایش صحنه ای پیدا شد.از دوره صفویه که مذهب شیعه مذهب رسمی ایران گشت و همینطور نزدیکی سیاست و دیانت رسم عزاداری برای فرزندان علی (ع) و سایر ائمه متداول شد.مخصوصا حادثه شهادت امام حسین در کربلا موضوع ذکر ماه محرم است و با گذشت زمان دسته های سینه زن و زنجیر زن در کوی و برزن ذکر این مصیبت را به عهده گرفتند. آنچه سبب ایجاد یک منبع مهم تعزیه گردید اشعار حماسی دینی بود که داستان اهل بیت و شهادت امام حسین (ع) را بیان می کردند.
نطفه نمایشی تعزیه در همین آیین ها بسته شد. تنظیم داستانی و دراماتیک این اشعار که تاثیر بیشتری بر مخاطب خود می گذاشت از قرن ده هجری جدی گرفته شد.بنابراین به شعر کشیدن حادثه کربلا از سوی شاعران و گرایش به زنده کردن نقش آنها زمینه را برای پدید آمدن یک نمونه نمایشی دینی فراهم ساخت و نمایش های دینی بر مبنای سوگواری خلق شدند. این جریان از آغاز نوشتار حماسه های دینی سرعت گرفت که از خاوران نامه ابن حسام از شعرای قرن نهم آغاز شد. موضوع اصلی این سروده جنگ های امام علی(ع) است. حمله حیدری از محمد رفیع خان باذل نیز درباره زندگی حضرت محمد و علی (ع) است.
شعرا و نویسندگان زیادی نیز درباره امام حسین و حادثه کربلا نوشتند مثل محتشم کاشانی و وصال شیرازی. اما مهمترین آنها ملا حسین واعظ کاشفی سبزواری با کتاب روضه الشهدا است که نقش زیادی در شکل گیری هسته نمایشی تعزیه از لحاظ داستان پردازی داشته است. او کلیه وقایع اهل بیت را به نظم و نثر کشیده است. بعدها با اضافه شدن شخصیت های خیالی دیگر در داستان پردازی جنبه نمایشی تعزیه افزایش یافت و کم کم موضوع های مذهبی، غیر مذهبی و روزانه دیگر نیز به آن اضافه شد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

امام حسین( ع ):آیا نمی نگرید كه به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود. پس در چنین شرایطی شایسته است كه مؤمن در اندیشه دیدار خداوند باشد. من نیز مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمكاران را جز خواری نمی یابم

سخن از حسین(ع) و قیام او نامكرر است، هر چند تشنه از ره رسیده را سیراب كند. غبار زمان را كنار می زنیم تا ببینیم حسین كه بود و چه كرد.حادثه عاشورا مختص به زمانی خاص نیست بلكه همواره تا ظالم و مظلوم هست، در سپهر زمان پابرجاست. از این رو بر مسلمانان و شیعیان راستین فرض است كه ذكر امام خود را با خویشتن و عالمیان مدام كنند زیرا كه «ثبت است بر جریده عالم دوام ما» . محبت نتیجه دانش است .از این رو هر چند آموزه های عاشورا را بیشتر بشناسیم و در تحقق آن بیشتر بكوشیم دوستار واقعی تری برای حسین(ع) خواهیم بود. این مقاله در پی معرفی و هدف قیام حسین(ع) و نهضت اوست تا مبادا در كسوت مسلمانی با امام حسین به جنگ برخیزیم و افسوس بس گران دامانمان را فراگیرد.یكی از مسائلی كه در تبیین حركت امام حسین(ع) لازم است، توجه به فلسفه و معنای قیام عاشوراست.معنای قیام عاشورا را، شایسته است در كلام خود امام(ع) جست وجو كنیم: «من نه برای سركشی و طغیان و نه بر بنیاد هوی و هوس، نه به اندیشه فساد و ستمكاری خروج كرده ام؛ قیام من منحصراً برای اصلاح امت جدم محمد(ص) است. من برآنم تا امر به معروف كنم و از منكر اجتناب دهم و راه و روش جدم و پدرم علی بن ابیطالب را پی بگیرم.» چنین عباراتی صریحاً مفهوم اصلاح را با نظام اجتماعی پیوند می دهد و تأكید دارد كه آن حضرت با ملاحظه تفاوت ماهیت نظام اموی موجود با نظام عصر نبوی، بر آن است تا به مسلمانان خاطر نشان سازد كه وضع موجود با واقعیات عصر نبوی متفاوت است و سخت نیازمند اصلاح. اصلاحی نه در عرصه انجام فرایض، بلكه اصلاحی در عرصه نظام اجتماعی و بازگرداندن مناسبات اجتماعی و حیات جامعه اسلامی به مناسبات عصر نبوی و سیره مرتضوی. از نظر امام(ع)، فساد اجتماعی موجود چنان عمیق و تلخ است كه بر مومن است در صورت تداوم این مناسبات در درون نظام موجود، مرگ سرخ را بر حیات نكبت بار رجحان دهد: «آیا نمی نگرید كه به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود. پس در چنین شرایطی شایسته است كه مؤمن در اندیشه دیدار خداوند باشد. من نیز مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمكاران را جز خواری نمی یابم.» بی گمان مفهوم اصلاح، قلمرویی فراتر از شخصیت و رفتار یزید دارد و آن را جز بر ضرورت اصلاح نظام اموی نمی توان تفسیر كرد. پس فرض متوقف شدن نهضت حسینی با فرض اصلاح شخص یزید و باقی ماندن نظام اموی، فرضی نامعقول است، چرا كه یزید محصول آن نظام بود نه عنصری فاسد از نظامی سالم و بهنجار و مشروع. بر همین اساس می توانیم باز هم برای حصول به معرفتی دقیق تر از قیام عاشورا، به طرح این پرسش بپردازیم كه بالاخره مراد امام از معروف متروك مانده و منكر مسلط در امت محمدی، به كدام عرصه ها مربوط بود؟ هدف امام اصلاح امت محمدی و بازگرداندن حاكمیت و حكومت و مردم به قالب و محتوای عصر نبوی و سیره علوی است. به بیان دیگر كل ساختار اجتماع دچار عدم تعادل شده بود. مورخان همه تأكید كرده اند كه با استقرار معاویه به مسند قدرت وتكوین سلطنت اموی، راه و رسم حكومت نبوی در عرصه های سیاست و اقتصاد و اجتماع تفاوتی بارز یافت و عصر كاملاً متفاوت در تاریخ حكومتهای اسلامی آغاز گشت. عصری كه به نام دوره سلطنت اشتهار داشت. بارزترین جلوه این سلطنت مطلقه، تبدیل مردم به متابعان بی چون و چرا و عبد و عبید سلطان و دستگاه سلطنت است در حالی كه پیامبر اسلام(ص) برای رهانیدن مردم از قید هرگونه عبودیت غیرخدا مبعوث شده بود و همواره جایگاه اجتماعی خویش را بنده خدا می شمرد اما حسین نمی توانست موجودیت چنین نظامی را تحمل كند نظامی كه در آن، حاكم با بوزینگان و سگان شكاری به بازی می پردازد.(۱)پس منزلت امام را می توان در اصلاح فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن عصر نشان داد. از منظر جامعه شناسی هنجارهای اجتماعی جوامع بشری در واقع، تجلی ارزشهای آن جوامع است و آنچه همواره حیات اجتماعی جوامع انسانی را تهدید می كند، آسیبها و انحرافهای اجتماعی است كه ممكن است موجب بیگانگی فرد از جامعه و یا از خود بیگانگی جامعه با ارزشهای بنیادین آن گردد و زمینه های بروز رفتارهای نابهنجار فردی و اجتماعی را نیز فراهم كند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
نگاهی به مفهوم گریستن

اشک، زمانی معرف سایر اهداف عالی قیام امام حسین (ع ) است کهبرخاسته از تفکری عمیق و حقیقی بوده، همراه و ملازم آن باشد و ازآنجاکه این اشکمسلح به یک تأثیر فرازبانی است، خواهد توانست اثر نافذی را به امر به معروف و نهیاز منکر و نجات مردم از جهالت، اعطا کند.
همه ما گریستن را در شرایط متفاوت زندگی تجربه کرده ایم؛ درترس، نومیدی، در اوج خوشحالی، گاهی ابزاری برای رسیدن سریع به هدف بوده است، گاهیاز شدت غم و اندوه و برای مطامع دنیوی و گاهی نیز در سوگواری اهل بیت گریسته ایم. در این پژوهش می خواهیم، جایگاه صحیح گریه را شناسایی و آنجا که بایسته و شایستهاست، از این ابزار استفاده کنیم وبه این مقصود نتوان رسید؛ مگر از راه جست وجو وبررسی جایگاه «بُکاء» در آیات قرآن و سپس در سیره امامان معصوم (ع). از آنجایی کهقرآن بهترین برنامه عملیاتی زندگی است که آخرین فرستاده پروردگار برای بشر معرفیکرده است، تعمّق در آیات آن، ما را در نیل به مقصود یاری می رساند. با استناد براینکه قرآن و عترت از هم جدایی ناپذیرند و قرآن در معیت عترت معنا می یابد، جایگاهگریه از نگاه امامان معصوم (ع) را بررسی می کنیم؛ چراکه ایشان نمونه های انسان کاملاند و سیره ایشان برای ما الگویی بی بدیل است؛ به همین منظور تدقیق در جایگاهگریستن این بزرگواران، روایتی از درک عمیق باور عقلانی جایگاه گریه و باید ها ونبایدهای آن است.
گریستن عامل ارتباطی معنادار و به تعبیر شهید مطهری مظهرشدیدترین حالات احساسی انسان و یکی از اعراض خاصه اوست. گاهی گریه را زبان نمادینیمی دانند که از ویژگی های بارز آن ابهام، ایهام و رمزآلود بودن آن است.۱ آنچه میانانواع گریستن ها مشترک است، مشابهت ظاهری آنهاست؛ اما به وضوح پیداست که میان انواعگریه ها در مبادی، علت، انگیزه و حتی در ساختار بیولوژیکی تفاوت چشمگیری وجود دارد.
در کتاب زبان اشک ها نیز آمده است: «اشک هایی که از روی احساساتجاری می شود، برخلاف اشک هایی که بر اثر خرد شدن پیاز از چشم سرازیر می شود، ازلحاظ ترکیب با یکدیگر متفاوت هستند؛ به طوری که ما تصور می کنیم، اشک هاییخودانگیخته، منشعب از یک بخش از مغز هستند؛ درحالی که لازمه سرازیر شدن اشک هاییتصنعی تصورات ذهنی در ناحیه کورتکس مغز است. هنرپیشه ها هم برای گریستن از اینناحیه مغز استفاده می کنند.»۲
هرچند پیامی که این ابزار منتقل می کند، می توانست، از راه کلامنیز منتقل شود؛ ولی نمی توان از تأثیر فرازبانی آن عدول کرد.
«اشک ها الگوهای منحصربه فردی از ارتباط را دارا هستند. زبانشناسان فرهنگی، گریستن را نوعی سیستم فرازبانی می دانند که آگاهانه و یا به طورناخودآگاه، در حمایت از انفعال کلامی بروز می کنند.»۳


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 26 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
اربعین گرفتن ، راه نورانیّت باطن

معنای چله گیری این نیست که انسان از زندگی و دنیا وخلق خدا واز خدمت به مردم و از درس و بحث فاصله بگیرد بلکه درسش را می خواند ، بحثش را میکند ، در خدمت مردم است ، تلاش می کند، کوشش می کند؛ اگر نیروی رزمی است ، رزمی ؛نیروی بزمی است ، بزمی . در متن مردم است ، در متن جامعه است ؛ از دنیا فاصله میگیرد، نه از خلق خدا ؛ این اربعین گیری است . و وجود مبارک موسای کلیم اربعین گیریاش از اوّل ذی قعده تا دهم ذی حجّه شروع شد .
ضرورت پرهیز از پر خوری و شکمبارگی برای نیل به مقامات علمی ومعنوی
چهل شبانه روز که انسان مواظب غذایش باشد ؛ جز حلال نخورد، پرخوری نکند ؛ چون می دانید ۲ بار غذا خوردن کاملاً مزاج را تأمین می کند. حالا برفرض ۳ بار هم خواست غذا بخورد ، پر خوری بد است . این از بیانات نورانی حضرت امیر(ع) هست که پر خوری با مصمّم شدن و اهل عزم بودن و زیرک و خرد ورز بودن جمع نمیشود! لن تجتم ع الف طنه و الب طنه (۱). بطانت و پر خوری و بطین بودن با فط ن وخردمند بودن جمع نمی شود . به اندازه معتدل غذا می خورد، به اندازه معتدل می خوابد؛ منتها مواظب چشم و گوش خودش هست، مواظب خاطرات خودش هست.
لزوم فرا گیری سکوت و مراقبت در گفتار و نوشتار برای راهیابیبه مراتب والا
بیان نورانی امام صادق (ع) وقتی به ابن نعمان سفارش می کند ، میفرماید:آیا شما دلتان می خواهد مثل بزرگان گذشته باشید ؟ بالأخره آنها راهی را طیکردند . شما فقط درس می خوانید ، تلاش و کوشش می کنید که راه نوشتن و گفتن را یادبگیرید . آنها ۱۰ سال دوره می دیدند که راه خاموش بودن را یاد بگیرند که چگونه جلویقلمشان را بگیرند ، چگونه جلوی زبانشان را بگیرند ، چه جور مهار کنند ، پر حرفینکنند ، بد حرفی نکنند ، به جا حرف بزنند ، بی جا حرف نزنند . فرمود : کانوایتعلّمون الصّمت عشره س نین (۲).


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
گریه بر سالار شهیدان؛ هنجار یا نابهنجار؟

آیا ترغیب به گریه برای امام حسین علیه السلام ترغیب به غمگینی که حالتی منفی و نابهنجار می باشد نیست؟ ترغیب به حالات نابهنجار و منفی، از جانب یک دین مدعی کمال، چه توجیهی دارد؟
در فرهنگ اسلامی و روایات معصومان علیه السلام، ترغیب فراوانی به گریه شده و برای آن، ثواب ها و پاداش های زیادی بیان شده است.۱
در این باره، به دو نکتة زیر توجه کنید:
۱) هر گریه ای، نشان از غم و اندوه ندارد و گریه، اقسام متعددی دارد که باید بر اساس نوع آنها قضاوت شود.
۲) هر گریه غم گسارانه ای، منفی و نابهنجار نیست.
نخست با تکیه بر محور دوم و این که گریه بر امام حسین علیه السلام یک نوع ماتم سرایی و شکلی از حزن و غمگینی است، به پاسخ سؤال می پردازیم.
گریه کردن غیر از غم نابهنجار و غمگین بودن بیمارگونه است که شما ازآن به حالتی منفی، تعبیر می کنید. تعریف و حدود معنای ماتم و حالات غمگین همراه با آن، در زبان علمی، چندان مشخص و صریح بیان نشده است و ماتم، غم، داغ دیدگی و عزاداری، هریک به جای دیگری به کار می روند و فاقد حوزة کاربردی متمایز هستند. بااین توصیف، می توان هریک از حالات مذکور را این گونه تعریف کرد:
ماتم، نشان بالینی است که پاسخ های فیزیولوژیک، روان شناختی،رفتاری و... در برابر داغ دیدگی را مشخص می کند و ممکن است تظاهرات حاد و مزمنی پیدا کند.
داغ دیدگی، به علت فقدان ناشی از مرگ اطرافیان یا موضوع (خاص) دیگری است که نسبت به آن دل بستگی های عاطفی وجود دارد. «عزاداری» نیز جلوة اجتماعی رفتار و اعمال، پس از داغ دیدگی است و این معنا با مفهوم روان کاوانه عزاداری که به عنوان روندی درون درمانی است تفاوت دارد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 19 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.