با مطالعه و بررسى زبان قرآن مى توان به ارزش سبك يا معانى بلاغى آن, به گونه اى كه عيناً در اين متن آمده است, پى برد. در صورتى كه براى كسى جالب باشد, مى تواند در اين باره نيز به بحث و احتجاج بپردازد كه آيا قرآن, آن چنان كه مسلمانان مى انديشند, واجد جمال الهى هست يا نه; يا او مى تواند در اين باره به بحث بپردازد كه آيا محمد(ص) آن سان كه نولدكه و شوالى مى انديشند, يك (صاحب سبك معمولى)3 بود يا نه. با اين همه, دشوار مى توان اين امر را مورد ترديد قرار داد كه در سرتاسر تاريخ دريافت وحى همواره گزارش شده است كه قرآن واجد اثرى زيبايى شناختى است كه هيچ متنى ديگر در عالَم ادبيات توان هماوردى با آن را ندارد.
با مطالعه و بررسى زبان قرآن مى توان به ارزش سبك يا معانى بلاغى آن, به گونه اى كه عيناً در اين متن آمده است،پى برد. در صورتى كه براى كسى جالب باشد, مى تواند در اين باره نيز به بحث و احتجاج بپردازد كه آيا قرآن, آن چنان كه مسلمانان مى انديشند،واجد جمال الهى هست يا نه; يا او مى تواند در اين باره به بحث بپردازد كه آيا محمد(ص) آن سان كه نولدكه و شوالى مى انديشند،يك (صاحب سبك معمولى)3 بود يا نه. با اين همه، دشوار مى توان اين امر را مورد ترديد قرار داد كه در سرتاسر تاريخ دريافت وحى همواره گزارش شده است كه قرآن واجد اثرى زيبايى شناختى است كه هيچ متنى ديگر در عالَم ادبيات توان هماوردى با آن را ندارد. تا امروز،اظهاراتى كه ناشى از شيفتگى نسبت به زبان قرآن است يا گزارشاتى كه مربوط به اوضاع و احوال مختلفى است كه در آنها تلاوت قرآن موجب بروز واكنش هاى خلسه آورى شده است, يا تمجيدى كه متوجه قاريان مهم و استثنايى [به هنگام تلاوت] مى شود، در سرتاسر تاريخ كلام و ادبيات اسلام ـ خصوصاً ميان عرب زبانان ـ مشهور است. اين گزارشات گروه ها،موقعيت ها و دوره هاى بسيار متنوعى را پوشش مى دهند و هر پژوهشگر اسلامى در كار خود قطعاً و پيوسته با آنها روبرو مى شود. بنابراين، دشوار مى توان اين موضوع را انكار كرد كه تجربه مسلمانان از قرآن،به مثابه متنى كه داراى ساختارى شاعرانه و تقريرى است،نيز در ماهيت خود نوعى زيبايى شناختى است. دست كم در دنياى عرب زبان، نحوه مواجهه با كتاب مقدس به عنوان يك پديده زيبايى شناختى مى بايد به منزله بخش مهمى از آيين دينى اسلامى تلقى گردد.
با وجود اين، اهميت اين واقعيت آشكار با انعكاس آن در تحقيقات اسلامى هنوز هم تناسبى ندارد ـ چنانكه پيشتر ذكر شد و از اين پس نيز هر از چندگاه آن را متذكر خواهيم شد ـ اين تحقيقات فقط گاه و بيگاه به اين موضوع مى پردازند. حال دليل كم رنگ بودن اين گونه تلاش ها را به هيچ وجه نمى توان اين امر دانست كه گزارش هايى كه غالباً از اسلام داده مى شود، فقط به نحو ضمنى به جذبه هاى خلسه آورى كه قرآن آنها را پديد مى آورد, اشاره دارند.از سويى ديگر، در خودآگاهى جامعه اسلامى، جنبه زيبايى شناختى [قرآن] براى بسيارى از متكلمان يك عنصر مقوّم و اساسى است؛ يعنى براى آنها يگانه معجزه تأييدكننده پيامبر اسلام، زيبايى و كمال زبان قرآن است. اين در حالى است كه در رساله هايى كه غربيان در باب تاريخ اسلام نگاشته اند،اساساً مى توان دلايل ايدئولوژيك،سياسى، روانشناختى، اجتماعى يا نظامى،براى توفيق رسالت نبوى محمد(ص) يافت. مؤلفان مسلمان طى قرن ها بر ويژگى ادبى قرآن به منزله عاملى قطعى و مؤثر براى انتشار اسلام اشاره مى كنند كه تأثير بيش از اندازه قرائت قرآن بر معاصران محمد(ص) را نشان مى دهد. اين داستان ها شامل حكاياتى است درباره تحول ناخودآگاه و خارج از اختيار مردم، فرياد كشيدن، جيغ زدن، به خلسه درافتادن،بيهوش شدن،يا حتى از دنيا رفتن به هنگام شنيدن آياتى از قرآن. از كتب سيره و مجموعه هاى حديثى، تفاسير قرآن،رساله هايى كه در باب نبوّت محمد[ص] نوشته شده و همچنين از [مجموعه] مكتوبات جديد درباره پيامبر و زندگى او ـ كه تا حدّى با دلبستگى و قدرى هم با جهت گيرى علمى همراه است ـ پيشينه اى فراهم مى آيد كه در آن آرايش زبانى قرآن يك عنصر اساسى در (تاريخ نجات) مى گردد؛ پيشينه اى كه در آن زيبايى متافيزيكى قرآن به منزله يك واقعيت تاريخى به ظهور مى رسد.آرى ما حق داريم وثاقت گزارش هاى مربوط به قرآن را در تاريخ صدر اسلام زير سؤال ببريم و نيز حق داريم تأثيرى را كه مسلمانان براى قرآن ذكر كرده اند،در بوته ترديد نهيم؛اما اين كارى كم اهميت و نسبتاً پيش پا افتاده است. تنها شخصى كه دوگانگى ميان افسانه و واقعيت را مورد توجه قرار مى دهد،از تشخيص اعتبار حتى ذهنى ترين و نامعقول ترين شواهد ايمانى درمى ماند و از اين رو، او دقيقاً به تشخيص اعتبار گزارش هاى مربوط به دريافت وحى،در تاريخ فرهنگ و پديدارشناسى دينى قادر نمى باشد. از چنان منظرى، داستان هاى مربوط به مستمعين قرآن مى بايست چيزى شبيه افسانه هاى پريان به نظر آيند؛ افسانه هايى كه احتمالاً خوشايندند؛ اما به لحاظ محتواى خبرى از اهميتى برخوردار نيستند و مقاصد دينى روشنى دارند؛ زيرا از اين منظر, اين داستان ها فقط براى اين منظور ترتيب داده شده اند كه معجزات را به اسلام نسبت دهند. [البته] ما اين نكته را ناديده مى انگاريم كه اين داستان ها به طور قطع راه دستيابى به چيز خاصى،مثل وحى و ايمان را در اختيار ما مى نهد،و همين طور از اين نكته نيز چشم مى پوشيم كه اينها راه دست يافتن به تاريخ خودشان را از نگاه مسلمانان در اختيار ما مى گذارند. بدين رو مجموعه گزارش هاى مربوط به واكنش هاى معاصران محمد(ص) نسبت به تلاوت قرآن،در حقيقت به منزله رهيافتى نقدى ـ تاريخى به (آنچه در آن روزگار واقعاً رخ داده است) نمى باشد،بلكه تصويرى است كه براساس منابع اسلامى ترسيم مى شود. با نظر به دوران تأسيس اسلام, اين تصوير به معناى بررسى يك پديدار است كه جان اسمان، مصرشناس، آن را به مثابه (حافظه فرهنگى) das kulturelle Gedchtnis وصف كرده است. جان اسمان خاطرنشان كرده است كه (حافظه يك گذشته مشترك جاافتاده)4 براى هويّت يك جامعه امرى ضرورى است. چنين حافظه اى، جدا از اعتبار تاريخى اش, هميشه يك ساختار اجتماعى است كه ويژگى هايش از نياز به سر درآوردن و چارچوب ارجاعى واقعيت هاى متشخص ناشى مى شود.
اين امر كه حافظه فرهنگى، رويدادهايى را حفظ مى كند كه هويت خاصى را تثبيت مى كنند و آنها را با جزئيات و شاخ و برگ هاى جديدى مى آرايد و يا حتى آنها را كاملاً به هم مى بافد، به اين معنا نيست كه روابط ميان آنها را تغيير مى دهد. براى درك يك فرهنگ مى بايد حتى رواياتى را كه به لحاظ تاريخى نامعتبرند, به منزله (پيشينه) در نظر گرفت، زيرا جامعه آن را به همين صورت [نامعتبر] دريافته است.در اين مقام اهميت روايات كمتر به وسيله واقعيت تاريخى شان سنجيده مى شوند تا به وسيله نقش آنها در حافظه فرهنگى. اين مطلب بايد در مورد بحث مربوط به آموزه ، يعنى ماهيت اعجازآميز قرآن مورد توجه قرار گيرد؛زيرا پژوهش هاى اسلامى براى مدتى ريشه هاى اين اصل را در قرآن مورد ترديد قرار داده اند. ظاهراً آياتى كه به منزله گواهِ مستند براى اعجاز به كار مى روند (كه به آنها اصطلاحاً آيات تحدّى گفته مى شود و در اين آيات خدا كافران را براى آوردن سوره اى مثل سوره هاى قرآن به چالش مى خواند)اساساً اشاره اى به كمال سبك و اسلوب زبان قرآن ندارند.معذلك،در مفاهيم فرهنگى و دينى ـ تاريخى،اين نكته برجسته و قابل توجه است كه مسلمانانِ روزگاران بعد،آيات تحدّى را به منزله هماوردى زيبايى شناختى تلقّى كرده اند. سنت هاى مختلف مربوط به شعراى عرب كه بيهوده مى كوشند تا اثرى مثل قرآن خلق كنند، تا حدّ زيادى از حافظه فرهنگى جامعه اسلامى ـ و در نتيجه هويت آن ـ كه به لحاظ تاريخى محقق شده است،براى ما حكايت مى كنند. همانطور كه اسمان مى گويد فقط بايد اين مطلب را فهميد كه حافظه هيچ ربطى به علوم تاريخى ندارد.بيان اين دو مقدمه كه در حافظه فرهنگى جامعه اسلامى محفوظ مانده است، براى [بررسى] تاريخ صدر دريافت قرآن ضرورى است، اولاً: درك اين امر كه اعراب قبل از اسلام يك جامعه فرهنگى بودند؛ يعنى آنان اساساً از طريق زبان و شعرشان شناخته مى شدند و از ديگران متمايز مى گشتند، و ثانياً جاذبه عظيم و باشكوهى كه مى گويند ناشى از تلاوت قرآن است؛ جاذبه اى كه هيچ كس ياراى مقاومت در برابر آن را ندارد. اين دو مقدمه، مبناى همه گزارشاتى قرار مى گيرد كه به اوضاع و احوال ويژه دريافت قرآن مربوط مى شود. آن گزارشات عبارتند از اينكه: مخالفانى هستند كه آشكارا اعلام مى كنند كه پنهانى مشتاق شنيدن قرآن بودند،خبائثى هستند كه نمى توانند به جاى آنكه به تلاوت كننده قرآن حمله كنند،از خود در برابر قدرت قرآن دفاع كنند و شاعرانى هستند كه نمى توانند در مقابله با قرآن شعرى بسرايند كه كمال زبانى قرآن را داشته باشد و لذا به هنگامى كه پيامبر(ص) قرآن را تلاوت مى كند، پنهانى در اطراف كعبه رفت و آمد مى كنند. پاره اى از پيروان پيامبر در عشق به تلاوت قرآن بر يكديگر سبقت مى گيرند. [در اين زمينه] حكاياتى درباره يكايك قاريان وجود دارد. و البته گفته اند پيامبر خود زيباترين صدا را داشته است و با اين همه،او كسى بود كه هرگز فرصت گوش دادن به تلاوتى ماهرانه را از دست نمى داد.عنصر ديگرى كه در تاريخ صدر دريافت قرآن از جايگاهى محورى برخوردار بود، عصبانيت و خشمى است كه زبان قرآن آن را ايجاد مى كرد، زيرا قرآن نظير هيچ يك از انواع شعر نبود و كلامى نامتعارف مى نمود؛ اما در عين حال، جاذبه غيرقابل توصيفى داشت. عنصر ديگر در كنار عناصر پيشين، كنجكاوى اى است كه مردم را از سرتاسر شبه جزيره عربستان و حتى از سرزمين هاى دور به مكه و مدينه مى آورد تا خودشان به قرآن گوش كنند،و همزمان تلاش پر تب و تاب قريش است كه مى كوشيدند اهالى آن منطقه و نيز كسانى را كه از خارج به آن منطقه آمده بودند، از گوش كردن به قرآن منصرف كنند.اگرچه آوردن مثال براى همه اين انگيزه هايى كه در تاريخ صدر دريافت وحى وجود داشته،از حوزه اين مقاله خارج است،اما من مايلم نوع خاصى از مستمعين را معرفى كنم، مستمعينى كه بى اختيار و بى اراده تغيير دين مى دهند. مصطفى صادق رافعى، اهل مصر (م1937) گفت: هركس قرآن را مى شنيد راهى جز تسليم شدن نداشت. او مكرر اين پديده مورد بحث را توضيح مى دهد و دلايل زير را براى آن برمى شمرد:
صداى خالص موزيك،يكايك اجزاى مغز او را لمس كرد،و او، آن را جزء به جزء و نُت به نُت فراگرفت و همخوانى،كمال الگو و ساخت آهنگِ قاعده مند آن را دريافت. و چنان نبود كه گويى چيزى براى او خوانده مى شد، بلكه چنان بود كه گويى چيزى روح او را در خود شعله ور مى ساخت.
براى آنكه تاريخى را كه به صورت كنونى بر جاى مانده است بفهميم،گزارش بعدى فقط بر مجموعه محدودى از متون اصلى حديث و سيره مبتنى نمى باشد. افزون بر اين،من مى خواهم به مجموعه اى از گزارشات مربوط به چندى بعد از تاريخ صدر اسلام نزديك شوم; يعنى،به مطالعات اسلامى واضحى كه روى منابع اسلامى صورت گرفته است. از سويى ديگر، اين منابع شامل متون كلامى, از قرن نهم تا سيزدهم،مى باشند; يعنى دورانى كه بر آموزه هاى ذى ربط و برداشت هاى تاريخى اسلام بنا شده اند، و دورانى كه گزارشات مربوط به زمان مؤسس نه تنها باز توليد مى شدند، بلكه به نحو بسيار روشنى تنظيم شده و در يك مفهوم دينى جاى مى گرفتند. از سوى ديگر, اين منابع جديد،در محافل كلامى و دينى ـ سنتى كتاب هاى مربوط به قرآن و تاريخ صدر اسلام پذيرفته شد; كتاب هايى كه منابع اصلى را تحليل و ارزيابى مى كنند و يا تا حدّى آنها را به لحاظ روانشناسى مى آرايند و يا از آنها براى تأييد تفسيرى خاص استفاده مى كنند.9 در نتيجه ـ دقيقاً بايد گفت ـ دست كم سه سطح مختلف از حافظه بايد از هم تفكيك شوند. اما گاه اين سه سطح به تفكيك در نظر گرفته نمى شوند و همين موجب خلط و تكرار مى شوند.10 با اين همه، من مايلم در پايان اين مقاله، خاطرنشان كنم كه چگونه مى توان (با نظر به تاريخ دريافت قرآن) استحاله مفاهيم خاصى را در درون حافظه فرهنگى مشاهده كرد.
بديهى است كه گزارش زير فقط تعداد كمى از درون مايه هاى تاريخ دريافت را روشن مى كند؛ درون مايه هايى كه به زيبايى شناختى مربوطند. البته اين مطلب نبايد ما را به پذيرش اين امر سوق دهد كه در حافظه فرهنگى، قرآن از سوى مستمعين محمد(ص) فقط به منزله (جمال) مشاهده شده است و اينكه موفقيت رسالت پيامبر فقط به دليل ويژگى زبانشناختى آن بوده است. [زيرا] براى يك سرى از گرايش هايى كه به اسلام صورت گرفته ـ از جمله اسلام آوردن خديجه در ابتداى اسلام ـ هيچ گزارشى وجود ندارد مبنى بر اينكه دريافت زيبايى شناختى [قرآن]، به نحوى از انحاء، علت اين گرايش ها بوده است.
_________________________
نويسنده: نويد كرمانى/مترجم:اعظم پويا
http://www.qpsh.ir
ادامه مطلب
قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين المللي، قابل دقت و بررسي است كه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
يك: انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي گيرد؛ اما دسترسي به كلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان آور است. چنان كه اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
اين ويژگي به طور كامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ كتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
نقش قرآن در زندگي بشري در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و حتي بين المللي، قابل دقت و بررسي است كه به طور مختصر به بعضي از آنها اشاره مي شود:
يك: انسان نيازمند ارتباط مستقيم با آفريننده و هستي بخش خود است. اين ارتباط اگر چه از طريق مناجات و رازگويي دروني و قلبي انجام مي گيرد؛ اما دسترسي به كلمات خود خداوند، بسيار لذت بخش و اطمينان آور است. چنان كه اقبال لاهوري گفته است: «اگر مي خواهي خدا با تو سخن بگويد، قرآن بخوان».
اين ويژگي به طور كامل، تنها براي قرآن مجيد باقي مانده است و هيچ كتاب آسماني ديگر، چنين جايگاهي ندارد.
دو: انسان در تكاپو و جست و جوي آگاهي هاي صحيح و معارف بلند و پرمعنا است. البته با استفاده از تجربيات بشري و تلاش هاي علمي، به بسياري از آگاهي ها مي توان دست يافت؛ اما براي اطمينان به درستي يافته هاي خود و آگاهي به آنچه براي او دست نايافتني است، نياز به يك منبع اصيل و غني بسيار محسوس است؛ چنان كه از زبان امام راحل(ره) گفته شده است: «اگر قرآن نبود، درهاي معرفت بر ما بسته بود».
قرآن مجيد در اين باره جايگاه ممتازي دارد. تعريفي كه قرآن از انسان دارد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»؛ بقره (2)، آيه 30. و تعريفي كه قرآن از خداوند ارائه كرده است: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ»؛ شوري (43)، آيه 11.، همراه با بيان صفات جمال و جلال و تعريفي كه از نظام هستي و حيات و شعور همگاني موجودات ارائه داده «وَ إِنْ مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ رعد (13)، آيه 13. و بياني كه از پيوستگي و هماهنگي منظم همه كرات و افلاك و زمين و آسمان دارد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها...»؛ شمس (91)، آيه 4 - 1.
و... نيازمندي همه جامعه بشري و پويندگان راه حق و حقيقت را به اين كتاب آسماني ضروري و آشكار ساخته است؛ زيرا بعضي از دانش ها به جز از طريق قرآن، براي بشر دست يافتني نيست: «وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ بقره (2)، آيه 151.
«و آنچه را نمي دانستيد به شما ياد مي دهد...».
از جمله آگاهي هايي كه جز از طريق قرآن راهي براي دريافت آن نيست، آگاهي درباره جهان پس از مرگ و جزئيات جهان آخرت است؛ زيرا هيچ كدام از افراد بشر، تجربه تكرار و رفت و آمد آن را ندارند و درك بشري، هيچ گونه سابقه ذهني از آن ندارد. در حالي كه در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قيامت به تصوير كشيده شده است.
سه : نقش برجسته ديگر قرآن اين است كه از سابقه تاريخ بشر، خبرهاي درست و مطابق واقع را نقل كرده و سرگذشت پيامبران و محتواي پيام آنان را - بدون هرگونه تحريف و دسيسه بشري به انسان ها رسانده است. ازاين رو قرآن حتي بر پيروان تورات و انجيل، منّت شايان توجهي دارد كه چهره پيامبران بني اسرائيل را به درستي معرفي كرده و حضرت موسي، عيسي، زكريا و... را آن گونه كه بوده اند - به دور از هر گونه تهمت و توهيني شناسانده و دست تحريف گران و دسيسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ»؛ مائده (5)، آيه 116.؛ «اي عيسي پسر مريم! آيا تو گفتي به مردم كه من و مادرم را همچون دو خدا به جاي خداوند بپرستيد؟! گفت: منزهي تو! مرا نشايد كه چيزي را كه حق نيست بگويم».
چهار: نقش برجسته ديگر قرآن براي جامعه بشري، اين است كه ظرفيت جهان شمولي دارد و پيام هاي آن براي تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و كاربردي است. تكيه بر نقاط مشترك پيروان اديان آسماني و پايبندي به اصول انساني (مانند عدالت گستري، امانت داري و...)، تلاش براي ريشه كني هرگونه ناهنجاري، ناپاكي و اختلاف و مخالفت با حق و درستي و... همگي شاخص هايي است كه ظرفيت جهان شمولي قرآن را به نمايش گذاشته است. آيات نوراني قرآن، تمامي اصلاحگران و حق گرايان را به سوي محور وحدت و پاكي، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهي، دعوت كرده است: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ آل عمران (3)، آيه 64. «بگو: اي اهل كتاب! بياييد بر سر سخني كه ميان ما و شما يكسان است، بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزي را شريك او نگردانيم و برخي از ما بعضي ديگر را به جاي خدا به پروردگاري نگيرد»
بي ترديد گستردگي دانش بشر، تحولات شايان توجهي داشته و شكوفا سازي طبيعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمي و اطلاعاتي انسان و تجربه هاي بشري، تا حدود زيادي تأمين شده است. قرآن خود اين تحول آفريني را در گستره ظرفيت هاي انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها»؛ هود (11)، آيه 61.؛ «خداوند شما را در زمين ايجاب كرد و وظيفه شكوفايي و آباداني و استخراج ظرفيت هاي زمين را به شما واگذار كرد».رسالت دين و قرآن، «شكوفايي متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر اين اساس بايد انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. بايد جايگاه انسان را در كل هستي به درستي تعريف كرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبيعت را تنظيم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ايمان و جهت دهي به حركت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخي از انسان هاي آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پايبندي به كتاب آسماني به دور از تحريف و يك مكتب الهي آشكار شده است.
______________________
براي آگاهي بيشتر ر.ك:
الف. محمدحسين طباطبايي، قرآن در اسلام، (دارالكتب الاسلاميه، 1372)؛
ب. عبدالله جوادي آملي، قرآن در قرآن، (مركز نشر اسراء، بهار 1378)؛
ج. عبدالله جوادي آملي، انتظار بشر از دين، (مركز نشر اسراء، 1380)؛
د. محمدتقي مدرسي، مباحثي پيرامون معارف قرآن كريم، (انتشارات محبان الحسين عليه السلام، 1379)؛
ه. محمد غزالي، نقش قرآن در جهان معاصر، انتشارات هه ژار سنندج، 1380).
http://www.qpsh.ir
ادامه مطلب
براي دانشمندان غربي روشن گرديده سنگهايي كه ازآنها براي ساختن اهرام درمصراستفاده مي شده فقط ازجنس....
براي دانشمندان غربي روشن گرديده سنگهايي كه ازآنها براي ساختن اهرام درمصراستفاده مي شده فقط ازجنس گل بوده است واين دانشمندان تصورمي كنند كه اين كشف علمي اختصاص به آنان دارد ، درحاليكه قرآن كريم در14 قرن پيش دراين كشف ازآنان سبقت گرفته است ...!
پژوهشگران فرانسوي وآمريكايي تاكيد دارند كه سنگهاي غول پيكري كه فراعنه براي ساخت اهرام استفاده مي كردند فقط از گل ساخته شده اند كه تحت حرارت بالا قرارمي گرفتند؛ اين حقيقتي است كه قرآن كريم آن را با دقت تمام بيان كرده است. خداوندحكيم درقرآن ازقول فرعون مي فرمايد :
" اي هامان! براي من آتشي برگل بيفروز و برايم ساختمان (عظيم و) مرتفعي بنا كن شايد كه من ازخداي موسي خبري به دست آورم وبه راستي گمان مي كنم كه اواز دروغگويان است ." (قصص/38)
تصاويري كه ميكروسكوپ الكتروني ازجزييات سنگهاي به كارگرفته شده دراهرام مصردرمعرض ديد عموم قرارداده است وهمچنين اسناد علمي ثابت كرده اند كه براي ساخت ساختمانها وبرجهاي مرتفع وغول پيكردرآن عصرازگل استفاده مي شده است ؛ درست به همان صورتي كه درقرآن مجيد آمده است واين رازي بوده كه فراعنه آن راپنهان مي كرده اند ؛ ولي خداوند اسرارپنهاني را مي داند وازاين روست كه ازاين حقيقت سخن به ميان آورده است تا نشانه اي برصدق اين كتاب عظيم باشد .
---------------------
به قلم: عبد الدائم الكحيل
http://www.qpsh.ir
ادامه مطلب
اي هامان! براي من آتشي برگل بيفروزوبرايم ساختمان (عظيم و) مرتفعي بنا كن شايد كه من ازخداي موسي....
فرعون طاغوت عصرخود بود . خداوند متعال درقرآن كريم درمورد داستان فرعون ، سركشي او وعاقبت وي مي فرمايد :
" وفرعون گفت : اي مردم ! من هيچ خدايي راغيراز خودم خداي شما نمي دانم ؛ " اي هامان! براي من آتشي برگل بيفروزوبرايم ساختمان (عظيم و) مرتفعي بنا كن شايد كه من ازخداي موسي خبري به دست آورم وبه راستي گمان مي كنم كه اواز دروغگويان است * فرعون ولشكريانش به ناحق درزمين تكبر (وسركشي) كردند وچنين پنداشتند كه به سوي ما بازنخواهند گشت * پس ما هم او و لشكريانش را (به كيفرآنچه كردند) مؤاخذه كرديم وآنان رادردريا غرق نموديم ؛ پس بنگركه عاقبت ستمكاران چگونه بود * " ( قصص/40-38 ).
ولي خداوند متعال اراده كرد كه اوراغرق كند وسپس جسدش راباقي گذارد تاامروزه مردم عصرما اين جسد را ببينند تاجاييكه اين موضوع اعجاب دانشمندان رابرانگيزد واين درحالي است كه جسد فرعون هنوزهمچنان گذشته سالم باقي مانده است!
دانشمنداني كه كارسرپرستي جسد موميايي او را به عهده دارند ، ازاينكه چگونه جسد فرعون عليرغم غرق شدنش نجات يافته ، ازاعماق دريا بيرون آورده شده وامروزه به دست ما رسيده است شگفت زده شده اند واين همان حقيقتي است كه قرآن درآيه اي عظيم آن رابيان فرموده است .
خداوند بلند مرتبه دراين مورد مي فرمايد :
" (اي فرعون !) امروزجسد (بي جان) تورا نجات مي دهيم تا براي آيندگاني كه پس ازتومي آيند نشانه اي باشد وبه راستي كه بسياري ازمردم ازنشانه هاي ما غافل هستند ." (يونس/92)
به قلم: عبد الدائم الكحيل
http://www.qpsh.ir
ادامه مطلب
(1)پيامبر اكرم صلّي اللَّه عليه و آله فرمود: براي قرآن ظاهري و باطني است، ظاهر آن حكم و باطن آن علم است. ظاهر آن زيبا و دل انــگــيــز و باطن آن ژرف و عميق است. آن را نجومي، و بر نجوم آن نجومي است.
در تفسير عياشي، ج 1، ص 3 به جاي نجوم، به معني ستارگان و دسيسه ها، تخوم به معني مرزها و حدود آمده است.
شگفتي هاي آن از شماره بيرون است و غرايب و عجايب آن كهنه نمي شود، در آن چراغ هاي هدايت و مشعل هاي حكمت است ...
اصول كافي، ج 2، ص 599
(2) پيامبر اكرم صلّي اللَّه عليه و آله فرمود: قرآن را درست بخوانيد و در جستجوي شگفتي هاي آن باشيد.
بحار الانوار، ج 92، ص 109
(3) امام سجاد عليه السّلام فرمود:
خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست ، و چنان قرار ده ... تا فهم شگفتي هاي قرآن را نصيب دل هـــاي مـــــــا گرداني.
صحيفه ي سجّاديه، دعاي 42
(4) امام حسين عليه السّلام فرمود: كتاب خداي ، عزّوجل ، داراي چهار بخش است : عبارت ظاهر ، اشاره، لطايف و حقايق.
عبارت ظاهر براي عوام ، اشارت براي خواص ، لطايف براي اوليا و حقائق براي انبياء است.
بحار الانوار، ج 92، ص 20
(5) امام صادق عليه السّلام فرمود: قرآن را تأويلي است كه بعضي از آن آمده و بعضي هنوز نيامده است، پس چـــون تأويل در زمـــان امـامي از امامان واقع شود ، امام آن زمان ، آن را خواهد دانست.
بحار الانوار، ج 92، ص 20
و شگفتي اعراب جاهليت از قرآن
عرب جاهلي از جهاتي درباره قرآن انگشت تعجب به دندان ميگرفت و در حيرت عميق فرو ميرفت و آن جهات عبارتند از:
1- او با ذوق سرشار خود دريافت كه زيبايي لفظ و شيوايي اسلوب و همآهنگي آيات، كاملا بي سابقه است و سيماي ظاهري آن نه مانند شعر است زيرا فاقد وزن و قافيه است، علاوه بر اين در آن تخيلات شعري وجود ندارد و نه مانند نثر است كه از هر نوع قيد خالي و دور باشد بلكه داراي انسجام و فواصل خاصي است كه او را از دايره نثر معروف بيرون برده است.
2- قرآن مطالي را عرضه ميدارد كه هيچگاه در قصايد و خطبههاي عرب وجود نداشته است و هرگز به دنبال توصيف خرابه و خانه معشوقه و شوق ديدار دوستان و بيان خصوصيات شتر و اسب نيست و محتويات آن از غزل سرايي و مدح افراد و يا رثا و بيان مصائب اشخاص پيراسته است. درباره زن و عيش و نوش و كوچيدن كاروان و باده و ساغر سخن نميگويد و هرگز بسان شاعران در محدوده خاصي بحث نميكند. اين كتاب درباره خدا و صفات و سرآغاز و سرانجام بشر و زندگي امتهاي ديرينه كه بر اثر طغيان گرفتار خشم الهي گرديدهاند و ... سخن ميگويد:
3- قرآن با الفاظي زيبا، از معاني كاملا متناسب بدون اينكه لفظ را فداي معني و يا معني را فداي لفظ نمايد، با سبكي كاملا ممتاز و زيبا تعبير ميكند.
4- هرگاه شاعري و يا نويسندهاي عبارتي ياداستاني را تكرار كند، لطف و زيبايي كلام، بر اثر تكرار از بين ميرود ولي قرآن گاهي با عباراتي فشرده و موجز و گاهي مبسوط و گسترده، از سرگذشت پيامبر يا از صفات مبدأ وخصوصيات معاد به طور مكرر سخن ميگويد و هرگز لطمهاي بر لطافت و زيبايي او وارد نميگردد.
5- در ميان خطابه خطيبيان و قصايد شعرا گاهي جملهها و ابياتي درخشندگي خاصي پيدا كرده، خودنمايي ميكنند چه از ميان اشعار يك قصيده و يا جملههاي يك خطابه، چند بيت و جملهاي ارزش هنري و شعري دارند و باقيمانده آنها مبتذل و پيش پا افتاده ميباشد. اما قرآن با آن گسترش، تمام آيات آن در سطح عالي و خارق العاده قرار دارد. كافي است كه در اين باره نظري به داستان يوسف كه در سورهاي به طور مبسوط بيان شده است بيفكنيم ميبينيم كه تمام آيات آن در درجه اعلاي فصاحت و بلاغت قرار دارد.
6- اين كتاب معاني بسيار بزرگ را در قالب الفاظي كوتاه ريخته و به طرز بديعي بيان ميكند كافي است در اين باره آيه الكرسي و آيات آغاز سوره حديد را ملاحظه بنماييم در اين آيه و در آيات آغاز سوره حديد يك جهان حقايق فلسفي و معارف عقلي بيان شده است كه عظمت و گسترش معاني و ايجاز جملهها اعجاب افراد را بر ميانگيزد.
7- اين كتاب ميكوشد بشر را با آفرينش و اسرار جهان و فضايل اخلاقي و رذايل نفساني و حلال و حرام آشنا سازد و پيوسته ميخواهد كه او را معتقد سازد كه مرگ پايان زندگي نيست. خطيبان و بليغان عرب معاصر تحت تأثير برتري اسلوب و زيبايي ظاهر و شيريني بيان و رسايي تعبير و بداعت و ابتكار معاني و عظمت مفاهيم آن قرار گرفته و حيرت و بهت خاصي بر افكار و انديشههاي آنان سايه افكنده بود و آنچه كه آنان از اعجاب قرآن درك ميكردند همين بود و بس. اگر پس از مرور زمان دانشمندان اسلام به جهات ديگري از اعجاز قرآن پي بردند و اعجاز آن را از جهات مختلفي ثابت نمودهاند، مطلبي است صحيح و استوار ولي اين جهات براي عرب معاصر قرآن مطرح نبوده و عقل و فكر و انديشه آنان به آن نميرسيد.
http://www.qpsh.ir
ادامه مطلب

لازم به ذکر است؛ این هواپیما ایران 140 آنتونوف متعلق به شرکت هواپیمایی سپاهان بوده است.
آمار اولیه از شمار کشتهشدگان و انتقال مصدومان به بیمارستان امام(ره)
دکتر امین صابرینیا رییس اورژانس کشور اخبار اولیه درباره مصدومان و کشتهشدگان سانحه هوایی صبح امروز را اعلام کرد و به ایسنا، گفت: صبح امروز یک فروند هواپیمای مسافربری حوالی جاده قدیم کرج دچار سانحه میشود و بلافاصله اورژانس تهران کدهای زمینی و هوایی خود را جهت ارائه خدمات درمانی و امدادی به محل حادثه اعزام کرد.
وی گفت: بنابر اخبار اولیه، 5 مصدوم این حادثه جهت کامل شدن خدمات درمانی به بیمارستان امام منتقل شدند اما متاسفانه مابقی مسافران سر صحنه جان خود را از دست دادند.
ایرنا نیز گزارش داد:
یک مقام آگاه در سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که این هواپیما 48 سرنشین داشته و هنگام برخاستن از زمین دچار سانحه شده است.
گفته می شود خاموش شدن موتور هواپیما عامل اصلی سقوط این هواپیما بوده است.


به کلیه هموطنان عزیز طبسیم تسلیت میگویم
ادامه مطلب
با سلام و درود خدمت شماعزیزان این وبلاگ با بازدید های شما در جدول وبلاگ های برتر قرار گرفت از شما بخاطر حضورتان در این وبلاگ متشکرم

ادامه مطلب
زوجیت گیاهان:
ققرآن به اینکه گیاهان به صورت نر و ماده هستند اشاره می کند.
«و انزل من السماء ماء فاخرجنا به ازواجا من نبات شتی» طه 53
«واز آسمان آبی فرو فرستادیم و بوسیلة آن جفت هایی از گیاهان گوناگون رویاندیم»
« در سال 1731میلادی ، دانشمند سوئدی «کارل لینه» نظریه خود را مبنی بر وجود زوجیت در بین گیاهان اعلام کرد که تعجب بسیاری را برانگیخت. بعد از مدتی، کتاب وی از طرف کلیسا مورد نهی. شدید قرار گرفت به هرحال دیری نپایید که این نظریه، مورد قبول و تایید مجامع علمی قرار گرفت و هم اکنون همه آن را پذیرفتهاند. با آنکه همه میدانیم، قرآن یک کتاب علمی نیست که هدف از آن تبیین علوم مختلف باشد، ولی در راستای تأمین اصلیترین هدف خود، یعنی هدایت انسانها، در مواردی نکاتی را یادآور شده است که حکایت از عظمت منبع وحی و اعجاز قرآن کریم دارد.
اشاره ی قرآن به وجود کلروفیل
وهوالذی انزل من السماء ماء فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراکبا و من النخل من طلعها قنوان دانیة و جنات من اعناب والزیتون و الرمان مشتبها وغیرمتشابه انظروا الی ثمره اذا اثمر وینعه ان فی ذلکم لایات لقوم یومنون." (انعام/99)
و این اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنیها را در میآوریم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوریم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنیم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنیم، و باغهای انگور و زیتون و انار که ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنیم
یکی از جنبه های اعجازگر کتاب آسمانی قرآن، تبیین حقایقی است که در زمان نزول آن برای اهل علم مکشوف نبوده و پیشرفت های علمی در قرون و اعصار سپس تر، بر درستی آن صحه گذارده است.
یکی از این نمونه های اعجاز علمی قرآن، وجود ماده سبز گیاهی است. توضیح اینکه در سلول گیاهی کیسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـیل نامـیـده می شود. کلروفـیل به معنی «ماده سبز گیاهی و سبزینه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (یعنی همان چیزیکه در آیه مطرح شده است). این ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشید را جذب می کند و به انرژی شیمائی تـبـدیـل می کند
http://www.qpsh.ir/node/204
ادامه مطلب
گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانههایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان مینماییم:
الف) اشاره به حرکت زمین:
"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)
"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."
در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین میکند و آن را به گهوارهای تشبیه میکند و میدانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر میبرد و بدینسان به حرکت زمین اشاره میکند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمیکند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت میکند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا میتوان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح میکرد به طور وسیعی مطرود میگشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.
ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:
"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)
"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."
قرنها پس از نزول قرآن بود که زیستشناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن میباشد.
ادامه مطلب
مركز پژوهشی «هادو» توكيو در تحقيقی جامع با استفاده از فنآوری نانو، تأثير تلاوت آيه «بسماللهالرحمن الرحيم» بر آب زمزم را مورد بررسی قرارداد.
ماسارو ايموتو، رئيس مركز پژوهشی«هادو» توكيو با بيان اينكه در اين تحقيق به نتايج ارزنده و عجيبی دستيافتهاند، گفت: تلاوت آيه «بسماللهالرحمنالرحيم» تأثير عجيبی بر روی بلورهای آب زمزم دارد به طوری كه هنگام تلاوت اين آيه مبارك حبابهای زيبايی بر روی آب تشكيلمیشود.
اين پژوهشگر ژاپنی تصريحكرد: از بزرگترين تجاربی كه در نتيجه آزمايش بر روی آب زمزم بهدستآمده، اين است كه هنگامی كه در كنار ظرفی از آب زمزم آياتی از قرآنكريم تلاوتشود، بلورهايی رمزگونه و زيبا بر روی آن شكلمیگيرد.
رئيس مركز پژوهشی«هادو» با اشاره به اينكه آب زمزم ويژگیهای خاصی دارد كه تغيير در آن امكانپذير نيست، افزود: اين آب ويژگیهای منحصر به فردی دارد كه در ساير آبها يافتنمیشود.
وی گفت: با توجه به آزمايشها و مطالعات زيادی كه بر روی آب زمزم انجامشد، اين نتيجه به دستآمد كه اگر يك قطره از آب زمزم با هزار قطره آب معمولی مخلوطشود، بلورهای تشكيلدهنده آن تغيير شكلداده و خاصيت آب زمزم را پيدامیكنند.
http://www.qpsh.ir/node/204
ادامه مطلب
نام مشهور کتاب آسمانی ما قران است و ?? بار در آن بکار رفته است مانند : « لو انزلناه هذا القران علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله » (حشر:??) اگر این قران را بر کوهی نازل می کردیم می دیدی که در برابر آن خاشع می شود و از خوف خدا می شکافد.
قران از ریشه قراء هم بمعنای قرائت و خواندن است و هم بمعنای جمع کردن. اگر از مفهوم قرائت گرفته شده باشد در این صورت کلمه قران اسم خواهد بود برای آنچه خوانده می شود و اگر از مفهوم جمع کردن باشد نام مجموعه ای خواهد بود که حروف- کلمات- آیات و سوره ها در آن گرد آمده یا احکام - حقایق- معارف و تعالیم عالی دینی که در کتابهای پیشین پراکنده بود در آن جمع شده است.
واژه کتاب بمعنای مکتوب( نوشته شده) پس از واژه قران بیش از دیگر اسم ها بکار رفته است مانند آیه : « الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا » (کهف:?) ستایش مخصوص خدایی است که این کتاب ( آسمانی ) را بر بنده ( برگزیده) اش نازل کرد و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد.
?)) فرقان:
فرقان در اصل بمعنای چیزی است که حق را از باطل جدا می کند و وسیله شناسایی این دو می باشد : « تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا » (فرقان:?) زوال ناپذیر است کسی که قران را بر بنده اش نازل کرد تا بیم دهتده جهانیان باشد.
توصیف قران به این نام به این دلیل است که قران وسیله شناخت حق از باطل در مسیر زندگی فرد و اجتماع و معیار محکمی در زمینه افکار- عقاید- قوانین- احکام- آداب و اخلاق است. البته باید توجه داشت که فرقان اسم خاص قران نیست و به کتاب آسمانی حضرت موسی ع نیز اطلاق شده است:
« ولقد آتینا موسی و هارون الفرقان » (انبیاء:??) و ما به موسی و هارون فرقان دادیم.
?)) ذکر:
در بعضی از آیات قران شریف ذکر ( یاد آورنده ) نامیده شده است: « انا نحن نزلنا الذکر... » (حجر:?) ما ذکر ( قران ) را نازل کردیم. اطلاق این نام بر قران بدان دلیل است که قران حقایقی را که بشر با فطرت الهی خود دریافته و در مکنون وجودی او قرار دارد متذکر می شود.
اوصاف قران:
برای قران اوصاف متعددی نیز ذکر شده که برخی از آنها عبارتند از:
?)) هدایتگر بسوی بهترین راه : « ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم » (اسراء:?) همانا این قران خلق را به راست ترین و استوار ترین راه هدایت می کند.
عقایدی را که قران ارائه می دهد مستقیم - روشن- قابل درک و خالی از هرگونه ابهام و خرافات است. نیروهای انسانی را بسیج می کند و میان انسان و قوانین طبیعت هماهنگی برقرار می سازد و راهی را هم که بدان هدایت می کند از نظر قوانین اجتماعی - اقتصادی و نظامات سیاسی- که بر جامعه انسانی حاکم می باشد- تکامل آفرین است هم جنبه های معنوی انسان را پرورش می دهد و هم جنبه های مادی او را از راهی که قران بدان هدایت می کند از نظر نظام حکومتی بر پا دارنده عدل و در هم کوبنده ستم و ستمگران است و خلاصه آنکه شیوه هدایت قران در تمام زمینه های اخلاقی- اجتماعی- اقتصادی و حکومتی بهترین و مستقیم ترین شیوه است.
?)) پر برکت : « و هذا ذکر مبارک انزلناه » (انبیاء:??) و این یاد آورنده مبارکی است که آن را فرو فرستادیم. مبارک به معنای چیزی است که دارای خیر مستمر و مداوم باشد. این تعبیر در مورد قران اشاره به دوام استفاده جامعه انسانی از تعلیمات آن دارد و چون این کلمه بصورت مطلق بکار رفته افراط و تفریط حتی در عبادت و برنامه های اخلاقی حفظ می کند.
راهی که قران بدان هدایت می کند از نظر نظام حکومتی بر پا دارنده عدل و در هم کوبنده ستم و ستمگران است و خلاصه آنکه شیوه هدایت قران در تمام زمینه های اخلاقی- اجتماعی- اقتصادی و حکومتی بهترین و مستقیم ترین شیوه است.
3)) پر برکت: « و هذا ذکر مبارک انزلناه » (انبیاء:??) و این یاد آورنده مبارکی است که آن را فرو فرستادیم. مبارک به معنای چیزی است که دارای خیر مستمر و مداوم باشد. این تعبیر در مورد قران اشاره به دوام استفاده جامعه انسانی از تعلیمات آن دارد و چون این کلمه بصورت مطلق بکار رفته هرگونه خیر و سعادت دنیا و آخرت را شامل می شود.
4)) شفا بخش و رحمت آور: « یا ایها الناس قد جاءتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فی الصدور وهدی و رحمه للمومنین » (یونس:??) ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و درمانی برای آنچه در سینه هاست و هدایتی و رحمتی است برای مومنان. شفا اشاره به پاکسازی انواع بیماری های فکری- اخلاقی و روانی و رحمت اشاره به نوسازی و خو گرفتن به اخلاق الهی و شکوفایی فضائل در وجود انسان است و به تعبیر عرفا اولی به مقام تخلیه و دومی به مقام تحلیه اشاره دارد.
5)) حکیم: « تلک ایات الکتاب الحکیم » ( لقمان: ?) این آیات کتاب حکیم است( کتابی پر محتوا و استوار)! توصیف قران به حکیم یا بدلیل استحکام محتوای آن است که هرگز باطل به آن راه نمی یابد هرگونه خرافه را از خود دور می سازد جز حق نمی گوید و جز براه حق دعوت نمی کند و یا بدلیل آنست که این قران همچون دانشمند حکیمی است که در عین خاموشی با هزار زبان سخن می گویدذ تعلیم می دهد موعظه می نماید تشویق و انذار می کند داستانهای عبرت انگیز می گوید و خلاصه به تمام معنا دارای حکمت است.
6)) بیانگر همه چیز: « ونزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء وهدی و رحمه و بشری للمسلمین » (نحل:??) و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمین است!
تبیان یعنی ، بیانگر: با توجه بوسعت مفهوم کل شیء بخوبی می توان از این تعبیر استفاده کرد که در قران بیان همه چیز هست ولی با توجه به این نکته که قران کتاب تربیت و انسان سازی است و بمنظور تکامل فرد و جامعه در تمام جنبه های انسانی و معنوی نازل شده روشن می شود که منظور از همه چیز تمام چیزهایی است که برای پیمودن این راه لازم است و قران در این زمینه چیزی را فرو گذار نکرده است.
7)) والا و با عظمت: « بل هو قران مجید » (بروج:??) بلکه آن قران با عظمت است. مجید از ماده مجد بمعنای شرافت گسترده است و از آنجا که قران عظمت و شرافتی بی پایان دارد کلمه مجید از هر نظر سزاوار آن است ظاهرش زیبا - محتوایش عظیم- دستوراتش عالی و برنامه هایش آموزنده و حیاتبخش است.
8)) نفع رساننده بی پایان: « انه لقران کریم » (واقعه:??) که آن قران کریمی است. توصیف قران به کریم اشاره به زیبایی های ظاهری قران از نظر فصاحت و بلاغت و نیز محتوای جالب آن است که نفع رساننده به تمام مردم است زیرا در آن معارفی وجود دارد که سعادت دنیا و آخرت آنها را تامین می کند.
9)) نور: « فامنوا بالله و رسوله والنور الذی انزلناه والله بما تعملون خبیر » (تغابن:?) بخدا و رسولش و نوری که ( همراه او) نازل کردیم ایمان آورید و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است. چیزی که نور باشد هم خودش آشکار است و هم سبب ظهور و شناسایی حقایق دیگر می گردد. با تامل و تدبر در آیات قران کریم هم حقانیت قران ظاهر می شود و هم افراد بوسیله آن راه حق را از باطل می شناسد و می توانند آن راچراغ راه خود قرار دهند تا آنان را از ظلمات جهل و عناد و استکبار نجات دهد و به سرچشمه نور برساند. قران خوددر این باره میفرماید: « کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور » (ابراهیم:?) این کتابی است که بسوی تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی ها بسوی روشنایی ببری.
تقسیم بندی های قران:
تقسیم بندی هایی که برای قران مجید صرت گرفته دو گونه است :
?)) تقسیم قران به سوره و آیه که مورد تصریح قران مجید قرار گرفته و پیامبر اکرم ص خود در تفهیم آن به مردم نقش اساسی داشته است.
?)) تقسیماتی است که مسلمانان پس از زمان رسول خدا ص با سلیقه خود و برای اغراضی مانند سهولت در فراگیری قران اعمال نموده اند مانند تقسیم قران به سی جزء و هر جزء به چهار حزب و هر حزب به چهار ربع. در اینجا به شرح دو واژه آیه و سوره که مورد تصریح قران قرار گرفته است می پردازیم:
آیه:
آیه در اصل به معنای نشانه و علامت می باشد و از آنجا که معجزات پیامبران ع نیز یکی از نشانه های صدق ادعای آنان بوده به آنها نیز آیه اطلاق شده است مثلا در مورد معجزات حضرت عیسی ع می خوانیم: « انی قد جئتکم بایه من ربکم... » (آل عمران:??) من با معجزه ای از پروردگارتان ( که دلالت بر پیامبری من دارد) نزد شما آمدم. معنای دیگر آیه پند و عبرت است چنانکه در قران کریم می فرماید: « ان فی ذالک لایه للمومنین » (حجر:??) همانا در آن مایه پند و عبرتی برای مومنان است.
نکاتی که لازم است در باره آیه های قران بدانیم عبارتند از:
?)) چگونگی تعیین حدود و ترتیب آیات: تعیین حدود و ترتیب آیات قران در زمان حیات پیامبر اکرم ص و به دستور آن حضرت صورت گرفته است.
?)) تعداد آیات: در شماره گذاری آیات بعضی از سوره های قران- اختلاف اندکی به چشم می خورد. به نظر می رسد که منشا اختلاف تفاوت برداشتهای صحابه پیامبر ص از مواضع وقف و وصل آیات بوده است. پیامبر اکرم ص هنگامی که قران را برای مردم می خواندند بمنظور آگاه ساختن آنها از تمام شدن یک آیه اندکی مکث می کردند و سپس همان آیه را به آیه بعدی ( بعلت پیوستگی مطلب آن دو ) وصل می کردند. از این رو گاه شنونده ای آن دو آیه را یک آیه تلقی می کرد و این توهم موجب اختلافات اندکی در شمارش آیات یک سوره گردیده است. با توجه به مطالب بالا مرحوم طبرسی می نویسد: عدد اهل کوفه (????) صحیح ترین عدد است چون سندش به امیر المومنین ع می رسد و روایتی نیز از پیامبر ص وارد شده که با این قول سازگار است.
?)) کوتاهترین و بلند ترین آیات: کوتاهترین آیه مدهامتان است که یک جمله می باشد. که یک کلمه می باشد و بلندترین آیه آیه ??? بقره است که بیش از سی جمله می باشد. این آیه به آیه دین معروف است.
?)) اولین و آخرین آیات نازل شده: بیشتر مفسران بر این عقیده اند که آیات اول سوره فلق اولین آیاتی است که بر پیامبر اکرم ص نازل شده است. آخرین آیه نازل شده نیز آیه « واتقوا یوما ترجعون فیه الی الله » می باشد. از ابن عباس نقل شده است که این آیه آخرین آیه ای بود که بر پیامبر اکرم ص نازل شد و آن حضرت به گفته جبرئیل دستور داد تا آن را پس از آیه ??? سوره بقره قرار دهند.
سوره:
سوره از ماده سور و به معنای پایگاه بلند و رفیع است. در اصطلاح نیز به قسمتی از قران گفته می شود که بر حسب وحی و نزول از دیگر قسمتها جدا شده باشد. هر سوره ای با « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع می شود بجز سوره توبه که با اعلان جنگ بدشمنان پیمان شکن اسلام و اظهار برائت و بیزاری از آنان شروع شده است.
سوره نمل دارای دو بسم الله است : یکی مربوط بخود سوره و دیگری مربوط به نامه حضرت سلیمان ع به بلقیس که با بسم الله شروع شده است.
نکاتی که لازم است در باره سوره های قران بدانیم عبارتند از:
?)) تعداد سوره های قران: قران دارای ??? سوره است که با سوره حمد آغاز می شود و با سوره ناس پایان می یابد. در برخی از روایات سوره انفال و توبه را که بین آن دو بسم الله الرحمن الرحیم نیامده یک سوره دانسته اند. همچنین در روایات سوره های ضحی و انشراح یک سوره و سوره های فیل و ایلاف نیز یک سوره محسوب شده اند و به همین دلیل فقهای شیعه نیز با توجه به اینکه در نماز خواندن یک سوره کامل واجب است خواندن یکی از آنها را کافی ندانسته اند.
?)) اسامی سوره ها: در باره نام گذاری سوره ها دو نظریه وجود دارد: بیشتر علما بر این عقیده اند که اسامی سوره ها به بیان رسول اکرم ص و از طریق وحی تعیین شده است ولی عده ای بسیار کمی آن را عمل صحابه می دانند.
?)) کوچکترین و بزرگترین سوره ها: کوچکترین سوره قران کوثر با سه آیه و بزرگترین آنها بقره با ??? آیه است.
?)) سوره های سجده دار: چهار سوره از قران که شامل آیات سجده دار است عبارتند از: سوره سجده آیه ?? ، فصلت آیه ?? ، نجم آیه ?? و علق آیه ?? .
این چهار سوره را عزائم می نامند و اگر انسان هر یک از چهار آیه مذکور را بطور کامل بخواند یا بدان گوش فرا دهد واجب است پس از تمام شدن آیه بی درنگ سجده کند.
چهارده آیه دیگر در قران وجود دارد که دارای سجده مستحب است. آیات سجده چه واجب و چه مستحب در حاشیه قران ها مشخص گردیده است.
گفتنی است که تعداد آیات قران های کنونی که بخط عثمان طه است همین عدد ???? آیه می باشد.
تهیه و تنظیم : حسین شاهد خطیبی مدیر سایت لیلة القدر
منابع: تاریخ قران محمودرامیار ، تفسیر نمونه ناصر مکارم شیرازی ، الا تقان جلاالدین سیوطی ، مجمع البیان فضل بن حسن طبرسی ، تحریر الوسیله امام خمینی ره ، تاریخ قران کریم سید محمد باقر حجتی.
ادامه مطلب
سوره ای که «بسم الله » ندارد و علت این موضوع :
سوره نهم : توبه «برائت» چون «بسم الله» نشان امان و رأفت است و سوره برائت ، بیزاری نسبت به مشرکین و برداشتن امان است و در آن شمشیر است .
سوره ای که دو «بسم الله » دارد : سوره بیست و هفتم : نمل یکی در آغاز و دیگری در آیه 30 آغاز نامه ای که حضرت سلیمان به بلقیس ملکه سبأ می نویسد .
اولین سوره ای که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شد و محل آن : سوره «علق» در «غار حرا» در نزدیکی مکه
آخرین سوره ای که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شد : سوره «نصر» در سال یازدهم هجری در شصت و سومین سال میلاد پیامبر (ص) در حجه الوداع .
اولین سوره قرآن : سوره فاتحه الکتاب (حمد)
آخرین سوره قرآن : سوره ناس
طولانی ترین سوره قرآن ازنظر تعداد آیات و کلمات و حروف : سوره بقره با 286 آیه و 6221 کلمه
سوره ای که «بسم الله » ندارد و علت این موضوع :
سوره نهم : توبه «برائت» چون «بسم الله» نشان امان و رأفت است و سوره برائت ، بیزاری نسبت به مشرکین و برداشتن امان است و در آن شمشیر است .
سوره ای که دو «بسم الله » دارد : سوره بیست و هفتم : نمل یکی در آغاز و دیگری در آیه 30 آغاز نامه ای که حضرت سلیمان به بلقیس ملکه سبأ می نویسد .
اولین سوره ای که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شد و محل آن : سوره «علق» در «غار حرا» در نزدیکی مکه
آخرین سوره ای که بر پیامبر اسلام (ص) نازل شد : سوره «نصر» در سال یازدهم هجری در شصت و سومین سال میلاد پیامبر (ص) در حجه الوداع .
اولین سوره قرآن : سوره فاتحه الکتاب (حمد)
آخرین سوره قرآن : سوره ناس
طولانی ترین سوره قرآن ازنظر تعداد آیات و کلمات و حروف : سوره بقره با 286 آیه و 6221 کلمه
کوتاه ترین سوره قرآن از نظر تعداد کلمات و حروف : سوره کوثر با 3 آیه (10 کلمه و 42 حرف)
بیشترین تعداد سوره ها : در جزء سی قرار دارد که 37 سوره می باشد
محل آیه الکرسی : سوره بقره آیه 255 تا 257
تنها سوره ای که در تمام آیاتش کلمه مقدس «الله » ذکر شده است : سوره مجادله
تنها سوره ای که از زبان بندگان خداست : سوره حمد
تنها سوره ای که خواندنش در نمازها واجب است و هر مسلمانی حداقل باید روزانه ده بار آنرا بخواند : سوره حمد
تنها سوره ای که نامش در همان سوره هفت بار بکار رفته است : سوره نور
تنها سوره ای که 7 سوگند پشت سر هم در آن سوره ذکر شده است : سوره شمس
تنها سوره ای که نام یک پیامبر 25 بار در آن ذکر شده است : نام حضرت یوسف (ع) در سوره یوسف
تنها سوره ای که یک آیه در آن ، 31 بار تکرار شده : سوره الرحمن ، آیه «فَبِاَیِّ الاءِ رِبِّکُما تُکَذِّبانِ »
تنها سوره ای که هنگام نزول هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه کردند :سوره انعام
تنها سوره ای که 70 مورد نام خداوند در آن ذکر شده «غیر از کلمه الله» : سوره انعام
تنها سوره ای که اکثر آن مبارزه با انواع شرک و بت پرستی و بدعت است : سوره انعام
تنها سوره ای که بیشترین خطاب «یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا » در آن ذکر شده است : سوره مائده و 16 مرتبه .(این خطاب در سوره بقره 11 مرتبه امده است )
سوره های مکی وتعداد آنها : (بزرگترین سوره مکی : سوره شعراء با 226 آیه و آخرین سوره مکی : سوره مطففین ) آیات و سوره هایی که قبل از هجرت نازل شد و 86 سوره می باشد « سیزده سال رسالت پیامبر اسلام (ص) در مکه »
سوره های مدنی و تعداد آنها : (بزرگترین سوره مدنی و اولین آن : سوره بقره با 286 آیه و کوچکترین سوره مدنی : سوره نصر با 3 آیه ) ایات و سوره هایی که بعد از هجرت نازل شده و 28 سوره می باشد « رسالت پیامبر اسلام ده سال بعد از هجرت درمدینه ادامه داشت .»
سوره هایی که یک جا نازل شده اند : سوره های فاتحه الکتاب ، اخلاص ، کوثر ، تبّت «مسد» ، کافرون ، نصر ، بیّنه ، فلق و ناس ، ضحی ، عادیات ، مرسلات ، صفّ ، انعام ، بقیه سورههای قرآن به تدریج و به طور پراکنده نازل شده اند »
سوره هایی که با حروف مقطعه «حروف رمز» آغاز شده اند : 29 سوره می باشند که سوره های شماره عبارتند از : 2-3-7-10-11-12-13-14-15-19-20-26-27-28-29-30-31-32-36-38-40-۴١-42-43-44-45-46-50-68
اولین سوره قرآن که حروف مقطعه دارد : سوره بقره
آخرین سوره در قرآن که حروف مقطعه دارد : سوره قلم
تنها سوره ای که با کلمه «سوره» آغاز می شود : سوره نور
سوره ای که به پاکدامنی و عفت و مبارزه با آلودگی ها معروف است : سوره نور
سوره ای که سه نام از نام های قیامت (حاقّه ، واقعه ، قارعه) که هر سه نام سوره هم هستند در آن ذکر شده است : سوره حاقّه
سوره ای که هنگام نزول ، پیامبر اسلام (ص) فرمودند این سوره مرا پیر کرد : سوره هود
سوره ای که به نام یکی از اصول دین است : سوره توحید
سوره ای که به نام یکی از فروع دین است : سوره حج
بلندترین کلمه قرآن «فَاَسقَیناکُمُوهُ» در این سوره است : سوره حِجر
بلندترین آیه در این سوره است (آیه 282 معروف به آیه دَین) سوره بقره
توصیف جالبی از خدا در این سوره است «از زبان ابراهیم» : سوره شعراء«آیات 78 تا 82»
سوره ای که تمام حروف عربی (28 حرف ) در آن جمع است : سوره فتح ، آیه 29 –سوره آل عمران ، آیه 154
کلمه وسط قرآن در این سوره است : سوره کهف ، آیه 9 ، کلمه « وَلیَتَلَطَّف »
تنها سوره ای که در آن آیه ای است که در بین پیامبران فقط به پیامبر اسلام (ص) می فرماید که پیامت سنگین است : سوره مزّمّل ، در آیه 5 « اِنّا سَنُلقی عَلیکَ قَولاً ثقیلاً »
تنها سوره ای که بیشترین تعداد سوگندها در آن است : سوره شمس ، دارای 11 سوگند
تنها سوره ای که بیشترین تعداد کاربرد کلمه قرآن را دارد :سوره اسراء که کلمه قرآن 11 بار در آن ذکر شده است .
داستانی ترین سوره قرآن در درجه اول : سوره نوح است که صد در صد آیات راجع بهداستان حضرت نوح (ع) است
داستانی ترین سوره قرآن در درجه دوم : سوره یوسف است که 88% آن مربوط داستان حضرت یوسف (ع) است .
بیشترین تعداد آیه مربوط به داستان پیامبران الهی سوره های قرآن :176 آیه از سوره شعرا (سوره شعراء با 226 آیه بزرگ ترین سوره از نظر تعداد آیات بعد از سوره بقره می باشد )
سوره هایی که با خطاب « یا ایّها النّاس » شروع می شوند : سوره نساء در 15 جزء اول قرآن که آیه اول این سوره توضیح «توحید» است . سوره حج در 15 جزء دوم قرآن که آیه اول این سوره توضیح «معاد» است .
اولین سوره ای که به صورت علنی و آشکار در مکه توسط پیامبر اسلام (ع) مطرح شد : سوره نجم
پر تکرار ترین کلمه از جمله گروه کلماتی که در سوره ها بکار رفته کلمه مبارک «الله» است که بیشتر از سایر کلمات در سوره های زیر بکار رفته است(تقریباً در 40 درصد سوره های قرآن که 45 سوره را شامل می شود ) سورههای : بقره ، آل عمران ، نساء ، مائده ، انعام ، انفال ، توبه ، یونس ، رعد ، ابراهیم ، نحل ، حج ، نور ، نمل ، قصص ، عنکبوت ، روم ، لقمان ، احزاب ، فاطر ، صافّات ، زُمر ، غافر ، شوری ، جاثیه ، احقاف ، محمد (ص) ، فتح ، حجرات ، حدید ، مجادله ، حشر ، ممتحنه ، صفّ ، جمعه ، منافقون ، تغابن ، طلاق ، تحریم ، نوح ، جنّ ، مزّمّل ، بروج ، نصر ، اخلاص
تنها سوره ای که در روایات به نام یکی از امامان معصوم (ع) معروف است : سوره فجر است که در روایت امام صادق (ع) به سوره حسین بن علی (ع) معروف است.
سوره هایی که با سوگند آغاز شده اند : 15 سوره : صافّات ، ذاریات ، طور ، نجم ، مرسلات ، نازعات ، بروج ، طارق ، فجر ، شمس ، لیل ، ضُحی ، تین ، عادیات ، عصر .
اولین قسم قرآن از سوره صافّات شروع می شود .
در پنج سوره بعد از حروف مقطعه که سرآغاز آن سورهها هستند بلافاصله قَسم ذکر شده است که عبارتند از سوره های : ص ، ق ، ن ، یس ، زخرف ، دخان
در دو سوره نیز سوگند را به صورت جمله خبری بیان کرده : سوره قیامه و سوره بَلد .
سوره هایی که سجده واجب دارند : «احکام و ذکر آن » : در 4 سوره قرآن سجده واجب وجود دارد : 1- آیه 15 / سجده ، 2 – آیه 37 / فصّلت ، 3- آیه آخر سوره نجم 4- آیه آخر سوره علق .
اگر کسی این آیات را بخواند یا بشنود پس از تمام آیه یا در صورت فراموشی ، هر وقت یادش بیاید واجب است سجده کند و در سجده بگوید : «ذکر سجده واجب » لا اِلهَ اِلَّا اللهُ حَقّاً حَقاً ، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ ایماناً وَ تَصدیقاً ، لا اِلهَ اِلَّا اللهُ عُبوُدِیَّتاً وَ رِقّاً ، سَجَدتُ لَکَ یارَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً ، لا مُستَکبِراً وَ لا مُستَنکِفاً بَل اَنَا عَبدٌ ذَلیلٌ خائِفٌ مِسکینٌ مُستَجیرٌ .
سوره هایی که سجده مستحب (منوبه) دارند : در 11 سوره : 1- آیه آخر سوره اعراف ، 2- آیه 15 / رعد ، 3- آیه 48 / نحل ، 4- آیه 107 / اسراء ، 5- آیه 58 / مریم ، 6- آیه 18 / حجّ ، 7- آیه 77 / حجّ ، 8- آیه 60 / فرقان ، 9- آیه 25 / نمل ، 10- آیه 24 / ص ، 11- آیه 21 / انشقاق
http://rahpeletakhoda.ibsblog.ir/
ادامه مطلب
پدید آورنده : محمدمهدی کریمی نیا ، صفحه 17
رنگ سبزبه رنگ سبز، در هشت آیه از آیات قرآن کریم اشاره شده است که در ذیل به شرح آن می پردازیم: هفت خوشه سبزحضرت یوسف علیه السلام در خانه عزیز مصر، پاکدامنی را پیشه خود ساخت و تن به گناه نداد. از سوی دیگر، زلیخا همسر عزیز مصر، کینه حضرت یوسف علیه السلام را به دل گرفت. عزیز مصر، تحت تاثیر همسرش، یوسف را به زندان افکند. علاوه بر حضرت یوسف علیه السلام، دو تن دیگر از دربار پادشاه در زندان بودند و همان گونه که حضرت یوسف علیه السلام خواب آنان را تعبیر نموده بود یکی از آن دو به دربار بازگشت و به عنوان «ساقی » به کار خود ادامه داد و دیگری اعدام شد. بامداد یکی از روزها، پادشاه گفت: در خواب دیدم هفت گاو لاغر، هفت گاو فربه را خوردند و سپس هفت خوشه گندم سبز و خوشه های خشکیده ای را دیدم. دانشمندان از تعبیر خواب عاجز ماندند. ناگهان «ساقی » به یاد یوسف علیه السلام در زندان افتاد. او با اجازه پادشاه به زندان آمد و تعبیر خواب را از حضرت یوسف علیه السلام پرسید. حضرت یوسف علیه السلام خواب را چنین تعبیر نمود: «کشور مصر هفت سال سرسبز خواهد بود و غله بسیاری نصیب مردم خواهد شد، به دنبال آن هفت سال، قحطی خواهد آمد که باید مردم از غلات ذخیره شده خود استفاده کنند. با این تعبیر، غم و اندوه از چهره عزیز مصر زایل شد چون با خواب او کاملا مناسب بود. بدین جهت، دستور داد حضرت یوسف علیه السلام را آزاد نمایند تا در مشکلات کشور مصر یاوری برای پادشاه و مردم باشد. و در این جا همگان به بی گناهی حضرت یوسف علیه السلام اعتراف نمودند. (یوسف: 12 و 46) شاخه های سبز، زمین سرسبززمینی که آثار حیات از او رخت بربسته بود و چهره ای عبوس و زشت و تیره داشت، با نزول قطرات حیات بخش باران زنده شده و لبخند سبز زندگی در چهره او آشکار گردید. از مهم ترین نعمت های پروردگار، رشد گیاهان سبز و خرم به واسطه بارش باران است. تمام منابع آب در زمین، اعم از چشمه ها، نهرها، قنات ها و چاه های عمیق به آب باران منتهی می گردد. این از عجایب آفرینش است که چگونه این همه انواع گیاهان، با آن خواص کاملا متفاوت و گاهی متضاد و اشکال گوناگون، همه در یک زمین و با یک آب پرورش می یابند. هر یک از پرندگان و چهارپایان و حشرات و حیوانات دریا و صحرا بهره ای از این گیاهان دارند و جالب این که خداوند بزرگ، از یک زمین و یک آب، غذای موردنیاز همه را تامین کرده است. (انعام: 99 و حج: 63) لباس سبز بهشتیبر اندام بهشتی ها، لباس هایی از حریر نازک سبز رنگ و از نوع دیبا می باشد. انتخاب رنگ سبز، برای لباس های بهشتی، به خاطر آن است که رنگی است بسیار نشاط آور، همانند برگ های زیبای درختان. بهشتی ها این لباس های فاخر به رنگ سبز و از نوع حریر را به تن می کنند، در حالی که بر تخت ها تکیه کرده اند و چه پاداش خوبی و چه جمع نیکویی. (انسان: 21 و کهف: 31) تخت بهشتی سبز رنگبهشتی ها بر تخت هایی تکیه زده اند که با بهترین و زیباترین پارچه های سبزرنگ پوشانده شده است. (الرحمن: 76) آفرینش آتش از درخت سبز!خدا، همان کسی است که از درخت سبز، آتش آفرید و شما به وسیله آن آتش می افروزید. چوب های درختان اگر محکم به هم بخورند جرقه می زنند حتی «چوپ درختان سبز» هم. به همین دلیل، گاه آتش سوزی های وسیع و وحشتناکی در دل جنگل ها روی می دهد که هیچ انسانی عامل آن نبوده بلکه عامل اصلی آن وزش شدید بادها و طوفان هایی است که شاخه های درختان را محکم به هم کوفته است و از میان آن جرقه ای در میان برگ های خشک افتاده، سپس وزش باد به آن آتش دامن زده است. این همان جرقه الکتریسیته است که بر اثر اصطکاک و مالش به وجود می آید. این همان آتشی است که در دل تمامی ذرات موجودات جهان نهفته است و به هنگام اصطکاک خود را نشان می دهد و از «درخت سبز» آتش می آفریند. (یس: 8) رنگ سفیدرشته سفیددر آغاز اسلام، مسلمانان در ماه مبارک تنها حق داشتند پیش از خواب شبانه، غذا بخورند. چنانچه کسی در شب خواب می رفت و سپس بیدار می شد، خوردن و آشامیدن بر او حرام بود. «مطعم بن جبیر» که یکی از یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بود وارد خانه خود شد. همسرش رفت تا برای او افطاری آماده کند، به دلیل خستگی، خواب او را ربود. زمانی که بیدار شد گفت: «من دیگر حق افطار ندارم.» با همان حال، شب را خوابید و صبح در حالی که روزه دار بود برای حفر خندق، (در جنگ احزاب)، در اطراف مدینه حاضر شد. در اثنا تلاش و کوشش، به واسطه ضعف و گرسنگی مفرط بی هوش شد. پیامبراکرم صلی الله علیه وآله بالای سرش آمد و از مشاهده حال او متاثر شد. در این هنگام آیه فوق نازل شد و به مسلمانان اجازه داد از ابتدای شب تا پدیدار گشتن رشته سفید (طلوع صبح) بخورند و بیاشامند. (ر. ک. به: بقره: 187) نور سفیدفرعون برای مبارزه و کوبیدن حضرت موسی علیه السلام، دست به تهدید زد و گفت: «اگر از ادعای پیامبری دست برنداری و خدایی غیر از من، قبول داشته باشی، تو را به زندان می افکنم.» حضرت موسی علیه السلام گفت: «اگر چه دلیل روشنی بر حقانیت خود داشته باشم!؟» فرعون گفت: «دلیلت چیست؟» موسی عصای خود را به زمین انداخت به صورت اژدها درآمد. فرعون از دیدن آن مبهوت شد و گفت: «معجزه دیگری هم داری؟» حضرت موسی علیه السلام دست به گریبان برد و بیرون آورد. کف دستش نور سفید و درخشنده ای داشت که چشمان هر بیننده ای را خیره می ساخت ولی باز فرعون ایمان نیاورد! (اعراف /108، طه /22، شعراء /33، نمل /12، قصص /32) چشمان سفید!قحطی همه جا را فرا گرفته بود. برادران یوسف، از جمله بنیامین برای خرید آذوقه نزد یوسف آمدند. یوسف آنان را می شناخت ولی ایشان یوسف را نمی شناختند. حضرت یوسف علیه السلام نقشه ای برای نگهداشتن بنیامین کشید. به دستور او، پیمانه مخصوص را در میان بار بنیامین قرار دادند. هنگامی که کاروان آن ها کمی دور شد یکی از کارمندان یوسف علیه السلام فریاد زد: «توقف کنید، شما پیمانه عزیز را دزدیدید!!» آنان گفتند: «ما به پاکی خود اطمینان داریم. طبق آئین ما اگر کسی دزد باشد می توانید او را اسیر کرده و بنده خود قرار دهید.» آنان شروع به بازجویی کردند. پیمانه از میان بار بنیامین بیرون آمد. لذا حضرت یوسف برادرش بنیامین را که بسیار به او علاقه مند بود، پیش خود نگه داشت. زمانی که این خبر را برای حضرت یعقوب علیه السلام بردند، از شدت غم و اندوه، چشمان او سفید (نابینا) گشت و به یاد یوسف آه دردناکی کشید... (یوسف /84) پی نوشت: ر. ک. به: تفسیر نمونه، جلدهای 5، 12، 14، 18، 23، 25 |
ادامه مطلب
جايگاه واجبات و مستحبات (عبادت ، معنوى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ .
و دورد خدا بر او ، فرمود : عمل مستحب(10)، انسان را به خدا نزديك نمى گرداند، اگر به واجب زيان رساند.
http://serajnet.org
ادامه مطلب
راه شناخت عاقل و احمق(اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ
قال الرضى و هذا من المعانى العجيبة الشريفة و المراد به أن العاقل لا يطلق لسانه إلا بعد مشاورة الروية و مؤامرة الفكرة و الأحمق تسبق حذفات لسانه و فلتات كلامه مراجعة فكره و مماخضة رأيه فكأن لسان العاقل تابع لقلبه و كأن قلب الأحمق تابع للسانه .
و درود خدا بر او، فرمود : زبان عاقل در پْشت قلب اوست ، و قلب احمق در پْشت زبانش قرار دارد.(11)
(اين سخنان ارزشمند و شگفتى آور است ، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمى سازد . اما احمق هر چه بر زبانش آيد مى گويد بدون فكر و دقت ، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى گيرد).
http://serajnet.org
ادامه مطلب
ارزش ها و آداب معاشرت با مردم (اخلاقى، اجتماعي، تربيتى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لِابْنِهِ الْحَسَنِ [عليه السلام] يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّى أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ .
به فرزندش امام حسن [عليه السلام] فرمود : پسرم ! چهار چيز از من يادگير (در خوبى ها ) ، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آن ها عمل مى كنى زيان نبيني:
الف ـ خوبى ها
1 ـ همانا ارزشمند ترين بى نيازى عقل است . 2 ـ و بزرگ ترين فقر بى خردى است . 3 ـ و ترسناك ترين تنهايى خود پسندى است . 4 ـ و گرامى ترين ارزش خانوادگى ، اخلاق نيكوست.
ب ـ هشدار ها
1 ـ پسرم ! از دوستى با احمق بپرهيز ، چرا كه مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زيانت مى كند.
2 ـ از دوستى با بخيل بپرهيز ، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز دارى از تو دريغ مى دارد.
3 ـ و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى فروشد.
4 ـ و از دوستى با دروغگو بپرهيز كه به سراب ماند: دور را به تو نزديك ، و نزديك را دور مى نماياند.
http://serajnet.org
ادامه مطلب
ضرورت ترك آداب جاهلي (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] وَ قَدْ لَقِيَهُ عِنْدَ مَسِيرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِينُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ
مَا هَذَا الَّذِى صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا يَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ وَ إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِى دُنْيَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِى آخِرَتِكُمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ .
و درود خدا بر او ، فرمود : ( در سر راه صفّين دهقانان شهر انبار (9) تا امام را ديدند پياده شده و پيشاپيش آن حضرت مى دويدند فرمود چرا چنين مى كنيد؟ گفتند عادتى است كه پادشاهان خود را احترام مى كرديم، فرمود) به خدا سوگند كه اميران شما از اين كار سودى نبردند، و شما در دنيا با آن خود را به زحمت مى افكنيد ، و در آخرت دچار رنج و زحمت مى گرديد، وچه زيانبار است رنجى كه عذاب در پى آن باشد ، و چه سودمند است آسايشى كه با آن ، امان از آتش جهنم باشد.
http://serajnet.org
ادامه مطلب
آرزوهاى طولانى و بزهكاري (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ .
و دورد خدا بر او ، فرمود : كسى كه آرزوهايش طولانى است كردارش نيز ناپسند است .
http://serajnet.org
ادامه مطلب
فضیلت و خواص سوره قصص
قصص و نام دیگرش «موسی و فرعون»۱ بیست و هشتمین سوره قرآن است که مکی و ۸۸ آیه دارد.
از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله روایت شده است: اگر کسی سوره قصص را قرائت کند ده برابر تعداد کسانی که حضرت موسی علیه السلام را تصدیق یا تکذیب کرده اند به او حسنه داده می شود و تمامی فرشتگان آسمان و زمین در روز قیامت، به سود او شهادت می دهند که او راستگو و درستکار بوده است. ۲
آثار و برکات سوره
و این دستور را در کنار نهر آبی جاری بگو و هر گاه از نماز شب فارغ شدی پیش از آن که نماز صبح را بخوانی ۷ بار این دستور را انجام بده. إن شاءالله هیچ چیزی به تو زیان نخواهد رساند. ۵
(۱)درمان با قرآن، ص۶۸
(۲) مجمع البیان،ج۷، ص۴۱۲
(۳)تفسیرالبرهان، ج۴،ص۱۹۹
(۴)المصباح کفعمی، ص۴۵۶
(۵) طب الائمه، ص۳۵
(۶) خواص القرآن و فوائده، ص۷۲
منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی محسن آشتیانی، سید محسن موسوی؛ و درمان با قرآن،محمدرضا کریمی»
ادامه مطلب
- قران داراي 114 سوره است
- قران داراي 6236 ايه استتست
- قران 114 بسم الله الرحمن الرحيم دارد
- قران داراي 120 حزب ميباشد
- قران 30 جز دارد
- قران 115 بسم الله دارد
- 70بار نام قران در قران بكار رفته است
- بزرگترين سوره قران بقره است
- بهترين نوشيدني كه در قران به ان اشاره شده است شير ميباشد
- كوچكترين سوره قران كوثر ميباشد
- بهترين ايه ايه الكرسي است
- ايه 282 سوره بقره بزرگترين ايه قران است
- عظيم ترين ايات بسم الله الرحمن الرحيم ميباشد
- بهترين خوردني كه در قران ذكر شده عسل ميباشد
- منقورترين كار حلال نزد خداوند طلاق است
- كوچكترين ايه قران مدها متان در سوره الرحمن است
- بهترين شب در قران شب قدر است
- بهترين ماه در قران ماه رمضان است
- بهترين سوره قران يسن است
- سوره حمد به مادر قران معروف است
- سوره فجر به سوره امام حسين ( ع) معروف ا
- سوره هاي اسرائ حديد حشر صف جمعه تغابن واعلي به مسبحات مشهورند
- 86 سوره مكي و 28 سوره مدني است
- سوره يسن به قلب قران معروف است
- سوره هاي سجده فصلت نجم وعلق سجده واجب دارند
- سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است
- قران كريم در سوره حمدد خلاصه شده است
- سوره توبه بسم الله الرحمن الرحيم ندارد
- سوره الرحمن به عروس قران معروف است
- سوره نمل دو بسم الله الرحمن الرحيم دارد
- تعداد 29سوره قران با حروف مقطعه اغاز ميشوند
- سوره حمد دو مرتبه بر پيامبر اكرم ( ص) نازل شده يكبار در مدينه و يكبار در مكه
- در سوره هاي فلق و ناس به معوذتين معروفند
- سوره عاديات منسوب به حضرت علي(ع) است
- سوره اسرا به بني اسرائيل معروف است
- 37سوره قران در جز 30 قرار دارند
- سورهايي كه توصيه شده در نماز جمعه خوانده شود عبارتند از منافقون و جمعه
- سوره اي كه در شان اهل البيت ( ع) نازل شده سوره دهر است
- سوره حجرات سوره اخلاق و ادب است
- داستان گوساله پرستي بني اسرائيل در سوره طه بيان شده است
- ايه الكرسي در سوره بقره قرار دارد
- ايه معروف و ان يكاد الذين كفروا... در سوره قلم قرار دارد
- دعاي ربنا اتنافيالدنيا حسنه ...در سوره بقره ايه 201 ميباشد
- در ايه 7 سوره احزاب نام پنج تن از پيامبران اولوالعزم بيان شده است
- ايه معروف امن يجيب المضطر اذا دعاه ويكشف اسو در سوره نمل ايه 62 ميباشد
http://iaudehloran.ac.ir
ادامه مطلب

