عزم مضاعف برای کمک به محرومان
کمک به همنوع چشمه اي که هميشه مي جوشد
ایمیل مدیریت
نویسنده وبلاگ

 

مسوول اجرائیات شهرداری ساوه گفت: بر اساس بررسی های انجام شده توسط این واحد، افرادی که در این شهر اقدام به تکدی گری می کنند، نیازمندان واقعی جامعه نیستند.

ساوه- مسوول اجرائیات شهرداری ساوه گفت: بر اساس بررسی های انجام شده توسط این واحد، افرادی که در این شهر اقدام به تکدی گری می کنند، نیازمندان واقعی جامعه نیستند.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 8 اسفند 1391  ] [ 11:21 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

 

مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان زنجان فقرزدایی را از آثار وقف در جامعه عنوان کرد و گفت: گسترش عدالت و حرکت به سوی خوبی‌ها از دیگر آثار این حسنه محسوب می‌شود.

وی با بیان اینکه با احیای سنت حسنه وقف بسیاری از مشکلات جامعه حل می‌شود، خاطرنشان کرد: ترویج فرهنگ و تفکر شیعه از برکات وقف محسوب می‌شود.

باقری جلوگیری از تکثر ثروت و توزیع عادلانه ثروت‌های جامعه را از دیگر مزایای وقف عنوان کرد و گفت: موقوفات ذخیره‌سازی لازم برای جامعه محسوب می‌شود.

وی بر ضرورت آشنایی مردم با آثار و برکات موقوفات تاکید کرد و افزود: باید وقف جدید در جامعه با اطلاع‌رسانی‌های لازم ایجاد شود.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 8 اسفند 1391  ] [ 11:15 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

 

بهترین مسلمانان نیازمندان آنها هستند این جمله روایتی است از زبان پیامبر گرامی اسلام، روایتی که با کمی تأمل در آن می توان مرز خوب و بد و بهتر و بدتر را در جامعه تشخیص داد. آری فقر ممدوح از جمله فضائل اخلاقی است که دست یافتن به آن کار هر کسی نیست چرا که فقر سیره و انتخاب غالب انبیاء و اولیاء بوده است. فقر ممدوح فضیلتی که خداوند هر کسی را دوست داشته باشد به وی فقر عطا می کند، جالب است بدانید فقر ممدوح به معنای در اختیار نداشتن همه یا بخشی از نیازمندی های مادی و لوازم ضروری زندگی به انتخاب خود و یا به دلیل معاوضه دنیا با ارزش های دیگر می باشد. خداوند در آیه 6 سوره نساء با اشاره به اینکه کسی که نیازمند است، به مقدار متعارف می تواند ارتزاق نماید، در جای دیگر نیز می فرماید: صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا ناتوان و بیچاره اند و توانایی انجام کاری را که از پیش گیرند، ندارند... بنابراین اگر هر کدام از ما جزء کسانی هستیم که خداوند به ما دلی محزون، بدنی مریض و یا دستی خالی از ثروت دنیا عطا فرموده است اصلا نباید ناراحت و نگران باشیم چرا که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: خدایم با من تکلم نمود و گفت: ای محمد! اگر بنده ای را دوست بدارم سه چیز برای او قرار می دهم، دلی محزون، بدنی مریض و دستی خالی از ثروت دنیا... هر عقل سلیمی می داند که داشتن ثروت، مساوی است با رفاه و آسایش بیشتر در زندگی اما نداشتن ثروت آنچنانی از دنیا نیز باعث آن می گردد که انسان از رذائل اخلاقی ناشی از رفاه و ثروت خلاصی یابد و گرایش بیشتری به خداوند پیدا کند و با عموم مردم همدردی داشته باشد. مسلما اگر انسان طعم فقر و نداری را چشیده باشد خیلی بهتر می تواند دست دهنده داشته باشد و به نیازمندان کمک نماید چرا که خود طعم آن را چشیده است. بنابر مسائل یاد شده بهتر است که شخص فقیر برای حفظ دین خود، رعایت چند مورد را در دستور کار خویش قرار دهد: اول اینکه اندوهناک نباشد و مشکلات ثروتمندی را بررسی کند تا راضی به فقر شود. دوم اینکه توکل به خدا داشته باشد و فقر خود را پنهان نمایند. سوم اینکه فقیر نباید هیچ چشمداشتی به مال مردم داشته باشد و برای ثروتمندان به خاطر ثروتشان احترامی قائل نشود و عزت خود را حفظ کند. چهارم اینکه خداوند را فراموش نکند و به خاطر فقر از عبادت کوتاهی نکند. و آخرین و مهمترین نکته اینکه از همان مال اندک خود انفاق نماید که سبب گشایش و بسط روزی می گردد.         

راسخون


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 2 اسفند 1391  ] [ 12:17 AM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

وقتی امام باقر علیه السلام پدرش علی بن الحسین علیه السلام را غسل می داد چشم همراهان او به بدن امام سجاد علیه السلام افتاد و دیدند كه زانوها و سرانگشت پاهای او از زیادی سجده پینه بسته است و كتف او نیز پنبه بسته است . به امام باقر علیه السلام عرض كردند پینه بستن پای او از ادامه سجده های مكرر و طولانی است اماشانه های او چرا پینه بسته است ؟ امام علیه السلام فرمود: اگر پدرم نمرده بود چیزی به شما نمی گفتم . روزی نبود مگر اینكه او مسكین یا مساكینی را در حد امكان سیر می كرد و وقتی شب می شد آنچه از خوردنی در منزل اضافه داشت در كیسه ای می گذارد و در هنگامی كه مردم می خوابیدند آنها را بر دوش می گذارد و بسوی منازل افرادی می رفت كه از روی حیا از مردم در خواستی نداشتند و آنها را بین آنها تقسیم می كرد به گونه ای كه آنها متوجه نشوند تنها من می دانستم و البته هدف او این بود كه بطور پنهانی و بدست خود صدقه بدهد و می فرمود: صدقه السر تطفی غضب الرب كما تطفی الماء النار فاذاتصدق احدكم فاعطی بیمینه فلیحفها عن شماله . صدقه پنهانی شعله های غضب پروردگار را خاموش می كند همان گونه كه آب وآتش را خاموش می كند، وقتی كسی از شما بادست راست خود صدقه می دهد آن را از دست چپ مخفی بدارد.

قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليه السلام) / محمد رضا اکبري


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 26 بهمن 1391  ] [ 5:28 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0


▪ همدلی با فرد نیازمند؛ تسهیل شرایط همدلی در داشتن تجارب خاصی امکان پذیر می شود مثلاً وقتی کمک کننده در گذشته تجاربی از نیازمند شدن را داشته باشد یا به فرد نیازمند وابسته بوده و این وابستگی ممکن است بر اساس روابط خانوادگی، دوستی، زبانی - نژادی - قومی، همسایگی، همکاری یا روابطی از این دست استوار باشد یا اینکه دیگران به او آموخته اند که شرایط افراد نیازمند را در ذهن خود مجسم کند یا شخصاً در این زمینه تلاش کرده است. چنین آموزش هایی مستقیماً موجب تشدید احساس همدلی می شود و شخص به راحتی می تواند خود را به جای دیگری بگذارد. همدلی با آسیب دیدگان اجتماعی می تواند موجب احساس پاداش های جانشین شود که منافع کمک کننده را افزایش می دهد. مثلاً او ممکن است چنین بیندیشد که دنیا چندان هم جای بد و وحشتناکی نیست، یا ممکن است او امیدوار و خوش بین شود و تصور کند که بالاخره روزی پیامدهای منفی فقر از بین برود.
▪ تسکین حالت ناخوشایند درونی؛ گاهی کمک کننده در حالت غم و اندوه به سر می برد و کمک کردن که نمادی از رفتار اجتماعی مطلوب است موجب تغییر حالت درونی او می شود. این اجتماعی شدن، در ایجاد تقویت فردی برای رفتار های مثبت اجتماعی در بزرگسالی نقش مهمی ایفا می کند.
▪ کاهش احساس ناراحتی ایجاد شده؛ مشاهده وضع فلاکت بار دیگران ممکن است موجب بروز اندوه و رنج در مشاهده گر شود. این احساس ناخوشایند یا با کمک کردن یا با ترک کردن (فرار از آن) موقعیت کاهش می یابد. به نظر می رسد که در صورت نبود شرایطی برای دوری فرد از آن موقعیت، کمک کردن می تواند به کاهش احساس زجرآور در رهگذر منتهی شود. چنین شرایطی با مشاهده افراد معلول جسمی و ذهنی، کودکان و سالمندان بیشتر تجربه می شود.
▪ کاهش احساس گناه ایجاد شده؛ رویارویی فرد با اشخاصی که دست نیاز به سوی او دراز می کنند گاهی به دلیل عدم حمایت یا کمک نکردن موجب بروز احساس گناه در آنان می شود. چون برخی از افراد به دلیل اعتقادات دینی و اخلاقی آموخته اند که حمایت کردن افراد نیازمند واجب است و ثواب دارد.
▪ پذیرش اجتماعی؛ در برخی از موقعیت ها اقدام فرد نیازمند برای دریافت کمک نزد دیگران موجب می شود که شخص به منظور پیشگیری از ارزیابی منفی افراد (ناظران بیرونی) به افراد نیازمند کمک کند ،چنین اقدامی تلاشی است در جهت ایجاد نگرش مثبت در مشاهده گران و مورد پذیرش اجتماع واقع شدن.
▪ احساس رضایتمندی از کمک کردن؛ به نظر می رسد که برخی از مشاهده گران به دلیل احساس مهربانی و مسوولیت نسبت به سایرین به انسان های فقیر کمک می کنند. چنین انگیزه هایی به افزایش احساس ارزشمندی و معنادار بودن زندگی منتهی می شود.
▪ رهایی از تداوم مزاحمت؛ متاسفانه در جامعه مان تجاوز به حقوق شهروندان توسط متکدیان به راحتی صورت می گیرد مثلاً اصرار به دریافت پول، جلوی شهروند را برای پول مسدود کردن، بدون اجازه شیشه ماشین را پاک کردن، دراز کردن دست به داخل ماشین، فروش اجباری فال، گل یا... گونه هایی از تجاوز به حریم، قلمرو و آزادی فردی است. گاهی مردم برای رهایی از چنین شرایط پراسترسی به خواسته متکدیان تن می دهند تا تنش و ناخرسندی حاصل از این شرایط را کاهش دهند.
▪ کاهش احساس گناهکاری؛ انگیزه بسیاری از مردم برای کمک به نیازمندان کاهش بار حس گناهکاری با تمسک جستن به مبانی دینی است. از یک سو کمک کردن به باور این افراد موجب بالا رفتن کفه اعمال نیک می شود و از سویی تداوم برخی رفتارها موجب افزایش کفه گناه شده و حلقه مکرری را ایجاد می کند، هر چند که شاید در نگاه ناظران چنین افرادی به عنوان خیرین و اشخاص باتقوا امکان دارد به نظر برسند ولی انگیزه های درونی آنها نه از روی مهرورزی و درک نیاز دیگران بلکه تلاش برای توازن دو کفه است. این انگیزه ها ممکن است به تنهایی یا همراه با یکدیگر بر رفتار اجتماعی تاثیر بگذارد. چند انگیزه خودخواهانه و نوع دوستانه ممکن است در یک انگیزه کلی کمک رسانی با یکدیگر تلفیق شوند. اینکه چه انگیزه هایی در کمک کردن فرد تاثیر دارند تا حدودی به موقعیت بستگی دارد و تا حدی هم به شخص یاری دهنده مربوط می شود.
با وجود انگیزه های طرح شده، واقعیت این است که رفتارهای اجتماعی مطلوب دارای انگیزه های چندجانبه هستند و همین امر، یافتن انگیزه غالب را مشکل می کند، ضمناً انگیزه ها منجر به واکنش های درونی می شوند (مانند تبریک گفتن به خود، خود را به جای دیگری گذاردن) که به سهولت از بیرون قابل تشخیص نیستند.

روزنامه اعتماد


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 26 بهمن 1391  ] [ 5:26 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

امام صادق (ع) فرمود: هرگز رسول خدا (ص) سائلی را منع نکرد؛ اگر چیزی داشت، به وی می داد و اگر نداشت می فرمود: خدا آن را می آورد.
اهل بیت (ع) فرموده اند: ما به غیر مستحق چیزی می دهیم تا مبادا مستحقی را رد کنیم.
امام صادق (ع) فرمود: کسی که درخواست سائلی را رد می کند، اگر از پیامد منع خود آگاه بود، هرگز سائلی را رد نمی کرد.
رسول خدا (ص) فرمود: سائل را با بذل اندک یا با نرمی و رحمت بازگردانید، چرا که کسی نزد شما و به در خانه های شما می آید که نه انسان است و نه جن و به این مظور می آید تا ببیند که شما در برابر نعمت های خداداد چه می کنید.
امیر مؤمنان (ع) فرمود: مسکین فرستاده خداست [تا توانگر بی نیاز را بیازماید]، پس اگر وی نیازمند را رد کرد خدا را مردود داشته و اگر به او عطا کرد، عطایش به خداست.
امام باقر (ع) فرمود: اگر درخواست شونده می دانست در بخشش چه پاداشی است، هرگز کسی سائلی را رد نمی کرد.
ادب برخورد با سائل
تکریم سائل: 
هرگاه نیازمندی برای رفع نیازش نزد امیر مؤمنان علی (ع) می آمد به وی می فرمود: آن را بر زمین بنویس، زیرا کراهت دارم شرم درخواست را در سیمای سائل ببینم.
بخشش بی واسطه: امام صادق (ع) فرمود: پدرم گاهی سائلان را می آزمود تا قانع را از غیر آن باز شناسد و هرگاه هنگام قربانی سائلی می آمد ابتدا سر حیوان را به وی می داد؛ اگر می پذیرفت، می فرمود: آن را بگذار و از گوشت آن به وی می داد و اگر نمی پذیرفت، چیزی به وی نمی داد.
درخواست دعا از سائل: امام زین العابدین (ع) فرمود: دعای فقیر [برای بخشنده] رد نمی شود، از این رو امام (ع) به خادمش می فرمود: هرگاه به سائل چیزی دادی، از او دعای خیر بخواه.
امام صادق (ص) می فرمود: مستحب است بیمار با دست خود به سائل بدهد و از او بخواهد تا برایش دعا کند.
بوسیدن دستی که دعا کرد: امیر مؤمنان (ع) فرمود: بخشنده به سائل دست خود را ببوسد، زیرا خدا صدقه را پیش از آن که به دست فقیر برسد دریافت می کند، چرا که صدقات را خدا در می یابد.


ادامه مطلب

[ شنبه 14 بهمن 1391  ] [ 10:50 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

یک کارمند بر این نظر است که کمک کردن به افراد و خانواده های نیازمند بهتر است همواره ازطریق مؤسسات و افراد خیر، نیکوکاران شناخته شده همراه با تحقیقات واقعی انجام شود. این امر باعث می شود نظم و روال مطمئن در حمایت از مستمندان حقیقی صورت گیرد و مانع از ترویج تکدی گری افرادی نیازمند نما در خیابان ها و سایر اماکن می شود.
    «کاظمی» درباره تاثیر نیکوکاری در جامعه می گوید: «اصولاً هر عمل نیک در خور شان انسانی روی نظر دیگران اثر می گذارد. کمک به همنوع مستمند در فرهنگ عمومی جامعه تاثیر مثبت دارد که در اسلام هم به این امر تاکید شده است. حتی تامین قوت و خوراک پرندگان و... که توسط بعضی ازمردم در جاهایی دیده می شود، بر احساس و نظر عابران تاثیر مثبت می گذارد که به نوعی نشان از رافت و توجه مردم است.»
    یک شهروند جوان در گذر از پیاده رو به یک فرد متکدی مقداری پول می دهد. او درمورد این کمک خود می گوید: «صداقت یا شاید فریبکاری شخص متکدی برای من مهم نیست. برای رضای خدا کمک کردم. «سعید یاراحمدی» شغل آزاد، می افزاید: «من از والدینم یاد گرفتم به نیازمند کمک کنم، برادر کوچکم از من. همه ایرانی هستیم و فرهنگ بخشندگی داریم. هرکس به وسع خودش و تا حدی که ممکن باشد به ضعفا کمک می کند و احساس خوب و خوش هم داریم.»
    اما «صفایی» بازنشسته یک چاپخانه بر ضرورت برخورد با سوءاستفاده کنندگان از احساسات پاک مردم تاکید می کند. می گوید که چندی پیش حوالی خیابان دردشت در پیاده رو یک فرد نه چندان بزرگسال روبرویش قرار می گیرد و می گوید رفته بوده نشانی خانه یکی از اقوامش را پیدا کند اما موفق نشده است. آن فرد که نشانی مکتوب دردست ندارد اما به سرعت، نام یک خیابان آن منطقه و اسم یک کوچه و حتی شماره ای به عنوان پلاک خانه ای می گوید و دست آخر تصمیم می گیرد به محل و خانه خود برگردد ولی حالاپول بازگشت به خانه را ندارد. این شهروند می گوید که به او کمک کردم اما متاسفانه فرد مدعی همچنان از دیگر رهگذران تقاضای کمک می کرد که در صداقت او شک کردم.
    «صفایی» می افزاید: حرکت غیراخلاقی آن شخص سبب می شود به حرف های این قبیل افراد در برخوردهای دیگر اعتنا نمی کنم. اصلاً به نظرم کمک به فقیرنماها در کوچه و بازار صحیح نیست. از این که نیت خیر و حس نوعدوستی بعضاً مورد سوءاستفاده آدم هایی به ظاهر نیازمند، قرار می گیرد، یک تاثیر منفی دوسویه در شخص می گذارد به این صورت: یکی آن که شخص سائل و مسکین نما عادت به تکدی گری می کند و دیگر آن که کمک من نوعی به چنین افراد می تواند حس کمک بینندگان دیگر به این متکدیان را نیز برانگیزاند. اما یاری کردن مردمانی محتاج و آبرومند، به نظرم باید فرهنگ سازی شود و کمک به نیازمند واقعی در هر موقعیت که باشد باید به عنوان یک وظیفه انسانی، عمومی شود.»
    «ناصر شورجه» بازنشسته لشگری، همیاری و کمک مردم به مستمندان را یک حرکت مثبت و خوب می خواند که اثر این عمل نیز روی روحیه و فرهنگ مداری بچه ها تاثیر مثبت دارد. او لیکن تاکید می کند کمک به اقشاری نیازمند در چرخه زندگی شان، پنهان باشد، جنبه خودنمایی و کاسب مابانه نباشد ولی جریان نیکوکاری فرهنگ سازی شود تا مردم بدانند کمک به کسانی که مستحق هستند و شناخته می شوند صورت گیرد نه سایرین که وضعیت زندگی شان شناخته نیست. درآن صورت، تکدی گری رواج خواهد یافت.


ادامه مطلب

[ شنبه 30 دی 1391  ] [ 9:53 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

اثرگذاری جنبه های مثبت و منفی رفتار آنان که به همنوعان نیازمند کمک می کنند و آنانی که به دلایلی کمتر به این امور توجه دارند از دیدگاه علم روان شناسی، آیینه تمام قد شفاف بازتاب های درونی برآمده از رفتار انسان است. خلاصه هر یک از این دوگانگی نگرش ها، احساس خوشبختی و دور بودن از نگرانی و ضربه های روانی و سویه دیگر، زیستن در هراس و بهمریختگی تعادل فکری و روحی است. «محمد کیوان زاده» کارشناس ارشد روان شناسی، در این موارد توضیح می دهد: «انسان ها همواره خواهان کمال طلبی هستند. از سوی دیگر گرایش به برانگیختن تحسین دیگران و در حقیقت حس زیبایی خواهی که خوشبختی از جمله آن ها محسوب می شود، دارند. یکی از راه های ارضای این دوجنبه در انسان، احسان و نیکویی کردن به دیگران است. نیکی کردن به همنوع دو بعد جسمی و روحیه انسان را شامل می شود چرا که فرد با گذشتن از تعلقات مادی دنیوی، نخست آن که به چنان آرامشی دست می یابد که خود را از دیگران در این زمینه برتر دانسته و احساس خوشبختی می نماید. در ثانی، دیگران را به سوی خود جذب می کند و باعث می شود تا افراد، فرد خیر را دوست داشته باشند. پس، فرد نیکوکار در درجه نخست با بخشودن بخشی از مال خود در حقیقت، اضطراب و استرس را از خود دور نموده و هیچ گاه نگران از دست دادن مال خود نیست. این اتفاق- باورانه- نشان از گذشت فرد خیر می دهد.»
    ادامه صحبت وی درباره کسانی است که کمتر به کمک و یاری همنوعان تهیدست و درمانده توجه دارند. او در این باره می گوید: «در مقابل مردمان نیکوکار، افرادی هستند که نمی خواهند از مال خود چشم پوشی و به دیگران کمک کنند. این قبیل اشخاص در زندگی همواره نگران از دست دادن مال و دارایی بوده و در این زمینه دچار ترس و دلهره می شوند. این در حالی است که افراد مذکور با دیده شک و تردید به دیگران نگاه می کنند و این تصور را دارند که مبادا دیگران چشم طمع به مال شان داشته باشند.» به گفته این کارشناس روان شناسی، خیال نگران چنین مردمی باعث می شود که انسان های دیگر از آنان کناره گیری کرده و آن ها تنها و گوشه گیر می شوند. همین انزوا عامل بروز مشکلات حاد روان تنی برای فرد و افراد مذکور خواهد شد. در عوض، افراد نیکوکار با بخشیدن از مال خود ریشه غرور و خودپسندی را که یکی آفات روان آدمی است را از خود دور می کند. این امر باعث بالارفتن عزت نفس و در نتیجه، خوشبختی و سرافرازی فرد نکواندیش می شود. علاو بر آن، فرد با این احسان، انسان های نیازمند را به سوی خود جذب می کند و او هیچ گاه دچار تنهایی نمی شود. در نهایت، فرد خیر با بازخوردی که از عمل خود به دست می آورد، نسبت به انجام عمل خود امیدوار شده و می کوشد تا عمل نیک خود را هر چه بیشتر انجام دهد. اوتامادامی که این امر را ادامه می دهد نه تنها سلامت روحی و روانی نسبت به دیگران خواهد داشت بلکه از لحاظ جسمی نیز از آسایش برخوردار می شود. به همین جهت است که در کتاب های- مقدس- آسمانی به خصوص قرآن و همچنین در سیره پیامبران و امامان، بر امر انجام احسان، نیکوکاری و کمک به همنوعان نیازمند، بسیار تاکید شده است.»


ادامه مطلب

[ شنبه 30 دی 1391  ] [ 9:53 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

 

بخشش از بهترین ها

یکی از آداب بخشش، انتخاب بهترین چیزها برای انفاق است. خداوند می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! از اموال پاکیزه ای که به دست آورده اید یا از زمین برای شما بیرون می آوریم، انفاق کنید و به دنبال قسمت های ناپاک برای انفاق نروید؛ در حالی که خودتان حاضر نیستید آن ها را بپذیرید، مگر از روی ناچاری، و بدانید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است». معمر بن خلّاد گوید: ابوالحسن الرضا علیه السلام هر گاه غذا می خورد، ظرفی برایش می آوردند و کنار سفره اش می گذاشتند و حضرت از بهترین غذاهایی که برایش می آوردند، مقداری برمی داشت و در آن ظرف می گذاشت و سپس دستور می داد آن را به فقیران بدهند. ایشان سپس می فرمود: «خدای عز و جل می دانست که هر انسانی توانایی آزاد کردن بنده ای را ندارد، از این رو راه های دیگری هم برای رسیدن به بهشت برای آنان قرار داد».

شناسایی نیازمندان واقعی و انفاق پنهانی

از جمله چیزهایی که درباره انفاق از مؤمنان خواسته شده، این است که به کسانی انفاق کنند که سخت به آن نیازمندند و اولویت ها را در نظر بگیرند. در قرآن آمده است: «انفاق شما (به ویژه) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته اند».

هم چنین انفاق پنهانی، از صدقه دادن آشکار بهتر است. خداوند می فرماید: «هر گاه آن ها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید، برای شما بهتر است». یکی از یاران امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت کیسه ای زر به من داد و فرمود: این را به فلان مرد هاشمی بده و نگو چه کسی آن را داده است. وقتی آن کیسه را به شخص نیازمند دادم، گفت: خدا به کسی که این زر را برای من فرستاده، جزای خیر دهد؛ زیرا او همیشه برای من پول می فرستد و من با آن امرار معاش می کنم؛ ولی جعفر صادق با آنکه مرد ثروتمندی است، درهمی برای من نمی فرستد.

احسان بی منت

از آداب انفاق آن است که هرگز منت و آزاری با آن همراه نباشد. در قرآن آمده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید! انفاق های خود را با منت و آزار باطل نکنید». لازم است که انفاق فقط برای خدا و همراه با نیتی شایسته باشد. در قرآن درباره انگیزه مناسب برای انفاق آمده است که فقط برای جلب خشنودی خداوند انفاق کنید و در جای دیگری هدف از انفاق را، جلب رضای خدا، تزکیه نفس و پاکی اموال می داند. به یقین چنین انفاقی، هم مشکلات اجتماعی را حل می کند و هم اثر اخلاقی ژرفی در نهاد شخص نیکوکار باقی می گذارد و فضیلت های اخلاقی را در قلب او بارور می سازد.

نکاتی دیگر در آداب بخشش

آنچه را انفاق می کنید، کوچک و کم اهمیت بشمرید؛ هر چند ظاهرا بزرگ باشد. در قرآن آمده است: «به هنگام انفاق منت مَگذار و آن را بزرگ نشمار».

از اموالی باشد که دل بسته انسان و مورد علاقه اوست. خداوند در قرآن در این باره می فرماید: «هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید، جز آنکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید».

هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکنید، بلکه خود را واسطه ای میان بندگان و خدا بدانید. در قرآن آمده است: «انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است».

انفاق باید از اموال حلال باشد؛ چرا که خدا فقط آن را می پذیرد. در قرآن می خوانیم:«خداوند [آن را] فقط از پرهیزکاران قبول می کند».

http://www.hawzah.net


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 دی 1391  ] [ 9:37 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 1

انفاق و کمک به محرومان، مفهوم گسترده ای دارد که نه تنها شامل اموال است، بلکه چیزهای دیگری را نیز در بر دارد، خداوند در قرآن کریم، انفاق را چنان تعمیم می دهد که تمام مواهب مادی و معنوی را در برمی گیرد. و آن منحصر به مال نیست، بلکه هدایت، علم، آبروی اجتماعی و سرمایه های معنوی و مادی دیگر را شامل می شود. امام صادق علیه السلام با برداشت از آیه سوم سوره بقره، گستره انفاق را توسعه داده و می فرمایند: «منظور آن است که از علوم و دانش هایی که به آنها تعلیم داده ایم، نشر می دهند و به نیازمندان می آموزند».


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 دی 1391  ] [ 9:36 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

 

همه روزه روزه بودن، همه شب نماز کردن      همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن         دو لب از برای لبیک ،  به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن         ز ملاهی و مناهی همه  اهترازکردن

شب جمعه ها نخفتن،به خدای راز گفتن        ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

بخدا که هیچ   کس را ثمر  آنقدر  نباشد          که به روی  نا امیدی در بسته باز کردن

شیخ بهایی

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 18 دی 1391  ] [ 9:33 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

 

هر انسان به عنوان یک کد سر راه ما قرار میگیره تانحوه عملکرد ما نسبت به اون مورد سنجش قرار بگیره ولی ازما خواسته نشده که تمام خلقت را به جایی که توی ذهن ماست برسانیم . همینکه کاری که از دست ما برمیاد انجام میدم کافیه نیاز نیست حتمی نتیجه داشته باشیم 
به یاد داشته باش ما مکلف به رسیدن به جایی نیستیم بلکه موظفیم در مسیر باشیم همین . البته مسیر هم بی انتهاست تا لقاء ادامه داره .
یه روز جنگ شد و اون جنگ به عنوان زمینه ایی که انسانهای ایثار گر جایی برای نشان دادن رفتارشان بوجود اومد . اونا هم کاری که میتونستن انجام دادن .اصلا نتیجه جنگ مهم نیست بلکه مهم اینه که وقتی جنگ شد ما چکار کردیم . تمام دنیای خاکی درمقابل قدرت خدا به اندازه قدرت یک شعله شمع درمقابل طوفانه و خودش میتونه شر ظالمین را کم کنه . تمام این صحنه ها بوجود میاد و میره تا ببینیم که ما چکاره هستیم .
اونی که جای خواب نداره مریضه بی پوله و یا هر مشکلی دیگری که داره در مشیتش وجود داره و اون با این مشکلات روبرو میشه و خودش مورد محک قرار میگیره از اونطرف هم همون درمسیر شما قرار میگیره تا به عنوان کسی که دستش به جایی میرسه ببینن چکار میکنید . اگه اون نباشه شما چطور امتحان میشید ؟
میگه صورت احسان در گدا پیدا شود 
یعنی شما به عنوان یک فرد محسن در جایی مشخص میشه که محسن هستید و احسان میکنید که یک گدا دستشو جلوی شما دراز کنه
همه مشکلاتی که در خلقت میبینید قبلا طراحی شده و خودما یا اونارو قبلا و در عمرهای قبلی دیدیم یا اینکه هنوز ندیدیم و خواهیم دید
البته یک نظر هست که وقتی شما ار مشکلی ناراحت میشید نشون میده که خودتون درعمرهای قبلی اونو تجربه کردید و کسانی هستند که هیچ ناراحتی از ناراحتیهای دیگران ندارند و اونا کسان هستند که اون تجارب را نداشتن و قرار دراین عمر یا عمرهای دیگر به اونا برسن
خوشحال باش چون رنجهایی که میبینی و ناراحتت میکنه راقبلا دیده ایی 
آدم نیازمند که هیچ حتی رد شدن یک گربه هم از مقابل شما میتونه برای شما امتحانی باشه یا حامل پیامی برای رفلکسهای بعدی که قراره براتون بوجود بیاد تم و زمینه ذهنیی ایجاد کنه


ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 دی 1391  ] [ 10:20 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

 

 

 یک کارمند بر این نظر است که کمک کردن به افراد و خانواده های نیازمند بهتر است همواره ازطریق مؤسسات و افراد خیر، نیکوکاران شناخته شده همراه با تحقیقات واقعی انجام شود. این امر باعث می شود نظم و روال مطمئن در حمایت از مستمندان حقیقی صورت گیرد و مانع از ترویج تکدی گری افرادی نیازمند نما در خیابان ها و سایر اماکن می شود.
    «
کاظمی» درباره تاثیر نیکوکاری در جامعه می گوید: «اصولاً هر عمل نیک در خور شان انسانی روی نظر دیگران اثر می گذارد. کمک به همنوع مستمند در فرهنگ عمومی جامعه تاثیر مثبت دارد که در اسلام هم به این امر تاکید شده است. حتی تامین قوت و خوراک پرندگان و... که توسط بعضی ازمردم در جاهایی دیده می شود، بر احساس و نظر عابران تاثیر مثبت می گذارد که به نوعی نشان از رافت و توجه مردم است
    
یک شهروند جوان در گذر از پیاده رو به یک فرد متکدی مقداری پول می دهد. او درمورد این کمک خود می گوید: «صداقت یا شاید فریبکاری شخص متکدی برای من مهم نیست. برای رضای خدا کمک کردم. «سعید یاراحمدی» شغل آزاد، می افزاید: «من از والدینم یاد گرفتم به نیازمند کمک کنم، برادر کوچکم از من. همه ایرانی هستیم و فرهنگ بخشندگی داریم. هرکس به وسع خودش و تا حدی که ممکن باشد به ضعفا کمک می کند و احساس خوب و خوش هم داریم
    
اما «صفایی» بازنشسته یک چاپخانه بر ضرورت برخورد با سوءاستفاده کنندگان از احساسات پاک مردم تاکید می کند. می گوید که چندی پیش حوالی خیابان دردشت در پیاده رو یک فرد نه چندان بزرگسال روبرویش قرار می گیرد و می گوید رفته بوده نشانی خانه یکی از اقوامش را پیدا کند اما موفق نشده است. آن فرد که نشانی مکتوب دردست ندارد اما به سرعت، نام یک خیابان آن منطقه و اسم یک کوچه و حتی شماره ای به عنوان پلاک خانه ای می گوید و دست آخر تصمیم می گیرد به محل و خانه خود برگردد ولی حالاپول بازگشت به خانه را ندارد. این شهروند می گوید که به او کمک کردم اما متاسفانه فرد مدعی همچنان از دیگر رهگذران تقاضای کمک می کرد که در صداقت او شک کردم.
    «
صفایی» می افزاید: حرکت غیراخلاقی آن شخص سبب می شود به حرف های این قبیل افراد در برخوردهای دیگر اعتنا نمی کنم. اصلاً به نظرم کمک به فقیرنماها در کوچه و بازار صحیح نیست. از این که نیت خیر و حس نوعدوستی بعضاً مورد سوءاستفاده آدم هایی به ظاهر نیازمند، قرار می گیرد، یک تاثیر منفی دوسویه در شخص می گذارد به این صورت: یکی آن که شخص سائل و مسکین نما عادت به تکدی گری می کند و دیگر آن که کمک من نوعی به چنین افراد می تواند حس کمک بینندگان دیگر به این متکدیان را نیز برانگیزاند. اما یاری کردن مردمانی محتاج و آبرومند، به نظرم باید فرهنگ سازی شود و کمک به نیازمند واقعی در هر موقعیت که باشد باید به عنوان یک وظیفه انسانی، عمومی شود
    «
ناصر شورجه» بازنشسته لشگری، همیاری و کمک مردم به مستمندان را یک حرکت مثبت و خوب می خواند که اثر این عمل نیز روی روحیه و فرهنگ مداری بچه ها تاثیر مثبت دارد. او لیکن تاکید می کند کمک به اقشاری نیازمند در چرخه زندگی شان، پنهان باشد، جنبه خودنمایی و کاسب مابانه نباشد ولی جریان نیکوکاری فرهنگ سازی شود تا مردم بدانند کمک به کسانی که مستحق هستند و شناخته می شوند صورت گیرد نه سایرین که وضعیت زندگی شان شناخته نیست. درآن صورت، تکدی گری رواج خواهد یافت.

http://www.gtoap.com

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه 12 دی 1391  ] [ 10:16 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0

 

زمان: یک روز گرم تابستان

مکان: یک چهار راه شلوغ

پیرزنی هشتاد ساله در حالی که لبه چادرش را به دهانش فرو برده و من که کیفی سنگین از یک روز پر از کار بر دوش دارم به اتفاق به سر چهار راه می­رسیم.

ماشین­ها بی امان و شتابان پا بر پدال گاز می­فشارند تا زودتر عبور کنند بی آنکه حق تقدم ها را رعایت کنند و احوال آدمهایی را مثل ما که می­خواهند از این چهار راه عبور کنند در نظر بگیرند. پیره زن از روی ناچاری و التماس دست چروکیده و نحیفش را از زیر چادر بیرون می­آورد و با صدایی دورگه که فاقد هرگونه هورمون زنانه دوران جوانی­اش باشد با صدایی مبهم و ملتمسانه از من می­خواهد که او را به آنطرف چهار راه برسانم.

بی اختیار به یاد موضوع انشاهایی افتادم که در سالهای 49 و 50 مد شده بود و از شاگردان پشت نیمکت نشین می­خواستند که فواید گوسفند را شرح دهند و یا موضوعی درباره کمک به همنوع بنویسند.

هجوم فکر و خیال 40 سال پیش و از همه مهمتر کمک به یک آدم پیر و درمانده مرا به یاد شعری از فریدون مشیری انداخت که خطاب به پدرش می­گوید آدمی که شب و روز بر روی شانه اسب نخوابیده است حالا در دنیای مدرن و جدید نمی­تواند از این طرف به آنطرف خیابان گذر کند فلذا انگیزه­ای محکم مرا بر آن داشت تا آرنج این پیره زن علیل و محتاط را بگیرم و برای یکبار هم که شده خدای خویش را از خود راضی گردانم و بر خود ببالم که برای اولین بار کار یک کار خیر در دنیایم مرتکب شدم.

وقتی که جلو اولین ماشین پراید سفید را گرفتم و خود و پیره زن را به سلامت از آن عبور دادم ناگهان آن عجوزه چنان آرنجش را از پنجه­ام بیرون کشید و با غرغری که برایم مفهوم نبود شاید مرا نفرینی فرمود که گویی آدم بی ناموسی چون من توانسته بود دامن پاکش را لکه دار نماید!

چه لحظه سختی بود، ماشین، چهار راه، عجز، ناتوانی، پیری و کهولت و له شدن در زیر چرخ­های اتومبیل و ارتحالی جانسوز و جانگداز برای بچه ها و نوه هایی که هر مرگی را می­توانند باور کنند جز رفتن به زیر چرخ­های یک اتومبیل. از طرفی چه کسی به فکر من بود که از نظر او، تا مرز تجاوز به عنف، پیش رفته بودم!!

این اولین بار است که له شدن یک پیره زن را خواستار شده­ام!! پیره­زنی که آرزو کردم در وسط همان چهار راه چنان جانی به عزرائیل بدهد که هیچ معشوقی دل به عاشق نداده است! تا من بتوانم بی اندیشه فردا و عقبی و بدون سئوال و جواب به هیچ فرشته­ای خودم را به دالان تاریک متروی فردوسی برسانم و خودم را وارهانم از این همه بی غیرتی و لاابالی­گری که در حق یک پیره­زن مرتکب شدم.

برای اتهام زدن به یک مرد عابر بی گناهی چون من هیچوقت شتاب نکنید چون زندگی گذشته شما از آن خود شماست و آدمهایی چون من فقط حال را می­بینند و به سلامت عبور دادن این عجوزه که اگر هیچ جایش کار نمی­کرد ولی هنوز دو دستی چسبیده بود به تصورات و مدل­های تصویری گذشته­اش که ملا و مفتی و دین و ... برایش به تصویر کشیده بود. و من یک قربانی بودم، قربانی ذهن مریضی که خیال بهبودی و سلامت نداشت.

دو آرزوی کاملا متضاد در وسط یک چهار راه که اولی می­خواست جانش و ایضا عفت­اش را به ساحل امن برساند و دومی آرزوی مرگ و نابودی اندیشه­ای را داشت که همه چیز را از دریچه محرم و نامحرم می­دید.

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 10 دی 1391  ] [ 8:22 PM ] [ سجاد رنجبر رفسنجانی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ


انفاق رسيدن به مقام رستگاري در پرتو عشق واقعي به معبود يكتاست

آمار سایت
كل بازديدها : 59734 نفر
كل مطالب : 42 عدد
تعداد کل نظرات: 3 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 25 فروردین 1389 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 27 خرداد 1392 
امکانات وب