وهابیت در کمین زنان بار دار ( ویا توطئه جدید وهابیت کثیف, علیه حضرت علی(ع)! )

هدف وهابيون از اين کار اين است که بگويند، ولادت علي بن أبي طالب درون کعبه مسأله معجزه آسا و يا فضل و برتري نيست از همين رو هر زني مي تواند درون کعبه نوزاد خود را به دنيا آورد.

به گزارش صفحه عربي شيعه آنلاين،‌ اخبار رسيده به خبرنگار ما حاکي از آن است که پيروان فرقه ضاله وهابيت قصد دارند با توطئه اي جديد، فضل و برتري حضرت علي عليه السلام را زير سؤال ببرند. گفته مي شود بر اساس اين توطئه جديد و طراحي شده،‌ قرار است يک زن باردار به اصطلاح براي طواف کردن به کعبه نزديک شود،‌ و در همين هنگام وقت ولادت نوزاد وي فرا رسد، و مأموران حفاظت کعبه براي اينکه فارغ شدن اين زن باردار مقابل ديد مردم طواف کننده صورت نگريد، فورا درب کعبه را باز کنند و او را وارد کعبه کنند تا نوزاد وي درون کعبه متولد شود.
هدف وهابيون از اين کار اين است که بگويند، ولادت علي بن أبي طالب درون کعبه مسأله معجزه آسا و يا فضل و برتري نيست از همين رو هر زني مي تواند درون کعبه نوزاد خود را به دنيا آورد.
در واقع پيروان اين فرقه منحرف که خودشان نيز به ولادت حضرت علي عليه السلام درون کعبه اذعان دارند،‌ با اين کار تلاش مي کنند ولادت کودک ديگري درون کعبه را با حضرت علي شريک کنند تا اين حادثه را مسأله اي عادي و طبيعي جلوه دهند.
ناگفته نماند وهابيون همچنين چندي پيش تلاش کردند با پارچه مشکي رنگ کعبه،‌ شکاف و محل تولد حضرت علي عليه السلام که رکن يماني ناميده مي شود را بپوشانند.

جام نیوز

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 دی 1394  ] [ 9:10 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

اعلام فهرستی از کتب قلابی وهابیت

کتاب‌های «حقیقت توحید از دیدگاه ائمه»، «توحید یا یکتا پرستی»، «توحید برای نوجوانان»، «نقش توحید در زندگی انسان»، «یکتا پرستی در قرآن» و «خداشناسی برای خردسالان»، «توسل از دیدگاه قرآن و سنت»، «واسطه بین حق و خلق»، «اعترافات یک قبر پرست»، «زیارت از دیدگاه ائمه علیهم السلام»، «سیزده شبهه اهل قبور»، «آیه تطهیر و ارتباط آن با عصمت ائمه» و «خلافت و انتخاب که با مجوز چاپ می‌شد»، « مهدی موعود یا مهدی موهوم»، «عجیب‏ترین دروغ تاریخ» و «غایب همیشه غایب» که ظاهر شیعی دارند و نام نویسندگانش هم شیعی است در واقع کتاب‏‌هایی وهابی است که وهابیت آنها را به دروغ منتشر کرده است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 دی 1394  ] [ 9:09 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

شهادت بوطی

شهادت علامه بوطی لکه ننگ بزرگ بر پیشانی حامین عربی و غربی مسلحان شورشی در سوریه است.
آیا شما که تحمل شنیدن صدای منتقدین را ندارید صلاحیت طرح مباحث دموکراسی را دارید؟
آیا شما از مردم سوریه پرسیده اید که گروههای مسلح را نماینده ایشان می دانید؟


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 دی 1394  ] [ 9:09 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

خون شیخ نمر، ملک سلمان را رها نخواهد کرد + تصویر

تاریخ نشان داده که خون علمای شیعه، هیچ‌گاه تباه نشده است. از گذشته تا کنون، قاتلان خود را با تباهی کشانده‌اند.
به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، اعدام شیخ مجاهد عربستانی، آیت‌الله النمر، اذهان را به یاد علمای بزرگ شیعه در طول تاریخ می‌اندازد که سرانجام خون به ناحق ریخته شده آن‌ها، به نوعی قاتلان خود را به فلاکت و سیه روزی کشانده است.

کاربران شبکه‌های اجتماعی تصویری جالب از علمایی که توسط حکام جائر به بند کشیده شده یا به شهادت رسیده‌اند را منتشر کرده‌اند و چنین نوشته‌اند که آیا عبرت نمی‌گیرید؟

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 4:02 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

توهین های وهابیت به حضرت زهرا(س)

دیدگاه وهابیت در مورد حضرت زهرا(س) چیست؟ آیا به ایشان توهین کرده اند؟

متاسفانه وهابیون که در تمامی امور وقاحت را به حد اعلای آن رسانده اند در مورد حضرات معصومین علیهم السلام هم به همین شکل عمل کرده اند. حتی درمورد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها که صدها روایت موثق از پیامبر اکرم(ص) در مورد شان و مقام و منزلت ایشان وارد شده با بی شرمی تمام کلماتی بیان کرده اند که قلم از ذکر آنان شرم دارد.
با این حال به طور نمونه به برخی موارد اشاره می شود:
یکی از علمای وهابیت ، ابن عثیمن است . وی در کتاب شرح صحیح مسلم ، جلد ۶کتاب الجهاد و السیر ، صفحه ۷۴در ذیل روایتی که بسیار معروف است یعنی این روایت:
فَأَبَى أبو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إلى فَاطِمَهَ شیئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَهُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک قال فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) سِتَّهَ أَشْهُرٍ نسأل الله ان یعفو عنها والا فابوبکر مااستند الی رأی وانما استند الی نص ، وکان علیها ان تقبل قول النبی (صلی الله علیه وآله﴾ : لانورث ما ترکنا صدقه . ولکن کما قلت قبل قلیل : عند المخاصمه لایبقی الانسان عقل یدرک به ما یقول او مایفعل او ما هو الصواب فیه . فنسأل الله ان یعفو عنها وعن هجرها خلیفه رسول الله (صلی الله علیه وآله﴾
حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بر ابوبکر غضبناک شد و با او قهر کرد تا این که از این دنیا رفتند . در این دنیا بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شش ماه زندگی کردند .
در شرح این روایت وی توهین بسیار زشتی به حضرت می کنند و با بی شرمی تمام می گوید:
ما از خدا می خواهیم حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به خاطر این گناه ، ببخشد . اگر ابوبکر ادعا کرد که فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نمی رسد ، به نظر خودش عمل نکرد ؛ بلکه استدلال ابوبکر به نص روایت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بود . بر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) لازم بود که سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول کند .
یعنی چه ؟ یعنی این که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) صراحتا با سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده است .
ومن لم یحکم مما انزل الله فاولئک هم الکافرون ، هر کس به دستور خداوند و پیامبرش عمل نکند ، کافر است .
این نص صریح قرآن است هر کس به حرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گوش نکند ، فاسق است .هر کس به سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) گوش نکند ، دچار عذاب الهی می شود .
وی در این جا ادعا می کند که نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها) با نص صریح سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده ، باید حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گوش می‌کرد ؛ ولی روایت می گوید : گوش نکرده است .
در ادامه می‌گوید:
اما همان طور که قبلا گفتم ، در زمان دعوا برای انسان عقلی باقی نمی ماند که درک کند چه می گوید و چه عمل می کند . از خدا می خواهیم که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به خاطر این کاری که کرد ، ببخشد و از این که با خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قهر کرد .(عثیمین ، محمد بن صالح ، شرح صحیح مسلم ، ج ۶ ، ص ۷۴)
ببینید در این جا چه توهینی به حضرت می کند !! یعنی نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها ) زمانی که با ابوبکر بر سر ارثی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای ایشان باقی گذاشته و مالی که در زمان حیات به ایشان هبه کرده ، در حال مخاصمه بود ، نعوذ بالله عقلشان را از دست داده بود که با ابوبکر این گونه برخورد کرده است.
این توهین بسیار زشت و رکیکی است که اگر ما عین همین حرف را در باره خلفای آنان بگوییم ما را تکفیر می کنند.
البته این توهینها همه ریشه در توهینهای تئوریسین وهابیت یعین ابن تیمیه دارد. وی در کتاب منهاج السنه فی نقض کلام الشیعه القدریه ، تألیف ابن تیمیه ،جلد ۴ ، صفحه ۲۴۴ و ۲۴۵ بحث حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مطرح می کند که ایشان مال خود را از ابوبکر طلب کرد ، طبق نص صریح روایت صحیح بخاری ؛ اما ابن تیمیه در این جا می گوید :
این مسأله اصلا درست نیست . اگر چنین قضیه ای باشد ، مدح حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نیست ؛ بلکه مدح ابو بکر است که مال حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را گرفته و قضیه را در این جا برعکس جلوه می دهد و می گوید:
او لیس الله قد ذم المنافقین الذین قال فیهم : ومنهم من یلمزک فی الصدقات فان اعطوا منها رضوا وان لم اعطوا منها رضوا وان لم یعطوا منها اذا هم یسخطون . ولو انهم رضوا ما اتاهم الله ورسوله وقالوا سیؤتینا الله من فضله ورسوله انا الی الله راغبون . توبه / ۵۸ ، ۵۹ فذکر الله قوما رضوا ان اعطوا وغضبوا ان لم یعطوا ، فذمهم فذلک . فمن مدح فاطمه بما فیه شبه من هؤلاء الا یکون قادحا فیها ؟
آیا خداوند منافقین را در کتاب خود مذمت نکرده ، در این آیه که می فرماید : اگر به این منافقین مالی عطا کنی ، از تو راضی می شوند و اگر چیزی از آن اموال به آن ها ندهی ، ناراحت می شوند .
در این جا بحث حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مطرح کرده و دقیقا این دو آیه که در مورد منافقین را به حضرت تطبیق می دهد .
خداوند در این آیه گروهی را مثال زده که اگر به آن ها مال دنیا داده شود ، راضی می شوند و اگر داده نشود ، غضب می کنند و حضرت زهرا (سلام الله علیها) چون ابوبکر به او مال دنیا نداده ، از او غضبناک شده . (پس این آیه نعوذ بالله شامل حال حضرت زهرا (سلام الله علیها ) می شود .)
خداوند منافقین را به خاطر این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن ها مالی نداده ، ناراضی شدند ، مذمت می کند . حضرت زهرا (سلام الله علیها) که مالش را از ابوبکر طلب کرده و ابوبکر به ایشان نداده و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بر ابوبکر غضبناک شده ؛ پس این آیه شامل ایشان می شود .چه کسی حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مدح کرده ، با این قضیه ای که شبه نفاق در آن است.(ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۴ ، ص ۲۴۴ و ۲۴۵)
در این جا می گوید : شما با چیزی حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مدح می کنید که شبهی از نفاق است و طبق تعبیر حسن سقاف ، شعبه ای از نفاق است. یعنی کسی مالش را از حاکم بخواهد و حاکم ندهد و از دست حاکم ناراحت شود ، منافق است . نعوذ بالله هم حضرت زهرا (سلام الله علیها ) شبهی از نفاق داشت.

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 4:01 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

چرا استکبار از وهابیت پشتیبانی می‌کند+سند

چرا استکبار جهانی در تمام موضع‌گیری‌ها، جنگ‌ها و لشکرکشی‌ها همراه وهابیت است و از آن‌ها پشتیبانی کامل می‌کند؟ بازخوانی نخستین پیمان رسمی وهابی‌ها با بریتانیا این ابهام را رفع می‌کند.
مدتی است که عربستان سعودی بی‌مهابا به کشورهای اسلامی لشکرکشی و نقش کلانتر منطقه را بازی می‌کند، لشکرکشی به بحرین و کشتار مردم این کشور به منظور دفاع از دولت غیر مشروع آل‌خلیفه در سال‌های گذشته و هم اکنون نیز هجوم به یمن به بهانه دموکراسی جدیدترین جنایت‌های دولتی وهابیت به شمار می‌رود که با پشتوانه و همراهی کامل سیاسی، اطلاعاتی و نظامی استکبار جهانی صورت می‌گیرد، سؤالی که پیش می‌آید این است که چرا استکبار جهانی در تمام موضع‌گیری‌ها، جنگ‌ها و لشکرکشی‌ها همراه وهابی‌ها است و از آن‌ها پشتیبانی کامل می‌کند؟ بازخوانی نخستین پیمان رسمی و دولتی وهابی‌ها با بریتانیا این ابهام را به صورت کامل رفع خواهد کرد.

عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود(پدر سلمان حاکم فعلی) به عنوان حاکم حجاز و نماینده فرزندان و نوادگان خودش (حاکمان بعدی) و «سِر پرسی کوکس» به عنوان نماینده مخصوص و تام‌الإختیار بریتانیا در خلیج فارس در 18 صفر، سال 1334 هجری، مطابق با 26 دسامبر 1915م پیمانی هفت ماده‌ای را بستند که بر اساس آن بریتانیا، کشور عربستان سعودی را به رسمیت بشناسد و همواره و در تمام جنگ‌ها از آل سعود پشیبانی کند.

سانت جون فیلبی که از او به عنوان جاسوس سه جانبه کشورهای آمریکا، بریتانیا و شوروی در عربستان یاد می‌کنند، در کتاب «بعثۀ الی نجد» صفحه 255 تا 257 این تعهد نامه را به صورت کامل آورده است.

مقدمه این کتاب توسط عبدالله الصالح العثیمین از اساتید مشهور دانشگاه‌های محمد بن سعود و ام‌القری مکه نوشته شده است، بنابراین در صحت مطالب این کتاب نمی‌توانند خدشه‌ای وارد کنند.
متن کامل این معاهده

بند اول

إن الحکومه البریطانیه تعترف وتقر بأن نجدا، الإحساء والقطیف والجبیل وتوابعها وأراضیها التی ستناقش وتحدد فیما بعد وموانئها علی ساحل الخلیج، من ممالک لأبن سعود وآبائه من قبله، وتعترف بأنه حاکمها المستقل ورئیس قبائلها ومن بعده أبنائه وذریته بالوراثه، لکن إختیار الفرد للحکم سیکون طبقا لتعیین سلفه (الحاکم الموجود) له بشرط ألا یکون معادیا للحکومه البریطانیه بأی شکل؛ مثل أن یکون ضد الشروط الوارده فی هذه المعاهده.

حکومت بریتانیا می‌پذیرد که نجد، أحساء، قطیف، جبیل و توابع و اراضی آن‌ها تا سواحل خلیج از ممالک محمد بن سعود و پدرانش باشد و قبول می‌کند که حاکم و رئیس قبائل مستقل باشد و بعد از عبدالعزیز هم نسل اندر نسل حکومت عربستان سعودی به فرزندان او برسد (همان طور که تا به حال این گونه بوده است) اما حاکم بعدی را حاکم فعلی تعیین می‌کند به شرط اینکه حاکم بعدی با حکومت بریتانیا هیچ نوع دشمنی نداشته باشد، مثلاً مخالف شرط‌های این پیمان‌نامه نباشد.

بند دوم

وفی حاله اعتداء أیه قوه أجنبیه علی أراضی ممالک ابن سعود وذریته بدون الرجوع إلی الحکومه البریطانیه وبدون إعطائها فرصه للإتصال بابن سعود وتسویه الأمر، ستساعى الحکومه البریطانیه ابن سعود إلی الدرجه التی تراها وبالطریقه التی تعتقدها، کافیه لحمایه مصالحه وأراضیه

اگر یک قدرت خارجی به سرزمین‌های سعودی حمله کند، حتی بدون اجازه آل سعود و نوادگان او(حاکمان بعدی) و بدون اتلاف وقت برای اتصال با ابن سعود و مشورت با او، حکومت بریتانیا به هر اندازه‌ای که صلاح بداند و به هر روشی که بپسندند وارد جنگ می‌شود و حکومت ابن سعود را کمک خواهد کرد.

بند سوم

یوافق ابن سعود ویعد أن یمتنع من الدخول فی أیه المرسلات، أو اتفاقات، أو معاهدات، مع أیه أمه أو قوه أجنبیه وأن یعطی محوظه فوریه للسلطات التابعه للحکومه البریطانیه …

ابن سعود توافق کرد که هیچ نوع مکاتبه، توافق و تعهدی با هیچ ملت و قدرت خارجی امضا نکند؛ مگر با اجازه حکومت بریتانیا… .

بند چهارم

یتعهد ابن سعود بأنه یتنازل مطلقا عن الأراضی المذکوره أعلاه أو یبیعها، أو یرهنها، أو یؤجرها أو یتخلص منها أو جزء منها أو یمنح امتیازا فیها لأی قوه أجنبیه بدون موافقه الحکومه البریطانیه.

ابن سعود تعهد می‌دهد که هیچ کدام از مناطق تحت تسلط خود را نفروشد، اجاره ندهد، رهن ندهد، هیچ امتیازی به قدرت‌های خارجی ندهد؛ مگر با اجازه و موافقت حکومت بریتانیا.

بند پنجم

یتعهد ابن سعود أن یبقی الطریق الماره بأراضیه إلی الأماکن المقدسه مفتوحه وأن یحمی الحجاج فی مسیرهم إلی تلک الأماکن وعودتهم منها.

ابن سعود تعهد می‌کند که راه‌هایی را که به اماکن مقدسه منتهی می‌شود، همواره باز نگه‌دارد و از حجاج برای رسیدن به آن اماکن و بازگشت از آنجا حمایت کند.

روشن است که بخشی از درآمد حاصله از رفت‌وآمد مسلمانان به سرزمین‌های مقدس عربستان سعودی به جیب استعمار پیر می‌رود و گر نه معنا ندارد که آن‌ها چنین بندی را به این تعهدنامه اضافه کنند و ابن سعود را مجبور به پذیرش آن کنند.

بند ششم

یتعهد ابن سعود کما فعل آبائه من قبله أن یمتنع من أی إعتداء علی، أو تدخل فی، أراضی الکویت والبحرین والمشائخ قطر والسواحل العمانی، الذین هم تحت حمایه الحکومه البریطانیه والذین تربطهم معاهدات مع هذه الحکومه.

ابن سعود تعهد می‌دهد، همان طوری که پدرانش تعهد داده بودند که هیچ وقت با کویت، بحرین، قطر و عمان دشمنی نکند، چون این کشورها تحت حمایت حکومت بریتانیا هستند و با بریتانیا پیمان بسته‌اند.

بند هفتم

تتفق الحکومه البریطانیه وابن سعود علی عقد اتفاقیه أکثر تفصیلا بالنسبه المسائل التی تخص کلا الطرفین.

هر دو حکومت توافق می‌کنند که در آینده توافقات بیشتری درباره روابط و مسائل دو کشور خواهند داشت.

خلاصه بندهای این پیمان‌نامه این است که عربستان سعودی همواره حکومت دست‌نشانده استکبار جهانی است و هیچ اراده‌ای از خودش در جنگ و صلح ندارد و در حقیقت این کشور توسط استکبار اداره می‌شود، بنابراین نباید تعجب کرد که وهابی‌ها با بیرحمی و خشونت تمام عیار به کشورهای اسلامی حمله کنند و زنان و کودکان مسلمان را به خاک و خون بکشند. آن‌ها عروسک‌هایی هستند که توسط استکبار گردانده می‌شوند.
فارس

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 4:01 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

توسل به امام رضا ( ع) ونجات ازدست وهابیها { خواندنی}

یکی از سربازانی که اخیرا توسط گروهک جندالشیطان در حوالی چابهار به گروگان گرفته شده بود، ماجرای جالبی را از نحوه آزادی خود و دوستانش تعریف می‌کند:
"راستش را بخواهید اسم و جنایت های این گروهک منحوس و اقدامات وحشیانه‌اش، در سیستان خیلی بازتاب داشت و بین بچه های مرکز( همان پادگان خودمان) نیز خیلی ها بودند که دوست داشتند این آدم ها را یکبار از نزدیک ببینند و اگر هم شد به حسابشان برسند. به امام رضا.jpeg
اما کسی در تصورات خود، خیلی فکر نمی کرد گروگان این اشرار شدن یعنی چه؛ یعنی یا فکر می کردند با آنها درگیر می شوند و یا کاری به این کارها نداشتند.
خلاصه هر کس تصوری از برخورد نزدیک با آنها داشت، ما نیز همینطور. تا اینکه ناگهان اتفاقات اتوبوس و ماجراهای دیدن این افراد پیش آمد.

اولین برخورد ما، خیلی از تصورها را تغییر داد. بالاخره ما فکر می کردیم، تروریست طرح عملیاتی دارد و دنبال هدف مشخص است، نه اینکه جیب راننده اتوبوس و مسافران را برای چند هزار تومان خالی کند یا سراغ ساکهای آنها برود.
البته بعدها فهمیدیم که این جندالشیطانی ها، به خاطر کم بودن نیرو، از برخی دزدهای بیکار و بی پول می خواهند همراهی شان کنند و هر چه پول گیرشان آمد، برای خودشان بردارند. دنیایی است این مزدور بودن!
دیوار کوتاه تر از ما که پیدا نکردند، پیاده شدیم و به راه افتادیم. مدام هم غر می زدند که "ای کاش به جای شماها یک پاسدار گرفته بودیم !"
روز را بین شیارها و مناطقی که امکان مخفی شدن بود، سپری کرده و شب ها به سرعت سمت مرز می دویدند. حسابی خسته شده بودیم.

یکی از سربازان همراه ما، جوانی مبتلا به بیماری دیابت بود. پس از چند ساعت دویدن، به علت خستگی و عدم تزریق انسولین، نای تکان خوردن نداشت. نشست و با فریاد گفت که دیگر رمق حرکت ندارد. داد زد که اگر می خواهید او را بکشید خب چرا معطل می کنید؟
یکی از این تروریست ها، انگار نقش مولوی آنها را داشت. به بقیه گفت باید خلاصش کنیم تا درس عبرت این چند نفر دیگر شود. بعد هم به سبک رئیس به درک واصل شده شان، کمی سخنرانی کرد.
این مولوی که گفتم نشست کنار این سرباز بیمار و شروع کرد بلند بلند قرآن خواندن. خب سرباز هم ترسیده بود؛ حق داشت، در یک قدمی پایان زندگی اش بود. گریه اش گرفت. ما هم گریه مان گرفت. خواهش کردیم، داد زدیم، قسم دادیم به آن قرآن که نکشند، اما انگار نه انگار.
سلاح را که مسلح کرد، خیلی ترسیدیم. درست نشانه گرفت به سمت صورت این همراه ما، آنهم از فاصله 30- 40 سانتی. قلبمان تند تند می زد، امید به معجزه هم نداشتیم حتی.

این جوان بیمار که دیگر توانی برایش نمانده بود، دستبند پارچه ای سبز خود را چلوی چشمانش گرفت و دست ها را حائل میان تفنگ و صورت کرد. ترسیده بودیم خب.
تا جایی که شنیده بودم، وهابیون به زیارت و توسل امام رضا(ع) بسیار ایراد می گیرند و فردی از اهل سنت اگر به زیارت امام هشتم برود ، به محض اطلاع این وهابی ها، خیلی آزار می بیند. حتی یک سی دی هم در جاهای مختلف پخش شده و دیدم که کودک سنی که توسط امام رضا شفا گرفته، پس از شیعه شدن خانواده اش، توسط این بی دین ها سر بریده می شود.
حتی یادم هست آن روز که مادر زن عبد الحمید ریگی ، داماد تروریست خود را دید با ناله از ته دل گفت که از امام رضا (ع) می خواهم عبد المالک زنده دستگیر بشه و به سزای اعمالش برسد . در حالی که کسی فکر نمی کرد ریگی زنده دست گیر شود .

دستان آن سرباز که مقابل صورتش قرار گرفت با صدایی آرام گفت « یا امام رضا کمکم کن»
این مولوی که این حرف را شنید، با خنده گفت:« بگو. باز هم بگو. شاید امام رضا به کمکت بیاید.»
این را که گفت، ناگهان اولین گلوله را به سمت صورت او شلیک کردند و بلافاصله دومین گلوله. آن جوان معصوم بی حرکت به زمین افتاد و ما مجبور به ادامه راه شدیم.

چندی نگذشت که عملیات ضربتی سپاه، موجب آزادیمان شد.
راستش را بخواهید، از دیدن چندی بعد آن سرباز همراه خود، قالب تهی کردیم، زنده بود، خندان و سرحال.
برایمان تعریف کرد که تیر اول به استخوان بالای بینی اش برخورد و کمانه کرده است. عجیب تر اینکه تیر دوم هم از آن فاصله به گوش او اصابت کرده بود! یا امام رضا (ع) ...
او پس از چند دقیقه، خود را به روستای نزدیکی رسانده و در پیدا کردن مسیر دقیق حرکت اشرار بسیار مؤثر بوده است .

السلام ای که تو شمس الشموسی .... السلام ای که انیس النفوسی

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 4:00 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

جنایات امروز آل سعود

جنایات امروز حاکمان عربستان دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست، جنایاتی که از حمایت مالی و پشتیبانی سیاسی، رسانه‌ای و تسلیحاتی از تروریست‌ها و تکفیری‌ها در کشورهای اسلامی وغیر اسلامی از افغانستان، عراق، سوریه، مصر، لیبی تا یمن آغاز می‌شود به طوری که رژیم آل سعود بیش از هشت هزار انسان بیگناه را به طور مستقیم که شمار زیادی از آنها زن و کودک بودند تا کنون در جریان جنگ ویرانگری که علیه یمن به راه انداخته، به قتل رسانده و حدود 30 هزار نفر را هم زخمی کرده است.

سعودی‌ها و همپیمانانشان مسئول کشتار حدود 250 هزار سوری و زخمی شدن حدود دو میلیون نفر و آواره شدن میلیون‌ها نفر در داخل و خارج سوریه هستند. آل سعود همچنین مسئول کشته و یا زخمی شدن میلیون‌ها عراقی از زمان سرنگونی رژیم صدام مزدور معدوم که مورد حمایت این رژیم وهابی بود،همچنین باید به جنایات آل سعود در مصر، تونس و لیبی و نیز حوادث یازده سپتامبر نیویورک در آمریکا(پرونده دخالت عربستان سعودی در حملات 11 سپتامبر بسته شده و به جریان انداخته شدن آن به دستور مقامات سعودی با وجود شکایت‌های خانواده‌های قربانیان و درخواست آنها برای به جریان انداختن آن ممنوع اعلام شده است)

انفجارهای تروریستی اخیر در فرانسه، انگلیس، اسپانیا و جنایات مستمر تروریست‌های تکفیری وهابی مسلک در افغانستان و پاکستان و مناطق دیگر را هم باید به فهرست جنایات آل سعود اضافه کرد،‌چرا که تنها رژیمی که مروج افکار وهابیت و تشویق به خشونت و تروریسم به شمار می‌رود، این رژیم است.

جنایت اعدام وحشیانه شیخ نمرباقرالنمر روحانی برجسته شیعی عربستانی و قطع سر وی با شمشیر همانند جنایات داعش بیشتر از گذشته پرده از ماهیت و حقیقت این رژیم تروریستی برداشت، این در حالی بود که شیخ نمر هرگز دست به سلاح نبرد و مطالبات برحق مردم مظلوم منطقه شرق عربستان را از راه مسالمت آمیز پیگیری می‌کرد و خواستار برابری در حقوق شهروندی و عدم تبعیض می‌شد که به خاطر همین مسئله اعدام شد. این جنایت به حدی بود که برخی کشورهای غربی حامی این خاندان جاهلی هیچ توجیهی برای سرپوش گذاشتن بر این جنایت و سیاست‌های دیکتاتوری‌اش پیدا نکردند و آن را اعدام کردند، افکارعمومی جهان هم علیه آل سعود به پا خاست و تروریسم و جنایات تکفیری آل سعود را محکوم کرد.

اجماع بین المللی در محکومیت و اعتراض به آل سعود، برای اولین بار رژیم آل سعود را در صحنه جهانی منزوی کرد و هر کشوری هم که با این رژیم همراهی نشان می‌داد، احساس انزوا پیدا می‌کرد.

برای اولین بار ما شاهد هستیم که سازمان‌های حقوقی و حقوق بشری بین المللی و گزارش‌های اطلاعاتی جهانی به طور مستقیم ائتلاف جنگ افروزان عربی به سرکردگی عربستان علیه یمن را به ارتکاب جنایات جنگی علیه بشریت و به کاربردن سلاح‌های ممنوعه علیه ملت مسلمان و فقیر یمن و حمله به مناطق مسکونی، مراکز معلولان و نابینایان و نیازمندان، بمباران مراکز حیاتی، کارخانه‌ها و دیگر زیرساخت‌های این کشور متهم کردند.

جنایات آل سعود در این سطح متوقف نشد، بلکه حوادث اخیر و مواضع اعلام شده از ائتلاف سعودی‌، صهیونیستی و آمریکایی علیه کشورهای عربی و اسلامی پرده برداشت که در حمایت از گروه‌های تروریستی تکفیری در سوریه، عراق، مصر، لیبی، تونس، نیجریه، سومالی و مناطق دیگر نمایان شده است.

علنی شدن روابط رژیم آل سعود با رژیم صهیونیستی در حالی است که این رژیم خود را پدرخوانده و وصی و قیم کشورهای عربی می‌خواند و همواره سنگ ملت‌های عربی به ویژه ملت فلسطین را به سینه می‌زند.

خیانت حاکمان تحمیل شده بر مردم عربستان به مسئله نخست جهان اسلام یعنی مسئله فلسطین و تلاش برای حذف آن از طریق آنچه به ابتکار صلح عربی موسوم شده و اعمال فشار بر گروه‌های فلسطینی برای دست برداشتن از مقاومت و انتفاضه و سیاست تهدید و فشار و تطمیع علیه آنها هیچ گاه از خاطره ملت‌های آزاده به ویژه ملت فلسطین نخواهد رفت.

با این حال آل سعود در پی حوادثی که پس از جنایت رژیم در اعدام شیخ النمر در برابر سفارتخانه و کنسولگری‌اش در ایران رخ داد، برای سرپوش گذاشتن بر این جنایات ضد بشری و دیگر جنایات خود و منحرف کردن افکارعمومی به جوسازی همه جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران روی آورد و ابتدا از قطع روابط دیپلماتیک و همچنین تجاری خود(در حالی که ایران به جز مسئله حج هیچ نیازی به رابطه با سعودی‌ها به ویژه در زمینه تجاری ندارد) خبر داد.و با سیاست باج‌خواهی، تهدید و تطمیع و فشار برخی کشورهای ضعیف و فقیر عربی همچون بحرین، سومالی و سودان را وادار به قطع روابط با ایران کرد تا به زعم خود با یارکشی علیه تهران در صحنه منطقه‌ای، مظلوم‌نمایی کرده و شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب را که عملا به اهرم و ابزاری برای این رژیم برای پیشبرد سیاست‌هایش تبدیل شده، وادار به برگزاری نشست فوق العاده برای اتخاذ اقدامات خصمانه علیه ایران کرد و از تصمیم خود برای برگزاری نشست سازمان همکاری اسلامی که دبیرکل آن سعودی و مقر آن در خاک عربستان است، خبر داده است.

سازمانی که متاسفانه تحت تاثیر دلارهای نفتی این رژیم و کارشکنی آن قادر به ایفای نقش واقعی و تاثیرگذار خود برای حل مشکلات جهان اسلام و تحقق وحدت و همبستگی میان امت اسلام نیست به موضع‌گیری علیه ایرانی وادار کند که به گواه فلسطینی‌ها و آزادگان جهان مهمترین حامی ملت فلسطین و قدس شریف و حامی دیگر ملت‌های عرب مسلمان است، ایرانی که فواد معصوم رئیس جمهور سنی‌مذهب عراق تاکید کرده بود اگر حمایت‌های ایران نبود، تروریست‌های تکفیری داعشی در بغداد جولان می‌ دادند، ایرانی که اگر حمایت‌هایش نبود، معلوم نبود سوریه یکی از مهمترین اضلاع محور مقاومت با توجه به هجمه جهانی محور استکبار و صهیونیسم و مزدوران منطقه‌ای‌اش از طریق ده‌ها هزار تروریست آموزش دیده چه سرنوشتی پیدا می‌کرد، ایرانی که سوپاپ اطمینان منطقه و عامل ثبات و امنیت است و همواره بر ضرورت حل مشکلات منطقه به دست کشورهای منطقه بدون دخالت‌های بیگانگان تاکید کرده است.

همراهی برخی کشورهای عربی با سیاست‌های ماجراجویانه و ویرانگر آل سعود نشان می‌دهد که مسئله فلسطین و مقدسات اسلامی در قدس برای آنها هیچ ارزشی ندارد و تعصب کورکورانه عربی آنها فقط در برابر ایران به کار می‌رود و آنها در ارتباط با مسئله فلسطین هیچ غیرت و تعصبی از خود نشان نمی‌دهند

اوج همسویی و همپیمانی رژیم آل سعود با اشغالگران قدس در جریان مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و گروه پنج به علاوه یک و تلاش مشترک آنها برای ادامه تنش‌افروزی به بهانه فعالیت‌های هسته‌ای صلح آمیز ایران و شکست این مذاکرات آشکار شد.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 3:59 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

خانه حضرت خدیجه در کجاست؟؟؟

خانه حضرت خدیجه در کجاست؟؟؟
خانه همسر وفادار و گرامى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در نزديكى مولد پيامبر صلى الله عليه و آله در محلى معروف به «حىّ القشاشيه» و در كوچه حجر قرار داشت. اين خانه پس از مولد النّبى صلى الله عليه و آله به عنوان يكى از مهم‏ترين و مقدس‏ترين مكان‏ها در مكّه محسوب و حوادث و وقايعى را در دل خود جاى داده است كه به آن‏ها اشاره مى‏ گردد:

1- ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله با حضرت خديجه عليها السلام.

2- تولد فاطمه عليها السلام، كه سنگ مرمرى به نشانه محلّ تولد ايشان در آن‏جا قرار داده بودند.

3- تولد سه دختر ديگر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از خديجه عليها السلام. [1]

4- نزول جبرئيل عليه السلام در اين مكان بر پيامبر صلى الله عليه و آله كه اين خانه را پس از كعبه با فضيلت‏ ترين مكان مكه ساخته است.[2]

5- آزار پيامبر صلى الله عليه و آله در اين‏جا از سوى همسايه‏ اى چون ابو لهب.[3]

6- حادثه ليلة المبيت؛ يعنى شبى كه على عليه السلام بر بستر پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد و جان آن حضرت را نجات داد.

7- آغاز هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله.

8- وفات خديجه سلام ‏اللَّه عليها.

پس از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله، عقيل اين خانه را تصرف كرد؛ گويا نزديك‏تر از او به رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى نبوده تا در آن حيص و بيص فشار قريش، خانه را تصرف كند. بعدها معاويه، خانه ياد شده را از عقيل خريد و آن را تبديل به مسجد كرد. در نزديكى همين خانه، ابوسفيان نيز خانه‏ اى داشته است. اين همان خانه ‏اى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در فتح مكه فرمود: «دَخَلَ دَارَ أَبِي سُفْيَانَ فَهُوَ آمِنٌ».[4]

به نوشته محمدطاهر كردى، روى اين محل، در گذر تاريخ، بناهاى فراوانى ساخته شده و آخرين آنها بنايى است كه به عنوان «محل ولادت حضرت زهرا عليها السلام» ساخته ‏اند. بانى اين بنا نيز شيخ عباس قطان شهردار مكه بوده كه به سال 1368 قمرى، در آنجا محلى براى حفظ و قرائت قرآن بنا كرد. ابن بنا تا زمان تأليف كتاب كردى، به عنوان مدرسه حفظ قرآن برقرار بوده است. [5] پيش از اين، در دوره عثمانى، در محل خانه خديجه، تكيه‏ اى ساخته شده بود كه به نام «تكية السيدة فاطمه» شهرت داشت.[6]

اين خانه درست مقابل باب بنى‏ شيبه بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله از منزل خود به سوى آن حركت مى ‏كردند.

اين خانه در توسعه دوره سعودى تخريب شد. مكان تقريبى آن، حدود 150 مترى پشت صفا و مروه، در نزديكى زادگاه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بوده است؛ جايى كه اكنون متاسفانه تبدیل به دستشویی شده است؟! و آثاری از آن بیت نورانی دیده نمی شود.[7]

[1] . فاسى المكى، همان، ج 1، ص 434.

[2] . پيشين، ج 1، ص 446، در مكان وحى رسول خدا صلى الله عليه و آله قبه ‏اى ساخته بودند( ابن جبير، الرحله، ص 81)

[3] . فاكهى، همان، ج 4، صص 7 و 8

[4] . تهذيب‏ الأحكام، ج 6، ص 136؛ بحار الانوار، ج 21، ص 103

[5] . التاريخ القويم، ص 174.

[6] . همان.

[7] . عالم کویتی سید هاشم رفاعی در اعتراض به این اقدام گستاخانه می نویسد:«رضيتم ولم تعارضوا هدم بيت السيّدة خديجة الكبرى أمّ المؤمنين والحبيبة الأولى لرسول ربّ العالمين صلى اللّه عليه وآله، المكان الذي هو مهبط الوحي الأوّل عليه من ربّ العزّة والجلال، وسكتم على هذا الهدم راضين أن يكون المكان بعد هدمه دورات مياه وبيوت خلاء وميضات، فأين الخوف من اللّه؟ وأين الحياء من رسوله الكريم عليه الصلاة والسلام». نصيحة لإخواننا علماء نجد» ص 59. تأليف: يوسف بن السيّد هاشم الرفاعى، با مقدمه دكتر محمّد سعيد رمضان البوطي.

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 27 دی 1394  ] [ 3:59 PM ] [ نرگس عباسی ]
[ نظرات0 ]

نمونه‌ها و شواهدی از جنایات آل سعود علیه مسلمانان :

-جنایت "تربه"(15 می 1919 میلادی در دوران حکومت سوم آل سعود) کشتار 40 هزار مسلمان

-جنایت کشتار نمازگزاران در مساجد روستای الشعبیه، کشتار 3790 مسلمان

-جنایت در القصیم، کشتار بیش از 2700 مسلمان

-جنایت در طائف و الحویه، کشتار 15 هزار مسلمان که بیشترشان زن و کودک بودند.

-جنایت محاصره طائف و کشتار 2800 مسلمان

-جنایت علیه عشیره آل اسلم و عنزه(که آل سعود به آن وابسته هستند، اما به خاطر این‌که این عشیره با آل سعود مخالفت کرد، این رژیم به کشتار آنها دست زد) و ام غرامیل و الغوطه در حائل، کشتار 2 هزار مسلمان

-جنایت علیه قبیله شمّر، کشتار 10 هزار مسلمان

-جنایت در مناطق عسیر و تهامه، کشتار بیش از 5 هزار مسلمان

-جنایت کشتار یمنی‌ها در وادی تنومه، کشتار بیش از 1200 مسلمان که برای حج آمده بودند.

-کشتار بنی‌مالک در طائف، قتل عام 7 هزار مسلمان و تخریب 70 روستا

- جنایت علیه قبایل الریث در جنوب حجاز در سال 1953 میلادی، کشتار 1520 مسلمان

-جنایت الجهراء در کویت، کشتار 1000 مسلمان

- جنایت علیه قبایل مطیر و عتیبه، کشتار بیش از 5000 مسلمان

-جنایت علیه قبایل العجمان، کشتار بیش از 3000 مسلمان

- جنایت علیه قبایل عطیه و جینه ، کشتار بیش از 7000 هزار مسلمان


ادامه مطلب