هفت راهکار برای ایجاد وحدت میان فرقههای اسلامی
اسلام هرگونه مرزبندی فکری، سیاسی، اعتقادی و طبقاتی را در درون جامعه اسلامی نفی میکند. از این رو بر اساس این تعالیم قرآنی و سیره نبوی، اهل بیت علیهم السلام نیز همواره در راستای وحدت امت اسلامی حرکت و تلاش نموده و منادی وحدت بودهاند
و در گفتار و کردار و سیره عملی خود، با محور قرار دادن قرآن و سیره رسول اکرم(ص) در جهت تعلیم معارف دین و حفظ دین و مبارزه با تحریف و بدعت و انحرافات فکری و عملی در میان امت اسلامی حرکت کرده اند.
برای ایجاد وحدت اسلامی راهکارهای متعددی وجود دارد که به برخی اشاره می شود:
1) گفت و گو
اولین و مهمترین راهکار جهت همگرایی مسلمانان، گفتمان علمی است، بدین معنا که نظریهپردازان و عالمان دینی فرقههای اسلامی در کنار هم قرار گرفته، گفت و گوهای علمی انجام دهند. در این گفت و گوها بر مسایل مشترک تأکید شده و عالمان اسلامی از مبانی یکدیگر آشنا شوند؛ زیرا خیلی از مسایل اختلافی بین مسلمانان ناشی از آن است که فرقه های اسلامی از بعضی اصول و مبانی یکدیگر آشنایی کامل ندارند. عدم آشنایی کامل آنها از اصول یکدیگر موجب شده که مسلمانان که برداشت های نادرستی از هم داشته و نسبت به یکدیگر بدبین گردند، حتی حکم تکفیر یکدیگر را صادر نموده و زمینه های برخوردهای فیزیکی فراهم شود. بیشتر تعصبات مذهبی و قومی نیز ریشه در عدم آگاهی از مبانی گروه های اسلامی دارد.
عدم آشنایی مذاهب از عقاید یکدیگر موجب می شود دشمنان اسلام و آنها که از تفرقهها میان فرقه های اسلامی سود می برند. به واسطه جهل و ناآگاهی مردم، موارد اختلاف برانگیز را پررنگ تر کرده و مواردی را که موجب اتحاد بین مسلمانان می شود، نادیده گیرند.
علامه شرفالدین یکی از اندیشمندان شیعی است که به گفتمان علمی پرداخته و بین او و شیخ سلیم بشری (از علمای اهل سنت) سؤال و جوابهایی مطرح شده است که نتیجه آن کتاب «المراجعات» است که نقش بنیادی در زمینه و فرهنگ سازی برای وحدت اسلامی دارد.
2 - توجه به نقاط مشترک و دشمن مشترک
یکی از عوامل مهمی که در جهان معاصر می تواند موجب وحدت بین دو گروه بزرگ اسلام شود، توجه به نقاط مشترک بین این دو مذهب است. مطمئناً مسائل مورد اتفاق میان این دو مذهب بسیار فراتر از موارد اختلاف است اما غالباً مسائل مورد اختلاف مورد توجه قرار گرفته و مسائل و اعتقادات مشترک نادیده نگاشته می شود، که یکی از عوامل ایجاد اختلاف و دوری هر چه بیشتر مسلمانان از یکدیگر است.
هم چنین توجه به دشمن مشترکی که اصل اسلام و کشورهای اسلامی و مردم جهان اسلام را مورد مذمت قرار داده است، یکی از عوامل مهم اتفاق نظر و وحدت میان کشورهای اسلامی می تواند است. اگر به صدر اسلام نیز نگاه کنیم، علت اساسی سکوت امیرمؤمنان و ائمه معصومین (ع) و همراهی با مخالفان فکری و عقیدتی در جهان اسلام، توجه به دشمن مشترک و مورد تهدید قرار گرفتن مرزهای اسلامی به وسیله دشمنان اسلام بوده است.
3 - تدوین آثار و نوشته های علمی
یکی از شیوه های کاربردی در ایجاد وحدت اسلامی تدوین آثار علمی در قالب کتاب، مجله و روزنامه، نیز برگزاری نشست های علمی و تبادل افکار و نظریات است. در آثار علمی باید به عوامل وحدت و عوامل اختلاف پرداخته شده و مشکلات جهان اسلام بررسی شود. تدوین فقه مقارن و عقاید تطبیقی و مقایسه ای نیز باید از محورهای مهم آثار علمی باشند. کتاب هایی مانند «الفصول المهمه» تألیف علامه شرف الدین و انتشار مجله ای مانند «رسالةالتقریب» نقش بنیادی در زمینه سازی وحدت اسلامی داشتند. از سوی دیگر با تدوین سریال ها و نمایش نامه ها نیز می توان جهت ایجاد وحدت اسلامی زمینه سازی نمود. بهتر است این دست از آثار به زبان های مختلف ترجمه شوند و در اختیار مسلمانان قرار گیرند.
4 - صدور فتواهای همگرایی
بی تردید صدور فتوای مجتهدان فرقه های اسلامی نقش بنیادی در وحدت اسلامی دارد، همان گونه که نقش اساسی در اختلافات مسلمانان دارد. اگر مجتهدان فتاوایی مانند جواز شرکت نمودن مسلمانان در مراسم عبادی همدیگر را صادر نمایند، زمینه های همسویی مسلمانان را فراهم می کند. بعضی از مجتهدان و عالمان اهل سنت و تشیع در این خصوص پیشگام بوده اند.
شیخ محمود شلتوت، رئیس دانشگاه الأزهر مصر در زمان جمال عبدالناصر یکی از کسانی است که در فتوای معروف خود، مذهب جعفری و فقه شیعه را به عنوان یک مذهب رسمی و فقهی تأیید کرد. فتوای معروف او در زمان خود در نزدیکی اهل سنت به شیعه تأثیر به سزایی داشت.
5 - آشنایی با معارف اسلامی
یکی از راهکارهای وحدت اسلامی، آشنایی مسلمانان با آموزه های دینی است. در آیات متعدد مسلمانان به همگرایی دعوت شده اند. در برخی از آیات همه مسلمانان برادران دینی خوانده شده و مرزهای جغرافیایی و ملی نادیده گرفته شده است:«انما المؤمنون اخوة...».
«واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا...» در روایات اسلامی نیز همه مسلمانان به همبستگی و اتحاد اسلامی سفارش شده است.
چرا مسلمانان وحدت ندارند؟
یکی از عوامل مهم آن، فاصله گیری از معارف و آموزه های دینی است. شخصیت هایی مانند امام راحل و علامه شرف الدین بر این باور بودند که جهت «ایجاد وحدت اسلامی» آشنایی کامل مسلمانان با معارف اسلامی لازم است. نکته قابل دقت آن است که یکی از موارد قانون اساسی «جماعة التقریب بین المذاهب الاسلامیة» که در قاهره تشکیل شده، آن بود که مسلمانان با معارف اسلامی آشنایی پیدا کنند.
6 - شناسایی عوامل اختلاف
برای ایجاد وحدت اسلامی، همان گونه که شناخت عوامل و زمینه های همگرایی ضرورت دارد، شناخت عوامل و زمینه های اختلاف نیز بایسته است. بر این اساس برای ایجاد وحدت اسلامی، باید عوامل اختلاف همانند تعصبات قومی، قدرت گرایی و پیروی از هواهای نفسانی، شناسایی و با آنها مبارزه شود. دشمنان خارجی نیز نقش بنیادی در ایجاد اختلاف داشته و دارند استعمارگران با شعار «اختلاف بینداز و حکومت کن» بین مسلمانان اختلاف ایجاد کرده اند. داده های تاریخی نشان از آن دارد که استعمارگران در حوادث ناگواری که در جهان اسلام به وجود آمدند، نقش اساسی داشتند. آنان با ایجاد اختلاف جنگ های داخلی را به وجود آوردند. حتی می توان عامل اساسی و ریشه ای ایجاد و پیدایش بعضی از فرقه ها میان اهل سنت و شیعه را استعمارگران دانست و دست های مرموز آنها را پیدا کرد.
بر این اساس برای ایجاد وحدت اسلامی، شناخت عوامل داخلی و خارجی اختلاف ضرورت دارد. مرحوم آیت الله بروجردی در آخرین لحظات عمر خویش یکی از راه های ایجاد وحدت اسلامی را شناسایی عوامل اختلاف دانست وی می گوید: «من برای ایجاد حسن تفاهم میان مسلمانان آرزوهای بسیار داشتم و درصدد بودم در نامه ای به شیخ محمود شلتوت بنویسم و به ایشان یادآور شوم که موجبات رفع اختلاف را فراهم سازند».
7 - اتخاذ سیاستهای مشترک
یکی از شیوههای ایجاد وحدت اسلامی، اتخاذ سیاست مشترک توسط کشورهای اسلامی است. این سیاست ها می توانند در روابط بین المللی و سیاست های اقتصادی و تشکیل بازارهای مشترک اقتصادی شکل گیرد هم چنین می توان در صحنه های سیاسی در برابر دشمنان مسلمانان سیاست های راهبردی اتخاذ نموده و به حمایت از مظلومان و آسیب دیدگان جهان اسلام پرداخت.
ادامه مطلب
آل سعود شیخ نمر را به شهادت رساند +زندگینامه و تصاویر
وزارت کشور عربستان با صدور بیانیهای از اجرای حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر رهبر شیعیان عربستان خبر داد.
شبکه خبری «العربیه»، خبر داد بر اساس بیانیه وزارت کشور عربستان، حکم اعدام شیخ نمر به همراه 46 متهم دیگر که اغلب آنها تروریست معرفی شدهاند روز شنبه (امروز) در 12 منطقه در عربستان اجرا شده است.
در میان افرادی که وزارت کشور عربستان میگوید آنها را اعدام کرده «فارس آل شویل الزهرانی» نیز به چشم میخورد که از اعضای شناخته شده القاعده در عربستان به شمار میرود.
ماری از اعدام در عربستان
گروه های مدافع حقوق بشر اخیرا در گزارش های سالیانه خود اعلام کردند که عربستان در سال 2015 صحنه اجرای بیشترین موارد احکام اعدام پس از دو دهه بوده است. گروه های مزبور که موارد اعدام در سراسر جهان را رصد می کنند، خبر دادند که دستکم 157 نفر در سال 2015 در عربستان اعدام شدند.
دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که 56 نفر از یکصد زندانی که در وهله نخست در سال 2015 اعدام شدند، به صلاحدید مقام های قضایی جان باختند و احکام صادره برای آنها به دلیل ارتکاب جرایمی نبوده که در قانون اسلامی مجازات مرگ برای آن در نظر گرفته شده است.
براساس این گزارش، از آنجا که عربستان اکثر موارد اعدام را با گردن زدن به اجرا می گذارد، با گروه تروریستی داعش که به همین روش جان انسان ها را می گیرد، قیاس می شود.
در کمتر از سه ماه پیش وزارت کشور عربستان با امضای «محمد بن نایف» ولیعهد این کشور حکم اعدام شیخ «نمر باقر النمر» روحانی مبارز شیعه عربستانی را تأیید کرد، که این به معنای مجوز به وزارت کشور برای اعدام شیخ نمر تنها با امضای «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان برای اجرای حکم اعدام بود.
حکم اعدام شیخ نمر بارها از سوی سازمانهای حقوق بشری محکوم شده و از عربستان خواسته شده بود که این حکم را اجرا نکند.

شيخ نمر النمر؛ آيت الله رزمنده
شيخ "نمر باقر النمر" روحاني شيعي برجسته عربستاني، در سال 1379 هجري قمري مصادف با 1968 ميلادي، در شهر "العواميه" در استان القطيف در شرق عربستان در خانوادهاي اهل علم و دين، به دنيا آمد که از آن علمايي چون "آيتالله شيخ محمد بن ناصر آل نمر" (قدس سره) و خطباي حسيني چون جدش حاج "علي بن ناصر آل نمر" سر بر آورده بودند.
تحصيلات مقدماتي و هجرت براي تحصيل علوم ديني
تحصيلات مقدماتي خود را در همان شهر العواميه به پايان رساند و در سال 1400 هجري قمری مصادف با 1989 ميلادي، براي آشنايي نزديکتر با انقلاب اسلامي ايران و تحصيلات حوزوي ابتدا به ايران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علميه حضرت قائم(عج) حضور پيدا کند که در همان سال توسط آيتالله سيد محمدتقي مدرسي در تهران تأسيس شده بود.
شيخ نمر پس از 10 سال تحصيل در حوزه علميه حضرت قائم(عج)، عازم سوريه شد و در حوزه علميه حضرت زينب(ع) براي ادامه تحصيلات حوزوي و علوم ديني نام نوشت و در حضور اساتيد اين حوزه به تحصيل پرداخت.
وي دوره کتابهاي اصولي از جمله "اصول" المظفر، "رسائل" شيخ انصاري و "كفاية" آخوند خراساني را گذراند و در علم فقه نيز "اللمعة الدمشقية" نوشته شهيد اول، "جامع المدارك" خوانساري، "مكاسب" شيخ انصاري و "مستمسك العروة الوثقى" سيد حكيم و ديگر کتابهاي فقهي را مطالعه کرد.
وي در طول مدت تحصيل علوم حوزوي خود در تهران و سوريه در محضر اساتيدي حضور يافت، از جمله:
- بحث خارج نزد آيت الله سيد محمدتقي مدرسي در تهران
- بحث خارج نزد آيت الله سيد عباس مدرسي در سوريه
- بحث خارج نزد آيت الله خاقاني در سوريه
- دروس عالية نزد علامة شيخ صاحب الصادق در تهران
- درس "لمعة" نزد علامة شيخ وحيد افغاني
همچنين اخلاق را نزد آيتالله شيرازي در شهر مقدس قم فراگرفت و به اين ترتيب به درجات بسيار بالايي در اجتهاد است دست يافت و اجازه تدريس در مراکز علوم ديني و مذهبي را پيدا کرد.
وي از جمله معروفترين و شايستهترين مدرسان علوم مذهبي و ديني در حوزههاي علميه به شمار ميآيد که حتي در حوزههاي علميه ايران و سوريه به تدريس کتابهايي همچون كتاب "اللمعة الدمشقية" و كتاب "جامع المدارك" و "مستمسك عروة الوثقى" و "الحلقات" شهيد سيد محمدباقر صدر پرداخته بود.
شيخ نمر سالها اداره حوزه علميه حضرت قائم(عج) در تهران و سوريه را برعهده داشت و تلاش بسياري براي توسعه و پيشرفت اين مراکز انجام داد.
پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبي "الإمام القائم(عج)" را نيز در العواميه تأسيس کرد که در واقع سنگبناي "مرکز اسلامي" در سال 1422 هجري قمري مصادف با 2011 میلادی بود.
خصوصيات اخلاقي آيتالله
از جمله خصوصيات اخلاقي وي را بايد بلندمنشي و وسواس او در مراعات و حفظ اصول و مبادي و ارزشهاي ديني ملاحظه کرد که بازتاب آن بهخوبي در خط مشي فکري و جهادياش آشکار بود.
همچنين شيخ، از ديدي باز و آگاه نسبت به حوادث جاري پيرامون خود چه در عربستان و چه در منطقه برخوردار بود و همين موجب شده تا داراي ديد تحليلي دقيقي از جريان امور در عرصههاي اجتماعي و سياسي باشد که يکي از دلايل آن بنا به گفته وي ارتباط عميق وي با قرآن و اهل بيت عليهمالسلام است که همواره روشنگر راه وي در زندگي بودهاند.
فعاليتهاي سياسي و بازداشتها توسط رژيم سعودي
رژيم عربستان سعودي در حالي شيخ نمر باقر النمر را در سال 2012 بازداشت کرد که پيش از اين نيز دو بار و طي سالهاي 2006 و 2008 ميلادي، شيخ را بازداشت کرده بود.
نخستين بازداشت شيخ نمر به مي 2006 ميلادي بازميگردد، هنگامي که شيخ به محض بازگشت از سفر کوتاهمدتش به بحرين و بازگشت به عربستان، به دليل مشارکت در همايشي بينالمللي قرآن کريم از سوي نيروهاي امنيتي رژيم سعودي بازداشت شد.
اتهام شيخ اين بود که در اين همايش، در عريضهاي، از رژيم سعودي خواسته بود به "قبرستان بقيع" رسيدگي کرده، مذهب "تشيع" را به رسميت شناخته و شيوههاي آموزشي و درسي کنوني حاکم بر عربستان را تغيير داده يا لغو کند؛ همين.
اما بازداشت مجدد شيخ نمر، به 23 آگوست 2008 ميلادي بازميگردد که در شهر "القطيف" به دست نيروهاي امنيتي رژيم سعودي بازداشت شد. اين بار اتهام شيخ براي بازداشت بنابر ادعاي رژيم سعودي درخواست از شيعيان مناطق شرقي عربستان براي آمادهشدن به منظور دفاع از خود و جامعه خويش بود که رژيم ادعا ميکرد، اين سخنان نمر به معني تحريک شيعيان عربستاني براي جدايي از حکومت مرکزي بود.
رژيم سعودي از بيم قيام مردمي و خشم و غضب شيعيان مناطق شرقي عربستان شيخ نمر را 24 ساعت پس از بازداشت آزاد کرد.

اين روحاني برجسته عربستاني يک بار ديگر در مارس 2009 ميلادي در معرض بازداشت قرار گرفت.
شيخ نمر همواره در خطابههايش رژيم سعودي را به اعمال "سياستهاي تبعيضآميز طايفهاي سازمانيافته و منظم بهويژه در مناطق شرقي عربستان و بهخصوص در دو منطقه "الاحساء" و "القطيف" متهم ميکرد که حدود يک قرن است، بر اين مناطق حاکميت دارد.
وي همواره و بارها تأکيد داشته که از گفتن کلام حق، بيم و واهمهاي ندارد حتي اگر در اين راه بازداشت شده، وارد زندان شود و تحت شديدترين شکنجهها و آزارها و اذيت ها تا سرحد شهادت قرار گيرد.
شيخ نمر توهين به کرامت شهروندان عربستاني بهويژه شهروندان شيعي عربستان که از ديد رژيم سعودي شهروندان درجه دو اين کشور به شمار ميآيند و فاقد هرگونه حق و حقوق شهروندي هستند، رد و تأکيد ميکند که از کرامت و حقوق شهروندان شيعي عربستاني حمايت خواهد کرد.
وي بارها در اين ارتباط تأکيد کرده است که در خط اول رويارويي با ظلم و جور رژيم سعودي قرار ميگيرد چون اعتقاد دارد بدون مبارزه و تلاش نميتوان به حقوق مورد نظر خود دست يافت و عدالتي در کشور برقرار نخواهد شد و شهروندان نميتوانند آزاد زندگي کنند.
شيخ نمر در اينباره در سخنان خود با استناد به خطبه "جهاد" اميرالمؤمنين علي(ع) تأکيد دارد که به عدالت جز از طريق جهاد دست نخواهيم يافت و حق جز با از خود گذشتگي و جهاد و شجاعت به دست نخواهد آمد.
وي در خطبههاي نماز جمعه خود نيز بارها گفته است که شيعيان عربستان، ديگر در برابر توهينها و تعديها و تجاوزات آلسعود سکوت نخواهند کرد و در اين باره خطاب به آلسعود گفت که "ما ساکت نميمانيم که هر آنچه بخواهيد بر سر ما بياوريد؛ هر آنچه بخواهيد انجام دهيد و کرامت و شخصيت ما را که با ارزش ترين چيز در زندگي ماست، زير پا بگذاريد".
شيخ نمر همچنين از مطبوعات و رسانههاي سعودي به دليل وابستگي و تبعيت آنها از رژيم سعودي و تبديلشدن آنها به بوق تبليغاتي آلسعود بهشدت انتقاد ميکند.
وي تصريح ميکند که مفتيهاي وهابي، ساخته و پرداخته آلسعود هستند. به گفته شيخ نمر، آل سعود به مفتيهاي وهابي پول ميدهند تا با دامنزدن به اختلافات طايفهاي و مذهبي و ايجاد اختلاف بين شيعيان و اهل سنت، آنها را به خود مشغول کنند و با ايجاد تفرقه مذهبي و طايفهاي و قبيلهاي به حاکميت خود بر عربستان و غارت و چپاول ثروتهاي آن ادامه دهند.
شيخ نمر النمر در يکي از خطبههايش به خاطر مواضع و ديدگاههاي تندش در قبال رژيم سعودي گفت که "ميدانم فردا براي بازداشت من به سراغ خواهيد آمد. خوش ميآييد! اين منطق و راه و روش شماست: "بازداشت" و "شکنجه" و "کشتار"؛ ما از قتل و کشتار نميهراسيم. ما از هيچ چيز نميترسيم."
وي در قبال سرکوبگري هاي رژيم سعودي و مخالفت اين رژيم با برگزاري تظاهرات مسالمتآميز و تجمعهاي اعتراضآميز تأکيد ميکرد که "همواره به دنبال راههاي ديگري براي ادامه اعتراضات خود و احقاق حقوقمان خواهيم بود و تظاهرات، يکي از اين راهکارهاست".
اين روحاني عربستاني را بايد از جمله دشمنان سرسخت "نايف بن عبدالعزيز" وليعهد سابق رژيم سعودي برشمرد. شيخ نمر، همواره انتقادات شديدي را به وي وارد ميکرد.
وي در يکي از خطابههايش شاهزاده نايف بن عبدالعزيز را به علت شدت خشونت و قساوت و ظلمش عليه مردم عربستان به طور اعم و شيعيان به طور اخص، طاغوت و ستمگري خواند که در قبرش شکنجه خواهد شد و آتش او را خواهد سوزاند و کرمها او را خواهند خورد. او در همين خطبه تأکيد کرد که از مرگ نايف خوشحال خواهد شد.
وي همواره در خطبههاي نمازجمعه و خطابه هايش نه تنها از آل سعود انتقاد ميکند بلکه از منتقدان سرسخت برخي از رژيمهاي عربي حوزه خليج فارس از جمله آل خليفه بوده است.
ادامه مطلب
رهبر معظم انقلاب
رهبر معظم انقلاب:خون بهناحقریخته این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان رژیم سعودی را خواهد گرفت
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در جلسه درس خارج فقه، جنایت بزرگ عربستان سعودی در به شهادت رساندن عالم مؤمن و مظلوم، شیخ نمر باقر النمر را به شدت محکوم کردند و با تأکید بر لزوم احساس مسئولیت دنیا در قبال این جنایت و جنایات مشابه سعودی در یمن و بحرین، خاطرنشان کردند: بدون تردید خون به ناحق ریخته این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت.
حضرت آیت الله خامنهای گفتند: این عالمِ مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق میکرد و نه به صورت پنهانی اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او، انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکرِ برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود.
رهبر انقلاب، شهادت شیخ نمر و ریختن به ناحق خون او را خطای سیاسی دولت سعودی خواندند و افزودند: خداوند متعال از خون بیگناه نمیگذرد و خون به ناحق ریخته، بسیارسریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت.
ایشان با انتقاد شدید از سکوت مدعیان آزادی، دموکراسی و حقوق بشر و حمایت آنان از رژیم سعودی که خون بیگناه را تنها به خاطر انتقاد و اعتراض به زمین میریزد، تأکید کردند: جهان اسلام و همه دنیا باید نسبت به این قضیه احساس مسئولیت کنند.
حضرت آیت الله خامنهای آزار و شکنجه مردم بحرین توسط نظامیان سعودی و تخریب مساجد و خانههای آنان و همچنین بیش از 10 ماه بمباران مردم یمن را نمونههای دیگری از جنایات رژیم سعودی خواندند و تأکید کردند: کسانی که صادقانه به سرنوشت بشریت و سرنوشت حقوق بشر و عدالت علاقهمند هستند، باید این قضایا را دنبال کنند و نباید نسبت به این وضعیت بیتفاوت باشند.
رهبر انقلاب همچنین افزودند: یقیناً شهید شیخ نمر مورد تفضل خداوند خواهد بود و بدون شک دست انتقام الهی گریبان ظالمانی را که به جان او تعدّی کردند خواهد گرفت و این همان چیزی است که مایه تسلّی است.
ادامه مطلب
چرا استکبار از وهابیت پشتیبانی میکند+سند
چرا استکبار جهانی در تمام موضعگیریها، جنگها و لشکرکشیها همراه وهابیت است و از آنها پشتیبانی کامل میکند؟ بازخوانی نخستین پیمان رسمی وهابیها با بریتانیا این ابهام را رفع میکند.
مدتی است که عربستان سعودی بیمهابا به کشورهای اسلامی لشکرکشی و نقش کلانتر منطقه را بازی میکند، لشکرکشی به بحرین و کشتار مردم این کشور به منظور دفاع از دولت غیر مشروع آلخلیفه در سالهای گذشته و هم اکنون نیز هجوم به یمن به بهانه دموکراسی جدیدترین جنایتهای دولتی وهابیت به شمار میرود که با پشتوانه و همراهی کامل سیاسی، اطلاعاتی و نظامی استکبار جهانی صورت میگیرد، سؤالی که پیش میآید این است که چرا استکبار جهانی در تمام موضعگیریها، جنگها و لشکرکشیها همراه وهابیها است و از آنها پشتیبانی کامل میکند؟ بازخوانی نخستین پیمان رسمی و دولتی وهابیها با بریتانیا این ابهام را به صورت کامل رفع خواهد کرد.
عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود(پدر سلمان حاکم فعلی) به عنوان حاکم حجاز و نماینده فرزندان و نوادگان خودش (حاکمان بعدی) و «سِر پرسی کوکس» به عنوان نماینده مخصوص و تامالإختیار بریتانیا در خلیج فارس در 18 صفر، سال 1334 هجری، مطابق با 26 دسامبر 1915م پیمانی هفت مادهای را بستند که بر اساس آن بریتانیا، کشور عربستان سعودی را به رسمیت بشناسد و همواره و در تمام جنگها از آل سعود پشیبانی کند.
سانت جون فیلبی که از او به عنوان جاسوس سه جانبه کشورهای آمریکا، بریتانیا و شوروی در عربستان یاد میکنند، در کتاب «بعثۀ الی نجد» صفحه 255 تا 257 این تعهد نامه را به صورت کامل آورده است.
مقدمه این کتاب توسط عبدالله الصالح العثیمین از اساتید مشهور دانشگاههای محمد بن سعود و امالقری مکه نوشته شده است، بنابراین در صحت مطالب این کتاب نمیتوانند خدشهای وارد کنند.
متن کامل این معاهده
بند اول
إن الحکومه البریطانیه تعترف وتقر بأن نجدا، الإحساء والقطیف والجبیل وتوابعها وأراضیها التی ستناقش وتحدد فیما بعد وموانئها علی ساحل الخلیج، من ممالک لأبن سعود وآبائه من قبله، وتعترف بأنه حاکمها المستقل ورئیس قبائلها ومن بعده أبنائه وذریته بالوراثه، لکن إختیار الفرد للحکم سیکون طبقا لتعیین سلفه (الحاکم الموجود) له بشرط ألا یکون معادیا للحکومه البریطانیه بأی شکل؛ مثل أن یکون ضد الشروط الوارده فی هذه المعاهده.
حکومت بریتانیا میپذیرد که نجد، أحساء، قطیف، جبیل و توابع و اراضی آنها تا سواحل خلیج از ممالک محمد بن سعود و پدرانش باشد و قبول میکند که حاکم و رئیس قبائل مستقل باشد و بعد از عبدالعزیز هم نسل اندر نسل حکومت عربستان سعودی به فرزندان او برسد (همان طور که تا به حال این گونه بوده است) اما حاکم بعدی را حاکم فعلی تعیین میکند به شرط اینکه حاکم بعدی با حکومت بریتانیا هیچ نوع دشمنی نداشته باشد، مثلاً مخالف شرطهای این پیماننامه نباشد.
بند دوم
وفی حاله اعتداء أیه قوه أجنبیه علی أراضی ممالک ابن سعود وذریته بدون الرجوع إلی الحکومه البریطانیه وبدون إعطائها فرصه للإتصال بابن سعود وتسویه الأمر، ستساعى الحکومه البریطانیه ابن سعود إلی الدرجه التی تراها وبالطریقه التی تعتقدها، کافیه لحمایه مصالحه وأراضیه
اگر یک قدرت خارجی به سرزمینهای سعودی حمله کند، حتی بدون اجازه آل سعود و نوادگان او(حاکمان بعدی) و بدون اتلاف وقت برای اتصال با ابن سعود و مشورت با او، حکومت بریتانیا به هر اندازهای که صلاح بداند و به هر روشی که بپسندند وارد جنگ میشود و حکومت ابن سعود را کمک خواهد کرد.
بند سوم
یوافق ابن سعود ویعد أن یمتنع من الدخول فی أیه المرسلات، أو اتفاقات، أو معاهدات، مع أیه أمه أو قوه أجنبیه وأن یعطی محوظه فوریه للسلطات التابعه للحکومه البریطانیه …
ابن سعود توافق کرد که هیچ نوع مکاتبه، توافق و تعهدی با هیچ ملت و قدرت خارجی امضا نکند؛ مگر با اجازه حکومت بریتانیا… .
بند چهارم
یتعهد ابن سعود بأنه یتنازل مطلقا عن الأراضی المذکوره أعلاه أو یبیعها، أو یرهنها، أو یؤجرها أو یتخلص منها أو جزء منها أو یمنح امتیازا فیها لأی قوه أجنبیه بدون موافقه الحکومه البریطانیه.
ابن سعود تعهد میدهد که هیچ کدام از مناطق تحت تسلط خود را نفروشد، اجاره ندهد، رهن ندهد، هیچ امتیازی به قدرتهای خارجی ندهد؛ مگر با اجازه و موافقت حکومت بریتانیا.
بند پنجم
یتعهد ابن سعود أن یبقی الطریق الماره بأراضیه إلی الأماکن المقدسه مفتوحه وأن یحمی الحجاج فی مسیرهم إلی تلک الأماکن وعودتهم منها.
ابن سعود تعهد میکند که راههایی را که به اماکن مقدسه منتهی میشود، همواره باز نگهدارد و از حجاج برای رسیدن به آن اماکن و بازگشت از آنجا حمایت کند.
روشن است که بخشی از درآمد حاصله از رفتوآمد مسلمانان به سرزمینهای مقدس عربستان سعودی به جیب استعمار پیر میرود و گر نه معنا ندارد که آنها چنین بندی را به این تعهدنامه اضافه کنند و ابن سعود را مجبور به پذیرش آن کنند.
بند ششم
یتعهد ابن سعود کما فعل آبائه من قبله أن یمتنع من أی إعتداء علی، أو تدخل فی، أراضی الکویت والبحرین والمشائخ قطر والسواحل العمانی، الذین هم تحت حمایه الحکومه البریطانیه والذین تربطهم معاهدات مع هذه الحکومه.
ابن سعود تعهد میدهد، همان طوری که پدرانش تعهد داده بودند که هیچ وقت با کویت، بحرین، قطر و عمان دشمنی نکند، چون این کشورها تحت حمایت حکومت بریتانیا هستند و با بریتانیا پیمان بستهاند.
بند هفتم
تتفق الحکومه البریطانیه وابن سعود علی عقد اتفاقیه أکثر تفصیلا بالنسبه المسائل التی تخص کلا الطرفین.
هر دو حکومت توافق میکنند که در آینده توافقات بیشتری درباره روابط و مسائل دو کشور خواهند داشت.
خلاصه بندهای این پیماننامه این است که عربستان سعودی همواره حکومت دستنشانده استکبار جهانی است و هیچ ارادهای از خودش در جنگ و صلح ندارد و در حقیقت این کشور توسط استکبار اداره میشود، بنابراین نباید تعجب کرد که وهابیها با بیرحمی و خشونت تمام عیار به کشورهای اسلامی حمله کنند و زنان و کودکان مسلمان را به خاک و خون بکشند. آنها عروسکهایی هستند که توسط استکبار گردانده میشوند.
فارس
ادامه مطلب
توهین های وهابیت به حضرت زهرا(س)
متاسفانه وهابیون که در تمامی امور وقاحت را به حد اعلای آن رسانده اند در مورد حضرات معصومین علیهم السلام هم به همین شکل عمل کرده اند. حتی درمورد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها که صدها روایت موثق از پیامبر اکرم(ص) در مورد شان و مقام و منزلت ایشان وارد شده با بی شرمی تمام کلماتی بیان کرده اند که قلم از ذکر آنان شرم دارد.
با این حال به طور نمونه به برخی موارد اشاره می شود:
یکی از علمای وهابیت ، ابن عثیمن است . وی در کتاب شرح صحیح مسلم ، جلد ۶کتاب الجهاد و السیر ، صفحه ۷۴در ذیل روایتی که بسیار معروف است یعنی این روایت:
فَأَبَى أبو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إلى فَاطِمَهَ شیئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَهُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک قال فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) سِتَّهَ أَشْهُرٍ نسأل الله ان یعفو عنها والا فابوبکر مااستند الی رأی وانما استند الی نص ، وکان علیها ان تقبل قول النبی (صلی الله علیه وآله﴾ : لانورث ما ترکنا صدقه . ولکن کما قلت قبل قلیل : عند المخاصمه لایبقی الانسان عقل یدرک به ما یقول او مایفعل او ما هو الصواب فیه . فنسأل الله ان یعفو عنها وعن هجرها خلیفه رسول الله (صلی الله علیه وآله﴾
حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بر ابوبکر غضبناک شد و با او قهر کرد تا این که از این دنیا رفتند . در این دنیا بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شش ماه زندگی کردند .
در شرح این روایت وی توهین بسیار زشتی به حضرت می کنند و با بی شرمی تمام می گوید:
ما از خدا می خواهیم حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به خاطر این گناه ، ببخشد . اگر ابوبکر ادعا کرد که فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نمی رسد ، به نظر خودش عمل نکرد ؛ بلکه استدلال ابوبکر به نص روایت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بود . بر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) لازم بود که سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول کند .
یعنی چه ؟ یعنی این که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) صراحتا با سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده است .
ومن لم یحکم مما انزل الله فاولئک هم الکافرون ، هر کس به دستور خداوند و پیامبرش عمل نکند ، کافر است .
این نص صریح قرآن است هر کس به حرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گوش نکند ، فاسق است .هر کس به سخنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) گوش نکند ، دچار عذاب الهی می شود .
وی در این جا ادعا می کند که نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها) با نص صریح سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخالفت کرده ، باید حرف پیامبر (صلی الله علیه و آله) را گوش میکرد ؛ ولی روایت می گوید : گوش نکرده است .
در ادامه میگوید:
اما همان طور که قبلا گفتم ، در زمان دعوا برای انسان عقلی باقی نمی ماند که درک کند چه می گوید و چه عمل می کند . از خدا می خواهیم که حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را به خاطر این کاری که کرد ، ببخشد و از این که با خلیفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قهر کرد .(عثیمین ، محمد بن صالح ، شرح صحیح مسلم ، ج ۶ ، ص ۷۴)
ببینید در این جا چه توهینی به حضرت می کند !! یعنی نعوذ بالله حضرت زهرا (سلام الله علیها ) زمانی که با ابوبکر بر سر ارثی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای ایشان باقی گذاشته و مالی که در زمان حیات به ایشان هبه کرده ، در حال مخاصمه بود ، نعوذ بالله عقلشان را از دست داده بود که با ابوبکر این گونه برخورد کرده است.
این توهین بسیار زشت و رکیکی است که اگر ما عین همین حرف را در باره خلفای آنان بگوییم ما را تکفیر می کنند.
البته این توهینها همه ریشه در توهینهای تئوریسین وهابیت یعین ابن تیمیه دارد. وی در کتاب منهاج السنه فی نقض کلام الشیعه القدریه ، تألیف ابن تیمیه ،جلد ۴ ، صفحه ۲۴۴ و ۲۴۵ بحث حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مطرح می کند که ایشان مال خود را از ابوبکر طلب کرد ، طبق نص صریح روایت صحیح بخاری ؛ اما ابن تیمیه در این جا می گوید :
این مسأله اصلا درست نیست . اگر چنین قضیه ای باشد ، مدح حضرت زهرا (سلام الله علیها ) نیست ؛ بلکه مدح ابو بکر است که مال حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را گرفته و قضیه را در این جا برعکس جلوه می دهد و می گوید:
او لیس الله قد ذم المنافقین الذین قال فیهم : ومنهم من یلمزک فی الصدقات فان اعطوا منها رضوا وان لم اعطوا منها رضوا وان لم یعطوا منها اذا هم یسخطون . ولو انهم رضوا ما اتاهم الله ورسوله وقالوا سیؤتینا الله من فضله ورسوله انا الی الله راغبون . توبه / ۵۸ ، ۵۹ فذکر الله قوما رضوا ان اعطوا وغضبوا ان لم یعطوا ، فذمهم فذلک . فمن مدح فاطمه بما فیه شبه من هؤلاء الا یکون قادحا فیها ؟
آیا خداوند منافقین را در کتاب خود مذمت نکرده ، در این آیه که می فرماید : اگر به این منافقین مالی عطا کنی ، از تو راضی می شوند و اگر چیزی از آن اموال به آن ها ندهی ، ناراحت می شوند .
در این جا بحث حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مطرح کرده و دقیقا این دو آیه که در مورد منافقین را به حضرت تطبیق می دهد .
خداوند در این آیه گروهی را مثال زده که اگر به آن ها مال دنیا داده شود ، راضی می شوند و اگر داده نشود ، غضب می کنند و حضرت زهرا (سلام الله علیها) چون ابوبکر به او مال دنیا نداده ، از او غضبناک شده . (پس این آیه نعوذ بالله شامل حال حضرت زهرا (سلام الله علیها ) می شود .)
خداوند منافقین را به خاطر این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن ها مالی نداده ، ناراضی شدند ، مذمت می کند . حضرت زهرا (سلام الله علیها) که مالش را از ابوبکر طلب کرده و ابوبکر به ایشان نداده و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بر ابوبکر غضبناک شده ؛ پس این آیه شامل ایشان می شود .چه کسی حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مدح کرده ، با این قضیه ای که شبه نفاق در آن است.(ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج ۴ ، ص ۲۴۴ و ۲۴۵)
در این جا می گوید : شما با چیزی حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را مدح می کنید که شبهی از نفاق است و طبق تعبیر حسن سقاف ، شعبه ای از نفاق است. یعنی کسی مالش را از حاکم بخواهد و حاکم ندهد و از دست حاکم ناراحت شود ، منافق است . نعوذ بالله هم حضرت زهرا (سلام الله علیها ) شبهی از نفاق داشت.
ادامه مطلب
خریدن گوجه فرنگی حرام است
خریدن گوجه فرنگی که حرام است
"جرج طرابیشی" اندیشمند سرشناس جهان عرب در جدید ترین کتاب خود تحت عنوان "از نهضت تا ارتداد" بسیاری از عقاید و اندیشه های منحرف وهابیت را مورد انتقاد قرار داده است.
وی در این کتاب 192 صفحه ای خود، ضمن مطرح کردن برخی انحرافات فکری وهابیت، برای مثال به تحریم خوردن گوجه فرهنگی توسط مفتی های وهابی و فلسفه این تحریم از دیدگاه آنان را بیان کرده است.
وی در این باره می نویسد: جهل و نادانی آنان مسأله ای تازه نیست. در کتب تاریخی وجود دارد که در اواخر قرن نوزدهم میلادی یعنی حدود 100 سال پیش کاشت گوجه فرهنگی در بلاد شام به شدت افزایش یافت. مردم بلاد شام علاقه بسیار زیادی به گوجه فرهنگی نداشتند زیرا می گفتند "گوجه فرهنگی یکی از سبزیجات است، پس چرا باید رنگ آن قرمز باشد بنابراین احتمال دارد محصولی خراب باشد.
"جرج طرابیشی" در ادامه می نویسد: آنان در همان زمان گوجه فرهنگی را "میوه شیطانی" نامیدند. این موضوع که به گوش مفتی وهابیون عربستان سعودی در آن زمان رسید، وی خوردن آن را حرام اعلام کرد.
این اندیشمند سرشناس عرب همچنین نوشت: وهابیون در داستانی مشابه، فتوایی در مورد دوچرخه صادر کرده اند. ابتدای تولید شدن دوچرخه در جهان، مفتی های وهابی آن را "اسب شیطان" نامیدند و بر همین اساس استفاده از دوچرخه و سوار شدن بر آن را حرام اعلام کردند. فلسفه تحریم سوار شدن دوچرخه توسط مفتی های وهابی، سطح فرهنگ آنان بود که نمی توانستند درک کنند که چگونه چنین وسیله ای بر روی دو چرخ راه می رود! آنان معتقد بودند که شیطان باعث حرکت دوچرخه است از همین رو وسیله ای حرام به شمار می رود.
ادامه مطلب
فتوای سخیف دیگر وهابیت:برهنگی زن و شوهر در نزد یکدیگر سبب بطلان عقد ازدواج آنها میشود!!
مفتی سعودی علی الربیعی در صفحه توییتر خود در این باره نوشته است: «برهنگی زن و شوهر در نزد یکدیگر سبب بطلان عقد ازدواج آنها میشود و هر کس در مقابل همسرش برهنه شود، همسرش عملا مطلقه محسوب میشود و باید برای ادامه زندگی دوباره با همسرش ازدواج کند.»
در همین حال، «شریف شحاته» عضو اتحادیه جهانی علمای مسلمان، در گفتوگو با روزنامه الرأی کویت گفت: این فتوا فاقد سند دینی و استناد به کتاب و سنت پیامبر اکرم (ص) است و اسلام از چنین فتواهای عجیبی به دور است.
در برههٔ کنونی که جهان اسلام در معرض توطئههای پیچیده دشمنان اسلام و صهیونیستها قرار دارد، مفتیهای سعودی در دادن فتواهای عجیب و غریب و در عین حال بی ارزش و سخیف گوی سبقت را از یکدیگر ربودهاند.
منبع: http://fa.alalam.ir/news/374714
ادامه مطلب
ازدواج موقت با عنوان جدید در عربستان
ازدواج موقت با طعم جدید در عربستان
ظهور ازدواج جدیدی مانند «ازدواج موقت» در عربستان شیخ «احمد معبی» قاضی دادگاه های شرعی عربستان سعودی که از قضات ارشد وزارت دادگستری این کشور نیز به شمار می رود، دو روز پیش طی گفگویی با شبکه ماهواره ای MBC سخن از رسمی شدن ازدواج جدیدی شبیه به ازدواج مؤقت در عربستان به میان آورد.
این قاضی دادگاه های شرعی سعودی در ادامه این گفتگو با دفاع از این نوع ازدواج جدید که آن را «ازدواج روزانه» نامید، گفت: با توجه به اینکه چهار شرط اصلی موجود در ازدواج دائم در «ازدواج روزانه» نیز وجود دارد، بنابراین این ازدواج حلال و شرعی بوده و به هیچ وجه مشکل شرعی در آن وجود ندارد.
«احمد معبی» در ادامه اظهارات خود افزود: اصل معنی یک مسأله است و نه لفظ و عبارت و یا نامی که برای آن به کار می رود. از همین رو با توجه به اینکه شروط حلال بودن یک ازدواج رسمی و دائمی در «ازدواج روزانه» وجود دارد، این ازدواج دارای هیچ منع قانونی و شرعی نیست و کاملا صحیح است.
این قاضی ارشد وزارت دادگستری عربستان سعودی همچنین افزود: در برخی از حالات به ویژه در عصر حاضر، شرایط برای فرد یا افراد مختلف به گونه ای می شود که امکان ازدواج طبیعی و دائمی برای او مهیا نیست، از همین رو باید نوع دیگری از ازدواج مانند «ازدواج روزانه» وجود داشته باشد تا بتوان این مشکل را حل کرد.
گفتنی است بر اساس تعریف و شرحی که «احمد معبی» از این نوع ازدواج جدید ارائه داد، تفاوت فاحشی در آن با «ازدواج مؤقت» به چشم می خورد و آن این است که در «ازدواج روزانه» زن و شوهر فقط روزها می توانند همدیگر را ببینند و در کنار یکدیگر باشند.
قابل ذکر است بر اساس گزارش برخی مطبوعات عربستانی، «ازدواج روزانه» در چند وقت اخیر به شدت در میان افراد ثروتمند به ویژه مالکان شرکت های بزرگ در عربستان سعودی منتشر شده است. این نوع ازدواج در بیشتر حالات میان مالکان این شرکت ها با کارمندان دفترشان انجام می گیرد./ گزارش ادیان نیوز ازشیعه آنلاین
ادامه مطلب
فتوای جدید وهابیت : بوسیدن زنان حلال!!!
فتوای جدید وهابیت : بوسیدن زنان حلال!!!
به گزارش شیعه آنلاین، بر اساس اطلاعات موجود دست دادن و روبوسی هر مردی با زن نامحرم در مذاهب مختلف اسلامی حرام به شمار می رود اما اخبار رسیده از بحرین حاکی از آن است که شیخ "سعیدی" مفتی وهابیت بحرین در جدید ترین فتوای خود دست دادن و روبوسی با زنان نامحرم برای نخست وزیر را حلال دانست.
مفتی وهابیون بحرین در مورد این فتوا گفت: آقای نخست وزیر ولی أمر مردم به شمار می رود لذا ممکن است برخی اعمالی که برای مردم حرام است، برای وی حلال باشد!
ادامه مطلب
تکذیب آیات قرآن در شبکه وهابی
تکذیب آیات قرآن در شبکه وهابی
کار شناس شبکه وهابی که خود را به دروغ نماینده اهل سنت می نامد با تکذیب نص آیه قرآن کریم تصریح کرد: « فردی که به عنوان امام باشد، نه در آیات قرآن کریم و نه در روایات حضرت رسول اکرم (ص) وجود ندارد.»!
به گزارش سرویس دینی جام نیوز، کارشناس شبکه وهابی کلمه در راستای تفرقه افکنی بین شیعه و سنی ضمن انکار موضوع امامت و با هدف انکار مهدویت مجبور به تکذیب آیات قرآن کریم شده وگفت: «امام زمان ما قرآن است و قرآن در هر زمانی امام می باشد.»
این کارشناس شبکه وهابی که خود را به دروغ نماینده اهل سنت می نامد با تکذیب نص آیه قرآن کریم تصریح کرد: « این که فردی به عنوان امام باشد، نه در آیات قرآن کریم و نه در روایات حضرت رسول اکرم (ص) وجود ندارد.»
وی افزود: «وقتی که انسان ها بعد از پیامبر به بلوغ فکری رسیده اند دیگر نیاز به وصایت و ولایت و امامت نیست تا فرد خاصی امام باشد.»
شایان ذکر است برای یاد آوری به این کار شناس وهابی از ابن بریده نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لکلّ نبیٍّ وصیّ و وارث و انّ علیّاً وصییی و وارثی؛(24) برای هر پیغمبری جانشین و وارثی است، و به راستی علی جانشین و وارث من است.»
یکی از آیاتی که صراحتاّ به وجود امام و این که از طرف خداوند متعال تعیین می شود آیه : وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِکلَِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنىِّ جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن http://vahabiat.porsemani.com/ذُرِّیَّتىِ قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ . بقره/124.
و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود ، و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» [ابراهیم] پرسید: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمىرسد.»
درباره امام زمان نیز برای نمونه مطالبی را از منابع اهل سنت نقل می کنیم:
ابوالفوز محمد امین بغدادی: «آنچه مورد اتفاق نظرعلماء است، این است که مهدی (ع ) قائم آخرالزمان است. و او زمین را از عدل و داد می آکند.احادیث درباره مهدی (ع ) و ظهور او بسیار است.»(" سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب" ، ص 78.)
حمد امین مصری: «اهل سنت نیز، به مهدی (ع ) و مساله مهدی یقیناً ایمان دارند.»( المهدی المنتظر و العقل"، تالیف شیخ محمد جواد مغنیه لبنانی ، ص59.)
ادامه مطلب
