در محضر دوست
هر کسی از ظن خود شد یار من... 
مدير ويلاگ
نويسندگان


هر وقت غضب کردی، این غضبت را خاموش کنی. بعضی‌ها که عصبانی می‌شوند باید زود این غضبشان را خاموش کنند، نه اینکه برخورد تند بکنند. آقای بروجردی یک سال روزه گرفت چون یک‌بار عصبانی شد.

کظم الغیظ در قرآن هم آیه دارد «ولکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین» (سوره مبارکه آل عمران آیه۱۳۴) کظم الغیظ یعنی خشم خود را فرو خورد: غضب کرده، اما عکس‌العمل نشان ندهد.»

هر وقت عصبانی شدید فوراً یک خورده آب به صورتتان بزنید. یک چیزی هم یادتان می‌دهم. هر وقت عصبانی شدید دستتان را به دست یک برادری، عمویی، پدری بدهید اثر عجیبی دارد می‌گویند به یکی از ارحامت دستت را متصل کن تا متصل کردی عصبانیت خاموش می‌شود.

 




تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392  | 10:00 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

♥•٠·

آنجا که می روی به امام رضا(ع) بگو: داش علی یک چیزی در گوش من گفت، نفهمیدم چه گفت.


حاج علی تک تک در محل ما، پهلوان بود. هشتاد-نود سال هم عمر کرد. زورخانه اش الآن هم هست. می آمد اینجا برای نماز. تک تک به او می‌گفتند، چون چاق بود؛ وقتی راه می رفت مثل ساعت تک تک می‌کرد. خودش به خودش می گفت: داش علی. خدا بیامرزدش. خیلی علاقه به من داشت. دو سه دفعه هم در خانه کلّه پاچه درست کرد، ما را دعوت کرد.

یک دفعه من می خواستم بروم مشهد، مرا دید. گفت: می خواهی بروی مشهد؟ گفتم : بله . گفت: آنجا که می روی به امام رضا (ع) بگو: داش علی یک چیزی در گوش من گفت، نفهمیدم چه گفت.

ما هم رفتیم. آنجا در حرم داشتم زیارت نامه می خواندم، یک دفعه یاد پیغام این پهلوان افتادم. به امام رضا(ع) گفتم: داش علی، تهران، یک چیزی در گوش من گفت، من نفهمیدم چه گفت. همین! آمدیم دیدیم کارش درست شده. [دلش] بی سیم کار می‌کرد. داش ها عقیده داشتند.
چون عقیده داشتند با همان عقیده بی سیم تماس می‌گرفتند. من عین جمله را گفتم: داش علی یک چیزی در گوش من گفت، نفهمیدم چه گفت. کارش درست شد. پهلوان بود. وقتی نرمش شنا می رفت، همین طور علی علی می گفت، اشکش اینقدر می آمد که من شنیدم کف زورخانه اشکش جاری می شد.

 




تاريخ: جمعه 27 دی 1392  | 10:57 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

 

امــام صـــادق علیه ‏السلام

در پاسخ به این پرسش كه چرا بى ‏نماز،كافر خوانده مى ‏شود اما زناكار؛ نه :

 
چون كسى كه زنا و امثال این كار را مى‏ كند بر اثر غلبه شهوت دست به این كارها مى ‏زند امّا بى ‏نماز ، نماز
 
را ترك نمى‏ كند،مگر از روى سبك شمردن و بى‏ اعتنایى بدان ...
 

 




تاريخ: پنج شنبه 26 دی 1392  | 8:58 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

الّذین هم علی صلاتهم دائمون

آلمان؛هامبورگ؛ایستگاه راه آهن.

موقع ظهر رسیده بود.نگاهی به قبله نما انداخت و همانجا ایستاد به نماز خواندن.

پلیس را خبر کردند که یکی آمده حرکات غیر طبیعی دارد.

 
بردنش اداره پلیس.

گفته بود: من مسلمانم، نماز هم واجب دینی ماست.

محکم گفته بود.

آزادش کردند…


***
صد دقیقه تا بهشت صفحه ۱۶
شهیدبهشتی، صد دقیقه تا بهشت

 




تاريخ: دوشنبه 23 دی 1392  | 8:27 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 2

حجت‌الاسلام و المسلمین حاج آقا قرائتی:

اگر در اینجا پسر من حضور داشت
و 6 بار من او را صدا بزنم که آقازاده با شما هستم
و او در این 6 بار جواب من را ندهد
شما نمی‌گویید، چه پسر بی‌ادبی
حال اگر کسی که صدای اذان را بشنود
دو بار «حی علی الصلوٍة»
دو بار دیگر «حی علی الفلاح»
و بار دیگر «حی علی خیر العمل» به او گفته شود
و همچنان نسبت به اقامه نماز بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اهمیت باشد
این شخص بی‌ادب نیست؟
 

 




تاريخ: یک شنبه 22 دی 1392  | 11:37 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 4

خـــداونــــد مــــیــــفــــرمـــایـــد :

مــــن نـــزد گــــمـان بـــــنـده ی مـــــومـن هــــسـتــــم

اگـــر گـــمـان خـوب بــــه مــــن بـــــبــرد بـــــه او خـــوبـــــی مــــیــــرســـانـم ...


" کـــافــــی،ج 2 ،ص 72 "

 


ادامه مطلب

تاريخ: شنبه 21 دی 1392  | 11:11 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 2

آقای مهربانم
 
 
برایم دعا کن


اجابتش مهم نیست!


اینکه بدانم " تو " به یادم هستی


آرامم می کند...

 




تاريخ: جمعه 20 دی 1392  | 10:43 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

صرفا جهت اطلاع میگم!

هـرگـز نـمـازت را تـرک مـکـن

مـیـلیـون هـا نـفـر زیـر خـاک ،

بـزرگ تـریـن آرزویـشـان بـازگـشت بــه دنـیـاست

تـا سجـده کـنـنـد ... ولـو یـک سـجـده !

فریاد می زنند :

حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ *لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَكْتُ....:

تا آنگاه كه مرگ یكى از ایشان فرا رسد، مى‏گوید: «پروردگارا، مرا بازگردانید،شاید من در آنچه وانهاده‏ام كار
 
نیكى انجام دهم. ///( المؤمنون :99-100)
 

 




تاريخ: پنج شنبه 19 دی 1392  | 10:24 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

توی محل کار ده ساعت کار می کرد

اما هفت ساعت به عنوان ساعت کاری میزد

می گفت فکر میکنم فلان کار شخصی هم انجام داده ام

اینجوری مقید بود توی حساب و کتاب بیت المال

شب ها هم کالا و نذورات و هدایا رو بر می داشت

با پرایدش می برد برای فقرا ...

خاطره ای از دانشمند شهید مجید شهریاری

منبع: کتاب شهید علم ، صفحات 75 و 116

 




تاريخ: چهارشنبه 18 دی 1392  | 11:56 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

بانـــوی ســـرزمــیـن مـــن !

بـ‌ه خاطــر بســپار

صـــدایــت "دلـنــشیــن" اســت

قـشـنگ نیـســت بــر هــر دلـﮯ نـشـسـتن

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَعْرُوفًا :

پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید.

{احزاب/ 33-32}

بــرادر دینـﮯ مــن!

فــرامـــوش نـکن

بعـضـﮯ کـارهــا "واجــب" نـیـسـت

مــثل ســلام کـــردن !


امام صادق(ع) فرمود :

«رسول خدا بر زنان سلام می کرد و آنان نیز پاسخ می دادند و امیرالمؤمنین نیز بر زنان سلام می کرد و سلام
 
 
کردن به زنان جوان را نمی پسندید و می فرمود: می ترسم از صدای او خوشم آید که در این صورت گناهی که
 
 
نصیبم می شود، بیش از پاداشی باشد که از سلام کردن نصیبم می گردد.»

 
{وسائل الشیعه ، ج 20،ص234،ح3}

 




تاريخ: سه شنبه 17 دی 1392  | 8:23 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

امام صادق «علیه السلام» می فرمایند:

امیر المؤمنین علی «علیه السلام» همیشه تا باران شروع می شد،
زیر باران می ایستادند تا جایی که سر و ریش و لباسشان خیس می شد.

کسی عرض کرد: به سرپناهی بروید.
پاسخ فرمودند: این آبی است که از نزدیکی‌های عرش آمده است...

از: اصول کافی ، جلد هشتم، صفحه 239

 

 




تاريخ: دوشنبه 16 دی 1392  | 10:06 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی:

من خودم به درد آخوندی نمی‌خوردم. یک عده هم غصه من را می‌خوردند و می‌گفتند: قرائتی تو در اخلاق که گیر داری، صدا هم که نداری، نمی‌توانی روضه هم بخوانی، پس به چه درد آخوندی می‌خوری؟ و لذا در یک روستا هم که رفتم مرا بیرون کردند. گفتند: تو نمی‌توانی روضه بخوانی. مرا بیرون کردند، یعنی نامه نوشتند به امام جمعه کاشان آیت‌الله یثربی که ما این شیخ را نمی‌خواهیم. روضه می‌خواندم و مردم می‌خندیدند.(خنده حضار).

هرچه روضه می‌خواندم مردم می‌خندیدند. نامه نوشتند بابا این را نمی‌خواهیم. من ،قرائتی روضه‌خوان ورشکسته هستم. بعد پای تخته سیاه آمدم گل کرد. اگر کسی در کنکور رفوزه می‌شود نگوید: خاک بر سرم! دو سال است پشت کنکور ماندم. برو خیاطی کن ممکن است لباس عروس بدوزی دویست هزار تومان مزدش بشود. چه کسی گفته شما حتماً دانشگاه بروی؟ ممکن است کسی در دانشگاه رد شود و در حوزه قبول شود. در حوزه رد شود و در تجارت موفق شود. حدیث داریم اگر در یک شغلی شکست خوردید، نگویید: بخت من بد است. شغلت را عوض کن.

 




تاريخ: یک شنبه 15 دی 1392  | 10:37 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

امام رضا (ع) : از قول امیرالمومنین (ع) فرمودند :
 
ای کسی که اعمال زشت و ناروا میکنی خنده دندان نما مکن
 
و ای کسی که عمر به بد کرداری گذرانی, از بلای شبانه ایمن مباش!

 
کافی جلد ۴ صفحه ۴۰۳

 




تاريخ: شنبه 14 دی 1392  | 8:54 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0

سه کسی که خداوند دوستشان دارد و به رویشان می‌خندد

♥•٠·
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: سه نفرند كه خداوند آنها را دوست دارد و به رویشان مى خندد و از وجودشان خوشنود است:

اوّل: كسى كه هرگاه با گروهى از دشمنان خدا رو برو شود ، در راه خداوند عزّ و جلّ جانبازى مى كند تا آن كه یا كشته شود یا خداوند متعال او را پیروز گرداند و از شرّشان نگه دارد. پس خداوند فرماید: بنگرید به بنده‌ام كه چگونه براى من جانبازى كرد و

دوم: كسى كه زنى زیبا دارد و بسترى نرم و گرم، اما نیمه شب از خواب برمى‌خیزد و شهوتش را وا می‌گذارد و مرا یاد مى‌كند و با من به راز و نیاز مى پردازد، در صورتى كه مى توانست در بستر بیارمد.
 
سوم: كسى كه در سفر است و همسفرانش شب تا دیر هنگام از هر در سخنى مى گویند و یا راه مى‌سپارند و چون خسته شدند، مى خوابند، اما او در خوشى یا ناخوشى سحر را به عبادت برمى‌خیزد.
 

«میزان الحکمه، جلد 6،حدیث10903»

 




تاريخ: چهارشنبه 11 دی 1392  | 7:32 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 2

یکی به خدا (بی غرض) گفت: همه کارهای تو خوبه ولی یک کار تو مشکل داره !
چرا گردو که کوچک است را به درخت آویزان کردی ولی کدو تنبل و هندوانه و طالبی را به یک بوته وصل کردی. اگر من جای تو بودم. طالبی و هندوانه را به درخت آویزان می کردم.
در همین حال یک گردو از درخت افتاد خورد به صورتش و از صورتش خون آمد.
گفت: خدایا غلط کردم !!! اگر به جای این گردو ، کدو تنبل بود الآن سرم مییشکست. و هر روز چند تا شهید داشتیم!


در همین رابطه ایشان فرمودند:
"در بیمارستان دکتر وارد اتاق می شود و ده بیست نفر مریض در اتاق خوابیده اند. دکتر دستور می دهد. برای یکی چلو کباب بیاورند. برای یکی قیمه . دیگری قورمه . دیگری آبگوشت و دیگر آب دوغ خیار و.... آیا این مریض ها حق دارند اعتراض کنند که چرا به یکی این دادی و به دیگری آن. اگر مریض به دکتر اعتراض کند او را می برند امین آباد (تیمارستان). مریض ها از دکتر تشکر می کنند که مناسب حال آن ها غذا به آن ها داده و همچنین به دکتر پولهای بسیار زیادی هم می دهند. روزی هم همینطور است یکی لیاقت دارد. یکی ندارد. یکی صلاحیت دارد یکی ندارد. نباید به خدا اعتراض کرد. "

 

***


نتیجه بحث اینکه خداوند عادل است و تمام کارهای او از روی حکمت می باشد. یعنی اگر کاری را انجام می دهد تمامی عواقب و فوائد آن را در نظر می گیرد. ما بندگان او که از این حکمت و عدل برخوردار نیستیم نباید از کارهای او شکایت کنیم و باید سعی کنیم راضی به رضا و قضای الهی باشیم.




تاريخ: دوشنبه 9 دی 1392  | 9:54 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 4
 

برخــی از محبیـن ما هستنـــد ..

تا شفاعـت ما بخواهـــد شامل حالشان شود..

سیصـــــــــد هزار ســــال از عــذابشان گـــذشته استـــــــــ..

حضرت امیرالمومنین علی (ع)
.
.
.
.
یا الهیـــــــ.. طهرنى من الذنوبی قبل أن تموت...

 

 




تاريخ: یک شنبه 8 دی 1392  | 11:21 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0
نمی دانــم

چــرا بیــن ایــن همــه آدم

پــیــله کــرده ام بــه تــو

شــاید فــقط با تــو پــروانــه می شـــوم … √
 
 

 

یابن الحسن

کاش میدانستم تا به کجا سرکشیده است دوری تو ،

بلکه به کدامین زمین اقامت داری ...

عَزیزٌ عَليَّ ...

عَزیزٌ عَليَّ ...اَن اَری الَخَلقَ و لا تُريَ

چه سخت است بر من که ببینم خلق را و نبینم تو را ،

و لا اَسمَعَ لَک حَسیساً وَ لا نَجوَی..

و نه از تو صدای محسوسی شنوم و نه حتی نجوایی !

سخت است بر من ...

که بلا تو را احاطه کند و از جانب من صدای ناله ای ناچیز و حتی شکایتی بسویت نیاید !

بِنَفسی اَنتَ ...

به جانم قسم تو آن پنهانی هستی که هرگز از ما به کنار نیستی ،

به جانم قسم تو آن جداشده ای هستی که هرگز از ما جدا نیستی ،

...

 به جانم قسم تو نیمه شرافتی هستی که نیمه ای دیگر برایش نیست ،

تا به کی سرگردان تو باشم ای مولای من ،

و تا کی تو را خطاب کنم و چگونه نجوایت نمایم . . .

 




تاريخ: جمعه 6 دی 1392  | 9:21 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 2

 

 
الهیــــ و ربـــی… مَن لی غَیرُکـــ

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ

و اگر در آتشم اندازی٬

به اهالی آنجا خواهم گفت
 
 

که
 
دوستت دارم …

 

 


ادامه مطلب

تاريخ: پنج شنبه 5 دی 1392  | 8:18 PM | نويسنده :Y A S
نظرات 2

استاد قرائتی:

یك لیوان آب را به سه نفر عرضه مى ‏كنیم؛

یكى نمى ‏خورد، چون میل ندارد،

دیگرى نمى‏ خورد چون قهر كرده است،

سومى نمى ‏خورد و مى‏ گوید: نفر چهارم از من تشنه ‏تر است،

آب را به او بدهید!

این سه نفر، در ننوشیدن آب یكسانند

ولى به خاطر آن كه هدف‏هاى آنها متفاوت است،

ارزش كارشان نیز تفاوت دارد.

در اسكناس‏ها نخى است كه نشانه اصالت اسكناس و وسیله جدایى

اسكناس اصلى از قلابى است،

در عبادات نیز باید ریسمانى محكم میان بنده و خدا باشد كه همان قصد قربت و اخلاص است.

اگر آن نخ نباشد یا پاره شود، رابطه انسان با خدا قطع و عمل مقبول نیست.

 




تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1392  | 10:07 AM | نويسنده :Y A S
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


و خدایی که در این نزدیکیست...

آمار سايت
كل بازديدها : 459045 نفر
كل مطالب : 945 عدد
تعداد کل نظرات: 290 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ: پنج شنبه 8 فروردین 1392 
آخرين بروز رساني : شنبه 22 شهریور 1399 
امکانات وب
**//script type="text/javascript" src="http://www.bachehayeghalam.ir/sitefiles/bgh_sound_player.php">