ای موسی! هرکه از گناهکاران نزد تو آمد و به تو پناه برد،
بگو خوش آمدی و آسوده شدی،
چه جایگاه بزرگی است پیشگاه خداوند جهان.
و بر ایشان آمرزش بخواه و بر ایشان مانند یکی از خودشان باش.
ادامه مطلب
|
در محضر دوست
هر کسی از ظن خود شد یار من...
| ||
|
نويسندگان |
قال الله عزّوجلّ:
ای موسی! هرکه از گناهکاران نزد تو آمد و به تو پناه برد، بگو خوش آمدی و آسوده شدی، چه جایگاه بزرگی است پیشگاه خداوند جهان. و بر ایشان آمرزش بخواه و بر ایشان مانند یکی از خودشان باش.
(کافی8/48)
ادامه مطلب از استادی پرسیدند: آیا قلبی که شکسته، باز هم می تواند عاشق شود؟ استاد گفت: بله می تواند. گفتند:قلب شکسته مثل ظرف چینی شکسته است... یعنی شما تاکنون از ظرف شکسته آب خورده اید؟ استاد پاسخ داد: آیا شما تاکنون بخاطر لیوان شکسته, از آب خوردندست کشیده اید؟!
*********** با امید به خدا قدم بردار و زندگی ات را بساز... به هدف بلندت فکر کن.. آنگاه شرایط آنگونه که تو می خواهی تغییر خواهد کرد.
ادامه مطلب هنگامى كه حسین علیهالسلام به دنیا آمد، جبرئیل علیهالسلام مأمور شد بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده و میلاد حسین علیهالسلام را به وى تهنیت گوید. جبرئیل در راه فطرس را ملاقات کرد. فطرس دست به دامان جبرئیل شد تا کاری برای او کند. (فَعَاذَ بِجَبْرَئِیلَ) { از امام صادق علیهالسلام نقل شده كه فرمود: فطرس فرشتهای است كه پیوسته دور عرش گردش میکرد تا اینکه در موردى نسبت به فرمان الهى كُندى ورزید (فَتَلَكَّأَ فِی شَیْءٍ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ).این کوتاهی سبب شد تا بالش بریده ودر جزیره اى افكنده شود} او گفت: من مأموریت دارم تا به محضر محمّد صلی الله علیه و آله شرفیاب شوم و او را به فرزندى كه برایش متولّد شده تهنیت گویم؛ اگر میخواهی تو را هم با خود نزد او ببرم. فطرس پذیرفت و جبرئیل او را حمل کرده و در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله بر زمین نهاد. فطرس با تكان دادن انگشت خود به آن حضرت التماس کرد تا مشکل او را حل کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به وى فرمود: بالِ خویش را به حسین علیهالسلام بمال! او بالش را به حسین علیهالسلام مالید و به آسمان عروج کرد. (اِمْسَحْ جَنَاحَكَ بِحُسَیْنٍ فَمَسَحَ جَنَاحَهُ بِحُسَیْنٍ فَعَرَجَ) (1) داستان فطرس تنها منحصر به این نقل نیست و میتوان قصه او را در نقلهای دیگری که از نظر محتوا نزدیک به هم هستند نیز ملاحظه کرد. در روایتی که مرحوم صدوق(ره) نقل میکند(2) گفتگویی بین فطرس و رسول خدا صلی الله علیه و آله هم وجود دارد که چنین است: پس از آنکه فطرس شفا گرفت به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ ؛ بی شک امت شما در آینده کمر به قتل این مولود شریف خواهند بست. او این حق را به گردن من دارد كه أَلَّا یَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ؛ هر كس که او را زیارت کند من زیارت وی را به عرض آن حضرت برسانم و لَا یُسَلِّمَ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ سَلَامَهُ؛ و هر كس كه به آن حضرت سلام كند من سلامش را به آن بزرگوار برسانم و لَا یُصَلِّی عَلَیْهِ مُصَلٍّ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ صَلَاتَهُ؛ و هر كس كه درود بر آن حضرت بفرستد من درود او را به خدمتش میرسانم این بگفت و ثُمَّ ارْتَفَعَ ؛ پرکشید و بالا رفت.
در رویات دیگر آمده: پیامبر صلی الله علیه و آله از درگاه خدا خواست تا به خاطر حسین علیهالسلام، فطرس را آزاد کند، خداوند دعایش را مستجاب کرد، فطرس به مرکز سکونت خود بازگشت و بین فرشتگان افتخار میکرد و میگفت: من مثلی و انا عتاقة الحسین بن علی و فاطمة و جده احمد؛ کیست مثل من؟! من آزاده شدهی حسین علیهالسلام فرزند علی علیهالسلام و فاطمه علیهاالسلام و جد حسین علیهالسلام حضرت احمد صلی الله علیه و آله هستم. [2] . ___ 1.بحار ج44ص182 2.مناقب ال ابیطالب ج4ص74و75 3.چهارده معصوم عمادزاده ص164 ادامه مطلب خدایا... اگر خواب سرد زمستانی، گناه دلم را به انجماد کشیده است نسیم بهاری اعتماد به لطف تو, درآوندهای دلم هیجان تازه آفریده است !
وَاِنْ کانَ ذَنْبى قَدْ عَرَضَنى لِعِقابِکَ فَقَدْ اذَنَنى حُسْنُ ثِقَتى بِثَوابِکَ ______________________________________ مناجاتالراغبین – دریافتی از مناجات خمس عشره - سیدمهدی شجاعی
یا ایها الرسول تو عاشق شدی بخوان مولای هر چه عاشق صادق شدی بخوان
هر باسواد لایق خواندن نمی شود ای بی سواد مکه تو لایق شدی بخوان
در قلب تو نوشت خدا راز خویش را یاسین! تو رازدار حقایق شدی بخوان
چل سال عشق، منبع شوقی عظیم شد دیگر بس است هر چه که شایق شدی؛ بخوان!
تنها گل محمدی سینه سوخته! از عطر بگذریم.. شقایق شدی؛ بخوان!
من جبرئیل، قاصد یارم که گفته است: یا ایها الرسول! تو عاشق شدی.. بخوان
احسان پرسا
پــشـت سـرم حــــــرفـ بـود . . .
حـدیـث شـد . . . مـیـتـرســـمـ آیـه شـود . . . سـوره اش کـنـنـد بـه جـعـل . . . بـعـد تـفـسـیـرم کـنـنـد ایـن جـمـاعـت نـا اهــــــل . . .
آخر دوستان!! پشت سر هم حرف نزنید
کار هم به اینجا ها نمی کشد...
گر چه کسیکه پشت سرش حرف می زنند همیشه یک قدم از آنها جلوتر است...
حرف نسازید آقاجان... حرف نسازید!
خدایا
گاهی تو را بزرگ می بینم و گاهی کوچک این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک این منم که گاهی نزدیک می شوم و گاه دور . . . ادامه مطلب
آتشی که نمى سوزاند
" ابراهیم " را
و دریایى که غرق نمی کند
" موسى " را
کودکی که مادرش او را
به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم
قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "
پس به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی
|
|