اين نه تنها على است كه با حديث غدير در برابر مخالفان استدلال نموده است،
بلكه دخت گرامى پيامبر نيز در يك روز تاريخى كه براى احقاق حق خود سخنرانى مى نمود،
رو به ياران پيامبر(ص)كرد و گفت: «آيا روز غدير را فراموش كرديد كه پيامبر به على((عليه السلام)) «من كنت مولاه فهذا على مولاه؟»
هنگامى كه حسن بن على((عليه السلام)) تصميم گرفت كه با معاويه صلح كند برخاست و خطبه اى به شرح زير ايراد نمود:
«خداوند اهل بيت پيامبر را به وسيله اسلام گرامى داشت و ما را برگزيد و هر نوع پليدى را از ما پاك نمود».
تا آنجا كه فرمود: «همه امّت شنيدند كه پيامبر رو به على كرد و گفت: و تو نسبت به من، بسان هارون نسبت به موسى هستى، همه مردم ديندن و شنيدند كه پيامبر دست على را در غدير خم گرفت
و به مردم گفت: «و من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه»(1)
فرائدالسمطين، باب 58، اميرمؤمنان علاوه بر اين سه مورد، در كوفه در روزى به نام «يوم الرجبه» ودر روز جمل و در حادثه اى به نام «حديث الركبان» و نيز در جنگ «صفين» با حديث غدير بر امامت خويش استدلال نموده است.
- حضرت حسين بن على نيز هنگام سخنرانى در اجتماع انبوهى در سرزمين مكّه، كه در ميان آنان صاحبه پيامبر زياد بودند،
چنين فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه پيامبر در غدير خم، على را به خلافت و ولايت برگزيد و فرمود: و حاضران به غايبان برسانند؟، آن جمع همگى گفتند: گواهى مى دهيم».
علاوه بر اينها گروهى از اصحاب پيامبر، مانند عمار ياسر، زيد بن ارقم، عبدالله بن جعفر، اصبغ بن نباته و افراد ديگر كه همگى با اين حديث برخلافت و شايستگى امام استدلال نموده اند(2).
پی نوشت:
1 - ينابيع الموده، ص 482.
2 - براى آگاهى بيشتر از اين احتجاجات و مدارك و منابع آنها به كتاب نفيس «الغدير»، ج 1، ص 146 تا 195 مراجعه شود. در اين كتاب بيست و دو احتجاج با تعيين مدارك نقل شده است.
ادامه مطلب