عید
از عید قربانی نفس تا عید با ولایت بودن 
ثامن تم
نويسندگان

مبارک باد عید سعید قربان بر جمیع مسلمانان جهان و بر امت پیامبر عظیم الشأن، مبارک باد این عید بزرگ اسلامی بر مستضعفین جهان که در مقابل مستکبرین و اولیاء طاغوت قیام نمودند.

آنروز مبارک است برای اسلام و ملت های اسلامی که دست ستمگران و خون آشامان از کشورهای اسلامی کوتاه شود و آن روز مبارک است برای ملت شریف ما که جمهوری اسلامی به تمام معنا در کشور اسلامی پیاده شود و احکام مترقی اسلام به جای احکام ضد انسانی برقرار گردد.(27/7/59)

فرا رسیدن عید بزرگ اسلامی قربان را به همه مسلمین تبریک عرض می کنم. عیدی که انسان های آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد، قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد را در راه خدای بزرگ ـ را ـ به فرزندان آدم و اصفیاء و اولیای خدا می دهد. عمق جنبه های توحیدی و سیاسی این عمل را جز انبیای عظام و اولیاء کرام علیهم الصلوة والسلام و خاصه عباداللّه کس دیگری نمی تواند ادراک کند. این پدر توحید و بت شکن جهان به ما و همه انسان ها آموخت که قربانی در راه خدا پیش از آنکه جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد جنبه های سیاسی و ارزش های اجتماعی دارد. به ما و همه آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید. به همه ما ذریه آدم فهماند که مکه و منی قربانگاه عاشقان است و اینجا محل نشر توحید ونفی شرک،که دلبستگی به جان و عزیزان نیز شرک است. به فرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد که از این مکان عظیم نیز فداکاری و از خود گذشتن را به جهانیان ابلاغ کنید. به جهانیان بگوئید در راه حق و اقامه عدل الهی و کوتاه کردن دست مشرکان زمان باید سر از پا نشناخت و از هر چیزی حتی مثل اسمعیل ذبیح اللّه گذشت که حق جاودانه شود. این بت شکن و فرزند عزیزش بت شکن دیگر سید انبیاء محمد مصطفی صلی اللّه علیه و آله و سلم به بشریت آموختند که بت ها هرچه هست باید شکسته شود.

کعبه که ام القری است و آنچه از آن بسط پیدا کرده تا آخرین نقطه زمین، تا آخرین روز جهان باید از لوث بت ها تطهیر شود. بت هرچه باشد، چه هیاکل و چه خورشید، چه ماده و چه حیوان و انسان و چه بتی بدتر و خطرناکتر از طاغوت های در طول تاریخ از زمان آدم صفی اللّه تا ابراهیم خلیل اللّه تا محمد حبیب اللّه صلی اللّه علیهم و آلهم اجمعین تا آخر الزمان که بت شکن آخر، از کعبه ندای توحید سر دهد. مگر ابرقدرت های زمان ما و بت های بزرگ نیستند که جهانیان را به اطاعت و کرنش و پرستش خود می خوانند و با زور و زر و تزویر، خود را به آنان تحمیل می نمایند؟ کعبه معظمه یکتا مرکز شکستن این بت هاست. ابراهیم خلیل در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش مهدی موعود روحی فداه در آخر الزمان از کعبه ندای توحید سر دادند و می دهند...

مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهد و بشریت را به توحید می خواند. همه فریادها را از کعبه و مکه سر می دهند و ما باید از آنها تبعیت کنیم و ندای توحید کلمه و کلمه توحید را از آن مکان مقدّس سردهیم و با فریادها و دعوت ها وتظلم ها و افشاگری ها و اجتماعات زنده و کوبنده در مجمع مسلمین در مکه مکرمه بت ها را بشکنیم و شیاطین را که در رأس آنها شیطان بزرگ است در عقبات رَمی کنیم و طرد نمائیم تا حج خلیل اللّه و حبیب اللّه و ولی اللّه مهدی عزیز را بجا آورده باشیم.(12/6/62)


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:30 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

این­جا میدانی بود که امتحان الهی آغاز می­شد و اسماعیل7 شولای ایمان بر دوش افکنده، به قربانگاه رفت تا تو بیاموزی که همیشه تسلیم باشی و مطاع امر حق تعالی ... که چنین باشی نوری از جنس ایمان، دست دلت را می­گیرد و تو را به سوی عشق، هدایت می­کند...

ابراهیم(ع) در قربانگاه عشق...، اسماعیل7 دل داده به خواسته دلدار...، و زمین فخر می­کند به آسمان که معنا می­شود: )إنّی أعلم مَالاَ تَعْلَمُون(و تو باید از همه چیز دست بشویی تا همه چیز را به دست آوری و این ترجمان تصمیم و تسلیم و اشتیاق بندگی تام و اطاعت خالص است.

شاید این جبراییل وحی است که در تو فرود آمده و به آواز توحید تو را ذره ذره به حق فرا می­خواند... که علایق را سر ببری تا لایق شوی... که بخواهی که چیزی نخواهی ... که اگر میدان بدهی، دنیا برای جولان نفس هم، کم است! ... صدایی در تو می­پیچد... به آزمونی بزرگ تو را فرا می­خواند تا در منای تقرب، حجاب­ها را سر ببُری.

حجاب راه خودت هستی، از میان برخیز

خوشا کسی که در این راه بی­حجاب رود

دل باید صاف شود از تعدد خدایانی که در خود آفریده­ای... منها را باید رو به سوی هدایت، سربرید تا این مسلخ، خاتمه­ای باشد برای تکاپوی نفس پر آزار... که قربانی نیازهای خود بودن؛ یعنی از دست دادن همه چیز.

و این ندا تو را به خود می­خواند تا خلیل­وار برخیزی و از میان شعله­های سوزنده درون و در ازدحام جنون سر ببری نفس را تا در هجوم ناشکیبی­ها، طعم خوش بندگی را به جان خویش بچکانی.

دل باید به پیر عشق دهی و سر به تیغ او، روبگیر از هاجری که مدام در آینه ذهنت تداعی می­شود تا بگذری از آتش! اینک برخیز و تن به زلال رحمت دیرین خداوند سپار تا از وادی دین فروشان و کوران و کران رها شوی... پیراهن از غبار تردید فرونشان تا آزادگی را فریاد زنی... گام­ها را محکم­ بردار تا چشم زمزم از رد پاهای تو گشوده گردد و طهارت آینه وجودت از آلودگی­ها، تیرگی­ها و ناپاکی­ها...

خلیل­وار برخیز تا در منای عشق پرده­های جهالت را بدری، از مرز خویش بگذری و به آبادی فنا برسی ... این قربانی، قربانی کردن جاه و مال و موقعیت، مقام و شهرت و قدرت و مکنت است... و این عشق است که تو را به قربانگاه می­کشاند، عشقی به گستره تاریخ، و تاریخ، ابدیتی است به اندازه حضور...

صفا و مروه را هروله کن تا جسم و جان از خانه انس و عادت­های همیشگی، رها شود. در عرفات عشق، ازگناه توبه کن تا لباس محرمیت به تن کنی... اینک در مقام تعظیم بایست تا در بارانی از شور و شعور، بارانی از عطش، ­بارانی از معرفت از خود برهی و این رهیدن عیدی باشد برای تو، برای رسیدن به مرتبه ملکوت که:

آن­کس که تو را شناخت، جان را چه کند

فرزند و عـیال و خانمان را چه کند

دیـــوانــه کنــی هـر دو جهانش بخشی

دیوانه تو هر دو جهان را چه کـــند


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:29 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

این حجة الوداع رنگ حزن دارد که آخرین حج است و رنج این خداحافظی گلوی گسیخته زمین را می­فشارد. مکه آرام آرام در خویش می­شکند از فراق رسول خدا(ص)... هوا نفس­گیر است و زمین دل­تنگی می­کند وداع تلخ رسول خدا(ص) را ...، اما این وداع تلخ، شیرینی برکه خم را با خود دارد... که مردی فراتر از پندارهای بشری و فراتر از تمام معیارهای ظاهری انسان خاکی به ولایت برگزیده می­شود.

غدیر و برکه خم برگزیده می­شوند تا ولایت علی(ع) برای همگان رقم خورد؛ ولایتی که چشمه حیات لازمان و لامکانی است، چشمه­ای که تا همیشه تاریخ خواهد جوشید و ولایت و نبوت را به هم پیوند خواهد زد...

و این روز باید روز ولایت علی(ع) باشد، روزی که ابراهیم(ع) از میان کوهی از آتش در برابر نگاه­های شعله­ور از آتش خشم و نعره شوم اهریمنان، پرده تیرگی­ها و جهالت نمرودیان را پاره کرد و در میان شعله­ها حقیقت را فریاد زد که تکه­های یقینش در میان آتش نخواهند سوخت ... و تو باید بیاموزی که به تولاّ رسیدن؛ یعنی رمز از خود بی­خود شدن؛ نور شدن و بی­وقفه تابیدن.

و ابراهیم(ع) به تولاّ رسید در منجنیق؛

و این روز، روز ولایت علی(ع) شد تا آنان که عناد می­ورزند در جهل مرگ­بار خویش بمانند که تولاّ به آنان نمی­رسد.

این روز باید روز ولایت علی(ع) باشد، روزی که آب، آلودگی قرن­ها را شست و کشتی ماند و ناخدای آن، و آنان که ایمان آورده بودند ندای الهی کشتی­بان را ... ناخدایی که بلندای عصای ایمانش به اوج می­رسید و ایمان آورندگان به نوح7 می­دانستند که آن­گاه که مهلت تمام شود، بارش صاعقه­ها را هیچ گریزی نیست و ایمان نیاورندگان به ولایت ... غدیر فرصتی دیگر بود برایشان ... فرصتی که صراط مستقیم بود...

غدیر نور ازلی است که پیش از آفرینش جهان، در رگ­های هستی، جاری بود؛

بهار خجسته­ای که تکامل واپسین زمین را نوید می­داد...؛

روز شکوفایی ولایت در قاموس خلقت ...؛

روزی که آرمانی­ترین اندیشه را پیامبر خدا(ص) در اذهان همگان جاری ساخت تا جهان خاکی در تحولی عظیم و جهان افلاکی با ذوقی سلیم، عبادت خدا را سرلوحه خویش قرار دهد...

و این برکه، سکوی جاودانگی بود، برکه­ای از تدبیر برای رسیدن به رستگاری­های پیاپی، رفتگان برگشتند و نیامدگان شتاب کردند تا در این آب­گیر به اقیانوس رحمت خدا پیوند خورند که این­جا درِ بهشت باز می­شود و شد ...

و درخت هستی کمال یافت و قرابت انسان با خدا آشکار گردید. و باران الطاف رحمانی بر گلزار جان­های تشنه باریدن گرفت تا توفان­های حریص، حریم سبز درختان را به بازی نگیرد و عدالت پشت حصارهای تبعیض، به فراموشی سپرده نشود...

و غدیر؛ روزی که هستی، تمامت خود را بدو بخشید که:

آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد

بـر نــام علــی و شوکــت خاتــم کــرد

در روز غدیر خــم نـه تــنـها آدم

بر قامت علی مرتضی فلک سر خم کرد


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:29 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

علی (ع) در قرآن

نام حضرت علی (ع) به صراحت در قرآن نیامده است؛ امّا ایات بی شماری در شأن حضرت و عملکرد خاصِّ ایشان یا درباره ولایت، یا اهل بیت (ع) نازل شده که شامل او نیز می باشد. از جمله:

1) ایه مربوط به انفاق او در شب و روز و آشکار و نهان؛ بقره: 274.

2) ایه مربوط به فداکاری او در شب خوابیدن در بستر پیامبر اکرم (ص) در شب هجرت؛ بقره: 207.

3) ایه مربوط به انفاق انگشتر در حالت رکوع به فقیر؛ مائده: 55.

4) ایه مربوط به تبلیغ ولایت او در غدیر خم؛ مائده: 67.

5) ایه مربوط به تکمیل دین پس از ابلاغ امامتش در غدیر خم؛ مائده:3.

6) ایه لزوم اطاعت از اولی الأمر در کنار اطاعت از خدا و رسول (ص)؛ نساء: 59.

7) ایه مربوط به انفاق افطار به مسکین و یتیم و اسیر؛ انسان: 6 ـ 9.

8) ایه مربوط به مباهله پیامبر و اهل بیت(ع) با نصارای نجران؛ آل عمران: 61.

9) ایه تطهیر اهل بیت از پلیدی، مربوط به اهل کساء؛ احزاب: 33.

10) ایه مربوط به مودّت اهل بیت(ع) به عنوان اجر رسالت؛ شوری:23.

 

 

 

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:27 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

اشاره

در داستان قربانی اسماعیل ذبیح الله سه نکته اساسی وجود دارد:

از یک سو پدر با صراحت، مسئله ذبح را با فرزند سیزده ساله مطرح می کند و از او نظرخواهی می کند. برای او شخصیت مستقل و آزادی اراده قائل می شود. او هرگز نمی خواهد فرزندش را بفریبد و کورکورانه به این میدان بزرگ امتحان دعوت کند؛ او می خواهد فرزند نیز در این پیکار بزرگ با نفس شرکت جوید و لذت تسلیم و رضا را همچون پدر بچشد.

 

از سوی دیگر، فرزند هم می خواهد پدر در عزم و تصمیمش راسخ باشد. نمی گوید مرا ذبح کن؛ بلکه می گوید هر مأموریتی داری انجام ده، من تسلیم امر و فرمان او هستم و مخصوصاً پدر را با خطاب «یا ابت» (ای پدر) مخاطب می سازد تا نشان دهد این مسئله از عواطف فرزندی و پدری سر سوزنی نمی کاهد که فرمان خدا حاکم بر همه چیز است.

 

و از سوی سوم، مراتب ادب را در پیشگاه پروردگار به عالی ترین وجهی نگه می دارد، هرگز به نیروی ایمان و اراده و تصمیم خویش تکیه نمی کند؛ بلکه بر مشیت خدا و اراده او تکیه می نماید و با این عبارت از او توفیق پایمردی و استقامت می طلبد.[1]

 

ذبح کردن فرزند با دست خود آن هم فرزندی برومند و لایق برای پدری که یک عمر در انتظار چنین فرزندی بوده کار ساده و آسانی نیست. چگونه می توان دل از چنین فرزندی برکند؟ و از آن بالاتر، با نهایت تسلیم و رضا، بی آنکه خم به ابرو آورد به امتثال این فرمان بشتابد و تمام مقدمات را تا آخرین مرحله انجام دهد؛ به گونه ای که از نظر آمادگی های روانی و عملی چیزی فروگذار نکند؟ و از آن عجیب تر تسلیم مطلق این نوجوان در برابر این فرمان بود که با آغوش باز و با اطمینان خاطر به لطف پروردگار و تسلیم در برابر اراده او به استقبال ذبح رفت.[2]

 

 

 

 

 

 

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

شنبه 27 مهر 1392  .:. 11:26 AM .:. ابوالفضل اقایی
نظرات 0

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9

درباره وبلاگ


از عید قربانی نفس تا عید با ولایت بودن

آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 45119 نفر
كل مطالب : 99 عدد
كل نظرات : 6 عدد
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 شهریور 1394 
تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 22 مهر 1392 
امکانات وب