امـام خامنــه اي حفظه الله :
مؤمن هيچ کار خيري را از روي خجالت و حيا ترک نمي کند.
به بعضي ها مي گويند:
آقا! چرا فلان جا نماز يا نافله يا نماز اول وقتتان را نخوانديد؟
مي گويند: خجالت کشيديم!
نه؛ از روي حيا، هيچ کار نيکي را ترک نکنيد.
خواهند گفت: متظاهر است؟
بگــويند.
خواهند گفت: خودشيريني مي کند؟
بگــويند.
اگر حرفي حق است و اگر کاري خوب است، آن را به خاطر ملاحظه ديگران ترک نکنيد.
ادامه مطلب
شیعه کیست ؟
در این مقاله به ذکر برخی از روایات می پردازیم که صفات شیعه را بیان میفرمایند . به این امید که بتوانیم عمل کنیم و بیشتر به شیعه واقعی نزدیک شویم :
ادامه مطلب
نامه ای كه امام از صداو سیما ، پس گرفت
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ قَالَ كَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ص یَقُولُ لِوُلْدِهِ:
اتَّقُوا الْكَذِبَ الصَّغِیرَ مِنْهُ وَ الْكَبِیرَ فِی كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْلٍ
فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَذَبَ فِی الصَّغِیرِ اجْتَرَى عَلَى الْكَبِیرِ
حضرت باقر علیه السلام فرمود: على بن حسین بفرزندنش میفرمود:
از دروغ كوچك و بزرگش، جدى و شوخیش بپرهیزید، زیرا آن كس كه در چیز كوچك دروغ گفت به دروغ بزرگ نیز جرأت پیدا می كند.
[ اصول كافى-ترجمه مصطفوى جلد 4 صفحه 35 ]
داستانك:
یكی از نزدیكان امام می گفت:
روزی خدمت امام رسیدم ایشان نامه ای را به من مرحمت فرمودند تا برای پخش به مسؤول خبر صدا و سیما برسانم. نامه را به مسؤول مربوطه دادم .
چند دقیقه بعد آقا مرا صدا زده و فرمودند: نامه را سریعا پس گرفته و بیاورید.
نامه را آوردم. آقا کلمه ای را تغییر داده و دوباره نامه را به من داده و فرمودند: حالا به واحد خبر بدهید.
بنده این کار را کردم بعد خدمت آقا رسیده عرض کردم: «نامه چه اشکالی داشت؟»
امام فرمودند: در نامه نوشته بودم «من با همه همم به بسیجیان دعا می کنم» بعد متوجه شدم که این درست نیست، نوشتم «من با بیشترین همم به بسیجیان دعا می کنم»
[برداشتهایی از سیره امام خمینی، جلد 3 صفحه 261 ]
ادامه مطلب
بارالها ...
فصل ها میآیند ؛
لحظهها درگذرند ...
و دلی نگران می ماند اینجا ... تا زمانی که بخشوده شود ...
【 فراز زیبایی از مناجات شعبانیه 】
إِلَهِی وَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ
معبودا، عمرم را در بیخبری از تو سپری کردم و جوانیام را در سرمستیِ دوری از تو فرسودم!
إِلَهِی فَلَمْ أَسْتَیْقِظْ أَیَّامَ اغْتِرَارِی بِكَ وَ رُكُونِی إِلَى سَبِیلِ سَخَطِكَ
معبودا، در روزگارانِ غرور به تو بیدار نشدم و هماره رهِ خشم تو پوییدم.
إِلَهِی وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَیْنَ یَدَیْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَیْكَ
معبودا، اینک منم بنده تو و زاده بنده تو. در پیشگاهت ایستادهام و به بزرگواری و بخشندگیات توسل جستهام.
پس مرا ببخش بارالها ...
.
.
امام خمینی بارها به خواندن مناجات شعبانیه توصیه کرده اند:
«چه بسا مسائل عرفانی که در قرآن و این مناجاتهای ائمه اطهار(ع) و همین «مناجات شعبانیه» مسائل عرفانی هست که اشخاص، فلاسفه، عرفا، تا حدودی ممکن است ادراک کنند، بفهمند عناوین را، لکن آن ذوق عرفانی چون حاصل نشده است، نمیتوانند وجدان کنند. مناجات «شعبانیه» را خواندید؟ بخوانید آقا! » صحیفه نور ، ج17، ص 265.
ادامه مطلب
درباره نماز
همه ما با کلمه محراب آشنا هستیم، این کلمه در قرآن نیز درباره محلّ نماز زکریّا علیه السلام آمده است: هو قائم یصلّى فى المحراب (آل عمران/39-39).
محراب در لغت یعنى محلّ حرب و جنگ، پس نماز و حضور در محرابِ عبادت، قیام براى جنگ با ابلیس است. اگر انسان هر روز چند بار در محلى قرار بگیرد که نامش محل جنگ باشد، جنگ با هوسها و شیطان ها و طاغوت ها، القاى این کلمه چه تأثیرى در فرد و جامعه دارد؟
بگذریم که امروز به خاطر فرهنگ غلط، محراب ها را تزیین مى کنند وگل بوته هاى کاشى کاری، صحنه را درست به عكس کرده و به جاى فرار شیطان جولانگاه او قرار داده است.
روزى پیامبرصلى الله علیه وآله به فاطمه علیها السلام فرمود:
این پرده را از جلو دید من بردار، زیرا گلِ روى این پارچه، در حال نماز توجّه مرا از بین مى برد. ولى ما امروز مبالغ سنگینى خرج میکنیم تا محراب را با انواع کاشى تزیین کنیم. نمى دانم چرا به اسم شعائر مذهبى و هنر معمارى، از متن اسلام دور می شویم؟ اسلام هر چه عمیق ولى بی آلایش معرفى شود جاذبه بیشترى خواهد داشت. ما با این همه تزیینات چند نفر را به مسجد جذب کرده ایم و اگر بودجه این تشریفات را صرف نیازهاى ضرورى جوانان کنیم چقدر جذب خواهیم آرد؟
نماز، وسیله آزمایش خود
در حدیث مى خوانیم که هر کس مى خواهد بداند مقام و ارزش او نزد خداوند چگونه است، ببیند که خداوند نزد او چه مقامى دارد(بحار، ج ٧٥ ، ص١٩٩).
اگر اذان نماز نزد تو بزرگ و محترم بود، تو نیز نزد خداوند احترام دارى و اگر نسبت به انجام فرمان او بى تفاوت بودى، مقام و ارزشى نزد او ندارى و همچنین اگر نماز تو را از فساد و فحشا بازداشت نشانه تأثیر و قبولى نماز است.
ادامه مطلب
مقام معظم رهبری درباره اهمیت نماز اول وقت می فرمایند:
به این اصل معتقد بوده و هستم كه اگر كار به نماز بر می خورد،
باید كار را تعطیل كرد و نماز خواند...
استدلالم هم این است كه وقتی ندا می آید "حی علی الصلاة"
این خیلی تجاهر و وقاحت می خواهد كه خدا شما را به نماز بخواند،
و شما چشم در چشم دیگران بدوزید و توجّهی نكنید!
این کم كردن ارزش نماز است كه هم به كار لطمه می زند،
و هم عوارض وضعی دارد.
ادامه مطلب

آقاى غرویان می نویسد:
از محضر آیت الله بهجت سؤ ال شد: حاج آقا، عمرمان گذشت و دارد مى گذرد امّا هنوز لذتى از عبادت و به خصوص نمازمان احساس نکرده ایم، به نظر شما چه باید بکنیم که ما نیز اقلاًّ اندکى از آنچه را که ائمه و پیشوایان معصوم علیهم السّلام فرموده اند، بچشیم؟
معظّم له در حالى که سر را تکان مى داد فرمود: آقا، عامّ البلوى است! این دردى است که همه گرفتاریم!
عرض شد: آقا، به هر حال مراتب دارد و مسئله نسبى است. عضى همچون شما مراتب عالى دارید و ماها هیچى نداریم، ماها چه باید بکنیم ؟
باز در جواب فرمود: شاید من مرتبه شما را تمنّا کنم.
عرض شد: حاج آقا مسئله تعارف در کار نیست و یک واقعیتى است .
باز ایشان در جواب با فروتنى و تواضع خاصّى فرمودند که : عَمَّتُک مِثْلُک ! و مرادشان از این ضرب المثل این بود که من هم مثل شما هستم .
به هر حال ، پس از چند بار اصرار فرمودند:
این احساس لذّت در نماز یک سرى مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سرى مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که : انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند، و معصیت ، روح را مکدّر مى کند و نورانیت دل را مى برد.
و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمى دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود، یعنى فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجّهش به غیر خدا مشغول نشود. و اگر به طور غیر اختیارى توجّهش به جایى منصرف شد، به محض التفات پیدا کردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.
آقاى قدس یکى از شاگردان آیت الله بهجت نیز مى گوید:
روزى از آقا پرسیدم : آقا، چه کار بکنم در نمازم حضور قلب بیشتر داشته باشم؟
آقا ابتدا سر به پایین افکند سپس سرش را بلند کرد و فرمود: روغن چراغ کم است .
من به نظر خودم از این جمله این معنى را فهمیدم که یعنى معرفت کم است و ایمان قلبى و باطنى ضعیف است ، و گرنه ممکن نیست با شناخت کافى ، قلب حاضر نباشد.
آیت الله محمّد حسن احمدى فقیه یزدى نیز مى گوید:
گاهى از آقا سؤال مى کردند: چه کنیم در نماز، حضور قلب داشته باشیم؟ و ایشان دستورالعملهایى مى فرمودند، یکى از آنها این بود که مى فرمود:
وقتى وارد نماز مى شوید هنگام خواندن حمد و سوره به معناى آن توجه کنید تا ارتباط حفظ شود.
استاد خسروشاهى نیز مى گوید:
روزى از آیت الله بهجت سؤال شد: در هنگام نماز چگونه مى توانیم حضور قلب را در خودمان به وجود بیاوریم؟ فرمودند:
یکى از عوامل حضور قلب این است که در تمام بیست و چهار ساعت باید حواسّ (باصره، سامعه و …) خود را کنترل کنیم؛ زیرا براى تحصیل حضور قلب باید مقدماتى را فراهم کرد، باید در طول روز گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم و این یکى از عوامل تحصیل حضور قلب مى باشد.
در جاى دیگر شخص دیگرى از محضرشان مى پرسد: براى اینکه در انجام فرمان الهى مخصوصاً نماز با خشوع باشیم چه کنیم ؟
و ایشان در جواب مى فرماید:
در اوّل نماز، توسل حقیقى به امام زمان – عجل الله تعالى – فرجه کنید، و عمل را با تمامیّت مطلقه انجام بدهید.
ادامه مطلب
تنهایی عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است
خدایا این خانه کوچک را بر من مبارک گردان ...

بخشی از دست نوشته ای به جا مانده از شهید علم الهدی :
"من در سنگر هستم .. این خانه ی کوچک این سنگر این گودی در دل
زمین این گونی های بر هم تکیه داده شده پر از حرف است
فریاد است غوغاست ...
تنهایی عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است ...
خدایا این خانه کوچک را بر من مبارک گردان ..
خدایا اگر من در دل سنگرم تو در دل من و در دل سنگر هر دو حضور داری
لحظات چگونه می گذرد عبور زمان مانند عبور آب بحری از جلوی چشمان
کاملا ملموس است.
اما زندگی در این خانه کوچک که یک قلب پر طپش است یک دل خاکی است
در زمین خدا درمتن پاکی نمی تواند تکرار پذیر باشد
آری ...تنهایی موهبتی است الهی در تنهایی از تنهایی
بدر می آییم در تنهایی به خدا می رسیم ...
و در سنگر تنها هستم ...
**************************
باید با نهج البلاغه آشنا بشین ...
برای تهیه تدارکات و اسلحه ی نیروها رفته بود اهواز ، اسلحه و تدارکات رو که تهیه کرد افتاد دنبال کتاب فروشی ! کتابفروشی ها تعطیل بود ، اما با تلاش زیاد نهج البلاغه تهیه کرد؛ همراه اسلحه به تک تک بچه ها یه نهج البلاغه می داد می گفت: همراه آموزش نظامی باید با نهج البلاغه آشنا بشین...
(خاطره ای از سردار شهید سید حسین علم الهدی)
خاطره ای دیگر از شهید علم الهدی
نیمه های شب بود که نهج البلاغه میخواند. من نگاه کردم به ایشان، دیدم
چهره اش برافروخته شده و دارد اشک میریزد. من با زیر چشم، شماره صفحه
نهج البلاغه را نگاه کردم و به ذهن سپردم پس از مدتی، سید حسین
نهج البلاغه را بست و برای استراحت به بیرون رفت. من صفحه نهج البلاغه
را باز کردم،
دیدم همان خطبه ای است که حضرت علی (ع) در فراق یاران باوفایش
ناله میکند و مبفرماید :
" أین َ عمار؟ أین َ ذوالشهادتین؟ کجاست عمار؟ کجاست... "
ادامه مطلب
حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمةاللهعلیه، پس از آنکه مقطعی از درسش را در نجف به پایان میبرد به تهران میآید و مقدّمات ازدواج ایشان فراهم میشود. پدر دختر، شرطی را برای ایشان مطرح میکند تا پس از تحقّق آن، دختر به خانه بخت برود.
شرط پدر دختر، تهیه این اقلام بود: یک جفت گوشواره، چهار عدد النگو، دو عدد پیراهن، دو قواره چادری و دو جفت کفش.
اگر چه درخواست خانواده عروس، چندان سخت و چشمگیر نبود، ولی برای آن عالم بزرگوار تهیه همین قدر هم مقدور نبود.
ایشان ناامید از انجام شرط، عازم قم میشود امّا قبل از حرکت به سمت قم به قصد زیارت حضرت عبدالعظیم علیهالسّلام در شهر ری توقف می کند.
آن عالم بزرگوار قبل از آنکه به حرم مشرف شود، دقایقی را در حیاط صحن و مقابل ایوان میایستد و تمام حواسش به شروطی است که از عهده انجام آن بر نیامده است. در این لحظه کاملا متوجه آن حضرت میشود و مشکل را با عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در میان میگذارد.
چند لحظه بعد، کسی دست روی شانهاش میگذارد و آرام به گوشش میخواند که: آقا، بستهتان را بردارید تا خدای نکرده کسی آن را نبرد! و ایشان ناراحت از اینکه او را از چنین حالی بیرون آوردهاند، مکثی میکند و بعد میبیند، بستهای جلوی پایش افتاده است! ابتدا اعتنا نمیکند، اما بلافاصله طنین صدایی را که لحظاتی قبل او را متوجه این بسته کرده بود در ذهنش مینشیند.
نگاه جستجوگرش کسی را نمییابد، بسته را میگشاید و میبیند درون بسته، این اشیاء وجود دارد؛ دو جفت کفش زنانه، دو قواره چادری، دو عدد پیراهن، چهار عدد النگوی طلا و یک جفت گوشواره!
بر همه ولایتمداران تهنیت باد .
ادامه مطلب

نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگیام وجود دارد و سه کلید از شما میخواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است.
**************
آیت الله مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
(در محضر بزرگان، ص 99)
ادامه مطلب


