اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام

يكى از بارزترين امتيازهاى جوامع ايده آل، داشتن اقتصادى سالم، پويا و وجود مجريان فعال، متعهد و كاردان در عرصه هاى اقتصادى است . پيامبران الهى نيز براى ايجاد قسط و عدالت در سطح وسيع آن در ميان اقشار مختلف جامعه و تامين نيازهاى مادى مردم و آبادانى و آسايش آنان به وسيله توزيع عادلانه امكانات، سرمايه ها، ايجاد زمينه هاى مناسب، اطلاع رسانى همگانى و بالاخره ترويج احسان، نيكوكارى و خدمت رسانى كوشيده اند تا مردم را به سوى سعادت و نيك بختى سوق دهند . اين تلاشها كه در جهت تحقق بخشيدن به مقاصد الهى و اهداف آسمانى اديان توحيدى و پيامبران و فرستادگان از سوى خداوند متعال انجام مى گيرد، به منظور فراهم نمودن زمينه هاى عبوديت و قرب الهى براى عموم انسانهاى سعادت طلب و حقيقت خواه مى باشد .
در اين نوشتار به بررسى برخى از انديشه هاى اقتصادى امام صادق عليه السلام در عرصه جامعه اسلامى مى پردازيم .
 

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 29 تیر 1396  | 10:45 AM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0

نقش امام صادق (علیه السلام) در گسترش علوم و معارف اسلام

در دوره امامت امام صادق (علیه السلام ) مسلمانان بیش از پیش به علم و دانش روی آوردند و در بیشتر شهرهای قلمرو اسلام بویژه در مدینه ، مکه ، کوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره های علمی دایر واز رونق خاصی برخوردار گردید .
در این زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق(علیه السلام ) توانست نهضت علمی فرهنگی پدرش امام باقر(علیه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بیت را بیان کرده در همه جا منتشر کند.

 


ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 29 تیر 1396  | 9:28 AM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0

قال رسول الله (ص) : أنَا وَ عَلــــی اَبَــوا هذِهِ الاُمَّةِ

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : من و علـی پدران این امت هستیم

جایگاه مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین امام علی‌بن ابی‌طالب(ع) در میان امت اسلام جایگاهی بس رفیع و والاست. برای آن حضرت(ع) از سوی خداوند و پیامبر مکرم اسلام (ص) القاب بسیاری مطرح شده که هر یک بیانگر ابعاد شخصیتی اوست. یکی از القاب آن حضرت(ع) " پدر امت " است که پیامبر(ص) ایشان را بدان مفتخر کرده است.  در این مطلب به این جنبه از ابعاد شخصیتی آن حضرت(ع) پرداخته شده است.

 



 


لطفا ادامه مطلب را ببینید
تاريخ : سه شنبه 22 فروردین 1396  | 1:27 AM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0

امام باقر

امام باقر (ع) و دوستی و محبت اهل بیت

حكيم بن عتيبه گفت: خدمت حضرت باقر (عليه السلام) بودم، خانه پر از جمعيت بود در اين هنگام پيرمردى كه تكيه بر عصاى آهنين خود داشت وارد شد بر در خانه ايستاده، گفت: السلام عليك يابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و سكوت كرد. حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: عليك السلام و رحمة الله و بركاته .
پيرمرد رو به طرف حضار مجلس نموده بر همه سلام كرد و آنها جواب سلامش را دادند آنگاه متوجه حضرت شده و عرض كرد يابن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) مرا به نزديك خود جاى ده.
فوالله انى لاحبكم و احب من يحبكم و والله ما احبكم و لا احب من يحبكم لطمع فى دنيا والله انى لا بغض عدوكم و ابرء منه والله ما ابغضه و ابرء منه لوتر، كان بينى و بينه والله انى لاحل حلالكم و احرم حرامكم و انتظر امركم فهل تر جولى جعلنى الله فداك
به خدا سوگند شما را دوست دارم و دوستان شما را نيز دوست دارم ، اين علاقه و محبت من نسبت به شما و دوستانتان نه براى طمع در دنيا است. به خدا قسم دشمنان شما را دشمن دارم و از آنها بيزارم. اين دشمنى و بيزارى كه نسبت به آنها ابراز مى كنم خداى را شاهد مى گيريم كه نه به واسطه كينه و خصومتى است كه بين من و آنها باشد. آنچه شما حلال بدانيد حلال مى دانم و آنچه حرام بدانيد حرام مى دانم و انتظار فرج شما خانواده را مى كشم يابن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) فدايت شوم با اين خصوصيت آيا اميد نجاتى برايم هست؟!
حضرت باقر (عليه السلام ) فرمود: جلو بيا؛ او را پيش خواند تا در پهلوى خود نشانيد. آنگاه فرمود: پيرمرد.
شخصى خدمت پدرم على بن الحسين (عليه السلام ) رسيد همين سوالى كه تو كردى از ايشان نمود. پدرم در جوابش فرمود: اگر از دنيا بروى وارد بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) و على و امام حسن و امام حسين و على بن الحسين (عليهم السلام) مى شوى ، قلبت خنك خواهد شد و دلت از التهاب مى افتد شاد خواهى شد و چشمهايت روشن مى گردد، با كرام الكاتبين به خوبى و خوشى روبرو خواهى شد آنگاه كه جانت به اينجا برسد (در اين هنگام با دست اشاره به گلوى خود نمود) در زندگى نيز چيزهائى خواهى ديد كه باعث روشنى چشمت هست و با ما در مقامى بلند و ارجمند خواهى بود.
پيرمرد از شنيدن اين مقامات چنان غرق در شادى شد كه خواست براى مرتبه دوم عين جملات را از زبان امام (عليه السلام) شنيده باشد، از اين رو عرض كرد يابن رسول الله چه فرموديد؟!
حضرت باقر (عليه السلام) سخنان خود را تكرار كرد. پيرمرد عرض كرد اگر من بميرم بر پيغمبر و على و حسن و حسين و على بن الحسين (عليهم السلام) وارد مى شوم. چشمم روشن و دلم شاد و قلبم خنك مى شود و كرام الكاتبين را با شادى و خوشى ملاقات مى كنم وقتى جانم به گلويم برسد.
اگر زنده بمانم خدا چشمم را روشن مى نمايد و با شما در درجه اى بلند خواهم بود؟!
در اين هنگام پيرمرد را چنان گريه اى گرفت كه مانند ژاله اشك مى ريخت و با صداى بلند هاى هاى گريه مى كرد. آنقدر گريه كرد كه بر زمين افتاد. قطرات پياپى اشك و ناله هاى جانگداز كه حاكى از قلب پر محبت و ولاى پيرمرد بود چنان اطرافيان را تحت تاثير قرار داد كه همه با صداى بلند شروع به گريه كردند. حضرت باقر (عليه السلام) رو به طرف پيرمرد نموده با دست مبارك قطرات اشك را از مژگانش مى گرفت و مى پاشيد.
پيرمرد سربلند نموده و عرض كرد يابن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) دست مباركت را به من بده . حضرت دست خود را به طرفش دراز كرد.
پيرمرد گرفته شروع به بوسيدن كرد و بر چشمهاى خود گذاشت ، سينه و شكم خويش را گشود، دست آن جناب را بر روى سينه و شكم خود گذاشت آنگاه از جاى حركت كرده سلام داد و رفت.
حضرت باقر (عليه السلام) تا موقعى كه پيرمرد در حال رفتن ديده مى شد او را با توجه مخصوصى تماشا مى كرد، پس از آن روى به جمعيت نموده فرمود: هر كس مايل است مردى از اهل بهشت را ببيند به اين شخص نگاه كند
حكيم بن عتيبه راوى حديث مى گويد هيچ مجلس عزائى را نديده بودم كه از نظر سوز و گداز و سيلاب اشك شباهت به اين مجلس داشته باشد.(1)

1- روضه كافى ، ص 76.

منبع: آگاه شویم، حسن امیدوار، جلد اول.




ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 10 فروردین 1396  | 11:59 AM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0


موقعيّت و منزلت ائمّه عليهم السلام

روزى امام محمّد باقر صلوات اللّه و سلامه عليه در جمع عدّه اى از دوستان و اصحاب خود فرمود:

من در حيرت و تعجّب هستم از كسانى كه ولايت ما را پذيرفته اند و امامت و خلافت ما را قبول كرده اند و معتقد هستند كه دستورات ما در تمام امور واجب و همانند دستورات الهى لازم الا جراء مى باشد؛ ولى در مرحله عمل سست و ضعيف هستند. و عقيده آن ها نسبت به عمل - در همه جوانب معنوى و مادّى - ضعيف است و حقوق ما را رعايت نمى كنند و كردار و اعمال خويش را توجيه مى نمايند.
و فكر مى كنند كه ما از زندگى و از افكار و عقائد آن ها بى اطّلاع مى باشيم .

آيا چنين افرادى گمان برده اند كه خداوند، طاعت عدّه اى از بندگانش را بر ديگران واجب و لازم گردانيده است ؟!
و اين عدّه نسبت به حوادث و رخ دادهاى آسمان و زمين بى اطّلاع و ناآگاه هستند؛ و فكر مى كنند كه خداوند سبحان علوم و دانش خود را نسبت به ايشان دريغ و مضايقه نموده است .
و ايشان بر اين عقيده هستند كه ما اهل بيت از آن بى اطّلاع هستيم !!

در اين هنگام ، يكى از افراد حاضر در مجلس به نام حمران، گفت : يا ابن رسول اللّه ! آيا آنچه اميرالمؤ منين علىّ و نيز دو فرزندش حسن و حسين عليهم السلام انجام دادند و آنچه كه بر سرشان آمد، همه آن ها اراده و خواست خداوند متعال بود؟! امام محمّد باقر عليه السلام در پاسخ او اظهار داشت : چنانچه آن ها از خداوند متعال درخواست مى نمودند، دعايشان مستجاب مى گرديد و خداوند ظلم طاغوتيان را برطرف مى ساخت عُمْر و حكومت ظالمان پايان مى يافت .

وليكن آنچه ظلم و ستم بر آن ها وارد شد، نه به جهت گناه و معصيت ايشان بود بلكه به جهت مصالح و حكمت هاى ديگرى بود - كه انسان هاى عادّى از درك آن ناآگاه و عاجزند - .

و ما - اهل بيت عصمت و طهارت و بلكه همه افراد - بايد تابع مصالح و مقدّرات الهى باشيم .(1)


منبع:
1-الخراج و الجرايح : ج 2، ص 870، ح 87.

 


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 26 بهمن 1394  | 9:25 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 1

ماجرای شگفت انگیز لوح استغاثه حضرت سلیمان (علیه السلام ) به پنج تن آل عبا(علیهم السلام)

پس از پایان جنگ (۱۹۱۸ میلادی) درباره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبان های باستانی بریتانیا، آمریکا، فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی، عضو آن کمیته بودند.
پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه ۱۹۲۰ میلادی یعنی ۶سال بعد ازکشف این کتیبه باستانی وارزشمند معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام “لوح سلیمانی” و سخنانی از حضرت سلیمان را در بر دارد که به الفاظ عبرانی قدیم، نگارش یافته است که ترجمه آن به این شرح است :

 

5708_628

الله

احمد ایلی

باهتول

حاسن حاسین

یاه احمد! مقذا = ای احمد! به فریادم رس

یا ایلی! انصطاه = یا علی! مرا مددی فرمای

یاه باهتول! اکاشئی = ای بتول! نظر مرحمت فرمای

یاه حاسن! اضو مظع = ای حسن! کرم فرمای

یاه حاسین! بارفو = یا حسین! خوشی بخش

امو سلیمان صوه عئخب زالهلاد اقتا = این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغاثه می کند

بذات الله کم ایلی = و علی قدره الله است

پس ازاین کشف بزرگ کمیته تصمیم می گیرد برای نمایش این لوح مقدس آن را برای تماشای عموم به موزه پادشاهی انگلیس انتقال و درمعرض دید مردم قرار گیرد،اما نامه ای محرمانه موجب میشود تا این امر سالها به تاخیر بیافتد.
این مخفی کاری زمانی وقوع می یابدکه این خبر به اسقف اعظم انگلستان (lord bishop ) رسیدو او فرمان محرمانه ای به کمیته نوشت که خلاصه آن به این شرح است:

” اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دید مردم قرار گیرد، اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان، جنازه مسیحیت را بر دوش بلند نموده ، در قبر فراموشی دفن خواهند کرد. لذا بهتر آن است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سرّ، کسی آن را نبیند.”


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 1 اسفند 1393  | 9:37 AM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0
آیت‌الله بهجت می‌گوید: اذن دخول حضرت سیدالشهداء(ع) گریه است،
اگر اشک آمد امام حسین(ع) اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.
هنگامی که از حضرت رضا(ع) اذن دخول می‌طلبید، به قلبتان مراجعه کنید
و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده است.

images?q=tbn:ANd9GcTo_iVQA9uwP5uC-IL_yEW


حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) نعمت بزرگ و گران‌قدرى است که در اختیار ایرانى‌ها است،
عظمتش را خدا مى‌داند، به‌حدى امام جواد (ع) مى‌فرماید: زیارت پدرم امام رضا(ع)
از زیارت امام حسین(ع) افضل است
، زیرا امام حسین(ع) را عامه و خاصه زیارت مى‌کنند،
ولى پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامى) زیارت نمى‌کنند،
لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین(ع) ظاهر مى‌شود.
بنابراین، ایرانى‌ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا(ع) که زیارت آن برایشان فراهم است،
مغتنم بشمارند.


89033957561574790280.jpg

سلامی که توسط امام رضا(ع) پاسخ داده شد
«روزی آقا فرمودند: در منطقه جاسب قم گروهی از کشاورزان در زمانهای گذشته
با شتر و قاطر به زیارت حضرت ثامن الحجج علیهم السلام مشرف می‌شوند
و هنگام مراجعت و وارد شدن در محدوده جاسب پیرمردی از اهل محل را می‌بینند که
در گرمای روز کوله‌باری از علف به دوش کشیده و با مشقت بسیار به خانه می‌رود،
مسافرین مشهد مقدس که او را می‌بینند زبان به شماتت و سرزنش می‌گشایند:
«پیرمرد، زحمت دنیا را ول‌کن نیستی، آخر بیا تو هم لااقل یک بار به مشهد مقدس سفر کن».
و این سخن را تکرار و او را بسیار توبیخ می‌کنند.
پیرمرد خسته و پاک‌دل زبان می‌گشاید و می‌گوید: شما که به زیارت آقا رفتید و به آقا سلام دادید،
جواب گرفتید یا نه؟ می‌گویند: پیرمرد، این چه حرفی است که می‌زنی؟
مگر آقا زنده است سلام ما را جواب بدهد؟! پیرمرد می‌گوید: عزیزان، امام که زنده و مرده ندارد،
ما را می‌بیند و سخنان ما را می‌شنود، زیارت که یک‌طرفه نمی‌شود.
آنان می‌گویند: آیا تو این عُرضه را داری؟ وی می‌گوید: آری، و از همان جا رو به‌سمت
مشهد مقدس می‌کند و می‌گوید: «السلام علیک یا امام هشتم» و همه با کمال صراحت
می‌شنوند که به آن پیرمرد به نام خطاب می‌شود: «علیکم السلام آقای فلانی»
و بدین ترتیب زائران همگی خجالت کشیده پشیمان می‌شوند که چرا
سبب دل‌شکستگی این مرد نورانی شدند».

81429195608905681649.jpg

 


ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 24 آذر 1393  | 4:56 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0

این جمله و شعار، نشان دهندة پیوستگی و تداوم خطّ درگیری حقّ و باطل در همة زمان ها و مكان هاست. همیشه و در طول تاریخ، حقّ و باطل رو در روی هم قرار دارند و این انسان های آزاده هستند كه وظیفة پاسداری از حق و پیكار با باطل را برعهده دارند. بی اعتنا گذشتن از كنار حقّ و باطل، بی دینی است. نبرد عاشورا اگر چه از نظر زمان كوتاهترین درگیری در كمتر از یك روز بود، ولی از نظر امتداد، طولانی ترین درگیری با ستم و باطل است و تا هر زمان كه هر آرزومندی آرزو كند كاش در كربلا بود و در یاری امام شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به فوز عظیم شهادت می رسید، ادامه دارد. كما اینكه در زیارت امام حسین(ع) به این نكته اشاره شده است: "یا لیتنا كنّا معكم فنفوز فوزاً عظیماً".
همان گونه كه امام حسین(ع) وارث پیامبران علیهم السّلام است، پیروان عاشورایی او نیز وارث خطّ سرخ جهاد و شهادت اند و پرچم كربلا را بر زمین نمی نهند واین مسأله جوهر تشیع در بُعد سیاسی است.
حضرت امام خمینی(ره) در پیامی به مناسبت 17 شهریور سال 57 فرمود: "عاشورا، قیام عدالت خواهان با عده ای قلیل و ایمان و عشقی بزرگ، در مقابل ستمگران كاخ‌نشین و مستكبران غارتگر بود و دستور آن بود كه این برنامه، سرلوحة زندگی امّت در هر روز و در هر سرزمین باشد...".[1]
اباعبدالله الحسین(ع) قیام بر ضدّ سلطة ستمگری را كه حلال را حرام می‌كند و عهد الهی را شكسته و بر خلاف سنّت پیامبر اكرم(ص) عمل نموده، ضروری می‌داند و می‌افزاید: "فلكم فیّ اُسوةٌ؛[2] كار من برای شما الگو است".

گسترة زمین و زمان كربلا و عاشوراست و همیشه و همه جا با الهام از این مكتب، در راه آزادی و عزّت باید فداكاری نمود. جملات آخر را با كلامی از امام خمینی به پایان می بریم: "این كلمة "كلّ یومٍ عاشورا و كلّ ارضٍ كربلا"، یك كلمة بزرگی است... همه روز باید ملّت ما این معنا را داشته باشد كه امروز روز عاشورا است و ما باید مقابل ظلم بایستیم و همین جا هم كربلاست و باید نقش كربلا را ما پیاده كنیم. انحصار به یك زمین ندارد. انحصار به یك افراد نمی شود... همة زمین ها باید این نقش را ایفا كنند".[3]



پی نوشتها:
[1]صحیفة نور، ج 20، ص 57.
[2]تاریخ طبری، ج 4، ص 304، چاپ مطبعة الاستقامه بالقاهره.
[3]صحیفة نور، ج 9، ص 202، با استفاده و اقتباس از كتاب فرهنگ عاشورا،ذیل جملة " كلّ یومٍ عاشورا ".


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 16 آبان 1393  | 8:23 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0
فواصل بذكرى استشهاد صادق محمد
شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد

 
بقیـــــة الله آجرک اللــــه فی مصیبة
 
جدک الامام الصــــادق
 
1_w_sadiq85_40.gif
 
« مدینه » همچنان مظلوم است و … « بقیع » مظلوم تر ...!
رنجــ نامه ی نانوشته شیعه،
بر خاک و سنگ مزار صادق آل‌پیامبر ،
گویاتر از هر زمان به شِکْوه و شهادت ایستاده است
 
 
زین ماتمی که چشم ملائک ز خون تر است
گویا عزاي صادق آل پیغمبر است
یارب چه روي داده کزین سوگ جانگداز
خلقی پریش خاطر و دلها پر آذر است
مُلک و مَلک به ناله و افغان و اشک و آه
چون داغدار ، حضرت موسی بن جعفر است
خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان
زیرا که قلب عالم امکان مکدر است
 
sadeq-big.jpg

در مجلسی در حضور امام صادق (ع) کسی گفت: از خدا بهشت می طلبـم
امـام فرمـود: شمـا اکنون در بهشـت هستیـد از خـدا بخواهیـد بیرونتـان نـکند
گفـتند: چطـور در بهشـتیـم؟
حضـرت فرمـودند: مگـر شمـا اقـرار به امـامـت مـا ندارید؟
هـمین معـنای بهشـت است.
از خـدا بخواهـید از دستتـان نگیـرد

بحارالانوار ج 48 ص 102
اجـرکـ الله یـا صـاحـب الزمـان
 

 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 31 مرداد 1393  | 7:02 AM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0

 


امشب سر مهربان نخلى خم شد

در کیسه نان بجاى خرما غم شد

 

در کنج خرابه ها زنى شیون کرد

همبازى کودکان کوفه کم شد . . .


طبیبا وامکن زخم سرم را

مسوزان قلب زینب دخترم را

 

ببند آنگونه زخمم را که در قبر

نبیند فاطمه زخم سرم را

 

در و دیوار مسجد هست‏ شاهد

که من گفتم اذان آخرم را

 

وداع زندگی را گفتم آنروز

که زد در کوچه قنفذ همسرم را


 

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

 

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

 

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

 

 


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 28 تیر 1393  | 11:15 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0
_babol2011_blogfa_com_39.gif
دل را اگر از حســـــــــین بگـــــیرم چه کنم
بی عشق حســـــــــین اگر بمیرم چه کنم
 
فــــردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامـــــــان حســـــــــــین اگر نگــیرم چه کنم
 
_babol2011_blogfa_com_10.gif
 

ادامه مطلب
تاريخ : پنج شنبه 23 آبان 1392  | 3:49 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0

 

در كشور پرتغال شهرى است بنام فاطمه (فاطيما) كه زيارتگاه بسيار مهمى در آن واقع است كه همه ساله محل رفت و آمد جمعيت‏هاى بسيارى مى‏باشد كه براى گرفتن شفاى خود و دعا براى رفع انواع مشكلات و سختيهاى زندگى، به آنجا مراجعه مى ‏نمايند.


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 4 فروردین 1391  | 6:08 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0
تعداد کل صفحات :  ::      1   2  
لطفا از ديگر صفحات نيز ديدن فرماييد
.: Weblog Themes By SlideTheme :.