خاطره حج شهید همت
همت

پای پیاده می‌رویم. لذا در زیر آن آفتاب داغ و روی زمین داغ تر عربستان، پای پیاده از مکه به راه افتادیم. واقعا راهپیمایی خیلی سختی بود. شب بود که رسیدیم به مسجد "خیف"؛ اقامتگاه خاص مومنین.

در بخشی از کتاب «به روایت همت؛ درس- گفتارهای معلم بسیجی شهید محمد ابراهیم همت»، روایت سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت از سفری که به اتفاق یارانش در معیت مرحوم حائری شیرازی به زیارت بیت الله الحرام مشرف شد،‌ آمده است،‌ که جالب و خواندنی است.

شهید همت نقل می‌کند که «جای همگی شما در مراسم حج سال 1360 خالی! در آن سال خداوند قسمت کرد و ما به اتفاق برادر بزرگترمان حاج احمد متوسلیان و در معیت یکی از بزرگان این عصر و زمانه، یعنی آیت الله محی الدین حائری شیرازی نماینده حضرت امام در استان فارس و امام جمعه کنونی شیراز ، همسفر زیارت خانه خدا شدیم. این همسفر شدن ما با ایشان از فرودگاه مهرآباد تهران، به هم اتاقی شدن ما با هم در شهر مکه منتهی شد و آقای حائری شیرازی؛ تا پایان آن سفر، در کنار ما بودند. به راستی چقدر لذت دارد که اعمال پیچیده و مناسک مشکل و در عین حال ظریف و دقیق حج را، انسان در معیت عزیزی به این بزرگی انجام بدهد؛ طوری که بتواند در هر منزل از منازل سفر، مسایل مربوط به هر مرحله را، از او بپرسد و پاسخ آنها را دریافت کند.

...خاطرم هست روز هشتم ذی الحجه پیش از حرکت به سمت صحرای عرفات، آقای حائری شیرازی به حاج احمد، شهید حاج محمود شهبازی و من گفت: مگر در زمان پیامبر اکرم و ائمه اطهار، آن بزرگواران برای عزیمت به عرفات، سوار ماشین می شدند؟. همگی جواب دادیم: معلوم است که این طور نبوده. ایشان پرسید: پس آن بزرگواران چه کار می کردند؟. گفتیم: باپای پیاده می رفتند. آقای حائری گفت:

پس بهتر نیست تا ما هم از مکه پای پیاده به عرفات برویم؟!

آنجا از شنیدن این سخن شیوای آقای حائری چنان خوشحال شدیم که گفتیم: بله؛ پای پیاده می‌رویم. لذا در زیر آن آفتاب داغ و روی زمین داغ تر عربستان، پای پیاده از مکه به راه افتادیم. واقعا راهپیمایی خیلی سختی بود. شب بود که رسیدیم به مسجد "خیف"؛ اقامتگاه خاص مومنین و از آنجا هم، با پای پیاده، حرکت مان را تا بیابان عرفات ادامه دادیم. به مقصد که رسیدیم، کف پای همه ما بلا استثنا تاول زده بود؛ مع الوصف، تجربه حضور در عرفات در روز بزرگ عرفه به قدری برایم لذت داشت، که اعتنایی به جراحت پاهایم نداشتم.. انگار که همین دیروز بود!"

-------------------------------------------------------------------------------------

برداشت از : خبرگزاری تسنیم

منبع: به روایت همت؛ درس- گفتارهای معلم بسیجی شهید محمد ابراهیم همت،
بهار1359 تا زمستان1362، دوره 3 جلدی، کتاب سوم، درس گفتار سی و ششم،سخنرانی در جمع رزمندگان لشکر27، مکان: ارتفاعات قلاجه؛ اردوگاه شهید بروجردی، زمان: بعد از ظهر یکشنبه 27 شهریور1362 مطابق با عید سعید قربان، راوی: اسدالله توفیقی. صص 1458 تا 1460.




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 8 دی 1396  | 11:04 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0




خمینی نمرده است و هرگز نمی میرد.
امامی که در عصر جاهلیّت مدرنِ واپسین سال های قرن بیستم،
پیامبرانه به پا خاست و انقلابی را علم کرد که «بزرگ معجزه خمینی» لقب گرفت.

امامی که سیاستش عین دیانت و اجتهادش عین جهاد بود.
امامی که زهد و عرفان و سلوک معنوی را با قاطعیّت و حماسه
انقلابی درآمیخت و فقاهتِ ژرف مدارانه را همدوش قرائت نوگرایانه از
مفاهیمی دینی و دنیوی بر اریکه احکام حکومتی نشانید
و راه ها و گره های کور را به سرانگشتِ تدبیر فکر گشود.

امامی که نه فقط به «شیعه» و «اسلام» و «ایران»؛
بلکه به انسانیّت می اندیشید و می کوشید تا دریچه ای به فضای
لایتناهی «غیب»، در افق «شهادت» انسان بگشاید.

امامی که برای امّت اسلامی نه فقط «مرجع» و «رهبر» و «پدر»،
که الگوی «صبر» و «استقامت» و «ایثار» و «عمل به تکلیف» الهی بود.

امامی که در واژه واژه ایمانمان به مدد بیان الهی اش، روح دمید
و تحجّر در فکر و عمل را به هُرمِ مَشی متعادل و متعالی اش گرمی بخشید.

امامی که مبشّر بزرگ بیداری بود و به پیروان ادیان الهی جسارت
دفاع از دین در عصر حاکمیّت الحاد را هدیه کرد.

امامی که خُلْقش، اخلاق را مدرّس، زهدش، پارسایی را رهبر
و ذوقش، شعر و ادب را زیور بود.

امامی که بر سفره کرامت نفسش فقیر و غنی را به یک
چشم می دید، بلکه یک تار موی کوخ نشینان را با زنجیرهای
زرّینِ بافته توهّمِ کاخ نشینان عوض نمی کرد.

امامی که همچون مولایش امیر مؤمنان علیه السلام ، هماره
حق را به «حقوق مردم» می داد، «بیت المال» را عظیم می شمرد و
به «طلحه» و «زبیر» در پرتو شمع فروزان آن، اجازه نشستن و حرمت شکستن نمی داد.

امامی که در رویارویی با انحرافات، لبریز از غیرت دینی
و در میادین دفاع از کلمه حق، مَثَل اعلای شورآفرینی بود.

امامی که در عرصه های خوف و خطر، «اقیانوس آرامِ»
دل و جانش، تمثّلی از کریمه «یا ایّتها النفس المطمئنّة» بود.

امامی که از تعلّقات دنیا رسته، در همه حال به نصرت حق امید بسته
و به منبع لایزال فیوضات غیبی پیوسته بود.

امامی که:
یک دهان خواهم به پهنای فلک
تا بگویم شرح آن رشک مَلک


سایت آیه های انتظار - بقلم تقی متّقی





ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 15 خرداد 1396  | 12:34 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0

سوختن کمال عشق است ...

 

اما آنها که سوختن پروانه در آتش شمع را

 

کمال عشق می دانند ...

 

کجایند که

 

سوختن انسان در آتش عشق را

 

به نظاره بنشیـــنند ... ؟

 

شهید سید مرتضی آوینی 

 

شهید


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 10 آبان 1392  | 9:02 PM | نويسنده : ال یاسین | نظرات 0
.: Weblog Themes By SlideTheme :.