ادامه مطلب

حجتالاسلام شیخ آصفی از حجتالاسلام شیخ محمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف ملازم علامه امینی بود، نقل میکند:
علامه امینی میفرمود: یک شب جمعه زائر حرم حضرت امیر المؤمنین(ع) شدم، مشغول زیارت و دعا بودم و از خدا میخواستم به خاطر حضرت علی(ع) کتاب «درر السمطین» که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر نیاز داشتم را برایم مهیا کند.
در این زمان یک عرب دهاتی برای زیارت حضرت مشرف شد، و از حضرت میخواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد.
یک هفته گذشت و من کتاب را پیدا نکردم، بعد از یک هفته دوباره برای زیارت مشرف شدم. از حُسن اتفاق، وقتی که مشغول زیارت بودم، دیدم همان مرد دهاتی به حرم مشرف شد و از حضرت تشکر مینمود که حاجت او را برآورده کرده. وقتی من کلام آن مرد را شنیدم محزون شدم چون دیدم امام(ع) حاجت او را برآورده کرده بود، ولی حاجت مرا برآورده نکرده است.
خطاب به حضرت گفتم: جواب این مرد دهاتی را دادی و حاجتش را برآورده کردی! و من مدتی است متوسل میشوم به خدا و شما را شفیع قرار میدهم که آن کتاب را برای من مهیا کنید ولی آن کتاب مهیا نشده آیا من کتاب را برای خودم میخواهم؟ یا به خاطر کتاب شما الغدیر؟ گریه کردم، از حرم بیرون آمدم آن شب از ناراحتی چیزی نخوردم و خوابیدم.
در عالم خواب دیدم به خدمت حضرت امیر(ع) مشرف شدهام، حضرت به من فرمود: آن مرد ضعیف الایمان بود و نمیتوانست صبر کند. از خواب بیدار شدم و صبح سرسفره بودم که در زده شد. در را باز کردم، دیدم همسایهای که شغلش بنایی بود داخل شد و سلام کرد، سپس گفت: من خانه جدیدی خریدهام که بزرگتر از این خانه است و بیشتر اساس خانه را به آنجا انتقال دادهام، این کتاب را در گوشه خانه پیدا کردم، همسرم گفت: این کتاب به درد شما نمیخورد و شما آن را نمیخوانی آن را به همسایهمان شیخ عبدالحسین امینی هدیه کن شاید او استفاده کند.
کتاب را گرفتم و غبارش را پاک کردم، دیدم همان کتاب خطی «درر السمطین» است که دنبالش بودم.
ادامه مطلب
|
امام خميني، تربيت يافته فرهنگ علوي امام خميني احياگر تفكر شيعي و فرهنگ و انديشه علوي در قرن حاضر بود. بر اين اساس برخي ويژگيهاي اين شيعه علي (ع) را بر مي شماريم : 1- جامعيت امام علي (ع) انسان كامل است و يقيناً شيعيان حقيقي او نيز بايد در مراتب پائينتري اين جامعيت را در خود ايجا نمايند. امام خميني شخصيتي بود كه از نظر كمال عقلاني،سيادت، شجاعت، زيركي،اعتدال جسماني، برخي ذوقها در شعر و ادبيات و ... زبانزد خاص و عام بود. از نظر علمي نيز از جمله نوادري بود كه فقه، اصلو، فلسفه،اخلاق، عرفان، رجال، تفسير، سياست، علوم اجتماعي و مردم شناسي را در حد اعلاي آن در خود جمع كرده بود و مهمتر از همه در بعد اخلاق و رفتار او جامع اضداد بود. 2- زهد ، ساده زيستي و مصرف امام زهد و سادگي امام يادآور زهد علوي بود. بدور از تجمل و ساده مي زيست،ساده مي پوشيد و ساده مي خورد. در زماني كه مي توانست در يك كاخ زندگي كند خانه محقر جماران را برگزيد، خانه اي كه از فرط سادگي تعجب جهانيان را برانگيخت. -خوراك امام : امام از هر گونه غذاي چرب و نرم پرهيز كرد و به گفته اطرافيانشان غذاي مورد علاقه ايشان نان و پنير و مغز گردو بود. - صرفه جويي امام : امام به شدت صرفه جو و اسراف گريز بود. در منزل ايشان يك چراغ روشن اضافه پيدا نمي شد و حتي گاهي اوقات كه خود امام در حال ملاقات با شخصيتها و افراد متوجه روشني بي مورد چراغ دستشويي مي شدند بلند شده و بدون آنكه به ديگران امر كنند، خودشان آنرا خاموش مي كردند. - همساني با مردم ضعيف : اميرالمؤمنين علي (ع) مي فرمايند : « خداوند بر رهبران حق واجب كرد كه خود را با افراد ضعيف تطبيق دهند تا تنگدستي بر فقير سنگيني نكند» به نقل از دختر امام ، ايشان همانند همه افراد كشور كوپن داشتند و همانطور كه خيلي خانه ها كوپن كم مي آورند، در خانه امام هم زياد شنيده مي شد كه مي گويند: روغن ما تمام شده، مرغ نداريم و كوپن هم نداريم. 3- عبادت، معنويت و غيرت ديني امام - پافشاري بر اقامه نماز اول وقت : امام بر انجام واجبات و ترك محرمات بسيار مصمم بود و بيش از هر چيز بر اقامه نماز اول وقت پافشاري مي نمود. امام در اواخر عمر شريفشان پس از عمر شريفشان پس از عمل جراحي از اينكه نمازشان ده دقيقه به تأخير افتاده با گلايه به حاج احمد آقا مي فرمايند : ناراحتم ، از اول عمر تا به حال نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان كه پايم لب گور است ده دقيقه به تأخير افتاد؟ - اولويت دادن به مستحبات : امام اهميت ويژه اي براي مستحبات قائل بوده و تحت هيچ شرايطي حاضر به ترك آنها نمي شد. او در تأسي به مولايش علي ابن ابيطالب با شب انس و الفتي ديرينه داشت. نماز شب او ترك نمي شد و حتي به هنگام بازگشت از فرانسه شب خود را در هواپيما به جا آورد. - روز جمعه اي در ايام اقامت امام در پاريس، وقتي آمريكايي ها براي انجام مصاحبه مستقيمي كه براي نشان دادن مواضع و روند انقلاب بسيار مؤثر بود خدمت امام رسيدند، ايشان فرمودند: «حالا وقت انجام مستحبات ″غسل واجب″ است وقت مصاحبه نيست.» و بدين ترتيب مصاحبه را به بعد از مستحبات روز جمعه موكول نمودند. - غيرت ديني : امام پايبندي عجيبي به احكام اسلام داشت و هيچ گونه مصلحت انديشي در اين زمينه را نمي پذيرفت. يكي از سفيران وزات خارجه از ايشان سؤال مي كند: «در برخي مجالس كه دعوت مي شويم مشروبات الكي وجود دارد و اگر نپذيريم حمل بر چيزهاي ديگر مي شود و مشكلاتي در روابط پيش مي آيد.» حضرت امام فرمودند : «به جهنم! نبايد از اين چيزها بترسند، نبايد بروند. دليلش را هم بگويند تا آنها هم كم كم بفهمند براي چيست؟» 4- دشمن شناسي و قاطعيت امام امام خميني روحيه اي بسيجي و دشمن ستيز داشت. او هرگز به مذاكره با شاه و دشمنان اسلام اعتقاد نداشت و اگر هم چنين اعتقادي داشت هرگز پيروز نمي شد و عزت خود را هم از دست مي داد. خود مي فرمود : «خميني را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد كرد.» آنروزي كه امريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت، آن روز كه كارتر و ريگان (رؤساي جمهور امريكا) از ما تعريف كنند معلوم مي شود كه در ما اشكالي پيدا شده است. قاطعيت امام قاطعيت جدش اميرالمؤمنين را تداعي مي كرد. او همچون علي (ع) احدي جز خداوند را در نظر نمي گرفت و مي فرمود : مولاي ما اميرالمؤمنين (ع) آن مرد نمونه عالم، آن انسان به تمام معنا انسان، آن كه در عبادت آن طور بود كه و در زهد و تقوا و در رحم و مروت با مستضعفين آن طور بود، با مستكبرين و با كساني كه توطئه مي كنند، مي كشت هفتصد نفر در يك روز، چنانچه نقل مي كنند. «دفاع از اسلام و نظام شوخي بردار نيست و در صورت تخطي هر كس در هر موقعيت بلافاصله به مردم معرفي خواهد شد.» مگر بيش از اين است كه ما ظاهراً از جهانخواران شكست مي خوريم و نابود مي شويم؟ مگر بيش از اين است كه ما را در دنيا به خشونت و تحجر معرفي مي كنند؟ بگذار دنياي پست ماديت با ما چنين كند ولي ما به وظيفه اسلامي خود عمل كنيم. آري امام كسي بود كه علي وار زيست و علي وار به ديار باقي شتافت. (او به ما فهماند علي وار زيستن و تا نزديكي مرزهاي عصمت پيش رفتن افسانه نيست.» |
ادامه مطلب

قنوت آیت الله قاضی ( ره ) :
عارف نامی آقا سید علی قاضی دستوراتی عجیب و بسیار قابل تامل می دادند که بعد از مدتی عمل به دستورات ایشان اثرات عجیبی برای عمل کننده آشکار می شود.
از جمله دستورالعمل هایی که ایشان به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حُبَّك وَ حُبَّ ما تُحِبُّه وَ حُبَّ مَن یُحِبُّکَ وَ العَمَلَ َ الَّذِی ْ یُبَلِّغُنِی اِلی حُبِّکَ وَ اجْعَل حُبَّك اَحَبَّ الاَشیاءِ اِلیَّ
خداوندا محبت خود را و محبت کسانی را که دوست داری و محبت کسی که تو را دوست دارد و عملی که مرا بسوی محبتت برساند را ؛ روزی ما بفرما و محبت خود را محبوب ترین چیزها نزد ما قرار بده.
كتاب اسوه عارفان-صادق حسن زاده ص ٧٧
متن كامل دعا در بحر المعارف ص ٣٠٩
سفارش مرحوم قاضی به نماز شب
علامه طباطبایی می فرمودند: به محضر مرحوم قاضی رحمه الله شرفیاب شدم ؛چون به من رسید دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: "ای فرزند!دنیا را می خواهی نماز شب بخوان!و آخرت را می خواهی نماز شب بخوان! "
كتاب اسوه عارفان-سیدعلی آقا قاضی---ص٧٢
نوشته صادق حسن زاده
ادامه مطلب

کوتاهنوشتهای از سیره و سبک زندگانی آیتالله بهجت قدسسره:
با تک تک واژههایش اُنس گرفته بود.
عاشورا با گوشت و پوست و خونش عجین بود.
هر روز زیارت عاشورا میخواند، با صد لعن و صد سلامش.
آرزو میکرد تا زمان مرگش، روزی بیتوفیق نگذرد.
جواب بندگیاش را گرفت، و به آرزویش رسید.
دوست داشت واژهواژۀ کلمات نورانیاش را رهتوشه سازد.
در خانه که بود، اگر به حرکت لبانش ژرف میشدی،
در مییافتی که همراه هر دانۀ تسبیح که انگشتش را میبوسد،
میگوید:
اَلسَّلاٰمُ عَلَیْکَ یٰا اَبٰا عَبْدِاللهِ،
وَ عَلَی الْاَرْوٰاحِ الَّتٖی حَلَّتْ بِفِنٰآئِکَ...
(این بهشت، آن بهشت، ص۶٣؛ بر اساس خاطرۀ حجتالاسلام و المسلمین علی بهجت)
ادامه مطلب

شهید بهشتی(ره) شخصیتی بودند که هنوز هم ناشناخته ماندهاند، ایشان در تمام طول عمر مبارکشان هرگز دل به دنیا نبسته، و همواره رضایت خدا را در نظر داشتند؛ یک بار در هامبورگ ایشان خطبه عقد دختر و پسری را خواندند و خانواده داماد 200 مارک خدمتشان دادند، شهید بهشتی(ره) نپذیرفتند و گفتند: این کارها وظیفه من است، آن خانواده بسیار اصرار کردند، ایشان فرمودند: اگر خیلی اصرار دارید پول را به شماره حساب مسجد بریزید تا صرف مخارج جاری آنجا شود و رسیدش را به اینا بفرستید. شهید بهشتی(ره) به هیچ وجه به خاطر روحانی بودنشان از کسی پول نگرفتند. (1)
ایشان در دوران بعد از انقلاب و تصدی مسئولیتهای حساس و مهمی که در شورای انقلاب و مجلس خبرگان و در مسئولیت دیوان عالی کشور و در قوه قضائیه داشتند. ایشان از هیچ یک از این مسئولیتها هیچگاه حقوقی در یافت نکردند و همچنان با همان حقوق آموزش و پرورش زندگی را سپری میکردند.
علیرغم تخریبهای بسیار، ایشان سکوت کرده بودند. چیزی که در جریان تخریب و ترور شخصیتی اتفاق میافتد این است که انسان ناگهان متوجه میشود که جز خدا یار و یاوری ندارد. آقای بهشتی هم از این فرصت برای انقطاع الی الله استفاده زیادی کردند.(2)
آقای حسین مهدیان میگوید: یادم هست یک روز وقت ناهار در شورای عالی قضایی به حضور ایشان رسیدم. هنگامی که ناهار ایشان را آوردند دیدم یک ظرف ماست است و کمی نان و این درست در زمانی بود که همه جا شایع کرده بودند ایشان در کاخ زندگی میکنند و زندگی تملاتی دارند.(3)

----------------------
پی نویس
1- مجله یاران، شماره8، تیرماه 1385، ص66.
2- همان، ص23.
3 - همان، ص63.
ادامه مطلب

ادامه مطلب را ببینید
قرآن در سیره امام خمینی (ره)
یکی از ویژگی های حضرت امام، این بود که در کنار کارهای مهم روزمرّه، هرگز برنامه تلاوت قرآن را ترک نمی کردند. آن چه مسلم است اینکه ایشان براساس یک برنامه مشخّص، روزانه چند جزء تلاوت می کردند. دختر حضرت امام در این باره می گویند: «برنامه امام این طور نبود که هر وقت بخواهند قرآن بخوانند، ایشان دقیقا و سر ساعت روزی هفت مرتبه قرآن می خواندند.»
ادامه مطلب را ببینید
|
سیره عملی علما در ماه رمضان |
|
|
ادامه مطلب

١- همیشه با وضو بود و به این کار توصیه می کرد .
2- به طبیعت علاقه وافر داشت و گاه ساعتها در نقاط با صفا می نشست و تفکر می کرد.
3- نماز شب را همیشه بپا می داشت .
4- در حین بیان مطالب علمی ، آنچنان بود که از اطراف غافل می شد .
5- شبها قبل از خواب ، حدود بیست دقیقه قرآن می خواند.
6- نسبت به انجام فرائض فرزندان ، نظارت دقیق داشت .
7- به فقرا و مستمندان کمک می کرد به طوری که برخی موارد آن ،بعد از شهادتش آشکار شد.
8- مطالب قابل توجه را در هر فرصت مناسب و به طور منظم یادداشت می کرد .
9- در حاشیه کتابهایی که مطالعه می کرد ، عنوان یا خلاصه مطالب و یا اشکالات وارده را می نوشت .
10- در برخورد با انحرافات فکری ، از جوّ حاکم بر اجتماع واهمه ای نداشت ،
جو ناسالم را می شکست و گاه با دوستان نزدیک خود نیز در بیان حق در می آمیخت .
11- از جوانی علاقه وافری به شهید شدن داشت و به افراد می سپرد تا در این مورد برایش دعا کنند .
12- برای پدر و مادر و اساتید خود احترام وصف ناپذیری قائل بود .
13- صدای گریه بلند او هنگام خواندن روضه سیدالشهدا "ع" ، مناجات شبانه و فوت پدر و مادر
مشاهده می شد .
14- بعد از نماز مغرب و عشا ، سجده های طولانی داشت .
15- از شهرت و مرید پروری گریزان بود .
16- محاسن خود را خضاب می کرد .
17- از تظاهر - چه در امور عبادی و چه در امور اجتماعی و سیاسی - بشدت پرهیز داشت .
18- بسیار متین و پر هیبت بود و در عین حال ، در موارد لزوم مَزّاح و نکته پرداز بود.
19- عبارت ِ " اُفَوِضُ اَمری اِلی الله ، اِنَّ الله َ بَصیرٌ بالعِباد" را در قنوت و هنگام ذکر گفتن ،
زیاد قرائت می کرد.
20- به دستگیریهای خداوند ایمان داشت و در شرایطی که دشمنانش کار را بر او سخت می کردند
صبور و امیدوار به امدادهای الهی بود .

ادامه مطلب

روز قیامت نیکی هایمان را به محبوب ترین فرد زندگیمان نخواهیم داد.اما مجبور می شویم آنها را به کسی بدهیم که از او متنفر بودیم و غیبتش را کردیم.گناه، مخصوصا حق الناس اوج حماقت است نه زرنگی!
زرنگی بندگی خداست...

آن چه اصل و روح نماز است، این است که اگر می خواهید بدانید نماز شما مورد قبول است یا نه از این ها تجربه کنید، اگر دیدید نماز شما جلو دروغ و فساد و منکرات را می گیرد، بدانید نماز شما مقبول است. کار نماز این است. همان طور که آتش می سوزاند و آب خاموش می کند، نماز هم انسان را از منکرات نجات می دهد...

ایمان اگر ایمانِِ مسقر باشد کسی نمی تواند در آن تصرف کند.ایمان باید مبانی الهی و عقلیه پیدا کند تا کسی در آن تصرف نکند و هر کس موظف است در درجه اول خودش را بسازد و از نفس دور شود و به فضائل خدایی برسد و خودسازی کند.

تا انسان مراحلی از سازندگی را طی نکرده است نباید در کارهای اجتماعی وارد شود. باید درس ها را با حوصله و دقت خواند، از محضر استاد استفاده برد. با او بود و حرکاتش را دید تا در نفس انسان تأثیر کند. اگر از خود غفلت کنیم عاقبت خوبی نخواهیم داشت. با تهذیب نفس است که علم به بار می نشیند و قدرت مفید می شود و خدمت ارزش می یابد.
ادامه مطلب
علاّمه طباطبایی(ره) از جمله متفکران ارزشمندی بود که در حوزه تحقیق، تدریس و مطالعه دست توانایی داشت و از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار بود. ویژگی های روش شناسی تدریس عبارت است از:
ادامه مطلب
مختصري از زندگينامه و شرح حالات مرحوم ملكي تبريزي

آيت الله فهري در مورد زندگي آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي نقل مي كنند :
يكي از مردان پيشتاز اين راه مرحوم عارف بالله آية الله حاج ميرزا جواد ملكي ـ قدس الله نفسه الزكيه ـ است كه در اين ميدان گوي سبقت از همگان ربود.
ادامه مطلب
![]()
حضرت آیت الله العظمی حاج سید احمد خوانساری(۱۴۰۵ق) که از مراجع تقلید بودند، به دلیل بیماری زخم معده به دستور پزشک معالج در بیمارستان بستری شدند، وچون ایشان سالخورده و ضعیف البنیه بودند و در وقت بستری شدنشان ۸۹ سال از عمرشان میگذشت لذا طاقت تحمل جراحی بدون بیهوشی ممکن نبود و از طرفی هم ایشان اجازه بیهوش کردن را نمیدادند زیرا معتقد بودند که در هنگام بیهوشی تقلید مقلدین اشکال پیدا میکند.
دکتر معالج به ایشان عرض میکنند که طبق آزمایشها و عکسبرداری ها باید حتما عمل جراحی روی حضرتعالی صورت گیرد.
آیت الله العظمی خوانساری میفرمایند: مانعی ندارد، عمل جراحی را هروقت خواستید شروع کنید اما بیهوش نکنید (چون به نظر ایشان در صورت بیهوشی، تقلید مقلدینشان دچار اشکال میشد.)؛ ولی قبل از آن به من خبر دهید که با تلاوت قرآن و توجه به آن مشکل بیهوش کردن شما هم حل شود.
دکتر جراح پذیرفت و لحظاتی بعد عرض کرد: ما آماده هستیم که دست به کار شویم، آیت الله خوانساری فرمودند: هروقت من شروع به خواندن کردم شما هم شروع کنید، دکتر میگوید تا ایشان شروع به خواندن سوره انعام کردند چاقوی جراحی را روی شکم ایشان گذاشته و دست به کار شدیم و چنان ایشان بیحرکت بودند که گویا در حال بیهوشی کامل هستند، بعد از پاره کردن و دوختن و اتمام کار عرض شد که آقا کار ما تمام شد، ایشان قرآن را بستند و فرمودند: صدق الله العلی العظیم.
عرض کردم: آقا دردتان نیامد؟ فرمودند: مشغول قرآن بودم نفهمیدم.
نقل از سخنرانی آیت الله مجتهدی تهرانی و کتاب مردان علم در میدان عمل، ج ۴، ص ۱۸۸ و ۱۸۹
ادامه مطلب
شیخ انصاری یاد حضرت عیسی را زنده کرد!
زهد و ساده زیستی از صفات بندگان مخلص خداست، اما زمانی این باور در جامعه مومنین عملی می شود که بزرگان دینی ما به تأسی از انبیاء و ائمه (ع) زندگی معنوی و بی آلایشی داشته باشند و مردم با دیدن آنها یاد معصومین بیافتند.
آیه:
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ حدید/20
بدانيد كه زندگى دنيا، در حقيقت، بازىچه، سرگرمى، زینت و فخرفروشىِ شما به يكديگر است.
آینه:
حکایت؛ روزی خبر رسید که قرار است شیخ مرتضی انصاری به بغداد بیاید، مردم بغداد تعطیل عمومی اعلام نموده و به استقبال شیخ حرکت رفتند. سفیر ایران در بغداد هم طبعاً یا تصنعاً میخواست برای استقبال حرکت کند که ناگاه یکی از سفرای خارجی بر او وارد شد، سفیر ایران از رفتن به استقبال منصرف شد ولی آن مرد فهمید که سفیر ایران قصد رفتن به جائی داشته و پرسید به کجا میخواستید بروید ؟ جواب داد: به استقبال شیخ مرتضی انصاری مرجع بزرگ شیعیان. آن فرد که متوجه شد شخص عالیقدری می خواهد بیاید، اظهار تمایل نمود به همراه سفیر ایران در استقبال شرکت کند.
بر مرکب هایشان سوار شدند و از میان مردم گذشته و با سرعت خود را رساندند و در انتظار جلال و موکب پرشکوه شیخ بودند تا آنکه میبینند شیخی بر الاغ برهنه ای سوار است و بدون هیچ گونه آلایشی به همراه یک نفر به طرف بغداد میآید، فکر کردند مسافری غریب است و سفیر ایران و همراهانش که شیخ را نمیشناختند بدون اعتناء از او میگذرند، اما طولی نکشید آن شیخ به جمعیت رسید ناگهان صدای صلوات و سلام و غوغای شادی بلند شد و مردم مانند دریای مواج به طرف شیخ آمده و دور او را گرفتند و زیارتش میکردند، معلوم شد آن شیخ ساده و بی پیرایهای که سوار الاغ بود، همان مرجع تقلید بزرگوار و جلیل القدر مسلمانان است که مردم برای دست بوسی او سرازپا نمی شناسد.
سفیر خارجی حیرت زده و مبهوت در مراجعت به طرف شهر به سفیر ایران می گوید: شنیده بودم که حضرت عیسی با آن همه عظمت و پیروانی که داشت پیاده راه میرفت و بر الاغ برهنه سوار میشد، اما باور نمیکردم ولی امروز با دیدن این شیخ جلیل، یاد مسیح برایم زنده شد و یقین پیدا کردم آنچه در سیره انبیاء شنیدهام صحیح است و بدان عقیده پیدا کردم.1
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است 2
-------------------------------------------------
پی نویس
1 -با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در دنیای عمل
2 - سعدی
ادامه مطلب








