سالار شهیدان حضرت امام حسین (علیه السلام) در آن شبی که از مدینه خارج می شدند به زیارت قبر جدشان رسول الله(صلی الله علیه و آله) رفتند و عرض کردند: «درود بر تو ای رسول خدا! من حسین، فرزند فاطمه... هستم و نوه تو که مرا در میان امت خود به جای نهادی، .... گواه باش که این مردم دست از یاری من برداشتند و مرا ضایع کردند و از من نگهبانی نکردند و این است شکوه من نزد تو تا تو را دیدار کنم.»[1]
امام حسین(علیه السلام) به اراده و خواست خود از مدینه بیرون نرفت. حرکت شبانه ایشان در اواخر ماه رجب به همراه خانواده در شرایطی بود که بر اثر اصرار یزید در بیعت گرفتن از ایشان جان مبارکشان در خطر بود. این نوشتار در پی آن است که به مشابهت موقعیتی که امام حسین(علیه السلام) درگیر آن شدند با شرایطی که حضرت مهدی(علیه السلام) را ناگزیر از غیبت کرد اشاره کند.
آیا تا به حال و در روزگارانی که زیسته ایم با صدایی، فغانی، شیونی، فریادی شگفت زده شده ایم و از جا پریده ایم؟
حتما برای همه ما این اتفاق ساده و کلیشه ای افتاده است؛ گاهی در ترافیک سنگین، آنگاه که فارغ از هر گونه مشغله و گرمایی و بدون توجه به انبوه اتومبیل ها اندر تفکرات خود غرق شده ایم با بوق ممتد اتومبیل پشت سر تکانی خورده ایم و تمام اندیشه هایمان دود شده است و شاید ابر تشکیل شده بالای سرمان محو.
گاه می توان از اتفاقات ساده و به شدت معمولی و عادی زندگی نتایج بزرگ و قابل تأملی گرفت، می توان درس ها آموخت و به خاطر سپرد و از آن استفاده کرد.
آیا تا به حال به همین حادثه که البته حادثه نمی توان گفت؛ به همین اتفاق عادی طور دیگر و متفاوت تری نگریسته ایم؟
آیاتا به حال اندیشیده ایم که اگر آن صدای اصلی به گوش برسد و منادی ندا دهد و ما همچنان غرق در زندگی دنیایی باشیم؛ چه عکس العملی خواهیم داشت؟ آیا ما در این بزنگاه اصلی زندگی هول نخواهیم کرد؟ آیا بهت زده و شگفت زده نخواهیم شد؟
یکی از دعاهای آشنا و معروف دعای «اللهم کن لولیک ......» است که به دعای فرج معروف شده است ولی در واقع دعای سلامتی امام زمان(علیه السلام) است. نام "دعای فرج" درباره دعاهای دیگری صدق می کند که دعای «الهی عظم البلاء......» از آن جمله است. دعای سلامتی در اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان وارد شده است و درباره تکرار این دعا در شب بیست و سوم و خواندن آن در همه شب های ماه مبارک و هر زمان دیگری سفارش شده است.
حضرت پیغام دادند
درباره آیة الله بهاءالدینی نوشته اند که ایشان در قنوت نمازهایشان، دعاهای مرسوم را می خواندند، تا این که نوع دعا، کلمات و عبارات ایشان تغییر کرد و هرگاه دست های خود را مقابل صورت می گرفتند، برای حضرت مهدی (علیه السلام) این گونه دعا می کردند: «اللهم کن لولیک ......». در فرصت مناسبی علت تغییر دعا را از ایشان پرسیدند. معظم له در یک جمله کوتاه فرمودند: «حضرت پیغام دادند که در قنوت به من دعا کنید».[1]
در مجموعههای حدیثی با موضوع مهدویت و آخرالزمان، بخشهایی تحت عنوان «علائم الظهور» به چشم میخورد که اوضاع نابسامانی را پیش از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) پیشبینی کرده اند. بر اساس این اخبار، ظلم و ستم همه دنیا را فرا میگیرد و حق از میان میرود.
نگاه سطحی به این دسته روایات این مضمون را در ذهن شکل میدهد که زمینهسازی برای ظهور مستلزم دست روی دست گذاشتن برای گسترش فساد و حتی دامن زدن به اوضاع نابسامان اجتماعی در این راستا است، در این دیدگاه مردم نقش سازندهای برای تعجیل در امر ظهور ندارند. در ذیل به بررسی این دسته روایات می پردازیم.
امکان ندارد نیازی فطرتی در نهاد آدمی وجود داشته باشد اما خداوند بی اجابت آن را رها کند. اصلی ترین نیاز بشر امنیت روحی فکری جسمی است. این نیاز تا کنون بطور کامل بر روی زمین پیاده نشده است اما خداوند وعده آن را در کلام مبارکش داده و نبی او نیز فرموده: در آخرالزمان فردی ظهور می کند که بشر را در بهترین وضعیت قرار می دهد.
برهان ضرورت، و پاسخ به نگرانی های آدمی
در ضمیر هر انسانی این سوال بوده که آیا روزی می رسد که از جنگ و ظلم و بی عدالتی خبری نباشد؟ آیا امکان دارد که هیچکس نگران تامین نیازهای مالی خود نباشد و بداند هر آنچه که بخواهد در دسترس او قرار می گیرد؟ آیا آن روز را شاهد خواهد بود که اتحاد و همدلی بین آحاد بشر موج بزند و هیچگونه کینه و حسدی نباشد؟ آیا روزی خواهد آمد که در دستگاه قضاوت، هیچ حقی از کسی زایل نشود؟ آیا ممکن خواهد بود که تمام راهها دارای چنان امنیتی باشند که حتی یک دختر به تنهایی بتواند به مسافرتی طولانی برود و ترس از تعرض نداشته باشد؟ آیا فسادهای اخلاقی مثل دروغ، غیبت، حسادت و طمع برچیده خواهند شد؟ آیا امراض و بیماریها رخت برخواهند بست؟
این سوالات، نگرانی های آدمی است که امنیت و آسایش او را ربوده و گمان می کند که برطرف شدن آنها را به گور خواهد برد اما به این عبارت توجه کنید: "اگر نیاز مشترکی در تمام انسانها وجود دارد پاسخ به آن نیز از طرف خداوند ضروری است" که به آن "برهان ضرورت" می گویند. مانند نوزادی که گرسنه است و نیاز او به صورت شیری مطبوع در سینه مادرش مهیاست و یا وقتی یک جوان در درون خود احساس نیاز به همسر می کند خداوند، زوج یا زوجه ای که بتواند خواسته های او را برطرف کند در میان بندگان خود قرار داده است. البته مسلم است که برای تامین خواسته های بشری باید مثل هر چیز دیگری شرایط آن فراهم شود.
«دجّال» از موضوعات بسیار فراگیر در ادیان و فرقه های مختلف اعتقادی است. در مسیحیت، دجال همواره به عنوان ضدّ مسیح معرفی شده است و در کتب روایی اهل سنت، روایاتی وجود دارد که به طور مفصل درباره ویژگی های دجال سخن گفته است.
ویژگی های دجال در مواردی آن گونه به افسانه شبیه است که برخی از صاحب نظران درصدد برآمدند که دجال را موجودی سمبلیک و کنایی بدانند.
در جوامع روایی شیعه موضوع دجال به طور گذرا مطرح شده است. تا جایی که در کتاب هایی مانند «الکافی» کلینی، کتاب «الغیبة» نعمانی و «الارشاد» شیخ مفید که در آن ها روایات فراوانی درباره نشانه های ظهور نقل شده است، حتی یک روایت هم درباره دجال نیامده است و مجموع روایاتی که در «کمال الدین و تمام النعمة» شیخ صدوق و کتاب «الغیبة» شیخ طوسی در این باره نقل شده است به ده مورد هم نمی رسد. (ابراهیم شفیعی سروستانی، پرسش از موعود، ص 133)
بسم الله الرحمن الرحیم
تقدیم به سبزقبایی آشنا؛ اویی که هستی توفیق وجودش را مدیون اوست و هلهله ملکوت مستدام از سعادت تبرک به چنین ترنمـی؛ تصنیف روزگار قرابتش را نویـد می دهد و این، تسلای نگاه منتظران است.
تقدیم به آستان قدسی نگار قبله عالم حضرت مهدی (عج) به امید نوازش نگاهش بر سر دل وجود و بلندای خیمه مهرش بر آفتاب ظلمت زده، غبار از دل می زداییم و به نوایمان صفایی چنین می دهیم:
بغض بهار را مقدم بارانیت شفاست
ای گل ظهورکن تونباشی بهارنیست
اللـهم عجل لولیک الــــــــــــــفرج