مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
 
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ازدواج امام زمان (عليه السلام)

مقدّمه

 

يكى از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدى (عج)، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است، سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگى و وضعيّت زندگى اولاد او و كيفيّت زندگى آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احياناً در اذهان بسيارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقيضى نيز مواجه ميشوند.

اساساً غيبت طولانى آن حضرت از نگاه زندگانى شخصى و خصوصى وى اين سؤال را بوجود ميآورد كه آيا در اين مدّت، حضرت مهدى(عليه السلام)ازدواج كرده است يا خير؟

برخى اين سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و ميگويند: اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و به امر شرعى مستحب عمل نكرده است، كه اينهم با مقام و شأن آن حضرت نميسازد، زيرا وى رهبر دينى مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، بايد پيشقدم باشد، و فرضِ وجود امامي كه مستحب مؤكّد شرعى را ترك كند، و در واقع عمل مكروهى را انجام دهد بسيار مشكل، و جاى استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نكرده باشد اشكال ترك مستحبّ از طرف معصوم، و اگر ازدواج كرده باشد اشكال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غيبت پيش مي آيد، و چون طرفين قضيّه با اشكال مواجه است، عدّهاى چنين نتيجهگيرى ميكنند كه اصلا آن حضرت وجود ندارد.

نكته ديگر اين كه اصل ازدواج يا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نيست، بلكه از مسائل شخصى است كه در روايات نيز به آن تصريح نشده، و مورد بحث امامان قبلى نيز نبوده است، و كسانى هم كه در دوران غيبت توفيق درك حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشكلات در ذهنشان بوده است كه به اينگونه سؤالات نرسيدهاند.

در دوران غيبت صغرى نيز از نائبان خاصّ، در اين زمينه سخنى شنيده نشده است.

از سوى ديگر ذهن انسان در كنار سؤال از ازدواج حضرت مهدى(عليه السلام)، سؤالات ديگرى نيز ميسازد از جمله اين كه:

آيا امام مهدى(عليه السلام) داراى فرزند است؟

آيا مكان خاصّى براى زندگى وى و فرزندانش وجود دارد؟

آيا فرض وجود فرزند و همسر براى آن حضرت با حكمت و فلسفه غيبت سازگارى دارد؟

و در صورت ازدواج نكردن، آيا بر خلاف سنّت و دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل نكرده است؟

و سؤالات ديگرى كه اين مقاله در صدد جواب دادن به بعضى از آنهاست.

بنابراين، پس از طرح سؤال اصلى و بيان ديدگاههاى متفاوت و دلائل آنها، و نيز بررسى دلائل، سعى ميشود تا به نتيجهاى مناسب و جامع برسيم.

آيا حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده و داراى فرزند ميباشد؟

در پاسخ به اين پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادى مانند: حكمت يا فلسفه غيبت، و نيز مسائل فقهى همچون استحباب شرعى ازدواج، و متونى كه مستقيم يا غير مستقيم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظريّه وجود دارد:

ـ نظريّه أوّل: عدّهاى معتقدند كه حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده است، و براى اثبات اين نظريّه به دلائل ذيل استناد جسته اند.

الف: استحباب ازدواج:

ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتى نبوى است، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترويج آن تأكيد داشته، و امّت خود را به اين امر تشويق و ترغيب ميكردند، و بارها فرمودهاند: «نكاح كنيد و با تشكيل خانواده بر تعداد خود بيافزاييد، كه من در روز قيامت به شما اگر چه فرزندى سقط شده باشد مباهات ميكنم([1]

در احكام دين ازدواج سنّتى حسنه و مورد تأييد، و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است.

و ازطرفى ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است، چرا كه آن حضرت(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روى برگرداند و ازدواج نكند) از من نيست([2])

اكنون كه ساليان متمادى از عمر حضرت مهدى(عليه السلام) ميگذرد، آيا مي توان گفت: او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟

هرگز نميتوان اينگونه نتيجه گرفت، چرا كه او امام است، و در عمل به مستحبّات شرعى از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج كرده و داراى همسر ميباشد.

در كتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منكرين وجود اهل و عيال براى امام مهدى(عليه السلام) چنين آمده است: «چگونه ترك خواهند كرد، چنين سنّت عظيمه جدّ اكرم خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن و تهديد و تخويف در ترك آن شده، و سزاوارترين امّت در اخذ به سنّت پيغمبر امام هر عصر است، و تاكنون كسى ترك آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است([3])

و نيز در كتاب «الشموس المضيئة» آمده است: «اگر در اين زمينه (داشتن همسر و خانواده) هيچ نقل روايى وجود نداشت، و فقط همين مطلبى كه آن حضرت با وجود سنّ زياد از نظر جسمي جوانى قويّ البنيه است... و نيز ميدانيم كه آن حضرت به سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل ميكند، در قبول اين مطلب كه آن جناب همسر و فرزندانى دارد كافى بود»([4]).



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 خرداد 1393  توسط عليرضا

پنهان زیستى حضرت مهدى(علیه السلام) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده که بسیارى از موضوعات مربوط به حیات آن حضرت را نیز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است. یکى از مهم ترین این امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غیبت ایشان است. از این رو بسیارى علاقه مندند بدانند که خورشید پنهان در کدامین بخش از این کره خاکى به گذران عمر مى پردازد و به بیان دیگر کدامین قسمت از زمین این منزلت را دارد؟

غیبت صغری

از روایات و قرائن به دست می‏آید که این مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپری کرده‏اند: یکی منطقه عراق و دیگر مدینه منوره که البته روایات متعددی بر این مطلب دلالت دارد. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: برای قائم (علیه السلام) دو غیبت است، یکی از آن دو کوتاه و دیگری طولانی. در غیبت نخست کسی جای او را نمی داند، مگر شیعیان خاص او." (بحارالانوار، ج 52، ص 155) به نظر می رسد منظور از شیعیان خاص، نواب اربعه باشند. جمع بین روایات به این صورت است که آن حضرت در مدینه حضور داشته‏اند؛ ولی به خاطر ارتباطی که آن حضرت با نواب خاص داشته ‏اند بخشی از عمر خود را در عراق سپری نموده‏اند.

دوران غیبت کبری

علامه مجلسی از علی ابن فاضل داستان ورودش به جزیر خضراء را نقل کرده است. گرچه علی بن فاضل در این جزیره موفق به دیدار امام زمان (علیه السلام) نشده است اما وی از ملاقات هایی که با برخی داشته، چنین استنباط کرده است که این جزیره محل سکونت آن حضرت (علیه السلام) است.

 

برخی با استناد به این ماجرا می خواهند بگویند محل سکونت امام زمان (علیه السلام) در همین جزیره است. برخی دیگر پا را فراتر نهاده با منطبق نمودن اوصاف جزیره خضراء که اطراف آن را آب های سفیدی گرفته است بر مثلث برمودا عقیده دارند که این مثلث محل زندگی امام زمان (علیه السلام) است و می گویند: کسی نمی تواند به آن محل برسد، زیرا هر چه قدرت های بزرگ تلاش کرده اند به آن برسند، بی نتیجه بوده است. (جزیر خضراء افسانه یا واقعیت، ص 47)

این نظریه صحیح نیست، زیرا اولا کسی از محل زندگی امام عصر (ارواحناه فداء) اطلاع دقیقی ندارد، ثانیا اصل ماجرای علی بن فاضل به دلیل تناقضاتی که در آن مشاهده می شود، مورد خدشه است و از اصل درستی برخوردار نیست تا چه رسد به انطباق برمودا بر آن جزیره مورد ادعا.

عرفات

یکی از مکان هایی که بنابر روایت امام صادق (علیه السلام) حضرت مهدی (عج) در آنجا حضور پیدا می کنند، صحرای عرفات است. امام زمان (علیه السلام) همه ساله در ایام حج در عرفات حضور پیدا می کنند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانی فرا می رسد که مردم امام زمان خود را نبینند امام (علیه السلام) ایام حج آنها را می بیند ولی آنها نمی توانند او را ببینند. (کافی، ج 1، ص 337)بسیاری از علما در کربلا، نجف، کوفه، مدینه، مکه، مسجدالحرام و شهرهایی که دارای مکان های مقدس است، امام زمان (علیه السلام) را زیارت کرده اند.

نیاز به تذکر است که در برخی از روایات، محل خاصی را برای اقامت امام مهدی‏(علیه السلام) تعیین نمی‏كنند و جایگاه ایشان را در بیابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏های دوردست و محل‏هایی می‏دانند كه هیچ كس از آن آگاهی ندارد. از جمله در روایتی كه از خود آن حضرت نقل شده است، ایشان خطاب به علی بن مهزیار می‏فرماید:

«ای پسر مهزیار! پدرم ابو محمد از من پیمان گرفت كه هرگز با قومی كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، برای آنها در دنیا و آخرت، بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشین نباشم و به من دستور داد كه برای اقامت، كوه‏های سخت و سرزمین‏های خشك و دور دست را برگزینم».(كتاب الغیبتï¼» (شیخ طوسی)، ص 161)

همچنین آن حضرت در توقیع شریفی كه خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه می‏فرماید: «ما براساس آنچه خدای تعالی برای ما و شیعیان مۆمن‏مان مصلحت دیده، تا زمانی كه دولت دنیا از آن فاسقان است، در سرزمین‏های دوردستی كه از جایگاه ستمگران دور است، سكنا گزیده‏ایم، ولی از آنچه بر شما می‏گذرد، آگاهیم و هیچ یك از اخبار شما بر ما پوشیده نمی‏ماند».(الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176)

 

در روایتی كه از امام صادق‏(علیه السلام) نقل شده است، آن حضرت، جایگاه امام مهدی‏(علیه السلام) را جایی ناشناس معرفی می‏كند كه جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند: «و هیچ‏كس از دوست و بیگانه از جایگاهش آگاهی نمی‏یابد مگر همان خدمت‏گزاری كه به كارهای او می‏رسد».(كتاب الغیبتï¼» (نعمانی)، ص 172، ح 5)

این‏گونه روایات گویای آن است كه امام مهدی‏(علیه السلام) بر اساس امر الهی، در مكان‏هایی ناشناخته، دور از دسترس، به دور از شهرها و آبادی‏ها زندگی می‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست.

 دوران ظهور

در دوران ظهور، امام عصر (علیه السلام) در مسجد سهله که ده ها هزار پیامبر در آن نماز گزارده اند، اقامت دارند. امام صادق (علیه السلام) به ابوبصیر فرمودند: "ای ابامحمد! گویا آمدن حضرت قائم (عج) به مسجد سهله را می بینم که همراه زن و فرزندان خود در آنجا اقامت می کنند." ابوبصیر می گوید: عرض کردم: آیا مسجد سهله منزل ایشان خواهد بود؟ حضرت فرمودند: آری این مسجد منزل ادریس (علیه السلام) است و خداوند پیامبری مبعوث نکرده مگر آنکه در آنجا نماز خوانده است. هر کس در این مسجد بیتوته کند، مانند آن است که در چادر و خیمه پیامبر (صلی الله علیه) اقامت کرده است. (بحارالانوار، ج 52، ص 317)

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 خرداد 1393  توسط عليرضا

مقام اهل بيت (علیهم السلام) چنان مقام بزرگي است که بزرگي اش را با عق و فکر خودمان نمي توانيم درک کنيم. در واقع عظمت خدا است که در انوار پاک چهارده معصوم (علیهم السلام) تجلّي کرده است. اگر همه انسان ها عقل هايشان را روي هم گذاشته، بخواهند پاية بلند اين مقام را درک کنند، هرگز نخواهند توانست. همين قدر بايد خوشحال باشيم که خداوند متعالي، اين معرفت را به ما داده است که بدانيم آن‌ها در چنان مقام والايي هستند که ما نمي توانيم بفهميم. اگر اين را باور کنيم،‌ خودش کمال است.

همان گونه که ذات و صفات خدا براي ما قابل شناخت نيست، صفات اولياي او را نيز نمي توانيم بشناسيم؛1 البته هيچ مخلوقي را نمي توان با خدا مقايسه کرد؛ چرا که او فوق بي‌نهايت است. خدا و اولياي او تفاوت بسياري با هم دارند؛ آن هم نه تفاوت يک درجه، آن گونه که بعضي فکر مي کنند. نمي توان گفت: وجود، درجاتي دارد که بالاترين درجة آن خدا، و يک درجه پايين تر از آن، وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) است؛ چرا که فاصلة ذات اقدس الاهي با شريف ترين و والاترين مخلوقاتش نيز که نور پاک محمد (صلی الله علیه و آله) است،‌ بي نهايت است. فاصلة نور مقدّس پيامبر (صلی الله علیه و آله) با ما بي نهايت است؛ اما فاصلة او با خدا نيز نهايت ندارد. خداوند فوق مقام همة مخلوقات و از جمله، انوار معصومان (هم) است.

اگر همين اندازه بفهميم که از درک مقام والاي ايشان ناتوانيم، بايد خدا را بسيار شاکر باشيم که چنين معرفتي به ما داده است. اين حقيقت نيز به برکت تعليم خود آن ها است وگرنه به هزاران غرور مبتلا مي شديم و خيال مي کرديم خيلي چيزها را مي فهميم. در مرتبة اول، قرآن به ما فرموده است:

وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً.2

و جز اندکي از دانش به شما داده نشده است.

و در مرتبة بعد، خود اهل بيت (هم) فرموده اند که مقام ما بسيار بالاتر از آن است که شما بفهميد. به هر حال،‌ به برکت تعليم آن ها فهميديم آن ها در چنان اوجي هستند که اگر ما هزاران سال با تندروترين مرکب ها نيز حرکت کنيم، به آن جا نخواهيم رسيد.

ضرورت تلاش براي شناخت امام زمان علیه السلام

از سوي ديگر نبايد چنين توهّمي پيش آيد که چون نمي توانيم بدان قلة رفيع برسيم، پس بايد همه چيز را رها کنيم. همان درجه از معرفت که به برکت آموزه ها و راهنمايي هاي اهل بيت (هم) قابل دستيابي است، آن قدر عظمت دارد که تمام جهان مادّي در برابر آن بي ارزش است.

نمي گويم مي توانيم به مقام معصوم (علیه السلام) برسيم؛ امّا همان مقامي که در ساية هدايتگري اين انوار پاک مي توانيم بدان دست يابيم، آن قدر بزرگ است که تمام اين جهان با همة عظمتش در برابر آن، هيچ بها و ارزشي ندارد.3

زيانکارترين مردم

يادآوري اين حقايق در اين جهت مي تواند مفيد باشد که ارزش عمرمان را بهتر بدانيم. آيا حيف نيست چنين عمري که مي تواند ما را به چنان مقام والايي برساند، براي به دست آوردن يک مشت خشت و گل يا چند پاره آهن صرف شود؟ فرض کنيد کساني که جواني شان را صرفِ درس خواندن، مدرک گرفتن و يافتن شغلي پردرآمد مي کنند، اگر بتوانند سالي يک ميليون تومان ذخيره کنند و پس از بيست سال يک خانة بيست ميليون توماني بخرند، حاصل عمرشان پس از چهل يا پنجاه سال تلاش و دوندگي، يک خانة چند خروار خاک و گچ و سيمان و آهن مساوي شده است.

قرآن کريم مي فرمايد:

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا . الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا 4

بگو: آيا به شما خبر دهيم که زيانکارترين {مردم}در کارها چه کساني هستند؟ آن ها که تلاش هايشان در زندگي دنيا گم و نابود شده است و با اين حال مي پندارند که کار نيک انجام مي دهند.

کساني که عمرشان صرف شد تا خوشي ها و زينت هاي دنيا را به دست آورند، ضرر کرده اند؛ چرا که هرگز به آن همه زحمت ها، بي خوابي ها، غربت ها و مشکلات زندگي نمي ارزيد که در مقابلش يک مشت سنگ و آهن و سيمان و گچ به دست آيد.

آري، چنين افرادي زيانکارند؛ اما چرا زيانکارترين افرادند؟!

براي اين که وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا. کساني که از اوّل مي دانند،‌کار نادرستي را مرتکب مي شوند و سرمايه و پولشان را آگاهانه به دست خودشان آتش مي زنند، زيان کرده اند؛ اما زيانکارترين افراد کساني اند که نه تنها اين آتش زدن سرمايه را خسارت نمي دانند، بلکه آن را هنر و ترقي و افتخار مي پندارند. اينان خيال مي کنند با اين درس خواندن ها و کارهايي که براي غير خدا انجام مي دهند، خيلي اوج گرفته اند؛ اما ناگهان متوجّه مي شوند که همه اش «هباء منثوراً؛ گردو غباري پراکنده در هوا» شده است.

اينان خسارتي دوچندان دارند؛ هم سرمايه را از دست داده اند و هم آرزوها و آرمان هايي که داشتند، برباد رفته است. پنداشتند با اين اعمالشان نزد خدا عزيز، و بر اثر اين کارها،‌ نور چشم امام زمان (عج) مي شوند؛ اما بعد آشکار شد که نه تنها هيچ کدام از اين اعمال پذيرفته نشده، بلکه سقوطشان را نيز در پي داشته است. اين، زيان دو چندان است؛ چرا که مي انگارند کارهاي خوبي انجام داده اند؛ اما درخواهند يافت که همه اش ضرر بوده است.

 

پي نوشت ها:

1.قال الصادق (ع): «لايقدر الخلائق علي کنه صفة الله عزوجل، فکما لايقدر علي کنه صفة الله عزوجل فکذلک لايقدر علي کنه صفة رسول الله، و کما لايقدر علي کنه صفة الرسول فکذلک لايقدر علي کنه صفة الإمام...؛ مردم، از پي بردن به کنه صفت خداوند ناتوانند و همانگونه که از پي بردن به گوهر صفت خدا عاجزند، توانِ فهمِ حقيقتِ صفتِ رسول الله را نيز ندارند و همان سان که از دريافتِ کنه صفت رسول عاجزند، از درک ژرفاي صفتِ امام نيز دور و بي‌بهره اند و...» (علامه مجلسي، بحارالانوار، ج67، ص 65)

2.اسراء (17)،85.

3.يکي از عارفان دربارة مقام والايي که مؤمنان واقعي مي توانند بدان دست يابند، مي گويد: «اگر آسمان ها، زمين، عرش الاهي و هر آن چه در آن ها است، هزار هزار مرتبه درگوشه اي از زواياي قلبِ مؤمنِ عارف جاي گيرد، قلب او هيچ احساس تنگي و سنگيني از آن نخواهد کرد». (ر.ک: قيصري، شرح قصوص الحکم، ص195)

4.کهف (18)،104



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 1 خرداد 1393  توسط عليرضا

 

 

امام زمان(علیه السلام) از آن رو كه وارث همه پیامبران عظیم الشّأن و اولیاى گران قدر الهى است، مجموعه اى كامل از صفات كمال و جمال را دارا است. او تجلّى بخش اخلاق عظیم پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و خصوصیات شگفت امیرالمؤمنین(علیه السلام) و مكارم و فضایل والاى فاطمه زهرا(علیها السلام) و فرزندان معصوم او است. اشاره به برخى از این ویژگى ها مى توانند مقدمه اى آگاهى بخش براى تبعیّت از او و همسویى با او باشد.

1 ـ دانش گسترده:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره او فرمودند: «هو اكثركم علماً»؛ «او دانشمندترین شمااست.» (1) تولد حضرت صاحب الزمان مبارك باد

امام باقر(علیه السلام) فرمود: «دانایى به كتاب خداى عزّوجل و سنّت پیامبر او در قلب مهدى ما مى روید همچنانكه گیاهان به بهترین شكل از زمین مى رویند. پس هر كس او را دید بگوید: سلام بر شما اى اهل بیت رحمت و نبوّت و اى گنجینه علم و جاى گاه رسالت» (2)

2 ـ زهد و بى اعتنایى به دنیا:

امام رضا(علیه السلام) درباره او فرمود: «وَ ما لِباسُ الْقائِمَ اِلاَّ الْغَلیظُ، وَ ما طَعامُهُ اِلاَّ الْجَشَبُ»؛ «لباس قائم(علیه السلام) ما چیزى نیست جز پوشاكى خشن و غذاى او چیزى نیست جز طعامى خشك» (3)

3 ـ عدالت گسترى در بین مردم:

امام باقر(علیه السلام) درباره حضرت مهدى(علیه السلام) فرمود: «یَعْدِلُ فى خَلْقِ الرَّحْمنِ، اَلْبِرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ»؛ «او در بین مردم به عدالت رفتار مى كند چه نیكوكار باشند و چه بدكار.» (4)

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ریزد.»

4 ـ عمل به سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم):

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «او از من است، اسمش همانند اسم من است. خداوند مرا و آیین مرا به وسیله او حفظ مى كند. و او به سنت و روش من عمل مى كند.» (5)

5 ـ جود و بخشش:

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مردى به نزد او مى آید و مى گوید: اى مهدى چیزى به من ببخش، عطایى بفرما. پس حضرت مهدى(علیه السلام)آن مقدار از مال را كه او بتواند حمل كند در دامنش مى ریزد.» (6)

6 ـ دعا و عبادت:

نمازهاى خاص و دعاهاى فراوانى كه از ناحیه مقدّسه امام زمان(علیه السلام) رسیده است، همگى دلالت بر مداومت آن بزرگوار بر دعاها و عباداتى دارند كه به یقین بالاترین نشانه بندگى و قوى ترین عامل در تقرّب به سوى خدا به شمار مى آیند.

اگر پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) براى آمادگى یافتن جهت دریافت مسئولیت بزرگ رسالت، مأمور به اقامه نماز شب به صورت واجب مى شود، به این معنا است كه كثرت بندگى و شدت اهتمام به نماز و دعا و عبادت، لازمه پذیرش مسئولیت هاى بزرگ است و از همین رو، قبول مسئولیت حاكمیت بخشیدن به توحید و عدالت در سراسر دنیا توسط امام زمان(علیه السلام)جز در سایه عبادت هاى همیشگى و دعاهاى پیوسته آن بزرگوار میسّر نیست.

 

امام زمان (ع)

7 ـ شجاعت و صلابت:

رویارویى با همه مشركان و مستكبران و به زانو درآوردن همه قدرت هاى طاغوتى دنیا، دلاورى بى نظیر و استوارى بى بدیل مى طلبد. كسى كه همچون امام حسین(علیه السلام) مرد میدان رزم باشد و همانند امام على(علیه السلام) زره اش پشت نداشته باشد و همچون رسول الله در گرماگرم پیكارها رزمش مایه دل گرمى رزم آوران و حضور قاطعانه اش پشتوانه كفر ستیزان باشد.

8 ـ صبر و شكیبایى:

استقامت و صبر هر انسان را باید با بررسى میزان بلاها و مقدار مشكلات وارده بر او، برآورد كرد. صبورترین و بردبارترین انسان هاى تاریخ چند سال در برابر سختى ها دوام آورده و چه اندازه بلاها و غم ها را تحمل كرده اند؟

به یقین محنت ها و بلاها و مصیبت هاى امام زمان(علیه السلام) در طول این همه قرن، هرگز قابل مقایسه با هیچ انسان دیگرى نیست; زیرا نه تنها كثرت بلاها و طول زمان ابتلائات است كه صبر و استقامتى والا مى طلبد; بلكه نوع مسئولیت انسان هم در تعیین میزان استقامت و شكیبایى، تأثیرگذار است و حضرت مهدى(علیه السلام) امام زمان و حجت عالمیان و ولى همه مؤمنان و پدر و سرپرست همه شیعیان است.

پی نوشت ها:

1- غیبت نعمانى، منتخب الاثر، ص309.

2- كمال الدین، منتخب الاثر، ص309.

3- غیبت نعمایى، منتخب الاثر، ص307.

4- منتخب الاثر، ص310.

5- همان و غیبت نعمایى.

6- كنزالعمال، جلد 6، ص39; و ینابع الموده، ص۴۳۱

منبع : تبيان



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 28 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

جلوه و جمال جوان در سیمای حضرت مهدی عج و یاران

نسل جوان چون از فطرت دست نخورده و سرشت پاکی بهره مند است در طول تاریخ همواره از حرکتهای اصلاحی و دینی استقبال و حمایت کرده است. در آغاز رسالت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم و پیش از آشکار شدن رسالت آن حضرت، تعداد چشمگیری از جوانان به افکار و اندیشه های حضرت لبیک گفتند و اسلام آوردند. از سوی دیگر، رسول گرامی اسلام به جوانان عنایت ویژه ای داشت و اغلب از آن ها در امور مهم اجرایی، نظامی، دینی و غیره بهره می گرفت و بعضی را به عنوان نماینده و سفیر نزد پادشاهان و رهبران کشورهای دیگر می فرستادند که گاهی آن حضرت به خاطر همین گزینش ها مورد اعتراض اصحاب میانسال قرار می گرفت.[1] در زمان امام علی علیه السلام و سایر امامان معصوم هم، جوانان نقش و جایگاه مهمی داشتند، چنانکه نقش جوانان در قیام تاریخی کربلا بر کسی پوشیده نیست. علاوه بر شواهد تاریخی، تجربه انقلاب اسلامی ایران هم این واقعیت را به وضوح نشان داد. قشر پرشور و پویای جوان در تمام مراحل انقلاب، حضوری حماسی داشته و از جان خود در راه رشد، بالندگی و پیروزی انقلاب مایه گذاشتند، بعد از پیروزی نیز، این قشر در برابر انواع و اقسام ترفندهای دشمن مقاومت کرد، به گونه ای که می توان گفت اگر حضور چشمگیر و حماسی جوانان در انقلاب اسلامی ایران صورت نمی گرفت امروزه سرنوشت انقلاب و جایگاه آن معلوم نبود.

در رکاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

شواهد معتبر تاریخی و تجربه های عینی درنهضت بزرگ اسلامی ایران به خوبی نشان می دهند که نقش قشر جوان در ظهور حضرت حجت و حکومت آن حضرت به مراتب چشمگیرتر از گذشته و امروز خواهد شد و خدمات جوانان در راه تحقق آرمانهای امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به اوج خود خواهد رسید، این موضوع با روایتی از امام صادق علیه السلام مورد تأکید قرار گرفته، ایشان می فرمایند: «هنگام ظهور حضرت مهدی، جوانان شیعه در حالی که بر روی بامهای خانه هایشان در خواب به سر می برند همگی در یک شب به ندای آسمانی آن حضرت لبیک می گویند و در همان شب، بدون وعده قبلی به سوی مکه می شتابند در بامداد خود را به آن شهر می رسانندو به زیارت امام و رهبر خویش نایل می شوند».[2]

اولین سفیر جوان

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: هنگام ظهور آن حضرت، جوانی از سوی آن حضرت به عنوان سفیر انتخاب می شود و از جانب آن حضرت به سوی مکه می رود، تا پیام امام را به اهل مکه برساند و آن ها را به پیروی از حکومت حق فراخواند (دربرخی روایات، از او باعنوان «نفس زکیه» و «سید حسنی» یاد شده است). وی خود را به مکه می رساند و پیام آن حضرت را به مردم ابلاغ می کند، اما حکمرانان مکه او را میان رکن و مقام به شهادت می رسانند. این جوان سلحشور، نخستین سفیر حضرت حجت و اولین شهید در راه تحقق حکومت جهانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.[3]

313 یاور جوان

اوصاف و خصوصیاتی که در احادیث منقول از ائمه هدی علیهم السلام برای 313 نفر از اصحاب خاص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده، عبارت است از: «جوان، عالم، فقیه، عارف، ایمان استوار، شجاع، متواضع، شیفتة شهادت و...» صفت جوانی یکی از ویژگیهای این گروه می باشد.

حضرت علی علیه السلام فرمود: اصحاب و یاران حضرت مهدی جوانانی هستند که در میان آنها پیرمرد به چشم نمی خورد مگر خیلی اندک مانند سرمه در چشم و نمک در غذا که کم ترین چیزی است».[4]

منجی جوان

در کلمات بیشتر امامان معصوم علیهم السلام صفت جوانی یکی از ویژگیهای حضرت مهدی مطرح شده و با عبارات گوناگونی جوانی آن حضرت مورد تأکید قرار گرفته که به چند نمونه از آن روایات اشاره می شود.

1. امام علی علیه السلام فرمود: مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جوانی از قبیله قریش و مرد چابک و ماهری از تبار دلیر مردان است که در سن 30 یا کمتر از 40 سال ظهور می کند.»[5]

2. امام حسن علیه السلام فرمود: خداوند عمر حضرت مهدی را در غیبت طولانی می کند و سپس او را به صورت شخصی جوان ظاهرمی سازد تا معلوم شود که خدای متعال بر همه چیز قادر و تواناست».[6]

3. در روایات متعددی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که ایشان فرمودند: «مهدی جوانی رشید و بلندقامت است که در سن نزدیک به 30 سال ظهور خواهد کرد.[7]

4. امام رضا علیه السلام فرمود: علامت مهدی، این است که وی از نظر سنی، پیر اما در ظاهر و سیما، جوان خواهد بود به طوری که هر کس آن حضرت را زیارت کند 40 یا کمتر از آن را تصور خواهد کرد.»[8]

پی نوشت :

[1] . طبقات الکبری، ص125.

[2] . بحارالانوار، ج52، ص370.

[3] . ارشاد،مفید، ج2، ص368.

[4] . منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص484، غیبه نعمانی، ص316.

[5] . ملاحم و فتن، ابن طاووس، ص73، نجم الثاقب، ص114.

[6] . کمال الدین و تمام النعمة، صدوق، ص105.

[7] . همان، ص191.

[8] . کمال الدین و تمام النعمه، ص652.

پدید آورنده : حمیده دانشجو



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.

خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى کنند.

داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.

سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى کنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.

عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).

علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.

سفینة النّجاة: کشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.

عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.

القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابى بى نظیرى که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.

ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.

نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.

الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.

الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاکى از بسیط خاک.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.

مهدى الامم: هدایتگر همه امّت ها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.

جامع الکَلِم: گردآورنده همه کلمه ها بر اساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه: قیام کننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.

مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار.

معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفر پیشگان.

منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف کشیدگان.

سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندى نپذیرد.

میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا که از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستى دوران.

کلمة اللّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى

تالى کتاب اللّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قارى آیات کریمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بى پایان خدا، لطف و رحمت بى کرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانش هاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدین: نظام بخش دین.

یعسوب المتقین: پیشواى متقین.

معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.

مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان.

وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.

نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.

الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.

کاشف البلوى: بر طرف کننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه کن کردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن کژیها و نادرستى ها.

المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف کردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الکلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق.

صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى.

الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.

المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درمانده اى که چون دعا کند دعایش مستجاب شود.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 25 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

 ایاتی از سوره ال عمران

 آیة ۱۸۱ – حضرات ائمه وحضرت رسول شاهدان الهی بر مردم

متن آیه وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ «۱۸۱»

  ترجمه آیه و از میان کسانى که آفریده ایم [ یعنى جنّیان وآدمیان ] گروهى [ هستند که هم نوعان خود را ] به حق هدایت می کنند و به درستى و راستى داورى می نمایند . « ۱۸۱»
 

  آیة ۲۰۰ – وجوب اعتقاد وتمسک به حضرت مهدی (ع) در زمان غیبت
 

متن آیه یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون

ترجمه آیه اى اهل ایمان ! [ در برابر حوادث ]شکیبایى کنید ، و دیگران را هم به شکیبایى وادارید ، و با یکدیگر [ چه در حال آسایش چه در بلا و گرفتارى ] پیوند و ارتباط برقرار کنید و […]
 

   آیة ۱۴۴ – رجعت وبازگشت شهدا به دنیا 

متن آیه وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِی

ترجمه آیه و محمّد جز فرستاده اى از سوى خدا که پیش از او هم فرستادگانى [ آمده و ] گذشته اند ، نیست . […] 

   آیة ۱۴۲ – امتحان وابتلاء مؤمنین به فتنه ها قبل از ظهور حضرت مهدی

متن آیه أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جَاهَدُواْ مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِی

  ترجمه آیه آیا پنداشته اید [ با ایمانِ بدون عمل ] وارد بهشت می شوید ، در حالى که هنوز خدا کسانى از شما را که در راه خدا جهاد کرده اند وشکیبایان را [از دیگران] مشخص و معلوم […]
 

   آیة ۱۴۰ – حضرت مهدی (ع) دولت وحکومت حق الهی

متن آیه إِن یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَیَتَّخِذَ مِنکُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ

  ترجمه آیه اگر [ در جنگ احد ] به شما آسیب و جراحتى رسید ، آن گروه را نیز [ در جنگ بدر ] آسیب و جراحتى مانند […]
 

   آیة ۱۲۵ – فرستادن خداوند ملائکه جنگ بدر را به یاری حضرت مهدی (ع) 

متن آیه بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیَأْتُوکُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِکَةِ مُسَوِّمِی

  ترجمه آیه آرى ، اگر شکیبایى ورزید و پرهیزکارى کنید و دشمنان در همین لحظه ، جوشان و خروشان بر شما بتازند ، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار یارى می دهد . […]

   آیة ۹۷ – حضرت مهدی (ع) وبیعت با آن حضرت ، حرم امن الهی

متن آیه فِیهِ آیَاتٌ بَیِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ

ترجمه آیه در آن نشانه هایى روشن [ از ربوبیّت ، لطف ، رحمت خدا و از جمله ]مقام ابراهیم است و هر که وارد آن شود […]

   آیة ۸۳ – بروز حوادث واتفاقات در عالم وپیروزی اسلام وحق وعدالت

متن آیه أَفَغَیْرَ دِینِ اللّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ

   ترجمه آیه آیا [ اهل کتاب پس از این همه دلایل روشن ] غیر دین خدا را خواستارند؟ در حالى که هر که در آسمان ها وزمین است از روى رغبت یا کراهت در برابر او [و اراده […]

  آیة ۸۱ – رجعت وبازگشت ائمه وانبیاء ومومنین ودشمنان دین به دنیا

متن آیه وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّیْنَ لَمَا آتَیْتُکُم مِّن کِتَابٍ وَحِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِکُمْ إِصْرِی قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَکُم مِّنَ الشَّاهِدِین

ترجمه آیه و [ یاد کنید ] هنگامی که خدا از همه پیامبران [ و امت هایشان ] پیمان […]

   آیة ۶۸ – خطبه حضرت مهدی (ع) هنگام قیام در کنار کعبه

  آیة ۶۸ – خطبه حضرت مهدی (ع) هنگام قیام در کنار کعبه متن آیه إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهَـذَا النَّبِیُّ وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَاللّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِین

  ترجمه آیه مسلماً نزدیک ترین مردم به ابراهیم [ از جهت پیوند وانتساب معنوى ]کسانى اند که [ از روى حقیقت ] از او پیروى […]

 

   آیة ۵۵ – نزول حضرت عیسی (ع) و قتل دجال بدست آن حضرت در زمان حضرت

متن آیه إِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسَى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَرَافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُون

ترجمه آیه [ یاد کنید ] هنگامی که خدا فرمود : اى عیسى ! من تو را [ از روى زمین […]

   آیة ۴۶ – نزول حضرت عیسی (ع) در سن میان سالگی 

متن آیه وَیُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِین

ترجمه آیه و با مردم در گهواره [ به صورت کارى خارق العاده ] و در میان سالى [ با زبان وحى ] سخن می گوید و از شایستگان است

   آیة ۳۷ – ظرف غذا وطعام بهشتی حضرت فاطمه س در نزد حضرت مهدی

متن آیه فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاء بِغَیْرِ حِسَاب

  ترجمه آیه پس پرودگارش او را به صورت نیکویى پذیرفت ، و به طرز نیکویى نشو و […]

منبع : ایاتی از سوره ال عمران  -  پرتال پایگاه تخصصی تبیان مهدویت



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 18 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

 

بسم الله الرحمن الرحیم

همه می دانیم که محمد رسول الله – که درود خداوند و فرشتگان بر او و خاندان پاک و پیروانش باد - با طرح شعار توحید و نفی خدایان و قبله های دروغین متعدد که انسانها را در زندگی زمینی به خود می خوانند و آرام آرام آنها را به ورطه ی نیستی و نابودی می کشانند، به فرمان خداوند هستی بپاخواست و با فراخواندن انسانها در زیر پرچم یکتایی و وحدانیت حق، سیاه و سفید، ایرانی و عرب، اروپایی و آفریقایی و همه و همه را برادر خواند و به آنها آموخت تا با اتحاد و تعاون در نیکوکاری و تقوا بکوشند.

پرچم پیامبر (ص) پس از اندکی توقف بر دستان خدایی مولا علی (ع) قرار گرفت و این بار کوشید تا آنچه را که سالهای تلاش حبیب و دوست خداوند به بار آورده بود حفظ کند و از کژراهه ای که سست عنصران و دورویان شروع کرده بودند در امان نگه دارد؛ اما افسوس و صدافسوس که دوباره خدایان متعدد در چهره ی قدرت، ثروت، خودبرتربینی، و به حقارت و پستی کشاندن حتی هم کیشان در دایره ی اسلام شروع شد و تلاش امام حسن (ع) بر فتح دلهای مؤمنین به دست خدایان دروغین بی ثمر ماند و موحدین حقیقی در اقلیت ماندند و آخرین پرچم حق که بر دستان حق نمای خون خداوند، حسین (ع) برافراشته شد و با خون یاران باوفا و سعادتمندش در کربلا درآمیخت و بر زمین افتاد. بهتر است بدانیم شعار پرچم کربلای حسینی که بر دستان حق بوس ابوالفضل (ع) حمل می شد این بود: «نصر من الله و فتح قریب و بشر الصابرین». این شعار پیامی بود به یاران کربلا و همه عاشورایی های ادوار تاریخ؛ که منتظران حقیقی منجی موعود و مهدی منتظر بدانید که یاری خداوند و پیروزی نهایی نزدیک (و البته حتمی) است و این بشارت و مژده ای است از جانب پروردگار بر بندگان صبور در مذلت.

 از آن پس امامان راستین شیعه از حصری به حصری و از زندانی به زندانی تحت نظارت و مراقبت شدیدتر دورویانی که در ظاهر و کلام شعار توحید می دادند و در عمل و زندگی، مقهور و بنده ی خدایان زمینی بودند قرار گرفتند.

دیگر هیچ پرچمی برافراشته نشد؛ اما همه امامان به پرچم ظفرنمون امام دوازدهم (ارواحناله الفداء) اشاره داشتند و برای ثبت شدن و رسیدن آن به گوش موحدان راستین و پیروان حقیقی، شعار آن را بیان نمودند؛ که نقش پرچم آن عزیز البیعت لله است. پرواضح است که امامان عزیز ما به دلیل دارا بودن عصمت از هرگونه کار عبثی به دور بودند و مطمئناً دلیلی بر بیان شعار این پرچم وجود داشته و صرفاً جهت پیشگویی یا اطلاع رسانی به آیندگان نبوده است که آن را بیان نمودند؛ و بر ما شیعیان فرض است که به اهدافی که ائمه معصوم ما از بیان این شعار داشتند توجه کامل داشته و با جدیت تمام به معرفی آن بپردازیم.

عجب حکایتی است که امام با این شعار که بر پرچمش نقش بسته می آیند و همه ی تشهدگویان، بلکه همه ی عالمیان را به بیعت با خداوند فرا می خوانند و از برکت وجود مبارک خویش توحید حقیقی را به همه ی جهانیان می آموزانند و آنان را از شرکی که بدان گرفتارند می رهانند.

اکنون که در ایام بشارت بزرگان و صاحب نظران قرار داریم و به فرموده شان، تمامی نشانه ها به جز پنج نشانه بوقوع پیوسته اند و ما پیروان دین پیامبر خاتم و جانشینان بر حقش بر آراستگی خویش با آیین پاک پیامبر رحمت برای سربازی و جانبازی در رکاب امام زمان (ع) آماده می شویم، باید بدانیم که امام با این پرچم ظهور خواهند کرد و لااقل طرح شعار امام زمان (ع) در نزد ما شیعیان بیگانه نباشد و گفتار امامان عزیزی که این اخبار را در بین ما شیعیان به یادگار، نه به هشدار و تذکر گذاشته اند اثر حقیقی خویش را ظاهر کرده و ما را به امام عصرمان پیوند زند.

شاید بدانید که تقریباً همزمان با معرفی پرچم امام زمان (ع) در این سایت در تیر ماه سال 1391 سایتی متعلق به احمد الحسن یمانی در عراق با دعوت به خویش به عنوان نماینده امام زمان (عج) به طرح این پرچم پرداخت. وی بعدها دعوی فرزندی امام زمان را کرد و امروز حتی دعوی منجی بودن می نماید.

عجیب نیست که در آستانه ظهور فتنه ها برپا نشود و آب را گل آلود نکنند؛ و اگر غیر از این بود عجیب می نمود؛ البته متاسفانه همیشه با غفلت اردوی حق پرستان دشمن نفوذ می کند و با زدن نعل وارونه به فریب معتقدان دست می زند. عده ای از دوستان علیرغم وجود اسناد محکم و بلاشبهه در روایات پیرامون شعار پرچم امام زمان (ع) که حتی به تأیید بزرگترین محققین معاصر شیعه نیز قرار گرفته است، از طرح آن به علل واهی منجمله همسو نشدن با احمد الحسن یمانی سرباز زده اند که با این کار عملاً در دام دشمن گرفتار شده اند و به هدف دشمن در طرح نکردن پرچم امام زمان و به انحراف کشاندن این شعار دامن زده اند.

در شرایط کنونی یکی از مهمترین موضوعاتی که ما را به ظهور پیوند می زند شناختن ظاهر و باطن شعار پرچم امام زمان است که در حال حاضر نزد شیعیان بیگانه است و با اظهار تاسف باید اقرار کرد که سالهاست مهجور و مغفول مانده است.

عزیزان منتظر! اگر صرفنظر از همه بیانات بزرگان معاصر شیعه که بر اساس رصد دقیق روایات شیعه و البته الطاف خفیه حضرت حق، عصر ظهور را اعلام کرده اند، بدایی (تغییر در فرمان) توسط خداوند صورت گیرد و ظهور را نزدیکتر از آنچه در اذهان منتظران می گذرد، بوقوع رساند و امام با شعار «البیعت لله» ظهور نمایند:

اولین خطایی که صورت می گیرد اینست که عده ای که این شعار و پرچم را توسط احمدالحسن دیده اند و شنیده اند آن را به او نسبت می دهند و به جای نزدیک شدن به امام از او دور می شوند و دیگران را نیز به دور شدن تبلیغ و تشویق می نمایند.

دومین خطایی که رخ می دهد ناشناس بودن شعار پرچم امام زمان (عج) نزد شیعیان است که با طرح آن از جانب امام به جای آثار پیوند شیعیان با امام به واکنش جاهلانه و یا لااقل بدون آمادگی از سوی شیعیان با امام و طرح شعار ایشان خواهد انجامید.

آیا این نتیجه ای نیست که شیطان به دنبال آن است؟

پرواضح است که تبلیغ پیرامون پرچم امام زمان (ع) با اهداف و ضرورتهای پیش گفته بر منتظران و مشتاقانش فرض است تا با چاپ و تبلیغ آن در بین شیعیان و نصب آن در اماکن متبرکه و زیارتی و مساجد و تکایا به آشنایی و انتشار آن نزد شیعیان بپردازند و قطعا بدانید که با این کار

اولاً شیعیان را با شعار و نقش پرچم امام زمان (ع) آشنا خواهید ساخت و با این کار زمینه پیوستن آنان را به امامشان فراهم می نمایید.

ثانیاً فرصت را از دست دشمن خواهید گرفت و توطئه ی آنها را در انحراف افکار بلااثر خواهید ساخت.

ثالثاً با طرح این موضوع خود بخود دلهای غافل بیشتری به امام معطوف گشته و با دعای خویش در فرج و ظهور امام با دیگر منتظران مشارکت کرده و همنوا می گردند و عملاً نزدیکی ظهور را با مشارکت خویش رقم خواهند زد.

دوستان عزیز یک بار دیگر با خواندن پست "شعار پرچم امام زمان (ع) هنگام ظهور" به حقیقت این مطالب ایمان آورده و در توسعه این معنی در بین شیعیان همت گماریم باشد که با این کار خداوند را از کارمان راضی گردانده و موجبات نزدیکتر شدن مان را به مولایمان فراهم نماید انشاالله.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

طبق روایات امام حسین ـ علیه السلام ـ اولین كسی است كه پس از حیات حضرت حجت (عج) رجعت می‌كند و بعد از رحلت حضرت مراسم غسل و نماز بر بدن حضرت را بر عهده می‌گیرد.


در این نوشتار به بررسی برخی معجزات امام عصر (عج) و پاسخ یک سوال می پردازیم:

معجزات امام عصر (عج):

معجزات آن حضرت، دو دسته است:

الف) معجزاتى كه آن حضرت در دوران تولّد و كودكى و غیبت، انجام داده اند.

1- تولّد بدون ظاهر شدن آثار حمل

از امام حسن عسكرى (علیه السلام) نقل شده كه به حكیمه (دختر امام جواد(علیه السلام)) فرمود: «امشب، به خانه ى ما بیا; زیرا، امر مهمّى رخ خواهد داد.». حكیمه پرسید: «چه اتفاقى؟». امام (علیه السلام) فرمود: «قائم آل محمد امشب به دنیا خواهد آمد.». حكیمه پرسید: «از چه كسى؟». امام (علیه السلام) فرمود: «از نرجس.»

حكیمه مى گوید: «به نزد نرجس رفتم و به او، فرزند بزرگوارى را بشارت دادم، در حالى كه هیچ اثر حملى در او مشاهده نكردم.»

چنین معجزه اى، در مورد حضرت موسى (علیه السلام) هم بیان شده است. در مادر او، یوكابد، هیچ آثار حملى ظاهر نبود و تا روزى كه موسى (علیه السلام) به دنیا آمد، كسى نفهمید كه او حامله است.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393  توسط عليرضا

(بسم الله الرحمن الرحیم)

پس از اینکه اوضاع سیاسی در سه منطقه «ایران»، «عراق» و «حجاز» آرام می شود و همه فرمان بردار امام مهدی (علیه السلام) می شوند و امام (علیه السلام) «کوفه» را به عنوان پایتخت خویش برای حرکت به سوی بقیه نقاط جهان برمی گزیند، باقی مانده های شکست خورده سپاه سفیانی در سرزمین «شام» تجمّع می کنند؛ البته در این کار، دست قدرت های بزرگ در کار است و آنها در پشت پرده اند، قدرت هایی که به دلیل جنگ جهانی ای که پیش از ظهور روی داده، ضعیف، فرسوده و بی رمق شده اند. سفیانی خطّ مقابله و سپر برای این دولت هاست، به ویژه در «فلسطین» که کانون بحران در «خاورمیانه»، پیش از ظهور است و این گردهمایی باعث ایجاد فتنه انگیزی و بحران هایی در مرزهای شمالی عراق می شود. به همین دلیل، امام مهدی (علیه السلام) لشکریانش را برای مقابله با آنها مهیّا می کند. امام مهدی (علیه السلام) در منطقه «مرج عذراء» اردو می زند و بعید به نظر نمی رسد که شورش و انقلابی مردمی در سرزمین شام، منجر به عقب نشینی و برگشت سفیانی به فلسطین شود و او همراه با سپاهیانش در آنجا تجمع کنند تا برای جنگ بزرگ فتح «قدس» آماده شوند؛ زیرا روایات می گویند که امام در مرج عذراء (1) اردو می زند و در آن حال،‌ سفیانی در «رمله» است.

 چشم انداز قیام حضرت مهدی (علیه السلام) در سرزمین شامات


امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
«سپس مهدی (علیه السلام) به همراه یارانش به مرج عذراء می آید. در این زمان مردم زیادی به او پیوسته اند و سفیانی در این هنگام در رمله است تا اینکه این دو سپاه به هم می رسند و آن، روزِ جای گزینی و عوض و بدل است. شماری از شیعیانی که با سفیانی بودند، به سپاه امام می پیوندند. شماری از کسانی که با آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند، به سفیانی می پیوندند. هریک به اردوگاه خود می پیوندند و زیر پرچم های خود می روند و آن روز، روزِ عوض و بدل و جای گزینی است.» (2)
امام (علیه السلام) برای اینکه حجت بر آن لشکریان تمام شود، تلاش می کند که با آنان گفت و گو کند تا شاید برخی از آنها هدایت شوند و پایه های جبهه داخلی آنها به لرزه درآید. به همین دلیل سفیانی را دعوت به مذاکره می کند. ابن حماد می گوید:
سفیانی دعوت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می پذیرد و با ایشان مذاکره می کند. کارها را به ایشان می سپارد و با ایشان بیعت می کند. هنگامی که سفیانی نزد یاران خود بازمی گردد، [بنی] کلب او را پشیمان می کنند و او می خواهد پیمان خود را بشکند. امام سپاه خود را برای جنگ با او آماده می کند و او را شکست می دهد و در نهایت خداوند به وسیله او روم را شکست می دهد. (3)
عبارت پایانی این حدیث، یعنی عبارت: «خداوند به وسیله او روم را شکست می دهد»، اشاره به این دارد که نیروهای روم و یهودیان و دیگران برای مقابله با موج گسترش اسلام، از سفیانی حمایت می کنند. اسلامی که از «شبه جزیره» و سرزمین «شام» آغاز شده است و آسیاب جنگ هایی وحشتناک میان دو طرف (بین مسلمانان از یک جهت و باقی مانده های لشکر کفر از روم و یهودیان و دیگر مردمان) به حرکت درمی آیند و به همین دلیل، در حدیثی که مسلم، ترمذی و احمد بن حنبل آن را از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده اند، آمده است که ایشان فرمودند:
«قیامت برپا نمی شود؛ مگر اینکه مسلمانان و یهودی ها به جنگ بپردازند و مسلمانان، آنان را به قتل برسانند. (4)

خداوند متعال در «قرآن کریم» می فرماید:
«وَ قَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوّاً کَبِیراً* فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاَهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَاداً لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلاَلَ الدِّیَارِ وَ کَانَ وَعْداً مَفْعُولاً* ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنَاکُمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً* إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیراً (5)؛

و در کتاب [آسمانی شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً به سرکشی بسیار بزرگی بر خواهید خواست، پس آنگاه که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی را از خود، که سخت نیرومندند، بر شما می گماریم تا میان خانه ها [یتان برای قتل و غارت شما] به جست و جو درآیند و این تهدید، تحقق یافتنی است. پس از چندی، دوباره شما را بر آنان چیره می کنیم و شما را با اموال و پسران یاری می دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر می گردانیم. اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده اید و اگر بدی کنید، به خود [بد نموده اید] و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین کنند و در معبد [تان] چنان که بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و به هرچه دست یافتند، یکسره [آن را] نابود کنند.»
عیّاشی در تفسیر این آیه، به نقل از حمران و او از امام محمدباقر (علیه السلام) نقل کرده که او گفت: امام این آیه را قرائت فرمودند:
«بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأسٍ شدیدٍ»، سپس فرمودند: «او قائم و یارانش هستند که دارای قدرت زیادی هستند.» (6)
امام مهدی (علیه السلام) «قدس» را آزاد می کند، اولین قبله مسلمانان را به صاحبان حقیقی اش بازمی گرداند و زمین را پس از آنکه شاهد ظلم و ستم های زیادی بوده، پر از عدل و داد می کند. چرخ لشکر کفر و نفاق از حرکت باز نمی ایستد؛ بلکه دولت ها و حکومت های حامی سفیانی، خود را آماده می کنند تا بار دیگر به مسلمانان حمله کنند. ظاهراً حضرت عیسی (علیه السلام) پس از آزادی «قدس» ‌به زمین فرود می آید؛ زیرا روایات درباره نقش ایشان در این جنگ چیزی نگفته اند؛ بلکه بر نقش ایشان پس از این جنگ تأکید کرده و گفته اند که ایشان فرود می آیند و پشت سر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز می خوانند. روایت بیان می کند که:
«در روز جمعه و هنگام برگزاری نماز، عیسی بن مریم (علیه السلام) در آن لحظه، از آسمان فرود می آید و دو لباس قرمز بر تن دارد که از سرش روغن قطره قطره می چکد و او مردی خوش منظر و سفید چهره است و بسیار به ابراهیم (علیه السلام) شباهت دارد. مهدی (علیه السلام) می آید و با ایشان مصافحه می کند و مژده پیروزی را به ایشان می دهد. در این هنگام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به او گوید: جلو بیا، ای روح خدا و برای مردم نماز بگزار و عیسی (علیه السلام) می گوید: بلکه [امام جماعت بودن] برای توست، ای فرزند رسول خدا!» (7)
مستور بن غیلان به ایشان عرض کرد: امام مردم در آن روز کیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جواب داد: «مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندان من است.» (8)
-------------------------------------------------------
  • پی نوشت ها :
  • 1. «مرج عذراء» روستایی در دمشق است.
    2. تفسیرالعیّاشی، ج 1، ص 66.
    3. کتاب الفتن مروزی، ص 218.
    4. مسند احمد، ج 2، ص 417.
    5. سوره اسراء (17)، آیات 4-7.
    6. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 138.
    7. مرندی، ابوالحسن، مجمع النورین و ملتقی البحرین، ‌ص 283.
    8. بحارالانوار، ج 51، ص 80.
  • منبع مقاله :
  • شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوم

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 31 فروردین 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:5)      1   2   3   4   5