بک لینک طراحی سایت

انقلاب جمهوری اسلامی ایران
 
نويسندگان
در محضر اولياءالله
فجر آفرینان راسخون
تاریخ شمسی

  داشتم نظرات خوانندگان خاطرات ومطالب را در کاکولبخند مطالعه میکردم که با دو خاطره ارسالی از طرف نویسنده متعهد برادر مجید ایزدی روبرو شدم که بسیار جالب بود و مناسب این ایام. دلم نیامد که انها را در یک پست مستقل برای خوانندگان قرار ندهم. اینهم از این دوخاطره.



خاطره اول
خاطره ای از شهید دکتر سید محمد ابراهیم فقیهی:

ابراهیم یک بلند گو دستی داشت که در تظاهرات ها با آن شعار می داد. یک شب روی خوابگاه رزیدنت ها با این بلند گو شروع کرد به دادن شعار مرگ بر شاه.
افسر گارد شاهنشاهی که روبروی بیمارستان سعدی مستقر بود هر چه داد زد، هر چه تیر هوایی شلیک کرد حریف ابراهیم نشد و نتوانست او را آرام کند. دست آخر در حالی که بد و بی راه می گفت فریاد زد: «دکتر اصلاً هم مرگ بر تو هم مرگ بر شاه! بس کن دیگه!»
دکتر از عصبانیت افسر خنده اش گرفته بود، اما همچنان به شعار دادن ادامه داد.



خاطره دوم
این هم یک خاطره از شهید غلام عباس کریمپور:
این اواخر که شب‌ها در شهر حکومت نظامی به پا بود، در محله ما هم چند ماشین ارتشی مستقر شده بودند. شب‌های سرد زمستان ۵۷، عباس چای درست می‌کرد و برای سربازان ایستاده در سر خیابان می‌برد. می‌گفتم: «اینها ضد انقلابند، ضد امام هستند، تو برای آنها چای می بری؟»
با خنده جواب می‌داد: «مادر این چای‌ها را که رایگان به آنها نمی‌دهم. قیمت هر استکان چای یک مرگ بر شاه است! هر کدام از آنها که این را بگوید چای گرم گیرش می‌آید.»
جالب این بود که همه سربازان، بهای چای را می دادند و کاری هم به بچه های انقلابی محل نداشتند.



شهیدغلامعباس کریمپور وسط و شهید عباس رضایی چپ




[ دوشنبه 25 بهمن 1395  ] [ 3:36 PM ] [ مهدی زارع ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

اگر کسی خواهان آن است که تاریخچه انقلاب اسلامی ایران را مطالعه کند باید به زندگی امام خمینی (ره) مراجعه کند.
آرشيو مطالب
آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 44384 نفر
كل مطالب : 122 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: پنج شنبه 14 بهمن 1395 
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 9 فروردین 1396