سوال: همواره گفته می شود اسلام، نوروز را تایید کرده است و این دو با هم قابل جمعند. در حالی که از امام کاظم علیه السلام روایتی نقل شده که به نظر در تقابل با فرهنگ نوروز است.
پاسخ: برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید متن حدیث مذکور را از نظر گذراند:
«حكي أن المنصور تقدم إلى موسى بن جعفر عليهما السلام بالجلوس للتهنئة في يوم النيروز ... فقال: إني قد فتشت الاخبار عن جدي رسول الله صلى الله عليه وآله فلم أجد لهذا العيد خبرا، وإنه سنة الفرس ومحاها الاسلام ومعاذ الله أن نحيي ما محاها الاسلام. فقال المنصور: إنما نفعل هذا سياسة للجند فسألتك بالله العظيم إلا جلست، فجلس ... » ( بحار الانوار، ج56، ص100 )
حکایت شده که منصور به سوی امام کاظم علیه السلام فرستاد تا در روز نوروز برای تهنیت جلوس کند ... حضرت فرمود من اخبار جدم رسول خدا را بررسی کردم و در آنها برای این عید خبری نیافتم و این سنت ایرانیان است که اسلام آنرا محو کرده است و به خدا پناه می برم که چیزی را که اسلام محو کرده احیاء کنم. منصور در پاسخ گفت: ما این کار را برای اداره (سرگرمی) لشکریان انجام می دهیم و تو را به خدای بزرگ سوگند می دهم که در این مجلس بنشینی و آنگاه حضرت نشست.
متخصصان دانش حدیث شناسی برای جمع میان این حدیث و احادیث دیگر، نکاتی متذکر شده اند که ما به دو مورد اشاره می کنیم:
1: حدیث معلی بن خنیس – که نوروز را تایید می کرد – از نظر سندی قوی تر و نزد اصحاب حدیث، مشهور تر است. بنابراین نباید به این حدیث اعتنایی کرد. مرحوم مجلسی، جزء قائلان به این نظریه است. (در بحار الانوار، ج56، ص100)
2: امام کاظم (ع) دنبال بهانه ای بوده اند تا در جلسه شرکت نکنند. زیرا منصور دنبال سوء استفاده سیاسی از وجود مبارک امام بوده است. بنابراین انگیزه صدور حدیث، تقیه برای حفظ جان است نه بیان حکم واقع.
بنابراین، نوروز با فرهنگ اسلامی تضاد و تخالفی ندارد.
پی نوشت: اهل فن، برای تحقیق و پژوهش بیشتر می توانند به پاورقی مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار، ج56، ص100 ذیل همین حدیث مراجعه نمایند.
ادامه مطلب