Get Adobe Flash player

لینک های اصلی

go

People

Country

Industrial

School

وکالت نشد، وزارت که هست!

وکالت نشد، وزارت که هست!

مجلس شورای ملی

سید حسن تقی زاده که خود از رجال دوره ی مشروطه و پهلوی بود، در این باره می گوید:

وقتی که دوره ی آن مجلس [ششم] نزدیک به اتمام رسید  و اعلان انتخابات جدید کردند – که برحسب مرسوم سه ماه به آخر دوره مانده، شروع به انتخاب جدید می کردند - مداخلات دربار از حد تجاوز کرد. در حقیقت رضاشاه تصمیم قطعی گرفته بود که یک نفر هم از اشخاصی که مطیع او نباشند، انتخاب نشود. من در مجلس برخلاف این اقدامات حرف زدم و این باعث آن شد که دوباره اطراف منزل من را مفتش گذاشتند. طول هم کشید، قریب دو، سه ماه، منزل ما در کوچه ی نوبهار در خیابان نادری بود. مفتش دائماً مراقب بود. آخر هوا خیلی گرم شد؛ رفتیم به قلهک، مفتش هم آمد. گفته بود خدا به فلان کس عمر بدهد که من هم از برکت ایشان یک آب سردی این جا می خورم. دو، سه ماه طول کشید و خسته شدم. به هر کجا حتی بقال سرکوچه هم که می رفتیم، این مفتش می آمد، عاقبت کاغذی نوشتم، وقت خواستم بروم شاه را ببینم. وقت هم داد.

وقتی رفتم در سعدآباد، دیدم موقع معین نشده، شکوه الملک آمد، عذر آورد که اتفاقی افتاده و اوقاتش تلخ شده است...

فردای آن روز رفتم، [رضا شاه] زیر چادر بود. خودش آمد با ادب و با محبت، دلجویی و عذرخواهی کرد، گفت: «شما دلگیر نشوید که انتخاب نشدید. این مجلس دیگر موافق شأن و حیثیت شما نیست. برای شما باید در خارجه پستی بدهیم.»

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12




نظر (0) نظر (0)

یک رأی به خودم دادم، چرا خوانده نشد؟

یک رأی به خودم دادم، چرا خوانده نشد؟

سید حسن مدرس

مکی:

... انتخابات دوره ی هفتم تمام شد، و [آیت الله سید حسن] مدرس از تهران حتی یک رأی هم در صندوق به نامش خوانده نشد! و به قول خودش در سخنرانی مبسوطی که راجع به انتخابات دوره ی هفتم نموده اظهار داشته، «اگر باور کنیم که تمام مردم تهران به من رأی ندادند، ولی خودم شخصاً به پای صندوق انتخابات رفته، یک رأی به خودم دادم، پس این یک رأی که به نام مدرس بود در صندوق چه شد و چرا خوانده نشد.» این سخن محافل سیاسی و گردانندگان انتخابات مخصوص!! را به وحشت انداخت و دم خروس به قدری نمایان گشت که جای انکار نبود.

در همین وقت، یکی از محارم شاه نزد مدرس آمده، اظهار می دارد که، اعلیحضرت احوالپرسی نموده، گفتند چون شما از تهران انتخاب نشده اید، اجازه بدهید که کاندیدای یکی از شهرستان ها شوید و دستور دهم انتخاب گردید!!

مدرس با نهایت تندی و خشونت می گوید: به سردار سپه بگو اگر مردی، مردم را آزاد بگذار تا ببینی من از چند شهر انتخاب می شوم، والا مجلسی که به دستور تو من نماینده اش گردم، باید درش را لجن گرفت.

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

خاطر همایونی از انتخاب غیر من کدر...

خاطر همایونی از انتخاب غیر من کدر...

مجلس شورای ملی

حکومت بلوچستان

به تاریخ 2 شهر رمضان [1345](1)، ضمیمه: 2 ص

آستان مقدس اعلیحضرت قوی شوکت قدرقدرت شاهنشاهی، یگانه شهریار پهلوی ارواحناه فداه *

تصدق آستان مقدست گردم. پس از تقدیم مراتب ستایش و چاکری و نیایش که شایسته ی ذات مقدس ملوکانه ارواحنا فداه است، با کمال ادب به عرض همایونی می رساند؛ چند سال است چاکر آستان بر طریقه ی اجداد خود، به خدمتگزاری دولت مشغول بوده، چون گمان می رود مغرضین شاید عرایض خلافی به خاک پای همایونی معروض داشته و امر مشتبه شده باشد، شرحی از گزارشات را به عرض مبارک می رسانم...

در بین جریان انتخابات بین مأمورین منازعه، موسوی اظهار داشتند باید خواهش مرا بپذیرید. ایشان اظهار کردند باید آراء به نام دیوان بیگی قرائت شود. عرض کردم این انتخاب راجع به ملت است. چون دیدند انتخابات آزادانه و مقصد ایشان انجام نمی گیرد، حرکت نموده، بعداً از بم خبر رسید، آقای موسوی با دیگران در بم به امهار [مُهرهای] جعلی، وکالت آقای دیوان بیگی را منتشر، در حالتی که در قرائت آرا آقای آقامیرزا شهاب کرمانی به اکثریت 2437 رأی وکیل بلوچستان بودند و دوسیه [پرونده] و اعتبارنامه را هم ارسال، نظار و ملت از شنیدن این خبر، بی اندازه متوحش، تلگرافی به بم ارسال، در صورتی که گمان مجازات موسوی می رفت، کاغذی از آقای دیوان بیگی رسید که خاطر همایونی از انتخاب غیر من کدر هر چه زودتر تلگراف نمایید که وکالت من محقق است و انتخاب آقامیرزا شهاب، ملی نیست، والا پشیمان خواهید شد... اعلیحضرتا، خدمتگزاری و حسن عقیده ی چاکر در پیشگاه خاطر مقدس محقق [است] ... استدعای مراحم ملوکانه را نسبت به خود و ملت بلوچستان داشته، عرایض را بعداً توسط نماینده ی بلوچستان، آقای آقامیرزاشهاب، به عرض مبارک می رسانم و همواره مطیع فرمان و دعاگویی و خدمتگزاری یگانه ی شهریار محبوب خود بوده و می باشم. همه بندگانیم خسروپرست – من و گیوو  گودرز و هر کس که هست.

 

                                                                [امضا:] دوست محمد [خان بلوچ]

                                                                              

 

 

وزارت دربار پهلوی

نمره ی کتاب ثبت: 1320، تاریخ اصل مطلب: 7 تیر ماه 1306

حکومت بلوچستان

عریضه ی شما مبنی بر خدمت صادقانه و احساسات شاه پرستی شما به عرض خاک پای مبارک همایونی رسیده. خاطر انور شاهنشاهی، از مراتب خدمتگزاری شما قرین آگاهی و رضامندی گردید. نسبت به امورات آن جا که شرحی عرض کرده اید، اطلاعات زحمت می دهم که اوضاع مملکت در پیشگاه مقدس ملوکانه، کاملاً مکشوف و مشمول توجهات مخصوصه ی شاهانه است و اوامر سنیه در انتظام امور سرحدیه و آسایش عمومی سمت جریان دارد. راجع به انتخابات آن جا که تفصیلی به عرض رسانده اید، عجالتاً با این که اعتبار [نامه] نماینده ی فعلی از مجلس شورای ملی گذشته، نمایندگی مشارالیه رسمیت حاصل کرده، دیگر تغییر پذیر نخواهد بود؛ ولی در آتیه با آزادی انتخابات که از طرف قرین الشرف ملوکانه اعطا و اعلان شده، هر کس را که اهالی آن جا مایل باشند می توانند به میل خود انتخاب نمایند.

                                                                                     وزیر دربار پهلوی

 

 

پاورقی ها:

1- برابر با: 14 اسفند 1305.

*  از نوع سخن گفتن و شروع کلام با شاه مشخص می شود که افرادی چون نگارنده نامه فوق برای رسیدن به خواست های خودشان از چه القابی استفاده می کردند و البته که بی اثر هم نبوده است!

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12




نظر (0) نظر (0)

این اشخاص انتخاب نشوند!

این اشخاص انتخاب نشوند!

وزارت جنگ طهران به تاریخ لیله ی 19 آبان ماه 1304

نمره ی صادره 92/4486

متحد المآل

در این موقع که برای مجلس مؤسسان، نمایندگان انتخاب و اعزام می شوند، مقتضی است در کلیه ی نقاط، مراقبت کامل به عمل آید که از اشخاص ذیل هیچ کدام انتخاب نشوند:

سید حسن مدرس

مشیرالدوله، مؤتمن الملک، مستوفی الممالک، تقی زاده، میرزاحسین خان علائی، مصدق السطنه، حاجی میرزا یحیی دولت آبادی، ملک الشعرا، نصرالدوله، عباس میرزا سالار لشکر، محمد ولی میرزا، سید حسن مدرس، حاجی میرزا عبدالوهاب همدانی، آقا میرزا مصطفی بهبهانی، زعیم، حاج میرزا سالار لشکر، محمد ولی میرزا، سید حسن مدرس، حاجی میرزا احمد خان اتابکی مشیر معظم، سرکشیک زاده، میرزا سید احمد بهبانی،سید حسن اجاق، میرزا حسینخان اسفندیاری سردار نصرت.

 

                                                                                                                         رئیس ارکان حرب کل قشون

 

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

فقط یک صندوق

فقط یک صندوق

صندوق رای

 

کرونین:

یکی از افراد کمیته ی نظارت بر انتخابات در بجنورد، نمونه ای از روش های به کار رفته توسط دولو برای تثبیت نتیجه ی [انتخابات] را این چنین بیان می کند: چندین صندوق رأی برای اخذ آرا مورد استفاده قرار می گرفت و هر کسی اجازه داشت به هر کس که می خواهد، رأی بدهد. ولی دولو یک صندوق را برای استفاده ی خودش نگه می داشت و آن را با اوراق آرای نامزدهای مورد حمایت خود پر می کرد. این صندوق، تنها صندوقی بود که به مشهد برده می شد تا آرای مأخوذه، مورد شمارش قرار گیرد و نتیجتاً نامزد مزبور انتخاب می شد. دخالت دولّو در کار انتخابات، به قدری عیان و آشکار بود که در شبنامه های الصاقی بر در و دیوار مشهد، به شدت محکوم شد. شرایط و وضع کاملاً مشابه آن در سرتاسر کشور وجود داشت و به این ترتیب، مجلسی که تشکیل شد، به لحاظ استقلال عمل اندکش، دست کمی از اعتبار و حیثیت قلیل آن نداشت.

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

انتخابات آزاد است و برای درباریان و دولتیان و نظامیان، آزادتر!

انتخابات آزاد است و برای درباریان و دولتیان و نظامیان، آزادتر!

یحیی دولت آبادی:

انتخابات مجلس ششم شورای ملی شروع می شود و دولتیان تصور می کنند به هر صورت و با هر اشخاص بخواهند نمایندگان مجلس ششم را انتخاب کنند، صدایی از سری بلند نشده، هیچ کس هیچ گونه اعتراض نخواهد کرد. این است که انجمن انتخابات را از کارکنان خود انتخاب کرده، ریاست آن را به سید محمد تدین می دهند. اجتماع این اشخاص، مخصوصاً تحت ریاست این شخص، مورد اعتراض شدید ملیون می گردد و به قدری موج هیجان افکار می شود که درباریان، انحلال انجمن به کار شروع کرده را برای آرام کردن افکار، لازم دیده، به این کار اقدام می کنند. و یک انجمن مرکزی انتخابات تحت ریاست میرزا حسن خان مشیرالدوله پیرنیا که در دوره های پیش هم غالباً رئیس این کار بوده است، تشکیل می یابد و مشیرالدوله یک عده از ملیون را که با او مربوط هستند، برای عضویت حوزه های انتخابی و اداره کردن آنها دعوت می کند. نگارنده هم با این که به هیچ وجه نمی خواهم در سیاست دخالت کنم، به اصرار دوستان در این کار شرکت کرده، تا آن جا که بتوانم از بی قانونی ها که می شود، جلوگیری می نمایم.

انتخابات

در نتیجه، تغییر انجمن مرکزی و دخالت کردن ملیون، یک عده از اشخاص وجیه المله نیز انتخاب می شوند. در صورتی که اگر انجمن اول بود، نمی گذاردند غیر از صورتی که به دست کارکنان نظمیه است، کسی که نامش در آن صورت نباشد، انتخاب شود. چنانکه در همان یکی، دو روز که انجمن اول در کار بود، آثارش ظاهر گشت و دیده شده که اگر درباره ی کسی از رأی دهندگان بدگمان می شدند که صورت دیگر می خواهد در جعبه ی آرا بیندازد، ورقه را از دستش گرفته، می خواندند و صاحبش مورد تعقیب واقع می شد.

به هر صورت، در تهران چند نفر از ملیون، خارج از صورتی که دربار به نظمیه داده بود، انتخاب شدند. درباریان هم ناراضی نبودند؛ زیرا مقصود حقیقی آنها در درست داشتن اکثریت کامل مجلس است و این کار با انتخابات فرمایشی در ولایات، کاملاً تأمین شده است. در اینحال، چند نفر اشخاص خارج از حوزه هم در تهران انتخاب شده باشند، برای مقصد آنها مضر نخواهد بود؛ خصوصاً که از طرف شاه، فرمانی هم صادر شده است که انتخابات آزاد است، با این که [معنایش] این است که برای دولت و دولتیان آزاد است.

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

حفظ ظاهر هم نشد!

حفظ ظاهر هم نشد!

 

حسین مکی  سیاستمدار و نویسنده ی معاصر:

انتخابات مجلس مؤسسان، در شرایطی به جریان افتاد که در تهران و شهرستان ها از طرف عمال سردار سپه و مأمورین شهربانی و قشونی، فعالیت زیادی ابراز می شد. کسانی حق داشتند انتخاب شوند که در «لیست» و صورت اسامی دولت صورت داده شده بودند. این لیست را شهربانی و [علی اکبر] داور و چند نفر دیگر تهیه کرده بودند. در تهران مأمور انتخاب اشخاص، در لیست شهربانی بود؛ ولی در شهرستان ها، مأمورین انتخاب افراد در صورت مزبور؛ رؤسای قشونی بودند.

مجلس شورای ملی

در تهران که مرکز ایران بود و قاعدتاً بایستی انتخاباتش ولو به صورت ظاهر هم شده آزاد باشد، اعمال نفوذ کردند و از انتخاب اشخاصی که واقعاً دارای آرای طبیعی بودند، جداً جلوگیری نمودند و به هین لحاظ هم مشیرالدوله، مؤتمن الملک [حسین پیرنیا، مستوفی الممالک، مصدق السلطنه، مدرس، تقی زاده و غیره که در موقع تغییر سلطنت، روی موافقی نشان نداده بودند، انتخاب نشدند و در عوض کسانی انتخاب شدند که به طور قطع اگر انتخابات آزاد بود، از بیست و چهار نفر شاید دو یا سه نفر آنها انتخاب نمی شدند؛ زیرا منتخبین مجلس مؤسسان، غالباً دارای حُسن شهرت و سوابق روشن که مورد اعتماد عمومی باشند، نبوده، مردم آنها را به خوبی نمی شناختند .

در تهران که مرکز ایران بود و قاعدتاً بایستی انتخاباتش ولو به صورت ظاهر هم شده آزاد باشد، اعمال نفوذ کردند و از انتخاب اشخاصی که واقعاً دارای آرای طبیعی بودند، جداً جلوگیری نمودند

در انتخابات تهران، چیزی که در تسریع عمل شهربانی در انتخاب افراد مورد نظر واقع گردید، بی اعتنایی مردم نسبت به انتخابات مجلس مؤسسان بود؛ چه غالب اهالی تهران، چون باطناً از سردار سپه دل خوشی نداشته و نسبت به انقراض قاجاریه هم با تنفر نمی گریستند و می دانستند نتیجه ی انتخابات مجلس مؤسسان چه خواهد بود، از شرکت در انتخابات خودداری کرده، مأمورین شهربانی هم مغتنم شمرده، هر کس را می خواستند، پای صندوق انتخابات برده، مانند ادوار بعد (از دوره ی هفتم به بعد) هر لیستی را دست آنها می دادند، مجبور بودند در صندوق بیندازند.

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

قدغن فرمایید

قدغن فرمایید 

مجلس شورای ملی

از تهران

ایالت جلیله ی فارس، در تعقیب تلگرافات سابق، مقتضی است قدغن فرمایید (!) که در انتخاب «نوبخت» از بوشهر، مساعدت نشود. «حکمت» (2) هم که  جزء [جزو] کاندید [اهای] شهر شیراز است، از جهرم بفرمایید بشود. راجع به ضیاء الواعظین [سید ابراهیم ضیاء قشقایی] بایستی هر طور است، اقدامی بفرمایید که از انتخاب مشارالیه جلوگیری به عمل بیاید.

                                                                                                                 نمره ی 1233

                                                                                                                وزیر جنگ و فرمانده کل قشوون، رضا

                                                                                                                 [103516 ق]

 

پاورقی ها:

1- در عرف مکاتبات آن روز «قدغن فرمایید» معنای الزام داشته است، نه منع. بنابراین هر جا این عبارت به کاربرده شده، مراد از آن «ابلاغ فرمایید» بوده است.

2- میرزا رضاخان حکمت، ملقب به سردار فاخر، نماینده ی دوره های چهارم و پنجم مجلس شورای ملی از آباده و همچنین نماینده ی دوره های هفتم، هشتم، چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم مجلس شورای ملی از شیراز.

 

 

منبع: تاریخ پهلوی- ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

صندوق ها و ایام سوگواری!

صندوق ها و ایام سوگواری!

انتخابات

شهید مهدی عراقی:

دو یا سه روز بیشتر به آخر قرائت آرا باقی نمانده بود که یک روز دو بعد از ظهر بود، دیدیم پشت بام شبستان مسجد خیلی شلوغ است. بچه ها رفتند ببینند چه خبر است، دیدند که پلیس ها از توی کوچه نردبان گذاشته اند، آمده اند بالا، دارند صندوق ها را از این سوراخ های بالای شبستان عوض می کنند. خلاصه زنگ مدرسه را زدند، جمعیت ریخت و نگذاشتند صندوق ها عوض بشود. در این گیرو دار (حسین) مکی هم رسید، بگیر بگیر هم شروع شد. پلیس ریخت و مکی را گرفت و هفت، هشت تا از بچه ها را هم گرفتند. یک اتاق کوچکی بود ته شبستان، اینها را همه بردند به شبستان و بازداشت (شان) کردند. آن روز بعد از ظهر، قرائت آرا تعطیل شد. بچه ها را بردند زندان، مکی هم البته جزء آنها بود و شبانه هم صندوق ها را از شبستان مسجد سپهسالار منتقل کردند به فرهنگستان- دانشکده منقول و معقول- بعد هم فردا در روزنامه ها نوشتند، به مناسبت ایام سوگواری، چون مصادف با ایام عاشورا بود و همیشه از طرف دربار آن جا سه روز روضه خوانی می شود، ما صندوق ها را به فرهنگستان منتقل کردیم. ولی متاسفانه از روز بعد، این بچه ها که کارت ورودی داشتند، هیچ کدام را راه ندادند در فرهنگستان.

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

انتخابات متفاوت !

انتخابات متفاوت !

مصدق

مروارید:

انتخابات مجلس هفدهم از بسیاری جهات با سایر انتخابات یکسان نبود. اول آن که این انتخابات به هنگامی برگزار شد که ایران درگیر دست و پنجه نرم کردن با امپریالیسم انگلیس بود. دوم آن که این انتخابات توسط دولت دکتر مصدق به عمل آمد؛ یعنی تنها دولت ملی که در دوران پادشاهی محمدرضا پهلوی سرکار آمده بود. سوم آن که شرایط اجتماعی و سیاسی به گونه ای بود که بیش از هر زمان دیگر، چه نیروهای طرفدار دولت، چه مخالفان اعم از نیروهای طرفدار دولت، چه وابستگان به انگلیس و ... همه سعی داشتند به هر قیمت که شده، ولو به ضرب چوب و چماق، خود را به مجلس برسانند و در صف نمایندگان درآیند. پیش از شروع انتخابات، مصدق طی گفت و گویی، قصد خود را در مورد برگزاری یک انتخابات کاملاً آزاد با شاه در میان گذارد و شاه از وی درباره نفوذ حزب توده و امکان راهیابی آنها به مجلس سوال کرد. مصدق بعداً در این باره چنین گفت: «... اعلیحضرت همایون شاهنشاهی فرمودند اگر از افراد چپ وارد مجلس بشوند، چه خواهیم کرد؟ عرض شد بعید به نظر می رسد با احساساتی که اکنون در مردم هست، افراد چپ بتوانند موفقیت حاصل کنند. بر فرض این که چند نفر هم وارد مجلسی بشوند که اکثریت قریب به اتفاق نمایندگانش را مردم انتخاب کنند، تاثیر ندارد.

غلامحسین مصدق فرزند دکتر مصدق:

شاه ظاهراً با آزادی انتخابات موافقت می کند؛ ولی به طوری که سیر حوادث و نتیجه انتخابات نشان داد، دربار، در انتخابات تهران نتوانست مداخله کند؛ ولی در شهرستان ها، به خصوص مراکز نظامی مداخله شد و افرادی نظیر دکتر حسن امامی از مهاباد، سید مهدی میراشرافی از مشکین شهر انتخاب شدند.

نجاتی:

یکی دیگر از محورهای مذاکرات چهار ساعتی مصدق با شاه، عدم مداخله نظامیان در کار انتخابات بود که شاه قول و وعده صریح داد و گویا بخشنامه ای هم وزارت جنگ به فرماندهان لشکرها کرد. اما همین که انتخابات شروع شد، نحوه مداخلات آنها دو صورت داشت؛ یا هرج و مرج و ناامنی را تقویت می کردند که زد و خورد شده و دولت را در اشکال بگذارند؛ مثل جریان زابل و بروجرد و غیره، یا مستقیماً کسانی را که کوچک ترین زمینه محلی نداشتند، از صندوق ها بیرون می کشیدند؛ مانند جریان انتخابات مشکین شهر، رضائیه (ارومیه) و خرم آباد.

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12




نظر (0) نظر (0)

یا استعفا دهید یا نگویید انتخابات آزاد نیست!

یا استعفا دهید یا نگویید انتخابات آزاد نیست!

مجلس شورای ملی

یوسفی اشکوری:

در انتخابات هجدهم، گروهی از شخصیت های هوادار دکتر مصدق، با تشکیل سازمانی سیاسی با نام «نهضت مقاومت ملی» که پس از کودتای 28 مرداد به فعالیت های نیمه مخفی و نیمه علنی روی آورده بود، با شعار «یا پیروز می شویم یا رسوا می کنیم» در فعایت های انتخاباتی شرکت کردند. پس از انتخابات، تعدادی از اعضای این گروه، در اعتراض به تخلفات دولت کودتا، در جریان برگزاری انتخابات، دست به انتشار نامه سرگشاده، در «یادداشت های روزانه»ی خود با اشاره به محتوای این نامه و پیامدهای آن نوشته است:

یکی ، دو روز از امضا و تسلیم نامه نگذشته بود و من در اداره نشسته بودم که تلفن زنگ زد. رئیس دفتر وزارت کشور گفت: تیمسار ، وزیر فرمودند به وزارتخانه  تشریف بیاورید.

روز پنجشنبه 8 بهمن ماه، خدمت تیمسار رفتم. بعد از تعارفات و دستور چای گفتند: آقای مهندس بازرگان، در هیات وزیران به من می گویند تومار در آستینت نگاه داشته ای. آقای مصدقی را چرا در لوله کشی باقی گذاشته ای؟ گفتم: من در اداره، کار اداری و وظیفه آب رسانی را که مورد علاقه دولت است، انجام می دهم و عقاید سیاسی و نظریات شخصی را دخالت نمی دهم. گفتند خیال نکنید من آدم ساده ای هستم! چطور می شود هم انتصابات و هم اضافه حقوق ها و اضافه دادن ها دست شما باشد و مخالفین ما را سر کار نیاورید و تقویت نکنید؟ جواب دادم: اعضای سازمان آب، همانها هستند که قبلاً بودند و سوابق عمل من در آن جا و دانشکده فنی، نشان می دهد که هیچ گاه اعمال نظرهای شخصی، سیاسی و مذهبی در کارهای اداری و رسمی نکرده و نمی کنم. ایشان وقتی بلاجواب ماندند، گفتند: من این حرف ها را نمی فهمم، شما باید تکلیفتان را با ما روشن کنید. نامه ای نوشته اید که انتخابات آزاد نیست. عرض کردم: تیمسار، بر طبق قانون اساسی مملکت، مردم در عقاید سیاسی آزادند و آیا همین که یک هیات ده، دوازده نفری وزیران عوض می شوند، همه کارمندان دولت و مردم باید تغییر عقیده بدهند؟ گفتند: اولاً ده، دوازده نفری نیست و مملکت عوض شده است و ثانیاً من نمی دانم، شما اگر می خواهید در این پست بمانید، باید با دولت هم عقیده باشید، والا علی رغم علاقه ای که به همکاری شما در لوله کشی دارم، باید بگویم استعفا بدهید... بنده جواب دادم تیمسار حاضرم. ایشان گفتند: نمی خواهم فوری جواب رد به من بدهید، امروز و فردا را هم فکر کنید و شنبه صبح نظرتان را به من بدهید. طبیعی است که شنبه صبح نظرم مثل پنجشنبه بود.

... با سایر امضا کنندگان نیز رفتارهای مشابهی نمودند، تا کارمندان دولت جرات نکنند وقتی از دولت حقوق می گیرند، برخلاف دولت عمل کنند یا حرفی بزنند و حتی مخالف فکر کنند.

 

منبع: تاریخ پهلوی - ج 12

 




نظر (0) نظر (0)

آرا به اسم همان ها در آمد

آرا به اسم همان ها در آمد

نتایج آرا

امان الله اردلان از کارگزاران دوره رضاخان بود. او در خاطرات خود نوشته است:

انتخابات مجلس شورای ملی در سلطنت اعلیحضرت شاه فقید در جریان بود. من آن وقت بیکار در تهران بودم. با رفقا تصمیم داشتیم «آقا میرزا محمدصادق طباطبایی» انتخاب بشود. اختیار انتخابات در دست دولت بود. ما هم طباطبایی و سلیمان میرزا (ایرج اسکندری) و چند نفر دیگر از آزادیخواهان را در نظر گرفته بودیم. یکی از کاندیداهای دولت وثوق الدوله بود. من از طرف رفقا با وثوق الدوله ملاقات کردم و گفتم خوب است طباطبایی و چند نفر امثال او از آزادیخواهان را هم در کاندیداهای دولت بگذارید. وثوق الدوله به من گفت:«اقدام شما مثمرثمر نیست، ائتلاف هم نمی شود.» من جواب منفی او را به دوستان گفتم و قرار شد در هر حال، ما رای خود را به صندوق بیندازیم. روز اول اخذ آرا، اول وقت من به صندوق حوزه سرچشمه و پامنار که منزل من هم در همان حوزه بود، رفتم. یاور علی آقاخان، رئیس کلانتری، روی صندلی نشسته بود. اعضای انجمن که اسلامبولچی را خوب می شناختم و در یادم مانده است، کنار صندوق دیدم. خواستم رای خود را بیندازم. اعضای کمیسیون به خودشان و به یاور علی آقاخان نگاهی کرده، به من گفتند اکثریت برای اخذ آرا نیست. فرای آن روز، نزدیک ظهر، به همان جا رفتم. گفتند انجمن تعطیل شده و اکثریت اعضا رفته اند و روز سوم وسط کار رفتم، باز اعصای انجمن به هم نگاه کردند و یاور علی آقاخان هم نگاه کرد، مثل این بود که از ایشان اجازه گرفته و رای من را قبول کرده، به صندوق انداختند، با این ترتیب، من رای خود را به صندوق انداختم. حالا بخوانند یا نخوانند یا رای های زیادی به صندوق بریزند، دیگر اطلاعی ندارم. ولی معلوم بود که کاندیداهای معین دولت، اکثریت خواهند داشت و آرا به اسم همان ها درآمد.

 

منبع: تاریخ پهلوی -ج12




نظر (0) نظر (0)

رشوه کاندیداها به وزیر کشور

رشوه کاندیداها به وزیر کشور

انتخابات

ساواک در گزارش ویژه خود مورخ 9 تیر 1342 در مورد دکتر پیراسته وزیر کشور شاه چنین آورده است:

«... دکتر پیراسته و برادرش تحت وصایت مرحوم محمد علیخان راستین، ملقب به رونق علیشاه (از دراویش گنابادی) که به مناسبت آشنایی با شوهر مادرشان از آنان سرپرستی می کرده، در اراک به تحصیل می پردازند و ظاهراً در اراک غیر از یک خانه پدری که مخروبه بوده و همچنین جزئی مستغل و ملکی در خمین و سهمی از معدن سرب حسین آباد؛ تملکی ندارد ... دکتر مهدی پیراسته، با عامیون ارتباط دارد و در سیاست طرفدار انگلیس می باشد، و همچنین مدتی با حزب استقلال و عبدالقدیر آزاد همکاری داشته و یکی از علل ترقیاتش، پشتیبانی دکتر متین دفتری از نامیرده بوده است. به علاوه شخصاً نیز مردی است جاه طلب و پرکار... گزارشات واصله، سوء استفاده نامبرده در امر انتخابات دوره گذشته را، تایید می نماید و اقلام دریافتی بدین شرح می باشد: از آقای دکتر معدل 250 هزار تومان و از آقای غلامرضا ایلخانی 100 هزار تومان (این رقم با کمک آقای عزیزالله قوام اخذ شده). ضمناً در زمان وزارت کشور، از شرکت جیپ بابت خرید 150 دستگاه خودرو، مبلغ 3 میلیون ریال پورسانت دریافت نموده است. نامبرده از اعضای جمعیت فراماسونری لژ ستاره سحر نیز بوده است.

- اسناد ساواک- پرونده های انفرادی

 

منبع: تاریخ پهلوی ج 12




نظر (0) نظر (0)


من را دنبال کنید






آمار وبلاگ


كل بازديدها : 55585 نفر
كل مطالب : 144 عدد
كل نظرات : 6 عدد
آخرين بروز رساني : یک شنبه 21 اسفند 1390 
تاريخ ايجاد وبلاگ :
دوشنبه 1 اسفند 1390 


email@sabamail.com