اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























  حضرت امام خمینى قدس سره، كه در عمل به دستورات اسلام، بسیارجدى و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ویژه درمصرف، حساسیت مخصوصى داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه ‏مورد زیر جلبمی کنیم:

   یكى ازمسؤولین دفتر امام خمینى قدس سره مى‏نویسد: یك بارمسؤول امور مالى، پشت ‏یك پاكت چیزى نوشت و به امام داد .

امام‏در یك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زیر آن چنین نوشت: شما دراین قطعه كوچك نیز مى‏توانستید بنویسید. » 

 

از این رو آن برادر خورده‏ كاغذها را جمع و جور مى‏كرد و دركیسه‏اى مى‏گذاشت، و هنگامى كه مى‏خواست، براى امام چیزى بنویسد،روى آن كاغذ پاره‏ها مى‏نوشت، امام هم زیرش جواب مى‏نوشتند.

 

  خانم زهرا مصطفوى(دختر امام)از خاطرات دوران كودكى‏خود، چنین مى‏گوید:

 

درس امام در ساعت ‏یازده و نیم تمام مى‏شد . ایشان در این هنگام‏بیست دقیقه با ما(كه كودك بودیم) بازى مى‏كرد، سپس ده دقیقه به ‏ظهر، براى انجام مقدمات نماز حاضر مى‏شد . امام با خرید اسباب‏بازى خیلى مخالف بودند و مى‏گفتند: این پول باطلى است . باوسایلى مانندگِل، تیله درست مى‏كردیم، بعد مى‏چیدیم و مى‏گفتیم هركس به این تیله‏ها بزند برنده است، بازى بیست دقیقه ما این گونه‏ساده بود...

 

یكى از اعضای دفتر امام خمینى(ره) نقلمی کند: یك روز برطبق وظیفه‏اى كه هر ماه بر عهده داشتیم، در پایان ماه صورت‏مخارج ماهیانه را(در جماران) به خدمت امام فرستادیم، و در ضمن‏آن مخارج خانه امام از مهمانى‏ها، رفت وآمدهاى امام، پول برق‏خانهو ...را نوشته بودیم . هنگامى كه صورت مخارج را نزد امام‏ ‏فرستادیم، پس از نیم ساعت‏ حاج احمدآقا(فرزند امام) تلفن زد وگفت: از وقتى كه صورت حسابراداده‏اید، امام مرتب لب باغچه قدم‏مى‏زند و سخت ناراحت است، زیرا مخارج خانه امام در این ماه ازده هزار تومان(آن عصر) تجاوز كرده است لذا امام مى‏فرماید:

 

«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلا ازاین جا مى‏روم.»

 

حاج احمد آقا به من گفت: شما ببینید كه خرج اضافى در این ماه‏ چه بوده است،تا به آقا بگوییم و خیال امام راحت‏شود.

 

ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را یافتیم كه ابداً مربوط به خانه امام نبود ، است، مثلا:

 

- گازوئیلى كه از خانه امام زیاد آمده بود ما گفتیم كه آن‏را در انبار حسینیه جماران بریزند.

 

- ماشینى كه خانواده حضرت امام را مى‏برد، و براثربى‏توجهى راننده خسارتى به آن وارد شده بود ، و هزینه‏اى پیدا نموده بود.

 

- برزنتى براى خانه حضرت امام  تهیه شده بود تا داخل‏ منزل ایشان از بالاى پشت‏بام دیده نشود، زیرا پاسداران در آنجا پاس مى‏دادند.

 

صورت این چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستادیم، درنتیجه ایشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند. از همین یك ‏نمونه مى‏توان شدت پرهیز امام از اسراف و زیاده ‏روى در مخارج‏ خانه را به دست آورد.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 12:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

اعتدال در مصرف یكى از ویژگى‏هاى بندگان ممتاز الهى است، كه در میانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطى آن است‏كه از آن به اسراف و تبذیر یاد مى‏شود كه بیان گردید، دوم جنبه‏ تفریطى آن كه چهره تفریط ، اعتدال در مصرف است كه از آن به‏ تقتیر یا سختگیرى و زندگى رنج‏آور تعبیر مى‏گردد . اسلام دین سمحه‏ و سهله است، هرگز حاضر نیست كه مسلمانان در سختى و رنج اقتصادى‏زندگى كنند . باید با كار و كوشش و سرپنجه تدبیر، شكل زندگى رابه شیوه‏اى تبدیل كرد كه موجب وسعت در زندگى و آسایش گردد.

 

پیامبر اكرم(ص)همان گونه كه از اسراف جلوگیرى مى‏كرد، به‏موازات آن از اقتار وسختگیری در زندگى، نهى مى‏نمود.

 

رسول ‏اكرم(ص)فرمود: «اِنَّ مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلِمِ اَن یشبهَهُ وَلَدَه....»

 

" از سعادت و خوشبختى انسان مسلمان،آن است كه داراى فرزندى باشدكه ‏در نیكى، شبیه به خود اوبوده و نیز داراى همسر زیبا و دیندار، ومركب راهوار و خانه وسیع باشد."

 

در ماجراى ابولبابه( گفتن یك راز نظامى حكومت اسلامى به یهودیان ) به گناه خود پى برد و توبه حقیقى كرد و پس ازمدتى آیه 102 سوره توبه در پذیرش توبه او از جانب خداوند نازل‏شد، پیامبر(ص)با تلاوت آن آیه، به او بشارت داد. ابولبابه به‏پیامبر(ص)عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبه‏ام، نصف‏اموالم را انفاق كنم . پیامبر(ص)اجازه نداد. او عرض كرد: اجازه ‏بده یك سوم آن را انفاق كنم، پیامبر(ص) اجازه داد.

 

این كه پیامبر(ص)اجازه انفاق نصف اموال او را نداد، براین اساس‏بود كه وی و خانواده‏اش،گرفتار سختى و تنگنا در معیشت نگردند.

 

این بحث را باذکر روایتی به پایان می بریم  :

 

یكى از مسلمانان مدینهکهداراى چند كودك ‏بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت. قبل از مرگ خود به‏خاطر جلب پاداش‏ الهى، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه ازدنیا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفین، او را به خاك سپردند.سپس ماجراى او را در مورد آزادسازى غلامان، و فقر فرزندانش به‏آن حضرت خبر دادند. پیامبر(ص) فرمود:

 

«اگر من اطلاع مى‏یافتم نمى‏گذاشتم‏جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنید، زیرا او كودكان خودرا از ثروتش بى‏نصیب نمود، و آنان را فقیر و بى‏پناه گذاشت، تا دست گدایى به سوى مردم دراز كنند.»

 

این ماجرا در عین آن كه بیانگر نكوهش اسراف در انفاق است ، نیز حاكى از آن است كه نباید موجب سختى و فشار در زندگى اعضاء خانواده شود . بلكه باید اعتدال در مصرف را با توجه به همه‏جوانب رعایت نمود.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 12:40 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

چند تا از شيرهاي آب باز و بقيه نيمه باز يا در حال چکه بودند و هيچ کس به آنها توجه نداشت. آقاي حميدي معاون مدرسه که معمولاً در زنگ هاي تفريح در بين بچه ها مي چرخيد، با ديدن آن صحنه بسيار ناراحت شد و فوراً به دفتر مدرسه رفت. زنگ را زودتر از هميشه به صدا درآورد و از پشت بلندگو اعلام کرد تا همه ما به صف شويم، بعد خود به حياط آمد و بالاي سکو ايستاد و گفت: آيا تا به حال به اين فکر کرده ايد، اگر روزي آب نباشد، چه مي شود؟ آيا تا به حال به اين فکر کرده ايد، اگر روزي آب نباشد، چه مي شود؟

 
اگر ما هدر رفتن آب از شيرهاي خراب خانه ها، تفريح گاه ها، اداره ها و يا هدر رفتن آب، در نتيجه مصرف نادرست آن در حمام ها، دستشويي ها، باغچه ها، و ... را به آن اضافه کنيم، خدا مي داند چه دريايي از اسراف به وجود مي آيد.
 

آيا تاکنون شده تشنه شده باشيد و آب در دسترستان نبوده باشد ؟ در آن لحظه چه حالي داشتيد؟

 

پس چرا کسي به شيرهاي آب که نیمه باز هستند توجه نمي کند و زحمت بستن آن ها را به خود نمي دهد؟

 

آقاي ناظم که به شدت ناراحت بود، ادامه داد: آيا غير از اين است که ما فقط، يک کره زمين داريم؟ آن هم با منابع ثابت، لحظه به لحظه هم بر جمعيت اين کره افزوده مي شود. افزايش جمعيت يعني افزايش مصرف و افزايش مصرف برابر است با بروز مشکلات، کمبودها و ...

 
چکه چکه تا دريا
 

ما چه قدر آيات و روايات در زمينه درست مصرف کردن داريم، « بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نکنيد، به درستي که خدا اسراف کاران را دوست ندارد».

 

آقاي حميدي ادامه داد: من با اطمينان مي گويم، بيش ترين هزينه هايي که بر اقتصاد کشور تحميل مي شوند، از همين نادرست مصرف کردن ناشي مي شود، مثل يارانه هايي که براي بازسازي و نوسازي به کار گرفته مي شوند.

 
سالانه نزديک به دو ميليارد و شصت ميليون ليتر آب در نتيجه ي وجود دو شير خراب در هر مدرسه به هدر مي رود و اين تنها در صورت وجود دو شير خراب، آن هم فقط در مدرسه هاي کشور است
 

اگر اين هزينه ها درست مصرف شوند، رشد و توسعه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي کشور را در پي خواهد داشت و مي شود با آن کارخانه، مدرسه، ورزشگاه و ... ساخت.

 

درست است که کشور ما يکي از ثروتمندترين کشورهاي جهان از نظر منابع طبيعي است، ولي اين باعث نمي شود که هر طور مي خواهيم مصرف کنيم.

 
چکه چکه تا دريا
 

آقاي حميدي با دست به شيرهاي آب اشاره کرد و ادامه داد: به آبخوري ها نگاه کنيد، شيرهاي نيمه باز، شيرهايي که قطره قطره آب از آنها مي چکد، شايد در نگاه اول زياد مهم جلوه نکند ولي من حساب کرده ام تنها با شيرهايي که چکه چکه مي کند در هر 5 دقيقه، يک ليوان حدود يک چهارم ليتر است، هر ساعت سه ليتر آب هدر مي رود، حالا شما حساب کنيد، اگر در هر مدرسه حداقل دو شير آب وجود داشته باشد، آن وقت حداقل در صدهزار مدرسه، سالانه چه مقدار آب هدر مي رود؟

 

 

 

 

 

مقدار آب هدر رفته در يک شبانه روز معادل

 

 ليتر 72 = 24* 3

 

مقدار آب هدر رفته در يک ماه معادل

 ليتر 2160 = 30* 72


مقدار آب هدر رفته در يک سال معادل

 

ليتر 25920 = 12* 2160


و براي 100000 مدرسه معادل

 

ليتر 2592000000 = 100000* 25920

چکه چکه تا دريا

 

بله سالانه نزديک به دو ميليارد و شصت ميليون ليتر آب در نتيجه ي وجود دو شير خراب در هر مدرسه به هدر مي رود و اين تنها در صورت وجود دو شير خراب، آن هم فقط در مدرسه هاي کشور است.چکه چکه تا دريا

 
 
 

اگر ما هدر رفتن آب از شيرهاي خراب خانه ها، تفريح گاه ها، اداره ها و يا هدر رفتن آب، در نتيجه مصرف نادرست آن در حمام ها، دستشويي ها، باغچه ها، و ... را به آن اضافه کنيم، خدا مي داند چه دريايي از اسراف به وجود مي آيد.

 

من ديگر حرف هاي آقاي حميدي را نمي شنيدم، چشمم به شيرهاي در حال چکه کردن بود. دلم مي خواست هرچه زودتر بروم و جلوي چکه کردنشان را بگيرم.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 12:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  م-1----محروم شدن ازحب خداوند که در ابتدای بحث به آیه مورد نظر اشاره شد .
« خداوند اسرافکاران ار دوست ندارد .»
2ـ مستجاب نشدن دعا : پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ دعای چهار دسته از امت من مستجاب نمی شود که یکی از آنها مشخص مسرف است.6
3ـ محروم شدن از هدایت پروردگار : « پس خداوند عمل فرعون را جلوی او زیبا جلوه داد تا از هدایت خدا محروم گردد و از راه راست بازداشته است.»7
4ـ دور بودن از شفاعت ائمه : امام جواد ـ علیه السلام ـ به نقل از پدرانشان به نقل از امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمودند : کیفر خدا را کوچک نشمارید زیرا شفاعت ما به برخی از اسرافکاران تنها پس از سیصد هزار سال می رسد.8
5ـ خوار شدن در قیامت : علی ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه می فرمایند : « آگاه باشید بخشیدن مال به آنها که استحقاق آن را ندارند ، زیاده روی و اسراف است و ممکن است در دنیا مقام بخشند . مال را بالا ببرد اما در آخرت او را پست خواهد کرد و درمیان مردم ممکن است گرامی باشد اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 12:38 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  الف : تجمل گرایی و تجمل پرستی
 « حب الدنیا رأس کل خطیئه» فرد زیباییها را دوست دارد اما به حد افراط تا جایی که به مرحل پرستیدن و ستایش کردن می رسد . دوست دارد هر چیز زیبایی را که می بیند بخرد و آن را از آن خود می داند .
ب : الگوهای نادرست رفتاری و کرداری :
 فرد به اسراف دچار می شود چون عملی مرسوم در خانواده است و یا تحت تأثیر اطرافیان چون دوستان و آَنایان و محیط پیرامون خود قرار گرفته و از آنان الگو برداری کرده است .
اسراف مذموم است و در دین اسلام هم نکوهش شده امام زمانی ترغیب به حذف این خصیصه در ما ایجاد خواهد شد که ضرورت آن بر ایمان ملموس و قطعی شود و آن میسر نخواهد بود تا زمانی که میزان قبح عمل و عواقب سوء آن برایمان روشن گردد . لذا برای ایجاد این حساسیت به ذکر چندین مورد از آثار سوء اجتماعی و آثار اخروی اسراف می پردازیم .


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 12:37 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 الف : ضعف ایمان است . مهمترین عاملی که انسان را درمقابل منکر مقاوم کرده و از افتادن در ورطه گناه باز می دارد ایمان است و شخصی که دچار اسراف شده بی تردید ایمان در قلب او آنگونه که باید قوت نگرفته است .
ب: پیروی از هوی نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربی »4
نفس انسان هماره انسان را به بدی می خواند مگر اینکه خدا رحم کند و شخص مسرف کسی است که مغلوب نفس اماره گشته است .
ج : کوته نظری : شخص مسرف گمان می کند هر چه پوشاک ، خوراک و وسایل زندگی اش در حد عالی باشد از ارزش و مقام بهتری در اجتماع و جلوی سایرین برخوردار است.
د: ریا : شخص مسرف برای نشان داددن خود یک سری خرجهای دهان پر کن ، بذل و بخششهای بی مورد که نه خود و نه دیگران نیازی به آن دارند انجام می دهد تا فقط به چشم بیاید .


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 12:36 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

مضمون آيه شريفه: «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد). گرچه بسيار ساده به نظر مى‏رسد، اما امروز ثابت‏شده است كه يكى از مهمترين دستورات بهداشتى همين است، زيرا طبق تحقيقات دانشمندان سرچشمه بسيارى از بيماريها، غذاهاى اضافى است كه به صورت جذب نشده در بدن باقى مى‏ماند، اين مواد اضافى هم بار سنگينى است‏بر قلب و عروق و ساير دستگاههاى بدن، و هم منبع آماده‏اى است‏براى انواع عفونتها و بيماريها، لذا براى درمان بسيارى از بيماريها، نخستين گام همين است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله‏هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازى جسم عملى گردد.

 

عامل اصلى تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده‏روى در تغذيه و به اصطلاح «پرخورى‏» است و راهى براى جلوگيرى از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست.

 

امام رضاعليه‏السلام مى‏فرمايد:

 

«لو ان الناس قصدوا في الطعام لاعتدلت ابدانهم‏» (۲۷) (اگر مردم در طعام ميانه‏روى كنند بدنهاى آنها اعتدال پيدا مى‏كند).

 

مرحوم طبرسى در تفسير شريف «مجمع البيان‏» مطلب جالبى نقل كرده كه «هارون‏الرشيد» طبيبى مسيحى داشت كه مهارت او در طب معروف بود، روزى اين طبيب به يكى از دانشمندان اسلامى گفت: من در كتاب شما چيزى از طب نمى‏يابم، درحالى كه دانش مفيد بر دو گونه است: علم اديان و علم ابدان. او در پاسخش چنين گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است «كلوا واشربوا و لا تسرفوا» (بخوريد و بياشاميد واسراف نكنيد) و پيامبر ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است: «المعدة بيت كل داء و الحمية راس كل دواء واعط كل بدن ما عودته‏»(معده خانه بيماريهاست و امساك سرآمد همه داروهاست و آنچه بدنت را عادت داده‏اى(از عادت صحيح و مناسب) آن را دريغ مدار).

طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد گفت: «ما ترك كتابكم ولا نبيكم لجالينوس طبا»! قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس (طبيب معروف) طبى باقى نگذارده است.


 نگاشته شده توسط سعید باقری در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 12:34 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :13
  •    
  •   
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  

POWERED BY RASEKHOON.NET