اصلاح الگوی مصرف 2009-2010




























 

الف : تجمل گرایی و تجمل پرستی
« حب الدنیا رأس کل خطیئه» فرد زیباییها را دوست دارد اما به حد افراط تا جایی که به مرحل پرستیدن و ستایش کردن می رسد . دوست دارد هر چیز زیبایی را که می بیند بخرد و آن را از آن خود می داند .
ب : الگوهای نادرست رفتاری و کرداری :
فرد به اسراف دچار می شود چون عملی مرسوم در خانواده است و یا تحت تأثیر اطرافیان چون دوستان و آَنایان و محیط پیرامون خود قرار گرفته و از آنان الگو برداری کرده است .
اسراف مذموم است و در دین اسلام هم نکوهش شده امام زمانی ترغیب به حذف این خصیصه در ما ایجاد خواهد شد که ضرورت آن بر ایمان ملموس و قطعی شود و آن میسر نخواهد بود تا زمانی که میزان قبح عمل و عواقب سوء آن برایمان روشن گردد . لذا برای ایجاد این حساسیت به ذکر چندین مورد از آثار سوء اجتماعی و آثار اخروی اسراف می پردازیم .



 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 1:00 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



  ـ رفتن برکت از سفره بندگان و سلب نعمت ازایشان . پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ هر که در زندگی میانه روی کند خداوند او را نعمت دهد و هر که زیاده روی کند خدایش او را بی نصیب سازد.»5
2ـ سترش بی عدالتی و فقر : اسراف از خانواده به جامعه کشیده می شود که نتیجه آن فقر و بی عدالتی است . بازار یک جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتی اسراف پیش آمد فرهنگ مصرف گرایی بالا می رود . در نتیجه تقاضا زیاد می شود درحال که ارز ثابت است . اینجاست که جامعه با مشکل اقتصادی روبرو خواهد شد . مسرفان یک جامعه کالا را می خرد به هر قیمتی که باشد . فروشنده هم از انی موضوع سوء استفاده کرده جنس و کالای خود را به بالاترین قیمت ممکن می فروشد پس گرانی و تورم پیش می آید در نتیجه اقشار کم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مایحتاج زندگی خود نبوده و فقر دامنگیر آنان می گرددد . به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته ، فاصله طبقاتی و فساد اقتصادی که آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگیر می شود .


 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 12:58 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

اسراف و تبذیر در قرآن و سنت

مقدمه

دین مقدس اسلام بهره‏بردارى مشروع از نعمتهاى الهى و زیباییهاى زندگى را مباح و روا و اسراف و زیاده‏روى را حرام و ناروا مى‏داند و این بدان جهت است که مسلمان به تناسب امکانات و توانایى و کارآیى خود، در برابر جامعه مسؤولیت دارد. در این صورت فرد اسرافکار قهرا از اجراى مسؤولیت و تعهدات اجتماعى خود بازمى‏ماند و از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه مى‏زند.

قرآن مجید این حقیقت را در ضمن مباحث اجتماعى در قالبهایى زیبا بیان مى‏کند و با هشدار به پیروان خود مى‏فرماید: (و انفقوا فى سبیل الله ولاتلقوا بایدیکم الى التهلکة) (۱) یعنى در راه خدا انفاق کنید و با دستهاى خود، خود را به هلاکت و نابودى نیفکنید. از این آیه شریفه چنین استفاده مى‏شود که اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نیازمندیهاى مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت‏به هلاکت و سقوط مى‏انجامد.

صرف‏نظر از اهمیت‏خوددارى از اسراف و تبذیر در دین از نظر موقعیت‏خاص کشور اسلامى که در محاصره حکومتهاى سلطه‏گر قرار گرفته اگر ما بتوانیم تجملات زندگى را حذف کنیم و رعایت اقتصاد و میانه‏روى را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهیم، به استقلال کشور کمک کرده‏ایم و به پیروزى نهایى نزدیکتر شده‏ایم. در نتیجه این شعار را در اقصى نقاط عالم و دنیاى اسلام و بالاخص ایران اسلامى اعلام کرده‏ایم که ما از تنگناهاى اقتصادى نمى‏هراسیم و قدرت آن را داریم که روى پاى خود بایستیم و به هیچ قدرتى جز خداوند متعال متکى نیستیم.

مفهوم اسراف

راغب اصفهانى مى‏گوید: «السرف تجاوز الحد فى کل فعل یفعله الانسان‏» (۲) اسراف به معنى تجاوز از حد و معیار در هر کارى است که از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زیاده‏روى در انفاق مال بیشتر است و گاهى به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانى هم به چگونگى بذل مال و مورد آن اطلاق مى‏شود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنى «کل فعل‏» و بر پایه شواهد فراوان در قرآن و حدیث، اسراف به هر گونه تجاوزکارى و زیاده‏روى گفته مى‏شود و در هر حال اسراف عملى است ممنوع و محکوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است.

خداوند در سوره اعراف مى‏فرماید: «کلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین‏» (۳) بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.

مفهوم تبذیر

تبذیر برخلاف اسراف و تنها واژه‏اى اقتصادى است. تبذیر از ریشه «بذر» یعنى تفریق و پخش کردن چیزى; اصلش از ریختن و پاشیدن بذر است که به طور استعاره درباره کسى که مال خود را بیهوده تلف و پخش مى‏کند، به کار رفته است و نیز گفته شده است که تبذیر، انفاق مال در راه معصیت است.

با این توضیحات ملاحظه مى‏کنیم که «اسراف‏» در برابر اقتصاد و میانه روى قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غیر طاعة‏الله و به قصور از حق‏الله اطلاق مى‏شود. در قرآن کریم واژه قصد و مشتقات آن در معانى; راست، متوسط و معتدل به کار رفته است. مانند «واقصد فى مشیک‏» (۴) در راه رفتن اعتدال را رعایت کن.

فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات (۵) از میان آنها عده‏اى بر خود ستم کردند و عده‏اى میانه‏رو بودند و عده‏اى به اذن خدا در نیکى‏ها از همه «پیشى‏» گرفتند.

حضرت على(ع) در مورد قصد مى‏فرمایند: «علیک بالقصد فى الامور» (۶) بر تو باد میانه‏روى در کارها. در خطبه همام از نشانه‏هاى متقین و پرهیزگاران مى‏فرماید: «و ملبسهم الاقتصاد» (۷) یعنى پوشاکشان میانه بود، بدین معنى افراط و تفریط در کارها و زندگیشان وجود ندارد.

از مجموع این نظریه‏ها این چنین برمى‏آید که بین واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذیر فرق زیادى وجود ندارد و تنها ممکن است در جهت تمایز بین این دو واژه گفته شود که با توجه به خصوصیات تعابیر لغت‏شناسان در معنى تبذیر، مقصود از این واژه تلف کردن و ضایع نمودن مال است و زیاده‏روى در انفاقات شخصى و امور خیریه را شامل نمى‏شود، در حالى که اسراف فراگیرتر از آن و در برگیرنده همه موارد از به هدردادن و زیاده‏روى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مى‏باشد. و به عبارت دیگر هر تبذیرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذیر نیست.

از امام صادق(ع) جمله کوتاهى نقل شده است که ممکن است همین نکته را از آن استفاده کرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذیر من الاسراف‏» یعنى، تبذیر از اسراف است. در این حدیث‏شریف، براى اسراف انواع‏واقسامى فرض شده، که تبذیر شاخه‏اى از آن معرفى گردیده است.

اسراف از نظر قرآن

در قرآن کریم واژه «اسراف‏» و مشتقات آن مکرر به کار رفته است ولى در بیست و سه مورد لفظ «اسراف‏» استعمال شده که در هر مورد، مفهومى ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبه‏هاى اخلاقى، عقیدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مى‏شود که با دو آیه «تبذیر» شش آیه مى‏شود.

به آیات زیر توجه کنید:

۱ - کذلک زین للمسرفین ماکانوا یعملون. (۸)

این‏گونه براى اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است.

۲ - ولا تطیعوا امر المسرفین. (۹)

اطاعت فرمان مسرفان نکنید.

۳ - ان الله لایهدى من هو مسرف کذاب. (۱۰)

خداوند اسرافکار دروغگو را هدایت نمى‏کند.

۴ - و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین. (۱۱)

و به راستى فرعون برترى‏جویى (و طغیان) در زمین روا داشت و او از اسراف‏کاران بود.

اما آیاتى که تنها ظهور در جنبه‏هاى اقتصادى دارند عبارتند از:

۱ - انعام، آیه ۱۴۱.

۲ - اعراف، آیه ۳۱.

۳ - فرقان، آیه‏۶۷.

۴ - اسراء، آیات‏۲۷ و ۲۸.

حال به ذکر چند آیه مى‏پردازیم:

۱ - وات ذاالقربى حقه والمسکین وابن السبیل ولاتبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه (۱۲) کفورا.

و حق نزدیکان را بپرداز! و (همچنین) مستمند و در راه‏مانده را، و هرگز تبذیر مکن چرا که تبذیرکنندگان برادران شیطانند و شیطان کفران (نعمتهاى) پروردگار کرد.

واژه «تبذیر»، تنها یک واژه اقتصادى است و در قرآن کریم تنها در همین دو آیه از سوره اسراء به کار رفته است. و شاید در قرآن کریم کمتر مواردى بتوان پیدا کرد که با چنین لحن تند و شدیدى از عملى نهى شده باشد.

۲ - خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین (۱۳) زینت‏خود را در هر مسجد برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید همانا که خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.

تمامى آیات مربوط به اسراف را مى‏توان به طورکلى به دو بخش تقسیم کرد:

۱ - اسراف در مال.

۲ - اسراف در غیرمال.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 12:57 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
الف) زیانهاى فردى

اسرافکار، علاوه بر زیانهاى اقتصادى که بر جامعه و ملت تحمیل مى‏کند، براى خود نیز زیانهاى جبران‏ناپذیرى به بار مى‏آورد:

۱ - خشم الهى; اسرافکار چون تعادل و توازن اقتصادى جامعه را برهم مى‏زند، از رحمت‏خدا بدور و گرفتار خشم خدا مى‏شود، همان‏گونه که در قرآن مجید آمده است: «انه لایحب المسرفین‏» (۴۶) خداوند اسرافکاران را دوست نمى‏دارد، و امام صادق(ع) فرمود: «ان السرف امر یبغضه الله‏» (۴۷) اسراف مورد غضب خداست.

۲ - محرومیت از هدایت; خداى متعال که همواره درهاى رحمتش بر بندگان گشوده است‏خود را «غافر الذنب و قابل التوب‏» (۴۸) معرفى کرده است لکن نسبت‏به اسرافکاران مى‏فرماید: «ان الله لا یهدى من هو مسرف کذاب‏» (۴۹) همانا خداوند کسى را که اسرافکار و دروغگوست هدایت نمى‏کند.

۳ - فقر; روشن‏ترین اثر اقتصادى اسراف، فقر است، زیرا که اسرافکار در اثر مصرف نارواى خود هم جامعه را به ورطه فقر مى‏کشاند و هم خود دچار فقر مى‏شود. لذا یکى از راههاى مبارزه اسلام با فقر و محرومیت ایجاد هماهنگى اقتصادى و ریشه‏کن ساختن اسراف است. حضرت على(ع) مى‏فرمایند: «القصد مثراة و السرف متواة‏» (۵۰) اقتصاد و میانه‏روى باعث توانگرى و اسراف و ولخرجى مایه فقر و تنگدستى است. و نیز فرمود: «سبب الفقر اسراف‏» (۵۱) ولخرجى عامل فقر است.

۴ - هلاکت; اسراف از هر نوعى که باشد انسان را به نابودى مى‏کشد. قرآن مجید این حقیقت را چنین بیان مى‏فرماید: «ما به وعده‏هایى که به انبیاء و اولیا دادیم وفا کردیم و سپس آنها را با هر که اراده کردیم نجات دادیم، اما مسرفان و ستمگران را هلاک کردیم‏» (۵۲) و نیز حضرت على(ع) مى‏فرماید: «کثرة السرف تدمر» (۵۳) اسرافکارى زیاد انسان را به هلاکت مى‏کشاند.

۵ - کیفر اخروى; کیفر کسانى که از حدود الهى تجاوز کرده و اوامر و نواهى خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنیا نیست‏بلکه عذاب اخروى نیز در انتظار آنان است. قرآن مجید در این‏باره مى‏فرماید: «و کذلک نجزى من اسرف و لم یؤمن بآیات ربه ولعذاب الآخرة اشد و ابقى‏» این چنین جزا مى‏دهیم کسى را که اسراف کند و ایمان به آیات پروردگارش نیاورد، عذاب آخرت شدیدتر و پایدارتر است، و در جاى دیگر مى‏فرماید: «و ان المسرفین هم اصحاب النار» براستى که مسرفان اهل دوزخند. به این ترتیب معلوم است که وضع افرادى که در مسیر باطل و هرزگیها دچار اسراف مى‏شوند چه خواهد بود!

ب) زیانهاى اجتماعى اسراف

البته از نظر اسلام، هر کس مالک حاصل کار و دسترنج‏خود - با رعایت‏حدود شرعى - مى‏باشد ولى انسان نمى‏تواند به بهانه این که مالک مالى است هر طور که بخواهد آن را صرف و خرج کند بلکه دو شرط اساسى دارد: یکى بهره‏گیرى براى خود و دیگرى بهره‏دادن به دیگران و تعطیل اینها دو صورت مى‏تواند داشته باشد:

۱ - ثروت‏اندوزى و تکاثر که نه خود از آن بهره‏مند شود و نه دیگران.

۲ - صرف مال در راه هوا و هوس و اسرافکارى، که هر دو ممنوع و داراى پیامدهایى به شرح زیر مى‏باشند:

۱) حق‏ناشناسى، وجدان هر انسانى این مطلب را پذیراست که در برابر هر احسانى باید تشکر کرد و اخلاق اجتماعى نیز حکم مى‏کند که در مقابل هر نیکى باید حق‏شناس و سپاسگزار باشیم، از احسان و نیکى پدر و مادر، استاد و معلم تا خالق مهربان.

«لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابى لشدید» (۵۴) اگر شکر نعمت را بجا آورید، فزونى دهیم و اگر کفران نعمت کنید مجازاتم شدید است.

۲ - تزلزل و سستى، انسانهاى معتدل در فراز و نشیبهاى زندگى هرگز نمى‏لغزند ولى افراد اسرافکار که ولخرجى و مصرف‏زدگى تمام ابعاد زندگیشان را فراگرفته چون روحیه مقاومت ندارند، شکست‏خورده و متزلزل خواهند بود.

۳ - کاهش تولید، جامعه مصرفى رفته‏رفته قدرت تولید را از دست مى‏دهد و براى تامین مایحتاج خود به بیگانه روى مى‏آورد. این مطلبى است که در دوران حکومت طاغوت براى همه ثابت‏شده و نیاز به توضیح ندارد.

۴ - سقوط اخلاقى، ولخرجى و ریخت‏وپاشهاى نابجا و بى‏مورد، انسان را از مسیر صحیح بیرون آورده و به ورطه هولناک فساد و تباهى مى‏کشاند، انسان اسرافکار گاهى به مرحله‏اى مى‏رسد که به هر پستى تن مى‏دهد; رشوه مى‏گیرد، دروغ مى‏گوید، ربا مى‏خورد، به عناوین مختلف، عفت و شخصیت‏خود را از دست داده و سرانجام کارش به رسوایى مى‏کشد.

کیفر کسانى که از حدود الهى تجاوز کرده و اوامر و نواهى خدا را نادیده گرفته باشند، تنها فقر و تنگدستى در دنیا یست‏بلکه عذاب اخروى نیز در انتظار آنان است.

۵ - ضعف ایمان، اسرافکارى آدمى را از راه اعتدال خارج مى‏کند و به سستى ایمان و ضعف عقیده مى‏کشاند.

۶ - اختلاف طبقاتى، یکى از علل اساسى اختلاف طبقاتى به طور قطع همین اسرافکاریها است. و همچنین وابستگى به بیگانگان و تضییع حقوق دیگران و غفلت از خدا و حریم‏شکنى را از دیگر پیامدهاى اسراف باید شمرد. علاوه بر اینها دغدغه خاطر و گرفتاریهاى روحى و بیماریهاى جسمى و روانى از نتایج مسلم ولخرجیها و بى‏بندوبارى‏ها است.

در پایان باید عرض کنیم که اسراف و تبذیر دایره‏اى وسیع دارد و مصادیق آن نیز متعدد است.

اسراف در اموال عمومى، اسراف در بیت‏المال مسلمین، اسراف در مواد غذایى; خوراک، مسکن، وسیله نقلیه و نظایر اینها از جمله مصادیق اسراف است. زیانبارتر از همه اسراف در بیت‏المال است که امیرالمؤمنین على(ع) فرمود: «ان اعظم الخیانة، خیانة الامة‏» (۵۵) بالاترین خیانت، خیانت‏به مردم است.

استفاده شخصى از اموال عمومى، علاوه بر اسراف، خیانت است، اسراف در آب و غذا، اسراف در برق و گاز علاوه بر اسرافکارى، خیانت‏به مردم است.

شیوه مبارزه با اسراف

نظارت همگانى یا امر به معروف و نهى از منکر، تبلیغات و ارائه الگوى صحیح مصرف و سرانجام برخورد عملى و قانونى قاطعانه با اسرافکاران مى‏تواند کارساز باشد و از این همه خلاف و اختلاف جلوگیرى کند.



 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 12:56 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

... کلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین... بخورید و بیاشامید، ولى اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد.
در این آیه شریفه خداوند متعال از مردم خواسته است که به خاطر زیان هاى فراوان فردى و اجتماعى و آثار و عواقب شوم این گناه بزرگ، از اسراف دورى کنند.
اسراف عبارت است از بیهوده خرج کردن مال، در خورد و خوراک زیاده روى کردن، حیف و میل کردن مواد غذایى همچنین به معنى زیاده روى در گناهان نیز مى باشد.
در آیات قرآن کریم و سخن ائمه اطهار (ع) از پرخورى و اسراف به شدت نهى شده است. در قرآن کریم حدود ۱۳ بار کلمه اسراف با الفاظ گوناگون به کار رفته است.
در آیه ۱۳۷ سوره طه، خداوند متعال فرموده اند: وکذلک نجزى من اسرف ولم یومن بایات ربه و لعذاب الاخرة اشد وابقى: و این چنین جزا مى دهیم به هر کس اسراف کند و به آیت هاى خداوند نگرود و براى او عذاب سخت و پاینده است.
یا در آیه ۶۷ سوره فرقان درباره صفات عبادالرحمن فرموده اند: والذین اذا انفقوالم یسرفوا ولم یفترواوکان بین ذلک قواماً: آنان که در هنگام انفاق نه اسراف مى کنند و نه تنگ مى گیرند، بلکه بین این دو راه اعتدال را انتخاب مى کنند. در آیه ۱۴۴ سوره انعام هم خداوند متعال فرموده اند: ان الله لایهدى القوم الظالمین به درستى که خداوند ستمکاران را هدایت نخواهد کرد.
همچنین در آیه ۳۰ سوره اعراف فرموده اند: انه لایحب المسرفین ... خداوند مسرفان را دوست ندارد.

اسراف و تبذیر چیست؟

اسراف عبارت از خارج شدن از حد اعتدال است. مثلاً لباسى بپوشیم که چندین برابر قیمت لباس مناسب ما ارزش داشته باشد یا غذاى گران قیمتى تهیه کنیم که با یک وعده آن مى توان دهها نفر را از غذاى مناسب و معمول سیر کرد. اسراف همراه با تفاخر و فخرفروشى است. مثلاً به جاى آن که در منزل قالى مثلاً دستباف یا ماشینى خوب داشته باشیم؛ اقدام به خرید فرش هاى ابریشمى گران قیمت کنیم که با قیمت هر یک از آن ها مى توان چندین فرش معمول و مناسب تهیه کرد و ... اما تبذیر عبارت از ریخت و پاش است: مثلاً براى یک مهمانى ۵ نفره به اندازه ۱۰ نفر غذا درست کنیم و بقیه غذاها خراب و دور ریخته شود: یا بماند و در اثر ماندن وقتى خورده مى شود، به معده انسان ضرر مى رساند و ...
البته به قول مفسر تفسیر نمونه: بسیار دیده مى شود که این دو کلمه درست در یک معنى به کار مى روند و حتى براى تاکید پشت سر یکدیگر هم قرار مى گیرند. درباره لزوم دورى از اسراف خداوند متعال آیه ۱۴۱ سوره انعام مى فرماید: و هوالذى انشا خبات معروشات و غیر معروشات والنخل و الزرع مختلفاً اکله والزیتون و الرمان متشابها و غیر متشابه کلوا من ثمره اذا اثمرو اتو حقه یوم حصاده ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین: و او آن خدایى است که براى شما بستان ها در درختان(مانند انگور) داربستى و درختان آزاد و درختان خرما و زراعت ها که میوه و دانه هاى گوناگون دارند و زیتون و انار و میوه هاى مشابه به یکدیگر و میوه هاى نامشابه(چون سیب و انار) بیافرید و شما هم از آن میوه ها هرگاه برسد تناول کنید و حق زکات فقیران را بدهید و روز برداشت محصول اسراف نکنید که خدا مسرفان را دوست نمى دارد.
در آیه ۲۸ سوره غافر آمده است: ... ان الله لایهدى من هو مسرف کذاب ... خدا مردم مسرف دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد.
همچنین در همین سوره آیه ۴۳ آمده است: لاجرم انما تدعوننى الیه لیس له دعوة فى الدنیا و لا فى الاخرة و ان مردنا الى الله و ان المسرفین هم اصحاب النار، ناچار آنچه شما مرا به سوى او مى خوانید(از بت ها و فراعنه) آن ها اثرى در دنیا و آخرت به هیچ وجه ندارند و بدانید که بازگشت همه ما(روز قیامت) به سوى خداست و البته ستمکاران و مسرفان فاسق هم اهل دوزخ هستند.
در آیه ۱۵۱ سوره شعرا هم مى فرماید: ولا تطیعوا امرالمسرفین: از رفتار روساى مسرف ستمگر پیروى نکنید.
و نیز در آیه ۳۴ سوره ذاریات مى فرماید: که آن سنگ ها نزد پروردگار معین و نشاندار براى نابود کردن ستمکاران است.
و همین طور در آیه ۸۳ سوره یونس مى فرماید:

فما امن لموسى الا ذریة من قومه على خوف من فرعون وملائهم ان ینتنهم و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین(پس از آن همه ظهور معجزات و ابطال سحر ساحران) باز آن مردم باطل پرست به درستى ایمان نیاوردند جز فرزندان قبیله او آن هم با حال ترس از فرعون و اتباعش که مبادا در صدد فتنه و قتلشان برآیند که فرعون آن روز در زمین بسیار علو و سرکشى داشت و البته او از ستمکاران و سخت متعدى و مسرف بود.

و نیز در آیه ۹ سوره انبیا مى فرماید: پس (از آن که اشرار امت گفتار رسولان حق را انکار و در مقام آزارشان برآمدند) ما به وعده اى که به آن ها دادیم وفا کردیم و هر که را خواستیم از شّر دشمنان نجات دادیم و مفسدان و مسرفان ظالم را هلاک گردانیدیم.
از آیات قرآن کریم به خوبى فهمیده مى شود که، اسراف و تبذیر نقطه مقابل بخل و خست و هر دو بد و نامناسب و زشت هستند.
والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یفتروا و کان بین ذالک قواماً: کسانى که به هنگام انفاق نه اسراف مى کنند و نه سختگیرى و بخل مى ورزند، بلکه در میان این دو (کار زشت) حد اعتدال و میانه(که سخاوت و بخشش) است را مى گیرند.
حضرت على(ع) در این باره فرموده اند:
آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن، تبذیر و اسراف است. ممکن است این عمل انسان را (به ظاهر) در دنیا بلند مرتبه کند اما مسلماً در آخرت پست و حقیر خواهد بود. در نظر توده مردم (عوام) ممکن است سبب اکرام شود، اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان مى شود.
از پیامبر اسلام(ص) درباره لزوم دورى از اسراف روایت شده است که فرموده اند:
شکمبارگى اسباب نافرمانى خداوند است. کم خورى از پاکدامنى و پرخورى از اسراف است.
امام على(ع) نیز فرموده اند: «از پرخورى دورى کنید که موجب قساوت قلب، تنبلى در نماز و سبب تباهى بدن است.»
«از پرخورى بپرهیز که هر کس پیوسته پرخورى کند دردهایش فراوان شود و خواب هاى پریشان ببیند.» البته همه مى دانیم که پرخورى یکى از مصادیق اسراف است.
در تفسیر نمونه درباره لزوم دورى از اسراف ذیل این آیه آمده است:
جمله «کلوا و اشربوا و لا تسرفوا»: بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که در آیه فوق آمده است، گرچه بسیار ساده به نظر مى رسد، اما امروز ثابت شده است که یکى از مهم ترین دستورات بهداشتى همین است. زیرا تحقیقات دانشمندان به این نتیجه رسیده است که سرچشمه بسیارى از بیمارى ها- غذاهاى اضافى است که به صورت جذب نشده در بدن باقى مى ماند. این مواد اضافى هم بار سنگینى است براى قلب و سایر دستگاه هاى بدن و هم منبع آماده اى است براى انواع عفونت ها و بیمارى ها. لذا براى درمان بسیارى از بیمارى هاى نخستین گام این است که این مواد مزاحم که در حقیقت زباله هاى تن انسان هستند، سوخته شوند و پاکسازى جسم عمل گردد.
عامل اصلى تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روى در تغذیه و به اصطلاح «پرخورى» است و راهى براى جلوگیرى از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست. در عصر و زمان ما که بیمارى هاى گوناگونى مانند بیمارى قند، چربى خون، تصلب شرائین، نارسایى هاى کبد و انواع سکته ها، فراوان شده، افراط در تغذیه یا توجه به عدم تحرک جسمانى کافى، یکى از عوامل اصلى محسوب مى شود و براى از بین بردن این گونه بیمارى ها راهى جز حرکت کافى و میانه روى در تغذیه نیست.
مفسر بزرگ ما، مرحوم «طبرسى» در «مجمع البیان» مطلب جالبى نقل مى کند که هارون الرشید طبیبى مسیحى داشت که مهارت او در طب معروف بود: روزى این طبیب به یکى از دانشمندان اسلامى گفت: من در کتاب آسمانى چیزى از طب نمى یابم. در حالى که دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان، او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبى را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است: «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا: بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید» و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است: المعده بیت الادواء و الحمیه راس کل دواء و اعط کل بدن ما عودته: «معده خانه همه بیمارى هاست و امساک سرآمد همه داروهاست و به آن چه بدنت را عادت داده اى(از عادات درست) آن را از او دریغ ندار.
طبیب مسیحى هنگامى که این سخن را شنید، گفت: قرآن شما و پیامبرتان براى جالینوس(طبیب معروف) طبى باقى نگذارده اند. کسانى که این دستور را ساده فکر مى کنند، خوب است در زندگى خود آن را بیازمایند تا با اهمیت و عمق آن آشنا شوند و معجزه رعایت این دستور را در سلامت جسم و تن خود ببینند.
متاسفانه مصادیق اسراف در جامعه زیاد است: مصرف بالاى نان و ضایعات موجود، مصرف زیاد آب و هدر روى فراوان این نعمت الهى، باقى مانده غذاهایى که به زباله دانى ریخته مى شود، نیم خوره میوه جات و ... همه و همه از مصادیق اسراف در جامعه ما هستند.
از امام باقر(ع) نقل است که، پدرم به شدت از اسراف دورى مى کرد. هنگام غذا اگر خرده هاى نان در سفره بود، مى خورد و مى فرمود: خداوند امت هاى گذشته را به خاطر اسراف عذاب فرمود.

منبع:اقتصاد در قرآن



 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 12:55 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

«اسراف»، کلمه ای که بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از کنارش رد شده ایم. راستی شما چقدر به این موضوع فکر کرده اید ؟ آیا اگر کسی به شما عنوان «اسرافکار» را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عکس العمل نشان می‌دهید؟ با توجه به این که هر یک از ما به نحوی مرتکب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است که بپذیریم ما نیز دچار اسراف می‌شویم بدون اینکه متوجه آن باشیم.

غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات که به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونه‌های بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید. بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف کنند، جایی برای کمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با کمی دقت در این مورد، متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را که مصرف می کنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشکلی را در زندگی ایجاد نمی کند، بدون اسراف هم می‌توان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنکه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.

 

خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف کار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی که در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست کرده است و دیگری جهنمی که بواسطه اطاعت نکردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است

اسراف کردن عملی مخالف ساده زیستی و راهی برای گستردن دام‌های شیطان است؛ زیرا اسراف موجب زیاده روی و  موجب زیاده خواهی می‌شود، زیاده خواهی هم انسان را به خود مشغول کرده و از یاد خدا غافل می‌نماید. بنابر این برای اینکه در چنین دامی واقع نشویم باید به هر آنچه که داریم قانع باشیم و شرایط خود و خانواده را در نظر بگیریم و اجازه ندهیم تا اعمال اسرافکارانه دیگران ما را تحت تأثیر قرار داده، و راهی این مسیر نماید.

خداوند متعال در قرآن مجید از اسرافکاران به عنوان «برادران شیطان» نامبرده و در سوره اسراء آیه‌های 26 و 27 در این مورد فرموده است :«حق خویشاوندان، بیچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زیاده روی مکن که زیاده روی کنندگان، برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش کفر ورزید».

اولین نکته ای که از این آیه می‌توان برداشت نمود این است که خداوند متعال امر به انفاق کردن و بخشش فرموده است ولی حتی در این مورد که از اعمال صالحه می‌باشد، اجازه زیاده روی نداده است و ضمن اینکه بخشش را به اندازه توان اشخاص معین کرده است، خواسته است تا مسلمانان به دلیل بخشش بی اندازه، خود نیازمند دیگران نشوند، و نکته دوم آن که از اسراف کاران به عنوان «برادران شیطان »یاد کرده است.یعنی افرادی که زیاده روی می کنند، عمل آنها شیطانی و همدستی با شیطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتیبانی می‌کند) پس کسی که اسراف می‌کند پشتیبان شیطان و در اعمال او شریک می شود، شاید تصور شود که این آیه اشاره به این موضوع می‌کند که وقتی برای دیگران خرج می‌کنی، اسراف نکن و انسان هر چه برای خود خرج کند، اشکالی ندارد و اسراف محسوب نمی‌شود، ولی با پرداختن به آیه دیگری از قرآن، این شبهه نادرست برطرف می‌شود و متوجه می‌شویم که اسراف به هر شکل و در مورد هر کس انجام گیرد مذموم و ناپسند است.

آنجا که خداوند در سوره اعراف آیه 31 می فرماید :«ای فرزندان آدم در هر مسجدی زینت خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید، زیرا خداوند اسراف کاران را دوست ندارد». توجه به معنی این آیه نشان می‌دهد که اسراف برای خود و برای دیگران پسندیده نیست.

اسراف کاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلکه از این مرحله فراتر رفته و به شکل نفسانی و درونی بروز می‌کند. آنجا که انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود که به نوعی اسراف تبدیل می‌شود. فرعون نمونه این خود بزرگ بینی است. او آنقدر خود را بزرگ می‌دید که تصور می‌کرد خداست و همه چیز تحت امر او قرار دارد و بنا براین، همه باید مطیع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت کنند و چون چنین ادعایی نمود، عمل او عملی اسرافکارانه شد به گونه ای که خداوند در سوره یونس آیه 14 در مورد او فرمود:

«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ فی الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفین؛…و بدرستیکه فرعون در زمین برتری جست و هر آینه از اسراف کاران بود».

و کلام آخر در مورد اسراف ، آن است که خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف کار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی که در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست کرده است و دیگری جهنمی که بواسطه اطاعت نکردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است.

اسراف کاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلکه از این مرحله فراتر رفته و به شکل نفسانی و درونی بروز می‌کند. آنجا که انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود که به نوعی اسراف تبدیل می‌شود.

تدبر در این آیه نشان می‌دهد اسراف موجب زیان رساندن به مال انسان و از بین رفتن آن در مدت زمانی کوتاه می‌شود و همچنین زندگی انسان را به جهنمی از فقر و نداری و تلاش بیهوده برای به دست آوردن آنچه از دست داده است، مبدل می‌کند. پس بیائیم تا با استفاده درست از نعمت های الهی جزء اسراف کاران قرار نگیریم و با پاسخ دادن به سئولات زیر، از نقش اسراف در زندگی خود بکاهیم.

1.آیا به چیزی که داریم قانع هستیم یا بیشتر و بهتر از آن را جستجو می‌کنیم ؟

2.آیا دوست داریم مانند دیگران زندگی کنیم حتی اگر شرایط آنان را نداشته باشیم؟

3.آیا از آنچه در اختیار داریم نهایت استفاده را می بریم ؟

4.کدام یک از اعمال ما اسرافکارانه بوده و برای جلوگیری از تکرار آن چه کرده ایم؟



 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 12:54 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 آب از دیرباز مهمترین عامل توسعه در جهان بوده است. انسان ها در دوران اولیه زندگی نزدیک رودخانه ها و منابع آب تجمع می کردند و به فعالیت های کشاورزی می پرداختند. 97 درصد منابع آبی غیرقابل استفاده برای کشاورزی بوده و مقدار بسیارمحدودی از آن ها به طور مستقیم از سوی انسان مورداستفاده قرارگرفته است. افزون بر آن، کمی بیش از 76.1 درصد از آب های کره زمین به صورت رودخانه های یخی از دسترس خارج شده و آنچه تقریباً باقی مانده در عمق زمین ذخیره شده است. بهره گیری از روش های نوین کشاورزی و استفاده بهینه از آب، عوامل حیاتی برای نیل به هدف تأمین غذای جمعیت درحال افزایش دنیا است. طبق برآوردها، در 30 سال آینده مردم جهان نیازمند 60 درصد غذای بیشتر خواهند بود. بخش قابل توجهی از این افزایش تولید، حاصل کشت متراکم (استفاده از زمین کمتر برای تولید بیشتر) که نیازمند آبیاری است، خواهند بود.

براساس آمار و اطلاعات منتشره، از کل اراضی 164 میلیون هکتاری کشور، درحال حاضر 18.8 میلیون هکتار در چرخه تولید محصولات کشاورزی قرار دارد. از این مقدار حدود 8 میلیون هکتار به صورت آبی و حدود 6.3 میلیون هکتار به صورت دیم و بقیه به صورت آیش آبی و دیم مورد بهره‌برداری قرار دارند. در ارتباط با منابع آب نیز از حدود 93 میلیارد مترمکعب منابع آب مصرفی کشور حدود 86 میلیارد مترمکعب به حساب مصارف کشاورزی منظور می‌گردد.

بر اساس آمار و ارقام موجود میانگین سالانه حجم بارندگی ایران حدود 400 میلیارد متر مکعب برآورد می شود که از این مقدار، 310 میلیارد متر مکعب در مناطق کوهستانی با مساحتی حدود 870 هزار کیلومتر مربع و 90میلیارد متر مکعب دیگر در مناطق دشتی به وسعت 778 کیلومتر مربع می بارد. از مقدار فوق حدود 294 میلیارد متر مکعب به صورت تبخیر و تعرق از دسترس خارج می شود و از 116 میلیارد متر مکعب باقیمانده حدود 93 میلیارد متر مکعب از طریق منابع سطحی و زیرزمینی بهره برداری می شود و بقیه صرف تغذیه سفره های آب زیرزمینی می شود. از این مقدار حدود 86 میلیارد مترمکعب جهت مصارف کشاورزی و نزدیک به 7میلیارد مترمکعب آن به مصارف شرب و صنعت اختصاص می‌یابد. از آنجایی که متوسط حجم کل آب سالانه کشور رقمی ثابت است، تقاضا برای آب به ‌علت رشد نسبتاً بالای جمعیت، توسعه کشاورزی، شهرنشینی و صنعت در سال‌های اخیر، متوسط سرانه آب قابل تجدید کشور را تقلیل داده است، به طوری که این رقم از حدود 5500 مترمکعب در سال 1340، به حدود 3400 مترمکعب در سال 1357، و حدود 2500 مترمکعب در سال 1367 و 2100 مترمکعب در سال 1376 کاهش یافته است. این میزان با توجه به روند افزایش جمعیت کشور با نرخ فعلی رشد در سال 1385 به حدود 1750 مترمکعب و در افق سال 1400 به حدود 1300 مترمکعب تنزل خواهد یافت. صرف نظر از تفاوت‌های آشکار منطقه‌‌ای در کشور و طیف گسترده مناطق خشک نظیر سواحل خلیج فارس و دریای عمان، نیمه شرقی کشور از خراسان تا سیستان و بلوچستان و نیز حوضه‌های مرکزی که میزان سرانه آب قابل تجدید در آن‌ها از میزان متوسط کشور به مراتب پایین‌تر است، ارقام متوسط سرانه آب کشور در سال‌های آینده به مفهوم ورود ایران به مرحله تنش آبی در سال 1385 و ورود به حد کم آبی جدی در سال 1415 شمسی خواهد بود.

بخش کشاورزی، بزرگترین مصرف کننده آب در کشور

آبیاری از نظر علمی تعابیر مختلفی دارد اما به معنای واقعی کلمه ، پخش آب روی زمین جهت نفوذ در خاک برای استفاده گیاه و تولید محصول می‌باشد. هر چند فقط 15 درصد از زمینهای کشاورزی دنیا تحت آبیاری قرار دارند و 85 درصد بقیه به صورت دیم و بدون آبیاری مورد استفاده قرار می‌گیرند اما نیمی از تولیدات کشاورزی و غذایی مردم جهان از همین زمینهای آبی حاصل می‌شود. که این خود نشان دهنده اهمیت و نقش آبیاری در بخش کشاورزی است.

بخش کشاورزی با 92 درصد بزرگترین و مهمترین مصرف کننده آب در کشور به شمار می رود. بیش از 80 درصد اتلاف منابع آب به دلیل عدم استفاده از تکنولوژی های پیشرفته آبیاری در این بخش به هدر می رود. تعدادی از کارشناسان معتقدند که مدیریت منابع آب کشور در شرایط فعلی مدیریت مناسبی نیست و موجب شده تا طی سالهای اخیر شاهد کاهش منابع آب های زیرزمینی و نیز کاهش سطح زیرکشت کشاورزی در برخی مناطق باشیم. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می‌شود! همچنین براساس آمار اعلام شده، میانگین آب مصرفی سرانه جهان (صنعتی ، کشاورزی و آشامیدنی) در حدود 580 مترمکعب برای هر نفر در سال است که این رقم در ایران حدود 1300 مترمکعب در سال است که این امر بیانگر اتلاف منابع آب و اسراف بیش از حد منابع حیاتی می‌باشد. مقدار مصرف سرانه آب لوله کشی آشامیدنی در شهرهای ایران در حدود 142 متر مکعب در سال است که از مصرف سرانه برخی کشورهای اروپایی پرآب ، مانند اتریش (108 مترمکعب درسال) و بلژیک (105 مترمکعب درسال) بیشتر است که یکی از دلایل این امر آن است که در ایران از آب آشامیدنی تصفیه شده برای شستشوی اتومبیل ، حیاط ، آبیاری باغچه ها، استحمام ، شستن لباس و ظروف استفاده می شود. در حالی که در اکثر کشورها آب آشامیدنی از آبی که به سایر مصارف می رسد ، جداست.

منابع آب آبیاری

• نزولات آسمانی شامل برف و باران.
• آبهای سطحی شامل رودخانه‌ها - سدها - مخازن آب - دریا - برکه‌ه‌ای آب شیرین - یخچالها و …
• آبهای زیرزمینی شامل چاه - قنات - چشمه.
هدف آبیاری
• تامین آب کافی برای ادامه زندگی گیاه.
• حفاظت و بیمه گیاهان در مقابل تنش‌های ناشی از کم آبی یا بی آبی‌های کوتاه مدت.
• خنک کردن خاک و اتمسفر یا هوای اطراف گیاه.
• شستن املاح مضر در خاک.
• نرم کردن ناحیه قابل شخم خاک.
منافع آبیاری
• افزایش کمی و کیفی محصول
• سود حاصل از افزایش کمی و کیفی محصول
• درآمد حاصل از فروش آب برای دولت
• افزایش فرصت شغلی
اثرات سو آبیاری
• فرسایش
• شور و قلیایی شدن خاک
• غرقابی شدن یا باتلاقی شدن زمینهای کشاورزی
• تخریب زمینهای کشاورزی
• اتلاف سود و اتلاف بیهوده آبی که با قیمت گزاف تامین گردیده و برای نگهداری و توزیع آن سرمایه گذاری زیادی صورت گرفته است.

هدر رفت آب در ایران بیش از میانگین جهانی است

براساس گزارشات موجود میزان هدر رفت آب در کشور ما 28 تا 30 درصد است درحالی که این مقدار اتلاف در دنیا 9 تا 12 درصد گزارش شده است که یکی از عوامل اصلی آن برداشت های غیرمجاز از شبکه آب رسانی و فرسودگی تاسیسات آب و شبکه های آبرسانی است.
اصلاح الگوی مصرف، تنها راه برای گذر از بحران کم آبی، باتوجه به مصرف بیش از حد انرژی در کشور و همچنین کاهش منابع آبی، اصلاح الگوی مصرف در بخش های مختلف، مناسبترین و منطقی ترین راه حل برای گذراز بحران‌های موجود به نظر می‌رسد. صرفه جویی در مصرف آب با استفاده از روشهای نوین برای آبیاری مانند: قطره‌ای، بارانی، کوزه‌ای، تراوا زیرزمینی، تانکر و ... می‌تواند بسیار تأتیر گذار باشد.

آبیاری قطره‌ای روشی مناسب برای کاهش و هدر رفت آب در بخش کشاورزی

روش آبیاری قطره‌ای سالیان دراز در فرانسه و در کشورهای دیگر برای آبیاری در گلخانه‌ها مورد استفاده بوده است. در ایران این روش در دهه پنجاه ابداع شد و سطوح بزرگی با این روش آبیاری شدند ولی با مرور زمان مزایا و معایب این روش مشخص شد. هزینه‌های زیاد و تکنیک‌های نسبتا پیشرفته این روش و نمکها و مواد جامد معلق در آبهای ایران از معایب آبیاری قطره‌ای بوده و باعث شده که کشاورزان کمتر از این روش آبیاری استفاده کنند ولی این دلیلی نیست که روش آبیاری قطره‌ای را مطرود بدانیم و در پی رفع معایب آن باشیم. به یاد داشته باشیم با استفاده از روش آبیاری قطره‌ای نسبت به روش غرقابی می‌توانیم 5 الی6 برابر مصرف آب را کاهش دهیم.

کشاورزی و توسعه پایدار

کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه در سال 1987 ، توسعه پایدار را چنین تعریف کرد: «توسعه ای که بدون مخاطره انداختن توان نسلهای آینده برای رفع نیازهای خود، پاسخگوی نیازهای حال حاضر باشد». این مفهوم طی تعریف زیر برای بخشهای مواد غذایی وکشاورزی دقیق‌تر بیان شد و در سال 1988 توسط شورای فائو مورد پذیرش قرار گرفت.

«توسعه پایدار، مدیریت و نگهداری منابع طبیعی و جهت بخشی تحولات وساختار اداری است، به طوری که تأمین مداوم نیازهای بشری و رضایتمندی نسل حاضر و نسلهای آینده را تضمین کند. چنین توسعه پایداری(در بخشهای کشاورزی، جنگلداری وشیلات) با حفاظت زمین، آب و ذخائر ژنتیکی گیاهی و جانوری همراه است، تخریب زیست محیطی به همراه ندارد، از فناوری مناسب استفاده می کند، از نظر اقتصادی بالنده و پایدار واز نظر اجتماعی مورد قبول است.»


 نگاشته شده توسط سعید باقری در جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 12:51 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :13
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET