"وصيت مشفقانه ميكنم كه از اسلام، كه يگانه استقلال و آزاديخواهي است و خداوند متعال همه را با نور هدايت آن به مقام والاي انساني دعوت ميكند، چنانچه امروز وفاداريد، در وفاداري استقامت كنيد، كه شما را و كشور و ملت شما را از ننگ وابستگيها و پيوستگيها به قدرتهايي كه شما را جز براي بردگي خويش نميخواهند و كشور و ملت عزيزتان را عقبمانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستمپذيري نگه ميدارند، نجات ميدهد؛ و زندگي انساني شرافتمندانه را، ولو با مشكلات، بر زندگاني ننگين اجانب، ولو با رفاه حيوانى، ترجيح دهيد و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد؛ و بهخوبي و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاهِ پس از تحريم اقتصادى، در همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز ميديدند و از راه انداختن كارخانهها آنان را مأيوس مينمودند، افكار خود را به كار بستند، و بسياري از احتياجات ارتش و كارخانهها را خود رفع نمودند
"وصيت مشفقانه ميكنم كه از اسلام، كه يگانه استقلال و آزاديخواهي است و خداوند متعال همه را با نور هدايت آن به مقام والاي انساني دعوت ميكند، چنانچه امروز وفاداريد، در وفاداري استقامت كنيد، كه شما را و كشور و ملت شما را از ننگ وابستگيها و پيوستگيها به قدرتهايي كه شما را جز براي بردگي خويش نميخواهند و كشور و ملت عزيزتان را عقبمانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستمپذيري نگه ميدارند، نجات ميدهد؛ و زندگي انساني شرافتمندانه را، ولو با مشكلات، بر زندگاني ننگين اجانب، ولو با رفاه حيوانى، ترجيح دهيد و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد؛ و بهخوبي و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاهِ پس از تحريم اقتصادى، در همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز ميديدند و از راه انداختن كارخانهها آنان را مأيوس مينمودند، افكار خود را به كار بستند، و بسياري از احتياجات ارتش و كارخانهها را خود رفع نمودند
خبرگزاري فارس: الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است.تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است.
الگوي مصرف از زوايا و ابعاد گوناگوني قابل طرح و بررسي است و تحقق آن نيازمند سازو كارها و بسترهاي لازم خود مي باشد. تعديل غرايز انسان كه تمامي حركات، سكنات و فعاليتهاي دروني و بروني او را دربرمي گيرد يكي از مهم ترين مباحث مبنايي و اساسي اصلاح الگوي مصرف است كه براي تحقق اين امر حياتي، بايد به خوبي تبيين و مورد كنكاش و واكاوي قرار گيرد. مطلب حاضر در مقام تشريح بعد مثبت و منفي كاربرد غرايز است كه در اصلاح الگوي مصرف بايد مورد توجه و اهتمام لازم قرار گيرد. اينك با هم آن را ازنظر مي گذرانيم:
¤¤¤
اهميت وجود غرايز
بي شك، در وجود همه انسانها غريزه هايي وجود دارد كه تمام حركت ها و فعاليت هاي دروني و بروني وي از آن برخاسته و متاثر مي گردد. مهم ترين اين غرايز عبارتند از: حس كنجكاوي- حس حق جويي- حس عرفان و خداخواهي، حس ماورايي و كمال طلبي، حس زيبايي، حس عدالت خواهي، حس فداكاري و ايثار، حس سودجويي، حس خودخواهي، حب نفس، حب بقا، حب شخصيت، حب مال و ثروت، حب جاه و مقام و شهوت و غضب و... به عنوان مثال، يكي از غرايز انسان كه مطرح شد حب نفس است، اين غريزه منشا بسياري از فعاليت هاي انساني است كه چون علاقه به زندگي دارد و مي خواهد بماند، براي رسيدن به اين هدف هرچه مي تواند كوشش مي كند. غريزه حب نفس است كه هنگام مواجه شدن با خطري از ناحيه دشمن، انسان را وامي دارد كه با تمام نيرو و توان به دفاع از خود برخيزد. بنابراين وجود غرايز در انسان منشا عمل و محرك او است.
كاركرد مثبت يا منفي غرايز
اين غرايز داراي دو بعد مثبت و منفي هستند كه در جهت ايجاد انگيزه ها و تنوع آن به خوبي و بدي نقش اساسي دارد. شناخت اين غرايز و گستره اثرگذاري و اثرپذيري آن در جهت هدايت و كنترل، ضروري و لازم است. تميز انگيزه هاي بد از خوب و شناخت هدف هاي عالي از پست، بستگي به خودشناسي دارد. چگونه ممكن است انسان در مسير تكامل گام بردارد در حالي كه ابزار كار را نشناخته و آن را در مسير صحيح راهنمايي نكرده است؟
علم اخلاق در اين زمينه راهنماي خوبي براي سالكان و طالبان راه حق است و ارزش ها و وسايل تحصيل آن را معرفي مي كند و موانع و عوامل بازدارنده را باز مي نمايد.
بايد دانست كه كيفيت عمل و ارزش حقيقي آن در اخلاق اسلامي بستگي به نوع انگيزه و اهداف عمل كننده دارد و شكل ظاهري كار و رفتار به تنهايي معيار ارزشها (خوبيها و بديها) به حساب نمي آيد. نيت و رفتار اخلاقي انسان به اندازه اي مهم است كه سرنوشت انسان را با آن مي توان پيش بيني كرد. اصولا قرآن كريم سرنوشت افراد و اقوام و ملل را به تغيير در نيات و مقاصد آنها مرتبط مي داند (رعد -11)
تاثيرگذاري غرايز دروني
هر چند عوامل بيروني در ساختار انگيزه هاي انسان بي تاثير نيست ولي بايد دانست كه عوامل اصلي در شكل گيري اهداف انسان همانا عوامل دروني است و چنانكه معلوم است عوامل دروني بر دو گونه است: 1- طبيعي 2- اكتسابي
عوامل طبيعي عبارت است از غرايز و احساسات خداداده كه به طور طبيعي در وجود انسان آفريده شده است. عوامل اكتسابي صفات و ملكات نفساني انسان است كه به مرور زمان در اثر اعمال و رفتار اختياري در انسان بوجود مي آيد. فعاليتهاي انسان در تمام حالات از اين عوامل متاثر است و اين عوامل زمينه ساز تصميم گيري ها و حركات انسان است و استعدادهاي انسان در اين چارچوب به فعليت مي رسد.
اين همه اصرار بر شناخت نفس و كنترل و هدايت غرايز و نيز تاكيد بر تهذيب و تزكيه نفس به خاطر نقشي است كه اين عوامل در اعمال و رفتار و كيفيت آن دارد. چنانكه اعمال و رفتار انسان نيز متقابلا در شاكله و ساختار روحي وي اثر مي گذارد. انسان شكمباره و شهوت پرست، انسان خود ساخته و خداپرست، انسان ترسو و بزدل و انسان شجاع و دلير هر كدام رفتارهاي متضادي را از خود بروز مي دهند و اين نيست جز به خاطر عوامل نفساني و غرايز طبيعي انسان تا كدام چيره گردد و زمام امور را به دست گيرد. پس بايد انسان را ساخت يعني او را مالك خويشتن خويش قرار داد تا او بر جهان حاكم باشد نه جهان حاكم بر او.
تعديل غرايز
همان گونه كه در ساختمان جسم انسان يك عضو بي مصرف آفريده نشده در ساختمان روح و جان او نيز هر انگيزه و غريزه و ميلي نقش حياتي دارد، اما اگر اين غرايز به طور صحيح هدايت و رهبري نشود و تحت كنترل دقيق قرار نگيرد خطرناك و زيانبخش خواهد بود كه براي نمونه در اينجا به ذكر چند نمونه بسنده مي كنيم:
1- تمايلات جنسي
وجود اين غريزه سركش و مرزنشناس و طغيانگر در انسان مخصوصا در دوران جواني كه دوره بحران غرايز به شمار مي رود از مسائل انكارناپذير است، زيرا هوسهاي سركش و غرايز و اميال حيواني او را به هوسبازي و شهوت راني و... دعوت مي كند. اگر انسان با نيروي عقل و ايمان نتواند خود را كنترل كند و قدرت رام كردن غريزه هاي ويرانگر را نداشته باشد، از نظر معنوي تا آنجا سقوط مي كند كه از حيوانات هم پست تر مي شود، زيرا انسان مانند مخلوقات ديگر خداوند (فرشتگان و حيوانات...) نيست. چرا كه علي(ع) فرمود: «خداوند فرشتگان را تنها عقل داد نه شهوت و غضب و حيوانات را تنها شهوت و غضب داد نه عقل؛ ولي انسان را به اعطاي همه اينها شرافت بخشيد. لذا اگر شهوت و غضب او تحت فرمان عقلش قرارگيرد بالاتر از فرشتگان خواهدبود. چون با وجود نيروي مخالف به چنين مقامي رسيده است.»
(جامع العادات، ج1، ص34)
و حال آنكه شهوت برعقل او غلبه كند از حيوانات هم پست تر خواهدبود. بنابراين اگر اين غريزه تحت كنترل و هدايت قوه عاقله قرارنگرفته و تعديل نگردد، قهرا انسان از مسير انسانيت خارج و سمت و سوي حيواني پيدا خواهدكرد و درنتيجه هيچ گونه اصلاحي بر او موثر و مفيد نخواهدافتاد.
2- ثروت اندونزي
غريزه ديگري كه بايد تحت كنترل، هدايت و تعديل قرارگيرد، غريزه حب مال و ثروت اندوزي است. درقرآن كريم و رواياتي كه از پيشوايان ديني رسيده است از مال و ثروت به نيكي يادشده و انسان نيز ذاتاً علاقه به آن دارد و اين علاقه تا حدي لازم و مطلوب است، اما بايد توجه داشت كه اگر انسان بيش از حد به فكر زراندوزي و جمع ثروت باشد، زيانهايي به بار خواهدآورد كه در اين صورت هيچ اصلاحي در فرآيند كردارها و رفتارهاي او موثر و مفيد واقع نخواهدشد.
بعد مثبت يا منفي مال و ثروت
الف) بعد مثبت
قرآن كريم درچند مورد از مال و ثروت تعبير به خير مي كند كه چند نمونه را يادآور مي شويم:
«بر شما نوشته شده هنگامي كه يكي از شما را مرگ فرا رسد اگر خيري (مالي) را از خود به جاي گذارده است وصيت براي پدر ومادر و نزديكان به طور شايسته كند. اين حقي است بر پرهيزكاران» (بقره- 179)
مرحوم طباطبايي(ره) مي گويد: «والمراد بالخير المال» «مقصود از خير مال است» (الميزان، ج1، ص449) و در ذيل آيه «و انه لحب الخير لشديد» (او علاقه شديدي به خير دارد) مي نويسد: «الخير مال» «مقصود از خير همان مال است»
در مورد ديگر، خداوند متعال از مال به عنوان زينت دنيا نام مي برد، «المال والبنون زينه الحيوه الدنيا» مال و فرزندان زينت حيات دنيا هستند (كهف، 64)
همچنين در آيه ديگر خداوند متعال مال را قوام و پايه زندگي قرار داده است و مي فرمايد: «ولاتوتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...» اموال خود را كه خداوند وسيله قوام زندگي شما قرار داده است به دست سفيهان ندهيد...
خلاصه، اگر مال و ثروت از راههاي مشروع كسب شود و در راه حلال ودر جهت خدمت به مردم به مصرف برسد از نظر اسلام ارزشمند و داراي بار مثبت و ايجابي است.
ب) بعد منفي
از سوي ديگر قرآن كريم مال و ثروت را باعث غفلت از ياد خدا شمرده و مي فرمايد: «اي اهل ايمان! مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نسازد...» (منافقون-9)
در جاي ديگر ثروت اندوزان را (كساني كه مال و ثروت را گردمي آورند و آن را در راه خدا انقاق نمي كنند) برحذر مي دارد و اموالي را كه ذخيره كرده اند، وسيله عذاب آنها در قيامت مي داند، (توبه -43). همچنين مي فرمايد: «اموال و فرزندان شما نمي تواند وسيله تقرب شما به خدا باشد» (سبا-73)
ازسوي ديگر در روايات و مال ثروت مذمت شده و به عنوان ماده شهوت و آمال و آرزوهاي انسان (نهج البلاغه، حكمت85) و موجبات رنج و سختي و مركبي براي ناراحتيها (فهرست، غررالحكم، ص573) توصيف شده است. بنابراين در يك جمع بندي خلاصه مي توان گفت هريك از غرايز انسان اگر درمسير افراط و تفريط قرارگرفته و از مسير تعادل و ميانه روي خارج گردد، آثار زيانبار، مخرب و جبران ناپذيري براي انسان به دنبال خواهد داشت و درنهايت او را درمسير انحطاط و قهقرا سوق خواهد داد.
نويسنده: آيت اله محمد رضا مهدوي كني
http://rcirib.ir/eslahe_olgoe_masraf/naghd_22.asp
آیا انسان برای مصرف کردن به دنیا آمده است ؟ آیا انسان برای استفاده از این جهان پا به هستی گذاشته است؟ در ابتدای امر سوال ساده ای به نظر می رسد ، اما با کمی تأمل می توان فهمید که این پرسش ما را بسوی حقایق عمیق تری رهنمون می کند پیش از این زیاد درباره آنها به تفکر و تعمق نپرداخته ایم و از تأثیراتشان بر هستیمان زیاد آگاه نبوده ایم.فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.
تعریف «مصرف » و «مصرف گرایی»:
پیش از هر بحثی باید مصرف کردن را تعریف کنیم . مصرف کردن در معنای عادی و هنجار آن یعنی استفاده درست و به اندازه از منابع طبیعی برای زنده ماندن و زندگی کردن. اگر کمی خط سیر تاریخی تمدن بشری را دنبال کنیم در می یابیم که قسمت عمده ستیز و جنگ های بشر نیز از زمانی شروع شد که انسان توانایی ذخیره منابع طبیعی و چیزهای با ارزش را ...(ادامه متن در ادامه مطلب)...
چیزهای با ارزش را پیدا کرد. تا اینجا کمتر کسی فکر منفی درباره مصرف کردن به ذهن راه می دهد و تقریبا همه موافق این نوع مصرف هستند.
اما زمانی که درباره واژه مصرف گرایی صحبت می کنیم معنای کلمه از ظاهر آن به ما رخ می نماید. این واژه بر رسم و آیین و راه و روشی در زندگی دلالت می کند که وجود انسان را فرا گرفته است و تأثیر عمیقی بر تفکرات و رفتار و در نهایت خوشبختی انسان می گذارد. در اینجا مصرف کردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح کردیم تفاوتی ماهوی دارد و نماینده فرهنگی جدید و قدرتمند در زندگی انسان است که نخستین رگه های آن را می توان از انقلاب صنعتی در جهان غرب پیگیری کرد.
پس تا اینجا باید دریافته باشید که بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمایزی بین معانی مختلف این کلمه قایلم. اما ادعای این تفاوت رااز کجا آورده ام ؟ باید بگویم که این تمایز را می توان با یررسی دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسی استنباط کرد :
1- چه چیزی مصرف می کنیم ؟
2- در کل به چه علتی مصرف می کنیم ؟
چه چیزی مصرف می کنیم
واقعیت این است که جامعه صنعتی امروز و غول های اقتصادی و شرکت های بزرگ برای رسیدن به مقاصد خود از انسان این عصر یک مصرف کننده تمام عیار می سازند و با قدرت عظیم تبلیغات مسخ کننده خود در انسان نیازهای غیرواقعی و زاید بوجود می آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل یکسان که قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمی خورد ، مردم را به خرید این محصولات وا می دارند. در جامعه امروز اگر فلان یا بهمان محصول استفاده نکنی و بدتر اینکه آنرا زاید بدانی با انتقادات تندی مواجه می شوی که بی کلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت می کنند.
بدترین اتفاقی که بوسیله تبلیغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق می افتد وخانواده ها را گرفتار می کند، تغییر آرام و تدریجی نظام های ارزشی و باورهای فردی و اجتماعی ما درباره شیوه های زیستن است.
آنچه امروز در سراسر دنیا تبلیغ می شود این است که انسان باید مصرف کند ، چه چیز را ؟ آنچه ما تولید می کنیم. صرف نظر از اینکه آیا واقعا انسان امروز به آن احتیاج دارد یا خیر. در حقیقت انسان در این کارزار به مصرف کننده بی اراده ای تبدیل شده که به خیال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است که در انتخاب یک محصول بجای فلان کارخانه از بهمان کارخانه خرید کند اما معمولا آگاه نیست که در خرید آن محصول مختار نیست و صرف نظر از مارکی که خرید می کند آن محصول را حتما باید بخرد. اوج این بایدها را در خریدهای جهیزیه می توانید به عینه ببینید.
چرا مصرف می کنیم ؟
انسانی که در یک ماشین قوی اجتماعی -که لازمه زندگی صنعتی امروز است- به یک مهره تبدیل شده باشد هویت و اصالت فردی خود را از دست می دهد.
انسان امروز در درون احساس تنهایی شدیدی می کند و برای فرار از این تنهایی به کل های بزرگ می پیوندد و تکه ای می شود از یک سازمان ، باشگاه و ...و خود را در آن حل می کند تا آسوده شود .
تاکید ما بیشتر بر عکس العملی است که انسان تنهای امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان می دهد. این زیاده خواهی در مصرف که در واقع چراغ سبزی است به زیاده خواهان و طماعان برای سوءاستفاده از انسان ، ناشی از این احساس در انسان است که آن آزادی و هویت از دست رفته را می تواند با مصرف کردن به دست بیاورد و با مصرف کردن اطمینان بیابد که هنوز به معنای روحی و روانی کلمه هست و می زید.
ما خانواده های ایرانی باید برنامه و هدف مشخصی داشته باشیم و فرزندانمان در محیطی رشد کنند که زندگی هدفمند را بیاموزند. شما خانواده ای را تصور کنید که مادر آن خانواده مشتری پرو پا قرص وسایلی است که هر روز تبلیغ می شود از لوازم آشپزخانه ای که بعد از چند بار استفاده به آرشیو لوازم غیر قابل استفاده می پیوندد تا لوازم آرایشی و بهداشتی که بر خلاف بروشور های پر طمطراقشان بی تاثیرند .
فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان
را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.