سه شنبه 27 بهمن 1388 ساعت 8:32 AM
فضيلت قناعت و رذيلت اسراف
1. قناعت فضيلتي مهم
يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينهها دچار مصيبت هستيم، بهخاطر اين است كه اين اخلاق حسنهى مهم اسلامى را فراموش كردهايم.(11/09/1383)
2. فرهنگ انقلاب اسلامي فرهنگ قناعت
در دوران اول انقلاب، شما ناگهان ديديد كه مردم ما در ظرف مدت كوتاهى، تغييرات اساسى در خلقيات خودشان احساس كردند: گذشت در بين مردم زياد شد؛ آز و طمع كم شد؛ همكارى زياد شد؛ گرايش به دين زياد شد؛ اسراف كم شد؛ قناعت زياد شد -فرهنگ اينهاست؛ فرهنگ اسلامى اينهاست.(21/05/1371)
3. قناعت سرافرازانه
بنده ملت ايران را به «رياضت» دعوت نمىكنم. بحمدالله ما احتياجى به اين نداريم كه ملت خودمان را به رياضت، دعوت كنيم. فضاى غمآلود رياضت، از زندگى اين مردم دور باد! من مردم را به «قناعت» دعوت مىكنم؛ قناعت سرافرازانه، قناعت انسان عاقل و خردمندى كه مىداند آيندهى خود را با قناعت تأمين مىكند و زندگى و روال اقتصادى كشور را تسهيل و به مسؤولين كمك مىكند كه بتوانند تدابير صحيح را در كار ادارهى مملكت اعمال كنند.(1/01/1377)
4. قناعت فريضه اجتماعي
اگر واقعا وضع اقتصادى ملتى آشفته است، بايد چه كار كند؟ بايستى به خودش سختى بدهد. آنها براى اينكه مبادا تبليغاتشان موجب شود كسانى به فكر بيفتند كه به خودشان سختى دهند و اگر مشكلى هم در كار اقتصادى هست، از بين برود، تبليغات مىكنند كه «در ايران، فلان كسان مىخواهند مردم را به رياضت اقتصادى دعوت كنند!» به قول معروف، پيش مىافتند كه پس نيفتند! يعنى حرفى مىزنند كه كسى در اين مملكت جرأت نداشته باشد مردم را به قناعت دعوت كند كه مبادا بگويند «رياضت اقتصادى»!(1/1/1377)
5. اسراف لجنزار است
اسراف، يك لجنزار است. ريختوپاش مالى، يك وسوسهى شيطانى است. وقتى كه شما به بركت هدايت الهى، علىرغم سنگاندازيهاى دشمنان، مثل يك موجود فعال، بانشاط و جوان، سرپا قرار گرفتهايد تا بتوانيد زندگى را نو كنيد و از منابع عظيم ثروت در اين كشور استفاده كنيد، آنجا شما بايد ببينيد چه چيزى اندك ضررى مىزند؛ ديگر آن را انجام ندهيد. اسراف، پرداختن به مصارف زيادى و طمعكارى بعضى از قشرها در به دست آوردن درآمدهاى نادرست و ناسالم، از اين قبيل است. اينها نبايد باشد
1. قناعت فضيلتي مهم
يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينهها دچار مصيبت هستيم، بهخاطر اين است كه اين اخلاق حسنهى مهم اسلامى را فراموش كردهايم.(11/09/1383)
2. فرهنگ انقلاب اسلامي فرهنگ قناعت
در دوران اول انقلاب، شما ناگهان ديديد كه مردم ما در ظرف مدت كوتاهى، تغييرات اساسى در خلقيات خودشان احساس كردند: گذشت در بين مردم زياد شد؛ آز و طمع كم شد؛ همكارى زياد شد؛ گرايش به دين زياد شد؛ اسراف كم شد؛ قناعت زياد شد -فرهنگ اينهاست؛ فرهنگ اسلامى اينهاست.(21/05/1371)
3. قناعت سرافرازانه
بنده ملت ايران را به «رياضت» دعوت نمىكنم. بحمدالله ما احتياجى به اين نداريم كه ملت خودمان را به رياضت، دعوت كنيم. فضاى غمآلود رياضت، از زندگى اين مردم دور باد! من مردم را به «قناعت» دعوت مىكنم؛ قناعت سرافرازانه، قناعت انسان عاقل و خردمندى كه مىداند آيندهى خود را با قناعت تأمين مىكند و زندگى و روال اقتصادى كشور را تسهيل و به مسؤولين كمك مىكند كه بتوانند تدابير صحيح را در كار ادارهى مملكت اعمال كنند.(1/01/1377)
4. قناعت فريضه اجتماعي
اگر واقعا وضع اقتصادى ملتى آشفته است، بايد چه كار كند؟ بايستى به خودش سختى بدهد. آنها براى اينكه مبادا تبليغاتشان موجب شود كسانى به فكر بيفتند كه به خودشان سختى دهند و اگر مشكلى هم در كار اقتصادى هست، از بين برود، تبليغات مىكنند كه «در ايران، فلان كسان مىخواهند مردم را به رياضت اقتصادى دعوت كنند!» به قول معروف، پيش مىافتند كه پس نيفتند! يعنى حرفى مىزنند كه كسى در اين مملكت جرأت نداشته باشد مردم را به قناعت دعوت كند كه مبادا بگويند «رياضت اقتصادى»!(1/1/1377)
5. اسراف لجنزار است
اسراف، يك لجنزار است. ريختوپاش مالى، يك وسوسهى شيطانى است. وقتى كه شما به بركت هدايت الهى، علىرغم سنگاندازيهاى دشمنان، مثل يك موجود فعال، بانشاط و جوان، سرپا قرار گرفتهايد تا بتوانيد زندگى را نو كنيد و از منابع عظيم ثروت در اين كشور استفاده كنيد، آنجا شما بايد ببينيد چه چيزى اندك ضررى مىزند؛ ديگر آن را انجام ندهيد. اسراف، پرداختن به مصارف زيادى و طمعكارى بعضى از قشرها در به دست آوردن درآمدهاى نادرست و ناسالم، از اين قبيل است. اينها نبايد باشد