سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 5:32 AM
اصلاح الگوي مصرف(1)

 خبرگزاري فارس: مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل،فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد.

«اصلاح الگوي مصرف» شعاري است كه در طليعة سال 1388 از جانب مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال انتخاب گرديده است. انتخاب اين شعار حكايت از آن دارد كه به دلايل بسياري ريشه بسياري از مصيبت‌هاي كشور در حال حاضر در مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر اقشاري از جامعه به‌ويژه مديران و متمكنين و ثروتمدان جامعه است.
مصرف‌گرايي نابجا و گرايش به اشرافيت و تجمل عملي است شيطاني و اعتقاد اسلامي ملت و فرهنگ انقلاب اسلامي را همچون موريانه از درون مي‌خورد و نابود مي‌سازد. ملتي كه عادت به مصرف زياد دارد و اهل توليد نيست، ناخواسته جاده‌ صاف‌كن دشمنان كشور خواهد شد. چرا كه مصرف‌گرايي با خود فرهنگي را حمل مي‌كند كه اين فرهنگ ضد عزت و شرافت و مقاومت و كرامت انساني است. مصرف‌گرايي بي‌حد و حصر انسان را زبون و پست مي‌كند.
غربي‌ها و در رأس آن آمريكا از روحيه رفاه‌طلبي و اشرافيت كه در ايران در حال نضج گرفتن است عميقاً شادمانند، چون بر ملتي كه روحيه مصرف‌گرايي دارد به آساني مي‌توان تسلط يافت. تحريم‌ها ملت‌هاي مصرف‌گرا را مي‌ترساند نه ملت‌هايي را كه داراي انضباط مالي و اقتصادي هستند و قناعت را نه به عنوان يك شعار اخلاقي بلكه به عنوان يك شعار انقلابي سرلوحه رفتار خويش قرارداده‌اند.
طرح «اصلاح الگوي مصرف» بسيار هوشمندانه انتخاب شده است و اميد است تمام دستگاه‌هاي فكري و اجرايي كشور و نخبگان و همه مردم هم در تعيين راهكارها و هم در ايجاد فرهنگ قناعت بكوشند. در ميان دستگاه‌هاي فرهنگي، صدا و سيما به دليل مخاطب چند ميليوني خود مي‌تواند با روش‌هاي علمي افكار عمومي را از طريق قالب‌هاي گوناگون هنري و ساختاري خويش تحت تعليم جدي قرار دهد. برنامه‌هايي نظير برنامه خانواده كه مخاطب آن خانم‌هاي كشور هستند از طريق آموزش اقتصاد خانواده كه غالباً‌ در اختيار زنان كشور است مي‌تواند نقشي مهم ايفا نمايد. برنامه‌هاي كودك مي‌تواند از طريق كودكان، بزرگسالان را تحت فشار و كنترل قرار دهد كه همه چيز به اندازه مصرف شود. شعار اصلاح الگوي مصرف نه معناي رياضت دارد و نه گدا صفتي، بلكه به معناي مصرف بجا و عاقلانه است.
به طور قطع همان طور كه در مقاله حاضر هم ملاحظه خواهيد كرد ريشه اسراف و روح فرهنگ اسراف را ابتدا در رفتار زمامداران و مديران كشور بايد اصلاح كرد چنانچه مسئولين از انضباط اقتصادي و مالي برخوردار نشوند، صدها برنامه صداو سيما آب در هاون كوبيدن است. مقاله حاضر برمبناي آثار مقام معظم رهبري در بيست سال گذشته و كليه آثار بزرگاني همچون امام، علامه طباطبايي، استاد مطهري و آيت الله جوادي آملي تلاش كرده تا اندازه‌اي اهميت «اصلاح الگوي مصرف» را به عنوان يك فريضه ديني و انقلابي توضيح دهد.
http://rcirib.ir



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 2:40 AM
تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران
فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.
آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»
دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 27 بهمن 1388  ساعت 1:34 AM
سبك زندگي به مثابه مكمل چرخه سرمايه داري فزون خواه

 خبرگزاري فارس:در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي خواند. در عصر كلونينگ و انسان هاي شبيه سازي شده، رويداد «همه مانكني» بدلي از شبيه سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.


آغاز كاپيتاليسم
اتشار كتاب «بررسي درباره ماهيت و علل ثروت ملل» در سال 1776 ميلادي توسط آدام اسميت، آغازي بر پيدايش اقتصاد كاپيتاليستي در جهان بود. «ثروت ملل» اسميت تلاش جامعي در تحليل كاركرد يك اقتصاد سرمايه¬داري و نمادي از برخورد با پرسش¬هاي مربوط به ارزش و توزيع بود و در واقع يك مكتب متمايز اقتصاد سياسي كلاسيك را پايه¬گذاري نمود. آدام اسميت در اين كتاب، مرزهاي اقتصاد را آن قدر گسترش داد تا حوزه¬هاي ديگر مانند علوم سياسي و حتي انسان¬شناسي را نيز در بر گرفت.
اسميت اگرچه يك بدگماني عميق درباره رفتار بازرگانان و قانونگذاران داشت و وظيفه دولت را تامين آن دسته از خدمات اجتماعي مي-دانست كه بخش خصوصي قادر يا مايل به انجام آن نيست اما او يك مدافع اقتصاد آزاد، تجارت آزاد و تحرك آزاد نيروي انساني و كالاها – نظريه مزيت نسبي و آزادي عملكرد بازار- بود.

انقلاب صنعتي، كاپيتاليسم و ظهور امپرياليسم
انديشه اقتصادي اسميت همزمان با وقوع انقلاب صنعتي در نيم قرن پس از 1780 ميلادي به شدت مورد توجه قرار گرفت و به زودي تجارت آزاد و انقلاب صنعتي به دو ركن اساسي دنياي جديد مبدل شد. اولين كشوري كه شديدا تحت تاثير انقلاب صنعتي قرار گرفت انگلستان بود و به همين دليل انگلستان كه در نيمه اول قرن نوزدهم بدل به «كارگاه تمام جهان» شده بود، اولين دولتي بود كه با نسخ «قوانين غله» در 1846 ميلادي موجد جنبشي از براي تجارت آزاد گرديد. فرانسه نيز در 1860 ميلادي سياست تجارت آزاد را اتخاد نمود و ساير دول اروپايي نيز به زودي از اين رويه پيروي كردند.
گسترش انقلاب صنعتي و تجارت آزاد به اقصي نقاط اروپا، آمريكا و ژاپن كه به تازگي به خيل دول صنعتي پيوسته بود نياز روزافزون به بازار جهاني، مواد خام ارزان و فراوان و سرمايه گذاري بين المللي را موجب شد. چنين بود كه امپريالسيم اروپايي (من جمله امپرياليسم ايالات متحده و ژاپن) اولين مرحله از اشاعه يك تمدن صنعتي و علمي بود كه از حوزه داخلي اروپا سرچشمه گرفت.
تقسيم بخش اعظم كره زمين ميان دول صنعتي در حدود 20 سال، از حدود سال¬هاي 1880 تا 1900 ميلادي و استعمار و چپاول منابع آسيا و آفريقا در طي اين سالها و دهه هاي بعد نتيجه بلافصل انقلاب صنعتي، تجارت بين¬المللي و امپرياليسم اقتصادي بود. در واقع ولع پيش ار حد دول مدرن در بلعيدن نقاط جهان بود كه منجر به بروز جنگ¬هاي جهاني اول و دوم گشت.

طغيان آسيايي و افول امپرياليسم كلاسيك
رنجش ملل جهان از امپرياليسم و استعمار دول صنعتي بود كه طغيان ملل آسيايي را در دهه¬هاي بعد از 1900 ميلادي سبب شد. انقلاب مشروطه در 1906 ميلادي به رهبري روحانيت و روشنفكران در ايران، نهضت جوانان ترك در 1908 ميلادي به رهبري كمال آتاتورك در تركيه، انقلاب چين پس از 1911 ميلادي به رهبري سون يات سن در چين و نهضت ملي هند پس از 1919 ميلادي به رهبري ماهاتما گاندي و جواهر نعل نهرو در هندوستان و ... در پس اين طغيان بود.
وقوع جنگ جهاني اول در 1914 ميلادي و در پي آن كساد عظيم اقتصاد آمريكا و جهان در 1929 ميلادي و نهايتا جنگ جهاني دوم در 1939 شايد فرصتي بود تا برخي ديگر از ملل ستم ديده جهان از زنجير استعمار، خود را برهانند.
با گسترش آگاهي جمعي در ميان ملل جهان و ضعف كوتاه مدت دول استعماري پس از وقوع دو جنگ جهاني، امپرياليسم كلاسيك كه در قالب تصرف سرزميني و چپاول مستقيم منابع و ثروت ملل نمود مي يافت، دچار افول گشت و ملل زيادي علم استقلال برداشتند و خود را از يوق استعمار خارج ساختند.

توسعه اقتصادي، چرخه سرمايه داري و مصرف انبوه
در دهه¬هاي پس از جنگ دوم و هم¬زمان با رشد اقتصادي كشورهاي صنعتي، كشورهاي ديگر نيز با اتخاد سياست¬هاي اقتصادي و كم كردن دخالت كشورهاي صنعتي به تدريج اقتصاد خود را شكوفا و در مواردي خود را به عنوان رقيب دول صنعتي مطرح ساختند. ظهور قطب¬هاي صنعتي در آسياي جنوب شرقي، چين و آمريكاي جنوبي در كنار تلاش ساير ملل در جهت رشد و توسعه اقتصادي، توليد و عرضه محصولات صنعتي را در مقياس انبوه در جهان به دنبال داشت. با شتاب گرفتن توليد با روش¬هاي نوين صنعتي و عرضه انبوه، چرخه سرمايه¬داري با مسئله جديدي به نام نياز به مصرف انبوه مواجه گشت.

ظهور امپرياليسم فرهنگي
مسئله نياز به مصرف انبوه در چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه در عصر جهاني شدن اقتصاد و افول امپرياليسم كلاسيك، پاسخي به صورت ضرورت توجه به اقتصاد فرهنگي به عنوان بديل اقتصاد سياسي و امپرياليسم فرهنگي به عنوان جايگزين امپرياليسم كلاسيك يافت.
از يك¬سو در دنياي جديد با طرح آرمان¬شهر بيكني و تولد انسان مدرن خودبنياد كه خويشتن خود را جدا از آموزه¬هاي اجتماعي دين و اخلاق مي¬ديد، كسب رفاه و لذت جسماني در مركز توجه قرار گرفته بود. اومانيسم دكارتي نيز كم¬كم معطوف به اومانيسم جسمي و جنسي گرديد. از سوي ديگر در دنياي استعمارزده ديروز، توسعه و ترويج مدرنيسم منجر به پرورش نسلي از انسان¬هاي برزخي گرديد كه علقه¬هاي سنتي خود را همراه آرزو و اميدهاي زميني به دوش مي¬كشيدند؛ انسان¬هايي كه در دل هواي شرقي و در سر آرزوي غربي داشتند.
امپرياليسم فرهنگي با انتشار اتمسفر جسماني به زودي بستر سرزميني خود را در درون انسان برزخي قرار داد و با تبليغ زندگي در آرمان¬شهر بيكني و اومانيسم جنسي چرخه ناقص سرمايه¬داري فزون خواه را تكميل نمود.

«سبك زندگي» به مثابه مكمل چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه
تعريف «سبك زندگي» در آرمان¬شهر جديد و دهكده جهاني ماحصل پشتكار سرمايه¬داري فزون خواه در فرايند امپرياليسم فرهنگي بود. زندگي در «شهر جديد»، «شهر مدرن» و «شهر بي خدا» سبكي متفاوت از گذشته مي¬طلبيد. انسان جديد، موجود لذت¬جويي بود كه خواست و نياز روزمره خود را طلب مي¬كرد و براي فرار از روزمرگي نياز به سبك¬هاي جديدتر زندگي داشت.
اين گونه بود كه چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه با شكل¬گيري «سبك زندگي» تكميل شد:
1. سرمايه
2. توليد
3. توزيع
4. سبك زندگي جديد
5. مصرف
6. بازگشت سرمايه + سود
7. بازگشت به مرحله 1
در چرخه سرمايه¬داري تكامل¬يافته، آنچه ناپيداست خالي شدن جيب مصرف¬كننده جهت هم¬گام شدن با «سبك زندگي» جديد است.

مانكن به عنوان نماد «سبك زندگي» جديد
با تبليغ سبك جديدتر، سبك جديد كهنه مي¬گردد و با ظهور سبك جديد جديد، سبك جديدتر «دمده» مي شود و ... حركت از سبك جديد به جديدتر و جديدتر به جديد جديد و ... نياز به يك محرك دارد و اين محرك همان مانكن است. «مانكن» همان «انسان كامل» در آرمان¬شهر بيكني است كه موظف است تا انسان جديد را در شهر جديد راهبر باشد. «مانكن» همان موجود بهشتي است كه انسان مدرن را به سوي خويش مي خواند؛ به سوي يك زندگي سرشار از لذت و رفاه در عصر جسم فربه شده و به سوي يك «بهشت زميني».
«مانكن» حاصل عمر «دكارت» بزرگ، پري شهر¬هاي «بيكن» و دست¬پرورده سرمايه¬داري تكامل¬يافته «اسميت» است.

وسوسه مانكن شدن
انسان مدرن در دهكده جهاني، در عصر ارتباطات و اطلاعات و در «دنياي قشنگ جديد» موجودي است دغدغه مند! و اين دغدغه چيزي نيست جز وسوسه مانكن شدن!
وسوسه مانكن شدن ما را به سوي خويش مي¬خواند! به سوي تبديل شدن به يك «سوپرانسان» نيچه¬اي، يك «سوپرمرد» يا يك «سوپرزن»، به سوي زندگي در يك بهشت زميني و فرو رفتن در يك زندگي سرشار از خوشي!
«سوپرانسان» در حالي كه تازه ترين لباس خود را پوشيده است در ميان دود و تابش نورهاي رنگارنگ رخ مي نمايد. دندان هاي سفيد و بلورين با اندامي متناسب در قواره¬اي نو تازه¬ترين سبك زندگي را به نمايش مي¬گذارد. در حالي كه صداي بم او در ميان هلهله جمعيت گم مي¬شود حركات او توسط آخرين تكنيك¬هاي تصويري بر روي نمايش¬گرهاي بزرگ در داخل و خارج سالن به تصوير كشيده مي¬شود. سرخوشي و سرمستي او روح تازه¬اي به هزاران جوان و نوجوان حاضر مي¬دهد تا دغدغه¬هاي اندوهناك زندگي به فراموشي سپرده شود. ده¬ها هزار جمعيت حاضر و ميليون¬ها تماشاچي تلويزيوني با چشم¬هاي هيجان¬زده محو حركات و جلوه¬گري اين موجود بهشتي هستند تا شايد در دنيايي كودكانه، خود را در شمايل او ببينند.
در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي¬خواند. در عصر كلونينگ و انسان¬هاي شبيه¬سازي شده، رويداد «همه¬مانكني» بدلي از شبيه¬سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.

نويسنده: سيد امير حسن دهقاني
منبع: هفته نامه پنجره


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net