دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 8:12 AM
اسراف و صرفه جويي در فرهنگ اسلامي


در مقاله حاضر نويسنده با بررسي مقوله اسراف و صرفه جويي از ديدگاه آيات و روايات، بر ضرورت فرهنگ سازي براي صرفه جويي و قناعت در جامعه تأكيد كرده است كه آن را با هم از نظر مي گذرانيم.

مسأله اسراف و قناعت از مفاهيم و گزاره هاي مورد اهتمام دين مبين اسلام است كه در آيات قرآني و روايات اهل بيت(ع) بر روي اين دو موضوع تأكيدات فراوان صورت گرفته است.
معني و مفهوم اسراف
«اسراف در لغت به معني تجاوز و زياده روي است و بنابراين در امور اعتقادي و همچنين در تمام افعال و اعمال انساني متصور است. اسراف در عقيده آن است كه انسان درباره خود يا ديگري چيزي را كه دروغ و سزاوار نيست، معتقد شود، مانند اعتقاد فرعون به ربوبيت خودش كه گفت: براي شما غير از خودم خدائي نمي شناسم» (قصص.38) و پروردگار عالم او را از مسرفين خواند. (يونس.83) يا اينكه آنچه را كه سزاوار تصديق و اعتقاد است باور نكنند مانند اعتقاد به خدا و نبوت پيغمبران و امامت ائمه و معاد و... چنانچه در قرآن مجيد مي فرمايد: و اينچنين جزا مي دهيم كسي را كه از حد بگذراند (اسراف كند) و به آيات پروردگارش ايمان نياورد و عذاب آخرت سخت تر و باقي تر است.»(1)
موضوع صرفه جويي به قدري در اسلام اهميت دارد كه علماي اخلاق تأكيد مي كنند: «سزاوار است مؤمن در امور مباح هم سعي كنند كه اسرافي از آنها سر نزند، مانند اسراف در خواب، بيداري، حرف زدن و خوردن، چنانكه در حديث است خدا هر پرخور و پرخوابي را دشمن مي دارد.(2)
فرهنگ ديني ما به خوبي ابعاد و انواع مختلف اسراف را ترسيم مي كند و به انسان مسلمان مي آموزد كه چگونه خود را از سقوط در اين ورطه حفظ كند. يكي از علماي اخلاق اسلامي در تعريف اسراف و انواع آن مي گويد:
«اسراف، به معناي تجاوز از حد و زياده روي كردن است و آن يا از جهت كميت است كه صرف كردن مال است در موردي كه سزاوار نيست هر چند به مقدار درهمي باشد و يا از جهت كيفيت است و آن صرف كردن مال است در موردي كه سزاوار است، لكن بيشتر از آن چه شايسته است و از همين رو بعضي صرف مال را در موردي كه سزاوار نيست تبذير گفته اند و صرف مال را در زيادتر از آنچه سزاوار مي باشد، اسراف دانسته اند.(3)
اسراف در قرآن و روايات
آيات قرآن درباره نكوهش اسراف و تبذير و ارزش و جايگاه ميانه روي و بهره گيري صحيح از نعمت هاي الهي به اندازه اي روشن و واضح است كه ما به عنوان يك مسلمان بايد به چنين مكتب دقيق و اخلاقي افتخار كنيم.
قرآن در جاي جاي خود به مسئله اسراف اشاره مي كند و اسراف كننده را مورد سرزنش قرارمي دهد، برخي از اين آيات عبارتند از:
-«خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست، هدايت نمي كند.» (غافر.8)
-«اسرافكاران اهل آتش جهنم هستند.»(غافر.43)
-از نعمت هاي الهي بخوريد و بياشاميد، اما اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمي دارد.» (اعراف.31)
-(بندگان خداوند) كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مي نمايند و نه سختگيري، بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالي دارند.»(فرقان.67)
-«و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.» (انعام.141)
قرآن كريم مسئله اسراف را در معناي بسيار وسيعي به كار برده است و همانگونه كه در روايات نيز عنوان شده اسراف مراتب مختلفي دارد، اسراف در مرتبه اي مختص خوردن و آشاميدن است و در جايي ديگر فرعون نيز در رتبه اسرافكاران قرارمي گيرد، قرآن به انسان هايي كه زياده روي و اسراف مي كنند توصيه مي كند كه از راهي كه در پيش گرفته اند، بازگردند و از رحمت و بخشش الهي مأيوس نشوند.
خداي متعادل در آيه27 سوره بني اسرائيل نيز اين گونه تكليف مسئله اسراف و تبذير را روشن مي سازد كه: «اسراف مكن و مال خودت را پراكنده مساز، به درستي كه اسراف كنندگان برادران شياطين هستند و شيطان به پروردگارش سخت (منكر) و كفران كننده است.» فرهنگ اسلامي همانگونه كه ديديم زياده روي در مصرف و استفاده از نعمت هاي مادي را از پائين ترين مراتب اسراف مي داند، در حاليكه دايره اين موضوع در اسلام بسيار گسترده است، تا جائيكه بحث از اسراف در عقايد و اعمال نيز به ميان مي آيد.
احاديث و اخبار درنكوهش اسراف از ائمه شيعه بسيار نقل شده و به جرأت مي توان گفت كه در هيچ مذهب ديگري به اين اندازه درباره مسئله ميانه روي و اعتدال در مصرف تأكيد نشده است، نگاهي به روايات زير اين مسئله را بيشتر آشكار مي سازد.
امام كاظم(ع) در وصيت نامه اي به هشام مي فرمايد: يكي از لشكريان عقل ميانه روي و از لشكريان جهل زياده روي است.(4)
اميرالمؤمنين علي(ع) فرمودند: «زياده روي و اسراف مكن، زيرا بخشش اسراف كار مورد ستايش نيست و تنگدستي او هم مورد ترحم واقع نمي شود.(5)
رسول خدا نيز در اين باره اينچنين مي فرمايد (السرف يورث الفقر»(6) زياده روي فقر به بار مي آورد.
امام موسي بن جعفر(ع) در جايي ديگر فرمود: كسي كه در زندگي ميانه روي و قناعت ورزد، نعمت او باقي مي ماند و آنكه با تبذير و اسراف زندگي كند، نعمتش از بين مي رود.(7)
علاوه بر اين در سخنان گوهر بار ائمه هدي عليهم السلام بارها از اسراف و زياده روي به عنوان عامل تباهي مال و ثروت، از بين رفتن بركت و مقدمه و زمينه فقر و تندستي ياد شده است.
قناعت، فضيلت بزرگان
دركنار بحث اسراف كه همواره دراسلام مورد مذمت قرار گرفته است، مسئله قناعت خصلت و ويژگي ارزشمندي براي يك انسان مسلمان به شمار مي رود. در فرهنگ اسلامي صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است و از آن به عنوان وسيله اي كه سعادت ابدي آدمي را به بار مي آورد ياد شده است. امام محمدباقر(ع) در اين رابطه مي فرمايند: هركه قناعت كند به آنچه كه خدا به او مي دهد، غني ترين مردم است. (8) علاوه بر اين در كتب اخلاقي اسلامي نيز مي بينيم كه روشهاي تحصيل اين صفت پسنديده مورد بحث و بررسي قرارگرفته و علماي اخلاق به صورت مفصل به اين موضوع پرداخته اند كه حاكي از توجه دين مبين اسلام به اين مسئله است، به عبارتي در آموزه هاي ديني ما علاوه بر اينكه مسئله قناعت و صرفه جويي يك مسئله تاثيرگذار درجامعه محسوب مي شود و به ابعاد اجتماعي آن پرداخته شده، هر فرد مسلمان نيز به كسب و تحصيل اين ويژگي اخلاقي پسنديده به عنوان يك فضيلت تشويق شده است. همچنين با نگاهي به ادبيات اين مرز و بوم خواهيم ديد كه ادبيات و شعراي ايراني نيز در جايگاههاي گوناگون به مسئله اسراف و در مقابل آن به صرفه جويي و قناعت توجه ويژه اي داشته اند. همچنانكه در گلستان سعدي بابي در فضيلت قناعت وجود دارد و در كتاب بوستان نيز باب ديگري به قناعت اختصاص يافته است. سعدي مي گويد:
چو كم خوردن طبيعت شد كسي را
چو سختي پيش آيد سهل گيرد
وگر تن پرورست اندر فراخي
چو تنگي بيند از سختي بميرد
يا اينكه مي گويد:
اي قناعت، توانگرم گردان
كه وراي تو هيچ نعمت نيست (9)
آثار متعددي از ادبيات فارسي وجود دارد كه به بحث قناعت و صرفه جويي پرداخته اند و بسياري از اين مباحث ريشه در فرهنگ ديني و سنت ها و آيين هاي ملي و بومي ما دارند كه توجه به اين آثار و بازگونمودن آنها در جامعه به شكل مطلوب مي تواند اشاعه دهنده فرهنگ مصرف صحيح و پرهيز از اسراف باشد.
ضرورت احياي فرهنگ ميانه روي و قناعت
موضوع اسراف و زياده روي و در مقابل آن صرفه جويي به قدري گسترده و مبسوط در كتب ديني و اخلاقي اسلامي مورد بحث قرار گرفته كه هر شك و شبهه اي را از ذهن انسان برطرف مي سازد و بسياري از ما به رغم اينكه به ابعاد مختلف آن احاطه نداريم، اما بازهم به دليل همين تاكيدات فراوان لزوم صرفه جويي و به قولي اندازه گيري مقتصدانه درمصرف را به عنوان يك ارزش ديني و انساني پذيرفته ايم. اگرچه براي ما انسانهاي غافل تنها هنگامي كه به خشكسالي و محدوديت قطعي برمي خوريم، مسئله صرفه جويي جلوه پيدا مي كند، اما اسلام به عنوان مكتبي كه براي سعادت بشر برنامه دارد، درهمه حال و همه جا اسراف را امري ناپسند ذكر مي كند و مومنان را از زياده روي برحذر مي دارد. حال اگر مي خواهيم در عرصه هاي گوناگون به موفقيت دست بيابيم، بايد فرهنگ اسلامي مصرف صحيح را در جامعه ترويج كنيم.
به نظر مي رسد مسائلي از قبيل كم آبي و خشكسالي و غيرآن، يك محصول معنوي ارزشمند را براي ما به ارمغان آورده است و آن چيزي نيست جز احياي مجدد فرهنگ مصرف صحيح به رغم همه نواقص. درست است كه بايد به اين موضوع بيش از آنچه كه هست، پرداخته شود، لكن قطره ها هستند كه جريان ساز مي شوند و جرقه ها و شعله ها و زبانه هاي آتش را مهيا مي سازند.
براي مبارزه با اسراف و ترويج مصرف صحيح بايد به ريشه هايي توجه داشت كه بتواند تاثير عميق در دل و جان مردم بگذارد، زيرا در غير اين صورت ممكن است روزگاري فرا رسد كه ديگر خبري از اين ريشه ها نيز نباشد. حال كه اين ريشه ها هنوز خشك نشده بايد به آن توجه داشت و غفلت نورزيد، همانطور كه اسراف به معناي گسترده آن محصول فرهنگ بيگانه است، صرفه جويي و ميانه روي و اعتدال در امور مختلف نيز از دل فرهنگ اسلامي و بومي ملت ما بيرون آمده است، بنابراين براي آنكه بتوانيم الگويي صحيح از مصرف را ارائه دهيم، ناچار هستيم كه به احياي فرهنگي جامعه بهايي بيش از پيش دهيم و از اين فرصت ايجادشده به نحو احسن استفاده كنيم، فرصتي كه امروز به بهانه كم آبي و خشكسالي تجلي يافته است. بنابراين از منظري ديگر كم آبي و خشكسالي بركات معنوي را نيز به همراه خود داشته است و مي تواند به نقطه آغازين براي برنامه ريزي و ترويج فرهنگ اسلامي صرفه جويي نيز تبديل شود.
فراموش نكنيم كه فرهنگ مقوله اي مجرد و يك وجهي نيست، بلكه مسائل فرهنگي همواره تحت تاثير امور ديگري قرار مي گيرند، نمي توان از يك سو شاهد رواج فرهنگ مدگرايي در جامعه بود و ازطرفي انتظار داشت مردم به صرفه جويي درمصرف اهتمام داشته باشند.
به هرحال به نظر مي رسد اين اراده مردمي در زمينه صرفه جويي بايد با فرهنگ سازي و تلاش همه جانبه، استمرار يابد تا در آينده اي نزديك مشكلات ناشي از محدوديت منابع كمترين تاثير منفي را در جامعه ما داشته باشد.
يادمان باشد كه اسراف كاري مي تواند از پايين ترين مراتب آغاز شده و به نقطه اوج خود برسد، دراين ميان تنها فرهنگ مبتني بر آموزه هاي اخلاقي منبعث از وحي است كه مي تواند درمقابل آن بايستد، اين فرهنگ در جامعه ما ريشه دارد و بايد به اشاعه آن كمك كرد.
پانوشتها:
1و 2- گناهان كبيره، شهيد دستغيب، جلد2، ص120
3- همان، ص103
4-تحف العقول، ص300
5-غررالحكم، ص34
6-مجموعه الاخبار، باب 171، حديث6


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 26 بهمن 1388  ساعت 8:07 AM
مصرف، پسماند، بازيافت
مقدمه
توسعه شهرها، افزايش جمعيت و تغييرات شيوه هاي زندگي از جمله الگوهاي مصرف مشكلات و معضلات متعدد و متنوعي ايجاد نموده كه چاره انديشي و تلاش براي مقابله با آنها اجتناب ناپذير است و سهم كلان شهرها از تبعات زندگي شهري بيش از روستاها و شهرهاي كوچك مي باشد.
كلان شهر تهران نيز با گسترش جغرافيايي و افزايش جمعيت، معضلات فراواني را پيش رو دارد و از اهم آنها مي توان به رشد روز افزون توليد زباله اشاره نمود، مشكلي كه گاه به شكل يك تهديد جدي، سلامت جامعه را به خطر انداخته و در صورت مسامحه و عدم توجه دست اندركاران امور شهري، فجايع زيست محيطي جبران ناپذيري در پي خواهد داشت.
اگر چه در اين زمينه، تدبير، راه كاريابي و اجراي شيوه هاي نوين از وظايف مديريت شهري بوده و ما را ملزم مي نمايد تا با تلاش مسئولانه و بي وقفه در جهت حفظ بهداشت و سلامت جامعه در انجام وظايف خود بكوشيم ليكن مشاركت شهروندان نيز در امور شهري بسيار حايز اهميت و ضروري است.
از اين روي برآنيم تا با آشنا نمودن عموم شهروندان با معضلات و مشكلات زيست محيطي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ناشي از توليد زباله و دفع نامناسب آن، مشاركت بيش از پيش شهروندان را جلب نماييم تا در ساختن شهري عاري از هرگونه آلودگي از همكاري آنها بهره مند باشيم و در پرتو تعامل سازنــده، فرداي روشني براي فرزندان اين مرز و بوم ترسيم نماييم.
تاريخچـــــه
پس از چند دهه عملكرد سنتيدر زمينه دفع زباله در ايران به ويژه دفن زباله در اطراف شهرها، براي اولين بار در سال 1346 اولين واحد توليد كمپوست از زباله توسط بخش خصوصي و به صورت نيمه صنعتي در شهر اصفهان احداث گرديد و درپي آن در سال 1348 شهرداري تهران طي قراردادي با يك شركت انگليسي كارخانه كمپوست تهران را در صالح آباد، محلي در جنوب شهر تهران، احداث نمود تا بخش عمده زباله شهر تهران به كود گياهي تبديل گرديده تا علاو ه بر جلوگيري از انتشار آلودگي ناشي از زباله در محيط زيست، كود توليد شده نيز در كشاورزي مورد استفاده قرار گيرد.
در اين راستا اداره كل كود گياهي شهرداري تهران تشكيل و مسئوليت راهبري كارخانه كمپوست به اين اداره محول گرديد.
پس از انقلاب شكوهمند اسلامي و با توجه به گسترش شهر تهران و افزايش جمعيت به منظور نظارت عاليه بر كليه امور و فعاليت هاي مرتبط با دفع زباله، اداره كل كود گياهي به سازمان بازيافت و تبديل مواد تغيير نام يافته و در سال 1370 با تصويب وزارت كشور به عنوان متولي مديريت مواد زايد جامد شهر تهران شناخته شد.
اين سازمان در مسير رشد و توسعه در سال هاي گذشته همگام با انجام مطالعات گسترده و بهره برداري از منابع علمي و تجارب كشـورهاي ديگر در زمينه دفع و پردازش زباله، طرح ها و شيــوه هاي نوين دفع بهينه و بازيافــت مواد را به اجــرا در آورده كه اهم آنها عبارتند از احداث كارخانه هاي كمپوست، كارخانه هاي بازيافت كاغذ و پلاستيك، اجراي شيوه هاي بهداشتي دفن زباله، استحصال گاز متان از مركز دفن زباله و ساير طرح ها و پروژه هايي كه به آنها اشاره خواهد شد.
و اكـنون پس از سال ها تلاش كارشناسـان اين سازمان و كسب تجارب بسيار ارزنده كه مــي توانـــد در زمينـه هاي حفـظ محيــط زيســت، ارتقــاء سطـح بهـداشت جامعــه و بهره برداري مناسب از منابع و كسب در آمد، مورد استفاده كليه شهرهاي كشور قرار گيرد تا با به كارگيري روش هاي بهينه مديريت مواد زائد جامد، در سراسر كشور شاهد شكوفايي و بالندگي باشيم.
پسماند يا زباله چيست؟
پسماند يا زباله به مواد جامد، مايع و گاز( غير از فاضلاب) گفته مي شود كه بطور مستقيم يا غير مستقيم حاصل فعاليت انسان بوده و از نظر توليد كنــنده زايد تلقي مي گردد.
پسماندها به پنج گروه تقسيم مي شوند:
1- پسماندهاي عادي: به پسماندهايي گفته مي شود كه به صورت معمول از فعاليت هاي روزمره انسان ها در شهرها، روستاها و خارج از آْنها توليد مي شود. از قبيل زباله هاي خانگي و نخاله هاي ساختماني.
2- پسماندهاي پزشكي : به كليه پسماندهاي عفوني و زيان آور ناشي از بيمارستانها، مراكز بهداشتي، درماني، آزمايشگاههاي تخصصي طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي شود.
3- پسماندهاي ويژه: به كليه پسماندهايي گفته مي شود كه به دليل بالا بودن حداقل يكي از خواص خطرناك از قبيل سمي بودن، بيماري زايي، قابليت انفجار يا اشتعال، خورندگي و مشابه آن به مراقبت ويژه نياز داشته باشد.
4- پسماندهاي كشاورزي: به پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي شود از قبيل فضولات، لاشه حيوانات، محصولات كشاورزي فاسد يا غير قابل مصرف.
5- پسماندهاي صنعتي: به كليه پسماندهاي ناشي از فعاليت هاي صنعتي و معدني، پسماندهاي پالايشگاهي، صنايع گاز، نفت و پتروشيمي و نيروگاهي و امثال آن گفته مي شود از قبيل براده ها، سرريزها و لجن هاي صنعتي.
با مروري بر انواع پسماندها متوجه مي شويم كه پسماندهاي عادي و در راس آنها زباله خانگي مهم ترين بخش مورد نظر و مرتبط با شهرونـــــدان است و مي كوشيم تا نقش شهروندان در توليد و دفع بهينه زباله را تبيين و اهداف ذيل را تعقيب نماييم.
1- كاهش توليد زبالــــــه
2- بازيافت و استفاده مجدد از پسمانـــــــدها
3- دفع اصولي و همگن با محيط زيست
 
اثرات بهداشتي و زيست محيطي زباله:
عدم كنترل زباله هاي شهري و روستايي، اعم از مواد زايد انساني، حيواني و گياهي در محيط، به علت وجود انواع مختلف پسماندهاي غذايي با رطوبت و حرارت مناسب و پناهگاه هايي كه همواره در توده هاي زباله وجود دارد، از عوامل اصلي و مولد بسياري از بيماري هاي انسان و حيوانات است.
انتشار زباله هاي بيمارستاني در محيط و پراكندگي مواد زايد خانگي و صنعتي از يك سو و تداوم فصول گرم سال با توجه به كثرت بيماري هاي عفوني و طولاني شدن زمان برداشت زباله از معابر و اماكن عمومي از سوي ديگر، از جمله عواملي هستند كه محيط مناسبي را براي تكثير و رشد سريع بسياري از باكتريها، انگل ها و ... فراهم مي آورند.
به عنوان مثال مگس با انتقال فيزيكي بسياري از باكتري ها و انگل ها موجب ابتـلاي انسـان به تراخـم، اسهـال و بيماريهاي قارچي و مسموميت غذايي و ... مي شود. همچنين گربه ها و سگ هاي ولگرد كه همچون موش و مگس از سفره رنگين غذايي و پسماندهاي زباله هاي شهري تغذيه مي كنند، نيز عوامل بسياري از بيماريهاي عفوني و انگلي هستند كه البته با برنامه ريزي صحيح و قابل كنترل مي باشند. طبق گزارش محافل بهداشتي، بيش از 118 نوع از عوامل بيماريهاي ويروسي، انگلي و ميكروبي كه در انسان شناخته شده است كه به حيوانات از جمله سگ نسبت داده مي شود. علاوه بر بيماريهاي مذكور، عدم كنترل زباله هاي شهري در حد بسيار وسيعي موجب آلودگي آب، خاك و هوا مي شود.
 
مشكلات ناشي از عدم رعايت مسائل بهداشتي و زيست محيطي زباله:
مضرات بهداشتي حاصل از عدم كنترل زباله هاي شهري و عكس العمل هاي سوء آن در جوامع بشري، بخش مهمي از بيماريها را به خود اختصاص داده است. وجود مواد غذايي، پناهگاه هاي مناسب، رطوبت و شرايط زيست مساعد در زباله هاي شهري، امكان تكثير و رشد سريع حشرات و موجودات موذي را به وجود مي آورد كه مقابله با آنها بسيار مشكل است. همچنين انتشار آلودگي يا انتقال بسياري از بيماري هاي مهلك در جامعه ما موجب گرديده است كه كشور ما در زمره مصرف كننده اصلي داروها قلمداد شده و آلودگي شيميايي بر آلودگي هاي محيط ما اضافه گردد.
زباله، مخصوصا پسماندهاي غذايي و بخش فساد پذير آن، هنگامي مي تواند مفيد واقع شود كه با روش هاي مناسب توسط انسان كنترل شده و يا به وسيله بازيافت بهداشتي قسمت هايي از مواد آن مورد استفاده مجدد قرارگيرد. اين مواد هنگـامي براي آدمـي مضرنــد كه خـارج از اصـول بهداشتي، ذخيـره سازي، جمع آوري، بازيافت و يا دفع شوند. در اين صورت با انتشار زباله ها در محيط و يا تلنبار آن در حواشي شهرها، محيط مناسب براي توليد ، رشد و نمو حشرات، جوندگان و ديگر موجودات موذي به وجود آيد كه به علل مختلف موجب آلودگي محيط و انتشار بيماريهاي مختلف در آن مي گردند. علي الاصول در راستاي پيشگيري از حوادث، ناشي از دفع غير بهداشتي اين مواد، لزوم شناخت متدهاي جمع آوري و دفع زباله و از همه مهمتر آشنايي با خطرات و بيماري هاي ناشي از آنها اهميت خاصي دارد.
اصلاح الگوي مصرف و كاهش توليد زباله
"بخوريد، بياشاميد ولي اسراف نكنيد. ( قران كريم )"
توليد زباله محصول فعاليت انساني است و كميت و كيفيت زباله با الگوي مصرف كالا و مواد توسط قشرهاي گوناگون اجتماع رابطه مستقيم دارد، لذا در چرخه كامل توليد و دفع زباله، "مصرف" اولين حلقه شناخته مي شود، از اين رو تامل و تعمق در الگوي مصرف بسيار ضروري و حايز اهميت است.
در جوامعي كه مصرف كالاها ارزش تلقي مي گردد، ارائه تبليغات تجاري و آموزه هاي نادرست، ميزان مصرف مواد و كالا از حد معقول و ضروري فراتر رفته و نتيجتا پسماند يا زباله بيشتري توليد مي گردد كه معضلات و مشكلات خاص خود را در پي دارد.
در فرهنگ اسلامي، بر پايه و اساس موازين شرعي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از مناظر گوناگون بر پرهيز از اسراف تاكيد گرديده و حفظ منابع و موهبت هاي خداوند همواره مورد توجه قرار گرفته است.
با عنايت به موارد فوق ضرورت دارد در شيوه هاي تهيه و مصرف كالا و مواد تجديد نظر نموده و با رعايت اصول به اصلاح الگوي مصرف بپردازيم تا در گام اول توليد زباله، تفاوتها و تاثيرات چشمگير و بسيار قابل ملاحظه اي را شاهد باشيم .
مهم ترين نكاتي كه در زمينه اصلاح الگوي مصرف قابل ذكر و تاكيد مي باشند عبارتند از:
1- خريد كالا و مواد غذايي در حد نياز و نگهداري و مصرف در كوتاه مدت
2- توليد (پخت) غذا به اندازه مصرف در وعده غذايي به ميزان افراد
3- خريد و استفاده از لوازم و وسايل با عمر طولاني
4- عدم استفاده از كالاهاي يك بار مصرف و مشابه
دفع بهينه زباله به روش تفكيك در مبداء
ضرورت زندگي سالم اقتضاء مي كند به صورت مستمر روش هاي مديريت شهري و اجتماعي خود را بهبود بخشيم. به اين منظور سازمان بازيافت با استفاده از تجربيات گذشته و دانش روز اقدام به تدوين طرح تفكيك و جمع‌آوري پسماندها به روش "تر و خشك" نموده و قصد دارد با كمك و همكاري شهروندان نسبت به اجراي آن اقدام نمايد تا انشاا... بتوانيم با رسيدن به اهداف طرح، محيط زيست شهري خود را سالم تر ساخته و در پرتو آن زندگي بهتري داشته باشيم.
اهداف طرح:
1- بهبود روش ذخيره سازي، جمع آوري و بازيافت پسماندها
2- خالص سازي پسماندهاي تر براي توليد كمپوست مرغوب
3- خالص سازي پسماندهاي خشك (مواد مصنوعي) براي بازيافت و بازگشت بهينه اين گونه مواد به چرخه توليد
4- جلوگيري از هدر رفتن سرمايه هاي ملي و كمك به اقتصاد كلان كشور
5- به حداقل رساندن دفن پسماند و حذف آن در آينده
6- ارتقاء سطح كيفيت خدمات شهري
7- حفظ محيط زيست و جلوگيري از توليد و انتشار آلودگي ها
8- ارتقاء سطح فرهنگ عمومي در برخورد با پسماندها
دسته بندي پسماندها به تر و خشك:
پسماندهاي تر:
پسماندهاي غذايي: برنج، انواع خورشت، گوشت، مرغ، ماهي، روغن هاي خوراكي سوخته و فاسد شده و ...
سبزي و ميوه: پسماند ميوه، سبزي و ميوه فاسد شده، تفاله چاي و ...
پسماندهاي خشك:
كاغذ و مقوا: انواع روزنامه، مجله، كتاب، دستمال كاغذي، عكس، ظروف كاغذي شيرو آبليمو، جعبه هاي شيريني، كفش، لباس، شانه تخم مرغ و ...
پلاستيك: انواع ظروف پلاستيكي، روكش ها و كيسه هاي پلاستيكي، طناب هاي پلاستيكي، اسباب بازي هاي پلاستيكي، فيلم هاي عكاسي، انواع ابر و اسفنج و ...
فلزات: انواع قوطي فلزي كمپوت، كنسرو، نوشابه، رب، وسايل فلزي آشپزخانه، شيرآلات ، لوله ها و توري هاي فلزي، ظروف و لوله هاي مسي، چدني، آهني، فويلهاي آلومينيومي، رادياتور و ...
شيشه: انواع ظروف شيشه اي، لامپهاي ساده و فلورسنت، آيينه ، سراميك، چيني، بلور و ...
منسوجات و چرم: انواع لباس هاي كهنه و پارچه هاي مستعمل، حوله، انواع وسايل پارچه اي، انواع كيف و كفش، البسه و وسايل چرمي و ...
چوب: انواع جعبه هاي چوبي، سرشاخه، برگ درخت، مبل، ميز، وسايل چوبي آشپزخانه و ...
لوازم الكتريكي و الكترونيكي: سيم، كابل، پريز، ديسكت، سي دي، نواركاست، ماشيــن حساب، ساعت، لوازم كامپيوتر، چراغ قوه، انواع باطري، تلفــن، تلويزيون و ...
- لازم است زباله هاي پزشكي ( بيمارستاني ) و ويژه نيز كه در منــازل توليد مي شود مورد توجه شهروندان قرار گرفته و به صورت جداگانه با رعايت اصول بهداشتي دفع گردد.
روش اجراي طرح:
در اين روش، پسماندها در محل توليد به دو دسته تر و خشك تفكيك شده و به صورت جداگانه در دو مخزن نگهداري مي گردد.
پسماندهاي تر طبق روال هر شب و ترجيحا راس ساعت 21 در مخازن ويژه پسماندهاي تر تخليه گرديده و پسماندهاي خشك پس از فشرده سازي در مخازن ويژه و يا كيسه نايلون آبي رنگ كه در اختيار شما قرار مي گيرد، ذخيره و در ساعتي از روزهاي هفته كه از طرف شهرداري اعلام خواهد شد، تحويل پيمانكاران مربوطه مي گردد.
بازيافت و پردازش
تفكيك پسماندها به دو دسته تر و خشك در مبداء توليد از آلودگي ناشي از مخلوط شدن و فعل و انفعالات شيميايي و توليد شيرابه پيش گيري مي نمايد و تبديل مواد به محصولات جديد و قابل استفاده را در بردارد.
پسماندهاي خشك به ويژه كاغذ، مقوا، پلاستيك، فلزات و شيشه از ارزش اقتصادي و زيست محيطي برخوردار بوده و در صورت تفكيك، در واحدها و كارخانـجات بازيافت به محصـولاتي با كاربـردهاي مشـابه و يا جديـد تبـديـل مي شوند تا از اتلاف منابع و سرمايه هاي ملي جلوگيري به عمل آيد.
تفكيك كامل زباله هاي تر از زباله هاي خشك نيز بهبود كيفيت و خلوص كود كمپوست را در پي دارد و با توجه به اينكه نزديك به 70% زباله هاي شهر تهران از نوع زباله تر ( پسماند مواد غذايي، ميوه و سبزي و ...) مي باشد و اين پسماندها طي فرايندي به كود گياهي (كمپوست) تبديل مي شوند كه مورد استفاده امور زراعي و باغباني خواهد بود.
همچنين بازيافت و استفاده مجدد از مواد و كالاهاي معرفي موجب جلوگيري از دفن زباله و آلودگي زمين و آب هاي سطحي مي گردد.+


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 8:41 AM
الگويي بودن شيوه‌ي مصرف
نگاهي به مطالعات انجام شده در مورد شيوه‌هاي مصرف اين نظر را تقويت مي‌كند كه شيوه‌ي مصرف، يك طريقه‌ي مصرف الگويي و مدل‌واره است. الگويي بودن شيوه‌ي مصرف به اين معناست كه انتخاب كالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي اگرچه يك انتخاب شخصي است و فرد مستقيماً و با اراده و خواست خود در ميان كالاهاي مصرفي دست به انتخاب مي‌زند و آن فرد با توجه به درآمد و امكانات مالي، قدرت خريد، قيمت كالا، ذوق و سليقه و علائق‌اش و نيز ارزش‌هايي كه به آن‌ها اتكاء و باور دارد دست به انتخاب مي‌زند اما از آن‌جا كه "انتخاب شخصي " تحت‌تأثير عوامل و متغيرهاي اجتماعي‌اي چون متغيرهاي اجتماعي -دموگرافيك (سن، جنس، محل تولد، نوع شغل و...) و متغيرهاي سبك زندگي، پايگاه اجتماعي، طبقه‌ي اجتماعي، قشربندي اجتماعي و ساير متغيرهاي اجتماعي اثرگذار بر شيوه‌ي تفكر، احساس و رفتار فرد است.

بنابراين انتخاب‌هاي شخصي وجه اجتماعي-فرهنگي پيدا مي‌كنند و در يك جامعه و متن يك فرهنگ، انتخاب‌هاي شخصي مدل‌واره و الگويي مي‌شوند و در يك جامعه انواعي از الگوهاي مصرف كه جنبه‌اي اجتماعي دارند نه فردي وجود دارند و تغييرات در الگوهاي مصرف تابعي از تغييرات در عوامل شكل‌دهنده و ابقاءكننده‌ي الگوهاي مصرف در آن جامعه است. در نتيجه اين فرض جدي مي‌نمايد كه "در يك جامعه‌ي آماري معين و در داخل افراد متعلق به يك قشر اجتماعي و پايگاه اجتماعي معين، تنها چند نوع الگوي مصرف وجود دارد و همه انتخاب‌هاي شخصي كالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي در تبعيت و تحت‌تأثير الگوهاي مصرف غالب بر آن جامعه‌ي آماري معين صورت مي‌گيرند ".

از آن‌جا كه ميان انتخاب‌هاي شخصي افراد متعلق به يك جامعه‌ي آماري معين شباهت‌ها و تفاوت‌ها معنادار است، در نتيجه اين نظر را كه شيوه‌ي مصرف كالاها الگويي است تقويت مي‌كند.

در پژوهش انجام گرفته در آمريكا در سال 2007 براي بررسي رابطه‌ي ميان پايگاه اجتماعي و مصرف فرهنگي، يكي از نتايج حاصل از اين پيمايش از اين قرار بود كه مصرفكننده‌هاي كالاهاي فرهنگي در داخل شمار كوچكي از الگوهاي قابل تشخيص دسته‌بندي مي‌شوند. (آلدرسون، ژونيسبه، هكوك- 2007 : 6 تا 18) همچنين پژوهش‌گران توانسته‌اند از حيث متولوژيك شيوه‌هاي مصرف را با اتكاء تئوريك به يكي از نظريه‌هاي سنخ‌شناسانه به‌عنوان نظريه‌ي "همه چيزخوار- تكچيزخوار " با تحليل‌هاي آماري تبيين كنند. (همان) اين امر نيز عامل تقويت‌كننده‌ي الگويي و مدلواره بودن شيوه‌هاي مصرف بوده است.

شيوه‌هاي مصرف كالاهاي فرهنگي در يك پژوهش ديگر در انگلستان در سال 2006 با الگوسازي متدولوژيك توسط پژوهش‌گران در رابطه با پايگاه اجتماعي، درآمد و طبقه اجتماعي مورد بررسي و آزمون قرار گرفت و رابطه‌ي معنادار متغيرهاي فوق با شيوه‌هاي مصرف مدل‌واره شده اثبات گرديد. (وينگ چان، گلدروپ-2006: 8 تا 11)
در پژوهش ديگري كه در ژاپن در سال 2006 در مورد شيوه‌هاي تعديل ميزان مصرف در سال 1995 انجام گرفت، نتايج نشان دادند كه تعديل‌هاي ارادي در ميزان مصرف، الگويي و مدل‌واره بوده‌اند. (نانسايي، اينابا، كاگاوا، موريگوچي- 2007: 9 تا 11)
http://rcirib.ir


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 30  
  • 31  
  • 32  
  • 33  
  • 34  
  • 35  
  • 36  
  • 37  
  • 38  
  • 39  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net