سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 2:11 AM
تمدن اسراف و تبذیر
سید مرتضی آوینی ، در میان نوشته‌های فراوان خود، اثر ارزشمندی به یادگار گذاشته است به نام "توسعه و مبانی تمدن غرب". البته وجه اشتراک مجموعه نوشته‌های آوینی این است که همه در راستای تبیین مبانی انقلاب اسلامی در حوزه‌های مختلف است، (البته تا جایی که مجال پیدا کرد)اما توسعه و مبانی تمدن غرب از آن جهت برای این یادداشت برگزیده شد،که به طور مفصل در آن به بررسی و ریشه یابی پدیده مصرف گرایی و تب تند مدرنیزه شدن در جوامع عصر حاضر پرداخته است.
آوینی کتابش را در سال‌هایی می‌نویسد، که تازه شعارهای توسعه اقتصادی و مدرنیزه شدن در فضای عمومی جامعه مطرح شده است.او با بینشی عمیق از وضعیت جوامع عصر خود و به ویژه شناخت دقیق از دین اسلام و آداب و رسوم مردم کشورش ناهمخوانی و عدم تطابق ملزومات توسعه غربی را با دین و فرهنگ مردم خود تشخیص داده بود.اینگونه بود که احساس خطر می‌کرد و این احساس را با ضمیمه عقل و منطق به رشته تحریر در می‌آورد،تا گرچه به مذاق برخی خوش نمی‌آید،اما شاید تلنگری باشد.
قسمت‌های کوتاهی از مقاله "تمدن اسراف و تبذیر" کتاب توسعه و مبانی غرب او در ادامه می‌آید:
«آرمان توسعه‌یافتگی از اصالت دادن به رشد اقتصادی و غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشر زاییده شده و آنچه باعث شده تا بشر برای اقتصاد اینچنین مقام و اهمیتی قایل باشد ماده‌گرایی و نسیان حق است.
نگرشی که انسان امروز نسبت به خود و جهان یافته است اینچنین اقتضا دارد که او خود و نیازهای مادیش را اصل بینگارد و همه‌ی عزم و همت خویش را در جهت برآورده ساختن این نیازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ی حیوانی وجود خویشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوایج مادی است که او را به جانب خود می‌کشد، این توهم رخ نموده که نیازهای مادی بشر دارای اصالت است، حال آنکه اینچنین نیست.
«آرمان توسعه‌یافتگی از اصالت دادن به رشد اقتصادی و غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشر زاییده شده و آنچه باعث شده تا بشر برای اقتصاد اینچنین مقام و اهمیتی قایل باشد ماده‌گرایی و نسیان حق است.
مهم‌ترین علتی که جامعه‌ی غرب را به اتراف و اسراف و تبذیر کشانده است همین است که اراده‌ی او را در جهت ارضای شهوات و تبعیت از غرایز و اهوای خویش هیچ چیز جز قراردادهای اجتماع محدود نمی‌کند.
چه علتی باعث شده است تا بشر غربی اعمالی اینچنین را برای خود مجاز بشمارد؟ وقتی اراده‌ی بشر را در جهت ارضای شهوات و اهوای خویش هیچ چیز محدود نکند، انسان در مسیر تمتع از لذایذ دنیایی به آنچنان زیاده‌طلبی و تکاثری دچار می‌شود که از آن باید به خدا پناه برد. بشر غربی از آنجا که برای وجود انسان قایل به حقیقتی غایی نیست و به حیوانیت بشر اصالت می‌دهد، برای اهوا و تمایلات حیوانی خود نیز هیچ محدودیتی جز قراردادهای اجتماعی نمی‌شناسد و قراردادهای اجتماعی را نیز صرفا به منافع فردی باز می‌گرداند.
در تمدن غرب قراردادهای اجتماعی ـ و به تعبیر خودشان قانون ـ جانشین اخلاق شده است و سعی بشر غربی در این است که با اصالت دادن به قوانین مدنی و مقررات اجتماعی از اخلاق مذهبی و شریعت بی‌نیاز شود؛ یعنی به عبارت بهتر، جامعه‌ای بسازد که در آن هیچ کس نیازی به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عین حال که هیچ کس التزام اخلاقی در برابر وجدان خویش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق یکدیگر از حداکثر آزادی و ولنگاری برای ارضای شهوات حیوانی و تمتع از لذایذ مادی برخوردار باشند ـ و الحق بهترین نظام سیاسی که می‌تواند اهداف مذکور را تأمین کند، سیستم دموکراسی است.»
منبع: شبکه خبری برنا
تنظیم برای تبیان: عطاالله باباپور


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 1:25 AM
رواج مصرف گرایی در جامعه امروز!
 
تقی نژاد گرچه افزایش میزان مصرف كالاهای مختلف در سال های اخیر را می توان نشانه توسعه رفاه عمومی قلمداد كرد اما این مصرف گاه چنان بی رویه و غیر منطقی رشد یافته است كه می توان آن را نوعی ناهنجاری رفتاری اجتماعی به حساب آورد. مقایسه ای كوتاه بین آن چه كه گذشتگان ما با آن زندگی می گذراندند و آن چه ما امروز خانه و زندگی خود می نامیم ما را با حقیقتی رو به رو می كند كه شایسته تأمل و بررسی دقیق است.
نام گذاری سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف بهانه خوبی شد تا رشد مصرف و مصرف های بی رویه را به بررسی بنشینیم و این بار در این گزارش فرهنگ مصرف گرایی و علت رواج آن در جامعه كنونی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
 
پس بخار پزت كجاست؟
ما نسل سومی هستیم، هنوز وارد مرز بین دهه سوم و چهارم زندگی خود هم نشده ایم اما همین قدر به خاطر داریم كه تغییرات شگرفی در شكل ظاهری زندگی ها اتفاق افتاده است. حدود 2 دهه پیش هنگامی كه یك زوج زندگی خود را شروع می كردند و بستگان و آشنایان برای شادباش به خانه این تازه عروس و داماد قدم می گذاشتند، همه چیز حكایت از یك زندگی ساده داشت. وسایل زندگی آن قدر اندك و ضروری بود كه گاه می توانستی همه آن ها را در یك وانت بار كوچك خلاصه كنی.
یكی از شهروندان در این باره می گوید: تجملات مردم را بیچاره كرده است، امروزه من اگر دختر یا پسرم را با این اوضاع به خانه بخت بفرستم مورد تمسخر این و آن قرار می گیرند چرا كه این روزها وسایل زندگی یك زوج جوان حتی از وسایل زندگی پدر و مادرهایشان كامل تر است! «رضایی» علت رواج مصرف گرایی در جامعه را فیلم ها و سریال های تلویزیونی می داند و می افزاید: وقتی تقریبا در تمام فیلم و سریال ها، زوج های جوان، در آغاز زندگی خود همه وسایل زندگی را دارند، فرزند من هم گمان می كند این موضوع طبیعی است و چنین خواسته ای را از من خواهد داشت.
فرزند این شخص كه در كنارش حضور دارد این طور می گوید: من هم می دانم اغلب لوازم در خانه ام بدون استفاده خواهد ماند و یا حداقل خیلی كم مورد استفاده قرار می گیرد اما اگر از آن وسایل تهیه نكنم به نوعی باعث كسر شأن من خواهد شد.
«زهرا» می افزاید: به عنوان مثال در جهیزیه ای كه خریداری كردم یك عدد پلوپز وجود دارد كه چند كاره است و می تواند عملیات پخت كیك و بخارپزی را هم انجام دهد اما اگر دستگاه بخارپز جداگانه تهیه نكنم، تمام فامیل و دوستانم می پرسند پس بخارپزت كجاست؟!
وی می گوید: نمی شود برای همه افراد توضیح داد كه قضیه از چه قرار است و اصلا شاید من نخواهم از بخارپز و یا ساندویچ ساز استفاده كنم، اما برای بستن دهان مردم ناچارم تمام وسایل این چنینی و مازاد را هم مدنظر قرار دهم!
 
از حراج واقعی تا فروشگاه هزار تومانی!
یك جامعه شناس می گوید: رواج فرهنگ مصرف گرایی دلایل متعددی دارد كه از مهم ترین آن ها می توان به چشم و هم چشمی ها و مدگرایی اشاره كنیم.
«قربان محمد مقدسی» خرید بسیاری از كالاها را در پی احساس نیاز كاذب می داند و می افزاید: همه افراد اگر به این احساس خود توجه كنند، هر چیزی را آرزو خواهند كرد، به عنوان مثال همه دوست دارند هواپیمای شخصی داشته باشند و یا همه افراد تمایل دارند رئیس جمهور بشوند اما ما فقط یك رئیس جمهور لازم داریم. احساس نیاز كاذب انسان را به سمت مصرف بیشتر از هر كالا سوق خواهد داد چرا كه شما احساس خواهید كرد كه نیاز دارید هفته ای یك دست لباس خریداری كنید.
وی می گوید: از آن جا كه تمامی انسان ها چنین تمایلاتی را دارند، قدیمی ها نیز از این قضیه مستثنا نبودند بلكه عامل دسترسی اندك موجب می شد زندگی در گذشته بسیار ساده باشد.
«مقدسی» معتقد است: محیط اجتماعی جامعه امروز، رواج مصرف گرایی را صد چندان می كند چرا كه تولید و واردات روزافزون كالا گاه بیش از حد نیاز جامعه است و فروشندگان با توسل به هر روش تبلیغاتی اقدام به جلب مشتری خواهند كرد.
یك شهروند در این باره می گوید: گاهی اوقات تصمیم می گیرم تنها به اندازه نیاز خود كالا خریداری كنم اما برخی مغازه ها در شهر وجود دارند كه هر عابری را دچار وسوسه خرید می كنند.
«بیدكی» می افزاید: برخی مغازه ها از برچسب های درشت حراج واقعی، فروش ویژه و یا فروشگاه چند هزار تومان استفاده می كنند و این نوع تبلیغات باعث می شود تا افراد با سطح درآمد پایین هم تمایل به خرید پیدا كنند.
 
با خرید كردن روحیه می گیرم!
«ویلن» نظریه پرداز مصرف معتقد است: فرد از 2 طریق موفقیت مالی و پولی خود را نشان می دهد: 1- اوقات فراغت ظاهری 2- مصرف تظاهری. این ویژگی در شهرهای بزرگ بیشتر مصداق دارد چرا كه افراد كمتر هم دیگر را می شناسند و می توانند تنها از روی ظاهر فرد در مورد طبقه اجتماعی، اقتصادی او اظهار نظر كنند، بجنورد هم شهری است كه كم كم در حال بزرگ شدن است و باید حواسمان باشد گرفتار این پدیده نشویم.
در چند سال اخیر میل به مصرف به یك پز اجتماعی تبدیل شده است. مد شدن یك كالا و خرید آن كالا توسط بسیاری از افراد تابع مد و سپس دمده شدن همان كالا و كنار گذاشته شدن آن از سوی افراد و تكرار دوباره و چند باره این سیكل را هم باید از مهم ترین عوامل رواج مصرف گرایی در جامعه قلمداد كرد.
«باكاك» جامعه شناس معتقد است: مصرف صرفا یك روند اقتصادی نیست بلكه روندی اجتماعی فرهنگی است و به عبارتی فرهنگ مصرف یك فرهنگ لذت گر است.
یك شهروند می گوید: وقتی وسیله نویی خریداری می كنم تا چند روز احساس بهتری دارم، به عبارتی می توانم بگویم خرید را فقط برای رفع نیاز انجام نمی دهم بلكه با خرید كردن روحیه می گیرم!
یك جامعه شناس می گوید: لذت های مصرف لذت های تخیلی و ذهنی هستند به عبارت دیگر ما آن چه را كه تصور می كنیم خرید یك كالای جدید برایمان به ارمغان می آورد، در ذهن خود می پرورانیم. وی لذت های به واسطه كالا و اشیا را لذت های زود گذری می داند كه در اغلب اوقات ریشه درنیازهای ارضا نشده دوران كودكی دارد.
جامعه شناس دیگری با اشاره به این كه اغلب زنان بیشتر از مردان مصرف گرایی دارند می گوید: زنان از طریق خرید و رفتن به بازار می خواهند به نوعی حضور خود را در جامعه اثبات كنند و به رقابت با مردان در عرصه اجتماعی بپردازند به طوری كه این موضوع در زنان شاغل بسیار كمتر از زنان خانه دار به چشم می خورد.
«مقدسی» اظهار می دارد: زنان با خرید كردن قدرت نادیده گرفته شدن خود در ساختار فرهنگی مرد سالارانه را باز پس می گیرند به عبارتی خرید كردن زنان به بهانه ای برای حضور آنان در جامعه تبدیل شده است.
این جامعه شناس بیان می دارد: به طور معمول افرادی كه برای كسب درآمد تلاش می كنند، دقت بیشتری هم در خرید خواهند داشت به همین خاطر است كه برخی صاحبان پول های باد آورده و یا نوجوانان خارج از كنترل و بی اختیار به خرید وسایل غیر ضروری می پردازند.
 
در خلال گزارش
1) در ساختار جدید اجتماعی، كار دیگر نه فقط برای زنده ماندن كه برای مصرف كالا و لذت ناشی از آن تعبیر می شود، این یعنی كالا برای رفع نیاز نیست بلكه برای مفهوم سازی و معنا سازی است!
2) یك شهروند: مصرف كالاهای غیر ضروری باعث شده تمام مدت در حال پرداخت اقساط وام هایم باشم و می توانم بگویم رواج فرهنگ مصرف گرایی، زندگی آرام مرا به یك زندگی قسطی پر از دغدغه تبدیل كرده است!
3) یك جامعه شناس: باید لذت خود را در معنویات جست و جو كنیم چرا كه یك لذت ماندگار است و اگر كسی از خرید لذت می برد می تواند محصول خریداری شده خود را در اختیار فرد محتاجی قرار دهد تا از این طریق بتواند به لذت خود جهت صحیح بدهد.
4) اگر هر انسانی پس از خرید هر كالای غیر ضروری، قیمت كالا را در فهرستی یادداشت كند، پس از سال ها خواهد دید كه با مبلغ مجموع آن كالاها چه كارها كه نمی توانست انجام دهد!
5) یك جامعه شناس: مسئولان ما باید ساده زیست باشند تا مردم از آن ها الگو بگیرند نه این كه خود بر خودروهای آخرین مدل سوار شوند و دم از فرهنگ قناعت بزنند!
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 20 بهمن 1388  ساعت 1:21 AM
چرا بايد بر مصرف گرايي غلبه کرد؟
پيچيده شدن زندگي‌ها و اتکاي روز افزون به وسايل تجملي اي که اکنون جزء ضروريات زندگي محسوب مي‌شوند، عرصه را بر روح و روان آدمي تنگ کرده اند و اين در حالي است که بازگشت به زندگي ساده فارغ از پيچيدگي‌هاي زندگي مدرن و مصرف زده، مي‌تواند زندگي اي معقول و همراه با آرامش را براي ما تأمين کند.

 
 
  
 
تصور کنيد در چنين جهاني زندگي مي‌کنيد: در اجتماعي امن و رضايت بخش و ناآلوده که در آن همسايگانتان را مي‌شناسيد و با آنها تعامل داريد. چنين جايي مي‌تواند يک شهر کوچک يا حومه شهر يا حتي شهري بزرگ باشد. در چنين جايي شما به راحتي مي‌توانيد کار کنيد؛ با دوچرخه يا وسايل نقليه عمومي و کارآمد به محل کارتان برويد که چندان از خانه تان دور نيست و به اين ترتيب، زمان لازم را براي انديشيدن يا مطالعه کردن تا رسيدن به محل کارتان خواهيد داشت.
شغلي داريد که مي‌تواند زندگي آينده تان را بهبود بخشد و به جامعه تان سود برساند. هر چه سابقه استخدامي شما بيشتر باشد، بيشتر مي‌آموزيد و ارزش بيشتري نزد کارفرماي خود مي‌يابيد و ميزان دستمزدتان بالاتر مي‌رود.
برنامه کاري تان وقت کافي برايتان باقي مي‌گذارد تا از هم نشيني با دوستان، خانواده و دل بستگي‌هاي بيرون از خانه خود لذت ببريد. پول کنترل تأثيرگذاري بر زندگي تان ندارد، چرا که نيازمندي‌هايتان به سادگي برآورده مي‌شود. مايملک شما چندان زياد نيست، اما هر چه هست از کيفيت بالايي برخوردارند و در نتيجه اين امکان را به شما مي‌دهند که خانه تان ـ چه شخصي چه استيجاري ـ کوچک تر باشد و آنچنان گران قيمت نباشد.
به جاي اينکه صرفاً در محل زندگي تان ساکن باشيد، با آن پيوند داريد. مثلاً حياط خانه تان بيشتر مواد غذايي مورد نيازتان را تأمين مي‌کند و مي‌توانيد مازاد نيازتان را با همسايگانتان تبادل کنيد. شما در اجتماع خود نقش داريد و در شوراي شهر و ساير سازمان‌هاي مردمي تصميم گيري مي‌کنيد. تمام نيازمندي‌‌هايتان را از مراکزي که در نزديکي خانه تان قرار دارند و صاحبان آنها را مي‌شناسيد و آنها نيز در اجتماع شما زندگي مي‌کنند، خريداري مي‌کنيد. اگر فرزند داشته باشيد، قدم زنان و در کمال امنيت آنها را به مدارسي که در نزديکي خانه شما و مجهز و مناسب هستند مي‌رسانيد و مهارت‌هاي اجتماعي معتبر را به آنها مي‌آموزيد. مهارت‌هايي همچون تعامل با اجتماعي متشکل از کارکنان بزرگسال و محترم، در مواقعي که از مدرسه دور هستند.
مواقعي پيش مي‌آيد که نياز مي‌شود به فروشگاهي بزرگ در آن طرف شهر برويد. اين کار را با اتوبوس‌هاي عمومي يا شايد يک اتومبيل ساده قديمي تر انجام مي‌دهيد و با شريک شدن در هزينه‌هاي ديگران، از اتومبيل آنها استفاده مي‌کنيد يا اتومبيلي را فقط براي مواقع نياز اجاره مي‌کنيد. به اين ترتيب،هفته‌ها يا ماه‌هايي از عمرتان را صرف کسب هزاران دلار ـ پس از کسر ماليات ـ نمي‌کنيد تا مالک يک اتومبيل جديد شويد. اين هفته‌ها و ماه‌ها را براي خودتان حفظ خواهيد کرد. منافع شما، چيزهايي که به راستي دوست داريد با ذهن و دست‌هايتان انجام دهيد و تمام امکانات حيات، برايتان قابل وصول خواهد بود، چون شما وقت داريد!
اما حتماً داريد با خود مي‌گوييد: «اينجا آمريکاست و اين چيزها غيرممکن!»
ولي اين طور نيست. نيروهاي فزاينده اي وجود دارند که ادامه اين شکل از زندگي را حتي براي ثروتمندان ناممکن مي‌سازند. اگر شما از زمره اندک افراد خوش اقبالي هستيد که هنوز به نوعي، از زندگي ترسيم شده در بالا برخورداريد، اين نيروها شما را نيز تهديد مي‌کنند. چه در شهري منزوي و دورافتاده زندگي کنيد، يا گمنامي و تنوع کالاهاي در دسترس در يک شهر بزرگ را ترجيح بدهيد، اين نيروها امنيت و توانايي شما را براي دست زدن به انتخاب‌هاي شخصي تحليل مي‌برند.
به نظر شما، آيا زندگي توصيف شده در ابتداي مقاله را تنها در شهرهايي اسطوره اي مي‌توان يافت که مدت‌ها پيش از بين رفته اند؟ قبل از سيطره مصرف گرايي و اقتصادهاي بازار، مي‌توانستيد تمام اين کارها را در هر جا از جمله شهرهاي محل زندگي خود انجام دهيد. هيچ دليلي وجود ندارد که ما دوباره نتوانيم به اين شيوه زندگي برگرديم، البته در صورتي که تعداد کافي از مردم، براي شناسايي و خنثي کردن نيروهايي که از محدود کردن افق‌هاي اجتماعي و اقتصادي ما جان مي‌گيرند و منتفع مي‌شوند، کمک و همکاري کنند.
اين نيروها خود را به شکل مصرف گرايي در زندگي ما نشان مي‌دهند: در ابتدا و در دهه 1950، اين نيروها در قالب تعداد روزافزوني از وسايل رفاهي براي زنان خانه دار به صحنه آمدند؛ سپس به شکل يک اتومبيل براي هر نفر به بهاي فرسايش سيستم‌هاي حمل و نقل عمومي درآمد و بعد به شکل فراگيري محصولاتي شيميايي که تا چند دهه پيشتر توليد آنها از نظر فني غير قابل تصور بود و سپس در دسترس بودن فزاينده کارت‌هاي اعتباري و وام‌هاي مصرف کننده؛ اتکاي فزاينده و شديد به وسايلي که ضرورت کار بدني را براي ما کمتر مي‌کردند؛ اتکاي کامل به اتومبيل و ضرورت غير قابل گريز و حتمي کار تمام وقت، صرف درآمدهاي دو عضو شاغل خانواده براي خريد چيزهاي بيشتر و بيشتر؛ سپس واردات کالاهاي ارزان و ارزان تر و از بين رفتن مشاغل صنعتي و هم اکنون نيز تنزل امکانات رفاهي کارکنان و تعداد افراد حرفه اي که هر چه مي‌گذرد، تعداد آنها کمتر مي‌شود... و در حال حاضر، محروم کردن مردم از حق رأي خود از سوي جامعه و جايگزين شدن آن با معاملات تجاري با غريبه‌هايي که در دور دست‌ها زندگي مي‌کنند. آيا اين سياهه را پاياني هست؟ چه وقت آمريکا شبيه نوعي کشور جهان سومي رنگ باخته و جدا شده از امپراتوري قديمي بريتانيا خواهد شد؟ يک سرزمين هرز از فرط آلودگي و آکنده از جمعيتي گرسنه، با چشم اندازهاي فرسايش يافته، زيرساخت‌هاي فرسوده و مردمي گرسنه که به دنبال چيزهاي به درد بخور، گورستان‌هاي زباله را مي‌کاوند! ما نبايد اجازه دهيم که چنين اتفاقي يا مشابه آن اتفاق بيفتد. شايد کم کم اوضاع به کام ما شود. اما اين کار به تلاش و صرف وقت نياز دارد تا به ريزه کاري‌هاي آن بپردازيم و نيز به تمايل آزمودن چيزهاي جديد براي خودمان و به نفع فرزندانمان. تغييراتي جدي در پيش روست. ما مي‌توانيم برخي از اين تغييرات را به نفع خود کنترل کنيم يا بنشينيم و پس از وقوع آنها، صرفاً نسبت به آنها واکنش نشان دهيم.
ساده بگويم، کساني که مصرف گرايي را تشويق مي‌کنند، پول و قدرت هنگفتي را نصيب خود مي‌کنند. شما با خرج کردن در جهت منافع مصرف گرايي، به تدريج پويايي اقتصادي را کاهش مي‌دهيد. آلودگي، سلامت شما را مورد تهديد قرار مي‌دهد و استاندارد زندگي تان پايين مي‌آيد، همان گونه که با سنجش چيزهايي که به راستي اهميت دارند، مي‌توان شاهد اين وضعيت بود.
اين سايت در خدمت همين هدف است: شناسايي اين نيروها و به وجود آوردن فرصت‌هايي براي درس دادن به آنها يا خنثي کردن کنترل آنها بر زندگي تان، از طريق انجام کارهايي هر روزه که در مجموع به مبارزه اي بزرگ مي‌انجامند. ما نمي‌گوييم که تفنگ‌ها را برداريد و شروع به شليک کنيد. آنچه که ما طرفدار آنيم، بسيار بيشتر از گلوله به اين نيروها و کساني که در پشت اين نيروها قرار دارند آسيب وارد مي‌کند و زندگي را براي شما بسيار لذت بخش تر مي‌کند؛ چرا که نتيجه اين مبارزه، فراهم آمدن امکان زندگي به شکلي است که شما دوست داريد. انجام اين کار، وظيفه همه ماست. ما نمي‌توانيم به سياست مداران اتکا کنيم، چون اگر آنها از قدرتي واقعي برخوردار باشند، قدرت آنها خريداري شده و پول آن هم پرداخت شده است و اگر پول آن پرداخت نشده باشد، معلوم مي‌شود که احتمالاً آنها قدرتي واقعي ندارند.
علاوه بر کارهاي روزمره اي که مي‌توانيد انجام دهيد، مفاهيمي وجود دارد که بايد مورد بحث و بررسي قرار گيرند و اين کار نبايد فقط از يک راه کليشه اي انجام گيرد. شعار «کم مصرف کن، دوباره مصرف کن، بازيافت کن» واجد معنايي در بطن خود است و انعکاس دهنده اهداف ارزشمندي است، اما به سختي مي‌توان در آن راه حلي براي مشکلات يکپارچه جهان يافت. مثلاً چرا آمريکا به وسايل نقليه گروهي عنايتي ندارد؟ ما در اين سايت لينک‌هايي را در اختيار شما مي‌گذاريم تا بتوانيد آنچه را که ما زماني انجام داده ايم، مشاهده کنيد و براي از سرگيري آنها، هر کاري را که مي‌توانيد انجام دهيد.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :156
  •    
  •   
  • 70  
  • 71  
  • 72  
  • 73  
  • 74  
  • 75  
  • 76  
  • 77  
  • 78  
  • 79  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net