تعداد مطالب : 265
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 25 بهمن 1395 
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 1 مهر 1392 
تعداد کل نظرات : 19
بازدید کل : 113355

براي دانلود کليک کنيد

دعای فرج

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 
 
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : چهارشنبه 28 آبان 1393 
نظرات 0

-سخن مطهرى در باب مبارزه امام حسین  
ما اگر مبارزه حسین بن على علیه السلام را با لشکریان یزید و ابن زیاد از جنبه نظامى ، یعنى از نظر ظاهرى و صورى در نظر بگیریم ، امام حسین شکست خورد و آنها پیروز شدند. اما اگر ماهیت قضیه را در نظر بگیریم ، فکرى و اعتقادى است ، یعنى حکومت یزید سمبل جریانى بود که مى خواست فکر اسلامى را از بین ببرد و امام حسین براى احیاء فکر اسلام جنگید، در این صورت باید ببینیم آیا امام حسین به مقصودش رسید یا نرسید؟
آیا توانست یک فکر را در دنیا زنده کند یا نتوانست ؟ مى بینیم که توانست . هزار و سیصد سال است که این نهضت هر سال یک پیروزى جدید به دست مى آورد، یعنى هر سال عاشورا، عاشورا است و معنى کل یوم عاشورا این است که هر روز به نام امام حسین با ظلم و باطلى مبارزه مى شود و حق و عدالتى احیاء مى شود، این پیروزى است و پیروزى بالاتر از این چیست ؟ یزیدها و ابن یزیدها مى روند، ولى حسین ها و عباس ها و زینب ها باقى مى مانند. البته به عنوان یا ایده نه به عنوان یک شخص ، بلکه به عنوان یک صاحب اختیار و حاکم بر جامعه خویش . آرى ! آنها مى میرند، اما اینها زنده و جاوید باقى مى مانند.

 

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 26 مهر 1393 
نظرات 0

 

  برخورد با دشمن ناآگاه  


هنگامى که اهل بیت امام حسین را به عنوان اسیر وارد شهر شام کردند و در بین ایشان حضرت سجّاد نیز با حالتى ناجور و دلخراش حضور داشت ، مردم شام با تبلیغات سوئى که توسّط مامورین یزید لعنة اللّه علیه شده بود، با شادمانى و سرور براى استقبال از اسیران آمده بودند.
در بین مردم پیرمردى بود، جلو آمد و گفت: شکر خداى را که مردان شما را کشت و آتش فتنه خاموش شد؛ و سپس به آن عزیزان دل شکسته ، بسیار دشنام و ناسزا گفت .
امام
در همان وضعیّتى که بود، فرمود: اى پیرمرد! آنچه تو گفتى ، من گوش کردم و چیزى نگفتم تا آن که سخن تو تمام شد؛ و آنچه خواستى گفتى ، اکنون ساکت باش تا من نیز سخنى گویم .
پیرمرد گفت : آنچه مى خواهى بیان کن .
حضرت فرمود: آیا قرآن خوانده اى ؟
پیرمرد گفت : آرى . حضرت فرمود: این آیه قرآن را نیز خوانده اى :
« قُلْ لا اسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ اَجْرا إلاّ الْمَوَدَّةَ فى الْقُرْبى » یعنى ؛ من از شما پاداشى به جز مودّت و دوستى اهل بیتم را نمى خواهم .
پیرمرد پاسخ داد: آرى، آن را خونده ام .
امام سجّاد
فرمود: ما اهل بیت - قُربى - هستیم ؛ ادامه دارد ....

و آیا این آیه قرآن را «وَآتِ ذَا القُرْبى حَقَّهُ» ؛ حق و شئون اهل بیت را پرداخت و رعایت نمائید، خوانده اى ؟
پیرمرد نیز گفت : آرى ، آن را هم خونده ام . حضرت فرمود: به راستى که آن افراد، ما هستیم ؛ پس حقّ ما چگونه باید رعایت گردد.
پیرمرد شامى گفت : آیا واقعا شما همان ها هستید؟
حضرت فرمود: بلى ؛ و سپس افزود: آیا این آیه قرآن را « وَاعْلَمُوا انَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْى ءٍ فَإ نَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبى» ؛ آنچه از غنائم و منافع را که به دست مى آورید، باید یک پنجم آن را - به عنوان خمس - تحویل رسول خدا واهل بیتش دهید، را خوانده اى ؟
پیرمرد گفت : بلى .
آن گاه امام
فرمود: ما اهل بیت رسول خدا هستیم ، و آیا این آیه قرآن را « إ نَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اءهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا» یعنى ؛ خداوند شما اهل بیت را از هر نوع گناه و آلودگى پاک و منزّه گردانده است ، را نیز خوانده اى
در این حال پیرمرد شامى دست هاى خود را به سوى آسمان بلند کرد و گفت : خداوندا به تو پناه مى برم ، خدایا توبه کردم ، سال ها است که قرآن مى خوانده ام و این چنین درک نمى کردم وامروز هدایت گشتم .


احتجاج مرحوم طبرسى : ج 2، ص 120، ح 172.

  آثار دوستی اهل بیت

پیامبر

:  
حُبُّنا أهلَ البَیتِ یُکَفِّرُ الذُّنوبَ ، ویُضاعِفُ الحَسَناتِ .

 

  دوست داشتن ما اهل بیت ، گناهان را پاک مى کند و حسنات را دو چندان مى سازد.

   ارشاد القلوب ،ج2،ص153

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : پنج شنبه 25 اردیبهشت 1393 
نظرات 0

 

پانزدهم رجب سالروز وفات زينب كبري تسليت باد 

 

            حضرت زينب در يك نگاه  

نام: زينب
كنيه: ام كلثوم، ام المصائب
القاب: عقيله، عالمه، فاضله
پدر و مادر: اميرالمومنين (ع)
و فاطمه زهرا سلام الله عليها
وقت و محل تولد: مدينه 5 جمادي الاول سال 5 يا 6 هجري
وقت و محل وفات: 15 رجب سال 62 هجري دمشق، دو قول ديگر درباره محل دفن حضرت زينب اختلاف است و علاوه بر دمشق، مصر و مدينه نيز گفته شده است.
چكيده فضائل: درك هفت معصوم نخست، محرميت به همه معصومين، عالمه غير معلمه بودن، صبر، قافله سالار اسراي كربلا.

 

 

 

صبر را معنا و مفهومي به نام زينب است / احترام عشق هم از احترام زينب است
داوري بنگر كه در بيدادگاه شهر شام / با حسين همدست گشتن اتهام زينب است
مشت را كرده گره با هيبت و احساس گفت / اين حسين فرمانده عالم، امام زينب است
گرچه بين بانوان زهرا مقام اول است / بعد زهرا رتبه ي برتر مقام زينب است . . .

 

 

زينب آخر اين شبِ تاريك را سر مي‌كند / ياد از ياس و شقايق، يا صنوبر مي‌كند
اين وداعِ آخر و جان دادنِ بانوي عشق / عاقبت وصل حسينش را ميّسر مي‌كند
وفات حضرت زينب (س) بانوي بزرگ اسلام را تسليت عرض ميكنيم . . .

 

اي زينب(س)
تو كوه صبر باشي و من نگاهم به بي صبراني باشد كه ادعاي اسوه بودن دارند ؟!
تو فرمانبردار امام خويش باشي و من غافل از امام حاضر و حيّ خود باشم ؟
ياري ام كن!

وفات حضرت زينب(س) تسليت باد

 

اي زينب (س) !
براستي سجاد عليه ‏السلام از درياي بي‏كران علم و فهم تو چه امواجي را ديده
و در سخنت چه چيزي را يافت كه تو را «عالِمه غير مُعلَّمه» خواند؟
وفات جانسوز عقيله بني هاشم و عالم بدون معلم، حضرت زينب كبري تسليت باد . . .

 



 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : یک شنبه 24 فروردین 1393 
نظرات 0

مادر قمر بني هاشم  

حضرت عباس  (ع)بزرگترين فرزند ام البنين بود، مردي نيك صورت و زيبا بود. هنگامى كه سوار اسب مي شد پاهاى مباركش بزمين كشيده مي شد. به او قمر بنى هاشم گفته مي شد. پرچم امام حسين (ع)با آن بزرگوار بود. حضرت امام جعفر صادق (ع)مي فرمايد: موقعى كه امام حسين (ع)لشكر خود را براى جهاد در راه خدا مهيا كرد پرچم را بدست حضرت قمر بنى هاشم داد. حضرت امام محمّد باقر (ع)ميفرمايد: زيد بن رقاد و حكيم بن طفيل طائى حضرت عباس را شهيد كردند.
ام البنين كه مادر اين چهار جوان بود بعد از شهيد شدن ايشان متوجه بقيع مي شد و با جانگدازترين صدا براى آنان ناله و ندبه ميكرد. مردم در اطراف او جمع مى‏شدند و ناله وى را مي شنيدند و گريه مي كردند.

(زندگانى حضرت امام حسين (ع)، محمدجواد نجفي، ص 61)

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 21 بهمن 1392 
نظرات 0

زندگی حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ به دو دوره مهم تقسیم می‎شود.
1. تولد و كودكی در مدینه
2. حضرت در راه ایران و قم.
حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ یكی از بانوان با فضیلت و با شخصیت خاندان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ می‎باشد. پدر بزرگوار او حضرت «موسی بن جعفر» امام هفتم شیعیان می‎باشد. مادر گرامی حضرت معصومه «نجمه» مادر بزرگوار امام رضا ـ علیه السّلام ـ می‎باشد. نجمه از بانوان با فضیلت و از اسوه‎های تقوا و شرافت و از مخدرات كم نظیر تاریخ بشریت است.[1]
درباره زمان تولد و وفات فاطمه معصومه ـ سلام الله علیها ـ آن چه مسلم است این است كه زمان تولد آن حضرت پیش از سال یكصد و هفتاد و نه هجری بوده است زیرا بنابر نقل شیخ كلینی در شوال 179 هارون الرشید امام موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ پدر حضرت معصومه ـ علیه السّلام ـ را از مدینه به بغداد برد و در آن جا در ماه رجب 183 از دنیا رحلت فرمود.[2] و بنابر مدت عمر حضرت معصومه كه از 23 سال كمتر است، نمی‎تواند بعد از سال 179 باشد چون در آن سال‎ها پدرش در زندان بود. پس تاریخ ولادت آن حضرت به طور دقیق مشخص نیست ولی طبق اسناد به دست آمده ولادت آن حضرت را در مدینه در سال 173 نقل می‎كنند.[3]
درباره تعداد فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ و این كه چند تن از آن‎ها فاطمه نام داشته‎اند اختلاف است. شیخ مفید تعداد آنان را سی و هفت تن ذكر كرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر كه دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمه‌الكبری و فاطمه الصغری.[4] حضرت فاطمه معصومه بعد از امام رضا ـ علیه السّلام ـ از دیگر فرزندان حضرت موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ فاضل‎تر و دارای مقامی شامخ‎تر می‎باشد.
با گذشت ایام، حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ هم دوران خردسالی را پشت سر گذاشت. و در این سال‎ها محل رشد آن حضرت خاندانی بود كه او را با دریایی از علم و معرفت رو به رو ساخت. ولی بیش از ده بهار از عمر شریفش نگذشته بود كه پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید و دریایی از غم و اندوه بر قلب شریفش فرو ریخت كه در این ایام غم و تنهایی، تنها مایه تسلی او برادرش امام رضا ـ علیه السّلام ـ بود كه ناگهان «مأمون» وجود اقدس امام هشتم را از كانون خانواده جدا نمود و به اجبار به خراسان جلب كرد و به اقامت اجباری در خراسان وادار نموده. حضرت معصومه ـ سلام الله علیها ـ دوری یك ساله فراق برادر را تحمل كرد.
2. حضرت معصومه در راه ایران و قم
یك سال بعد از رفتن حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ به سرزمین خراسان یعنی در سال 201 هـ حضرت معصومه ـ علیها السّلام ـ خواهر حضرت رضا، برای زیارت برادر از مدینه به مقصد خراسان حركت كرد یا به موجب نقلی كه چندان اعتبار ندارد طبق دعوت برادر رهسپار خراسان شد. چون آن حضرت با همراهانش وارد ساوه شد، بیمار و رنجور بود[5] و می‎دانست در آن نزدیكی شهری است به نام قم كه مردم آن از دوست‎داران اهل بیت اطهار هستند. از این امر چنین استنباط می‎شود كه آوازه تشیع مردم قم و علاقه شدید ایشان به اهل بیت به مدینه هم رسیده بود.
در هر حال، حضرت پرسید میان ما و قم چند فرسخ فاصله است. گفتند: ده فرسخ و حضرت دستور حركت به سوی قم را صادر كردند. در اینجا معلوم نیست كه آیا مردم قم از آمدن حضرت فاطمه معصومه ـ علیها السّلام ـ به ساوه اطلاع یافته و به استقبال آن حضرت رفته‎اند و با تجلیل و احترام به قم آورده‎اند، یا خود او به طرف قم حركت كرده است. طبق نقل كتاب قم، روایت صحیح و درست این است كه چون خبر به آل سعد رسید با هم اتفاق كردند كه از او درخواست كنند به قم بیاید. از میان ایشان، موسی بن خزرج بن سعد اشعری بیرون آمد، و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسید زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بكشید و به در سرای خود فرود آورد.[6] از این نقل معلوم می‎شود كه حضرت فاطمه معصومه ـ علیها السّلام ـ به طرف قم حركت كرده بود و موسی بن خزرج در اثنای راه به وی رسیده بوده است.
محل سرای موسی بن خزرج و حجره‎ای كه حضرت معصومه در آن به عبادت می‎پرداخته اكنون معین و زیارتگاه است. گویا در این سخن اختلافی نباشد كه حضرت فاطمه معصومه ـ علیها السّلام ـ مدت هفده روز در آن محل توقف داشته و پس از آن رحلت فرموده است. بنابر نوشته كتاب قم، بعد از غسل دادن و كفن كردن و نمازگزاردن برجسد مطهر او، موسی بن خزرج آن حضرت را در زمینی در بابلان (همین محل فعلی) نیمه دوّم قرن چهارم كه به او تعلق داشت دفن كرد و بر سر تربت او سایه‎بانی درست كرد.
نویسنده كتاب قم می‎نویسد:
روایت كرد مرا حسین بن علی بن حسین بن موسی بن بابوبه از محمد بن حسن بن احمد بن الولید و او از راویان دیگر، كه چون حضرت فاطمه وفات یافت بعد از غسل و تكفین او را به مقبره بابلان بردند و در كنار سردابی گذاشتند. آل سعد (اشعری) با یكدیگر اختلاف كردند در این باب كه چه كسی سزاوار است در سرداب رود و فاطمه را بر زمین بگذارد و به خاك سپارد كه در این هنگام از جانب ریگستان دو سوار كه جلو دهان خود را بسته بودند بدان جا آمدند چون به جنازه فاطمه رسیدند، از اسب پیاده شدند و بر او نماز گذارده و در سرداب رفتند و جسد مطهر او را دفن كردند و برهیچ كس معلوم نشد كه آن دو سوار كه بودند.[7]
بدون هیچ اختلافی سال وفات آن حضرت را یقیناً 201 هـ نقل كرده‎اند ولی در این كه در چه روز و ماهی از این سال بوده اختلاف می‎باشد كه بعضی دهم ربیع الثانی را قوی می‎دانند.[8]


[1] . صدوق، عیون الاخبار، ج 1، ص 14؛ طبرسی، اعلام الوری، ص 302؛ طبری، امامی، دلائل الامامت، ص 309؛ اثباه الهداه، ج 3، ص 233؛ مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 396.
[2] . اصول كافی، محمد بن یعقوب كلینی، انتشارات ولی عصر، تهران، 1375، ج 2، كتاب الحجه.
[3] . مستدرك سفینه، شیخ علی نمازی، ج 8، ص 257.
[4] . الاِرشاد، محمد بن نعمان (مفید)، انتشارات، ج 2، ص 242.
[5] . كتاب قم، چاپخانه مجلس، تهران، ص 213.
[6] . همان، ص 213.
[7] . كتاب قم، ص 312.
[8] . تاریخ قم، حسن قمی، چ قم، ص 213؛ بحار الانوار، ج 48،
ص 290؛ اعیان الشیعه، چ بیروت، ج 8، ص 391؛ انوار المشعشعین، ج 1، ص 208.

 

ادامه مطلب