تعداد مطالب : 265
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 25 بهمن 1395 
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 1 مهر 1392 
تعداد کل نظرات : 19
بازدید کل : 113303

براي دانلود کليک کنيد

دعای فرج

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 
 
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 13 دی 1395 
نظرات 0

آيه شماره 50  از سوره مبارکه حج
رزق کریم
  فَالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ
آنها كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزى پر ارزشى براى آنهاست
1- ایمان از عمل صالح جدا نیست، (هر دو با هم شرط بهره‏ گیرى از پاداش ‏هاى الهى است). «آمنوا و عملوا الصّالحات لهم مغفرة ...»
2- پاداش معنوى، بر پاداش مادّى مقدّم است. «مغفرة - رزق كریم»
3 - رزقى ارزش دارد كه با كرامت و تكریم باشد. «رزق كریم»

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 
نظرات 0

بهترین سرانجام


 وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّاتِهِمْ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِى کاَنُواْ یَعْمَلُونَ

 آیه شماره 7  از سوره مبارکه عنکبوت

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را می‏پوشانیم (و می‏بخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی که انجام می‏دادند پاداش می‏دهیم.
1- انسان براى دریافت پاداش‏هاى الهى، به ایمان و عمل صالح، هر دو نیازمند است. «آمنوا و عملوا الصّالحات»
2- مؤمنان از لغزش و گناه به دور نیستند. «و الّذین آمنوا... لنکفّرن عنهم سیئاتهم»
3- پاداش الهى، تنها عفو گناهان گذشته نیست، بلکه دریافت بهترین پاداش نیز هست. «لنکفّرن عنهم سیئاتهم و لنجزینّهم»
4- دریافت پاداش پس از پاک شدن از گناهان است. «لنکفّرن... لنجزینّهم»

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 26 مهر 1393 
نظرات 0

 

 آیه شماره 61  از سوره مبارکه آل عمران

 

بهترین گواه « روز مباهله »

 

  فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا

 

وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ 

 

پس هر که در این [باره] پس از دانشى که تو را [حاصل] آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و

زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم 

اگر انسان ایمان به هدف داشته باشد، حاضر است خود و نزدیک‏ترین بستگانش را در معرض خطر قرار دهد. «من بعد ما جائک من العلم»
آخرین برگ برنده و سلاح برنده مؤمن، دعاست. «فقل تعالوا ندع»
فرزند دخترى، همچون فرزند پسرى، فرزند خود انسان است. «ابنائنا» بنابراین امام حسن وامام حسین علیهما السلام فرزندان پیامبرند.
زن و مرد در صحنه‏هاى مختلف دینى، در کنار همدیگر مطرحند. «نسائنا»
در دعا، حالات اهل دعا مهم است، نه تعداد آنها. گروه مباهله کننده پنج نفر بیشتر نبودند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا»
علىّ‏بن ابى‏طالب‏علیهما السلام، جان رسول اللَّه‏صلى الله علیه وآله است. «انفسنا»
در مجالس دعا، کودکان را نیز با خود ببریم. «ابنائنا»
اهل‏بیت پیامبرعلیهم السلام مستجاب الدعوة هستند. «ابنائنا، نسائنا، انفسنا»
استمداد از غیب، پس از بکارگیرى توانایى‏هاى عادّى است. «نبتهل»
کسى که منطق و استدلال و معجزه، او را به پذیرش حقّ تسلیم نمى‏کند، باید با او مباهله کرد. «تعالوا... نبتهل»
اگر مؤمنان محکم بایستند، دشمن به دلیل باطل بودنش عقب نشینى مى‏کند. «ندع... نبتهل»
استدلال را باید با استدلال پاسخ داد، ولى مجادله و لجاجت باید سرکوب شود. «لعنة اللّه على الکاذبین»

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : یک شنبه 30 شهریور 1393 
نظرات 0

جاهلیّت دوم در آخرالزّمان  

«قرآن کریم» به وجود جاهلیّتی موسوم به جاهلیّت دوم، پس از جاهلیّت اوّل در بین عامّة مسلمانان اشاره می‌نماید، که از علایم ظهور حضرت مهدی(ع) است. شواهد قرآنی بسیاری بر این موضوع تأکید دارند، که از آن جمله می‌توان به آیات زیر اشاره نمود:

مبحث اوّل: دلایل وجود جاهلیّت دوم

«قرآن کریم» به وجود جاهلیّتی موسوم به جاهلیّت دوم، پس از جاهلیّت اوّل در بین عامّة مسلمانان اشاره می‌نماید، که از علایم ظهور حضرت مهدی(ع) است. شواهد قرآنی بسیاری بر این موضوع تأکید دارند، که از آن جمله

می‌توان به آیات زیر اشاره نمود:

 

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : چهارشنبه 26 شهریور 1393 
نظرات 0

 

▲تعبیرات کلّى قرآن درباره رستاخیز

قرآن مجید در صدها آیه اى که از مسأله معاد بحث مى کند تعبیرات کاملا متنوّعى دارد که هریک از آنها اشاره به یکى از ابعاد مفهوم معاد است; و در مجموع بیانگر عمق این مسأله و اهداف زندگى پس از مرگ است.

از آن جا که مطالعه تعبیرات متنوّع قرآن درباره معاد افق هاى تازه اى در برابر دیدگان ما در این مسأله مهم عقیدتى مى گشاید، به شرح آن مى پردازیم. عمده ترین و مهمترین تعبیرات قرآنى از این مسأله هشت تعبیر زیر است:

1. «قیام الساعة»: (رستاخیز).

2. «احیاء موتى»: (زنده کردن مردگان).

3. «بَعْث»: (برانگیختن).

4. «حشر»: (جمع کردن).

5. «نشر»: (گستردن).

6. «معاد»: (بازگشت به سوى خدا).

7. «لقاء رب»: (دیدار پروردگار).

8. «رجوع»: (بازگشت به سوى او).

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 
نظرات 0


اهمیّت بحث معاد از دیدگاه قرآن  3

3. ( وَیَسْتَنْبِئُونَکَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِی وَرَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ) .

( سوره یونس، آیه 53)

 

3- از تو مى پرسند: "آیا آن (وعده مجازات الهى) حقّ است؟" بگو: "آرى، به پروردگارم سوگند، قطعاً حق است; و شما نمى توانید (از مجازات الهى) فرار کنید"

در سوّمین آیه همین مطلب را به صورت پرسش و پاسخى که در میان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و مشرکان رد و بدل شده است مطرح; مى کند; مى فرماید: «از تو مى پرسند: آیا آن (وعده مجازات الهى) حقّ است؟»: ( وَ یَسْتَنْبِؤُنَکَ اَحَقٌّ هُوَ).

باید توجّه داشت «یَسْتَنْبِؤْنَکَ» از «نبأ» به معناى خبر مهم است، و به گفته راغب در مفردات به معناى خبر مفید و با عظمت است که انسان علم یا ظنّ غالب نسبت به آن دارد; و تا این امور سه گانه (فایده، عظمت، و علم) در آن نباشد، به آن نبأ گفته نمى شود ـ بنابراین اخبار مشکوک، یا کم اهمّیّت، یا بى فایده را نبأ نمى گویند، و اگر مى بینیم در سوره نبأ توصیف به عظیم شده براى تأکید بیشتر است ـ و اگر به پیامبر نبى گفته مى شود نیز به خاطر خبرهاى او است که واجد این ویژگى هاى سه گانه است.

سپس به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد: «بگو": آرى، به پروردگارم سوگند، قطعاً  حق است"»: ( قُلْ اِىْ وَ رَبِّى اِنَّهُ لَحَقٌّ) .

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 
نظرات 0

اهمیّت بحث معاد از دیدگاه قرآن  2 
 

1. ( اَللهُ لَا اِلهَ اِلَّا هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلَى یَوْمِ الْقِیامَةِ لَا رَیْبَ فیهِ وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللهِ حَدِیْثاً) .
 سوره نساء، آیه    87

در نخستین آیه، سخن از اجتماع قطعى انسان ها در آن روزى که هیچ شک و تردیدى در آن نیست به میان

آمده مى فرماید: «معبودى جز خداوند نیست; و به یقین، همه شما را در روز رستاخیز ـ که شکّى در آن نیست

ـ جمع مى کند»:

( اَللهُ لَا اِلهَ اِلَّا هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلَى یَوْمِ الْقِیامَةِ لَا رَیْبَ فیهِ) .

سپس براى تأکید بیشتر مى افزاید: «و کیست که از خداوند،راستگوتر باشد؟!»:

( وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللهِ حَدیثاً) .

آغاز و انجام آیه، و بندبند آن، هرکدام تأکیدى است بر این مسأله، و نشان دهنده میزان اهمّیّتى است که قرآن براى این موضوع قائل است.

(1) قابل توجّه این که «رَیْب» به گفته مقاییس اللّغة در اصل به معناى هرگونه شک است، یا شکى که آمیخته با خوف و ترس باشد، و اگر این واژه بر حاجت نیز اطلاق مى شود به خاطر آن است که صاحب حاجت معمولا شک در حصول آن دارد، شکّى آمیخته با خوف از دست رفتن!

در فروق اللّغة میان «شک» و «ریب» تفاوتى ذکر شده، که «اِرْتیابُ» شکى است آمیخته با تهمت.

شاید به کار رفتن این واژه در قرآن مجید در مورد معاد نیز به خاطر همین  باشد که مخالفان علاوه بر این که درباره معاد اظهار شک مى کردند پیامبر را نیز متّهم مى نمودند که این مطالب را از خود ساخته است.

البته جاى این سئوال باقى مى ماند که چرا قرآن در این جا و مانند آن تنها به ادّعا قناعت کرده و دلیلى ذکر نفرموده است؟

این به خاطر آن است که اوّلا: دلایل معاد در جاى جاى قرآن مجید بارها و به طور مکرّر مطرح شده، و نیازى نبوده است که در هر آیه تکرار گردد. ثانیاً: گویى قرآن مى خواهد این حقیقت را بیان کند که دلایل معاد آن قدر روشن و واضح و آشکار است که جاى هیچ گونه شک و تردید را باقى نمى گذارد.

 

2. ( زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَّنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِکَ عَلَى اللهِ یَسِیرٌ) .
 سوره تغابن، آیه  7

 

2 - کافران پنداشتند که هرگز برانگیخته نمى شوند، بگو

: "آرى به پروردگارم سوگند که همه شما (در قیامت) برانگیخته خواهید شد، پس به آنچه عمل مى کردید خبر داده مى شوید، و این براى خدا آسان است

در دوّمین آیه به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دستور مى دهد که مؤکّداً سوگند یاد کند که قیامت و حشر و نشر در کار است; مى فرماید: «کافران پنداشتند که هرگز برانگیخته نمى شوند، بگو: "آرى به پروردگارم سوگند که همه شما (در قیامت) برانگیخته خواهید شد، پس به آنچه عمل مى کردید خبر داده مى شوید، و این براى خدا آسان است"»: ( زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَّنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِکَ عَلَى اللهِ یَسِیرٌ) .

مى دانیم سوگند یاد کردن معمولا کار خوبى نیست، آن هم سوگند به پروردگار; و لذا قرآن مردم را از آن نهى مى کند و مى گوید: ( وَ لا تَجْعَلُوا اللهَ عُرْضَةً  لِّاَیْمانِکُمْ) : «خدا را در معرض سوگندهاى خود قرار ندهید.»(3) ولى گاه مطلب به قدرى مهم است که یاد کردن سوگند در مورد آن نه تنها ممنوع نیست; بلکه لازم است.

قابل توجّه این که علاوه بر تأکیداتى که در «لَتُبْعَثُنَّ» وَ «لَتُنَبَّئُنَّ» وجود دارد، در پایان آیه نیز تصریح مى کند که این کار براى خدا آسان است; و لذا نباید در آن شک و تردید کنید.(4)


پیام قران ایت اله مکارم جلد 5

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : پنج شنبه 6 شهریور 1393 
نظرات 0

▲اهمیّت بحث معاد از دیدگاه قرآن1

▲اشاره

یک نظر اجمالى به آیات قرآن مجید نشان مى دهد که در میان مسائل عقیدتى هیچ مسأله اى در اسلام بعد از توحید به اهمیّت مسأله معاد، و اعتقاد به حیات بعد از مرگ، و حسابرسى اعمال بندگان و پاداش و کیفر و اجراى عدالت نمى رسد.

وجود حدود 1200 آیه درباره معاد در مجموع قرآن مجید که قریب به یک سوّم آیات قرآن را تشکیل مى دهد، و این که تقریباً در تمام صفحات قرآن بدون استثناء ذکرى از معاد به میان آمده; و این که بسیارى از سوره هاى اواخر قرآن به طور کامل، یا به طور عمده، درباره معاد و مقدّمات و علائم و نتایج آن سخن مى گوید; شاهد گویایى بر این مدّعى است.

در جاى جاى قرآن مجید بعد از موضوع ایمان به خدا، ایمان به جهان دیگر آمده، و تقریباً در 30 آیه این دو موضوع را قرین هم قرار داده; ( یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ) و یا تعبیرى شبیه آن فرموده است همچنین در بیش از 100 مورد اشاره به ( اَلْیَوْمِ الاْخِرَةِ) یا ( اَلاْخِرَة) فرموده است.

چرا چنین نباشد در حالى که:

1. ایمان به خدا و حکمت و عدالت و قدرت او بدون ایمان به معاد کامل نمى گردد.

2. ایمان به معاد، به زندگى انسان مفهوم مى دهد; و زندگى این جهان را از پوچى درمى آورد.

3. ایمان به معاد روند تکاملى زندگى بشر را در مسیر روشنى نشان مى دهد.

4. ایمان به معاد ضامن اجراى تمام قوانین الهى، و انگیزه اصلى تهذیب نفوس، و احقاق حقوق، و عمل به تکالیف، و ایثار شهیدان، و فداکارى فداکاران است، و انسان را حسابگر خویش مى سازد.

5. ایمان به معاد روح دنیاپرستى را که خمیر مایه تمام خطاها و جنایات است تضعیف مى کند، و دنیا را از صورت یک هدف نهایى بیرون آورده، مبدّل به یک وسیله براى نیل به سعادت جاویدان مى سازد، و چقدر میان این دو دیدگاه تفاوت است!

6. ایمان به معاد به انسان در برابر شدائد نیرو مى بخشد و چهره وحشت انگیز مرگ را که همیشه به صورت کابوسى بر افکار انسان ها سنگینى داشته، و آرامش را از آنها سلب مى کرده، دگرگون مى سازد; و آن را از مفهوم فنا و نیستى به دریچه اى به سوى جهان بقا تغییر مى دهد.

7. کوتاه سخن این که ایمان به معاد به اضافه ایمان به مبدأ عالم هستى خط فاصل فرهنگ خداپرستان و مادّیین محسوب مى شود.

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : سه شنبه 28 مرداد 1393 
نظرات 0

▲تفسیر موضوعى چیست؟ و چه مشکلاتى را حل مى کند؟

پاسخ به این دو سؤال مهم اثر عمیقى در فهم صحیح تر و بهتر کتاب هایى چون کتاب حاضر دارد، و تا جواب این دو پرسش روشن نشود نمى توان به خوبى دریافت که این گونه کتاب ها چه هدفى را تعقیب مى کند.

در پاسخ سؤال اول یادآور مى شویم که قرآن مجید کتابى است که در طول 23 سال با توجّه به نیازها و شرایط مختلف اجتماعى و حوادث گوناگون نازل شده، و همگام با پیشرفت جامعه اسلامى پیشروى کرده است.

آیات سوره هایى که در مکّه نازل شده عمدتاً ناظر به تحکیم پایه هاى ایمان و اعتقاد نسبت به توحید و معاد، و مخصوصاً مبارزه شدید و پى گیر با شرک و بت پرستى است، در حالى که آیات سوره هایى که در مدینه نازل شده و طبعاً بعد از تشکیل حکومت اسلامى بوده ناظر به احکام اجتماعى، عبادى، سیاسى و تشکیل بیت المال و نظام قضایى اسلام و مسائل مربوط به جنگ و صلح و نبرد با منافقان و امثال آن مى باشد که اسلام با آن درگیر بوده است.

بدیهى است هیچ یک از این مسائل به صورت یک رساله عملیه یا یک کتاب درسى و کلاسیک مطرح نگشته; بلکه طبق نیازها، و مناسبت ها، و ضرورت ها،  آیات نازل گشته است. مثلا ملاحظه مى کنیم که احکام مربوط به جهاد و دستورات جنگى و عهدنامه ها و اسیران و غرامت هاى جنگى و مانند آن به طور پراکنده در هر غزوه و به مناسبت آن غزوه نازل گشته; درست مانند نسخه هاى یک طبیب ماهر که هر روز به تناسب حال بیمارى مى نویسد تا او را به سلامت کامل برساند.

حال اگر آیات قرآن را که در هر سوره از سوره ها نازل شده به ترتیب تفسیر کنیم نام آن تفسیر ترتیبى خواهد بود، و اگر آیات مربوط به یک موضوع را از تمام قرآن جمع آورى نموده در کنار هم بچینیم، و آن را فصل بندى نموده و تفسیر کنیم نامش تفسیر موضوعى است.

مثلا هرگاه تمام آیات مربوط به جهاد که در طى ده سال در سوره هاى مدنى نازل شده، یا آیات مربوط به اسماء و صفات خداوند که در طى 23 سال در تمام قرآن نازل گردیده، در کنار هم قرار گیرد، و در رابطه با یکدیگر تفسیر شود تفسیر موضوعى نام خواهد داشت، در حالى که اگر هر آیه را در جاى خود جداگانه مورد بحث و بررسى قرار دهیم همان تفسیر ترتیبى است.

هریک از این دو نوع تفسیر مزایا و آثارى دارد که ما را از یکدیگر بى نیاز نمى سازد و به مصداق: هر چیز به جاى خویش نیکواست; هر دو نوع تفسیر براى پژوهندگان قرآن ضرورى و لازم است. (البتّه در آغاز، کار تفسیر ترتیبى و سپس تفسیر موضوعى)!


پیام قران آیت اله مکارم

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : شنبه 25 مرداد 1393 
نظرات 0

▲تفسیر موضوعى چیست؟

قبل از پاسخ به این سؤال لازم است سؤال دیگرى را مطرح کنیم; و آن این که: چرا قرآن به سبک موضوعى جمع آورى نشده، و شبیه کتاب هاى معمولى نیست; و با تمام آنها تفاوت دارد؟
پاسخ این است که: براى تهیّه کتاب هاى معمولى مؤلف یا مؤلفان، موضوعات مختلفى را که در یک قدر جامع شریک اند، در نظر مى گیرند; مثلا بیمارى هاى مختلف که همه آنها به مسأله سلامت انسان ارتباط دارد در علم طب در نظر گرفته مى شود; سپس مسائل مربوط به این موضوعات را به فصول و ابواب مختلف تقسیم مى کنند ـ بیمارى هاى قلبى، بیمارى هاى عصبى، بیمارى هاى گوارشى، بیمارى هاى دستگاه تنفسى، بیمارى هاى پوستى و بیمارى هاى دیگر ـ بعد از آن هر فصل و هر باب را با توجّه به مقدمات و نتایج آن مورد بررسى قرار مى دهند، و به این ترتیب کتابى بنام کتاب طب تدوین مى شود.

 

ادامه مطلب