تعداد مطالب : 265
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 25 بهمن 1395 
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 1 مهر 1392 
تعداد کل نظرات : 19
بازدید کل : 113313

براي دانلود کليک کنيد

دعای فرج

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 
 
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393 
نظرات 0

انواع مختلف تفسیر

هنگامى که سخن از تفسیر قرآن به میان مى آید فوراً نظرها به همان تفسیر معمولى (تفسیر ترتیبى) جلب مى شود که آیات قرآن را به ترتیب مورد بحث و بررسى قرار مى دهد و محتوا و حقیقت آنها را روشن مى سازد; همان کارى که از صدر اسلام تا کنون در تفسیر قرآن معمول بوده است، و دانشمندان و علماى بزرگ اسلام صدها یا هزاران کتاب به نام تفسیر قرآن مجید در زمینه آن تألیف کرده اند.
البتّه نوع دیگرى از تفسیر نیز کم و بیش رایج بوده; که ناظر به تفسیر مفردات قرآن است; یعنى واژه هاى قرآنى را جداگانه، به صورت معجم، و به ترتیب الفبا مورد بحث قرار مى دهد که نمونه روشن آن کتاب مفردات راغب و کتاب « وجوه القرآن » و « تفسیر غریب القرآن طریحى » و در این اواخر نیز کتاب « التحقیق فى کلمات القرآن الکریم » و نثر طوبى یا دائرة المعارف قرآن مجید است.
در حالى که براى قرآن انواع دیگرى از تفسیر نیز وجود دارد که از جمله تفسیر موضوعى است که آیات قرآن را براساس موضوعات مختلف مربوط به اصول و فروع اسلام، و مسائل اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، و اخلاقى، مورد مطالعه و بررسى قرار مى دهد.
نوعى دیگر از تفسیر که ما نام اش را تفسیر ارتباطى یا زنجیره اى نهاده ایم آن است که موضوعات مختلف قرآن را در ارتباط با یکدیگر ببینیم.
مثلا بعد از آن که موضوع ایمان و موضوع تقوا و موضوع عمل صالح را به طور جداگانه در تفسیر موضوعى مورد بررسى قرار گرفت; این سه مطلب را در ارتباط با یکدیگر با توجّه به آیات قرآن و اشاراتى که در آن است تفسیر مى کند و ارتباط این سه را با یکدیگر روشن مى سازد، و مسلّماً در این صورت حقایق تازه اى از چگونگى رابطه این موضوعات با یکدیگر براى ما کشف مى شود که بسیار ارزنده و راهگشا است.
مى دانیم طرز صحیح مطالعه عالم آفرینش و موجودات عالم هستى آن است که آنها را در رابطه با یکدیگر ببینیم; خورشید و ماه و زمین و انسان و جوامع انسانى در حقیقت موضوعاتى جدا از هم نیستند; و در مجموع یک واحد به هم پیوسته را تشکیل مى دهند; و طرز مطالعه صحیح آنها این است که همه را در ارتباط با هم مورد بررسى قرار دهیم.


 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : پنج شنبه 12 تیر 1393 
نظرات 0

نزول قرآن در ماه رمضان

        شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ

فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ

يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ

وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

سوره بقره ایه﴿185﴾

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : جمعه 5 اردیبهشت 1393 
نظرات 0

 

مرجع دادرسی


 وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِن شَیْءٍ فَحُکْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبِّی عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ أُنِیبُ


و در باره هر چیزى اختلاف پیدا کردید داوریش به خدا [ارجاع مى‏گردد] چنین خدایى پروردگار من است بر او توکل کردم و به سوى او بازمى‏گردم
دین، تنها پاسخ گوى مسائل اخلاقى و اعتقادى نیست، بلکه در هر چه از مسائل سیاسى، اقتصادى و... اختلاف دارید دین پاسخگوست. «و ما اختلفتم من شى‏ء»
در اسلام بن بست وجود ندارد. «و ما اختلفتم... فحکمه الى اللّه»
حل اختلاف از شئون ربوبیّت است.«ذلکم اللّه ربى»
به هنگام اختلاف به خدا رجوع کنید و بر او توکّل و انابه نمایید و هر حکمى صادر کرد از انجام آن نگران نباشید. «فحکمه الى اللّه... علیه توکّلت و الیه انیب»
توکّل و انابه نتیجه ایمان به ربوبیّت خداست. «اللّه ربّى علیه توکّلت و الیه انیب»

آیه شماره 10  از سوره مبارکه شوری

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 
نظرات 0

راه روشن

 

 فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ


پس بر خدا توكل كن كه تو واقعا بر حق آشكارى


توكّل بر خداوند، يكى از شرايط موفّقيّت رهبر است. «فتوكّل على اللّه»
توجّه به حقانيّت راه و تلقين آن، انسان را در برابر حوادث زودگذر بيمه مى‏كند. «انّك على الحقّ المبين»
مخالفان پيامبر، بهانه‏جويى مى‏كردند، وگرنه راه او ابهامى نداشت. «انّك على الحقّ المبين»
توكّل بر خداوند تنها در مسير حقّ معنا و ثمر دارد، نه در مسير باطل. «فتوكّل على اللّه انّك على الحقّ المبين»
رهبر بايد به حقّانيت راهش ايمان داشته باشد. «انّك على الحقّ المبين»

آيه شماره 79  از سوره مباركه نمل

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 25 فروردین 1393 
نظرات 0

هواپرستی


 أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا


آيا آن كس كه هواى [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى آيا [مى‏توانى] ضامن او باشى
ریشه‏ى بت‏پرستى، هواپرستى است. «صبرنا على الهتنا - اتّخذ الهه هواه»
خداجویى در فطرت هر انسانى وجود دارد، لكن او در مصداق و یافتن حقّ گرفتار اشتباه مى‏شود. «اتّخذ الهه هواه»
انبیا مسئولیّتى در هدایت اجبارى هواپرستان ندارند. «أفأنت تكون علیه وكیلا»
انسان داراى اختیار است. «أفأنت تكون علیه وكیلا»
تربیت و ایمان باید بدون اجبار و اكراه باشد. «أفأنت تكون علیه وكیلا»

آيه شماره 43  از سوره مبارکه فرقان

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : جمعه 22 فروردین 1393 
نظرات 0

اراده الهی


  رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا
پروردگار شما به [حال] شما داناتر است اگر بخواهد بر شما رحمت مى‏آورد يا اگر بخواهد شما را عذاب مى‏كند و تو را بر ايشان نگهبان نفرستاده‏ايم
به ایمان خود مغرور نشویم. «ربّكم اعلم بكم»
كارهاى الهى، بر اساس علم اوست. «اعلم بكم، یرحمكم، یعذّبكم»
علم خدا ومهر و قهر او، از شئون ربوبیّت خداوند است. «ربّكم، یرحمكم، یعذّبكم»
سخن از رحمت و عطوفت، پیش از قهر و عذاب است. «یرحمكم، یعذّبكم»
انسان باید بین خوف و رجا باشد. «یرحمكم، یعذّبكم»
انسان‏ها در انتخاب عقیده آزادند، حتّى پیامبران هم مأمور اجبار مردم بر ایمان نیستند. «ما ارسلناك علیهم وكیلاً»
مبلّغ دین، نباید خود را وكیل و سرپرست مردم بداند. «وكیلاً»

 

آيه شماره 54  از سوره مبارکه اسراء

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393 
نظرات 0

مؤمنان تسخیرناپذیر


 إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند تسلطى نيست
از خطر نفوذ شیطان در بهترین افراد و مقدّس‏ترین كار غافل نباشید. (تلاوت قرآن از شخصى مثل پیامبر اكرم هم نیاز به استعاذه دارد)
شیطان به سراغ همه مى‏آید، امّا در همه تأثیرگزار نیست. «لیس‏له سلطان على الّذین آمنوا»
ایمان و توكّل، قلعه‏اى است كه انسان را از آسیب‏پذیرى حفظ مى‏كند. «لیس له سلطان على الّذین آمنوا»

آيه شماره 99  از سوره مبارکه نحل

 

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : پنج شنبه 8 اسفند 1392 
نظرات 0

دانستنيهاى قرآن

-------------------------------------------------------------قران

تسبيح و تحميد و فرق اين دو

وقتى در نماز مى‏گوييم «سبحان‏ربى العظيم و بحمده» كه خلاصه‏اش اين است «تسبيح پروردگار عظيم مى‏كنم و حمد پروردگار عظيم» يا مى‏گوييم: «سبحان ربى‏الاعلى و بحمده» يعنى تسبيح مى‏كنم پروردگار برتر را و حمد مى‏كنم‏او را، «تسبيح مى‏كنم» يعنى چه؟ و «حمد مى‏كنم» يعنى چه؟

ثناى خدا به دو شكل است: يكى تسبيح و ديگرى تحميد.

تسبيح يعنى تنزيه، يعنى خدا را از آنچه كه ذات او مبراست منزه‏كردن، و برتر دانستن او از آنچه كه شان مخلوقين است، از آنچه كه‏حاكى از نوعى نقص و ناتوانى و نارسايى است. اصلا كلمه «سبحان» معنايش اين است كه من او را تسبيح و تنزيه مى‏كنم ازاينكه به چشم ديده شود، با دست لمس شود، او را جسم بدانم وبگويم در جايى قرار گرفته است، او را محتاج و نيازمند بدانم به هرچيزى از جمله به عبادت خودم، خير، او منزه است از نياز و احتياج، تنزيه مى‏كنم او را از اينكه به او نسبت ظلم و ستم بدهم، براى اوشريكى قائل باشم، او را مركب و داراى اجزاء بدانم، بگويم از چه‏درست‏شده و از كجا آمده است. پس تسبيح يعنى يك سلسله‏چيزهايى را كه من مى‏فهمم كه خدا از اينها برتر و بالاتر است، با كلمه «سبحان» از او نفى مى‏كنم. ثناى الهى نظير اقرار به توحيد است كه مجموع نفى و اثبات‏است، وقتى مى‏گوييم «لا اله الا الله» نفى مى‏كنيم معبوديت غير را واثبات مى‏كنيم ذات او را. ثناى الهى هم هميشه نفى است و اثبات، نفى‏اش همين است: منزه است از...، ولى «حمد» توصيف‏پروردگار است به صفات اثباتى، او را ستايش مى‏كنم كه همه نعمتهااز اوست، همه كمالات از اوست و به او بر مى‏گردد، او

به هر چيزى‏داناست: «بكل شى‏ء عليم»، بر هر چيزى تواناست: «و هو على‏كل شى‏ء قدير»، او سميع است، او بصير است، او حى است، اوقيوم است، او ملك است، او مؤمن است، مهيمن است، عزيزاست، جبار است، متكبر است (1). اين صفات اثباتى. پس ما با يك «سبحان ربى العظيم و بحمده»، يا يك «سبحان ربى الاعلى وبحمده» يك دنيا نقص را به نظر مى‏آوريم و مى‏گوييم خداى ما ازاينها منزه است، و يك سلسله كمالات را [به نظر مى‏آوريم ومى‏گوييم] خداى ما داراى چنين صفاتى است. در نماز وقتى سوره‏توحيد را مى‏خوانيم مى‏گوييم: «قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلدو لم يولد و لم يكن له كفوا احد» هم صفات اثباتى در آن است وهم صفات سلبى. بعد مى‏گوييم: «كذلك الله ربى» چنان است‏پروردگار من، آن صفات كمالى اثباتى را دارد و من او را به آن‏صفات ستايش و حمد مى‏كنم. نقصى در او نيست، اينكه فرزند داشته باشد، فرزند چيزى باشد، مثل و مانند داشته باشد، در اونيست «كذلك الله ربى».

قرآن مى‏گويد اين كار تسبيح و تحميد كه شما در اين شعور ظاهرى و انسانى تان بايد آن را با تعليمات انبياء ياد بگيريد و با اراده‏و اختيار خودتان انجام دهيد، تمام ذرات عالم وجود، خدا را تسبيح‏مى‏كنند و حمد مى‏كنند. اين يك آيه از آيات قرآن [راجع به تسبيح وتحميد موجودات].

همچنين ما در قرآن پنج‏سوره داريم - بلكه با سوره «سبح‏اسم» به اعتبارى شش سوره داريم - كه با تسبيح شروع مى‏شوند واينها را «مسبحات» مى‏گويند. سوره حديد اين طور شروع مى‏شود:

«سبح لله ما فى السموات و الارض» هر چه در آسمانها و زمين است‏خدا را تسبيح مى‏كند.

سوره حشر و سوره صف به اين شكل شروع مى‏شود: «سبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض». در اينجا كلمه «ما» تكرار شده‏است. باز مفاد همان است: هر چه در آسمانهاست و هر چه - نه هركه - در زمين است‏خدا را تسبيح كرده است.

سوره جمعه و سوره تغابن [اينطور شروع مى‏شوند:] «يسبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم».

«سبح اسم» نيز امر به تسبيح است.

 

پى‏ نوشت

------------------------------

1. حشر/32 - 34.

 

منبع:

استاد مرتضى مطهرى آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 164

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : دوشنبه 28 بهمن 1392 
نظرات 0

علوم قرآنى

 

«علوم قرآنى» اصطلاحى است درباره مسايلى مرتبط با شناخت قرآن و شؤون مختلف آن. فرق ميان «علوم قرآنى» و «معارف قرآنى» آن است كه علوم قرآنى بحثى بيرونى است و به درون و محتواى قرآن از جنبه تفسيرى كارى ندارد، اما معارف قرآنى كاملا با مطالب درونى قرآن و محتواى آن سر و كار داشته و يك نوع تفسير موضوعى به شمار مى‏رود.

معارف قرآنى يا تفسير موضوعى، مسايل مطرح شده در قرآن را از حيث محتوايى بررسى مى‏كند. بدين ترتيب كه آيات مربوط به يك موضوع را از سراسر قرآن در يك جا گرد آورده و در مورد آن چه كه از مجموع آن‏ها به دست مى‏آيد سخن مى‏گويد، مشروط بر آن كه از محدوده دلالت قرآنى فراتر نرود. گر چه در تفسير موضوعى گاه ضرورت دارد به شواهد عقلى و نقلى ديگرى نيز استشهاد شود، ولى بحث كاملا قرآنى است و تنها از ديدگاه قرآن مورد بررسى قرار مى‏گيرد. اين مطلب بدين جهت اهميت دارد كه بحثهايى را كه جنبه «معارف اسلامى‏» دارند و احيانادر كنار دلايل عقلى و نقلى به آيات قرآن نيز استناد مى‏كنند، از «معارف قرآنى» يا «تفسير موضوعى قرآن» جدا شود.

«علوم قرآنى» بحث‏هاى مقدماتى براى شناخت قرآن و پى بردن به شؤون مختلف آن است. در علوم قرآنى مباحثى چون وحى و نزول قرآن، مدت و ترتيب نزول، اسباب النزول، جمع و تاليف قرآن، كاتبان وحى، يك سان كردن مصحفها، پيدايش قرائات و منشا اختلاف در قرائت قرآن، حجيت و عدم تحريف قرآن، مساله نسخ در قرآن، پيدايش متشابهات در قرآن، اعجاز قرآن و... مطرح مى‏باشد. ازاين جهت علوم را به صيغه جمع گفته‏اند كه هر يك از اين مسايل در چار چوب خود استقلال دارد و علمى جدا شناخته مى‏شود و غالبا ارتباط تنگاتنگى ميان اين مسايل وجود ندارد. لذا ميان مسايل علوم قرآنى نوعا يك نظم طبيعى بر قرار نيست تا رعايت ترتيب ميان آنها ضرورى گردد، لذا هر مساله جدا از مسايل ديگر قابل بحث و بررسى است.

ضرورت بحث در علوم قرآنى از آن جهت است كه تا قرآن كاملا شناخته نشود وثابت نگردد كه كلام الهى است، پى جور شدن محتواى آن موردى ندارد. براى رسيدن به نص اصلى كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده، بايد روشن كرد كه آيا تمامى قرائتها يا برخى از آنها است كه ما را به آن نص هدايت مى‏كند؟ هم چنين درمساله نسخ، تشخيص آيه منسوخ از ناسخ يك ضرورت اولى است. البته نسخ به معناى اعم كه شامل تخصيص و تقييد نيز مى‏باشد، چنان كه در كلام پيشينيان نيزآمده است. هم چنين است مساله متشابهات در قرآن كه بدون تشخيص اين جهت در آيات، استنباط احكام و استفاده از مفاهيم عاليه قرآن به درستى ممكن نيست وهر يك از مسايل علوم قرآنى در جاى خود، نقش مهمى در بهره‏گيرى از محتواى قرآن ايفا مى‏كند. برخى از اين مسايل، از مبادى تصوريه و برخى از مبادى تصديقيه به شمار مى‏روند.

 

 

پيشينه علوم قرآنى

بحث درباره قرآن و شناخت مسايل مختلف آن، از همان دوران نخست مطرح بوده و هم واره در طول تاريخ، بزرگان و دانش پژوهان در اين زمينه به بحث وگفت و گو نشسته و آثار نفيس و گرانبهايى از خود به يادگار گذارده‏اند و اين مطالعات پيوسته ادامه دارد.

بر پايه مدارك موجود، اولين كسى كه درباره قرآن به بحث نشست و گفت و گو راآغاز نمود، يحيى بن يعمر شاگرد برومند ابو الاسود دؤلى (متوفاى 89) بود. نام برده كتابى در فن قرائت قرآن، در روستاى واسط، نگاشت كه شامل انواع قرائتهاى مختلف آن دوره مى‏باشد. سپس حسن بصرى (متوفاى 110) كتابى در عدد آيات قرآن نوشت. نويسندگان و آثار ديگر موجود در اين زمينه به ترتيب ظهور، عبارتند از:

در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
نویسنده : عبد الله عبدالهی
تاریخ : سه شنبه 5 آذر 1392 
نظرات 0

 

عزاداری در قرآن

پرسش:
آيا فرهنگ عزاداري ريشه قرآني دارد يا اينكه فقط در روايات و سيره اهل بيت(ع) مي‌توان مستنداتي براي آن پيدا كرد؟
پاسخ:
فرهنگ عزاداري و سوگواري ريشه قرآني دارد و آيات عديده‌اي بر اين امر دلالت دارد كه به نمونه‌هايي از آن ذيلاً اشاره مي‌كنيم.
1- سوگواري يعقوب در فراق يوسف
با اين كه يوسف فقط مفقودالاثر بود و مرگ او حتمي نبود، يعقوب، پيامبر الهي و پدر بزرگوار او آنچنان در فراق او گريه كرد كه در نهايت نابينا شد. چنان كه قرآن كريم مي‌فرمايد:‌‌«و قال يا اسفي علي يوسف و ابيضت عيناه من الحزن فهو كظيم؛ و گفت: اين اندو (بر فراق) يوسف و چشمان او از اندوه سفيد شد اما خشم خود را فرو مي‌برد.»....

 

 

ادامه مطلب