درد و دل با آقا

پنج شنبه 26 آبان 1390  12:29 AM

 ای علی ای عدالت مظلوم ، ای علی ای حماسۀ انسان  ، ای علی  ای عصاره ای زِ وجود ، ای علی ای شیر شیوۀ عدل ، ای علی ای یاور یتیمان .


سرتا سر زندگانی ات یک فریاد بود و تمام سخنانت یک پیام را باز می گفت و تمام گریه ها و مناجات هایت یک عشق را می نمایاند و تمام شمشیر زدن ها و جهادها و حماسه آفرینی هایت در پاسداری از یک حقیقت والا بود.



از آن روزی که در شبه قارۀ مستطیل شکل عربستان  به کانون وحی و آیین خدا ایمان آوردی و تلاش هایت را در طول خط ایمان و عرض پهنۀ دعوت مکی و جهاد مدنی متمرکز ساختی ، محیط جهل و شرک و کفر وشرارت را به مساحت علم و ایمان و تقوی و خیر مبدّل ساختی و به تنهایی در پیرامون محمد (ص) اُمتی به پا ایستاده بودی همچنانکه، ابراهیم آن تبرزن توحید وشرک ستیز نستوه به تنهایی اُمتی بود قائم و قانت . ای علی ای تجسم ایمان ! ای علی ای تو معنی قرآن ! یار محمد(ص) در حَرا بودی و بازوی توانای اسلام در بدر ، شمشیر برندۀ ایمان بودی در اُحد ،  گرد دلاور مدینه بودی در احزاب ، در رکاب رسول پا به رکاب ! فاتح بدر و خیبر و احزاب ! برای گسترش دین و زدودن موانع راه از خندق به خیبر و از یمن به ینبع همواره در تلاش و حرکت بودی . برای جهاد با نفاق و بغی گامی در صفین داشتی و شمشیری در میان اصحاب جمل می زدی و مبارزه ای در نهروان می کردی. از مکه تا مدینه را با بال هجرت پیمودی و از مدینه تا کوفه را برای پی ریزی حکومت عدل در گیتی به شوق سپردی ، زندگیت تمام این بود.

از کعبۀ ولادت تا محراب شهادت فاصله ای از نور را طی کردی و همانند بسیاری از صفاتت که منحصر به توست در این افتخار نیز بی شریک بودی و شهادت خونین تو در محراب همان میلاد شگفت در کعبه بود . از خدا به سوی خدا و در خانۀ خدا ، ای علی ای قضاوت داود ، ای علی ای تحمل ایوب ، ای علی ای شکوه ابراهیم  ، ای بزرگ آیتی ز غیب و شهود .  تو از سلالۀ آن سلسلۀ پاک نهادان بودی که دنیا و آنچه در آنست در برابر بهای معنویت بی بهاست  و حکومت و ریاست و دنیا و فرمانروایی در برابر شکوه روحت به رایگان هم نمی ارزد .  اما تو ای قدیس پاک  با خاکیان نشست و بر خاست می کردی . از پیامبر زیباترین و محبوبترین کنیۀ دلخواهت را جایزه گرفتی  آری : ابوتراب ؛ در کنار این همه ، نهروانیان و پیروان جمل و اهل بغی  در صفین به جنگ تو آمدند و تو به ناچار با قاسطین و ناکثین و مارقین به نبردی مقدس و خدایی بر خاستی و عمری را باجهل ابوجهل ها و لهیب آتش فتنۀ ابولهب ها  و زوزه های معاویه ها و بی شعوری ابو موسی اشعری ها  وسفاهت ابوسفیان ها و لجام گسیختگی ابن ملجم ها در گیر بودی و پتک حق بر فرق باطل می کوبیدی.

ای علی ای حقیقت روشن ، ای علی ای جمال جلوۀ داد ، ای علی ای طلوع در ظلمت ، ای که میلادت انفجار فلاح !

سخن بسیار است و مجال اندک ،  فرصت آن نیست که از شکوه ولادتت ، از برگرفتن نامت از نام خدای علی اعلا  ، از مراسم نامگذاری ات  ، از دوران کودکیت در دامان تربیت محمدی ، از جوانی و رزم هایت ، از مردانگی و ایثارهایت ، از زهد و عبادت هایت ، از اخلاص و استقامتت ، از شیردلی و شجاعتت  ، از دانش و حکمتت ، از نهج البلاغۀ فیاضت ، از غررالحکم موج خیز و درخشانت  ، از سخنوری و فصاحتت  و از نیایش های شبانه ات  سخنی بگویم  اما اما...

آب دریا را گرنتوان کشید                                   هم به قدرتشنگی باید چشید

و ما تشنگان زلال معرفت امیدواریم تا در پرتو شناخت بهتر وبیشتر تو، راه زندگی را روشن تر پیدا کنیم   و تو را اُسوۀ خویش سازیم .   چرا که تو اُسوۀ انسان و الگوی کامل ایمان بودی و انسانیت از تو درس می گیرد .  تو نسخۀ منحصر به فرد عالم خلقتی ، جان بر کف نهادۀ راه دینی ، شهید عدل و کشتۀ شرفی ، معجون اشک و آهنی ، وجودی چند بعدی هستی .

ای نخستین شهید در محراب             :        ای کشیده زخون به چهره نقاب

مسجد کوفه داغدار از تو               :          خون و محراب یادگار از تو

خون فرقت هنوز می جوشد            :          شب زسوگت سیاه می پوشد

درد دل حضرت علی(ع) با مسجد کوفه :

مسجدکوفه تو در روز جزاشاهد باش                        :                من که مظلوم ترم از همه معصوم ترم

مسجدکوفه خداوند نگهدار تو باد                            :                    که دگر نشنوی آوای دعای سحرم

بدنم راسوی خانه عزیزان مبرید                             :                           بگذارید غذا بهر یتیمان ببرم

خلق گریند برای من و من می گریم                         :                  که امشب اطفال یتیمان همه منتظرند

مکالمۀ امام علی (ع) با خورشید :

ابن عباس گوید: وقتی از فتح مکه باز می گشتیم ، شب هنگام در هوازن بودیم که پیامبر (ص) به علی ابن ابیطالب (ع) فرمود : یا علی ، برخیز و منزلت خود را نزد خدا دریاب وبه هنگام طلوع خورشید با آن سخن بگو.

من به « فضل» گفتم بلند شو ببینیم علی ابن ابیطالب (ع) چگونه با خورشید سخن می گوید ، وقتی خورشید طلوع کرد بلند شد وخطاب به خورشید گفت : سلام بر تو ای بندۀ صالح پایدار درطاعت پروردگار خویش، خورشید در جواب گفت : وعلیک السلام ای برادر رسول خدا و وصی و حجت خداوند بر خلقش . آنگاه علی(ع) به سجدۀ شکر افتاد ودیدم رسول خدا (ص) بلند شد وسراو را گرفت وبلند کرد ودست به صورت او می کشید ومی گفت : بلند شوحبیب من که اهل آسمان از گریۀ تو، به گریه آمدند وخدای عزوجل به خاطر تو برحملۀ عرش مباهات کرد.                                                                                                                                                                                                                                                                  سند : امالی صدوق،ص351/ بحار ،ج 41، ص177

تهیه کننده : شیخ محمد خالدی فر – ناظر شرعی کشتارگاه طیور پردیکس شهر کارامبه ای – ایالت پارانا

تاریخ تنظیم : ماه رمضان 1432 ه – ق مصادف با مرداد1390 ه – ش ) وسپتامبر2011 میلادی

 

 


نرم افزار ویژه غدیر - برکه

چهارشنبه 25 آبان 1390  12:49 PM

 Image 

نرم افزار مفید و بسیار زیبای برکه ویژه عید غدیر خم که شامل بخش های متنوع از جمله متن و صوت کامل خطبه غدیر، داستان غدیر، مدیحه، اشعار، کتاب شناسی و...

 

نرم افزار برکه، کاری از نرم افزاری مریم، بطور ویژه برای واقعه غدیر خم طراحی و تولید شده وتلاشی از برای آشناسازی با این رویداد مهم.

بخش های متنوع این نرم افزار واقعه تاریخی غدیر را بطور زیبا و کامل بیان می کنند. این بخش های شامل: خطبه صوتی و متنی غدیر، صحنه روز غدیر، چهل حدیث غدیر، احیاگر غدیر، نوای غدیر، اشعار غدیر، آداب عید غدیر، اینترنت و غدیر، مسابقه غدیر...

 

با کپی کردن فایلها روی سی دی و امکان پخش خودکار این نرم افزار پس از قرار گرفتن در دستگاه، برکه را به دوستان خود هدیه دهید!

Image 

 

دانلود نرم افزار

 


کلیپ های ویژه غدیر

چهارشنبه 25 آبان 1390  12:47 PM

 

Image

 

 

مجموعه کلیپ های ویژه ای به مناسبت بزرگترین عید شیعیان، عید ولایت، عید سعید غدیر خم. تقدیم به همه پیروان راه حق و عاشقان مولای متقیان حضرت علی(ع)... 

 

 

دانلود در ادامه مطلب





گلچین تصویری      

*راهنمای دانلود:  کلیک راست بر روی اسم فايل و Save Target As

منبع:www.ghadir.ca


سخنی با شیعیان حضرت امیرالمومنین (ع)

چهارشنبه 25 آبان 1390  12:03 PM

 بسم الله الرحمن الرحیم


يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه می‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمی‏كند

اما بعد :

غدیر عیدالله الاکبر برای شیعیان است و وظیفه هر شیعه و محب حضرت علی (ع) این است که با دشمنانی مقابله کند که میخواهند این عید را از یادها ببرند و آن را کوچک نشان دهند چرا که این عید کوس رسوایی برای کسایی است که خلافت رو غصب کردند و با خدا و رسولش دشمنی ورزیدند .

غدیر خم یکی از اصلی ترین اتفاقاتی است در صدر اسلام که دلالت بر ولایت حضرت امیرالمومنینعلی بن ابی طالب (ع) و ائمه خصوصا حضرت امام مهدی(عج) دارد .

و اگر حضرت علی (ع)  فرمودند 25 سال خاری در چشم و تیغی در گلو داشتم ; حالا نوبت ما بچه شیعه ها است که تلافی کنیم و با بزرگ نشان دادن  و نشر و انتشار خطابه غدیر خاری باشیم در چشم اهل خلاف و از همه مهم تر بیعت خود را با حضرت علی (ع) تمدید کنیم که ان شالله جزو شیعیان و محبان آن حضرت قرار بگیریم . 

یکی از برنامه های ما از این قرار است که :

تمام وبلاگ نویسان شیعه با هر نیت و طرز تفکر در روز عید غدیر خم همه با هم یک مطلب را بگذاریم و خطبه غدیر را در وبلاگ خودمون قرار بدیم تا هر کس که وارد وب بچه شیعه ها میشود فقط خطبه غدیر را ببیند و برای یک بار هم که شده این خطبه را که اساس شیعه است بخواند .


فَليُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِيامَة

 

پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت. 
فرازی از خطابه غديرپيامبر خدا (صلی الله عليه وآله)

منبع:ghadirekhom1432.blogfa.com

 


دانلود خطابه غدیر

چهارشنبه 25 آبان 1390  12:01 PM

 این فایل اصلی خطبه غدیر است که همراه با توضیحات کامل و شرح واقعه غدیر به همراه متن عربی و ترجمه فارسی میباشد .

شیعیان این خطبه را دانلود کنند و در وب یا سایت خودشون قرار بدن

 

دانلود خطابه غدیر


 

این هم یک فایل شامل پیامک , گالری عکس ,شیعه وغدیر , نمای هوایی از محل غدیر و یک فایل powerpoint از مطالب غدیر

 

دانلود فایل غدیر

یا علی (ع) !

هزار بار شستم دهان به مشک گلاب

هنوز بردن نام شما کمال بی ادبیست

حلال زاده شناسد علی (ع) و آلش را

چرا که نور حلال زاده ز نور علیست

منبع:ghadirekhom1432.blogfa.com


از غدیر آموختم...

چهارشنبه 25 آبان 1390  11:55 AM

 آن گاه که رسول الله این سخنان گران بها تر از در را میگفت،بیش تر از همیشه بوی بهشت 

می آمد:یاایها الرسول بلغ ماانزل الیک.....

ای مردم بدانید،پس ازمن علی به امر پروردگارتان سرپرست وپیشوای شماست وپس از من، امامت تا روزواپسین که خداوند را ملاقات خواهید کرد،درنسل من که از فرزندان علی هستند،قرار خواهد داشت!

ای مردم مبادا نسبت به پیشوایی او سرپیچی کنید واز اودوری نماییدوبه او تکبر ورزید.

اوست که به حق هدایت میکند .به حق عمل میکند وباطل را نابود می گرداند وشما را از باطل باز میدارد ودر راه خدا از ملامت کنندگان بیمی ندارد.
ای مردم،علی را از دیگران برتر بدانید که خداوند او را برتر دانسته است وبولایت او تمکین کنیدکه خداوند او را برشما منصوب کرده است.


منبع: http://toloueakhar.blogfa.com


تبلیغ غدیر یک واجب کفایی است

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:27 AM

 آیت الله سید صادق حسینی شیرازی :

تبلیغ غدیر یک واجب کفایی است و تا کفایت نباشد عینی است، و همه ی ما موظفیم آن را نشر دهیم و مکتب آن را به دنیا معرفی نموده و به قدر توانمان فرهنگ غدیر را تبلیغ نماییم.غدیر افراد خاص را تربیت می کند و خط مقابل غدیر هم افراد خود را پرورش می دهد که این دو در تقابل و در تضاد یکدیگرند.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» ، آیت الله سید صادق حسینی شیرازی دام ظله فرمودند: تمامی اقوال، افعال و تقریرات پیامبر صلی الله علیه وآله در طول مدت ۲۳ سال، برای مردم و جامعه نعمت بود، ولى اين نعمت به تعبير قرآن مجيد كمالش را با اعلان عمومی ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر خم به دست آورد، يعنى تمام احكام دين از قبیل نماز، روزه، حج و سایر احکام و عبادات با ولايت و خلافت حضرت کامل شد، که ظاهر این بخش از آیه شریفه «وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» همین معنا را مى رساند.

پیام غدیر مسئولیت همه است که با امکانات پیشرفته امروزی می توان به خوبی و راحتی آن را به دنیا معرفی کرد، اما همت و تلاش بیشتر می خواهد تا انشاءالله در این مسیر کوتاهی نشود و خدای متعال هم توفیق این عمل را به همه ما عنایت فرماید.

تبلیغ غدیر یک واجب کفایی است و تا کفایت نباشد عینی است، و همه ی ما موظفیم آن را نشر دهیم و مکتب آن را به دنیا معرفی نموده و به قدر توانمان فرهنگ غدیر را تبلیغ نماییم.
غدیر افراد خاص را تربیت می کند و خط مقابل غدیر هم افراد خود را پرورش می دهد که این دو در تقابل و در تضاد یکدیگرند. در مکتب غدیر ملاک امر و نهی خدای سبحان است و تمام رفتارهایش بر این اساس استوار است و هدفش اطاعتِ محض است، اما ملاکِ دشمن غدیر حکومت کردن و سلطه یافتن بر دیگران به هر قیمت و از هر راه ممکن است، و کاری به امر و نهی الهی ندارد. غدیر انسان می سازد و خط مخالفِ غدیر ظالم می پروراند.

نکته ای که مهم و بسیار دقیق و ظریف می باشد این است که قرآن کریم نمی فرماید که اسلام وجود داشت اما ناقص بود و کامل شد، بلکه راجع به اسلام می فرماید: «ورَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا» و ظاهرش این است که قبل از روز غدیر اصلاً اسلام نبود و در روز غدیر اسلام تحقق یافت. لذا این آیه شریفه نشان می دهد که اسلام بدون ولایت، اسلام واقعی و حقیقی نیست؛ همانگونه که شهادت به توحید بدون شهادت دادن به نبوّت، اسلام نیست. بنابراین شهادت به نبوّت و توحید هم بدون شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام اسلام واقعی و حقیقی نخواهد بود.

بر اساس روایات، این عید، عیدالله الاکبر و عیدی است که از جانب خداست. تمام انبیاء مأمور شده اند به اوصیای خود سفارش کنند این روز را عید بگیرند و بزرگ دارند. چنین چیزی در مورد عید قربان و دیگر اعیاد وجود ندارد و فقط ویژه عید غدیر است که اکبر و اعظم اعیاد می باشد.

 اما ببینیم چرا بر اساس روایات شریفه این عید بزرگ ترین عید و اعظم اعیاد است؛ زیرا اگر این عید به راستی بر پا می شد حق و عدل در همه جا و هر زمان تحقق می یافت. اکنون که عید غدیر کنار نهاده شده است در بیشتر نقاط دنیا شاهد مرگ حق و فضیلت و عدل هستیم. 

ما همه يك روز باید برویم و این جهان را ترک کنیم. روزی که این جهان را مفارقت می کنیم هر قدر در زمینه عاشورا و غدیر کوشیده باشیم به همان اندازه مایه چشم روشنی و شادی ما خواهد بود و هر قدر در این زمینه کوتاهی کرده باشیم مایه حسرت ما خواهد بود. از سوی دیگر نمی توانیم تصور کنیم کارشکنی در این خصوص چه فاجعه ای است و چه عواقب ناگواری در پی دارد و در آخرت چنین کسانی چه روزگار تباه و سیاهی دارند.

غدیر یک تاریخ و یک فرهنگ و مجموعه ای از بایدهاست، یعنی امام معصوم خلیفه ی بلافصل رسول الله صلی الله علیه وآله و رأس تمام امور است. بعد از آن بایدها و توابع و احکام غدیر طرح می شوند.

قرآن کریم یک تعبیر دقیق و خیلی عمیقی راجع به غدیر فرموده است که یک تعبیر بسیار استثنایی است که اگر از جهات متعدده ملاحظه شود، مشخص خواهد شد که چقدر غدير براى جهان و جهانيان پر اهميت و پر خير و بركت است.

قرآن کریم در آیه مبارکه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ» که شأن نزول آن عید غدیر خم بوده است و عامه و خاصه نیز در کتب مختلف تفسیر و حدیث و تاریخ به آن اشاره داشته اند، به صراحت به کامل شدن دین در روز غدیر پرداخته است و این بدان معنا است که دین اسلام قبل از غدیر كامل نبود و با ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و تعيين حضرت به جانشینی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله از طرف پروردگار تکمیل شد. 

مرجع عالیقدر درباره خط مقابل غدیر و مخالفانِ ولایت فرمودند: تاریخ در این زمینه نیز سخن های فراوانی دارد. غاصبان خلافت و والیانِ آنها قانونی را امضا و به اجرا گذاشتند كه ميگفت: هرکه از علی بن ابی طالب علیهما السلام برائت و بیزاری نجوید باید زنده به گور شود. تصور کنید که این امر چقدر به دور از اسلام و انسانيت است. در عين حال افرادى دلاور و دين دار حاضر شدند زنده در گور شوند اما با گفتن یک کلمه جان خود را رها نکنند؟ تصور کنید فردى كه شهادت را در اين مقطع حساس زمانى اختيار مى كرد چقدر دلاور و بزرگ مرد است، و در مقابل کسی که انسانی را بى گناه زنده زنده در گور می کند چقدر سنگدل و جلاد است!
ببینید که پرورش یافتگان مکتب غدیر حاضر نبودند به تقیه یک جمله را بر زبان برانند، با آنکه در تقیه قصد قلبی وجود ندارد و فقط بر زبان است. آنان با آنکه به خوبی از اهمیت تقیّه آگاهند ولی زنده به گور شدن را برگزیدند، تا نام غدير و صاحب غدير زنده بماند و به دست ما برسد.
منبع:شیعه نیوز


معناى حديث غدير

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:22 AM

 بى گمان هر انسان منصفى در قضيه غدير و حديث آن اندكى تأمّل كند، يقين مى كند كه واژه «مولى» در اين حديث شريف بر امامت حضرت على عليه السلام و جانشينى آن بزرگوار تصريح دارد; زيرا پيامبر گرامى صلى اللّه عليه وآله پيش از اين عبارت فرموده اند:
ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟1
آيا من بر مؤمنان از خودشان اولى و صاحب اختيارتر نيستم؟
حضرت با اين سخن خويش به اين آيه شريفه (النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ)2 اشاره فرموده و بر لزوم پيروى آنان و نافذ بودن فرمانش، از آنان اقرار گرفت; آن سان كه آيه شريفه نيز بر اين امر دلالت دارد.3
پس از اين مقدمات بود كه فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه;4 و اين همان معنايى بود كه تمام حاضران در آن مجلس و در رأس آن ها امير مؤمنان على عليه السلام، حسّانِ شاعر، آن دو نفر و ديگر صحابه از سخن آن بزرگوار برداشت كردند.
هم چنين همان معنايى بود كه فهرى آن را انكار نمود، و بر ابوطفيل سنگين آمد و فلان و فلان! هم آن را كتمان كردند.
البته همان معنايى است كه برخى دانشمندان با انصاف مانند تقى الدين مقريزى بدان اعتراف نموده ودر كتاب خود چنين آورده است:
ابن زولاق چنين گفته است: در روز هجدهم ذى حجه ـ روز غدير ـ گروهى از مردم مصر، مغرب و اطراف آن براى خواندن دعا جمع مى شدند; زيرا آن روز را به مناسبت وصيت پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به اميرالمؤمنين على بن ابى طالب در جانشينى پس از خود، عيد مى دانستند.5
شواهد بسيار ديگرى نيز بر اين معنا گواه است كه ـ به برخى از آن ها اشاره نموديم ـ نهايت و چكيده همه آن ها اين سخن است:
واژه «مولى» در حديث شريف نبوى; يعنى كسى كه حق اولويت در اطاعت و صاحب اختيارى و حكم كردن از آنِ اوست و اين يعنى ولايت كبرى و امامت عظمى.


1 . اين جمله در ابتداى حديث، در روايت احمد بن حنبل، ابن ماجه، بزّار، نسائى، ابويعلى، طبرى، ابن حبّان، طبرانى، دارقطنى و ديگر محدّثان بزرگ اهل سنّت آمده است.
2 . سوره احزاب: آيه 6.
3 . سوره حشر: آيه 7.
4 . اين فراز را با «فاء» تفريع احمد بن حنبل، نسائى، طبرى، طبرانى، ضياء مقدسى، محاملى، ابويعلى، ابن كثير، سمهودى، متقى هندى و ديگران نقل كرده اند.
5 . المواعظ والاعتبار: 2 / 220.

منبع:www.al-milani.com


غدير و علما و دانشمندان

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:20 AM

 بيشتر محدّثان و متكلّمان ماجراى غدير و حديث آن را آن چنان كه بوده نقل نموده اند1 كه به برخى از مآخذ و مدارك آن ها اشاره نموديم.
البته بعضى از آنان نيز به پيروى از پيشينيان خود (صحابه) آن را كتمان نموده اند.
بعضى ديگر بخش نخستين آن را نقل نكرده اند، آن جا كه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله فرمود:
ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟
آيا من بر مؤمنان از خودشان اولى و سزاوارتر نيستم؟
و برخى نيز بخش پايانى آن و دعاى حضرت را نقل نكرده اند كه فرمود:
اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه;
پروردگارا! بر آن كس كه ولايتش را پذيرفت ولى باش و آن كس را كه با او دشمنى كند دشمن باش.
اگر چه هيچ كدام از اين موضع گيرى ها سودى نبخشيد; چرا كه:
اعتراض ـ آن چنان كه فهرى مرتكب شد ـ كفرى بود كه عذاب الهى را به دنبال خود نازل كرد.
كتمان حقيقت ـ چنان كه برخى ديگر انجام دادند ـ عصيان بزرگى بود كه نفرين و ذلّت را در پى داشت.
و تحريف روايت، خيانتى بود كه گذشتِ روزگار آن را برملا مى نمود.
با اين حال تمامى اين ها بايد باشد، اما اين بار با وجهه اى عالمانه و رنگ و لعابى علمى! يعنى خدشه در دلالت و معناى حديث.
اين موضع گيرى و اقدام نيز ـ با آن كه از جانب كسانى است كه به احاديث و سخنان نقل شده در مورد غدير توجهى ندارند ـ اين نكته را آشكار مى كند كه بى ترديد حديث غدير امر عظيمى را بيان نموده كه اين چنين مورد اختلاف و نزاع قرار گرفته است.


1 . يعنى ابتدا و انتهاى حديث را آن سان كه پيش تر آورديم، نقل نموده اند; ولى برخى از آن ها جريان را به طور كامل روايت نكرده اند و گفته اند: پيامبر صلى اللّه عليه وآله خطبه خواند (مسند احمد: 4 / 372); برخى گفته اند: «آن چه خدا مى خواست گفت» (المستدرك: 3 / 109) برخى ديگر گفته اند: در آن روز آن چه تا روز رستاخيز نياز بود بيان كردند (مجمع الزوائد: 9 / 105) با اين بيانات راويان، پس سخنان پيامبر صلى اللّه عليه وآله كه در روز غدير بيان فرمود چه شد؟ و چرا آن خطبه تاريخى را نقل نكرده اند؟

منبع:www.al-milani.com


موضع گيرى هاى ضد و نقيض

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:19 AM

 موضع صحابه و تابعين آن ها در جريان غدير و پس از آن و به هنگام روبه رو شدن با حديث غدير تناقضى آشكار دارد; به گونه اى كه در ابتدا ابوبكر و عمر تبريك گفتند و حسان شعر سرود. پس از وفات رسول خدا صلى اللّه عليه وآله گروهى بر آن شهادت دادند و جمع ديگرى بر آن احتجاج كردند.
در مقابل نيز فهرى به نبوت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله شك و ترديد وارد نمود.
ابوطفيل چنان وانمود كرد كه گويا ماجرايى در كار نبوده و هيچ نمى داند، آن جا كه مى گويد: از نزد او (اميرالمؤمنين عليه السلام) در حالى كه سخنانش برايم ناخوشايند بود، خارج شدم. با زيد بن ارقم برخورد كردم و به او گفتم: از على شنيدم كه چنين و چنان ادعا مى كند!
زيد گفت: مگر تو نمى دانى؟ من خودم از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه در مورد او چنين مى فرمود.1
گروهى نيز همه را كتمان كردند و امام عليه السلام آنان را نفرين كرد كه از جمله آن ها عبدالرحمان بن مدلج، جرير بن عبداللّه بجلى، يزيد بن وديعه، زيد بن ارقم، انس بن مالك و براء بن عازب هستند.
احمد بن حنبل از عبدالرحمان بن ابى ليلى نقل مى كند كه او در محل رحبه حضور داشت. امير مؤمنان على عليه السلام فرمود:
انشد اللّه رجلاً سمع رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله وشهد يوم غدير خم إلاّ قام;
هر كس را كه در روز غدير شاهد سخن پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله بوده سوگند مى دهم كه برخيزد.
دوازده نفر برخاستند و گفتند: هنگامى كه پيامبر دست او (اميرالمؤمنين عليه السلام) را گرفته بود ما وى را ديديم و شنيديم كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود:
اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه، وانصر من نصره واخذل من خذله;
خدايا! بر هر كه او را ولى خود مى داند، ولى باش و هر كس را كه با او دشمنى مى كند دشمن بدار و ياورش را يار باش و آن كس كه او را خوار كند ذليل نما.
اما سه نفر از جا برنخاستند. پس حضرت (اميرالمؤمنين عليه السلام) آن ها را نفرين كرد و هر سه به آن نفرين مبتلا شدند.2
و در روايتى كه ابن اثير نقل نموده اين گونه آمده است: عدّه اى اين مطلب را كتمان كردند. پس هيچ يك از دنيا نرفتند مگر آن كه كور شده يا به بلايى سخت مبتلا گشتند.3
و در روايت متقى هندى نيز چنين آمده است: گروهى اين مطلب را كتمان كردند و همگى پيش از مردن كور شده و پيسى گرفتند.4
راوى ديگرى مى گويد: نزد زيد بن ارقم رفتم و به او گفتم: خويشاوندى دارم كه از تو حديثى درباره على عليه السلام در روز غدير براى من نقل كرده است. دوست دارم اين حديث را از خود تو بشنوم.
زيد گفت: شما اهل عراق هستيد و مسائلى بين شما هست (كه من نمى توانم مطلبى بگويم).
به او گفتم: از جانب من نگران نباش (و بگو).
او بعد از آن كه مطمئن شد، گفت: آرى، درست است . ما در منطقه جحفه بوديم كه... .5
ديگرى نقل مى كند كه به سعد بن ابىوقّاص گفتم: مى خواهم مطلبى بپرسم، اما از تو بيم دارم.
سعد گفت: من كه عموى تو هستم! پس هر چه مى خواهى بپرس.
راوى گويد: به او گفتم: تو موقعيت رسول خدا صلى اللّه عليه وآله را در روز غدير و در ميان خودتان گفتى كه... .6
شخص ديگرى گويد كه به زهرى گفتم: از اين ماجرا ـ غدير ـ در شام سخن مگو كه دو گوش تو، از دشنام به على پر خواهد شد.
او در پاسخ گفت: سوگند به خدا! من فضايل و مناقبى از على مى دانم كه اگر بازگو مى كردم مرا مى كشتند.7


1 . مسند احمد: 4 / 370، الخصائص: 100، البداية والنهايه: 7 / 346، الرياض النضره: 2 / 223.
2 . مسند احمد: 1 / 119.
3 . اسد الغابه: 4 / 321.
4 . كنز العمّال: 15 / 115.
5 . مسند احمد: 4 / 368.
6 . كفاية الطالب: 62.
7 . أسد الغابه: 1 / 8 .

منبع:www.al-milani.com


شواهد حديث غدير

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:18 AM

 موارد بسيارى بر اثبات حديث غدير و دلالت آن بر امامت حضرت امير عليه السلام گواه است كه برخى از آن ها را به اختصار يادآور مى شويم:
1 . شخصى كه مرتد شده بود به نزد پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله آمد و گفت: اى محمّد! از طرف خدا به ما دستور دادى كه گواهى بدهيم خدايى جز او نيست و تو هم پيامبر او هستى و گفتى نماز و روزه و حج به جاى آوريم و زكات بپردازيم ما هم همه را قبول كرديم. اما تو به اين ها راضى نشدى تا اين كه دست پسرعمويت را گرفتى و بالا بردى و او را بر ما برتر قرار دادى و گفتى: «هر كه من مولاى او هستم، على نيز مولاى اوست». آيا اين مطلب از جانب خود توست يا از طرف خدا؟
رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود:
واللّه الّذي لا إله إلاّ هو! إنّ هذا من اللّه;
سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست، اين مطلب از طرف خداوند است.
آن مرد نيز به پيامبر پشت كرده و همان طور كه به سوى مركب خود مى رفت گفت: خدايا! اگر آن چه محمّد مى گويد راست است، سنگى از آسمان بر ما فرود آور و يا به عذابى سخت ما را مبتلا كن.
و پيش از آن كه به مركب خود برسد خداوند متعال سنگى بر او نازل فرمود كه بر سرش فرود آمده و از نشيمنگاهش خارج شد و در همان لحظه هلاك گشت.
سپس خداوند متعال اين آيه هاى شريفه را بر پيامبرش وحى فرمود كه اين ها آخرين آيه هاى نازل شده در مورد غدير بودند:
(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللّهِ ذِي الْمَعارِجِ);1
تقاضا كننده اى درخواست واقع شدن عذابى كرد كه براى كافران فرود آيد كه هيچ دفع كننده اى بر آن نيست. از سوى خداوندى كه صاحب معارج است.2
2 . هم چنين از جمله شواهد بر معناى حديث غدير، حديثى است كه با اين عبارت نقل شده:
من كنت أولى به من نفسه فعلي وليّه;
هر كس كه من بر او از خودش اولويت دارم على نيز بر او اولويت دارد.
3 . هم چنين روايت ديگرى كه اهل سنّت نقل كرده اند تأييد ديگرى بر اين معناست:
برخى به عمر بن خطاب گفتند: تو با على به گونه اى هستى كه با هيچ يك از صحابه پيامبر نيستى؟!
او پاسخ داد: زيرا او مولاى من است.3
4 . از ديگر شواهد بر معناى حديث غدير، كلام دانشمند بزرگ اهل سنّت ابن حجر مكّى است كه در مقام جواب به اين حديث شريف مى گويد:
«پذيرفتيم كه او (اميرالمؤمنين عليه السلام) اولى و پيش تر است; اما نمى پذيريم كه در امامت اولويت داشته باشد; بلكه وى فقط در اطاعت و تقرب، اولويت دارد; مثل اين آيه قرآن كه مى فرمايد:
(إِنَّ أَوْلَى النّاسِ بِإِبْراهيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ);4
به راستى سزاوارترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه از او پيروى كردند.
بر اين ادعا نه تنها پاسخ محكمى در ردّ آن وجود ندارد; بلكه پاسخ ظاهرى نيز بر رد آن يافت نمى شود; فراتر اين كه همين معنا واقع شده; زيرا ابوبكر و عمر نيز همين معنا را فهميده اند. به همين سبب وقتى آن سخن پيامبر را شنيدند به او (اميرالمؤمنين عليه السلام) گفتند: اى پسر ابوطالب! مولاى هر مرد و زن مؤمن شدى.
و اين روايت را دانشمند اهل سنّت، دارقطنى نقل كرده و هم چنين روايت كرده كه به عمر گفته شد: تو با على به گونه اى هستى كه با هيچ يك از صحابه پيامبر نيستى؟ و او پاسخ داد: زيرا او مولاى من است.5
در پاسخ ابن حجر مى گوييم كه اگر بپذيريم مقصود پيامبر از اولى بودن، اولى و شايستگى در پيروى است; با اين وجود آيا كسى جز امام، اولويت و شايستگى در پيروى و اطاعت دارد؟


1 . سوره معارج: آيه 1 ـ 3.
2 . نزول اين آيه در اين واقعه را ابوعبيد هروى، ابوبكر نقّاش، ثعلبى، قرطبى، سبط بن جوزى، حموينى، زرندى، سمهودى، ابوسعود، شربينى، حلبى، منّاوى و ديگران نقل كرده اند. ر.ك: نفحات الازهار في خلاصة عبقات الأنوار: 8 / 340 ـ 400.
3 . ر.ك: نفحات الازهار في خلاصة عبقات الانوار: 9 / 141 ـ 144.
4 . سوره آل عمران: آيه 68.
5 . الصواعق المحرقه: 26.

منبع:www.al-milani.com


عنايت و اهتمام به حديث غدير

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:16 AM

 به سبب نكاتى كه يادآور شديم، غدير و حديث آن از اهميت و برترى خاصى نسبت به ديگر روزها و احاديثى كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در آن ها اين خبر عظيم را بيان كرده اند برخوردار گرديد. از اين رو اهل بيت عليهم السلام و پيروانشان در راه اثبات و نشر آن در ميان امت پيامبر از هر فرصتى بهره جسته و براى باقى نگه داشتن آن در اذهان و بر سر زبان ها در طول تاريخ و نيز براى حفاظت وصيانت از شأن نبى اكرم و دور نمودن هر نصبتى به آن بزرگوار همّتى والا بكار بسته اند.
البته آن چه موجب گشت تا بعد از وفات پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله اختلاف و نزاع برخيزد نيز همين امر بود; يعنى اعلام حق اهل بيت در امامت بعد از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به فرمان خداى متعال و آن كه هيچ سخنى از جانب خداوند و پيامبرش بر خلافت آنان كه بر مسندش تكيه زدند يافت نمى شد.
به همين سبب نيز امير مؤمنان على عليه السلام بارها و بارها اصحاب پيامبر را در مناسبت هاى مختلف بر اين حديث سوگند مى دادند كه تاريخ نيز برخى از آن ها را براى ما نقل نموده است:
1 . در روز شورا از آن جماعت خواست تا بر سخنانش شهادت دهند و همگى آنان بدان اقرار نمودند;1
2 . در جنگ جمل;2
3 . در جنگ صفين;3
4 . در كوفه. حاضران را بر اين موضوع سوگند داد كه عده اى اقرار كرده و برخى هم اظهار فراموشى نمودند كه به آن اشاره اى خواهيم داشت;4
5 . هم چنين حضرت صديقه كبرى عليها السلام در سخنان خود به غدير احتجاج نمود;5
6 . ديگر امامان اهل بيت عليهم السلام و بزرگان خاندان پيامبر صلى اللّه عليه وآله نيز در سخنان خود به غدير احتجاج كردند.6
هم چنين جمعى از انصار كه در ميان آن ها ابوايوب انصارى، خزيمة بن ثابت، عمار بن ياسر و پسر تيهان بودند، آن هنگام كه در كوفه به نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمده و گفتند: سلام بر تو اى مولاى ما.
حضرت فرمود: چگونه من مولاى شما هستم در حالى كه شما از عرب هاى آزاد هستيد و بنده كسى نيستيد؟
آنان پاسخ دادند: ما خودمان در روز غدير از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله شنيديم كه فرمود:
من كنت مولا فعلي مولاه;7
هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست.
فراتر اين كه برخى از صحابه نيز در مقابل مخالفان خود به اين حديث احتجاج نموده اند. هنگامى كه معاويه از سعد بن ابىوقاص خواست تا اميرالمؤمنين عليه السلام را سب نموده و دشنام دهد، سعد در پاسخ او به همين حديث شريف احتجاج كرد.8
عمروبن عاص نيز در يكى از نامه هايش براى معاويه با همين حديث به او پاسخ گفته است.9


1 . الغدير: 1 / 159.
2 . همان: 1 / 186.
3 . همان: 1 / 195.
4 . ر.ك نفحات الازهار: 9 / 9 ـ 27.
5 . اسنى المطالب: 49.
6 . الغدير: 1 / 197 ـ 200.
7 . اين روايت را احمد بن حنبل، طبرانى، ابن مردويه، ابن اثير، ابن كثير، محبّ طبرى، هيثمى، قارى و ديگران نقل كرده اند; ر.ك: نفحات الازهار في خلاصة عبقات الأنوار: 9 / 139.
8 . اين روايت را بخارى، مسلم، احمد بن حنبل، ترمذى، ابن ماجه و ديگران نقل كرده اند. البته آنان براى كاستن از شناعت آن سخنان و پوشاندن ننگ هاى پيشوايشان معاويه با واژگان گوناگون در آن دخل و تصرّف كرده اند; چرا كه در حديث آمده است:
«روزى معاوية بن ابوسفيان به سعد گفت: چرا به ابوتراب (على عليه السلام) دشنام نمى دهى؟
سعد گفت: وقتى سه فضيلت از او را كه پيامبر درباره او گفته به ياد مى آورم نمى توانم به او دشنام دهم...».
ولى اين جريان در برخى از كتاب ها چنين آمده است: معاويه در يكى از سفرهاى خود به حج، نزد سعد رفت و سخن از على عليه السلام به ميان آمد. معاويه از آن حضرت بدگويى كرد. سعد از اين امر خشمگين شد; آن گاه ويژگى هاى چندى از على عليه السلام را يادآور شد كه حديث غدير از آن جمله بود.
در البداية والنهايه ابن كثير جمله «معاويه از آن حضرت بدگويى كرد و سعد خشمگين شد» حذف شده است.
احمد بن حنبل نيز اين جريان را چنين نقل كرده است: در نزد شخصى سخن از على عليه السلام به ميان آمد، سعد بن ابى وقاص نيز كه در آن جا حضور داشت گفت: آيا درباره على بدگويى مى كنيد...؟
و در كتاب الخصائص از سعد چنين نقل شده كه گويد: روزى در جايى نشسته بودم كه از على بن ابى طالب بدگويى كردند.
من گفتم: به راستى كه از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله شنيده ام... .
و برخى از نگارندگان حديث، اصل داستان را حذف كرده و مى نويسند:
سعد بن ابى وقاص گويد: پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله درباره على سه ويژگى بيان فرمود:... .
براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك: نفحات الأزهار في خلاصة عبقات الأنوار: 6 / 34.ناقب خوارزمى: 130.

منبع:al-milani.com


ويژگى ها و امتيازات غدير

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:14 AM

 در غدير آن چه را كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از ابتداى بعثتش به صورت پراكنده درباره حضرت على عليه السلام فرموده بود جمع كرده و يك جا بيان نمود.
افزون بر آن، غدير ويژگى هايى را درخود جاى داد كه پيش از آن در تبليغ هاى ديگر پيامبر نبود. و بدين سان از اهميت فوق العاده اى برخوردار گرديد كه اهتمام و عنايتى خاص را در تمام جوانب مى طلبيد.
ـ از جمله اين ويژگى ها صراحت كلام پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله و روشنى مقصود ايشان بود، تا آن جا كه حضرت به كلام تنها اكتفا نفرموده و عملاً نيز مقصود خود را معرفى نمودند.
ـ ايشان در همان حال كه سخن خود را مى فرمودند، دست على عليه السلام را كه در جانب راستش ايستاده بود گرفته و بالا بردند و با اين عمل نيز شخص مورد نظر خود را به همگان نشان دادند.
ـ از ديگر خصوصيات اين تبليغ نزديك بودن زمان آن به وفات پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله و اطلاع خود حضرت از اين امر بود.
آن بزرگوار در ضمن خطبه اش فرمود:
يوشك أن ادعى فاجيب...;
من به زودى به سوى پروردگارم دعوت مى شوم كه آن را خواهم پذيرفت... .
پوشيده نيست كه اين گونه سخن در چنين موقعيتى، تأثير عميقى بر حاضران گذاشته و حجت را بر همگان تمام و هر عذر و بهانه اى را از آنان مى ستاند.

ادامه در ادامه مطلب


حدیث غدیر

چهارشنبه 25 آبان 1390  10:12 AM

  پس از آن كه آواى برپايى نماز جماعت به امامت خاتم پيامبران حضرت محمّد مصطفى صلى اللّه عليه وآله در صحراى جحفه طنين افكند و تمام آن جمعِ بسيار صف بستند، حضرت نماز ظهر را با آنان اقامه فرمود. سپس از جا برخاسته و در مقابل آنان ايستاد و فرمود:
أيّها الناس! قد نبّأني اللطيف الخبير أنّه لم يعمّر نبي إلاّ نصف عمر الّذي قبله، وإنّي أُوشك أنْ أُدعى فأُجيب، وإنّي مسؤول وأنتم مسؤولون. فماذا أنتم قائلون؟
اى مردم! پروردگار لطيف و دانا مرا آگاه نموده كه هر پيامبرى نصف عمر پيامبر پيش از خودش زندگى خواهد كرد. پس زمان دعوت من نيز نزديك گشته و من به زودى آن را خواهم پذيرفت. پس بدانيد ـ درباره آن چه انجام داده ام ـ از من سؤال خواهند كرد و شما نيز بازخواست مى شويد. آن هنگام شما چه خواهيد گفت؟
قالوا: نشهد أنّك قد بلّغت ونصحت وجهدت. فجزاك اللّه خيراً;
پاسخ دادند: همگى شهادت مى دهيم كه تو پيام الهى را بر ما رسانده و ما را نصيحت نمودى و در اين راه تلاش بسيار كردى. خدا تو را جزاى نيك دهد.
حضرت فرمود:
ألستم تشهدون أنْ لا إله إلاّ اللّه، وأنّ محمداً عبده ورسوله، وأنّ جنّته حقّ، وناره حقّ، وأنّ الموت حقّ، وأنّ الساعة آتية لا ريب فيها، وأنّ اللّه يبعث من في القبور؟
آيا شهادت مى دهيد كه هيچ معبودى جز خدا نيست و محمد بنده و پيامبر اوست و بهشت و دوزخ و مرگ حق است و شكى در قيامت نيست و خدا تمام مردگان را برخواهد انگيخت؟
پاسخ دادند: بر همه اين ها شهادت مى دهيم.
حضرت فرمود:
اللهمّ! اشهد;
خدايا! تو بر سخن اينان گواه باش.
سپس فرمود:
أيّها الناس! ألا تسمعون؟
اى مردم! آيا سخنان مرا خوب مى شنويد؟
پاسخ گفتند: آرى.
فرمود:

ادامه در ادامه مطلب


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7