اینجا غدیر است

شنبه 21 آبان 1390  7:49 PM

 اينجا غدير است                             

اين آخرين حج است
آخرين بوسه‏هاى سرزمين بطحا بر قافله محمدى.
 اينجا غدير است
 ايستگاه ولايت 
مهبط واژه‏هاى آسمانى و بارش گلخنده‏هاى وحى بر سر و روى ايمانيان.
 امروز، روزگار باليدن دين تا آخرين قله‏هاى كمال است
 و زاد روز پيوستن حلقه آخرين به سلسله نعمت.
 برخيز و كوزه جان را
 كه مهر مادر گلهاست
 
منبع:darolquran.blogfa.com                              
ادامه در ادامه مطلب          


شعر در مدح مولا

جمعه 20 آبان 1390  4:51 PM

 


«از منتهای حد‌ّ تصوّر 
تا ابتدای نام بلندت 
راهی هزار مرتبه شیری‌ست 
چون کهکشانِ مهرِ کمندت 

معنا، گران و کلک من الکن 
عهدی اگر عتیق شود عشق 
حتّی اگر شهید نباشم 
در خون خود عقیق شود عشق 

 

ادامه در ادامه مطلب

 


شعرهای شاعران بزرگ درباره غدیر

دوشنبه 16 آبان 1390  9:10 PM

 

 

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحى* خداوند امر و خداوند نهى


که من شهر علمم، على یم در است* درست این سخن گفتِ پیغمبر است


گواهى دهم این سخن راز اوست* تو گویى دو گوشم به آواز اوست


اگر چشم دارى به دیگرسراى* به نزد نبى و وصى گیر جاى

 
منم بنده اهل بیت نبى* ستاینده خاک پاى وصى 

خود آن روز نامم به گیتى مباد* که من نام حیدر نیارم به یاد


بر این زادم و هم بر این بگذرم *یقین دان که خاک پىِ حیدرم

 

حکیم فردوسى طوسی

*************************

در غدیر خم امروز، باده اى به جوش آمد* کز صفاى او روشن، جان باده نوش آمد


وان مبشّر رحمت، باز در خروش آمد* کان صنم که از عشاق، برده عقل و هوش آمد

در غدیر خم یزدان، گفت مَر پیمبـر را*  کز پى کمال دین، شو پذیره حیـدر را

  پس پیمبر اندر دشت بر نهـاد منبـر را* برد بر سر منبر، حیدر فلک فر را

شد جهان دل روشن، زان دو شمس روحانى* گفت بشنوید اى قوم! قول حق تعالى را

  هم به جان بیاویزید گوهر تولاّ را*  پوزش آورید از جان، این ستوده مولا را

 این وصى بر حق را، این ولىّ والا را

 

ملک الشعراى بهار

***********************

 

 

یا على نام تو بردم نه غمى ماند و نه همّى* گوییا هیچ نه همّى به دلم بوده، نه غمّى

 تو که از مرگ و حیات، این همه فخرى و مباهات* گویى آن دزد شقى تیغ نیالوده به سمّى

 گویى آن فاجعه دشت بَلا هیچ نبوده است* سینه هیچ شهیدى نخراشیده به شمّى

 حق اگر جلوه با وجه اَتَم کرده در انسان* به خودِ حق که تو آن جلوه با وجه اَتَمّى

 منکر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل* با کر و کور چه عید و چه غدیرى و چه خمّى

 

 

 

 

سید محمد حسین شهریار

 

***************************

آن که معروف به او شد به جهان روز غدیر* وز خداوند ظفر خواست پیمبر به دعاش 

هر خردمند بداند که بدین وصف على است* چو رسید این همه اوصاف به گوش شنواش

 

ناصر خسرو قبادیانى