امت اسلامی در مقابل دو پروژه قرار دارد. یکی «پروژه الهی» که مسئله غدیر و تعیین جانشینی بعد از پیامبر اکرم (ص) است که از طرف خداوند تبیین شد و پروژه دیگر، «پروژه سقیفه» است .

ادامه در ادامه مطلب


دوستی نیز مانند دیگر مفاهیم اخلاقی دارای ضوابط، شرایط و آداب خاصی است. چه این که دوستی تنها مسئله ایی دنیایی برای پر کردن اوقات فراغت نیست و همان گونه که گذشت در روز رستاخیز از دوستی ها و همنشینی ها نیز سؤال می شود.

۱- رعایت صداقت در دوستی

راستگویی امر مهمی در دوستی با افراد است چرا که سبب ارتقاء روحیه صداقت در فردمی شود. نوشته اند: مردی بسیار به امام مجتبی (علیه السلام) علاقه مند بود. خدمتامام آمد و از او خواست که دوست و همنشین او باشد. امام مجتبی با چهره ای گشاده بهاو تبسم نمود و پاسخ مثبت داد و فرمود: «من تو را به دوستیِ خود بر می گزینم اماچند شرط دارد که باید در دوستی با من رعایت نمایی». مرد گفت: «هر چه باشدمی پذیرم». امام فرمود: «اگر می خواهی با من دوست باشی نباید مرا مدح نمایی زیرا منخود را بهتر از تو می شناسم؛ مبادا به من دروغ بگویی زیرا دروغ را ارزش و اعتبارینیست؛ و مبادا نزد من از کسی غیبت نمایی». مرد اندکی سکوت کرد و چون آن شرایط را درخود نمی دید به امام گفت: «ای فرزند رسول خدا! به من اجازه بده تا باز گردم». امامبا لبخندی فرمود: «اگر این گونه می خواهی اشکالی ندارد.»[۱]


  يکي از ارکان عدالت در جامعه، عدالت اقتصادي است که طبق آن هر کس به فراخور استعداد و وظيفه و نيازمندي مي‏بايست از مواهب و نعمات استفاده کند. ولي متاسفانه در هر جامعه به علت وجود حرص و آز و طمع است که سبب مي‏شود يک عده بيش از نياز خود از نعمت‏ها استفاده کنند و يک عده محتاج به آن نعمات باشند. از اين رو از ديدگاه امام علي (ع) رسيدگي به امور اقشار کم در آمد و فقير از وظايف اساسي واليان و متصديان امر است و همان طور که قبلا گفته شد در ميان تمام طبقات اجتماع، طبقه‏ي مستضعف و محروم بيش از همه به عدالت و انصاف نيازمندند. معمولا سيستم حکومتي نظام‏هايي که بر پايه‏ي زور و قلدري، استبداد و خود محوري و تکروي بنيان گذاشته شده است و بر اين پايه نيز استوار است، بيش‏تر به اقشار مرفه و متنفذ جامعه توجه دارند و همه‏ي توان خويش را جهت اشباع خواسته‏هاي بي حد و حصر آنان مصروف مي‏دارند. در اين رهگذر، تنها گروهي که هرگز به آنها توجهي نمي‏شود طبقه‏ي محروم و مستضعف است که از اين حکومت‏ها بيش از اين هم انتظار نمي‏رود. لذا چنين حکومت‏هايي همواره در صدد تضييع و يا ناديده گرفتن حقوق محرومان و مستضعفان جامعه‏اند و آنها را اصولا به حساب نمي‏آورند. ولي در حکومت اسلامي که بر مبناي عدل و عدالت بنا نهاده شده است بايد بيش‏ترين وقت حکومت صرف باز پس گيري حق محرومان از زورمندان جامعه شود. لذا کلمات پيشواي آزاد مردان در خصوص رسيدگي به امور قشر تهيدست جامعه و احقاق حق آنها جالب و زيباست و درعين حال حاوي توصيه‏هاي عميق توام با استدلال‏هاي منطقي و استنتاج‏هاي صحيح و فراموش نشدني است که تا قيام قيامت همواره اين گونه فرمان‏هاي آن حضرت، چونان ديگر سخنان گهربار و آموزنده‏ي ايشان بر تارک تاريخ بشريت مي‏درخشد. براي نمونه به اين بند از سخن بي مانند مولاي متقيان گوش جان مي‏سپاريم:

از خدا بترس، به خاطر زيردستان کم در آمدي که هيچ چاره‏اي براي تامين زندگي ندارند- چه بيچارگان و درماندگان و چه دردمندان و زمين گير شدگان- زيرا اين طبقه هم قناعت کارند و هم نيازمند. براي رضاي خدا آنچه را که خدا از حق خود درباره‏ي ايشان به تو فرمان داده به جاي آور و سهمي از بيت‏المال را که در اختيارت هست براي مصرف ايشان منظور دار و بخشي از درآمد غلاتي را که از سرزمين‏هاي اسلامي جمع آوري مي‏شود براي فرودستان و بيچارگان هر منطقه‏اي مقرر دار. زيرا آن فقير و ناتواني که در دورترين نقطه زندگي مي‏کند همان حقي را دارد که نزديک‏ترين آنها دارد و تو مسئوليت رعايت حقوق هر يک را زايشان را برعهده گرفته‏اي [1] .

پيشواي آزادگان عالم در عبارات ياد شده، والي مصر را براي رسيدگي به امور فقرا و بينوايان، اين قشر ضعيف و ستمديده که همواره قرباني هوا و هوس سلاطين و زمامداران بيدادگر قرار گرفته و در هيچ زماني از ارزش و احترام برخوردار نبوده‏اند، ترغيب مي‏کنند و هشدار مي‏دهند. آن گاه اين مطلب را ياد آور مي‏شوند که مبادا از کمک و مساعدت بهاين طبقه‏ي زيردست غافل باشد و يا توجه نسبت به قشر مرفه، مانع از رسيدگي به گروه ناتوان و ضعيف گردد. زيرا اينان غالبا دستشان به جايي نمي‏رسد و يا به جهت حفظ عزت نفس و حجب و حيايي که دارند، مايل به ابزار نيازمندي‏هاي خويش در برابر دستگاه حکومت نيستند. بنابراين مبادا اين گروه به باد فراموشي سپرده شوند و دست اندرکاران نسبت به دستگيري آنان غافل بمانند. علي (ع) حالات و روحيات محرومان و پابرهنگان ونيازمندي‏هاي ايشان را به خوبي مي‏داند. همچنين موقعيت افرادي را که در نقطه‏ي مقابل قرار دارند و نوعا داراي روحيه‏ي پول پرستي و رفاه طلبي هستند و همواره به دنبال زراندوزي و جاه طلبي مي‏باشند و زندگي را با شهوتراني و هوس بازي سپري مي‏کنند به خوبي مي‏شناسد. لذا به استاندار خود د رمصر دستور مي‏دهد که مبادا حضور اقشار پر در آمد و مرفه که بعضا در اطراف تو جمع مي‏گردد نظرت را به سوي خود جلب کند و در نتيجه از مبادرت به امور فقرا و تهيدستان باز بماني. در عين حال که تنها همين گروه ضعيف هستند که باعث حفظ و حراست حکومت و در عين حال منشا تقويت بنيه‏ي سياسي و نظامي تشکيلات حکومتي مي‏باشند.

چه آنکه اين گروه، ويژگي مهمي را دارا هستند و آن عبارت است از اينکه آنان با وجود نيازمندي، به حق خويش قانع‏اند و توقعي بيش از اين از حاکم ندارند و بر افزون طلبي و زياده خواهي، ذاتا تمايلي ندارند و لذا تنها اين دسته هستند که در همه‏ي عرصه‏ها پشتوانه‏ي محکمي براي نظام بوده و در جهت دفاع از آن هميشه آماده و پيش تازند. مولاي متقيان در ادامه‏ي فرمان بيداد کننده‏ي خود به مالک اشتر، در اين خصوص به چند امر مهم توصيه فرمودند که ذيلا از نظرتان مي‏گذرد:

شاد فراوان و فرو رفتن در نعمت، تو را از رسيدگي به وضع آنان باز ندارد. زيرا تو جز به خاطر کارهاي مهم، از تضييع امور جزئي و غير ضروري معذور نيستي. پس توجه و اهتمام خويش را از آنان قطع نکن و هيچ گاه از ايشانم رويگردان مباش. کارهاي کساني را رسيدگي کن که دسترسي به تو ندارند و مردم آنان را حقير و خوار مي‏دانند و براي رسيدگي به امور ايشان کسي را تعيين کن که متواضع و خدا ترس باشد تا کارهاي آنها را به تو برساند. پس در حق ايشان چنان رفتار کن که در روز قيامت معذور نباشي. زيرا اين گروه، نسبت به ساير مردم به عدل و داد نيازمندترند. پس در اداي حق هر يک از ايشان در نزد خدا عذر و حجتي داشته باش. به امور مربوط به يتيمان رسيدگي کن و پيران درمانده را که نه چاره‏اي براي حل مشکل خود دارند و نه دست نياز پيش کسي دراز مي‏کنند فراموش نکن. اين وظيفه براي زمامداران ننگين و گران است. بلکه حق، به طور کلي ثقيل است به هر ترتيب خداوند آن را براي کساني که طالب آخرتند و در جهت وصول به آن تحمل صبر و شکيبايي مي‏نمايند و به وعده‏هاي خدا اطمينان دارند، آسان مي‏گرداند. [2] .


 رعايت تساوي حقوق، سيره‏ عملي عدل علي

 

سياسيت و استراتژي مولي الموحدين، همواره بر پايه‏ي قسط و عدالت و تساوي و برابري استوار بوده است. مساوات در برابر قانون در مسائل حقوقي که براي همه حکومتهاي مدعي دموکراسي، مخصوصا حکومت‏هاي ديني، امري لازم و اجتناب ناپذير است و نيز در سخنان حضرت فراوان به چشم مي‏خورد که اين موضوع را مي‏توان به عينه در خطبه‏هاي مختلف و در اغلب نامه‏ها به واليان و استانداران، همين مساله- يعني مساوات در برابر قانون نسبت به تمام طبقات و اقشار جامعه- را ديد. او آن قدر اين مساله را مهم مي‏دانست که دامنه‏ي آن را محدود به امور مسلمين نمي‏دانست، بلکه راجع به حقوق اقليت‏هاي مذهبي هم مسائلي را مطرح مي‏نمود. آن قدر اين مساله در جامعه نمود پيدا کرده بود که افراد ضعيف و مستضعف اجتماع که اغلب در جامعه مورد اعتنا و توجه نبودند، نزد اميرمومنان ( ع) مي‏آمدند که حق آنان را از دنيا پرستان و سردمداران ظلم و ستم باز پس گيرد. حضرت ضمن اکرام اين افراد منتهي درجه‏ي سعي خود را به کار مي‏بست که حقوق از دست رفته‏ي آنان را استيفا نمايد. در مقابل، اشخاص ثروتمند و زالو صفت که به حسب ظاهر قوي و نيرومندند و به فزوني مال و دارايي‏هاي خويش مي‏نازند، نزد آن حضرت به قدري ضعيف و ناتوانند که حقوق ديگران را از آنها باز مي‏ستاند. لذا راجع به همين مساله است که حضرت مي‏فرمايد:

الذليل عندي عزيز حتي آخذ الحق له، والقوي عندي ضعيف حتي آخذ الحق منه. [1] .

ذليل تا وقتي که حقش را مي‏ستانم، در نزد من گرامي است و نيرومند تا وقتي که حق ديگري را از او بازستانم، در نزد من ناتوان است.)

اين امر را مي‏توان در بندهاي مختلف کتاب نهج‏البلاغه مورد تفحص و توجه قرار  داد. در اين توصيه‏ها به طور موکد مشاهده مي‏شود که حاکم بايد در امور حقوقي قاطع باشد و نسبت به همه به طور يکسان برخورد نمايد، نه اينکه خواهان امتياز طبقاتي و برتري گروهي باسد و دسته‏اي را بر گروه ديگر ترجيح دهد. بر همين اساس است که حضرت در بخشي از نامه‏ي خود خطاب به اسود بن قطيبه، سردار سپاه حلوان، مي‏نويسد:

بايد کار مردم در حق نزد تو يکسان باشد، زيرا بدون ترديد ظلم و ستم جايگزين عدل نمي‏شود، از کاري که مانند آن را براي خودت نمي‏پسندي، دوري کن و خويشتن را در انجام کارهاي واجب به اميد پاداش دهي و ترس از کيفرش فدا کن.


امیرالمومنین علیه السلام

دوشنبه 16 آبان 1390  8:42 PM

 امیرالمومنین علیه السلام فروغی بود در بالای برج های دیدبانی که همه زوایای پهنه حیات را روشن می ساخت. عقل خلاقه ای بود که چرخ های زمان خود را به طور منظم به گردش در می آورد.

ادامه در ادامه مطلب


زندگی نامه حضرت علی(ع)

دوشنبه 16 آبان 1390  8:29 PM

وي فرزند ابو طالب بود. علي (ع) ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود , علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود

بقیه در ادامه مطلب