غدیر از اساسی ترین برنامه های پیامبر خدا(ص) برای دوام و عزت و شکوه اسلام و قرآن بود. او در بازگشت از حجة الوداع آخرین رسالت خویش را انجام داد. زیرا خدایش فرموده بود:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین. (1)
ای پیامبر، آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرسانده ای; خداوند تو را از گزند مردم نگه می دارد. خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند. (2)
در پی اجرای اوامر پروردگار و معرفی وصی و جانشین خود علی بن ابی طالب(ع) آیه اکمال دین: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا; امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم » نازل (3) و روز غدیر جشن ولایت و وصایت شد.
اهل بیت پیامبر و امامان بر حق شیعه، که نگاهبان اسلام حقیقی بودند و سعی داشتند آن را از خطرات دور سازند، از هر فرصتی بهره بردند تا غدیر را زنده بدارند و آن خاطره گرامی و به یاد ماندنی را مطرح کنند; زیرا در تابش آفتاب غدیر اهداف والای پیامبر جامه عمل می پوشد و برای فتنه انگیزی کج اندیشان فرصت باقی نماند.
نگاهی گذرا به سیره فاطمه و امیرمؤمنان - علیهما السلام - و دیگر امامان راستین شیعه ما را با اهمیت واقعه غدیر و نقش عظیم و سرنوشت ساز آن هدایت و نیکبختی بشر آشنا می سازد.
راویان، نویسندگان و مفسران اهل سنت و شیعه به واقعه غدیر و آیات نازل شده در آن توجه بسیار داشته اند. برخی از علمای شیعه مانند علامه طبرسی روایات (4) نزول آیه تبلیغ (5) در سرزمین غدیر را مشهور دانسته اند. از اهل سنت ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله حسکانی، از دانشمندان اهل سنت، نیز همین را مطرح می کند. او احادیث غدیر را در دوازده جزوه دسته بندی کرده، آن را «دعاء الهداة الی اداء حق الموالاة » نامیده است. (6)
ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید مشهور به ابن عقده - مورد اعتماد مذاهب چهارگانه اهل سنت - در این باره کتابی به نام «حدیث الولایة » (7) تدوین کرده است.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 آبان 1392 ساعت
4:22 PM
| نظرات
(0)
امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: امام از بین ما تنها و فقط معصوم است و مسأله عصمت در ظاهرِ خلقت افراد آشکار نیست که بتوانند آن را بشناسند و به خاطر همین است که امام باید از سوی خدا صریحا انتخاب شده باشد. به حضرت عرض شد: ای فرزند رسول خدا! معنای معصوم چیست؟ معصوم یعنی کسی که (به طور کامل) چنگ زده باشد به ریسمان خدا و ریسمان خدا همان قرآن است و این دو تا روز قیامت هرگز از هم جدا نمی شوند. و امام به سوی قرآن هدایت می کند و قرآن به امام هدایت می کند و از این رو در فرمایش خداوند عزوجل می بینیم که فرمود: «به راستی که این قرآن به سوی محکم ترین راه هدایت می کند.»
نکات:
۱. کسی که به قرآن چنگ زده باشد و هیچ وقت از آن جدا نباشد، معصوم هم خواهد بود.
۲. این روایت ملازمت و پیوستگی امام (علیه السلام) و قرآن کریم را بیان می کند و بیان دیگری است برای حدیث معروف «ثقلین»؛ قرآن به سوی امام، ما را رهنمون می کند و امام (علیه السلام) به سوی قرآن. و در قرآن کریم البته أهل بیت (علیهم السلام) به عنوان ریسمان معرفی شده اند، آنجا که فرمود: «و حبل من الناس» که روایت مربوطه به زودی خواهد آمد.
۳. نکته ی قابل توجه اینکه تعریفی که برای عصمت حضرت (علیه السلام) ارائه دادند منافاتی با تعریف معروف که «گناهی مرتکب نمی شود و ...» ندارد و هفته ی آینده به این مساله با توضیحات بیشتر خواهیم پرداخت.
منبع:
۱. معانی الأخبار، النص، ص: ۱۳۲
۲. الإسراء: ۹ در روایتی دیگر هم به صراحت بیان شده است که منظور از «للتی هی أقوم» إمام (علیه السلام) می باشد.
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 ساعت
8:00 PM
| نظرات
(0)
حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: از سلمان فارسى (رضى اللَّه عنه) با سند صحیح این چنین روایت شده است: وارد شدم به خدمت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و اله)، و چون متوجه به سوى من شد فرمود: اى سلمان! خداوند متعال رسول و پیغمبرى را نفرستاده است مگر آنکه براى او دوازده نقیب (شاهد و کسی که محیط و متفوق و عارف بر دیگران باشد) بوده است.
گفتم: یا رسول اللَّه! این موضوع را از پیروان دو کتاب (تورات و انجیل) شنیده و دانستهام.
فرمود: اى سلمان! آیا نقباء دوازدهگانه مرا که خداوند متعال آنان را براى مقام امامت و وصایت انتخاب فرموده است مىشناسى؟
گفتم: خداوند متعال و رسول او داناتر است.
فرمود: پروردگار جهان مرا از نور خالص و صاف خود آفریده، و سپس مرا براى اطاعت و بندگى خود خواند و من اجابت کردم. و از نور من على بن ابى طالب (علیه السلام) را آفریده، و او را به مقام اطاعت و پیروى خود دعوت فرمود و او قبول کرد. و از نور من و على دخترم فاطمه (علیها السلام) را آفریده و او را نیز به اطاعت او امر خود خواند و او پذیرفت. و از نور من و على بن ابى طالب (علیه السلام) و فاطمه (علیه السلام) دخترم فرزندانم حسن و حسین (علیهما السلام) را آفریده، و آنها نیز دعوت پروردگار متعال را اجابت نمودند. و از این نظر ما را با پنج اسم از اسماء خود نامید.
(مصباح الشریعه / ترجمه مصطفوى، متن، ص: ۲۹۶)
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 مهر 1392 ساعت
4:03 PM
| نظرات
(0)
ابو خالد کابلى می گوید: از امام محمد باقر (علیه السلام) از قول خداى عزّوجلّ: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا» ۱ سوال کردم. یعنى: «پس به خدا و فرستاده او (که محمد است) و آن نور و روشنى که فرو فرستادیم ایمان آورید و بگروید».
حضرت در جواب فرمود: اى ابو خالد! به خدا سوگند که منظور، نور امامان از فرزندان حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) تا روز قیامت است. و به خدا سوگند، که ایشان همان نور خدایند که فرو فرستاده است. و به خدا سوگند، که ایشان نور خدا در آسمانها و زمین هستند. اى ابو خالد! به خدا سوگند، هر آینه نور امام در دلهاى مؤمنان روشنتر است از آفتاب روشنى بخشِ درخشان در روز. و به خدا سوگند، که ایشان دلهاى مؤمنان را روشن مىسازند. و خداى عزّوجلّ نور ایشان را مى پوشد از هر که مىخواهد، پس دلهاى ایشان تاریک مىشود.
اى ابو خالد! به خدا سوگند که هیچ بندهاى ما را دوست ندارد و با ما موالات نورزد، مگر اینکه خدا دل او را از عقاید فاسد پاک و پاکیزه گرداند؛ و خدا دل بنده را پاک نمىگرداند تا در همه حال و در همه چیز تسلیم و منقاد ما باشد و با ما در مقام آشتى باشد. پس چون با ما در مقام آشتى باشد و در مقام جنگ و نزاع نباشد، خدا او را از حساب سخت سالم بدارد و ایمن گرداند او را در روز قیامت از فزع اکبر (ترس بزرگ تر) در امان خویش قرار می دهد. ۲
نکته ی روایت:
توجه داشته باشیم که امام باقر (علیه السلام) در فرمایش خود شش مرتبه به خدای عزوجل قسم می خورند و این تاکید بر مسأله را می رساند؛ إن شاء الله ما هم از کسانی باشیم که نور امام زمان (علیه السلام) را در قلب خود به روشنی ببینیم و از خدا بخواهیم تا نورش را در قلب ما تابنده تر بنماید.
منابع:
۱.تغابن، ۸
۲. تحفه الأولیاء (ترجمه أصول کافى) با کمی ویرایش، ج۱، ص: ۶۱۵
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 مهر 1392 ساعت
11:40 PM
| نظرات
(0)
۱-ابو حمزه گوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: همانا خدا را کسى پرستد که او را بشناسد و اما کسى که خدا را نشناسد او را این گونه (مانند عامه از مردم) گمراهانه میپرستد، عرض کردم قربانت گردم معرفت خدا چیست؟ فرمود: باور داشتن خداى عز و جل و باور داشتن پیغمبرش (صلی الله علیه وآله) و دوست داشتن على (علیه السلام) و پیروى از او و از ائمه هدى علیهم السلام و بیزارى جستن بخداى عز و جل از دشمن ایشان، این چنین شناخته مىشود خداى عز و جل.
شرح:
- از جمله آخر روایت پیداست که امام (علیه السلام) درجه کامل خداشناسى را براى ابو حمزه بیان فرموده است و بهمین جهت دوستى على و پیروى بائمه هدى را از شرایط خداشناسى قرار داده است زیرا که اعمال و عبادات مسلمان بدون ولایت ثواب ندارد.
أصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج۱، ص: ۲۵۵
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 مهر 1392 ساعت
6:35 PM
| نظرات
(0)

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى» ، بلكه به عنوان یك«عید اسلامى» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصىرا مىطلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آنرا بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 25 مهر 1392 ساعت
9:46 PM
| نظرات
(0)
اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است: یکى حدیث ثقلین (1) ، که پیامبراکرم(ص) در کمتر از نود روز در چهار مکان آن را به مردم گوشزد کرد؛ دیگرى حدیث غدیر. مىتوان گفت حدیث دوم مکمل حدیث اول است.
سفارش بیش از حد پیامبر(ص) در باره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى امیرمومنان(ع) نشان دهنده این حقیقت است که حضرت نگران آشوبى بود که امت اسلامى بعد از وى با آن رو به رو مىشود.
اهمیت دادن به غدیر، اهمیت دادن به رسالت پیامبرگرامى اسلام(ص) است. ما در این مقاله واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر یعنى پیامبر(ص) و امامان معصوم(علیهم السلام) مورد مطالعه قرار مىدهیم.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 مهر 1392 ساعت
7:28 PM
| نظرات
(0)
عن أبی عبد اللَّه (علیه السلام) قال: لمّا اسری بالنبیّ صلى اللَّه علیه و آله و انتهى حیث أراد اللَّه عزّ و جلّ ناجاه اللَّه، فلمّا هبط إلى السماء الرابعه ناداه اللَّه: یا محمّد! قال: لبّیک! قال: من اخترت من امّتک یکون من بعدک لک خلیفه؟ فقلت:
اختر لی فتکون أنت المختار لی، فقال: اخترت لک خیرتک علیّ بن أبی طالب.
ترجمه:
از ابو عبد اللَّه (امام صادق) علیه السلام نقل شده که حضرت فرمود:
وقتى حضرت رسول (صلى اللَّه علیه و آله) به معراج رفتند و به آن محلى رسید که خداوند اراده کرده بود، خداوند با وى سخن گفت و هنگامى که بعدا به آسمان چهارم هبوط کرد، خداوند او را صدا زد: اى محمد! و او عرض کرد: لبیک! بعد خداوند فرمود: بعد از خودت چه کسى را میان امتت جانشین تعیین کردهاى؟
حضرت عرض مىکند:خداوندا! تو برایم انتخاب کن چون تو انتخابکننده هستى.
خداوند فرمود: من براى تو برگزیده ی تو على بن ابى طالب را انتخاب نمودم.
(الجواهر السنیه فی الأحادیث القدسیه (کلیات حدیث قدسى)، ص: ۴۶۴)
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 مهر 1392 ساعت
6:36 PM
| نظرات
(0)

