ابزار هدایت به بالای صفحه

غدیرنامه مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ - هر که من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
غدیرنامه

جامعه‌ی ایرانی یک جامعه‌ی در حال توسعه است و به اقتضای در حال توسعه بودن، به نوعی از ساختارها و پیوندهای گذشته‌ی خود متفاوت می‌شود و قرار و سکون خود را در ساختارها و پیوندهای جدید جست‌وجو می‌نماید. بالطبع این جداگشتگی، در نحوه‌ی زندگی و رفتار افراد این جامعه اثر می‌گذارد و تغییرات بنیادینی در سبک و نوع زندگی آن‌ها ایجاد کرده است؛ به ویژه آنکه این توسعه درون‌زا نیست و مبتنی بر الگوهای غیربومی در حال انجام است؛ لذا این پرسش که «سبک زندگی» ما تحت تأثیر چه عواملی است؟ یکی از مهم‌ترین پرسش‌های جامعه‌ی امروز ماست. نوشته‌ی حاضر بر آن است تا به این موضوع از دریچه‌ی مسئله‌ی تقلید به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در پدیده‌ی سبک زندگی نظر کند. در این راستا، پیش از هر چیز، تعریف اجمالی دو موضوع فرهنگ و سبک زندگی جهت توضیح رابطه‌ی میان آن‌ها ضروری است تا از خلال آن به مسئله‌ی تقلید و روی دیگر آن، یعنی پدیده‌ی قهرمان سازی، پرداخته شود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 آبان 1392  ساعت 11:37 PM | نظرات (0)
 

 

یکی از رسالتهای تربیتی خانواده های مهدوی تربیت نسل مستعد و مهیا از نظر علمی و عملی برای یاوری و اجرای منویات امام زمان (ع) است. خانه های نورانی به نور ولایت و امامت، کانون تربیت سربازان امام زمان (ع) و عهده دار پرورش دادن یاوران جان بر کف برای حضرت هستند که تربیت دینی آنان بر اساس، قرآن و عشق پیامبر و آل پیامبر (ص) می باشد. پیامبر اکرم(ص) در روایتی می فرمایند:


(أدَّبوا أولادَکم عَلی ثلاث خِصالٍ: حُبَّ نَبِیِّکم و حُبَّ أهلِ بیتهِ و قراءَ هِ القرآن....) (1) «فرزندانتان را بر سه پایه و خصلت تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت او و قرآن.»برای انجام این رسالت بزرگ ما از سه الگو و روش استفاده می کنیم:
* تربیت فرزند بر اساس اصول تربیتی کلی شرعی و عقلی
* تربیت فرزند بر اساس توصیه های خاص اهل بیت (ع) (با گرایش ولائی و عاشق پروری و عارف پروری نسبت به اهل بیت (ع))
* تربیت فرزندان بر اساس الگوی صفات یاوران حضرت مهدی (ع)

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 آبان 1392  ساعت 2:00 PM | نظرات (0)


از عصر عاشورا زينب تجلى مى‏كند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئيس قافله اوست چون يگانه مرد زين العابدين(سلام الله عليه)است كه در اين وقت‏به شدت مريض است و احتياج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستور كلى پسر زياد كه از جنس ذكور اولاد حسين هيچ كس نبايد باقى بماند،چند بار حمله كردند تا امام زين العابدين را بكشند ولى بعد خودشان گفتند:«انه لما به‏» (1) اين خودش دارد مى‏ميرد.و اين هم خودش يك حكمت و مصلحت‏خدايى بود كه حضرت امام زين العابدين بدين وسيله زنده بماند و نسل مقدس حسين بن على باقى بماند.يكى از كارهاى زينب پرستارى امام زين العابدين است. 
در عصر روز يازدهم اسرا را آوردند و بر مركبهايى(شتر يا قاطر يا هر دو)كه پالانهاى چوبين داشتند سوار كردند و مقيد بودند كه اسرا پارچه‏اى روى پالانها نگذارند،براى اينكه زجر بكشند.بعد اهل بيت‏خواهشى كردند كه پذيرفته شد.آن خواهش اين بود:«قلن بحق الله الا ما مررتم بنا على مصرع الحسين‏» (2) گفتند:شما را به خدا حالا كه ما را از اينجا مى‏بريد،ما را از قتلگاه حسين عبور بدهيد براى اينكه مى‏خواهيم براى آخرين بار با عزيزان خودمان خدا حافظى كرده باشيم.در ميان اسرا تنها امام زين العابدين بودند كه به علت‏بيمارى،پاهاى مباركشان را زير شكم مركب بسته بودند،ديگران روى مركب آزاد بودند.وقتى كه به قتلگاه رسيدند،همه بى اختيار خودشان را از روى مركبها به روى زمين انداختند.زينب(سلام الله عليها) خودش را به بدن مقدس ابا عبد الله مى‏رساند،آن را به يك وضعى مى‏بيند كه تا آن وقت نديده بود:بدنى مى‏بيند بى سر و بى لباس،با اين بدن معاشقه مى‏كند و سخن مى‏گويد:«بابى المهموم حتى قضى،بابى العطشان حتى مضى‏» (3) .آنچنان دلسوز ناله كرد كه‏«فابكت و الله كل عدو و صديق‏» (4) يعنى كارى كرد كه اشك دشمن جارى شد،دوست و دشمن به گريه در آمدند. 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 آبان 1392  ساعت 1:57 PM | نظرات (0)

http://img.tebyan.net/big/1391/07/20121003114527178_400.jpg

برخی خصلت های اخلاقی اگر در وجود فردی جمع شود، به او کرامت و شخصیت می‌دهد.
انسانهای برخوردار از صفات اخلاقی پسندیده، همواره نزد خلق و خالق عزیزند و کلامشان از اعتبار و جایگاه خاصی برخوردار است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 آبان 1392  ساعت 11:40 PM | نظرات (0)

امام حسين ـ عليه السلام ـ در دامان مادرى رشد و نمو كرد كه تا پاى جان از امام خويش و مقام امامت دفاع نمود. آن گاه كه مهاجمان به سمت خانه على ـ عليه السلام ـ هجوم آوردند تا علاوه بر غصب امامت، از صاحب حق نيز بيعت اجبارى بگيرند!! فرياد فاطمه ـ عليها السلام ـ طنين انداز شد:«اَيُّها الضّالُّون الْمُكَذِّبُونَ ماذا تَقُولُونَ؟ وَاَيَّ شَيء تُريدُونَ؛ شما اى گمراهان و دروغگويان! چه مى¬گوييد و چه مى¬خواهيد؟» 
و فرياد برآورد:«واللهِ لا اَدَعُكُمْ تَجُرّونَ ابْنَ عَمّى ظُلماً؛[1] سوگند به خدا! نمى¬گذارم پسر عموى مرا ظالمانه [به سوى مسجد] بكِشيد.» 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 آبان 1392  ساعت 10:23 AM | نظرات (1)

انسان‌ها می‌توانند زیاده‌خواه و تمامیت طلب باشند و نیز می‌توانند قانع و صرفه‌جو یا اسراف کار و پر مصرف باشند. می‌توانند ساده زیست و بی‌تکلف یا تجمل طلب و اشراف‌زاده زندگی کنند. بدیهی است هر یک از شیوه‌ها و روش‌های زندگی فوق‌الذکر عواقب و نتایجی مخصوص به خود را در زندگی فردی و جمعی به دنبال خواهد آورد و آثار و تبعات متفاوتی را در جامعه ایجاد خواهد کرد. 

فرهنگ دینی اسلامی، بیش از هر چیز بر «میانه روی» در شیوه زندگی و روش سلوک تاکید می‌کند. «و لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط، فتقعد ملوما محسورا» دست خویش بر گردن مبند (چنان که بسیار خست ورزی و چیزی به دیگران ندهی) و پر نیز آن را مگشای (که هر چیز داری به دیگران ببخشی و خود درمانده شوی) تا سپس ناراحت و پشیمان بنشینی (۱) حتی در انفاق که پسندیده‌ترین صفات و رفتارهاست، اسراف و زیاده‌روی روا نیست: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا، و کان بین ذلک قَواما» بندگان خداوند کسانی هستند که در خرج کردن برای هر چیز، نه اسراف می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند و با میانه‌روی به زندگی خویش قوام می‌بخشند (۲) میانه روی و اعتدال، جوهر سبک درست زندگی است. 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 آبان 1392  ساعت 9:52 AM | نظرات (0)

پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمود: آیا شما را از شبیه‌ترین‌تان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر کس خوش اخلاق‏‌تر، نرم‏خوتر، به خویشانش نیکوکارتر، نسبت به برادران دینى‌‏اش دوست‏دارتر، بر حق شکیباتر، خشم را فروخورنده‏‌تر ، با گذشت‏‌تر و در خرسندى و خشم با انصاف‌‏تر باشد.

متن حدیث:

ألا اُخْبِرُکُمْ بِاَشبَهِکُم بى؟ قَالوا: بَلى یا رَسولَ اللّه‏ِ. قالَ: اَحسَنُکُم خُلقا وَ اَلیَنُکُم کَنَفا وَ اَبَرُّکُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّکُم حُبّا لاِِخوانِهِ فى دینِهِ وَ اَصبَرُکُم عَلَى الحَقِّ وَ اَکظَمُکُم لِلغَیظِ وَ اَحسَنُکُم عَفْوا وَ اَشَدُّکُم مِن نَفْسِهِ اِنْصافا فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ؛

«اصول کافى،جلد ۲، صفحه ۲۴۰»





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 آبان 1392  ساعت 12:17 AM | نظرات (0)

امام حسین(ع) جلوه گاه تمام حقانیت هستی

انسان های کامل دارای مراتب بسیاری هستند. خداوند بصراحت در آیاتی از جمله 253 سوره بقره از تفضیل برخی از پیامبران بر برخی سخن به میان آورده است. در میان انسان های کامل، چهارده معصوم(ع) در اوج هستند؛ زیرا با صادر نخست و مظهر اولی الهی اتحاد یکتایی و یگانگی دارند. در میان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) برخی به دلایلی از برجستگی خاصی برخوردارند که امام حسین(ع) یکی از آنهاست.

البته همه پیامبران و اولیای الهی(ع) کف فضایل را برخوردار هستند و در میان اهل بیت(ع) نیز این صفات مورد تاکید است؛ از این رو فضایلی چون امامت، عصمت، حبیب الله، حجه الله، ولی الله، امین الله، وارث تورات، انجیل و زبور، شریک القرآن، عمودالدین، موضع سرالله و مانند آن مشترک است؛ اما هر یک دارای ویژگی و صفات اختصاصی هستند که آنان را در جایگاه دیگری قرار می دهد و توجه هستی را به خود جلب می کند. برخی از تجلیات آنان موجب می شود که وجه الله اتم و اکملی شوند که توجه هستی را متوجه خود می سازد و خلق را مدهوش انوار تجلیات می کند و واله و حیران می سازد. از جمله این مظاهر الهی که هستی را مدهوش خود ساخته امام حسین(ع) است. او در میان اهل بیت(ع) و سخنان ایشان، امام حسین(ع) جایگاه ویژه ای دارد. و همگان از فرشتگان ساحت قدس الهی گرفته تا دیگران در اندوه شهادت او فرو می روند و آسمان و زمین بر ایشان می گرید و پیامبران و اهل بیت(ع) بی استثنا بر مصیبت حسینی(ع) گریان و نالان می شوند و مجالس تعزیه و عزاداری برای ایشان برپا می دارند و این عمل را پیش از تولد و پس از آن و پس از شهادت انجام و ادامه دادند.

حال سؤال این است که حسین(ع) کیست که چنین هستی را واله و گریان و نالان خود ساخته است. بسیاری از محققان و عالمان و حقیقت جویان تلاش کرده اند تا این حقیقت را بشناسند و علت این شیدایی را دریابند.

پس همگان در جست و جوی این پروانگی، دیوانگی و مستانگی خلق و ماسوی الله هستند و می خواهند بدانند که امام حسین(ع) در میان اهل بیت(ع) از چه ویژگی برخوردار بوده که این گونه حتی پیامبر(ص) برای آن حضرت(ع) عزاداری کرد و بر مصیبت حسین(ع) گریست.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 آبان 1392  ساعت 6:02 PM | نظرات (0)

اعلاء کلمه حق

از مظاهر درخشنده حادثه کربلا و از تجليات بزرگ الهي آن ، موضوع جمع‏ کردن حسين بن علي ( ع ) در شب عاشورا اصحاب خود را و سخنراني براي آنها به آن شکل است . بايد در نظر داشت که اين سخنراني در شب عاشورا است ، هنگامي است که عوامل محيط از هر جهت نامساعد و نا اميد کننده است . در چنين شرايطي هر سردار و رهبري که تنها مادي فکر کند جزلب به شکايت باز کردن کاري ندارد ، منطقش اين است : افسوس که بخت با ما مساعد نشد ، تف بر اين روزگار و بر اين زندگي ، مثل ناپلئون مي‏گويد : طبيعت با من‏ مساعدت نکرد . همه سخنانش شکايت از روزگار و اظهار يأس است . آنچه‏ که شرايط را براي او سخت تر مي‏کند اينست که زنان و فرزندان و خواهرانش‏ تا 24 ساعت ديگر اسير دست دشمن مي‏شوند . براي يک مرد غيور و فداکار اين خيلي ناگوارتر است.

در يک همچو شرائطي ديگران چه کرده‏اند؟ ما در تاريخ مي خوانيم که " المقنع " وقتي که محصور شد و در شرائط نامساعد و نا اميد کننده‏اي قرار گرفت اول خاندان خود را کشت بعد خودش را . همچنين‏ است يکي از خلفاي اموي هنگام گرفتاري . تاريخ از اين نمونه‏ها بسيار دارد . اما حسين بن علي (ع) وقتي که شروع کرد به سخنراني ، گفت : " اثني علي‏ الله احسن الثناء ، و احمده علي السراء و الضراء . اللهم اني احمدک‏" ..
با اين همه شرايط نامساعد مادي ، دم از رضا و سازگاري با عوامل مي‏زند ! چرا ؟ چون در شرايط معنوي مساعدي زيست مي‏کند . او اعتقادا و عملا موحد و خداپرست است و به علاوه او به نتيجه نهايي کار خود آگاه است . او هدفش‏ مثل اسکندر و ناپلئون ، جهانگيري نبود که خود را شکست خورده بداند ، هدفش اعلاء کلمه حق بود و از اين نظر کار خود را بسيار سودمند و مؤثر مي‏ديد.(برگرفته از آثار شهيد مطهري) 

منبع سایت غدیر





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 آبان 1392  ساعت 10:07 AM | نظرات (0)

تاثير مال حرام

امام حسين (ع) در سخنراني روز عاشورا براي لشکر عمر سعد آنها را به پيروي از خود فراخواند اما پاسخ مثبتي دريافت نکرد امام(ع) علت اين امر را خوردن مال حرام بيان مي کند: 

و انما ادعوکم الى سبيل الرشاد، فمن اطاعنى کان من المرشدين و من عصانى کان من المهلکين ، و کلکم عاص لامرى غير مستمع لقولى ، قد انخزلت عطياتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم ، و يلکم الا تنصتون ؟! الا تسمعون ؟!
...من شما (مردم کوفه) را به رشد و سعادت فرا مى خوانم ، هر کس از من پيروى کند، از رشد يافتگان است و هر کس مخالفت ورزد، از هلاک شدگان است. اينک همه شما سرکشى و عصيان و با دستور من مخالفت مى کنيد که گفتار مرا نمى شنويد، آرى در اثر هداياى حرام که به دست شما رسيده و در اثر غذاهاى حرام که شکمهاى شما از آنها انباشته شده ، خداوند اين چنين بر دلهاى شما مهر زده است واى بر شما! چرا ساکت نمى شويد؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمى دهيد؟! 
اين مال حرام است که باعث شده است حرف حق بر دلهاي کوفيان اثر نکند. 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 آبان 1392  ساعت 11:51 PM | نظرات (0)
تعداد صفحات :9   1   2   3   4   5   6   7   8   9