ابزار هدایت به بالای صفحه

غدیرنامه مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ - هر که من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
غدیرنامه
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلّم به عمّار فرمود:
 
یا عمّار! ان رأیت علیّاً قدسلک وادیّاً و سلک النّاس وادیاً غیره فاسلک مع علیّ ودع النّاس
 
ای عمّار! اگر دیدی علی (علیه السلام) به راهی می ‏رود، و همه مردم به راهی دیگر، تو با علی (علیه السلام) حرکت کن، و همه مردم را رها کن.
 
تاریخ بغداد خطیب بغدادی، ج 4، ص 410؛ حلیة الاولیاء ابونعیم ، ج 1، ص 86
 
کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم وحی است. طبق آیه و ما ینطق عن الهوی ان هوی الا وحی یوحی (نجم ۳-۴) وقتی فردی از جانب سرور انبیاء به درجه ای می رسد که
 
اولا اگر در هر زمینه ای به هر طرفی رفت چه قضاوت چه خلافت چه جنگ و درگیری ها چه فتنه های داخلی و خارجی چه علم و چه فضیلت و ... باید از او تبعیت کرد.
 
و ثانیا در بین مردم صحابه هستند و سلمان و ابی ذر مقداد است و... می فرماید ولو همۀ مردم به طرفی رفتند باید به طرفی بروی که امیرالمؤمنین علیه السلام می روند.
 
وقتی کسی این منزلت را از سوی حق تعالی می گیرد که معیار حق است ولو همه مردم تمرد امر او را کنند. چنین شخصی باید خلیفه و جانشین حضرت رسالت مآب باشد. زیرا اگر فردی غیر از امیرالمؤمنین بعد از پیامبر به عنوان خلیفه مطرح گردد یکی از مصادیق این مردم می شود، یعنی ولو اگر عده ای آمدند و خود را خلیفه خواندند تو باید از امیرالمؤمنین علیه السلام تبعیت کنی و نه احدی دیگر.
 
کجا حضرت فرمودند اگر جماعت صحابه من به طرفی رفتند شما آن طرف بروید آیا مخالفین می توانند از منابع و مصادر شیعه یک حدیث ولو ضعیف در این مورد بیاورند
 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 9:22 PM | نظرات (2)
غدیر عید انسانیت است . آن روز هدف نهایی از خلقت انسان بیان شد . غدیر در روح ما و از طینت ماست . با غدیر به دنیا آمده ایم، و با زلالش، که با شیره جانمان آمیخته است، به ملاقات پروردگار خواهیم رفت .
آینده غدیر
در غدیر چشمان پیامبر (ص) دور دست هایی را می نگریست که می بایست کشتی اسلام آن را طی کند تا هدف نهایی آن به ظهور برسد .
دست علی بن ابی طالب (ع) را گرفت و او را بلند کرد و از همانجا او را به همه نسل های تاریخ نشان داد و به عنوان جانشین خود معرفی فرمود .
 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 9:02 PM | نظرات (0)
نامها به سهولت در ذهنها جای می گیرند و به راحتی معانی بلند را منتقل می کنند بهمین دلیل و دلایل دیگر، نامگذاری روزها و یا هفته ها یکی از شیوه های تبلیغاتی مثبت و منفی شده است و مطرح شدن و رواج پیدا کردن ارزشها یا ضد ارزشها را در پی دارد.
روز مادر، روز کارگر، روز پاسدار، روز جانباز و روز بهره وری و هفته دولت و ... نمونه های شایسته ای از نامگذاری روزها و هفته ها در جامعه ما هستند. روز جهانی مستضعفین، روز جهانی قدس، روز آب، روز غذا و ... هم روزهایی است که در سطح جهانی مطرح هستند و برخی از آنها به برکت انقلاب اسلامی مطرح شده اند اسلام هزار و چهارصد سال پیش، از این شیوه برای القای اندیشه های نورانی خود و تثبیت آرمانهای مقدس الهی، بهره گرفته است.
اسلام علاوه بر اینکه برای برخی از روزها اسمهای خاصی مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذکر و تنبه آنان گردد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 8:39 PM | نظرات (0)
روايت ذيل از عمر بن الخطاب عليه اللعنة‌ مي باشد و در معتبرترين کتب عامه ذکر شده است:
 
عن عبد الله بن ضبیعه العبدی، عن ابیه، عن جده قال: أتی عمر بن الخطاب رجلان سألاه عن طلاق الأمه، فقام معهما فمشی حتی أتی حلقه فی المسجد، فیها رجل اصلع، فقال: ایها الأصلع ما تری فی طلاق الأمه؟فرفع رأسه الیه ثم أومأ الیه بالسبابه و الوسطی، فقال له عمر: تطلیقتان. فقال احدهما: سبحان الله، جئناك و أنت امیر المؤمنین فمشیت معنا حتی وقفت علی هذه الرجل فسألته، فرضیت منه أن أوما الیك؟! فقال لهما(عمر)ما تدریان من هذا؟ قالا: لا. قال:
 
 هذا علی بن ابی طالب. أشهد علی رسول الله لسمعته و هو یقول: ان السماوات السبع و الأرضین السبع لو وضعتا فی كفه (میزان) ثم وضع ایمان علی فی كفه میزان لرجح ایمان علی.
 
عبد الله بن ضبیعه عبدی از پدرش، از جدش روایت كرد كه گفت:
 
«دو مرد نزد عمر بن خطاب آمدند و از او در مورد طلاق كنیز سؤال كردند؟پس عمر به اتفاق آنها به طرف مسجد آمد، جمعی در مسجد بودند كه در میان آنان مردی اصلع حضور داشت. پس عمر از او پرسید نظر تو در طلاق كنیز چیست؟ پس او سرش را بلند كرد و بعد با انگشت سبابه و وسطی اشاره كرد (و پاسخ گفت) پس عمر سائل را (به مقصود متوجه كرد و) گفت: دو طلاق است. پس یكی از آن دو مرد گفت: سبحان الله، ما نزد تو آمدیم و تو امیر المؤمنین (و خلیفه ما) هستی. پس تو با ما نزد این مرد آمدی و از او می پرسی؟! و از پاسخ او كه با اشاره انجام داد راضی شدی؟! پس عمر در خطاب به آنان گفت: نمی دانید كه او كیست؟گفتند: نه، عمر گفت:
 
او علی بن ابی طالب (علیه السلام) است و من شهادت می دهم كه از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم كه می فرمود: اگر آسمانها و زمینها در كفه ترازویی نهاده شود و ایمان علی در كفه دیگر، ایمان علی برتر خواهد بود.»
 
تاريخ مدينه دمشق، ابن عساکر، شرح حال امام علی علیه السلام، ج 2، ص 365، حدیث. 872 ؛ مناقب ابن مغازلی ص 289، شماره 330، ط 1؛ مناقب خوارزمی فصل 13، ص 78، کفاية‌الطالب گنجی شافعی، اواخر باب 62، ص 258 و دیگران.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 7:14 PM | نظرات (0)
جریان غدیر و خطبه با عظمت آن فقط یک قصّه تاریخی خاص نیست که زمان آن گذشته و هیچ نقشی در امروز و فردای جامعه اسلامی نداشته باشد، و همین طور یک حادثه شخصی نیست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فقط امیر مؤمنان علی علیه السلام را به عنوان وصی خود معرّفی نموده باشد و در نتیجه تاریخ مصرف و مبحث آن گذشته باشد؛ بلکه در غدیر خم و خطبه غدیریّه، توسط پیامبر دوراندیش و آینده نگر اسلام، تاریخ کلّ بشریت رقم خورد؛ چرا که امامت تمامی امامان دوازده گانه در طول تاریخ مطرح و تبیین شد؛ حقیقتی که از امیر مؤمنان علیه السلام آغاز می شود و به مهدی صاحب الزمان علیه السلام منتهی می گردد.
در بخشهای پایانی خطبه غدیریه، رئوس برنامه های مهدی موعود علیه السلام بیان شده تا هم خط سیر تاریخ جامعه اسلامی ترسیم گردد و هم آینده روشن و زیبای جامعه بشری نشان داده شود؛ لذا دعوت مردم و بیعت گرفتن از آنان بر همین محور کلّی بوده است.
در بخشی از این خطبه می خوانیم: «ای مردم! پس از خدا بترسید و با علی و حسن و حسین «وَالاَْئِمَّةَ کَلِمَةً طَیِّبَةً باقِیَةً؛ و امامان به عنوان کلمه پاکیزه باقیه» بیعت کنید! هر کس حیله کند، خداوند او را هلاک می کند و هر کس وفا کند، مورد رحمت الهی قرار می گیرد.»


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 6:36 PM | نظرات (0)
در مکه دستور الهی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین وحی شد: «نبوت تو به پایان رسیده و روزگارت کامل شده است. اسم اعظم و آثار علم و میراث انبیاء را به علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) بسپار که اولین مومن است. من زمین را بدون عالمی که اطاعت من و ولایتم با او شناخته شود و حجت بعد از پیامبرم باشد رها نخواهم کرد».
یادگارهای انبیاء، صحف آدم و نوح و ابراهیم و تورات و انجیل و عصای موسی (علیهم ‌السلام) و انگشتر سلیمان (علیه‌السلام) و سایر میراثهای ارجمندی است که فقط در دست حجج الهی است. تا آن روز خاتم انبیاء (صلی الله علیه و آله) حافظ این میراثهای الهی بود و اینک به دستور الهی به امیرالمومنین (علیه‌السلام) منتقل شد. این ودایع از امیرالمومنین (علیه‌السلام) به امامان بعد منتقل شده تاکنون که در دست مبارک آخرین حجت پروردگار حضرت بقیه الله الاعظم (علیه‌السلام) است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امیرالمومنین (علیه‌السلام) را فرا خواند و جلسه‌ی خصوصی تشکیل دادند و یک شبانه روز برنامه‌ی سپردن ودایع الهی طول کشید
 
منبع سایت غدیرستان




نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 6:16 PM | نظرات (0)
 
اخبرنا قتیبة بن سعید قال حدثنی جعقر بن یعنی ابن سلیمان عن یزید عن مطرف بن عبدالله عن عمران بن حصین، قال:
 
بعث رسول الله جیشاً فاستعمل علیهم علی بن ابی طالب فمضی فی السریّة فأصاب جاریة فأنکروا علیه و تعاقدوا اربعة من اصحاب رسول الله إذا لقینا رسول الله اخبرناه بما صنع و کان المسلمون إذا رجعوا من السفر بدوؤا برسول الله فسلّموا علیه ثم انصرفوا إلی رحالهم فلما قدمت السریة سلّموا علی النبی فقام احد الارعة فقال یا رسول الله ألم تر إلی علی بن ابی طالب صنع کذا و کذا؟ فأعرض عنه رسول الله ثم قام یعنی الثانی فقال مثل ذلک ثم قام الثالث فقال مثل مقالته ثم قام الرابع فقال مثل ما قالوا. فأقبل إلیهم رسول الله والغضب (یبصر) فی وجهه فقال:
 
ما تریدون من علی؟! إن علیّاً منی و أنا منه و هو ولیّ کل مؤمن من بعدی
 
عمران بن حصین می گوید: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، سپاهی را با فرماندهی علی بن ابی طالب فرستادند پس وی (امیرالمؤمنین) وارد نیرد شد و (اسیرانی گرفت) در این میان کنیزکی را برای خود برداشت پس (برخی) کار او را نپسندیدند و بر آن ایراد گرفتند و چهار نفر از اصحاب، پیمان بستند که همین که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کنند، حضرت را از کار ایشان آگاه کنند. عادت مسلمانان این بود که هرگاه از سفر برمی گشتند در آغاز خدمت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شرفیاب می شدند و بر ایشان سلام می کردند سپس به سوی بار و بنه خود می رفتند.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 6:03 PM | نظرات (0)
محب اهیچ کس مانند امیرالمومنین علیه السلام فضیلت به دست نیاورد.لدین طبرانی و دیگران به روایت از طبرانی صاحب معجم های سه گانه از عمر بن خطاب نقل کرده اند که گفت: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
 
ما اکتسب مکتسب مثل فضل علیِ یهدی صاحبه الی الهدی و یرده علی الردی
 
هیچ به دست آورنده ای همانند علی فضیلت به دست نیاورد، او همراهش را به راه راست هدایت کند و از گمراهی برگرداند.
 
ذخائر العقبی: ص61؛ ریاض النضرة: ج2، ص214؛ ینابیع المودة: ص203؛ ارجح المطالب: ص98؛ وسیلة المآل باکثیر حضرمی: ص110 مخطوط (ملحقات احقاق الحق: ج17، ص29)؛ مناقب سیدنا علی، عینی حیدرآبادی: ص40-41؛
 
قابل توجه است که ـ بر خلاف نقل و نوشته های قاطعانه نامبردگان که بدون شک از روی یک یا چند نسخه خطی معجم این حدیث را عینا نقل کرده اند ـ متصدی چاپ معجم صغیر طبرانی ص286شماره677 با استفاده از متن تحریفی مجمع الزوائد: ج1، ص121 به جای کلمه علیّ کلمه علم را جایگزین و ثبت نموده است
 
وجود مقدسی که خود ایشان برای هدایت نیازمند احدی نیست؛ و از سویی  اگر کسی بخواهد هدایت شود باید مصاحب ایشان باشد؛ تنها چنین فردی می تواند خلیفه بعد از پیامبر باشد. و تنها از چنین فردی باید تبعیت شود طبق آیه:
 
 أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّي إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (یونس: ۳۵)
 
آيا کسي که به حق هدايت مي‌کند، به پيروي کردن از او سزاوارتر است يا کسي که خود از هدايت بي‌بهره است مگر آن که (توسط ديگري) هدايت شود؛ پس چگونه داوري مي‌کنيد؟
 
طبق اعتراف عمر، اولا امیرالمومنین علیه السلام نیازمند هدایت فرد دیگری نیست. ثانیا خود عمر نیازمند هدایت امیرالمومنین علیه السلام است. و طبق آیه قرآن باید فردی که به سوی حق هدایت می کند سزاوارتر است از کس که خود برای هدایت نیازمند فرد دیگری است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 5:29 PM | نظرات (0)
علامه شیخ ابوالمکارم علاء الدین سمنانی (۷۳۶) در عروة الوثقی پس از نقل حدیث منزلت و حدیت من کنت مولاه و دعای اللهم وال من والاه و اعتراف به اتفاق صحت آنها می نویسد:
 
فصار علی سید الاولیاء و کان قلبه علی قلب محمد علیه (و اله) التحیة و السلام
 
سپس می نویسد: به همین سر اشاره دارد سید صدیقین (سید الکاذبین) رفیق غار پیامبر ابوبکر هنگامی که ابوعبیده جراح را برای احضار (امیرالمؤمنین) علی علیه السلام فرستاد (اعتراف کرد) و گفت:
 
یا ابا عبیده!انت امین هذه الامة ابعثک الی من هو فی مرتبة من فقدناه بالامس نبغی ان تتکلّم عنده بحسن الادب
 
ای اباعبیده! تو امین امت هستی تو را به دنبال کسی می فرستم که در مرتبه کسی بود که دیروز از دست دادیم (یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم) سزاوار است که با حسن ادب در نزد او سخن بگوئی.
 
الغدیر: ج۱، ص۲۹۷.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 4:14 PM | نظرات (0)
با اینکه انتظار می‌رفت پیامبر خدا در این اولین و آخرین سفر حج خود مدتی در مکه بمانند، ولی بلافاصله پس از اتمام حج حضرت به منادیِ خود بلال دستور دادند تا به مردم اعلان کند: فردا کسی جز معلولان نباید باقی بماند، و همه باید حرکت کنند تا در وقت معین در «غدیر خم» حاضر باشند.
 
انتخاب منطقه‌ی «غدیر» که به امر خاص الهی بود از چند جهت قابل ملاحظه است:
 
اول اینکه در راه بازگشت از مکه، کمی قبل از محل افتراق کاروانها و تقاطع مسیرهاست.
 
دوم اینکه در آینده‌ های اسلام که کاروانهای حج در راه رفت و برگشت از این مسیر عبور می‌کنند با رسیدن به وادی غدیر و نماز در مسجد پیامبر (صلی اللَّه علیه و آله)، تجدید خاطره و بیعتی با این زیر بنای اعتقادی خود می‌نمایند و یاد آن در دلها احیاء می‌گردد.
 
 
سوم اینکه «غدیر» کمی قبل از «جحفه»، بیابانی وسیع و آبگیری برای جمع شدن آب سیلها و همچنین آب چشمه ‌ای که از سمت شمال غربی به آن می‌ریزد و چند درخت کهنسال تنومند بوده، که برای برنامه‌ی سه روزه پیامبر (صلی اللَّه علیه و آله) و ایراد خطبه برای آن جمعیت انبوه بسیار مناسب بوده است. 
برای مردم بسیار جالب توجه بود که پیامبرشان- پس از ده سال دوری از مکه- بدون آنکه مدتی اقامت کنند تا مسلمانان به دیدارش بیایند و مسائل خود را مطرح کنند، بعد از اتمام مراسم حج فوراً از مکه خارج شدند و مردم را نیز به خروج از مکه و حضور در «غدیر» امر نمودند. 
صبح آن روز که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از مکه حرکت کردند، سیل جمعیت که بیش از صد و بیست هزار نفر تخمین زده می‌شدند به همراه حضرت حرکت کردند. حتی پنج هزار نفر از مکه و عده‌ای حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن- که مسیرشان به سمت شمال نبود- برای درک مراسم غدیر همراه حضرت آمدند. 
 
منبع:
اسرار غدیر صفحه ۴۲




نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 3:54 PM | نظرات (0)
تعداد صفحات :9   1   2   3   4   5   6   7   8   9