ابزار هدایت به بالای صفحه

غدیرنامه مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ - هر که من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
غدیرنامه
محرم ماهى است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام كرده، و بهاثبات رسانده كه در طول تاریخ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است.

محرم ماهى است كه به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شد و از توطئه‏ عناصر فاسد و رژیم بنى امیه، كه اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند، رهایى‏بخشید.

این خون سیدالشهداء است كه خونهاى همه ملتهاى اسلامى را به جوش مى‏آورد.

ماه محرم براى مذهب تشیع،ماهى است كه پیروزى، در متن فداكارى و خون به ‏دست آمده است.

محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیاى خداست كه با قیام خود درمقابل طاغوت، تعلیم سازندگى و كوبندگى به بشر داد و راه فناى ظالم و شكستن ‏ستمكار را به فدایى دادن و فدایى شدن دانست و این،خود سرلوحه تعلیمات اسلام‏است براى ملتها تا آخر دهر.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 آذر 1392  ساعت 12:07 PM | نظرات (0)


از عصر عاشورا زينب تجلى مى‏كند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئيس قافله اوست چون يگانه مرد زين العابدين(سلام الله عليه)است كه در اين وقت‏به شدت مريض است و احتياج به پرستار دارد تا آنجا كه دشمن طبق دستور كلى پسر زياد كه از جنس ذكور اولاد حسين هيچ كس نبايد باقى بماند،چند بار حمله كردند تا امام زين العابدين را بكشند ولى بعد خودشان گفتند:«انه لما به‏» (1) اين خودش دارد مى‏ميرد.و اين هم خودش يك حكمت و مصلحت‏خدايى بود كه حضرت امام زين العابدين بدين وسيله زنده بماند و نسل مقدس حسين بن على باقى بماند.يكى از كارهاى زينب پرستارى امام زين العابدين است. 
در عصر روز يازدهم اسرا را آوردند و بر مركبهايى(شتر يا قاطر يا هر دو)كه پالانهاى چوبين داشتند سوار كردند و مقيد بودند كه اسرا پارچه‏اى روى پالانها نگذارند،براى اينكه زجر بكشند.بعد اهل بيت‏خواهشى كردند كه پذيرفته شد.آن خواهش اين بود:«قلن بحق الله الا ما مررتم بنا على مصرع الحسين‏» (2) گفتند:شما را به خدا حالا كه ما را از اينجا مى‏بريد،ما را از قتلگاه حسين عبور بدهيد براى اينكه مى‏خواهيم براى آخرين بار با عزيزان خودمان خدا حافظى كرده باشيم.در ميان اسرا تنها امام زين العابدين بودند كه به علت‏بيمارى،پاهاى مباركشان را زير شكم مركب بسته بودند،ديگران روى مركب آزاد بودند.وقتى كه به قتلگاه رسيدند،همه بى اختيار خودشان را از روى مركبها به روى زمين انداختند.زينب(سلام الله عليها) خودش را به بدن مقدس ابا عبد الله مى‏رساند،آن را به يك وضعى مى‏بيند كه تا آن وقت نديده بود:بدنى مى‏بيند بى سر و بى لباس،با اين بدن معاشقه مى‏كند و سخن مى‏گويد:«بابى المهموم حتى قضى،بابى العطشان حتى مضى‏» (3) .آنچنان دلسوز ناله كرد كه‏«فابكت و الله كل عدو و صديق‏» (4) يعنى كارى كرد كه اشك دشمن جارى شد،دوست و دشمن به گريه در آمدند. 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 30 آبان 1392  ساعت 1:57 PM | نظرات (0)

اعلاء کلمه حق

از مظاهر درخشنده حادثه کربلا و از تجليات بزرگ الهي آن ، موضوع جمع‏ کردن حسين بن علي ( ع ) در شب عاشورا اصحاب خود را و سخنراني براي آنها به آن شکل است . بايد در نظر داشت که اين سخنراني در شب عاشورا است ، هنگامي است که عوامل محيط از هر جهت نامساعد و نا اميد کننده است . در چنين شرايطي هر سردار و رهبري که تنها مادي فکر کند جزلب به شکايت باز کردن کاري ندارد ، منطقش اين است : افسوس که بخت با ما مساعد نشد ، تف بر اين روزگار و بر اين زندگي ، مثل ناپلئون مي‏گويد : طبيعت با من‏ مساعدت نکرد . همه سخنانش شکايت از روزگار و اظهار يأس است . آنچه‏ که شرايط را براي او سخت تر مي‏کند اينست که زنان و فرزندان و خواهرانش‏ تا 24 ساعت ديگر اسير دست دشمن مي‏شوند . براي يک مرد غيور و فداکار اين خيلي ناگوارتر است.

در يک همچو شرائطي ديگران چه کرده‏اند؟ ما در تاريخ مي خوانيم که " المقنع " وقتي که محصور شد و در شرائط نامساعد و نا اميد کننده‏اي قرار گرفت اول خاندان خود را کشت بعد خودش را . همچنين‏ است يکي از خلفاي اموي هنگام گرفتاري . تاريخ از اين نمونه‏ها بسيار دارد . اما حسين بن علي (ع) وقتي که شروع کرد به سخنراني ، گفت : " اثني علي‏ الله احسن الثناء ، و احمده علي السراء و الضراء . اللهم اني احمدک‏" ..
با اين همه شرايط نامساعد مادي ، دم از رضا و سازگاري با عوامل مي‏زند ! چرا ؟ چون در شرايط معنوي مساعدي زيست مي‏کند . او اعتقادا و عملا موحد و خداپرست است و به علاوه او به نتيجه نهايي کار خود آگاه است . او هدفش‏ مثل اسکندر و ناپلئون ، جهانگيري نبود که خود را شکست خورده بداند ، هدفش اعلاء کلمه حق بود و از اين نظر کار خود را بسيار سودمند و مؤثر مي‏ديد.(برگرفته از آثار شهيد مطهري) 

منبع سایت غدیر





نوشته شده در تاريخ سه شنبه 28 آبان 1392  ساعت 10:07 AM | نظرات (0)

اگر امام حسین علیه السلام به تمامی حوادث آینده آگاهی داشت، چگونه با پای خود، خویشتن را در هلاکت انداخت؟ !

آیا شیوه حضرت با آیه «لاتلقوا بایدکم الی التهلکة » ; خود را با دستان خویش در هلاکت نیندازید، سازگار است؟ یا آن که مصداقی برای خودکشی محسوب می شود؟ به راستی آگاهی امام از غیب و رسالت آن حضرت در استفاده از این علم در عرصه های مختلف عاشورا و کربلا چگونه بوده است؟

واقعه عاشورا رخدادی است که تاریخ اسلام و بلکه تاریخ بشریت مانندی برای آن سراغ ندارد . جایگاه بلند این حماسه، آن را به صورت رویدادی جاودانه همانند خورشید درخشانی برتارک تاریخ و فرهنگ بشری درآورده است; به گونه ای که با وجود دستان تحریفگر، از چنان عمق و غنایی برخوردار است که تا فرجام تاریخ، پیام آور ارزش های والای انسانی و الهام بخش انسان های آزاد و خداجو خواهد بود .



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 آبان 1392  ساعت 9:05 PM | نظرات (0)

امر به معروف و نهي از منکر

امام علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد:

لاَ تَتْرُکُوا الْاءَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَيُوَلَّى عَلَيْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلاَ يُسْتَجَابُ لَکُمْ
امر به معروف و نهي از منکر را ترک نکنيد که بدهاي شما بر شما سروري مي يابند آنگاه هر چه دعا کنيد مستجاب نشود.(نامه 47)
امام حسين (ع) هدف و انگيزه قيام خود را اين گونه بيان مي کند:
وَاَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلاصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صلى اللّه عليه و آله ارِيدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَاَسيرَ بِسِيرَةِ جَدِّى وَاَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ .
و من نه از روى خودخواهى و يا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى از مدينه خارج مى گردم بلکه هدف من از اين سفر امر به معروف و نهى از منکر و خواسته ام از اين حرکت ، اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب عليه السلام است. 





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 آبان 1392  ساعت 6:12 PM | نظرات (0)

اهميت نماز 

بر اهميت نماز در همه اديان به خصوص در دين اسلام تاکيد زيادي شده است.

در قرآن کريم آمده است: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلوةَ
(پرهيزکاران) کساني هستند که به روز غيب ايمان مي آورند و نماز را بر پاي مي دارند.(سوره بقره آيه 3)
حضرت علي (ع) در نامه 47 نهج البلاغه مي فرمايد:"نماز ستون دين است" 
امام صادق (ع) مي فرمايد :
أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ عَلَى الصَّلَاةِ فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ عَلَيْهِ رُدَّ عَلَيْهِ سَائِرُ عَمَلِه
نخستين چيزى که بنده را در رابطه با آن مورد محاسبه قرار ميدهند نماز است، اگر پذيرفته شود اعمال ديگر نيز پذيرفته ميگردد و اگر رد شود ساير اعمال نيز رد مي شود.
امام حسين (ع) در عصر تاسوعا هنگامي لشکر عمر سعد تصميم به حمله مي گيرد به حضرت ابوالفضل دستور مي دهد که برو از دشمن يک شب وقت بگير تا ما به نماز و عبادت بپردازيم به راستي که من نماز را دوست مي دارم .
و در روز عاشورا هنگامي که يکي از ياران امام فرارسيدن وقت نماز را به امام يادآوري مي کند امام در حق او دعا ميفرمايد: خداوند تو را از نمازگزاراني که به ياد خدا هستند قرار دهد.
نماز امام حسين(ع) در روز عاشورا هنگامي که دشمنان در حال حمله بودند نشان از اهميت اين فريضه مهم دارد. 

منبع سایت غدیر





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 آبان 1392  ساعت 11:14 AM | نظرات (0)