ابزار هدایت به بالای صفحه

غدیرنامه مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ - هر که من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى او است، خدایا دوست بدار آن کس که او را دوست دارد، و دشمن دار آن کس که او را دشمن دارد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)
غدیرنامه
حدیث مؤاخاة یا همان برادری بین حضرت رسول صلی الله علیه واله و امیرالمؤمنین به صورت متواتر نقل شده است از جمله از عبدالله بن عمر روایت شده است که:
 
لما ورد رسول الله المدینه آخی بین الصحابة فجاء علی تدمع عیناه، فقال: یا رسول الله آخیت بین اصحابک و لم تواخ بینی و بین احد؟ فقال رسول الله: یا علی أنت أخی فی الدنیا و الآخرة
 
هنگامی که پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم وارد مدینه شدند بین صحابه برادری و اخوت ایجاد کردند پس امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند در حالیکه چشمانشان پر از اشک بود و عرض کردند: ای رسول خدا!  بین اصحاب خود برادری ایجاد کردی و بین من و هیچ کس دیگر برادری برنگزیدی؟ حضرت فرمودند: ای علی! تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.
 
(المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص14؛ سنن تزمذی، ج5، ص300؛ اسد الغابة، ج4، ص29؛ البدایة و النهایة، ج7؛ ص371؛ مجمع الزوائد، ج9، ص112؛ فتح الباری، ج7، ص211؛ تاریخ بغداد، ج12، ص263؛ نظم دررالسمطین، ص94-95؛ کنزالعمال، ج13، ص140؛ تاریخ مدینه دمشق، ج42، ص18و53و61؛ انساب الاشراف، ص145؛ ینابیع المودة، ج2، ص392؛ تحفة الاحوذی، ج10، ص152)
 
این اخوت دلالت بر رفعت مقام امیرالمؤمنین علیه السلام می کند. زیرا خداوند در قرآن می فرماید: «إنما المؤمنون اخموة» «تنها و تنها مؤمنین برادر یکدیگر هستند.» زیرا برادری واخوت به قدر منزلت و مقام آنهاست همانگونه که ابی بکر و عمر برادر یکدیگر بودند و عثمان و عبدالرحمن بن عوف برادر یکدیگر شدند. حال کسی که برادر اشرف ولد آدم و خاتم الانبیاء هست اوست که در تمامی مراتب و مقامات با رسول خدا شریک است چنانکه خداوند متعال در آیه مباهله حضرت امیرالمؤمنین را نفس پیامبر صلی الله علیه واله و سلم معرفی می کند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 3 آبان 1392  ساعت 11:43 AM | نظرات (0)
وأخرج ابن عساکر عن جابر بن عبد الله قال کنا عند النبی صلى الله علیه وسلم فأقبل علی فقال النبی صلى الله علیه وسلم: والذی نفسی بیده إن هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامة ونزلت «إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أولئک هم خیر البریة» فکان أصحاب النبی صلى الله علیه وسلم إذا أقبل علی قالوا: جاء خیر البریة
 
ابن عساکر از جابر بن عبد الله روایت کرده است که گفت: ما نزد پیامبر صلى الله علیه وآله و سلم بودیم که على از راه رسید، پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: سوگند به آن که جانم به دست او است ، این و شیعیان اویند که در روز قیامت رستگارند . و این آیه نازل شد : «ان الذین آمنوا...» و یاران رسول خدا هر گاه امیرالمؤمنین از راه مى رسید مى گفتند: بهترین آفریدگان آمد.
 
(الدر المنثور ، ج 8، ص 589) همچنین این روایت و مضمون آن در  (تاریخ مدینة دمشق، ج 42،ص 371؛ تفسیر آلوسی، ج 30، ص 207؛ شواهد التنزیل حاكم الحسكانی، ج2، ص 460 ـ 461 و ص 271 ـ272 ؛ فتح القدیر شوكانی، ج 5، ص477؛ كنز العمال متقی الهندی، ج 13، ص 156ـ157؛ نظم درر السمطین الزرندی الحنفی، ص 92)
 
اهل لغت مخالفین نیز  در ذیل توضیحاتشان در مورد کلمه «شیعه» همین شان نزول را در کتاب هایشان ذکر نموده اند. (لسان العرب، ابن منظور، ج 2 ، ص566؛ تاج العروس زبیدی، ج 4، ص 176)
 
 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 3 آبان 1392  ساعت 10:17 AM | نظرات (0)
اخبرنی محمد بن آدم بن سلیمان المصیصی قال حدثنا (یحیی بن عبدالملک بن حمید) بن ابی غنیّة عن ابیه عن ابی اسحاق الشیبانی عن جُمیع و هو ابن عمیر قال:
 
دخلت مع امی علی عائشة و أنا غلام فذکرت لها علیّاً فقالت ما رأیتُ رجلاً أحب إلی رسول الله منه و لا امرأة أحبّ الی رسول الله من امرأته
 
جمیع بن عمیر می گوید: نوجوان بودم با مادرم نزد عایشه رفتیم مادرم نزد وی سخن از امیرالمؤمنین علیه السلام به میان آورد، عایشه گفت: هیچ مردی را نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) محبوب تر از او و هیچ زنی را نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم محبوبتر از همسر او (حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها) ندیدم.
 
مسند احمد، ج43، ص170، ح25046؛ سنن ترمذی، ج5، ص701، ح3874؛ مسند ابویعلی، ج8، ص270، ح4857؛ مناقب کوفی، ج2، ص11، ح577 و ص132، ح617و ص94، ح666 و 470، ح964؛ معجم کبیر طبرانی، ج22، ص403، ح1008؛ تاریخ جرجان، ص213، رقم329؛ الاستیعاب، ج4، ص1897؛ شواهد التنزیل، ج2، ص62، ح684؛ مناقب خوارزمی، ص70، ح63؛ فرائد السمطین، ج1، ص367، ح296.
 
همچنین در برخی دیگر از منابع مخالفین با سندی دیگر، اینگونه روایت شده است که جمیع بن عمیر گفت:
 
دخلت مع امی علی عائشة تسألها من وراء الحجاب عی علیّ؟ فقالت: تسألینی عن رجل ما أعلم أحداً کان أحبّ إلی رسول الله منه و لا أحبّ إلیه من امرأته
 
با مادرم نزد عایشه رفتیم از پشت پرده شنیدم مادرم دربارۀ امیرالمؤمنین از عایشه پرسید، عایشه گفت: از مردی می پرسی که هیچ کسی را محبوبتر از او و همسرش (حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها) نزد رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) نمی شناسم.
 
شرح الاخبار، ج1، ص140، ح70و72؛ مسترشد طبری، ص449،ح146؛ مستدرک حاکم، ج3، ص154.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 11:36 PM | نظرات (0)

عید دانستن روز غدیر و انجام آداب و سنت های ویژه در شب و روز آن، ازشعایر عمومیِ جهان اسلام است و به شیعیان اختصاص ندارد. منابع و مدارک انکارناپذیر تاریخی حکایت می کند که از زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله ، این روز، عید بزرگ مسلمانان شمرده شد و این سنت به وسیله اهل بیت بزرگ آن حضرت و همه باورمندان به اسلام محمدی پاس داری گشت. نگاهی گذرا به منابع نخستینِ اهل تسنن، بر آن چه گفتیم گواه است. ابوریحان بیرونی می نویسد: «روز عید غدیر، از جمله عیدهای مورد توجه اسلام است». و «ابن طلحه شافعی» که از بزرگان اهل سنت است، در این باره می گوید: «این روز، عید گشته برای این که رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را به مقام والای ولایت برگزید و او را بر همه آفریده ها برتری داد».



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 11:18 PM | نظرات (0)
غدیر، یک رخ داد تاریخی صرف یا تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه یک سرفصل اعتقادی است که درون مایه همه طاعت ها از آن منشأ می گیرد، رسالت همه پیامبران در آن مفهوم می یابد، و همه رشدها و تعالی ها از آن جا آغاز می شود. از این رو، شناخت غدیر، از ضروری ترین وبنیادی ترین شناخت های اعتقادی است. امام رضا علیه السلام در کلامی اوج مند درباره شناخت غدیر فرموده اند: «به خدا سوگند، اگر مردم ارزش روز غدیر را شناخته بودند، روزی ده بار، فرشتگان با آنان مصافحه می کردند، و گر به درازا کشیدن سخن برای من ناگوار نبود، درباره ارج مندی این روز و فضیلت هایی که خداوند متعال به کسانی داده که آن را شناخته اند، چنان بسط سخن می دادم که به شمار نیاید».


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 10:55 PM | نظرات (0)
اعتراف عمر علیه اللعنة: هر کس بیعت امیرالمؤمنین علیه السلام را نقض کند منافق است
 
عن عمر بن الخطاب قال: نصب رسول الله علیاً علماً فقال:
 
من كنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و اخذل من خذله و انصر من نصره اللهم انت شهیدی علیهم
 
قال عمر: و كان فی جنبی شاب حسن الوجه، طیب الریح، فقال: یا عمر، لقد عقد رسول الله عقداً لا یحله الا منافق فاحذر ان تحله. قال عمر: فقلت یا رسول الله انك حیث قلت فی علی (ما قلت) كان فی جنبی شاب حسن الوجه، طیب الریح قال كذا و كذا قال: نعم یا عمر، انه لیس من ولد آدم، لكنه جبرئیل اراد ان یؤكد علیكم ما قلته فی علی
 
از عمر بن خطاب روایت شد كه گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، علی را مهتر و بزرگ (مسلمین) قرار داد، پس فرمود: هر كس من مولای او هستم پس علی مولای اوست، پروردگارا دوست بدار دوست او را و دشمن بدار دشمن او را، و ذلیل نما كسی را كه او را ذلیل می كند و یاری فرما كسی را كه یاور اوست. خدایا تو گواه من بر آنان می باشی.
 
عمر گفت: در كنار من جوان خوش سیما و خوش بویی بود، پس گفت: ای عمر به درستی كه رسول خدا پیمان و بیعتی انجام داد كه جز منافق آن را نقض نمی كند پس بر حذر باش كه مبادا آن را نقض كنی. عمر گفت: پس عرض كردم یا رسول الله، وقتی كه شما در مورد علی سخن می گفتی در كنارم جوان خوش چهره و خوش بویی بود كه به من چنین و چنان گفت. حضرت فرمود: بله ای عمر، او از فرزندان آدم نبود، بلكه جبرئیل بود و خواست تا بر شما در مورد آنچه كه من در مورد علی گفتم تأكید كند.
 
ینابیع الموده قندوزی حنفی: باب موده الخامسه، ص297؛ تاریخ مدینۀ دمشق ابن عساكر: شرح حال امیرالمؤمنین علیه السلام ج 2، ص 80 ؛ تاریخ كبیر بخاری: ج 1، ص 375 ؛ مودة القربی علی بن شهاب همدانی شافعی، مودت پنجم.
 
 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 10:35 PM | نظرات (0)
4 چهارمین اشکال، انکار یکی از شواهدی است که شیعه با آن برخلافت امیرالمؤمنین علی(ع) استدلال می کند، و آن جملات پیامبر(ص) در صدر حدیث است که فرمود: «ألست اولی بکم من انفسکم؛ آیا من نسبت به شما از خود شما اولی و سزاوارتر نیستم؟»، سپس فرمود: «هر که من اولی به اویم علی اولی به اوست».
برخی از علمای اهل تسنن جملات صدر حدیث را منکر شده اند؛ از جمله قاضی عضدالدین ایجی می نویسد:
بر فرض که بپذیریم این حدیث صحیح است، ولی باید گفت راویان، قسمت اول حدیث را نقل نکرده اند، پس ممکن نیست که به این جملات (الست اولی بکم) برای اثبات اینکه مولی در حدیث غدیر به معنای اولی است استدلال نمود.57
در پاسخ بدین اشکال باید گفت اگر هم فرضاً صدر روایت نمی بود، با استدلالهای گذشته جای شبهه ای باقی نماند که مراد از کلمه مولی، همان اولی است. اکنون ببینیم این ادعا تا چه حد با واقعیتهای تاریخی سازگار است. قبلاً در متنی که نقل کردیم دیدیم که جملات اوّلیه حدیث در مصادر معتبر اهل سنت آمده است.
علامه امینی جملات صدر روایت را از شصت و چهار نفر از بزرگان اهل حدیث از عامه، از جمله : احمد بن حنبل، طبری، ذهبی، بیهقی، ابن ماجه، ترمذی، طبرانی، نسائی، حاکم نیشابوری، دارقطنی و… نقل میکند.58
علامه میرحامد حسین نیز همین اشکال را از «نهایة العقول» فخر رازی نقل کرده و سپس در پاسخ، مصادر بسیار متعددی از اهل سنّت را که صدر حدیث را روایت کرده اند معرفی می کند؛ از جمله: احمد بن حنبل، ابن کثیر، نسائی، سمهودی، هندی در «کنزالعمال»، طبرانی و سمعانی و بسیار دیگر.59
ابن حجر در «صواعق المحرقة» چون به بی پایگی این اشکال پی برده است آن را مطرح نمی کند و وجود صدر حدیث را در روایات صحیحه می پذیرد.60
 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 10:14 PM | نظرات (0)
خداوند متعال در کتاب آسمانی خویش می فرماید:
 
وَقِفُوهُمْ اِنَّهُمْ مَسئولُونَ (صافات:24)
 
در روز قیامت خداوند به ملائكه فرمان مى دهد كه آنها یعنى مردمان كفر پیشه و گمراه را متوقف سازید كه در كارشان سخت مسؤول هستند و باید مورد بازپرسى قرار بگیرند.
 
خاصه و عامه اتفاق نظر دارد که این آیه در مورد ولایت امیرالمومنین علیه السلام است.
 
شیخ طوسی در امالی از انس بن مالک از پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) نقل می کند:
 
اذا کان یوم القیامه و نصب الصراط علی جهنم لم یجز علیه الا من معه جواز فیه ولایه علی بن ابیطالب، و ذلک قوله تعالی: و قفوهم انهم مسئولون یعنی عن ولایه علی بن ابیطالب (علیه السلام)
 
هنگامی که روز قیامت می شود و صراط بر روی جهنم نصب می گردد. هیچ کس نمی تواند از روی آن عبور کند مگر اینکه جوازی در دست داشته باشد که در آن ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد و این همان است که خداوند می گوید: «و قفوهم انهم مسئولون»
 
 


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 9:58 PM | نظرات (0)
در این نوشته در پی آنیم که تمامی توجیهات و عذرهای اهل سنت در نپذیرفتن حدیث غدیر به عنوان یکی از نصوص امامت و خلافت بلافصل علی(ع) را بررسی کنیم و منصفانه به قضاوت بنشینیم که آیا این حدیث چنانکه شیعه مدعی است دلیل خلافت علی(ع) است یا نه؟
در ابتدای بحث شایسته است این نکته را یادآور شویم که اگر دانشمندان همه فِرق با پذیرفتن اصل اساسی وحدت، درباره مسائل اصلی یا فرعی، اعتقادی یا فقهی به بحث علمی بپردازند، نه تنها دلها از یکدیگر گریزان نمی شود، بلکه به همدیگر نزدیک خواهد شد و این یکی از راههای صحیح تقریب بین مذاهب اسلامی است.
اینک گزارش کوتاهی از چند کتاب روایی درباره حدیث غدیر بیان می کنیم و سپس به بحث درباره حدیث و بیان نظریات و نقد آنها می پردازیم. امام احمد حنبل در «مسند»ش آورده است:
حدثنا عبداللّه، حدثنی ابی، ثنا عفان، ثنا حماد بن سلمه، أنا علی بن زید، عن عدی بن ثابت، عن البراء بن عازب، قال: کنّا مع رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله فی سفر فنزلنا بغدیر خم فنودی فینا: الصلاة جامعة، وکسح لرسول اللّه صلی اللّه علیه وآله تحت شجرتین فصلی الظهر واخذ بید علیٍ رضی اللّه عنه فقال: ألستم تعلمون انی اولی بکل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلی، قال فأخذ بید علی فقال: من کنت مولاه فعلیّ مولاه اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه. قال فلقیه عمر بعد ذلک فقال له: هنیئاً یا ابن ابی طالب اصبحت وأمسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة؛1


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 آبان 1392  ساعت 9:47 PM | نظرات (0)
تعداد صفحات :9   1   2   3   4   5   6   7   8   9