نگاشته هاي شيعيان در فقه مقارن
منتهي المطلب و تذکرة الفقهاء همگي از علامه حلي؛
المؤتلف من المختلف، نگاشته علامه طبرسي؛
الإنصاف في تحقيق مسائل الخلاف من کتاب جواهر الکلام، نوشته شيخ محمد طه نجف؛
الفقه علي المذاهب الخمس، گردآوري محمد جواد مغنيه.
نيز کتابهايي در شاخه «فقه خلاف» نگاشته شده است، که عبارتند از:
الخلاف، نوشته شيخ طوسي؛
تلخيص الخلاف، به کوشش محقق صيمري؛
الفصول المهمة، نگاشته شيخ جعفر کاشف الغطاء؛
مسائل فقهية، تحرير يافته به دست شيخ شرف الدين؛
الإنصاف في مسائل دام فيها الخلاف، نوشته شده توسط شيخ جعفر سبحاني.
يکي از نکاتي که ضرورت توجه به فقه مقارن، را نشان ميدهد، بيان آيت الله بروجردي (رحمه الله) است که ايشان فرموده است: «فقه شيعه به منزله حاشيهاي بر فقه عامه است»، در واقع با توجه به اين سخن ضرورت فقه مقارنهاي به خوبي روشن و واضح ميگردد. آيت الله منتظري (مد ظله) در توضيح کلام استاد سترگش آيت الله بروجردي (رحمه الله) چنين بيان گفته است:
آيت الله بروجردي (رحمه الله) ميفرمودند: فتاواي اهل سنت در ذهن اصحاب ائمه (عليهم السلام) بوده است و اصحاب ائمه با همان سبق ذهن، سؤال ميکردند و در سؤال و جواب نکاتي است که آن سبق ذهني را نشان ميدهد، و با توجه بدان نکات، مقصود روايت روشن ميشود. پس فقه ما، حاشيهاي بر فقه آنان است. اصحاب ائمه (عليهم السلام) در جامعه اسلامي که با فتاواي امثال ابو حنيفه و مالک و شافعي و اوزاعي و ابن ابي ليلي بوده است، بزرگ شدهاند و حتي در محيطهاي علمي آنها رفت و آمد داشتند و حتي گاهي در ذهن اصحاب ائمه، فقه عامه بيشتر از فقه خاصه جاي گرفته بود و ائمه معصومين (عليهم السلام) ناچار بودند که با زحمت حق مطلب را در ذهن صحابي خودشان ادا کنند. خلاصه به دو جهت لازم است روايات عامه و فتاواي ايشان را مورد توجه قرار داد، جهت اول متأثر بودن برخي اصحاب ائمه از فقه عامه و جهت دوم تشخيص صدور روايت که آيا تقيهاي بوده است يا خير؟(يادنامه خاتمي، ص139)
لازم به ياد آوري است، منظور آيت الله بروجردي، کم اهميتي فقه شيعه نبوده است، بلکه ايشان به دنبال بيان اين نکته بوده است که فقه شيعه و روايات فقهي شيعي، ناظر به فقه اهل سنت بوده است، يعني فقه شيعه در فضاي فکري حاکم بر جامعه اسلامي زمان خودش شکل گرفته است و در عين آنکه از فقه عامه، مستقل است، اما نميتوان به صورت منقطع از فقه اهل سنت به مطالعه آن پرداخت.
ادامه دارد ...
منبع :
ضرورت فقه مقارن
تعريف فقه مقارن
واژه دوم نيز «مقارن» است که از کلمه «مقارنه» گرفته شده است، که به معناي «جمع» و «مصاحبت» و نيز «مقايسه» به کار ميرود، بنابر اين فقه مقارن به معناي فقه مقايسهاي است.
در اصطلاح، «فقه مقارن» به رويکردي در تحقيق و پژوهش در زمينه فقه گفته ميشود که فراتر از نقل و بررسي آرا فقهي يک مذهب، به نظرات مذاهب ديگر فقهي، نيز توجه ميشود. البته گونهاي از فقه مقارن به نام «فقه خلاف»، علاوه بر طرح مقايسه آراي فقهي مذاهب، آنها را مورد داوري و ارزيابي نيز قرار ميدهد. دامنه موضوع فقه مقارن، همه ابواب و مسائل فقه را در بر ميگيرد، اما حجم آراي فقهي طرح شده در آن گسترده تر از فقه مذهبي است.
مذاهب فقهي از گذشته تا کنون با هم در تعامل بودهاند، و هر يک با نظر به ديگران مباني و مباحث خود را استحکام و اتساع ميبشيده است. داستان رقابت و مقايسه ميان مذاهب فقهي اهل سنت گسترده تر و بيشتر بوده و هست، ليکن در اين نوشتار به دنبال بيان نحوه تماس فقه شيعي با فقه سني نظر داريم.
در فقه اماميه، نقل و بررسي آراي عامه، در دورههاي همزيستي و ارتباط با اهل سنت، بيشتر مشاهده ميشود، اما اين سبک، پس از پديد آمدن تمايزات جغرافيايي ميان مناطق شيعي و سني، رو به افول نهاد، البته احساس بي نيازي برخي فقيهان از چنين شيوهاي نيز مزيد بر علت شد و به روند جدايي از مقارنه کاري، سرعت بخشيد. ليکن امروزه به واسطه رشد ارتباطات جهاني، و کم رنگ شدن مرزهاي جغرافيايي و نيز احساس نياز انديشمندان به تقريب و تدقيق در انديشههاي انديشوران ديگر مذاهب اسلامي، شاهد رشد فزاينده تک نگاريهاي فقهي و حتي آثار دورهاي فقه مقارن هستيم.
ادامه دارد ...
منبع :
وقف در آيينه ادب و شعر فارسي
ناصر خسرو:
هر کجا قاب پلو جوجه و کوکو دارد
مال وقف است و تعلق به دعاگو دارد
ادامه دارد ...
منبع :
وقف در آيينه ادب و شعر فارسي
ناصر خسرو:
مخرام و مشو خرم از اقبال زمانه
زيرا که نشد وقف تو اين مرکز غَبرا
ادامه دارد ...
منبع :
